از سوم تیر تا ۲۰ مرداد، دستکم ۵۰ انفجار و آتشسوزی بحثبرانگیز در ۱۹ استان کشور رخ داده است. وقوع این انفجارها پس از آتشبس با اسرائیل، احتمال مربوط بودن برخی از آنها با مرگ مشکوک چهرههای امنیتی و نظامی و تردیدها درباره علت واقعی بروز آنها را افزایش داده است.
مقامات و رسانههای رسمی جمهوری اسلامی، از سوم تیر تاکنون در تمام موضعگیریهای خود، ضمن اینکه وعده دادند «علت سانحه» پس از بررسیها مشخص خواهد شد، بر «عادی» بودن این انفجارها و آتشسوزیها از یکسو و رد ارتباط آنها با اسرائیل از سوی دیگر تاکید کردند.
انفجارها در میانه تابستان رخ دادند؛ فصلی که اصولا مصرف گاز در آن به حداقل میرسد. از سوی دیگر، نزدیکی مکان برخی از این آتشسوزیها به مراکز نظامی و همچنین اعلام خبر مرگ ناگهانی برخی چهرههای امنیتی نظیر علی طائب، تردیدها را درباره خبرهای رسمی افزایش داده است.
با بالا گرفتن این تردیدها، برخی مقامات نظیر حسن عباسنژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران، آتشسوزیها را به «پسماندسوزاندن عناصر معاند» مرتبط کردند.
چه مکانهایی در کدام استانها منفجر شدند یا سوختند؟
از میان تمام اماکنی که در این مدت انفجار یا آتشسوزی در آنها مورد تردید قرار گرفته است، حدود ۳۰ درصد کاربری تجاری، ۲۴ درصد کاربری مسکونی، ۱۶ درصد کاربری صنعتی، ۱۴ درصد کاربری نظامی، ۱۰ درصد کاربریهای عمومی و شش درصد نیز کاربری نامعلوم داشتند.
۲۳ تیر با چهار آتشسوزی و انفجار، بالاترین تعداد وقایع از سوم تیر تا ۲۰ مرداد را داشته است.
استان تهران با ۱۵ مورد آتشسوزی بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده است. پس از آن، هرمزگان با پنج مورد و خراسان رضوی با چهار مورد قرار دارند.
استانهای آذربایجان شرقی و البرز هر کدام با سه انفجار در رتبه بعدی قرار گرفتهاند و اصفهان، خوزستان، قم، کرمانشاه و گیلان هر کدام با دو مورد در رتبههای بعدی هستند.
در استانهای آذربایجانغربی، ایلام، فارس، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، مازندران، مرکزی، همدان و یزد نیز دستکم یک مورد آتشسوزی یا انفجار ثبت شده است.
اولین مورد انفجار پس از آتشسوزی، مربوط به یک واحد مسکونی در شهرک کرناچی کرمانشاه در سوم تیر بود.
مقامات رسمی علت را انفجار گاز اعلام کردند. چهارم تیر، یک واحد مسکونی در جنتآباد تهران منفجر شد.
این مورد هم بهطور رسمی انفجار گاز در ساختمانی نیمهکاره اعلام شد.
همان روز، ساختمان دیگری در بلوار هدایت مشهد منفجر شد که علت این مورد هم انفجار گاز اعلام شد.
همزمان با تهران و مشهد، در دزفول، شهروندان صدای انفجارهای مهیبی را شنیدند. پس از انفجار، مقامات نظامی علت را انهدام و خنثیسازی مهمات فرسوده اعلام کردند.
پنجم تیر، زبانههای آتش از پنجره یک واحد مسکونی در برج آسمان فرمانیه تهران، توجه شهروندان را جلب کرد.
با توجه به تجربه هدف قرار دادن مقامات نظامی و امنیتی در جریان جنگ ۱۲ روزه در مناطق شمال شهر تهران، تردیدها درباره این آتشسوزی افزایش یافت.
علت این آتشسوزی بهطور روشن و قطعی اعلام نشد.
پنجم تیر از پالایشگاه تبریز، صدای انفجار و پس از آن آتشسوزی گزارش شد.
در اقدامی نامتعارف، سپاه «عاشورا» درباره این انفجار بیانیه صادر و اعلام کرد در هنگام تعویض مخزن ازت، انفجار رخ داده است.
در همان تیر ماه، حوالی فرودگاه ارومیه، انفجار و آتشسوزی گزارش شد. مقامات رسمی علت را نظیر دزفول، انهدام و خنثیسازی مهمات اعلام کردند.
همان زمان، شهروندان در شمال شرق تهران، حوالی شهرک محلاتی و در همدان، صدای انفجارهای مهیبی را گزارش کردند.
علت هر دوی این موارد، تست پدافند اعلام شد.
سیزدهم تیر، آتشسوزی بزرگی در مجتمع تجاری «نور» جزیره قشم رخ داد. دستکم ۲۰۰ واحد تجاری در آتش سوختند و شدت آتش به حدی بود که ۱۳۰ آتشنشان از بندرعباس، بندرخمیر و مناطق دیگر برای کمک به خاموش کردن آتش اعزام شدند.
