تعطیلی ایران؛ در ۲۷ استان کشور، مدارس، دانشگاهها و ادارت تعطیل شد
مقامات استانداری ۲۵ استان کشور اعلام کردند به علت برودت هوا و آنچه «ناترازی انرژی» خوانده شده همه مدارس، دانشگاهها و ادارات روز شنبه تعطیل خواهند بود. همزمان، استانداریهای استان خوزستان و بوشهر هم به دلیل آلودگی هوا و گردوغبار، مراکز آموزشی و ادرای را تعطیل کردهاند.
در ۲۵ استان تهران، البرز، اصفهان، فارس، گیلان، مازندران، گلستان، سمنان، لرستان، ایلام، مرکزی، چهارمحالوبختیاری، همدان، کرمانشاه، کُردستان، زنجان، اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، قزوین، کرمان، قُم، خراسان رضوی، خُراسان شمالی، خُراسان جنوبی، علت این تعطیلیها برودت هوا، یخبندان، بارش برف و ناترازی انرژی عنوان شده است.
در تقریبا تمام اطلاعیههای صادرشده از سوی استانداریهای این استانها به مساله ناترازی انرژی به عنوان علت تعطیلیها اشاره شده است.
پیش از این هم در ۲۵ آذر، مدارس تهران و بسیاری از استانهای ایران به دلایلی از جمله بارش برف و باران و کاهش دما، مدیریت انرژی، آلودگی هوا و ریزگردها، تعطیل و نیمهتعطیل اعلام شدند.
روز بعد از آن هم در ۲۶ آذر ، مدارس، دانشگاهها و ادارات بسیاری از استانها بازهم به دلیل «کاهش دما» و «مدیریت انرژی»، تعطیل و نیمهتعطیل اعلام شدند. این وضعیت به دنبال سرمای شدید در برخی مناطق کشور و در فاصله شش روز تا آغاز زمستان رخ داد.
در آن زمان، جبران ناترازی انرژی، مدیریت مصرف انرژی، جلوگیری از قطع گاز مشترکان خانگی و حفظ سلامت شهروندان، از جمله دلایلی بود که برای این تعطیلیها عنوان شد. دلایلی که در بیانیههای اخیر استانداریها هم تکرار شده است.
ادعای کذب پرمصرف بودن مشترکان در ایران
بیشتر خبرگزاریها گزارش داده بودند مصرف گاز در ایران با کاهش دمای هوا و ورود سامانههای سرمایشی جدید به سطح بیسابقهای رسیده و این روند مصرف باعث ایجاد افت فشار گاز در برخی استانها شده است.
دولت در تلاش برای مدیریت این بحران، خواستار کاهش حداقل دو درجه از دمای سیستمهای گرمایشی شده است.
پزشکیان، اول بهمن ماه، در همایشی به نام «همایش ملی روز هوای پاک»، با اشاره به وعده پرسر و صدای دولتش درباره ممنوعیت مازوتسوزی در نیروگاهها گفت: «قرار بود مازوت اصلا سوزانده نشود و گیر کردیم و اگر نمیسوزاندیم میبایست گاز منازل را قطع میکردیم، چون مصرف ما چندین برابر مصرف در خارج از کشور است.»
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر و به طور خاص از ابتدای سال ۱۴۰۳، با زنجیره بحران انرژی مواجه شده است. زنجیره بحرانی که مقامات جمهوری اسلامی آن را «ناترازی» میخوانند و تقصیر آن را به گردن پرمصرف بودن شهروندان میاندازند.
بر اساس آمارهای موجود، سرانه مصرف انواع انرژی ایرانیان در سال ۲۰۲۲ میلادی، ۴۰ کیلووات ساعت بوده است. این سرانه در قطر ۲۲۶ کیلووات ساعت، در امارات متحده عربی ۱۵۰ کیلووات ساعت، در عربستان سعودی ۸۳ کیلووات ساعت و در روسیه ۶۰ کیلووات ساعت بوده است.
در بین کشورهای غربی نیز سرانه مصرف انواع انرژی مردم آمریکا، ۷۷ کیلووات ساعت، مردم نروژ ۱۰۱ کیلووات ساعت و مردم ایسلند ۱۶۷ کیلووات ساعت است.
درباره برق هم به طور خاص، سرانه مصرف ایرانیان ۳/۶ هزار کیلووات ساعت در سال است؛ این عدد برای قطر ۱۸/۹، برای امارات ۱۷/۲، برای عربستان سعودی ۱۰/۸، برای روسیه ۷/۱، برای آمریکا ۱۲/۴، برای نروژ ۲۲/۴ و برای ایسلند ۴۹/۷ هزار کیلووات ساعت در سال است.
بنابراین، اظهارات پزشکیان راجع به «چند برابر» بودن مصرف ایرانیان، بر اساس آمارهای موجود، ادعایی نامعتبر و بیاساس است.
چه تابستان، چه زمستان؛ کشور در بحران
شهروندان ایرانی تابستان ۱۴۰۳ را به دلیل ناتوانی شبکه تولید و توزیع برق کشور در تامین برق مورد نیاز، در خاموشیهای سراسری سپری کردند. اکنون در آستانه زمستان، جمهوری اسلامی در تامین گاز شهروندان ناتوان شده است.
در پاییز هم دولت به دلیل آنچه «توقف مازوتسوزی» نیروگاهها با هدف کاهش آلودگی هوا عنوان کرد، خاموشیهایی را به شهروندان ایران تحمیل کرد.
این ادعای دولت در حالی مطرح شد که از ۱۴۰ نیروگاه حرارتی کشور، تنها ۱۴ نیروگاه امکان مازوتسوزی دارند. با وجود این تصمیم، تهران و برخی از کلانشهرها همچنان از آلودگی هوا رنج میبرند.
پیش از این تعطیلیها به دلیل کمبود گاز، دولت مسعود پزشکیان طی مصوبه ۲۰ آبان هیات وزیران، وزارت نفت را مکلف کرد تعرفههای قبلی را طوری دستکاری کند که دولت درآمد بیشتری از محل بهای گاز مصرفکنندگان خانگی داشته باشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.