• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آذربایجان غربی؛ از فریاد اتحاد علیه حکومت تا سرکوب در مسجد

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

اعتراضات انقلاب ملی دی‌ماه ۱۴۰۴ در آذربایجان غربی، تنها به خیابان‌های ارومیه یا چند شهر بزرگ محدود نماند. گزارش‌ها و ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد دامنه این اعتراضات از شهرهای ترک‌نشین شمال و مرکز استان تا شهرهای کردنشین جنوب و غرب آن گسترش یافت.

در دومین قسمت از برنامه «جغرافیای انقلاب ملی ایرانیان» به اعتراضات دی‌ماه در استان آذربایجان غربی پرداخته شد.

در این اعتراضات آذربایجان غربی، شعارهای معترضان از مخالفت با جمهوری اسلامی تا حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و تأکید بر اتحاد ملی را دربر گرفت.

از سوی دیگر، روایت‌های شاهدان و معترضان درباره سرکوب حاکی از استقرار گسترده نیروهای امنیتی، تیراندازی، ضرب‌وشتم و حتی استفاده از مسجدی در مرکز ارومیه به‌عنوان محل نگهداری موقت بازداشت‌شدگان است.

گستره انقلاب؛ از ارومیه تا شهرهای مرزی

آذربایجان غربی به دلیل موقعیت مرزی، تنوع قومی و پراکندگی مراکز جمعیتی، یکی از متفاوت‌ترین استان‌های ایران چه له لحاظ ترکیب جمعیتی و چه حساسیت سیاسی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود.

بررسی داده‌های رسیده نشان می‌دهد اعتراضات دست‌کم در ارومیه، خوی، سلماس، میاندوآب، بوکان، مهاباد، پیرانشهر و تکاب جریان داشته است؛ شهرهایی که در کنار هم بخش بزرگی از جمعیت استان را در خود جای داده‌اند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اسرائیل جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ تهران هشدار متقابل داد
۱

اسرائیل جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرد؛ تهران هشدار متقابل داد

۲
روایت شما

شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

۳

تلاش‌های نافرجام ایران و مصر برای جلوگیری از رژه روز افتخار و پاکسازی تبلیغات در سیاتل

۴
تحلیل

فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست

۵

صعود بوسنی و هرزگوین و اکوادور به مرحله حذفی جام جهانی

انتخاب سردبیر

  • توافق تهران و واشینگتن از نگاه اسرائیل‌هیوم: نه تاریخی است، نه فاجعه؛ تا انتخابات صبر کنید
    تحلیل

    توافق تهران و واشینگتن از نگاه اسرائیل‌هیوم: نه تاریخی است، نه فاجعه؛ تا انتخابات صبر کنید

  • وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

    وزیر کشور لبنان: تصاویر خامنه‌ای ظرف دو روز از مسیر فرودگاه بیروت جمع‌آوری می‌شوند

  •  مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

    مونته‌نگرو یک شهروند ایرانی تحت تعقیب آمریکا به اتهام حملات سایبری را بازداشت کرد

  • شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است
    روایت شما

    شهروندان: عاشورا و تاسوعای ما ۱۸ و ۱۹ دی‌ است

  • چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

    چگونه یک صرافی رمزارز به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال پول‌های غیرقانونی ایران تبدیل شد

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

آیا «سوسیالیسم» بهترین توصیف برای چپ جدید آمریکاست؟

۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیلوفر منصوری
آیا «سوسیالیسم» بهترین توصیف برای چپ جدید آمریکاست؟
100%

پیروزی اخیر چند نامزد دموکرات مورد حمایت زهران ممدانی، شهردار نیویورک، در انتخابات مقدماتی کنگره بار دیگر بحث درباره نفوذ جریان «سوسیالیسم دموکراتیک» در حزب دموکرات را به صدر اخبار بازگردانده است.

هر سه نامزد مورد حمایت ممدانی توانستند رقبای مورد حمایت جریان سنتی حزب را شکست دهند؛ رخدادی که برخی رسانه‌ها از آن به‌عنوان «زلزله سیاسی» در حزب دموکرات یاد کردند و آن را نشانه افزایش نفوذ جناح چپ این حزب دانستند.