چهاردهم تیر، انفجاری در نزدیکی کارخانه ایستک در شهر سنندج گزارش شد که منابع محلی علت را انفجار در یک انبار باتری اعلام کردند.
شانزدهم تیر، شهروندان در حاشیه غربی تهران، شنیدن صدای انفجارهای مکرر را گزارش دادند اما هیچ موضعگیری رسمیای درباره علت وقوع آن بیان نشد.
هجدهم تیر، در حاشیه تهران و منطقه مرتضیگرد در خلازیر که در آن صنایع کوچک چوب فعال هستند، آتشسوزی رخ داد و منشأ آتشسوزی یک کارگاه مبلسازی اعلام شد.
۱۹ تیر، یکی از واحدهای برج «پامچال ۹» در منطقه ۲۲ تهران منفجر شد. برخی شهروندان مشاهده پرتابهای از خارج ساختمان را گزارش دادند و بلافاصله پس از انفجار، نیروهای امنیتی و امدادی در محل حضور یافتند.
برخلاف سایر سوانح مشابه، خبرگزاریهای رسمی به سرعت تصاویری از یک واحد تخریبشده منتشر کردند و گفته شد که واحد سانحهدیده است. نبود اثاث خانه و آثار سوختگی، تردیدها را درباره علت این حادثه افزایش داد.
سانحه، انفجار گاز اعلام شد اما بعد مشخص شد این برج گازکشی نشده است و یک روز پس از آن، خبر مرگ طائب اعلام شد.
انفجار ۲۳ تیر در پردیسان قم
بیستویکم تیر، شهروندان در دماوند، شنیده شدن صدای انفجار و مشاهده اشیاء نورانی در آسمان را اعلام کردند.
در این مورد نیز مقامات رسمی علت را تست پدافند اعلام کردند.
بیستوسوم تیر، ستون دود بزرگی از تهران، محدوده پل روشندلان مشاهده شد.
آتشنشانی منشأ آتشسوزی را یک کارگاه کفش در طبقه همکف ساختمان اعلام کرد.
همزمان در کرج، در محدوده شهرک خاتمالانبیاء، آتشسوزی بزرگی گزارش شد.
در این مورد، آتشنشانی علت را آتش گرفتن یک کارگاه مبلسازی اعلام کرد.
در مشهد نیز شهروندان ستونهایی از دود در حوالی فرودگاه این شهر مشاهده کردند.
روابط عمومی فرودگاه علت را آتش زدن علفهای فرودگاه اعلام کرد.
در قم، انفجار در یک مجتمع مسکونی در شهرک پردیسان گزارش شد. شکل انفجار پردیسان قم در تصاویر، یادآور حمله اسرائیل به خانه مسکونی اشخاص کلیدی نظامی و هستهای جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه بود.
علت این انفجار بهطور رسمی نشت گاز اعلام و گفته شد انفجار هفت مصدوم به جا گذاشته، واحدهای اطراف تخریب شده و به خودروهایی آسیب وارد شده است.
بیستوچهارم تیر، «پاساژ قائم» در محله پر رفتوآمد مشهد دچار آتشسوزی شد.
علت قطعی این حادثه اعلام نشد اما مقامات محلی تلویحا فرسودگی این مجتمع تجاری را علت آتشسوزی اعلام کردند.
در شمالغرب کشور، همزمان با پاساژ قائم، برج زمرد در تبریز آتش گرفت که علت این آتشسوزی نیز اعلام نشد.
در تهران، در محله اصفهانک، یک مجتمع مسکونی پنج طبقه با ۶۰ واحد دچار آتشسوزی شد که آتشنشانی اعلام کرد کانون اولیه آن، آتش گرفتن خودروها در پارکینگ بوده است.
بیستوپنجم تیر، پارک «باغلارباغی» در تبریز دچار آتشسوزی شد. علت این آتشسوزی، آتش گرفتن دستگاه رنجر در شهربازی این پارک اعلام شد. بیستوششم تیر، ستون دود بزرگی از نزدیکی بیمارستان برکت در منطقه چیتگر تهران مشاهده شد.
مراجع رسمی این آتشسوزی را ناشی از آتش گرفتن دپوی زباله در یک سایت تفکیک زباله در نزدیکی بیمارستان اعلام کردند.
خبرگزاریهای رسمی علت را «نشتی یکی از پمپهای واحد ۷۰» اعلام و تاکید کردند هیچ خرابکاریای رخ نداده است.
همان روز در تهران، در شهرک خرازی، یک برج مسکونی ۳۰ طبقه دچار آتشسوزی شد. علت آتشسوزی «اتصالی کولر گازی» اعلام شد.
همزمان، در خیابان نوفللوشاتوی تهران در نزدیکی سفارت ایتالیا، ستون دودی دیده شد. علت این آتشسوزی آتش زدن «ضایعات» در یک حیاط متروکه اعلام شد.
بیستونهم تیر، شهرک صنعتی سنگ مهریز در یزد دچار آتشسوزی شد.
شب همان روز، در رشت و حوالی میدان توشیبا، یک ساختمان مسکونی و تجاری دچار آتشسوزی شد.
