۱۲ معترض زندانی در اصفهان در خطر اعدام قرار دارند

بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، ۱۲ تن از بازداشتشدگان اعتراضات انقلاب ملی در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، پس از تایید احکام اعدام در دیوان عالی کشور، در آستانه اجرای حکم قرار دارند.

بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، ۱۲ تن از بازداشتشدگان اعتراضات انقلاب ملی در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، پس از تایید احکام اعدام در دیوان عالی کشور، در آستانه اجرای حکم قرار دارند.
بر اساس این گزارش، احکام اعدام این افراد ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ در دیوان عالی کشور تایید شده و پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
علیرضا سپاهی، متولد ۱۳۸۰ (چهار حکم اعدام)، ابوالفضل سپاهی، متولد ۱۳۸۱ (سه حکم اعدام)، قائم حسینی، متولد ۱۳۸۴ (دو حکم اعدام)، گلمحمد محمدی، شهروند افغانستان، متولد ۱۳۸۱، شروین باقریان، متولد ۱۳۸۶ (دو حکم اعدام)، عرفان اسفندیاری، متولد ۱۳۸۶، امیرحسین صفری، متولد ۱۳۷۷، امیرحسین ملکی، متولد ۱۳۸۵، علی دشتی، متولد ۱۳۸۵، ابوالفضل ابراهیمی، متولد ۱۳۸۶، علیرضا رئیسی، متولد ۱۳۸۳ و امیرحسین ابراهیمی انالوچه، متولد ۱۳۸۵ (دو حکم اعدام) در معرض خطر اعدام هستند.
بنا بر این گزارش، در جریان اعتراضات و سرکوب شدید دیماه ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. از میان آنان، ۲۳ نفر به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدهاند.
به گفته مقامهای جمهوری اسلامی، در جریان این اعتراضات چهار عضو بسیج در میدان علیخانی کشته شدند.
دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتیدرچه و محمد توکلی، معروف به وکیلی، هستند. محمد توکلی پیشتر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.
این گزارش همچنین حاکی است متهمان در مرحله بدوی از حق انتخاب وکیل مستقل محروم بوده و تنها از وکلای تسخیری استفاده کردهاند. همچنین، دادگاه مانع دسترسی وکلای آنان به پرونده شده است

کارنامه ۳۶ سال حکمرانی علی خامنهای در مقام رهبر جمهوری اسلامی، با دو موضوع پیوند خورده است: نقض فاحش حقوق بشر و اقدام علیه امنیت و منافع ملی.
از فعالان سیاسی و نویسندگان و روزنامهنگاران تا کنشگران دانشجویی و صنفی کارگر و معلم، از اهل سنت و بهائیان و دراویش گنابادی تا هنرمندان و حقوقدانان، و از ورزشکاران تا بازنشستگان و کشاورزان، گروههای مختلف اجتماعی در ۳۶ سال زمامداری دیکتاتور ایران، هدف برخورد امنیتی و قهری و سرکوب قرار گرفتند.
اعمال محدودیت در پوشش و تلاش برای تحمیل حجاب اجباری و برخورد خشونتبار با زنان، و سرکوب خونین معترضان در جنبش «زن زندگی آزادی»، یک شاهد بسیار مهم دیگر است.
نقطه اوج نقض فاحش حقوق بشر در ایران، شلیک گلوله مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به دهها هزار شهروند معترض در دیماه ۱۴۰۴ بود. قتلعامی که به دستور و با نظارت عالی دیکتاتور کشته شده، اجرا شد.
نقض گسترده حقوق اساسی و مدنی شهروندان ایران به همین سرکوبهای خشونتبار و سختافزاری محدود نبود.
۳۶ سال زمامداری خامنهای و پروژههای متوهمانه و سیاستهای ضدملی او، به تشدید تورم، فقر، بیکاری، سوءتغذیه، شکاف طبقاتی و آسیبهای اجتماعی پرشمار ازجمله رواج ناامنی، سرقت، اعتیاد و تنفروشی در ایران دامن زد.
