جمهوری اسلامی این روزها با راهاندازی پویش «جان ایران» تلاش میکند بحران کاهش جمعیت را به یکی از دغدغههای اصلی جامعه تبدیل کند. بحرانی که مقامهای حکومتی سالهاست درباره آن هشدار میدهند و حالا با کمپینهای تبلیغاتی و سیاستهای تشویقی میکوشند برایش راهحلی پیدا کنند.
اما همزمانی این پویش با فضای سرکوب، اعدام، بازداشت و مهاجرت گسترده جوانان، پرسشی اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: حکومتی که از «نجات جمعیت» سخن میگوید، با نسل جوان خود چه کرده است؟
برای بسیاری از ناظران و فعالان حقوق بشر، کشتار دیماه ۱۴۰۴ به نماد حذف نسلی تبدیل شد که قرار بود آینده ایران را بسازد.
جوانانی که بخشی در خیابانها کشته شدند، بعضی در بازداشتگاهها سرکوب شدند و گروهی دیگر در فضایی سرشار از ترس، ناامیدی و بیآیندگی، راه مهاجرت را انتخاب کردند.
در ماههای بعد نیز روند اعدامها و فشارهای امنیتی ادامه یافت. به باور منتقدان، این روند نه فقط جان انسانها بلکه اعتماد اجتماعی و امید جمعی را هدف قرار داده است.
در چنین فضایی، مساله جمعیت دیگر صرفا یک بحران آماری یا دغدغهای درباره نرخ تولد نیست، بلکه به مسالهای عمیقا سیاسی، اجتماعی و انسانی تبدیل میشود. بحرانی که به احساس امنیت، امید و امکان زندگی گره خورده است.
بسیاری از خانوادهها در شرایطی که آینده را بیثبات و ناامن میبینند، تمایلی به فرزندآوری ندارند. به همین دلیل، کارشناسان جمعیتشناسی بارها تاکید کردهاند که سیاستهای تشویقی حکومت بدون تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، کارآمد نخواهد بود.
در همین راستا، شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس، در گفتوگویی تاکید کرده است کاهش تولد را نمیتوان صرفا با وام، تبلیغات یا کمپینهای رسانهای متوقف کرد.
از نگاه او، جامعهای که زیر فشار بحران اقتصادی، ناامنی روانی و بیاعتمادی قرار دارد، طبیعی است که نسبت به آینده محتاطتر شود. در چنین شرایطی، فرزندآوری نه یک انتخاب امیدوارانه، بلکه برای بسیاری به تصمیمی پرهزینه و نگرانکننده تبدیل میشود.
منتقدان معتقدند حکومتی که همزمان با هشدار درباره کاهش جمعیت، فضای زندگی را برای نسل جوان تنگتر کرده، نمیتواند تنها با شعار «جان ایران» بحران را حل کند.
از نگاه آنان، حفظ جمعیت پیش از هر چیز به معنای حفظ جان انسانها، حق اعتراض، امنیت اجتماعی و امکان ساختن آینده در داخل کشور است. بدون این مولفهها، هر سیاست افزایش جمعیتی بیش از آنکه راهحل باشد، تنها ابزاری تبلیغاتی برای حکومت خواهد بود.
شرایطی که جمهوری اسلامی در ایران حاکم کرده است باعث شده تا برای بخشی از جوانان ایرانی، مهاجرت معنایی فراتر از پیشرفت تحصیلی یا شغلی داشته باشد.
پیامهای ارسالی شهروندان به ایراناینترنشنال و روایتهای کاربران شبکههای اجتماعی ساکن ایران نشان میدهد فشار روانی، تبعیض اجتماعی، سختتر شدن زندگی روزمره، نابودی معیشت، دغدغه آزادی و دشواریهای گرفتن ویزا، تصمیم به مهاجرت را به واکنشی در برابر فرسایش مداوم بدل کرده است.
قتلعام دی ۱۴۰۴ و جنگِ پس از آن نیز با تشدید این میل، احساس ناامنی و بیآیندگی را عمیقتر کرده است.
در پیامهای شهروندان، مهاجرت اغلب با زبان اضطرار توضیح داده میشود، نه با رویاپردازی.
برخی، از فشار روانی بالا و رسیدن به مرز افسردگی گفته و کوچ را تنها راه نجات دانستهاند.
