ترامپ: یادداشت تفاهم احتمالا همان تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی است

ترامپ در گفتوگو با اکسیوس با تاکید بر اینکه آمریکا جمهوری اسلامی از نظر نظامی کاملا شکست داده است، گفت یادداشت تفاهم دو کشور «احتمالا همان تسلیم بیقید و شرط است.»

ترامپ در گفتوگو با اکسیوس با تاکید بر اینکه آمریکا جمهوری اسلامی از نظر نظامی کاملا شکست داده است، گفت یادداشت تفاهم دو کشور «احتمالا همان تسلیم بیقید و شرط است.»
او در عین حال پذیرفت که برای جلوگیری از تبدیل شدن جنگ به یک رکود اقتصادی جهانی، درباره این توافق مذاکره کرده است.
ترامپ با تاکید بر اینکه جنگ در واقع قدرت نظامی آمریکا را به نمایش گذاشت، گفت: «چه کسی دیگری میتوانست چنین محاصرهای ایجاد کند؟ من یک محاصره دریایی برقرار کردم که حتی یک کشتی هم نتوانست از آن عبور کند. بعضیها تلاش کردند، اما خیلی دوام نیاورد.»
او با ابراز نارضایتی از انتقادها مبنی بر اینکه او در برابر ایران سختگیرانهتر عمل نکرده است، گفت: «تنها راهی که میتوانم سختگیرتر باشم این است که دو یا سه هفته دیگر آنجا بمانم و به شدت آنها را بمباران کنم. درست است؟ اما این چه دستاوردی برای ما دارد؟ تنگه هرمز باز نخواهد ماند.»






کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل، آیپک، در واکنش به تفاهمنامه آمریکا و جمهوری اسلامی اعلام کرد این توافق اولیه پرسشهای مهمی را درباره روند مذاکرات و امتیازهای احتمالی به تهران ایجاد کرده است.
آیپک با اشاره به اینکه تفاهمنامه کنونی شامل کاهش تحریمها در برابر بازگشایی تنگه هرمز و تعهداتی مبهم از سوی جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای است، تاکید کرد کنگره آمریکا باید به جزییات کامل توافق دسترسی داشته باشد و در روند بررسی توافق نهایی نقش محوری ایفا کند.
آیپک همچنین خواستار آن شد که هر توافق نهایی، به طور دائمی و قابل راستیآزمایی به برنامه هستهای جمهوری اسلامی پایان دهد، تمامی ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران خارج شود و همه تاسیسات غنیسازی برچیده شوند.
در این بیانیه همچنین آمده است که برنامه موشکهای بالستیک و پهپادی جمهوری اسلامی و حمایت مالی تهران از گروههای مسلح منطقهای نیز باید بخشی از مذاکرات نهایی باشد.
بنیاد کارنگی در تحلیلی درباره تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی هشدار داد ابهام در مفاد توافق میتواند آن را با سرنوشتی مشابه توافقهای شکستخورده گذشته روبهرو کند.
این اندیشکده نوشت تجربه بیش از دو دهه مذاکرات هستهای با جمهوری اسلامی نشان داده است که ابهام و کلیگویی زمینهساز اختلاف در تفسیر تعهدات و در نهایت شکست توافقها میشود.
کارنگی با اشاره به تفاهمنامه جدید میان واشینگتن و تهران تاکید کرد برخی مفاهیم کلیدی، از جمله حفظ «وضعیت موجود» در برنامه هستهای ایران و آینده غنیسازی اورانیوم، به اندازه کافی روشن و دقیق تعریف نشدهاند.
این بنیاد همچنین از موضع مقامهای دولت ترامپ که اهمیت متن توافق را کماهمیت جلوه دادهاند انتقاد کرد و نوشت جمهوری اسلامی ممکن است به تعهدات نانوشته پایبند نباشد.
چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا، با انتقاد از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی گفت ایالات متحده به دلیل «بیکفایتی، خودخواهی و ناتوانی» دونالد ترامپ در وضعیت بدتری قرار گرفته است. او افزود دموکراتها از اختصاص ۳۰۰ میلیارد دلار به ایران حمایت نخواهند کرد.
چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا، از تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت ایالات متحده به دلیل «بیکفایتی، خودخواهی و ناتوانی دونالد ترامپ در گوش دادن به واقعیتها» در وضعیت بدتری قرار گرفته است.
شومر در پیامی اعلام کرد اگر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، قصد دارد صدها میلیارد دلار به ایران اختصاص دهد، باید این کار را با اتکا به آرای جمهوریخواهان انجام دهد.
رهبر اقلیت دموکرات در سنا همچنین تاکید کرد که دموکراتها از هیچ طرحی برای اختصاص ۳۰۰ میلیارد دلار به ایران حمایت نخواهند کرد.
اظهارات شومر در حالی مطرح میشود که تفاهمنامه میان آمریکا و جمهوری اسلامی با واکنشهای متفاوتی در میان جمهوریخواهان و دموکراتهای آمریکا روبهرو شده و برخی منتقدان درباره پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن ابراز نگرانی کردهاند.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی نوشت این کشور در حال انجام «مذاکراتی سرسختانه» با آمریکا است تا نیروهای خود را در عمق ۱۰ کیلومتری جنوب لبنان حفظ کند. همزمان، ارتش اسرائیل به حملاتی در خاک لبنان ادامه داد. این حملات به تعلیق سفر مذاکرهکنندگان تهران به سوئیس منجر شده است.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۸ خرداد نوشت که اسرائیل پس از انتشار تصویری از جنوب لبنان که نشان میدهد منطقه تحت کنترل نیروهای نظامی این کشور گسترش یافته است، اعلام کرد احتمال انجام حملات در بیرون از این محدوده را نیز رد نمیکند. این اقدام که با نخستین بند یادداشت تفاهم تهران و واشینگتن در تضاد است، این پیمان را به چالش میکشد.
شبکه المیادین، وابسته به حزبالله لبنان، نیز گزارش داد که در پی تداوم حملات اسرائیل به جنوب لبنان، هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی سفر خود به سوئیس را تعلیق کرده است.
المیادین افزود تهران هشدار داده است که ادامه عملیات و حملات اسرائیل تا عمق ۱۰ کیلومتری داخل خاک لبنان، نقض آشکار بند نخست تفاهمنامه به شمار میرود.
ماده نخست این یادداشت تفاهم بهروشنی اعلام میکند که آمریکا و متحدان او به پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان و تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور متعهدند. این بند همچنین تاکید میکند که توافق نهایی نیز باید شامل پایان دائمی جنگ در لبنان باشد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، دقایقی پیش از اعلام غیررسمی تعلیق سفر هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت انتظار دارد آتشبس کامل در تمام جبههها، از جمله لبنان، حزبالله و اسرائیل برقرار شود. او در ادامه این پست تاکید کرد از همه طرفها در منطقه خاورمیانه میخواهد به پیشبرد موفق مذاکرات متعهد باشند.
اسرائیل در روزهای گذشته درخواستها برای خروج نیروهایش از جنوب لبنان را رد کرده است. این منطقه اسفند ۱۴۰۴ پس از حملات تلافیجویانه حزبالله به اسرائیل در حمایت از جمهوری اسلامی، به تصرف نیروهای اسرائیلی درآمد.
از سوی دیگر، حزبالله نیز در روزها گذشته به حملات خود به مواضع اسرائیل در جنوب ادامه داده است. این حملات که بیشترشان با پهپادهای انفجاری انجام شدهاند، به کشته و زخمی شدن نیروهای اسرائیلی انجامید.