افزون بر این همه، کاهش رفاه و قدرت اقتصادی کشور، و نیز تضعیف توان ملی و موقعیت سیاسی ایران در منطقه، به دلیل سیاستهای جنگافروزانه خامنهای، خروجی و معنایی جز اقدام علیه امنیت و منافع ملی ایران نداشت. اتهامی که در تمام ۳۶ سال دیکتاتوری او، بهانه برخورد قضایی و امنیتی، و بازداشت و زندان فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامهنگاران و حتی فعالان صنفی بود.
صرفنظر از این، برنامههای موشکی و هستهای بسیار پرهزینه جمهوری اسلامی، و نیز سازماندادن و تقویت نیروهای منطقهای سپاه پاسداران، جملگی با هدایت و دستور خامنهای اجرایی شد. پروژههایی که صدها میلیارد دلار از ثروت و سرمایه مردم ایران را بهطور مستقیم به باد داد، و چند هزار میلیارد دلار زیان غیرمستقیم به دنبال داشت. سرمایهگذاری نجومی و بدون نظارت نمایندگان واقعی مردم در مجلس یا امکان نقد در رسانههای داخل ایران، که خروجی آن نه تنها منفعتی برای کشور و ایرانیان نداشت، بلکه بیگمان به زیان منافع و امنیت ملی ایران تمام شده است.
مرگ دیکتاتوری با این همه عارضه و خسارت، بیگمان، به معنای حذف یک عامل بسیار مهم از مدار نقض فاحش حقوق بشر و نیز فقدان یک تهدید بزرگ برای امنیت و منافع ملی ایران است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد سهشنبه ۱۶ تیر دادخواستی در آمریکا ثبت شد که دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را متهم میکند که بهطور غیرقانونی اطلاعات محرمانه مربوط به پناهجویان ایرانی را با جمهوری اسلامی به اشتراک گذاشته است؛ اتهامی که دولت ترامپ آن را رد کرده است.
وکلای گروه دعاوی عمومی «پابلیک سیتیزن» (Public Citizen Litigation Group) در این پرونده، نمایندگی صندوق دفاع حقوقی ایرانی-آمریکایی (Iranian American Legal Defense Fund) را بر عهده دارند.
در این دادخواست آمده است که دولت ترامپ از سال گذشته سیاستی را در پیش گرفته که بر اساس آن، «اطلاعات محرمانه موجود در پروندههای مهاجرتی ایرانیانی که در ایالات متحده درخواست پناهندگی دادهاند» را در اختیار حکومت ایران قرار میدهد.
در متن دادخواست آمده است: «بسیاری از این پناهجویان از معترضان حامی دموکراسی، اعضای اقلیتهای مذهبی مانند مسیحیان انجیلی، یا اعضای جامعه الجیبیتیکیو (LGBTQ) هستند که بهدلیل خطراتی جدی که در ایران با آن مواجهاند، در ایالات متحده درخواست پناهندگی کردهاند.»
در این دادخواست همچنین گفته شده است که این سیاست حتی پس از حملات آمریکا به جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته، سرکوب معترضان در ایران و نیز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی که از ۹ اسفند آغاز شد، همچنان ادامه یافته است.
وزارت امنیت داخلی آمریکا، که اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) زیرمجموعه آن است، در بیانیهای اعلام کرد: «این ادعاها مبنی بر اینکه اداره ICE سوابق درخواستهای پناهندگی را با حکومت ایران به اشتراک گذاشته، کاملا نادرست است.»
این وزارتخانه افزود: «اداره مهاجرت و گمرک آمریکا متعهد است اطمینان حاصل کند که اتباع خارجی غیرقانونی از حق خود برای برقراری ارتباط با نمایندگان کنسولی کشورشان آگاه باشند.»
اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در خط مقدم سیاستهای سختگیرانه دولت ترامپ در زمینه مقابله با مهاجرت غیرقانونی و اخراج مهاجران قرار داشته است؛ سیاستهایی که از سوی گروههای حقوق بشری بهدلیل نقض آزادی بیان و حقوق دادرسی عادلانه بهشدت مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
گروههای مدافع حقوق بشر همچنین میگویند این سیاستها محیطی ناامن، بهویژه برای اقلیتهای قومی، در آمریکا ایجاد کرده و نگرانیهایی درباره تبعیض و هدف قرار گرفتن افراد بر اساس نژاد به وجود آورده است.