این روایتها تصویری از جامعه ایران میسازد که در آن بحران فردی از بحران اجتماعی جدا نیست. فرد نه فقط با آینده نامعلوم، بلکه با تجربه روزمره تحقیر، ترس، فقر و فرسودگی روبهروست.
سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۶ میلادی درباره سلامت پناهجویان و مهاجران تاکید کرده که تجربه جنگ، خشونت، از دست دادن، ناامنی طولانی و مسیرهای خطرناک مهاجرت، میتواند پیامدهای جدی جسمی و روانی داشته باشد.
در چنین زمینهای، روایت شهروندان ایرانی درباره مهاجرت را نمیتوان صرفا «احساسی یا لحظهای» دانست. بسیاری از آنها از محیطی حرف میزنند که به گفته خودشان «ادامه دادن» را ناممکن کرده است.
تبعیض اجتماعی یکی از محرکهای مهم در این روایتهاست. برای نمونه، رد شدن تقاضای اهدای خون به بهانه «مجرد بودن» و نسبت دادن خطر بیماری به زندگی خصوصی - بدون انجام آزمایش - برای یک شهروند به نقطه قطعی شدن تصمیم او برای مهاجرت تبدیل شده است.
اهمیت این مثال در این است که نشان میدهد میل به ترک کشور صرفا برخاسته از شرایط اقتصادی یا سیاسی نیست. گاهی تجربه قضاوت شدن در یک موقعیت عادی، احساس تعلق را از بین میبرد و فرد را به این نتیجه میرساند که حتی در ابتداییترین خدمات عمومی نیز نابرابر دیده میشود.
بلاتکلیفی و بدتر شدن مداوم کیفیت زندگی، یکی از محرکهای اصلی مهاجرت است.
گروهی از شهروندان میگویند هر روز شرایط دشوارتر میشود و میان «ماندن به امید تغییر» و «رفتن به آیندهای نامعلوم» گرفتار شدهاند؛ چرا که امکان برنامهریزی بلندمدت، میانمدت و کوتاهمدت را از داست دادهاند.
دادههای بینالمللی هم از تنگتر شدن فضای اقتصادی حکایت دارد.
صندوق بینالمللی پول برای ایران در سال ۲۰۲۶ رشد اقتصادی منفی ۶.۱ درصد و تورم ۶۸.۹ درصدی پیشبینی کرده است. بانک جهانی نیز در چشمانداز ۲۰۲۶ ایران، تورم نقطهبهنقطه بهمن را ۶۲.۲ درصد و تورم مواد غذایی را ۹۹ درصد گزارش کرده است.
برای کسانی که کسبوکار داشتهاند، این بحران فقط یک عدد اقتصادی نیست. از دست دادن درآمد، سرمایه و ابتداییترین امکانهای زندگی به «پشیمانی از ماندن» در ایران گره خورده است. چنین تجربهای مهاجرت را از سطح یک «انتخاب» شخصی بالاتر میبرد و آن را به تقلا برای توقف سقوط تبدیل میکند.
در این میان، کشتار دی ۱۴۰۴ و جنگِ پس از آن، نقش محرک تشدیدکننده داشتهاند.
موضوع اصلی همچنان همان فشارهای انباشته زندگی روزمره است، اما این دو رخداد به احساس ناامنی، بیثباتی و ضرورت تصمیمگیری سریعتر دامن زدهاند.
گزارش آژانس پناهندگان سازمان ملل در ماه مارس ۲۰۲۶ از جابهجایی موقت ۶۰۰ هزار تا یک میلیون خانوار ایرانی در داخل کشور بر اثر درگیری خبر داد. چنین جابهجاییای، حتی اگر به مهاجرت خارجی فوری منجر نشود، نشان میدهد بحران امنیتی چگونه میتواند میل به خروج را تقویت کند.
نبود آزادیهای سیاسی و مدنی هم یکی از زمینههای مهم میل به مهاجرت است.
یک پژوهش علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۶ بر اساس پیمایش ۹۸۰ دانشجوی ایرانی نشان میدهد در شرایطی که مشارکت عمومی پرهزینه یا پرخطر تلقی میشود، بخشی از افراد به جای تلاش برای تغییر جمعی، مهاجرت را به عنوان مسیر فردیِ خروج از وضعیت نارضایتی در نظر میگیرند.
