پرستاران بیمارستان صدوقی یزد، دوشنبه ۲۲ مرداد در ادامه اعتصاب سراسری پرستاران در شهرهای مختلف ایران، تجمع اعتراضی برگزار کردند. این هشتمین روز بود که پرستاران به دلیل ماهها حقوق و کارانه پرداخت نشده، اجرا نشدن قانون تعرفهگذاری خدمات پزشکی و شیفتهای اجباری طولانی، اعتصاب کردند.
پرستاران در ایران در شرایطی دشوار مشغول کار هستند.
پروانه ماندنی، ۳۲ ساله، پرستار بیمارستان «امام حسین» سپیدان، روز ۱۲ مرداد بعد از همراهی سه بیمار برای اعزام از این بیمارستان به یکی از بیمارستانهای شیراز، به دلیل فشار کار زیاد که در پزشکی به آن «سندروم کاروشی» میگویند، فوت شد.
پس از درگذشت این پرستار، اعتصابات گسترده پرستاران در شهرهای مختلف از هفته گذشته در نزدیک به هفت بیمارستان در شیراز و یک بیمارستان در کرج شروع شد و حالا به بیمارستانهای آباده، تبریز، زنجان، فسا، یاسوج و یزد رسیده است.
پرستارها و کادر درمان که به ماهها حقوق معوقه پرداخت نشده، اضافهکاریهای اجباری بدون حقوق و اجرایی نشدن تعرفهگذاری خدمات پرستاری اعتراض دارند، در تجمعات خود شعارهای «پرستار داد بزن/ حقت رو فریاد بزن»، «پرستار میمیرد/ ذلت نمیپذیرد» و «با کرونا جنگیدیم/ حمایتی ندیدیم» سر دادند.
با پرواز از تهران برای شیراز نیرو میبرند
یکی از پرستاران بیمارستان امیر در شیراز در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «بیمارستان ما مرکز آنکولوژی است. با این حال تمام بیماران بستری را مرخص کردهاند و فقط سرپرستارها و سوپروایزها حضور دارند.»
به گفته این پرستار، در گروههای پرستاری مدام پیام میدهند تا پرستارها را از تهران با وعده و وعید دستمزد بالا و با هواپیما، به شیراز ببرند.
او تاکید کرد انتقال پرستاران از تهران یا مشهد به شیراز هیچ دلیلی ندارد جز اینکه با پرستاران برای پیگیری حق و حقوقشان «لجبازی» کنند.
روز گذشته روزنامه هممیهن خبر داد نیروهای امنیتی با پرستارانی که در اعتصابات و اعتراضات شرکت کردهاند تماس گرفته و تهدیدشان کردهاند تا سر کارشان بازگردند وگرنه اخراج میشوند.
حتی نمیتوانند امنیت پرستاران در بیمارستانها را تامین کنند
اعتراضها و اعتصاب سراسری پرستاران در شهرهای مختلف، به صورت هماهنگ و خودجوش، در واکنش به تامین نشدن حقوق صنفیشان انجام میشود.
شرایط فعلی کار پرستاران از نظر بسیاری از آنان نشانهای از فروپاشی نظام سلامت در ایران است.
یک پرستار از بیمارستان هزار تختخوابی نمازی شیراز به ایراناینترنشنال گفت: «دیروز نیروهای امنیتی به یکی از پرستاران گفته بودند که شما از طرف کدام جریان هدایت میشوید؟ خودشان میدانند که آمار خودکشی پرستاران بالا است اما باز میخواهند موضوع را امنیتی کنند.»
او در ادامه گفت: «در ماههای گذشته به طور متناوب شاهد پرستارانی بودیم که با سر و صورت زخمی سر کار آمدند. آنها از سوی نیروهای بیرون از بیمارستان، هدف سلاح سرد هدف قرار گرفتند.»
تکرار حملهها در شهرهای مختلف
تنها در روز ۱۸ مرداد، پرستارها در بیمارستانهای هفتتیر در شهر ری و فارابی در شهرستان ملکان، با سلاح سرد «هدف حمله گروههای خلافکار» قرار گرفت.
صفحات اینستاگرامی که اخبار مربوط به پرستاران و بیمارستانها را در ایران پوشش میدهند هر هفته خبر از حمله فیزیکی به پرستاران از سوی افرادی خارج از بیمارستان میدهند.
پرستار بیمارستان نمازی با اشاره به اینکه حکومت حتی توانایی ایجاد امنیت برای پرستاران در بیمارستانها را ندارد، گفت: «در هر شیفت ۴۰ تا ۵۰ بیمار را باید پوشش بدهیم. از طرف دیگر امکانات بیمارستان و تجهیزات پزشکی محدود و بیکیفیت است. تعداد برانکاردهای شکسته هر روز بیشتر میشود. حتی بعضی وقتها یک پرستار برای پیدا کردن یک عدد سرم برای بیمار باید ساعتها دوندگی کند. اینها چیزهایی هستند که همراهان بیمار از آن خبر ندارند و تنها کسی که جلوی دستشان است، پرستار است که با او درگیر میشوند.»
او با اشاره به اینکه حکومت هدفش این است که یک اعتراض صنفی و معیشتی را امنیتی نشان دهد، به ایراناینترنشنال گفت: «میخواهند ما را مقابل مردم و بیماران قرار دهند و بگویند که پرستاران به وظیفهشان عمل نمیکنند اما هیچوقت درباره پرستارانی که خودکشی میکنند یا در میانه شیفت از خستگی جان میدهند، توضیحی نمیدهند.»
اعتصاب معیشتی و کارشکنی حکومت
آذر ماه سال گذشته عدهای از پرستاران بیمارستان کودکان مفید تهران در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق اعتصاب کردند که چهار تن از اعضای ارشد بیمارستان از سوی نهادهای قضایی بازداشت شدند.
نهادهای امنیتی اعتصاب پرستاران را به بیمسئولیتی پرستاران پیوند زدند و موضوع را در افکار عمومی به گونهای مطرح کردند که پرستار چرا باید محل خدمت خود را ترک كند و از کار دست بکشد.
در سه ماه اول امسال خودکشی ۱۳ پرستار رسانهای شد
محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، اردیبهشت ماه امسال همزمان با روز جهانی پرستار به روزنامه اعتماد گفته بود: «تعداد پرستاران جان باخته در ايران به دليل كرونا، در فهرست اولينهای جهان است.»
از سوی دیگر، یکی از پرستاران بیمارستانی در شیراز به ایراناینترنشنال گفت: «من سر هر شیفت باید ۴۰ بیمار را تحویل بگیرم و یکی یکی به هر کدامشان سر بزنم و کارهایش را انجام بدهم. همین چند روز پیش یکی از بیماران در فاصله بین دیدن بیماران دیگر فوت شد و من وسط بخش گریه میکردم و میپرسیدم که چرا این اتفاق افتاده است؟ چرا باید فشار کاری اینقدر زیاد باشد؟»
رسانهای شدن خودکشی ۱۳ پرستار در سه ماهه اول امسال واکنش چندانی از سوی مقامهای مسئول در جمهوریاسلامی برای حل مشکلات معیشتی پرستاران در پی نداشت.
شریفی مقدم روز ۲۱ مرداد در گفتوگو با روزنامه اعتماد اعلام کرد: «دليل بسياری از مشكلات در نظام سلامت ايران، تداوم اجرای شيوه مديريتی فروپاشيده و پوسيده فاقد شفافيت و ناعادلانهای است كه حتی تحت حاكميت قانون هم نيست و جز زيان برای مردم و ارائهدهندگان خدمت پزشكی، نتيجه ديگری ندارد.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.