ترامپ همواره از این سیاستها با این استدلال دفاع کرده که هدف آنها کاهش مهاجرت غیرقانونی و تقویت امنیت داخلی آمریکا است.
این شکایت در دادگاه منطقهای ایالات متحده برای ناحیه کلمبیا ثبت شده است.
در دادخواست آمده است که برخی از شهروندان ایرانی بازداشتشده که با یکی از مقامهای «دفتر حافظ منافع ایران» دیدار کردهاند، گفتهاند این مقام از جزئیات پروندههای مهاجرتی آنان، از جمله اطلاعات مربوط به درخواستهای پناهندگیشان، اطلاع داشته است.
از آنجا که جمهوری اسلامی در ایالات متحده کنسولگری ندارد، در متن دادخواست آمده است که امور کنسولی ایران از طریق دفتر حافظ منافع ایران که در سفارت پاکستان در واشینگتن مستقر است، انجام میشود.
در پایان، شاکیان از دادگاه خواستهاند یک ناظر مستقل منصوب کند تا از هرگونه افشای اطلاعات به حکومت ایران جلوگیری کند و هرگونه تبادل احتمالی اطلاعات با جمهوری اسلامی را متوقف سازد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در نخستین روز اجلاس ناتو در آنکارا، با تکرار انتقاد از متحدان اروپایی گفت آمریکا در جریان جنگ ایران به «کمک هیچکس» نیاز نداشت و درخواست حمایت از ناتو برای همراهی با آمریکا را «آزمونی برای سنجش میزان وفاداری متحدان» خواند.
ترامپ صبح سهشنبه ۱۶ تیر به وقت محلی وارد آنکارا شد و در نشستهایی که در این روز با رسانهها داشت، به انتقاد از کشورهای اروپایی به دلیل سیاستهایشان در طول جنگ ایران ادامه داد. او گفت از واکنش آنها به این جنگ «بسیار» ناامید شده است.
او در حاشیه دیدار با رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، گفت: «ما به هیچ کمکی نیاز نداشتیم. در واقع میخواستم متحدانمان را محک بزنم و ببینم آیا در کنار ما میایستند یا نه؛ چون مدتهاست میگویم ما از آنها حمایت کردهایم، اما مطمئن نیستم آنها هم در وقت نیاز کنار ما باشند.»
ترامپ افزود: «بابت کاری که در ایران انجام دادیم با ما خوب برخورد نشد. من حتی کمک آنها [اعضای ناتو] را نمیخواستم. حتی پیش از آنکه درخواست کنم، گفتند حاضر به کمک و همکاری نخواهند بود.»
ترامپ در صحبتهایش بهروشنی از بریتانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان نام برد، همچنین تصمیم کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، برای دور ماندن از جنگ علیه ایران را هدف انتقاد قرار داد و مدعی شد این موضع به تضعیف موقعیت او کمک کرده است.
رییسجمهوری آمریکا هنگام ورود به آنکارا گفت اگر این اجلاس به میزبانی «دوستش» اردوغان برگزار نمیشد، شاید در آن شرکت نمیکرد. او همزمان بهطور تلویحی گفت تعهدش به دفاع از اروپا تحت تاثیر تصمیمهای سیاسی رهبران اروپایی در زمینه مهاجرت و انرژی قرار گرفته است.
کشورهای اروپایی حین جنگ ایران بارها گفتند نمیخواهند به جنگی کشیده شوند که بدون مشورت با آنها آغاز شده است. با این حال، آنها در نیمه جنگ اعلام کردند آمادهاند پس از جنگ به تامین امنیت تنگه هرمز کمک کنند.
تنگه هرمز در مرکز رایزنیهای ناتو
فرانسه و بریتانیا در حاشیه اجلاس ناتو در آنکارا در تلاشاند حمایت متحدان خود و کشورهای عربی خلیج فارس را برای ایجاد یک ماموریت دریایی چندملیتی جلب کنند. هدف این ماموریت کمک به تامین امنیت عبور کشتیها در اطراف تنگه هرمز اعلام شده است.