این یافته با ارزیابی نهادهای بینالمللی از وضعیت ایران همخوان است؛ «خانه آزادی» در گزارش سال ۲۰۲۶ خود، ایران را در رده کشورهای «غیرآزاد» قرار داده و امتیاز آن را در حقوق سیاسی و آزادیهای مدنی «بسیار پایین» ثبت کرده است.
دیدهبان حقوق بشر نیز تداوم بازداشتهای گسترده، تعقیب مخالفان و تشدید سرکوب داخلی پس از جنگ را تایید میکند.
کوچ از ایران مسیر پر پیچ و خمی دارد. شهروندان از فرایندهای چندین ماهه و چند سالهای میگویند که با خدمت سربازی، آزمون زبان، بسته شدن مسیرهای دستیابی به سفارتخانهها، رفتن به کشور ثالث، انتظار طولانی و بلاتکلیفی همراه بوده است.
در این روایتها، مهاجرت پیش از رسیدن به مقصد آغاز میشود؛ با تهیه و ترجمه مدارک، گرفتن وقت سفارت، فراهم کردن پول، موفقیت در آزمونها، اضطراب و ترس از رد شدن.
مشکل ارز و انتقال پول، افت سرسامآور ارزش ریال در برابر دلار، محدودیتهای بانکی، تحریمها و نیاز به واسطهها، هزینه مهاجرت را برای بسیاری به سطحی رسانده که حتی داشتن انگیزه و مدرک کافی هم انجامپذیری مهاجرت را تضمین نمیکند.
هزینه آزمون زبان، ترجمه مدارک، درخواست ویزا، بلیت، اقامت موقت در کشور ثالث و اثبات تمکن مالی، برای بخشی از متقاضیان به دیواری پیش از خروج تبدیل شده است.
برخی شهروندان میگویند با وجود داشتن مدرک زبان، مقاله علمی، رزومه دانشگاهی درخشان و توان حرفهای، انرژی ادامه فرایند را از داست دادهاند.
این نکته نشان میدهد مانع مهاجرت صرفا «ناشایستگی» نیست؛ گاهی فرایند چنان طولانی و نامطمئن میشود که فرد پیش از رسیدن به مقصد از پا میافتد.
دادههای بینالمللی نشان میدهد ایرانیان همچنان در مسیرهای رسمی پناهندگی حضور دارند اما نه به شکلی که بتوان آن را موجی ناگهانی و گسترده دانست.
آژانس پناهندگی اتحادیه اروپا گزارش کرده که در ماه فوریه ۲۰۲۶ شهروندان ایرانی کمی بیش از ۶۷۰ درخواست پناهندگی در کشورهای اتحادیه اروپا و چند کشور همراه ثبت کردهاند و در رتبه ۲۷ میان ملیتهای متقاضی قرار داشتهاند.
همین نهاد تاکید کرده درخواستهای ایرانیان در آن مقطع افزایش قابل توجهی نشان نداده و سهم آنان از کل درخواستها نسبتا کوچک بوده است.
این دادهها با روایتها همخوانی دارد. بسیاری از کسانی که میخواهند بروند، هنوز در مرحله تصمیمگیری، تهیه مدارک و پول، همراه کردن خانواده، سربازی، ویزا یا ترس از رد شدن ماندهاند.
از سوی دیگر، در پادرَوایت حامیان حکومت، مهاجرت به عنوان بخشی از «جنگ نرم دشمن»، فرار مغزها به عنوان نتیجه تحریم یا «نقشه خارجی»، ماندن به عنوان «وفاداری و مقاومت»، و برجسته کردن تنهایی و دشواری زندگی در خارج در نظر گرفته میشود.
شکاف میان این پادروایتها و روایتها از نادیده گرفتن تجربه زیسته مردم شکل میگیرد.
شهروندان از فشار روانی، تبعیض، بیپولی، سد ویزا، فشار خانواده، شکست معیشتی و بیآیندگی میگویند و در مقابل، پادروایتها در همسویی با حکومت، این دلایل را به حاشیه میبرند و چراییِ مهاجرت را در چارچوب دشمنی، تحریم، جنگ نرم یا سختیهای زندگی در خارج از کشور توضیح میدهند.
