آرش آرامش، حقوقدان و کارشناس امنیت ملی، به ایران اینترنشنال گفت: «الان وضعیت دقیقا معکوس راهبردی است که علی خامنهای سالها بر آن تاکید میکرد؛ راهبردی که با شعار "نه جنگ، نه مذاکره" شناخته میشد.»
او افزود: «حالا سپاه پاسداران که امروز در راس قدرت قرار دارد، هم با ترامپ مذاکره میکند، هم از او امتیاز و پول میخواهد و هم همزمان جنگ میکند. یعنی شده "هم جنگ، هم مذاکره".»






لیلا مروتی، تحلیلگر سیاسی، به ایراناینترنشنال گفت: «عمان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و نقش میانجی میان ایران و آمریکا، تلاش میکند سیاستی را دنبال کند که منافع خود را تامین کند، اما هنوز مشخص نیست این منافع دقیقا در چه قالبی تعریف میشود.»
او افزود: «اگر عمان در موضوع دریافت عوارض یا همراهی با ایران وارد عمل شود، ممکن است با خشم کشورهای عربی منطقه و ایالات متحده روبهرو شود. از سوی دیگر، اگر کاملا در کنار آمریکا و متحدانش قرار بگیرد، احتمال بروز تنش با جمهوری اسلامی وجود دارد.»
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، تنشهای اخیر در تنگه هرمز را بخشی از روندی دانست که پس از تفاهم میان جمهوری اسلامی و آمریکا شکل گرفته است.
به گفته او، فشار جمهوری اسلامی بر مسیرهای کشتیرانی مرتبط با عمان، با هدف وادار کردن این کشور به پذیرش سازوکار مورد نظر سپاه پاسداران و هدایت تردد کشتیها به مسیرهای تحت کنترل جمهوری اسلامی انجام میشود.
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
نهم اردیبهشت ۱۳۹۶؛ نخستین مناظره انتخابات ریاستجمهوری ایران به پایان رسیده، اما یک عبارت بیش از همه در فضای سیاسی میچرخد: «چهار درصدیها».
محمدباقر قالیباف میکوشد جامعه را به دو گروه تقسیم کند؛ چهار درصد برخوردار در برابر نودوشش درصد مردمی که به گفته او سهمی از قدرت و ثروت ندارند. تصویری ساده، تحریککننده و مناسب تیترهای خبری.
این صحنه برای ناظران سیاست آمریکا آشنا بود. تنها چند ماه پیش، دونالد ترامپ با الگویی مشابه وارد کاخ سفید شده بود: مردم فراموششده در برابر نخبگان حاکم؛ یک مدیر قدرتمند در برابر سیاستمداران حرفهای؛ و حمله مستقیم به رقیب، بهجای گرفتارشدن در جزئیات برنامهها.
رسانههای ایرانی همان زمان نوشتند قالیباف از روی دست ترامپ کپی میکند. او مانند ترامپ تلاش داشت خود را مردی بیرون از وضع موجود نشان دهد؛ مدیری که آمده ساختاری ناکارآمد را به هم بریزد.
اما یک تناقض بزرگ وجود داشت. ترامپ میتوانست ادعا کند که از بیرون واشینگتن آمده؛ قالیباف اما سالها فرمانده نیروی انتظامی، شهردار تهران و یکی از مدیران باسابقه جمهوری اسلامی بود. او علیه سیستمی سخن میگفت که خود، بخشی از آن بود.
شباهتها فقط به شعار چهار درصدیها محدود نماند. قالیباف نیز مانند ترامپ به برندسازی شخصی علاقه داشت؛ یک روز فرمانده، روز دیگر خلبان، زمانی مدیر جهادی و گاهی سیاستمداری با پیراهن غیررسمی در میان مردم.
تصویرها تغییر میکردند، اما فرمول ثابت بود: نمایش قدرت، فاصلهگرفتن ظاهری از تشریفات و معرفی خود بهعنوان مرد عمل؛ همان سیاستمداری که قرار است بهجای حرفزدن، کار کند.
سالها بعد، این الگوبرداری وارد مرحله تازهای شد. قالیباف دیگر فقط از شعارهای ترامپی استفاده نمیکرد؛ او به سراغ زبان رسانهای ترامپ رفت: جملات کوتاه، حملات شخصی، طعنه، تمسخر، میم و پیامهایی که برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی طراحی شدهاند.
بهجای بیانیههای طولانی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، پیامهایی منتشر شد که مستقیما ترامپ را هدف میگرفت؛ گویی قالیباف میخواست رییسجمهوری آمریکا را با روشهای خودش به چالش بکشد: بههم ریختن زمین بازی، تحقیر رقیب و تسلط بر چرخه خبر.
و سپس، نوبت به سکانس پایانی کپیبرداری رسید.
قالیباف در پرواز بازگشت از مذاکرات سوئیس، مقابل خبرنگاران قرار گرفت و به پرسشهای آنان پاسخ داد؛ درست در همان قابی که ترامپ بارها در هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا برای گفتوگوهای ناگهانی، خبرسازی و تعیین دستور کار رسانهها از آن استفاده کرده است.
تکرار میزانسنی آشنا: سیاستمدار در هواپیما، خبرنگاران در اطرافش، دوربینها روشن و پاسخهایی که قرار است پیش از فرود، تیتر خبرها شوند.
اما یک تفاوت کوچک وجود داشت؛ آن هواپیما، ایرفورس وان نبود و مسافر آن نیز با این دست و پا زدنها، ترامپ نمیشد.
قالیباف این درس را از ترامپ بهخوبی آموخته است: سیاست فقط رقابت بر سر برنامهها نیست؛ رقابت بر سر تصاحب صحنه است. آنچه قالیباف نیاموخته این است:.
سیاست فقط قاب، میم، لباس غیررسمی و گفتوگو در ارتفاع چند هزار پایی نیست. ترامپ، چه دوستش داشته باشیم و چه از او متنفر باشیم، برند سیاسی خودش را ساخته؛ قالیباف اما هنوز میان فرمانده، خلبان، مدیر جهادی و نسخه ایرانی ترامپ در رفتوآمد است.
مرکز آمار ایران از ثبت ارقام بیسابقه در تورم خردادماه خبر داد و اعلام کرد هزینه خانوارها برای خرید یک سبد یکسان از کالاها و خدمات، نسبت به خرداد سال گذشته حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است.
آرش ازرمی، دبیر بخش اقتصادی ایراناینترنشنال، گفت: «با توجه به تحولات سیاسی، به نظر نمیآید جمهوری اسلامی بهبود معیشت مردم را در اولویت قرار دهد و این موضوع میتواند به افزایش بیشتر تورم در سراسر کشور منجر شود.»
@iranintltv