این دو کشور در هفتههای گذشته برای تشکیل ائتلافی متشکل از حدود ۱۲ کشور تلاش کردهاند. با این حال، اعلام کردهاند هر سازوکار بلندمدتی در نهایت به موافقت جمهوری اسلامی نیاز خواهد داشت.
خبرگزاری رویترز به نقل از چند دیپلمات نوشت پاریس و لندن امیدوارند در گام نخست، این ماموریت در دریای عمان آغاز شود؛ آبراهی مجاور تنگه هرمز که دریای عرب را به این تنگه متصل میکند و با ایران، عمان و امارات متحده عربی هممرز است.
چندین متحد ناتو نیز همزمان مینروبها، ناوهای جنگی و شناورهای پشتیبانی را در منطقه مستقر کردهاند، اما این طرح قرار نیست در قالب یک عملیات رسمی ناتو اجرا شود، بلکه تاکید شده است که تصمیم کشورها به انتقال ادوات نظامیشان به منطقه خارج از چارچوب ناتو و بهطور مجزا گرفته شده است.
یک دیپلمات اروپایی به خبرگزاری رویترز گفت مکرون، که قرار بود پس از تبدیل شدن به نخستین رییس کشور اروپایی که از سوریه دیدار میکند وارد آنکارا شود، در حال قدرتنمایی بود تا اروپا در جریان اجلاس در برابر ترامپ همچون متحدی وفادار به نظر برسد.
این دیپلمات گفت: «اما در نهایت، تا زمانی که ایران چراغ سبز ندهد، همه بیش از حد میترسند.»
دو دیپلمات دیگر نیز پیش از برگزاری نشست حاشیهای فرانسه و بریتانیا به رویترز گفتند نشست روز سهشنبه درباره این ابتکار مشترک جنبه نمادین خواهد داشت.
نشست ناتو در آنکارا سهشنبه ۱۶ تیر آغاز شد و تا پایان روز چهارشنبه ۱۷ تیر ادامه دارد.
ارمنیوز، رسانه اماراتی، صبح سهشنبه به نقل از یک منبع آمریکایی در دفتر امور اروپا و اوراسیا در وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که موضوع امنیت تنگه هرمز در روزهای اخیر و پس از رایزنیهای واشینگتن با شماری از کشورهای اروپایی، به دستور کار نشست ناتو در آنکارا افزوده شده است.
این منبع افزود طرح پیشنهادی شامل استقرار دائمی نیروهای ناتو در خلیج فارس نیست و واشینگتن ترجیح میدهد ماموریتهای دریایی کشورهای اروپایی با پشتیبانی ناتو در حوزه فرماندهی، نظارت و تبادل اطلاعات انجام شود تا احتمال رویارویی مستقیم با سپاه پاسداران در تنگه هرمز کاهش یابد.
در تصاویر منتشر شده از مراسم تشییع جنازه خامنهای، حضور زنان یکی از معنادارترین بخشهای نمایش است. نه فقط به دلیل تعدادشان، بلکه به خاطر شیوهای که تصویر میشوند: زنانی گریان، بیتاب، بر سر و سینهزن، گاه چنان فروپاشیده که انگار مرگ رهبر، برایشان یک فقدان شخصی و خانوادگی است.
در کنار آنها، زنانی هم دیده میشوند که پوشش و سبک حضورشان لزوما در قالب تصویر رسمی از «زن حامی حکومت» نمیگنجد؛ زنانی با ظاهر و پوششی متنوعتر که حضورشان میتواند برای حکومت کارکردی تبلیغاتی داشته باشد: القای این پیام که حتی بخشی از زنانی که ظاهرا به پایگاه سنتی حکومت تعلق ندارند، در سوگ رهبر حاضر شدهاند.
اینجا همان نقطه توجهبرانگیز ماجراست: حکومت فقط در حال تشییع تابوت خامنهای نیست؛ دارد روایت میسازد. روایتی که در آن خامنهای نه رهبر یک نظام سرکوبگر، بلکه «پدر از دسترفته» است. طبعا در این روایت، زنان نقش ویژهای دارند، چون گریه زنانه در فرهنگ تصویری جمهوری اسلامی همیشه کارکرد سیاسی داشته: مادر شهید، خواهر داغدار، زن چادری گریان، دختر جوانی که عکس رهبر را در آغوش گرفته است. این زنان نه فقط سوژههای عاطفی که ابزار تولید مشروعیت بودهاند.