در مقابل، چهره‌های میانه‌رو هشدار دادند که نباید نتایج نیویورک را به کل آمریکا تعمیم داد، زیرا شرایط سیاسی و اجتماعی این شهر با بسیاری از ایالت‌های دیگر تفاوت دارد.

این تحولات بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا آمریکا واقعا در مسیر سوسیالیستی شدن قرار دارد یا آنچه امروز در نیویورک و برخی شهرهای بزرگ دیده می‌شود، بیش از آنکه بازگشت به سوسیالیسم کلاسیک باشد، بازتاب دگرگونی‌های اجتماعی، اقتصادی و نسلی در بخشی از جامعه آمریکاست.

در نگاه نخست، حمایت از افزایش مالیات بر ثروتمندان، گسترش خدمات عمومی، تقویت اتحادیه‌های کارگری یا نقش پررنگ‌تر دولت در حوزه‌هایی مانند آموزش و درمان، یادآور برخی اصول شناخته‌شده چپ کلاسیک است اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد بخش مهمی از حامیان جریان‌های چپ جدید را نه طبقه کارگر سنتی، بلکه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، ساکنان کلان‌شهرها و اقشار دارای سرمایه فرهنگی تشکیل می‌دهند.

  • حمله شهردار نیویورک به ترامپ؛ با این سیاست‌ها روح جام جهانی کشته می‌شود

    حمله شهردار نیویورک به ترامپ؛ با این سیاست‌ها روح جام جهانی کشته می‌شود

این تغییر پایگاه اجتماعی اهمیت زیادی دارد. طبقه کارگر سنتی معمولا دغدغه‌هایی مانند اشتغال، دستمزد، تورم و امنیت اقتصادی را در اولویت قرار می‌دهد، در حالی که بخش قابل توجهی از گفتمان چپ جدید علاوه بر مسائل اقتصادی، بر موضوعاتی چون هویت، عدالت اجتماعی، تغییرات فرهنگی، محیط زیست، نژاد و جنسیت تمرکز دارد.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این جریان بیش از آنکه ادامه مستقیم سنت سوسیالیسم قرن بیستم باشد، محصول شرایط اجتماعی، فرهنگی و نسلی قرن بیست‌ویکم است.

در عین حال، نمی‌توان نقش مشکلات اقتصادی را در رشد این گفتمان نادیده گرفت. افزایش هزینه مسکن، هزینه‌های درمان، بدهی‌های دانشجویی و بالا رفتن هزینه زندگی، به‌ویژه در میان نسل جوان، احساس نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کرده است.

بسیاری از آمریکایی‌ها معتقدند دستیابی به سطح رفاه و ثبات اقتصادی که نسل‌های پیشین تجربه کرده‌اند، برای آنها دشوارتر شده است. این احساس، زمینه مناسبی برای استقبال از سیاست‌هایی فراهم کرده که خواهان مداخله بیشتر دولت در اقتصاد هستند.

با این حال، منتقدان این جریان معتقدند میان اولویت‌های فعالان سیاسی شهری و دغدغه‌های بخش بزرگی از طبقه کارگر فاصله‌ای قابل توجه وجود دارد.

  • درخواست ترامپ از کنگره: ۶۷ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای جبران هزینه‌های جنگ ایران

    درخواست ترامپ از کنگره: ۶۷ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای جبران هزینه‌های جنگ ایران

از نگاه آنها، تمرکز گسترده بر مسائل فرهنگی و هویتی گاهی سبب شده موضوعات معیشتی و اقتصادی در حاشیه قرار گیرد؛ موضوعی که می‌تواند بخشی از کاهش حمایت رأی‌دهندگان سنتی از جریان‌های چپ را توضیح دهد.

از سوی دیگر، حتی اگر نفوذ جناح چپ در حزب دموکرات افزایش یابد، ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده تحقق الگوهای کلاسیک سوسیالیستی را بسیار دشوار می‌کند.

نظام فدرال، تفکیک قوا، نقش پررنگ ایالت‌ها، نفوذ گسترده بخش خصوصی، بازار سرمایه قدرتمند و جایگاه تاریخی مالکیت خصوصی در فرهنگ سیاسی آمریکا، همگی موانعی جدی برای حرکت به سمت یک اقتصاد دولتی محسوب می‌شوند.