ارتش اسرائیل که در فروردین ماه نقشهای را با مشخص کردن آنچه «منطقه حائل» خود در جنوب لبنان مینامد منتشر کرده بود، پنجشنبه ۲۸ خرداد نقشه تازهای منتشر کرد که نشان میدهد نیروهایش چندین کیلومتر عمیقتر در خاک لبنان فعالیت میکنند؛ از جمله در نزدیکی پایگاه حزبالله در نبطیه، در شمال رودخانه لیتانی.
یک مقام نظامی اسرائیل به رویترز گفت: «ارتش به رفع تهدیدهایی که علیه سربازان و غیرنظامیان دولت اسرائیل در بیرون از منطقه امنیتی شناسایی میشوند، ادامه خواهد داد.» این اظهارات در عمل به این معناست که اسرائیل میتواند حملاتی را در عمق بیشتری از لبنان انجام دهد.
شکاف میان نتانیاهو و ترامپ در پی امضای یادداشت تفاهم
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و جیدی ونس، معاون او، در روزهای گذشته بارها انتقادهای تند و کمسابقهای علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و کابینه او بیان کردهاند.
یکی از این موارد ۲۴ خرداد، ساعاتی پیش از اعلام دستیابی به توافق برای امضای تفاهمنامه اولیه میان آمریکا و جمهوری اسلامی رخ داد. در آن روز اسرائیل در واکنش به حملات حزبالله، منطقه ضاحیه بیروت را هدف قرار داد. اکسیوس نوشت ترامپ از شنیدن خبر این حملات غافلگیر و از نتانیاهو بهشدت خشمگین شد.
پس از آن ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال از اسرائیل بابت حمله به بیروت انتقاد کرد و نوشت: «حمله صبح امروز به بیروت، بهویژه در یک روز خاص که ما به توافق صلح با ایران بسیاری نزدیک هستیم، نباید اتفاق میافتاد.» او افزود: «همه طرفها باید عقبنشینی کنند و هیچ حملهای از سوی اسرائيل به هیچ کجای لبنان نباید انجام شود.»
او در ابتدای این پست نوشت هرچند اسرائیل «حق دارد» در برابر تهدیدها از خود دفاع کند، اما حملاتی که به آن پاسخ داد «بسیار کوچک و بیمعنی بود، کسی آسیب ندید و زخمی یا کشته نشد.»
صحبتهای ترامپ در نشست رسانهای ۲۷ خرداد در حاشیه اجلاس گروه هفت نیز حاوی حاوی اظهارنظرهایی درباره عملکرد سیاسی و نظامی اسرائیل بود. او با اشاره به اینکه متن یادداشت تفاهم را با این کشور به اشتراک گذاشته است، اسرائیل را «یک شریک خوب» توصیف کرد و بلافاصله عملکرد ارتش این کشور در لبنان را مورد انتقاد قرار داد. ترامپ گفت: «همچنان معتقدم اسرائیل میتواند در قبال حزبالله عملکرد بهتری داشته باشد. نمیگویم اسرائیل نباید از خود دفاع کند، اما وقتی دو پهپاد به سمت بیابان شلیک میشوند و بدون خسارت سقوط میکنند، ضرورتی ندارد ساختمانهایی در بیروت ویران شوند.»
جیدی ونس، معاون او، نیز پنجشنبه ۲۸ خرداد در نشست خبری کاخ سفید به درگیریهای حزبالله و اسرائیل اشاره کرد و گفت تهران حزبالله را مهار کند و مانع حمله این گروه به اسرائیل شود. او تاکید کرد که این حملات سبب میشود پاسخ نظامی اسرائیل موجه باشد.
ونس با اشاره به اینکه وضعیت در لبنان «پیشرفت چشمگیری» داشته و «تیراندازیها کمتر شده است»، تاکید کرد: «هرچند در شرایط آتشبس نیز هر از گاهی شاهد این تنشهای کوچک خواهید بود، اما اسرائیلیها در لبنان از کنترل خارج نخواهند شد.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که تبادل آتش میان حزبالله و اسرائیل با وجود امضای یادداشت تفاهم همچنان در ۲۴ ساعت گذشته جریان داشته است. نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز وعده داده است نیروهای اسرائیلی «تا هر زمان که نیازهای امنیتی اسرائیل ایجاب کند» در جنوب لبنان باقی خواهند ماند.