زنانی که «در سوگ پدر» فروپاشیدهاند
این روایت مورد توجه رسانههای خارجی هم قرار گرفته است. خبرگزاری رویترز در گزارش تصویری خود از مراسم، از زنانی نوشته که عکسهای خامنهای را در دست داشتند، از سوگواران بیتاب با بروز عاطفی آشکار و از جمعیتی که در مراسم وداع عمومی در مصلای تهران حاضر شده بودند. در گزارش دیگری از این رسانه آمده است که عزاداران در مصلای تهران سینه میزدند، شیون میکردند و مجری مراسم با بلندگو جمعیت را به «شیون» فرا میخواند. همین جزییات نشان میدهد که عزا در این مراسم، نه یک احساس خودجوش انسانی که بخشی از صحنهآرایی سیاسی است.
اگرچه ممکن است بخشی از این زنان واقعا گریه کرده باشد، اما نوع بازتاب گریه آنها در رسانهها معنای دیگری پیدا میکند. تصویر زنِ ازخودبیخودشده، به حکومت کمک میکند مرگ رهبر را به یک فاجعه عاطفی جمعی تبدیل کند. مردان در این قاب بیشتر حامل شعار، پرچم، خشم و انتقاماند؛ زنان حامل سوگ، اشک و وابستگی عاطفی. به این ترتیب، حکومت دو پیام را همزمان تولید میکند: مردان آماده انتقامند، زنان در سوگ پدر ملت فروپاشیدهاند. این تقسیم نقش، کاملا سیاسی است.
تلاش برای مصادره چشمها
نکته مهم دیگر حضور زنانی است که ظاهرشان دقیقا مطابق تصویر رسمی و سختگیرانه حکومت از «زن انقلابی» نیست. در سالهای اخیر، مساله حجاب یکی از مهمترین میدانهای شکست اقتدار جمهوری اسلامی بوده است. بعد از جنبش مهسا، شمار بیشتری از زنان در ایران حجاب اجباری را به چالش کشیدهاند و حکومت هم در مواردی، به دلیل فشار اجتماعی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی، با احتیاط بیشتری با این وضعیت برخورد کرده است.
حالا همان حکومتی که سالها بدن زن را کنترل کرده است، در مراسم تشییع رهبرش به تصویر زنی دور از کلیشههایی که خود از «زن خوب و مطلوب جامعه اسلامی» ساخته است نیز نیاز دارد؛ چنین تصویری میتواند شکاف میان حکومت و جامعه را پنهان کند. پیام پنهان این قاب این است: «مساله حجاب و سبک زندگی اختلاف جدی نیست؛ حتی همین زنان هم در لحظه اصلی کنار نظام ایستادهاند.» این کار تلاش برای مصادره بصری جامعه است؛ جامعهای که بخش بزرگی از آن در سالهای اخیر با همین بدن، همین مو، همین پوشش و همین حضور خیابانی با حکومت وارد نبرد شده بود.
حکومتی که به اشک زنان نیاز دارد
البته این تصاویر را نباید با سادهسازی تفسیر کرد. نه میشود همه گریهها را ساختگی دانست، نه میشود از حضور جمعیت نتیجه گرفت که حکومت دوباره مشروعیت اجتماعی گسترده پیدا کرده است. بزرگی مراسم لزوما به معنای تایید مردمی حکومت نیست؛ چون میدانیم برخی شرکتکنندگان از سر وظیفه مذهبی، کنجکاوی تاریخی، فشار اجتماعی یا امکان حضور در یک رخداد ملی به خیابانها آمدهاند و خود مقامها نیز میدانند که انگیزههای شرکتکنندگان یکدست نیست.
