موج کمسابقه آتشسوزی جنگلها و مراتع؛ در نیمه اول مرداد دستکم ۳۲ حریق گزارش شد
در نیمه نخست مرداد دستکم ۳۲ آتشسوزی در جنگلها، مراتع و زمینهای کشاورزی ۱۱ استان ایران رخ داده است. این آتشسوزیها در ۱۵ و ۱۶ مرداد اوج گرفت؛ در این دو روز بیش از ۱۵ آتشسوزی در جنگلهای چهارمحال و بختیاری، گلستان، آذربایجان شرقی، فارس، سمنان، گیلان و کردستان گزارش شد.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد حدود ۴۰ درصد از آتشسوزیهای گزارششده در رسانههای ایران طی دو روز ۱۵ و ۱۶ مرداد رخ داده است.
به گفته مقامات سازمان محیط زیست و اداره منابع طبیعی، علت اصلی این آتشسوزیها گرمای بیسابقه هواست که احتمال بروز آتشسوزی در عرصههای منابع طبیعی و جنگلها را افزایش داده و خشکی مراتع و جنگلها سرعت گسترش آتش را سرعت بخشیده است.
۱۶ مرداد؛ پنج استان درگیر آتشسوزیهای طبیعی
شانزدهم مرداد آتشسوزیهایی در منطقه حفاظتشده هلن در استان چهارمحال و بختیاری، جنگلهای کُردکوی در استان گلستان، جنگلهای جلفا در استان آذربایجان شرقی، مراتع ارتفاعات کوه دراک شیراز و جنگل ابر شاهرود گزارش شد.
استانداری چهارمحال و بختیاری شامگاه ۱۶ مرداد اعلام کرد که در پی ۲۴ ساعت آتشسوزی در منطقه حفاظتشده هلن، بیش از ۱۰۰ هکتار از جنگلهای بلوط در آتش سوخته است. این جنگلها به پاسداشت یک پرستار آمریکایی به نام هلن جفریز بختیار که همسر یک پزشک ایرانی بود و در این منطقه به مداوای مردم میپرداخت، هلن نام گرفتهاند.
سه منطقه مختلف جنگلهای کُردکوی استان گلستان هم ۱۵ مرداد گرفتار حریق و طبق اعلام اداره کل منابع طبیعی استان، ظرف ۲۴ ساعت مهار شد. مقامات «سهلانگاری انسانی و شرایط نامساعد جوی و وزش بادهای شدید» را عامل ایجاد و گسترش آتش در این جنگلها اعلام کردند.
جنگلهای قرهداغ شهرستان جلفا هم در این روز با آتشسوزی درگیری بود و به گفته سخنگوی سازمان مدیریت بحران پس از چند ساعت مهار شد.
اداره منابع طبیعی و آبخیزداری آذربایجان شرقی «گرمای هوا» را عامل ایجاد این حریق اعلام کرد و هشدار داد که احتمال وقوع اتفاقهای مشابه در جنگلها و مراتع این استان زیاد است.
جنگل ابر شاهرود هم در این روز آتش گرفت و به دست نیروهای هلال احمر، منابع طبیعی، محیط زیست و مردم محلی نجات یافت.
آتشسوزیهای پیدرپی در کوه دراک شیراز و شبهه وجود تاسیسات نظامی
یکی دیگر از نقاط درگیر آتشسوزی در ۱۵ و ۱۶ مرداد ارتفاعات دراک در نزدیکی شهر شیراز بود که پس از دو روز مهار شد.
نخستین آتشسوزی سال جاری در این منطقه بیستم اردیبهشت گزارش و علت آن از سوی رئیس سازمان آتشنشانی شیراز «گرمای هوا و خشک شدن پوشش گیاهی منطقه» اعلام شد.
دو روز بعد، یعنی ۲۲ اردیبهشت بخشهای صعبالعبوری از این کوهها دچار آتشسوزی شد. حریق بعدی دوم مرداد گزارش شد و اداره آتشنشانی شیراز اعلام کرد که علت حادثه در دست بررسی است. این آتشسوزی هم بعد از ۲۲ ساعت به دست بیش از ۶۵ آتشنشان مهار شد.
تکرار آتشسوزیها در این منطقه گمانهزنیهایی در خصوص وجود تاسیسات مخفی نظامی در کوهستانهای اطراف شیراز را به همراه داشت.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری فارس ۱۵ مرداد خبر داد که ضلع جنوبی کوه دراک شیراز دچار آتشسوزی شده و نیروهای آتشنشانی در حال مهار آتش هستند.