۴۷ سال زمان کمی نیست. نسلی کامل در ایران متولد شد، بزرگ شد و به میانسالی رسید، بدون آنکه روزی را به یاد بیاورد که جمهوری اسلامی و آمریکا روابطی عادی داشته باشند.
حالا اما بعداز نزدیک به نیم قرن خصومت، دو کشور به نقطهای رسیدهاند که از تفاهم، مذاکره و همکاری سخن گفته میشود؛ تحولی که تا چند سال پیش برای بسیاری غیرقابل تصور بود.
این تحول از یک جهت دیگر هم قابل توجه است. عمر دشمنی رسمی جمهوری اسلامی با آمریکا تقریبا با عمر حجاب اجباری در ایران برابری میکند. هر دو محصول سالهای نخست پس از انقلاب ۱۳۵۷ هستند؛ دو سیاستی که از دل یک نگاه ایدئولوژیک متولد شدند و قرار بود مرزهای هویتی نظام تازهتاسیس را تعریف کنند. یکی در سیاست خارجی با شعار تقابل با آمریکا و دیگری در سیاست داخلی با کنترل پوشش زنان.
اما درست در همان روزهایی که مقامهای جمهوری اسلامی از گفتوگو، تفاهم و عبور از دشمنیهای تاریخی سخن میگویند، خبر دیگری از داخل ایران منتشر میشود؛ خبری که نشان میدهد برخی از قدیمیترین سیاستهای جمهوری اسلامی همچنان بدون تغییر ادامه دارند.
۱
پرستو احمدی، خواننده ایرانی، بهدلیل اجرای بدون حجاب و انتشار ویدیو کنسرت خود با حکم قضایی روبهرو شده است؛ حکمی که در آن مجازات ۷۴ ضربه شلاق نیز دیده میشود.
صرفنظر از جزئیات پرونده، آنچه اهمیت دارد خود عدد ۷۴ است؛ عددی که ایرانیان را به نخستین سالهای پس از انقلاب بازمیگرداند؛ به دورانی که جمهوری اسلامی در حال تثبیت ساختارهای ایدئولوژیک خود بود و مجازاتهایی از این دست را برای مقابله با آنچه «بدحجابی» یا تخطی از هنجارهای رسمی تلقی میشد، وارد قوانین و رویههای قضایی کرد.
همزمان فرمانده سپاه تهران هم از ادامه گشتهای امنیتی در پایتخت خبر میدهد؛ گشتهایی که بخش مهمی از ماموریت آنها به کنترل فضای اجتماعی و نظارت بر زنان مربوط میشود.
در سیاست خارجی، آمریکا به «شیطان بزرگ» تبدیل شد و قطع رابطه با واشینگتن به بخشی از هویت جمهوری اسلامی بدل شد. در سیاست داخلی هم کنترل پوشش زنان به یکی از نخستین پروژههای حکومت جدید تبدیل شد؛ پروژهای که خیلی زود با قانون، مجازات و سازوکارهای امنیتی تثبیت شد.
جمهوری اسلامی پذیرفته که نمیتوان برای همیشه در وضعیت تقابل مطلق با آمریکا باقی ماند. واقعیتهای اقتصادی، فشارهای سیاسی، تحولات منطقهای و ضرورتهای بقا، حکومت را به سمت مذاکره و توافق سوق داده است. همان نظامی که زمانی گفتوگو با آمریکا را نشانه ضعف میدانست، امروز از ضرورت تعامل و تفاهم سخن میگوید.
۲
چهار سال از مرگ مهسا امینی میگذرد؛ مرگی که به دلیل بازداشت بر سر مساله پوشش رخ داد و جرقه جنبش «زن، زندگی، آزادی» را زد؛ اعتراضی که به بزرگترین چالش اجتماعی جمهوری اسلامی در دهههای اخیر تبدیل شد و بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری صدها کشته و هزاران بازداشتی بر جای گذاشت.