اتفاقا همین چندلایگی، تحلیل حضور زنان را مهمتر میکند. زنانی که در این تصاویر دیده میشوند، لزوما یک گروه واحد نیستند؛ برخی ممکن است واقعا به خامنهای باور داشته باشند، برخی ممکن است در شبکههای سازمانیافته حکومتی، مذهبی یا اداری بسیج شده باشند، برخی ممکن است از سر عادت آیینی و فرهنگی در مراسم مرگ یک چهره بزرگ سیاسی حاضر شده باشند.، عدهای هم شاید فقط آمدهاند ببینند بعد از مرگ طولانیترین رهبر جمهوری اسلامی چه میگذرد. اما حکومت از همه این انگیزههای پراکنده، یک تصویر واحد میسازد: زن ایرانی عزادار رهبر است.
از این نظر، حضور زنان در تشییع خامنهای بیشتر از آنکه فقط نشانه سوگ باشد، نشانه نیاز حکومت به کلیشه «سوگ زنانه» است. حکومت میداند که اقتدار خشک، نظامی و امنیتی به تنهایی کافی نیست. برای بازسازی چهره یک رهبر سرکوبگر، باید او را وارد زبان خانواده، اشک، مادرانگی، فقدان و عاطفه کرد. زنان در این قاب، قرار است خشونت سیاسی را نرم کنند؛ چهره دیکتاتور را از میدان اعدام، زندان، حجاب اجباری و سرکوب جدا کنند و به صحنهای عاطفی منتقل کنند که در آن مهم نباشد که خامنهای در زندگی سیاسی خود چه کرد، بلکه توجهها به این جلب شود که چه کسانی برایش گریه کردند.
به همین دلیل، این تصاویر بیش از آنکه فقط از مرگ خامنهای بگویند، از اضطراب جمهوری اسلامی بعد از خامنهای میگویند. حکومتی که برای اثبات زنده بودن خود، به جنازه نیاز دارد؛ برای اثبات محبوبیت، به جمعیت؛ و برای اثبات پیوند عاطفی با جامعه، به اشک زنان.
حکومت میخواهد زن را در لحظه مرگ رهبر، دوباره به جایگاه قدیمی بازگرداند: زن عزادار، زن مطیع، زن حامل عاطفه در کنار نظام. اما حافظه جمعی تصویر دیگری را هم در خود دارد: زنانی که روسری از سر برداشتند، خیابان را پس گرفتند، و نشان دادند بدن زن دیگر فقط صحنه نمایش قدرت حکومت نیست.
عملیات تجارت دریایی بریتانیا حدود ۱۴ ساعت پس از هدف قرار گرفتن دستکم یک کشتی در تنگه هرمز از سوی سپاه، از اصابت پرتابههایی به دو نفتکش دیگر در این آبراه خبر داد. این نهاد همچنین اعلام کرد یکی از کشتیها احتمالا دچار «خسارت ساختاری» شده و نفتکش دیگر آسیب جزئی دیده است.
این سازمان حوالی پنج عصر سهشنبه ۱۶ تیر در اطلاعیهای اعلام کرد گزارشی از یک حادثه مربوط به عبور یک نفتکش از تنگه هرمز دریافت کرده است. در ادامه این اطلاعیه آمده است: «این نفتکش مورد اصابت یک پرتابه ناشناس قرار گرفته و گمان میرود که خسارت ساختاری داشته باشد. هیچ تلفات جانی یا تاثیر زیستمحیطی گزارش نشده است.»
این نهاد وابسته به نیروی دریایی بریتانیا در اطلاعیه دیگری که حدود ۳۰ دقیقه بعد از اطلاعیه اول منتشر شد، نوشت گزارشی از یک حادثه دیگر مربوط به یک نفتکش در حال عبور از تنگه هرمز دریافت کرده است. بر اساس این گزارش این نفتکش مورد اصابت یک پهپاد ناشناس قرار گرفت و خسارت جزئی به آن وارد شد.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا تاکید کرد کشتی دوم در حال حرکت به سمت مقصد بعدی خود است.
بامداد سهشنبه ۱۶ تیر مقامهای آمریکایی در گفتوگو با والاستریت ژورنال و اکسیوس از حمله موشکی سپاه به دو کشتی تجاری خبر دادند. اندکی پس از انتشار این گزارشها، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد یک نفتکش در فاصله هشت مایل دریایی شرق لیما در عمان، در حالی که به سمت جنوب حرکت میکرد از سمت چپ بدنه هدف پرتابهای ناشناس قرار گرفت و دچار آتشسوزی شد.