یک روز بعد، هادی عیدیپور، رئیس سازمان آتشنشانی شیراز از مهار این آتشسوزی با مشارکت بیش از ۱۰۰ آتشنشان و نیروهای محلی خبر داد و در گفتوگو با خبرگزاری مهر تاکید کرد: «این آتشسوزی به هیچ مرکز نظامی نزدیک نبود. گسترش آتش به دلیل پوشش گیاهی منطقه و خشک بودن گیاهان بود که برای اطفای آن مجبور به استفاده از بالگرد شدیم.»
نتیجه بررسیهای قبلی این سازمان درباره عامل اصلی آتشسوزیهای پیدرپی کوه دراک هنوز اعلام نشده است، با این وجود عیدیپور پس از کنترل آخرین حریق این منطقه تکرار کرد که در حال بررسی علت آتشسوزی هستند.
۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی شهرستان خداآفرین در استان آذربایجان شرقی، ۱۵ هکتار از مراتع منطقه حفاظتشده عبدالرزاق در استان کردستان، بخشهایی از جنگلهای ارمند و باغات شهرستان اردل در استان چهارمحال و بختیاری، ۲۳ هکتار از مراتع شهرستان بوئینمیاندشت در مرز استانهای اصفهان و لرستان و ۲۰ هکتار از مراتع سیاکمر در منطقه میقان از توابع شاهرود در جریان آتشسوزیهای پراکنده ۱۵ مرداد خاکستر شد.
بیکفایتی در مدیریت منابع آبی و خشکی بیش از حد زمین
مقامهای جمهوری اسلامی ماههاست که هشدار میدهند افزایش دما در تابستان احتمال آتشسوزی در جنگلها و مراتع را افزایش خواهد داد. اما تغییرات اقلیمی و افزایش گرمای هوا تنها مقصر موج آتشسوزیها نیست.
خشکسالیهای طولانیمدت و کاهش رطوبت خاک پوشش گیاهی را به محیطی قابل اشتعال تبدیل میکند که تنها منتظر یک جرقه کوچک است. سالهاست که کارشناسان محیط زیست درباره پیامدهای غیرقابل جبران برداشت بیرویه آب از ذخایر آب زیرزمینی و خالی کردن زمین از رطوبت هشدار میدهند.
روزنامه اعتماد ۱۱ مرداد در گزارشی با عنوان «۷۰ هزار سال باید صبر کرد تا آبهای زیرزمینی برگردند» با استناد به سخنان محمد درویش، استاد دانشگاه و کارشناس محیط زیست، نوشت ایران در مرحلهای از بیابانزایی است که سفرههای آب زیرزمینیاش حتی با توقف برداشت نیز قابل احیا نیست.
سرپوش گذاشتن بر اشتباهات فاحش و ساختاری
علی عباسنژاد، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری نیمه تیرماه اعلام کرد که میزان آتشسوزی در جنگلهای کشور در خرداد ۱۴۰۴ نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته ۳۰ درصد افزایش داشته و در ۹۵ موارد عامل انسانی مقصر شناخته شده است.
او دلیل تعداد کمتر آتشسوزیها در دو ماه اول سال را «سرد بودن هوا و ورود کمتر مردم به عرصههای طبیعی» دانست و تعداد آتشسوزیهای فروردین و اردیبهشت را ۹۰ مورد در جنگلها و ۳۰۰ مورد در مراتع عنوان کرد.
این در حالی است که دمای هوا در فروردین در استان تهران بین ۱۲ تا ۱۷ درجه سانتیگراد و اردیبهشت بین ۱۱ تا ۲۴ درجه سانتیگراد ثبت شده است. متوسط دما در استان مازندران در دو ماه نخست سال بهترتیب ۱۵ و ۲۲ درجه، در استان گیلان ۱۵ و ۲۴ درجه و در استان چهارمحال و بختیاری ۱۴ و ۲۱ درجه سانتیگراد ثبت شده است.
آنچه در بیشتر ریشهیابیهای مسئولان غایب است، تمهیدات پیشگیرانه، پرهیز از خطاهای فاحش در مدیریت محیطزیست و برنامههای بلندمدت برای مهار پیامدهای ویرانگر تغییرات اقلیمی است. در مقابل، انگشت اتهام بهسوی مردم و عواملی نشانه میرود که بتوان با آویختن به آن سوءمدیریت را پنهان و راه هرگونه نقد موثر را مسدود کرد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.