نتیجه این جابهجایی، حذف پرسش اصلی است: اینکه چرا جوان امروز در ایران، کوچیدن از سرزمین مادری را نه فرصت رفاهطلبی بلکه به مثابه روشی برای دوام آوردن و گاه به چشم یک «راه فرار» میبیند؟
پارلمان اروپا در نشست خود قطعنامهای را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران تصویب کرد که در آن بر محکومیت سرکوب و اعدام معترضان، زندانیان سیاسی و اقلیتهای مذهبی در ایران تاکید شده است.
پارلمان اروپا پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در استراسبورگ با ۵۱۶ رای موافق، ۱۴ رای مخالف و ۹۲ رای ممتنع قطعنامهای فوری در زمینه حقوق بشر ایران را تصویب کرد.
نمایندگان پارلمان اروپا در این قطعنامه خواستار توقف فوری اعدامها، آزادی زندانیان سیاسی و پاسخگو کردن مقامهای جمهوری اسلامی در قبال نقض حقوق بشر شدند.
در این قطعنامه همچنین درباره افزایش فشار بر زنان، فعالان مدنی و اقلیتهای مذهبی در ایران ابراز نگرانی شده است.
این قطعنامه در بخش دیگری از شورای اتحادیه اروپا خواست تحریمها علیه مقامها و نهادهای جمهوری اسلامی مسئول سرکوب را گسترش دهد؛ از جمله دستگاه قضایی، سازمان زندانها، سپاه پاسداران و نهادهای وابسته به رهبر جمهوری اسلامی.
نمایندگان پارلمان اروپا همچنین خواستار مسدود شدن داراییهای سپاه پاسداران و افراد وابسته به آن، از جمله اعضای خانوادههای وفادار به این نهاد، و ممنوعیت ورود آنان به اتحادیه اروپا شدند.
تداوم اعدامها در ایران
تصویب این قطعنامه در شرایطی است که نهادهای اروپایی همزمان با تنشهای منطقهای و نگرانیهای امنیتی، فشارهای سیاسی خود بر تهران را افزایش دادهاند.
همچنین همزمان با تشدید موج سرکوبها در ایران و نگرانی فعالان حقوق بشر درباره روند فزاینده اعدامها، جمهوری اسلامی احکام اعدام چهار زندانی سیاسی دیگر را به اجرا درآورد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گزارش داد رامین زله و کریم معروفپور، بامداد پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به اتهام «عضویت در گروههای تروریستی تجزیهطلب» اعدام شدند.
روند اجرای احکام اعدام در ایران طی ماههای اخیر، بهویژه در پی تحولات جنگ ۴۰ روزه، شتاب بیشتری گرفته است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال از فشار نهادهای حکومتی بر خانوادههای دانشآموزان کشتهشده در حمله به مدرسه میناب و برگزاری مراسم حکومتی در این شهر خبر داد. با وجود شوک گسترده در شهر پس از وقوع حادثه، برخی خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا در مراسمهای حکومتی شرکت کنند.
بر اساس این اطلاعات، فضای بهشتزهرای میناب به محل تجمع نیروها و حامیان حکومت تبدیل شده و افرادی از عراق برای برپایی موکب به این شهر آمدهاند. برخی از این افراد شبها پس از تجمعات خیابانی در بهشتزهرا مستقر میشوند.
تعدادی از خانوادههای دانشآموزان کشتهشده با برگزاری این مراسمها مخالف بودهاند، اما برای حضور و سخنرانی در برنامهها تحت فشار قرار گرفتهاند.
در همین زمینه یک منبع مطلع، از وضعیت روحی نامناسب مادر یکی از دانشآموزان که دو فرزند خود را از دست داده خبر داد و گفت با وجود شرایط شدید روحی، از او خواسته میشود در مراسمها حضور پیدا کند.
نیروهای حاضر در بهشتزهرا با سلاح رفتوآمد میکنند و تمرکز اصلی بر تهیه عکس و ویدیو برای شبکههای اجتماعی است.
شماری از دانشآموزان و خانوادههایشان در شهرکرد در اعتراض به برگزاری حضوری امتحانات آخر سال مقابل استانداری چهارمحال و بختیاری تجمع کردند. پیشتر صدها دانشآموز به این موضوع انتقاد و به جو پر تنش کشور از دی تاکنون اشاره کرده بودند.
بر اساس ویدیوها و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، گروهی از دانشآموزان ۳۱ اردیبهشت با بر زمین نشستن و تحصن جلو ساختمان استانداری در شهرکرد، شعارهایی چون «امتحان حضوری نمیخواهیم» و «حمایت، حمایت» سردادند.