والاستریت ژورنال نوشت به نظر میرسد یکی از کشتیهایی که هدف حمله قرار گرفته، الرِکیات (Al Rekayyat)، یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع (LNG) باشد که متعلق به شرکت ناقلات (Nakilat)، بازوی کشتیرانی صنعت گاز طبیعی مایع قطر، است.
هویت یکی از سه کشتی هدف گرفته از سوی خبرگزاری رویترز «ابرنفتکش ودیان» حامل نفت خام با پرچم عربستان سعودی اعلام شد.
روزهای گذشته، در پی افزایش عبور کشتیها از آبهای عمان، سپاه پاسداران بر شدت تهدیدهای خود افزوده و به کشتیها هشدار داده بود از مسیر دریایی مورد تایید ارتش آمریکا در نزدیکی سواحل عمان برای عبور از تنگه هرمز استفاده نکنند.
گستردگی حملات دریایی
خبرگزاری رویترز ظهر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد الرکیات هنگام عبور از بخش عمانی تنگه هرمز هدف قرار گرفته و آسیب جدی دیده است. بر اساس این گزارش، پس از اصابت پرتابه به سمت چپ کشتی، موتورخانه آن دچار آتشسوزی شد و دود غلیظ امکان ارزیابی بیشتر خسارت را از خدمه گرفت، اما همه اعضای خدمه سالم هستند.
این نخستین بار از زمان آغاز جنگ در اسفند ۱۴۰۴ است که یک کشتی حامل الانجی قطر هدف قرار میگیرد.
به گزارش رویترز موقعیت این کشتی با هشداری که بامداد سهشنبه از سوی سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا منتشر شد، مطابقت دارد. در آن اطلاعیه ذکر شده بود که یک نفتکش در شرق سواحل عمان با پرتابهای ناشناس هدف قرار گرفت و دچار آتشسوزی شد.
رویترز در گزارشی دیگر، تصاویری ماهوارهای را منتشر کرد که گروهی از قایقهای کوچک را نشان میداد که روز دوشنبه ۱۵ تیر در نزدیکی تنگه هرمز حرکت میکردند. هویت شناورهای حاضر در این تصویر قابل تایید نیست اما پیشتر گزارش شده بود سپاه پاسداران برای توقیف کشتیها در تنگه هرمز از قایقهای تندروی کوچک استفاده کرده است.
بر اساس توضیحات همراه این تصاویر، شناورها در فاصله حدود ۲۰ کیلومتری از سواحل ایران قرار دارند.
رویترز همچنین عصر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از منابع آگاه نوشت نفتکش الرکیات به دلیل آتشسوزی در اتاق موتور، در معرض خطر انفجار قرار دارد.
تهران بهطور تلویحی مسئولیت حمله به دو کشتی اول را بر عهده گرفت
صداوسیمای جمهوری اسلامی به نقل از منابع ناشناس گزارش داد نفتکشی که در تنگه هرمز هدف قرار گرفت، با حمایت آمریکا در حال استفاده از مسیر دریایی عمان بود و پس از «نادیده گرفتن هشدارهای مکرر ایران» هدف قرار گرفت.
صداوسیما افزود مقامهای رسمی تاکنون این گزارش را تایید یا رد نکردهاند.
همزمان، رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع گفت: «جمهوری اسلامی مسیر دیپلماسی را دنبال میکند، اما در برابر هرگونه تجاوز یا عبور از خطوط قرمز، پاسخ قاطع، موثر و متناسب خواهد داد.»
از سوی دیگر، ماجد محمد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، با محکوم کردن حمله به نفتکش الرکیات در نزدیکی تنگه هرمز، جمهوری اسلامی را مسئول این حمله دانست و اعلام کرد این اقدام، امنیت کشتیرانی بینالمللی و عرضه جهانی انرژی را به خطر انداخته است.