به همین دلیل، بسیاری از سیاستمدارانی که در رسانه‌ها «سوسیالیست» خوانده می‌شوند، در عمل از حذف سرمایه‌داری دفاع نمی‌کنند، بلکه خواهان اصلاح آن از طریق افزایش خدمات عمومی، حمایت‌های اجتماعی و کاهش نابرابری هستند.

در نتیجه، برخی پژوهشگران ترجیح می‌دهند به جای واژه «سوسیالیسم» از اصطلاح «سوسیال‌دموکراسی» استفاده کنند؛ مدلی که در آن اقتصاد بازار و مالکیت خصوصی حفظ می‌شود، اما دولت نقش فعال‌تری در تامین خدمات عمومی و کاهش شکاف‌های اقتصادی ایفا می‌کند. این الگو شباهت بیشتری به تجربه کشورهای شمال اروپا دارد تا نظام‌های سوسیالیستی قرن بیستم.

بنابراین، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا آمریکا در حال سوسیالیستی شدن است یا خیر؛ بلکه این باشد که چه گروه‌هایی امروز نمایندگی مطالبات اجتماعی را بر عهده گرفته‌اند، این مطالبات تا چه اندازه با نیازهای اقشار مختلف جامعه همخوانی دارد و آیا این جریان می‌تواند فراتر از کلان‌شهرهایی مانند نیویورک، در دیگر ایالت‌های آمریکا نیز پایگاه اجتماعی گسترده‌ای پیدا کند؛ پرسشی که انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو، پاسخ روشن‌تری به آن خواهد داد.

از سرگیری بارگیری نفت خام در راس تنوره عربستان سعودی

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۸:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز گزارش داد شرکت آرامکوی عربستان سعودی پس از نزدیک به چهار ماه، بارگیری نفت خام را در پایانه راس تنوره از سر گرفته است.

دالغا خاتین‌اوغلو، کارشناس انرژی، گفت: «بارگیری نفت از پایانه راس تنوره، بزرگ‌ترین پایانه صادرات نفت عربستان سعودی، مسیر انتقال نفت به بازارهای آسیایی را کوتاه‌تر می‌کند.» او افزود: «ازسرگیری بارگیری از این پایانه می‌تواند به کاهش قیمت جهانی نفت کمک کند.»

فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۴:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
فارین افرز: جمهوری اسلامی پیروز میدان نیست
100%

مجله فارین اَفِرز نوشت هرچند اسرائیل و آمریکا در جنگ ایران به اهداف اولیه، از جمله سرنگونی حکومت، نرسیدند اما از منظری گسترده‌تر، درگیری‌های منطقه‌ای در سه سال گذشته، در نهایت موقعیت آمریکا و شرکایش را در خاورمیانه تقویت و ایران را به‌مراتب ضعیف‌تر کرده است.

جِیمز جِفری، پژوهشگر ارشد «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»، که در هفت دولت آمریکا به‌عنوان دیپلمات خدمت کرده است، در مقاله‌ای که پنجشنبه چهارم تیر در مجله فارین افرز منتشر شد، نوشت اگرچه جنگ اخیر به‌طور بی‌نقص اجرا نشد و آمریکا و اسرائیل نیز به همه اهداف اولیه خود، از جمله سرنگونی حکومت ایران و پایان دادن کامل به تهدید بالقوه هسته‌ای تهران، دست نیافتند، اما ارزیابی گسترده‌تر از تحولات سه سال گذشته تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

جفری در ابتدای این مقاله «منظری گسترده‌تر برای بررسی جنگ ایران» را شامل ارزیابی این جنگ در چارچوب درگیری‌های منطقه‌ای سه سال گذشته می‌داند؛ درگیری‌هایی که به گفته او با حمله حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، سپس به جنگ در غزه و لبنان، حملات حوثی‌ها در دریای سرخ، تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، سقوط بشار اسد و رویارویی مستقیم‌تر ایران با آمریکا و اسرائیل گسترش یافت.

از نگاه او، در چنین چارچوبی، نتیجه نهایی جنگ ۴۰ روزه، نه پیروزی حکومت ایران، بلکه تقویت موقعیت واشینگتن و شرکایش در خاورمیانه و تضعیف قابل توجه جمهوری اسلامی است.

