در حالی که ایران در ورزشگاه سوفای در شهر اینگلوود ایالت کالیفرنیا دو بار عقب افتاد و در نهایت بازی را با تساوی ۲-۲ به پایان رساند، هواداران به دلایل متفاوتی برای گلها شادی میکردند. برخی هر حمله ایران را تشویق میکردند و برخی دیگر آشکارا علیه تیمی طرفداری میکردند که آن را جداییناپذیر از جمهوری اسلامی میدانند.
این واکنشهای دوگانه بازتابدهنده پرسشی بود که از ۱۸ و ۱۹ دی، زمانی که جمهوری اسلامی سرکوب سراسری معترضان ضد حکومت را آغاز کرد و به کشته شدن دهها هزار غیرنظامی بیسلاح انجامید، بیش از پیش حساس و مناقشهبرانگیز شده است: آیا میتوان از تیم ملی حمایت کرد، بدون آنکه از حکومتی که این تیم نماینده آن است حمایت شود؟
آسیبهای روحی ناشی از آن رویدادها همچنان بسیار فراتر از مرزهای ایران بازتاب دارد.
در ورزشگاه سوفای یکی از هواداران پیراهنی سفارشی با عدد «۸-۹» بر تن داشت؛ اشارهای که برای بسیاری از ایرانیان بلافاصله یادآور مرگبارترین دو شب تاریخ معاصر ایران (هشتم و نهم ژانویه ۲۰۲۶) بود.
نازنین نور، بازیگر و فعال مدنی، به ایران اینترنشنال گفت: «به ایرانی بودنم افتخار میکردم، اما مجموعهای از احساسات متناقض را با خود داشتم؛ در حالی که سنگینی همه کارهایی که حکومت انجام داده و رنجی که مردم تحمل کردهاند را احساس میکردم.»
نور گفت که با وجود احساسات متضادش در نهایت تصمیم گرفت در مسابقه حضور پیدا کند، زیرا حکومت چیزهای زیادی را از ایرانیان سراسر جهان گرفته است و او نمیخواست اجازه دهد لذت فوتبال نیز از او سلب شود.
او گفت: «فکر میکنم احساسات همه از درد، آسیبهای روحی و همه چیزهایی که نه فقط در چند ماه گذشته بلکه در طول ۴۷ سال گذشته دیدهایم تاثیر گرفته است. منطقی است که همه احساس کنند در دورهای بسیار عجیب قرار داریم، اما همچنان زمانی است که میتوانیم به هویت خود و جایی که از آن آمدهایم افتخار کنیم.»
تیمی که بار اضافهای بر دوش دارد
از زمان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، بازیکنان تیم ملی همواره زیر ذرهبین بودهاند که آیا سرود ملی را میخوانند، با مقامهای حکومتی دیدار میکنند یا به صورت علنی از معترضان حمایت میکنند.
حامیان و منتقدان هر دو، بیش از گذشته تیم ملی را از دریچه سیاست میبینند، زیرا این تیم به طور رسمی نماینده جمهوری اسلامی است.
در حالی که برخی بازیکنان و مقامهای فدراسیون فوتبال همسویی خود با حکومت را نشان دادهاند، برخی دیگر به دلیل ابراز همبستگی با اعتراضات ضد حکومتی یا خودداری از خواندن سرود ملی با فشار مواجه شدهاند.
محمدرشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی ایران، از اوایل اسفند سال گذشته پس از انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی در یک پست اینستاگرامی، در بازداشت حکومت به سر میبرد.
برای بسیاری از ایرانیان، پرونده او یادآور دیگری است از این واقعیت که حتی ورزشکاران سرشناس نیز ممکن است به دلیل ابراز مخالفت، با پیامدهای سنگین و حتی مرگ روبهرو شوند.
هالی دگرس، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، گفت: «ما فاصله زیادی با جامهای جهانی گذشته داریم؛ زمانی که صرفنظر از سیاست، ایرانیان داخل کشور و سراسر جامعه مهاجرانی پشت تیم ملی متحد بودند.»
شاید این اتحاد در سال ۱۹۹۸ به بهترین شکل نمایان شد؛ زمانی که پیروزی ایران برابر آمریکا موجی از جشن و شادی را از تهران تا لسآنجلس به راه انداخت.
افتخار و اعتراض
پیش از آغاز مسابقه، صدها معترض در بیرون ورزشگاه سوفای تجمع کردند و در شهری که یکی از بزرگترین جوامع مهاجر ایرانی جهان را در خود جای داده است، پلاکاردهای ضد حکومتی و پرچم شیر و خورشید را به اهتزاز درآوردند.
با وجود ممنوعیت پرچم شیر و خورشید از سوی فیفا، ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی نشان میداد که شمار زیادی از هواداران این پرچم را در داخل ورزشگاه به نمایش گذاشتهاند.
مرسده شاهینکار، فعال مدنی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پس از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به چشمش بینایی یک چشم خود را از دست داد، نیز در میان حاضران بود. شاهینکار که بعدها از ایران خارج شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، با پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه حاضر شد.
شاهینکار در داخل و خارج ورزشگاه با حامیان جمهوری اسلامی روبهرو شد؛ جایی که تنشها گاهی به درگیریهای لفظی کشیده میشد و برخی تماشاگران هوادارانی را که پرچم کنونی جمهوری اسلامی را حمل میکردند «تروریست» مینامیدند.
او در برخی لحظات به حفره خالی چشم خود اشاره میکرد؛ یادآوری تلخی از بهایی که بسیاری از ایرانیان برای مخالفت با حکومت پرداختهاند.