علت آتشسوزی رشت اعلام نشد اما دستکم ۱۸ مصدوم داشت و تمام ساختمان و خودروهای اطراف تخریب شدند.
سیام تیر، یک آتشسوزی بزرگ در شهرک صنعتی خوارزمی ماهدشت در استان البرز گزارش شد.
مقامات رسمی اعلام کردند آتشسوزی در محل یک کارخانه تولید الیاف رخ داده و به دلیل حجم بالای مواد پلیمری انبارشده در سوله این کارخانه، عملیات خاموش کردن آتش دشوار بوده است.
علت بروز آتشسوزی اعلام نشد.
همزمان در جاده اصفهان به زیار، انفجار و آتشسوزی بزرگی گزارش شد. یک واحد تولید فرآوردههای نفتی در جاده زیار دچار انفجار و آتشسوزی شد. وسعت آتشسوزی دستکم هزار و ۵۰۰ متر ارزیابی شد و علت این آتشسوزی هم روشن نشد.
سیویکم تیر، منطقه آزاد انزلی دچار آتشسوزی شد و مجتمع تجاری «ونوس» در این منطقه آتش گرفت. دستکم ۱۶ مصدوم در این آتشسوزی گزارش شد اما علت آن اعلام نشد.
همان روز، در جنوب کشور و جزیره قشم، مجتمع تجاری «دو دلفین» آتش گرفت.
علت وقوع این آتشسوزی اتصال سیم برق اعلام شد.
در قم، یک واحد مسکونی واقع در شهرک فاطمیه منفجر شد. انفجار مهیبی که آثار آن روی ساختمانهای اطراف نیز قابل مشاهده بود.
علت این انفجار، ترکیدن آبگرمکن اعلام شد.
اول مرداد، ویدیویی از آتشسوزی در محوطه شهرک علمیـتحقیقاتی اصفهان منتشر شد. علت آتشسوزی اعلام نشد اما گفته شد دو کارگاه یک شرکت دانشبنیان دچار آتشسوزی شدند.
جمهوری اسلامی بارها از شرکتهای دانشبنیان به عنوان پوشش در برنامههای مخفیانه خود استفاده کرده است.
سوم مرداد، بازار قدیم بندرعباس دچار آتشسوزی وسیعی شد. علت این آتشسوزی روشن نشد.
چهارم مرداد، فروشگاه بزرگ «هایپرمارکت مهدیس» در قائمشهر مازندران دچار آتشسوزی شد. علت این آتشسوزی نیز اعلام نشد.
ششم مرداد، بار دیگر یک آتشسوزی گسترده در جزیره قشم گزارش شد. این بار مجتمع تجاری «پرشین گلف-۲» دچار آتشسوزی شد و علت آن، آتشسوزی جوشکاری در مجتمع اعلام شد.
نهم مرداد، گزارشی از آتشسوزی در شهرک صنعتی نصیرآباد، واقع در رباطکریم منتشر شد.
مدیرعامل این شهرک صنعتی اعلام کرد به دلیل نوسان جریان برق، یک کارگاه مبلسازی در این شهرک دچار آتشسوزی شده است.
همزمان در کرمانشاه، شهروندان از وقوع یک آتشسوزی بزرگ در پالایشگاه نفت کرمانشاه خبر دادند.
منابع رسمی اعلام کردند محل آتشسوزی پالایشگاه نبوده بلکه محوطه ضایعات شرکت آبفای کرمانشاه دچار آتشسوزی شده است.
همان روز، در مشهد نیز ستون دود بزرگی از سمت بیمارستان قائم این شهر به هوا رفت. در این مورد اعلام شد علت آتشسوزی، آتش زدن درختان در محوطه بیمارستان قائم بوده است.
سیزدهم مرداد، یک خوابگاه واقع در خیابان انقلاب تهران دچار آتشسوزی شد.
منابع رسمی اعلام کردند منشأ آتشسوزی یک کارگاه چوببری در مجاورت خوابگاه بوده است.
چهاردهم مرداد، آتشسوزی گسترده در محدوده کوه دراک در شیراز مشاهده شد.
منابع رسمی سهلانگاری گردشگران و کوهنوردان را علت حادثه اعلام کردند. با این حال، نزدیکی این منطقه به مناطقی که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف قرار گرفتند، موجب تردید شهروندان شد. پانزدهم مرداد، یک منطقه صنعتی در نزدیکی علیآباد قاجار در استان تهران آتش گرفت. علت آتشسوزی اعلام نشد اما منابع رسمی گفتند منشأ آتشسوزی محل نگهداری مصنوعات چوبی بوده است.
هفدهم مرداد، محوطهای در نزدیکی پلیسراه در حاشیه گچساران دچار انفجار و آتشسوزی شد.
منابع محلی بدون ذکر علت، منشأ آتشسوزی را انبار ضایعات معرفی کردند.
هجدهم مرداد، بار دیگر منطقه آزاد انزلی و این بار مجتمع «کاسپین» آتش گرفت. مانند مورد قبلی، در این مورد نیز علت آتشسوزی اعلام نشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.