با این حال، روایت سالهای پس از آن فقط روایت پایداری حکومت نیست؛ روایت مقاومت جامعه هم هست. زنان ایرانی، بدون برخورداری از حمایت قانونی و با وجود فشارهای امنیتی و قضایی، در قالب نوعی نافرمانی مدنی گسترده توانستهاند بخشی از خواست خود را به واقعیت روزمره جامعه تبدیل کنند.
امروز در بسیاری از خیابانهای ایران، آنچه دیده میشود بیش از آنکه بازتاب قوانین رسمی باشد، نتیجه مقاومت مدنی زنانی است که حاضر نشدند به الگوی مطلوب حکومت بازگردند.
اما همین واقعیت، جمهوری اسلامی را در موقعیتی متناقض قرار داده است. از یک سو بخش مهمی از کنترل خود بر فضای عمومی را از دست داده و از سوی دیگر میکوشد این عقبنشینی عملی را با ابزارهای حقوقی، قضایی و امنیتی جبران کند. به همین دلیل، اگرچه زنان در عرصه اجتماعی بخشی از خواست خود را به حکومت تحمیل کردهاند، در سطح ساختار حکمرانی نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشود. نه قانونی لغو شده، نه نهادی منحل شده و نه بودجهای از دستگاههای تبلیغاتی، نظارتی و اجرایی مرتبط با حجاب اجباری حذف شده است.
برعکس، حکومت در سالهای پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تلاش کرده با طرحها و قوانین تازهای همچون قانون موسوم به «حجاب و عفاف»، ابزارهای جدیدی برای حفظ همان سیاست قدیمی ایجاد کند.
از این منظر، احکام قضایی، گشتهای امنیتی و قوانین تازه بیش از آنکه نشانه اقتدار باشند، نشانه تلاش حکومت برای حفظ سیاستی هستند که در عرصه اجتماعی با چالشی بیسابقه روبهرو شده است.
جمهوری اسلامی امروز پذیرفته است که میتوان با آمریکا مذاکره کرد، پای تفاهمنامه نشست و از بخشی از خصومتهای تاریخی عبور کرد. اما در رابطه با زنان، نه قانون تغییر کرده، نه ساختارها دگرگون شدهاند و نه ابزارهای تنبیهی کنار گذاشته شدهاند. گویی آنچه در سیاست خارجی قابل بازنگری است، در سیاست داخلی همچنان غیرقابل تغییر تلقی میشود.
۳
شاید به همین دلیل باشد که برای بسیاری از ایرانیان، خبر تفاهم با آمریکا بیش از آنکه نشانه پایان یک دشمنی تاریخی باشد، یادآور پرسشی دیگر است: چگونه حکومتی که توانسته پس از ۴۷ سال با دشمن دیرینه خود پای میز مذاکره بنشیند، هنوز حاضر نشده با نیمی از جمعیت کشورش به تفاهم برسد؟
تاریخ جمهوری اسلامی فقط در اتاقهای مذاکره و توافقهای دیپلماتیک نوشته نمیشود. بخشی از این تاریخ در خیابانهای ایران، در سرنوشت زنانی که بهخاطر نوع پوشش بازداشت میشوند، در احکام قضایی صادرشده برای هنرمندانی چون پرستو احمدی و در قوانینی نوشته میشود که نزدیک به نیم قرن از عمر آنها میگذرد.
اگر تفاهم با آمریکا نشانهای از پذیرش واقعیتهای جدید جهان باشد، برخورد حکومت با زنان همچنان نشانه پافشاری بر واقعیتهای دهه شصت است.
با این حال حرکت زنان در تمام این سالها نشان داده از تهدیدها فرصت ساخته و پیشروی کردهاند. حالا اما در دوران پس از دیکتاتور کشته شده ایران، فرصتها بیش از تهدیدهاست و این برای زنان یک فرصت تازه برای فروریختن دیوارهاست.