او استدلال می‌کند که شبکه نیروهای نیابتی تهران تا حد زیادی آسیب دیده، بشار اسد به‌عنوان یکی از متحدان کلیدی تهران از قدرت کنار رفته، جمهوری اسلامی در جریان جنگ از سوی متحدان ظاهری خود در پکن و مسکو چندان حمایت نشده، و بخش مهمی از توان نظامی، دفاعی و هسته‌ای آنها هدف ضربات سنگین قرار گرفته است.

  • قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

    قیمت نفت به سطح روز پیش از کشته شدن علی خامنه‌ای بازگشت

جفری افزود تنها دستاورد مهم تهران در این مرحله، توانایی بستن تنگه هرمز و وارد کردن آسیب اقتصادی جهانی بود، اما این اقدام به خود حکومت نیز لطمه زد و با یافتن مسیرها و منابع جایگزین از سوی دیگر کشورها، اثر آن به‌مرور کاهش خواهد یافت.

او همچنین نوشت یادداشت تفاهم برای پایان جنگ، با وجود ابهام در محدودیت‌های هسته‌ای، می‌تواند مسیر گفت‌وگوهای مستقیم واشینگتن و تهران را باز کند و به آمریکا امکان دهد با تکیه بر تحریم‌ها و تهدید نظامی، برای محدود کردن بلندمدت غنی‌سازی، تهران را تحت فشار بگذارد.

تصویر بزرگ‌تر

جفری در این مقاله بلند تاکید دارد که کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را نباید جدا از بستر گسترده‌تر آن دید. به نوشته او، وزارت خارجه آمریکا نیز در توجیه حقوقی عملیات «خشم حماسی» آن را تازه‌ترین مرحله از یک درگیری مسلحانه جاری با ایران توصیف کرده است.

  • تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

    تفاهم‌نامه آمریکا و جمهوری اسلامی، مذاکرات اسرائیل و لبنان را پیچیده کرده است

از نگاه این محقق، اگر تحولاتی که با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، به‌عنوان بخش‌هایی از یک کارزار ممتد دیده شوند، دور تازه نبرد با ایران تقریبا اجتناب‌ناپذیر بود. جفری نوشت پس از بمباران فردو و دیگر سایت‌های هسته‌ای در جنگ ۱۲ روزه، دولت ترامپ حملات بیشتر اسرائیل را متوقف کرد تا راه را برای توافقی جامع با تهران باز کند، اما مذاکرات بعدی به این جمع‌بندی رسید که ایران، با وجود برخی امتیازهای محدود، حاضر نیست از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای خود عقب‌نشینی کند.

به نوشته جفری، اقدامات بعدی تهران، از جمله استقرار موشک‌های بالستیک دوربرد و سرکوب خیزش سراسری، این برداشت را تقویت کرد که جمهوری اسلامی تغییری نکرده است. او استدلال می‌کند که مشکل حمله نهم اسفند زمان‌بندی آن نبود، بلکه تصور بیش از حد بلندپروازانه دولت ترامپ از امکان دستیابی به پیروزی کامل و آمادگی ناکافی در برابر واکنش‌هایی مانند بستن تنگه هرمز بود.

حرکت رو به جلو

جفری در بخش دیگری از این مقاله تحلیلی نوشت با وجود تردیدهای جدی درباره اهداف جنگ و میزان آمادگی آمریکا و اسرائیل، این دو از نهم اسفند به بعد خسارات قابل توجهی به ایران وارد کرده‌اند.

به نوشته او، شبکه نیروهای نیابتی تهران که طی سه سال گذشته تضعیف شده بود، در این مرحله عملا فروپاشید؛ بقایای حماس آتش‌بس غزه را حفظ کردند، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها برخلاف سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عمدتا وارد دور تازه درگیری نشدند، و حزب‌الله که تنها نیروی نیابتی فعال در این مرحله بود، از اسرائیل شکست خورد. او همچنین اشاره کرد لبنان برای نخستین بار در بیش از چهار دهه وارد مذاکرات مستقیم با اسرائیل درباره خلع سلاح حزب‌الله شد.

  • افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

    افزایش فاصله بین اولویت‌های ترامپ و نتانیاهو هم‌زمان با اصرار اسرائیل بر ماندن در لبنان

جفری افزود جنگ بخش بزرگی از توان نظامی باقی‌مانده حکومت ایران، به‌ویژه شبکه پدافند هوایی آن را نابود کرد. آمریکا بیش از هزار و ۵۰۰ هدف پدافندی و هزار و ۲۵۰ مرکز نگهداری پهپاد و موشک بالستیک ایران را هدف قرار داد و بیشتر حملات متقابل موشکی و پهپادی تهران از سوی آمریکا، اسرائیل و شرکای عرب خلیج فارس رهگیری شد.

این دیپلمات پیشین، بستن تنگه هرمز را تنها موفقیت مهم جمهوری اسلامی در این مرحله دانست، اما نوشت اثر آن کمتر از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ بود و کشورها و شرکت‌ها به‌سرعت مسیرهای جایگزین یافتند. به باور او، افزایش تولید نفت آمریکا، استفاده عربستان از خط لوله جایگزین و تلاش امارات برای توسعه مسیرهای زمینی، باعث می‌شود توان جمهوری اسلامی برای استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار، به‌مرور کاهش یابد.

معامله واقعی

جفری در بخش پایانی این مقاله آزمون اصلی برای سنجش میزان آسیب‌دیدن جمهوری اسلامی از این کارزار را سرنوشت برنامه هسته‌ای تهران خواند. به گفته او، یادداشت تفاهم، تهران را فقط به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای متعهد می‌کند و جز رقیق کردن ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، الزام مشخص دیگری بر آنها تحمیل نمی‌کند. او تاکید کرد آمریکا، برای مهار واقعی برنامه هسته‌ای ایران، باید مطمئن شود این ذخایر از میان می‌روند و تهران در آینده نیز قادر به ادامه غنی‌سازی نخواهد بود.

او در پاسخ به منتقدانی که می‌گویند آمریکا امروز در موقعیتی بهتر از زمان برجام نیست، استدلال کرد توافق سال ۲۰۱۵ تنها به‌طور موقت برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را محدود می‌کرد و در عوض تحریم‌ها و ابزارهای فشار را کاهش می‌داد.

به نوشته جفری، محدودیت‌های برجام اگر همچنان برقرار می‌ماند، از همین سال به‌تدریج برداشته می‌شد و ایران ظرف چند سال می‌توانست با سرعت بیشتری به غنی‌سازی نامحدود نزدیک شود. از نگاه او، خروج ترامپ از برجام، بازگشت تحریم‌های سنگین و تخریب بخش مهمی از زیرساخت هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲ روزه، اکنون اهرم‌های بیشتری در اختیار واشینگتن قرار داده است.

  • آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

    آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس: صلح پایدار مشروط به مقابله با تهدیدهای تهران است

نویسنده در بخش پایانی مقاله تاکید می‌کند جنگ ایران باعث اختلاف‌هایی میان آمریکا و متحدانش، از جمله کشورهای خلیج فارس، شد. موضوع اصلی این اختلاف نیز استفاده آمریکا از پایگاه‌های نظامی در این کشورها، اسکورت کشتی‌های حامل نفت در دوران بسته ماندن تنگه هرمز، حملات اسرائیل به لبنان، و دخیل نشدن‌شان در فرآیندهای مشورتی و تصمیم‌گیری بود. با این حال، نویسنده معتقد است این اختلاف‌ها به گسست جدی در ائتلاف‌ میان آمریکا و متحدان منطقه‌ای منجر نخواهد شد، زیرا اسرائیل، کشورهای خلیج فارس و اروپا همچنان برای مقابله با تهدیدهای باقی‌مانده از سوی تهران به واشینگتن نیاز دارند، هرچند آمریکا باید شیوه همکاری خود با شرکای منطقه‌ای را اصلاح کند.

نتیجه‌گیری اصلی جفری این است که عملیات نظامی اخیر، با وجود نقص‌ها، کمبود منابع و خوش‌بینی بیش از حد درباره امکان دستیابی به «پیروزی کامل»، شکست راهبردی آمریکا نبود. او نوشت آمریکا در سه سال گذشته به مجموعه‌ای از دستاوردها رسیده که بخش زیادی از موفقیت‌های منطقه‌ای تهران در دو دهه گذشته را معکوس کرده است.