در هفتههای اخیر صدها دانشآموز در پیامهایی به ایراناینترنشنال به وضعیت بلاتکلیفی درباره وضعیت برگزاری امتحانات نهایی خود و انتقاد از احتمال برگزاری حضوری آزمونها اشاره کرده بودند.
امیر احسانی، معاون وزارت آموزش و پرورش، ۲۹ اردیبهشت گفت اختیار تصمیمگیری درباره نحوه برگزاری حضوری یا غیرحضوری امتحانات دانشآموزان متوسطه به شورای تامین و استانداران استانها تفویض شده است.
بر اساس تصمیم وزارت آموزش و پرورش، آزمونهای دانشآموزان دوره ابتدایی در سراسر کشور به صورت غیرحضوری و مجازی برگزار خواهد شد.
رسانههای ایران اشاره کردند تا امروز آزمونهای خرداد پایههای هفتم تا دهم چند استان مانند بوشهر، زنجان، مرکزی، فارس و کردستان به صورت غیرحضوری برگزار میشود و ملاک نمره، عملکرد و ارزشیابی فعالیتهای طول سال تحصیلی دانشآموزان خواهد بود.
این تصمیم و در عینحال نامعلوم بودن وضعیت امتحانات شماری دیگر از استانها، موجی از اعتراض را در میان دانشآموزان برانگیخته است.
یک دانشآموز پایه دهم در استان مرکزی، ۳۰ اردیبهشت در پیامی به ایراناینترنشنال گفت امتحانات مدارس این استان حضوری بود اما دانشآموزان و خانوادههایشان به وزارت آموزش و پرورش اعتراض و مقابل ساختمان ادارهکل تجمع کردند و همین باعث شد درباره موضوع «تجدیدنظر» شود.
فضای پرتنش چهار ماهه، آموزش آنلاین بیکیفیت و امتحان حضوری
بخش بزرگی از پیامهایی که دانشآموزان در هفتههای گذشته برای ایراناینترنشنال ارسال کردهاند به افت کیفیت آموزش در ماههای اخیر بهدلیل قطع اینترنت و تدریس مجازی بسیار نامطلوب اشاره دارد.
یک دانشآموز در پیامی گفت: «ما فقط دو ماه مهر و آبان رفتیم مدرسه! اول با آلودگی هوا مدرسه تعطیل شد، بعد کمبود گاز و منابع پیش آمد، بعد اعتراضات دی ماه و پس از آن هم جنگ اتفاق افتاد. در تمام این مدت آموزش با بدترین کیفیت ممکن، آنلاین بود. حالا چطور رویشان میشود امتحانات پایههای ۱۱ و ۱۲ که استرس خیلی بیشتری تحمل کردند را حضوری کنند؟»
دهها نوجوان در پیامهایی مشابه اشاره کردند در این کلاسهای آنلاین «هیچ چیز یاد نگرفتهاند».
یک دانشآموز کلاس هشتم گفت معلمها صبح به صبح در کلاسهای آنلاین از دانشآموزان میخواهند «حاضری» بزنند و بعد میروند، اما الان به شاگردانشان گفتهاند «به ما ربطی ندارد که چیزی یاد نگرفتید، باید امتحان بدهید».
دانشآموز دیگری از اراک گفت در سه ماه تدریس مجازی، معلمها به ارسال فیلم آموزشی بسنده میکردند.
برخی دیگر نیز به اینترنت ضعیف، کند بودن اپلیکیشنهای آموزش آنلاین و بیتوجهی آموزگاران به یادگیری دانشآموزان اشاره کردند.
مخاطبی در همین زمینه گفت دانشآموزان در کلاس آنلاین حضور دارند ولی اگر نباشند هم معلم متوجه نمیشود؛ یادگیری صرفا وابسته به نظارت والدین است.
مخاطبان ایراناینترنشنال به تاثیر ناامیدی عمومی، گرانی، بیکاری والدین و وضعیت بلاتکلیفی حاکم بر کشور نیز بر افت تحصیلی نوجوانان پرداختند.
دانشآموزی از تهران گفت: «شرایط زندگی خیلی سخت شده، فشارهای روانی بالاست؛ مخصوصا برای دانشآموزان پایههای یازدهم دوازدهم؛ واقعا نامردی است که در این شرایط امتحانی بگیرند که روی کنکور هم تاثیر میگذارد.»