دوحه در بیانیهای اعلام کرد هدف قرار گرفتن این نفتکش هنگام عبور از نزدیکی تنگه هرمز، حملهای غیرقابل قبول علیه امنیت و ایمنی کشتیرانی بینالمللی و آزادی تردد در آبراههای بینالمللی به شمار میرود.
قطر همچنین از جمهوری اسلامی خواست فورا به اقداماتی که امنیت منطقه، ایمنی کشتیرانی بینالمللی و عرضه جهانی انرژی را تهدید میکند، پایان دهد و از به خطر انداختن منافع کشورهای منطقه خودداری کند.
دوحه در پایان تاکید کرد جمهوری اسلامی را از نظر حقوقی مسئول کامل این حمله و هرگونه خسارت و پیامد ناشی از آن میداند.
با وجود مخالفتهای جهانی با تمایل جمهوری اسلامی به کنترل تنگه هرمز، تهران همچنان بر عملی کردن این خواسته پس از مهلت ۶۰ روزه مذاکرات با واشینگتن اصرار دارد.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، سهشنبه ۱۶ تیر در گفتوگو با وبسایت خانه ملت، هرگونه اقدام درباره تنگه هرمز بدون هماهنگی با جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح را «آب در هاون کوبیدن» دانست و افزود: «کشورهای دیگر نباید اقداماتی انجام دهند که از ابتدا روشن است نتیجهای نخواهد داشت.»
بروجردی تصمیم درباره «تغییر نظام حاکم» بر تنگه هرمز را تصمیمی «ملی» و متاثر از جنگ ۴۰ روزه خواند که در بالاترین سطوح نظام اتخاذ شده است، این تصمیم قطعا اجرایی و نهایی خواهد شد و همه دستگاههای ذیربط در چارچوب آن عمل خواهند کرد.
طرح مساله تنگه هرمز در نشست ناتو
این حملات، همزمان با برگزاری نشست کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، در ترکیه و افزوده شدن موضوع امنیت تنگه هرمز به دستور کار این نشست، میتواند مذاکرات برای پایان دائمی جنگ ایران را با دشواری بیشتری روبهرو کند.
رسانه اماراتی ارمنیوز عصر سهشنبه ۱۶ تیر به نقل از یک مقام آمریکایی در در دفتر امور اروپا و اوراسیا در وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که موضوع امنیت تنگه هرمز در روزهای اخیر و پس از رایزنیهای واشینگتن با شماری از کشورهای اروپایی، به دستور کار نشست ناتو در آنکارا افزوده شده است.
به گفته این منبع، پیشنهاد آمریکا بر حفاظت از کشتیهای تجاری، تبادل هشدارهای دریایی، هماهنگی در مقابله با تهدیدهای احتمالی و اشتراکگذاری اطلاعات متمرکز است.
این منبع افزود طرح پیشنهادی شامل استقرار دائمی نیروهای ناتو در خلیج فارس نیست و واشینگتن ترجیح میدهد ماموریتهای دریایی کشورهای اروپایی با پشتیبانی ناتو در حوزه فرماندهی، نظارت و تبادل اطلاعات انجام شود تا احتمال رویارویی مستقیم با سپاه پاسداران در تنگه هرمز کاهش یابد.
اندکی پس از انتشار این خبر، الجزیره به نقل از یک مقام ناتو نوشت که کشورهای عضو این پیمان استقرار تجهیزات نظامی در نزدیکی تنگه هرمز را آغاز کردهاند. این منبع تاکید کرد ناتو هنوز در این باره تصمیمی نگرفته است اما برخی کشورها بهطور مجزا از ناتو برای کمک به آزادی دریانوردی در خلیج فارس پیشقدم شدهاند.
هرچند واشینگتن و تهران در آخرین روزهای خرداد یک یادداشت تفاهم امضا کردند و قرار شد حملات متقابل را بهمدت ۶۰ روز متوقف کنند تا مذاکرات صلح پایدار ادامه یابد، اما حملات پراکنده پس از آن ادامه یافت. در شدیدترین دور حملات، پس از اینکه سپاه چند کشتی را در تنگه هرمز هدف قرار داد، آمریکا به اهدافی در سواحل ایران حمله کرد. سپاه نیز در حملاتی تلافیجویانه، پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت را هدف گرفت.