به باور او، اگر دولت آمریکا بتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد و غنی‌سازی بلندمدت ایران را محدود کند، سیاست مهار جمهوری اسلامی، نه سرنگونی آن، یک پیروزی محسوب می‌شود. از نگاه جفری، وظیفه کنونی واشینگتن تلاش برای پیروزی نهایی و دست‌نیافتنی نیست، بلکه تثبیت دستاوردهای به‌دست‌آمده و اطمینان از این است که ایران ضعیف‌تر از زمان آغاز درگیری‌ها در سال ۲۰۲۳ باقی بماند.

واشینگتن‌پست: ادعای قوی‌تر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بی‌پایه» است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۳:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
واشینگتن‌پست: ادعای قوی‌تر شدن جمهوری اسلامی پس از جنگ، «بی‌پایه» است
100%

واشینگتن‌پست، در یادداشتی با استناد به ارزیابی دیوید آلبرایت، کارشناس شناخته‌شده برنامه‌های هسته‌ای، نوشت این ادعا که جمهوری اسلامی پس از جنگ با آمریکا قوی‌تر شده، «بی‌پایه» است.

واشینگتن‌پست نوشت دموکرات‌ها بارها گفته‌اند تصمیم دونالد ترامپ برای جنگ با جمهوری اسلامی نتیجه معکوس داشته و تهران را قوی‌تر کرده است.

این روزنامه در مقابل، به نقل از آلبرایت استدلال کرده که حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی، از جمله مجتمع اصفهان، آسیب قابل توجهی وارد کرده و برنامه هسته‌ای تهران را برای سالها به عقب انداخته است.

این یادداشت در حالی منتشر شده که بحث در واشینگتن درباره نتیجه واقعی جنگ با جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد؛

مخالفان ترامپ می‌گویند جنگ امنیت آمریکا را افزایش نداده، اما حامیان او آن را ضربه‌ای جدی به توان هسته‌ای جمهوری اسلامی می‌دانند.

میدل‌ایست آنلاین: توافق با تهران به آزمونی برای آمریکا و متحدان خلیج فارس تبدیل شده است

۵ تیر ۱۴۰۵، ۰۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

مجله «میدل‌ایست آنلاین»، در تحلیلی نوشت چارچوب اولیه توافق دولت ترامپ با جمهوری اسلامی، به‌جای پایان دادن فوری به بحران، به منبع تازه‌ای از تنش سیاسی در واشینگتن و نگرانی در میان متحدان خلیج فارس تبدیل شده است.

بر اساس این تحلیل، مخالفت برخی جمهوری‌خواهان با توافق نشان می‌دهد ترامپ با چالشی دوگانه روبه‌روست: از یک‌سو باید به پایگاه سیاسی خود توضیح دهد چرا توافق با تهران از اهداف اولیه جنگ با جمهوری اسلامی کوتاه‌تر به نظر می‌رسد، و از سوی دیگر باید متحدان منطقه‌ای آمریکا را قانع کند که امتیازهای مالی و سیاسی احتمالی به تهران، به بازسازی قدرت نظامی جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

میدل‌ایست آنلاین نوشت ماموریت مارکو روبیو در خلیج فارس نیز در همین نقطه دشوار شده است. او باید توافقی را برای متحدان واشینگتن توضیح دهد که هنوز درباره مفاد اصلی آن، از جمله کنترل تنگه هرمز، مشوق‌های مالی، بازرسی‌های هسته‌ای، برنامه موشکی جمهوری اسلامی و جنگ لبنان، روایت‌های متناقض وجود دارد.

این تحلیل نشان می‌دهد توافق اولیه با تهران، هنوز بیش از آنکه یک چارچوب تثبیت‌شده صلح باشد، صحنه‌ای برای آزمون اعتماد است؛ آزمونی هم در داخل حزب جمهوری‌خواه، هم میان واشینگتن و متحدان خلیج فارس، و هم در برابر جمهوری اسلامی که همچنان می‌کوشد نقش خود را در تنگه هرمز و معادلات منطقه‌ای حفظ کند.

100%