یک دانشآموز کنکوری دیگر یادآوری کرد نوجوانهایی در موقعیت او، مجبورند با شرایط پرفشار و پر اضطراب کنونی درس بخوانند چون در غیر اینصورت «آیندهای برایش باقی نمیماند».
دانشآموز پایه نهمی از همدان نیز گفت در این وضعیت بلاتکلیفی و پر اضطراب دچار ریزش مو شده است.
یک دانشآموز مقطع دوازدهم رشته ریاضیفیزیک تاکید کرد از زمان کشتار دی به بعد، وضع درس خواندن بسیاری از دانشآموزان دیگه بازدهی قبل را ندارد؛ چون «نه انگیزهای مانده و نه امیدی».
همزمان با ادامه مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد حکومت ایران گزارش داد مجتبی خامنهای، رهبر دیده نشده جمهوری اسلامی، با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور مخالفت کرده است.
یک مقام حکومتی، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت به رویترز گفت: «دستور رهبر جمهوری اسلامی و اجماع درون حاکمیت این است که ذخایر اورانیوم غنیشده نباید از کشور خارج شود.»
یک منبع دیگر نیز اعلام کرد برای حلوفصل موضوع ذخایر اورانیوم میتوان «فرمولهای قابل اجرا» در نظر گرفت.
او افزود: «راهحلهایی مانند رقیقسازی ذخایر تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وجود دارد.»
به گفته این دو منبع آگاه که بهدلیل حساسیت موضوع خواستند هویتشان مخفی بماند، مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند انتقال مواد هستهای به خارج از کشور، حکومت را در برابر حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل در آینده آسیبپذیرتر خواهد کرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشوند که مذاکرات میان تهران و واشینگتن برای خاتمه دادن به مناقشه همچنان ادامه دارد.
پایگاه خبری آکسیوس ۳۰ اردیبهشت به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داد کشورهای میانجی در حال تدوین یک «تفاهم اولیه» برای پایان جنگ و آغاز مذاکرات ۳۰ روزه درباره برنامه اتمی جمهوری اسلامی و بحران تنگه هرمز هستند.
مجتبی خامنهای از زمان انتصاب بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، در هیچ مراسم یا مکان عمومی حاضر نشده و هیچ پیامی - صوتی یا تصویری - منتشر نکرده است. پیامهای منتسب به او تنها بهصورت مکتوب منتشر میشوند.
مخالفت تهران با شرط کلیدی واشینگتن
رویترز در ادامه نوشت «دستور» مجتبی خامنهای درباره باقی ماندن ذخایر اورانیوم در داخل کشور نشان میدهد تهران حاضر نیست در قبال یکی از خواستههای اصلی واشینگتن در مذاکرات، انعطاف نشان دهد.
بر پایه این گزارش، موضع رهبر جمهوری اسلامی میتواند موجب «یأس» هرچه بیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شود و به پیچیدهتر شدن روند مذاکرات بینجامد.
رویترز به نقل از مقامهای اسرائیلی افزود ترامپ به اسرائیل اطمینان داده ذخایر اورانیوم با غنای بالا از ایران خارج خواهد شد و این موضوع بخشی از هرگونه توافق احتمالی صلح خواهد بود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بارها تاکید کرده که پایان جنگ منوط به خروج اورانیوم غنیشده از ایران، توقف حمایت تهران از گروههای نیابتی و برچیده شدن توان موشکی جمهوری اسلامی است.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی اولویت خود را پایان درگیریها و دریافت «تضمینهای معتبر» برای عدم حمله مجدد از سوی آمریکا و اسرائیل اعلام کرده و گفتهاند تنها پس از حصول اطمینان در این خصوص، آماده ورود به مذاکرات جزئی درباره برنامه هستهای خواهند بود.
کانال ۱۱ اسرائیل ۳۱ اردیبهشت گزارش داد در پی ارزیابیهای اطلاعاتی جدید، ارتش و نهادهای امنیتی این کشور مجموعهای از اقدامات مهم را برای احتمال جدی ازسرگیری نبرد با جمهوری اسلامی آغاز کردهاند و آمادگی خود را به بالاترین سطح افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارش، ارزیابیها نشان میدهد کارزار نظامی علیه حکومت ایران ممکن است «هر لحظه» از سر گرفته شود.