بر اساس پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، در پی افزایش قیمت پلاستیک، شماری از فروشگاهها در پیامکهایی به خریداران اعلام کردهاند از این پس، کیسههای خرید نایلونی هزینه مجزا خواهند داشت.
در یکی از این پیامکها خطاب به شهروندان آمده است: «در صورت تمایل برای مصرف کمتر، کیسه خرید همراه داشته باشید.»
در پی هدف قرار گرفتن مجتمعهای پتروشیمی در جریان جنگ، پیشتر گزارشهایی نیز درباره افزایش قیمت نایلونهای خرید در نانواییها منتشر شده بود.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پیکر کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی که صبح چهارشنبه ۲۷ اسفند به اتهام جاسوسی برای اسرائیل، بدون اطلاع خانوادهاش اعدام شد، سوم فروردین بهوسیله ماموران امنیتی در بیابانهای خاوران به خاک سپرده شد.
بر پایه این اطلاعات، شب پیش از اجرای حکم، کیوانی را از طریق بلندگو و بدون اطلاع قبلی فراخواندند و او تا صبح، در سلول انفرادی نگهداری شد.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند در بیانیهای اعلام کرد یک شهروند این کشور در ایران اعدام شده است.
کیوانی، ۲۶ خرداد در منطقه کردان بازداشت شده بود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی بدون ارائه شواهد، اسناد و مستندات، گفته است که او تصاویر و اطلاعات اماکن حساس را در اختیار موساد قرار داده است.
وزارت خارجه سوئد، ۲۹ آذر در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد از گزارشهای تاییدنشده درباره صدور حکم اعدام برای یک شهروند سوئدی در ایران آگاه است، گزارشها در این خصوص «بسیار جدی» تلقی میشود و موضع سوئد و اتحادیه اروپا در این زمینه کاملا روشن است.
بر اساس اطلاعات یک منبع آگاه، کوروش علاقه زیادی به موتورسواری، بهویژه پریدن با موتور داشت و در روز بازداشت هم در منطقه کوهستانی کردان مشغول موتورسواری بود.
به گفته این منبع، ماموران هنگام بازداشت، تلفن همراه او را ضبط کرده و عکسهایی را که از طبیعت گرفته بود، بهعنوان مستنداتی مبنی بر ارتباط با موساد و شبکههای معاند، در پروندهاش ثبت کردند.
خانواده کیوانی حدود ۴۰ روز از وضعیتش بیاطلاع بودند. کوروش نزدیک به هشت ماه در سلول انفرادی نگهداری شد و به او وعده داده شده بود در صورت پذیرش اتهامات و اعتراف اجباری، آزاد خواهد شد.
وزارت خارجه سوئد در پاسخ به ایراناینترنشنال، اعدام کیوانی را محکوم کرد.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه این کشور، با ابراز تاسف عمیق از اجرای این حکم، بر همدردی دولت سوئد با خانواده این فرد در سوئد و ایران تاکید کرد.
بر اساس اعترافات اجباری منتشر شده، کوروش گفته بوده «به دلیل نیاز مالی و مساله اقامت، ناچار به جاسوسی شده» است.
با این حال، طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او حدود ۱۰ سال در سوئد زندگی کرده و با مشکل مالی مواجه نبوده است.
همچنین از او بهعنوان فردی باهوش که به شش زبان تسلط داشته، یاد شده است.
پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد شامگاه پنجشنبه، طرحی برای حل بحران تنگه هرمز به دونالد ترامپ ارائه شد که بر اساس آن، نیروی دریایی آمریکا این گذرگاه راهبردی را با استفاده از قدرت نظامی بازگشایی کند.
بر اساس این گزارش، ترامپ در آخرین لحظه از اجرای این گزینه صرفنظر کرد و رویکردی محتاطانهتر را در پیش گرفت.
آکسیوس افزود ترامپ از بنبست «نه توافق، نه جنگ» در قبال ایران ابراز نارضایتی کرده و در حال بررسی گزینهای برای تغییر این وضعیت است؛ طرحی که میتواند به تقابل منجر شود.
یک منبع نزدیک به ترامپ به اکسیوس گفت «پروژه آزادی» آغاز روندی است که میتواند به رویارویی با جمهوری اسلامی بینجامد.
یک مقام ارشد آمریکایی نیز در مصاحبه با این رسانه اعلام کرد: «یا بهزودی با چارچوبهای واقعی یک توافق دستیافتنی روبهرو میشویم، یا ترامپ آنها را بهشدت بمباران خواهد کرد.»
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، به نقل از «منابع خبری محلی» گزارش داد دو موشک به یک ناوچه نیروی دریایی آمریکا اصابت کرده است.
در این گزارش آمده است: «این ناوچه که امروز با نقض امنیت تردد و کشتیرانی در حوالی جاسک به قصد عبور از تنگه هرمز حرکت کرده بود، پس از بیتوجهی به هشدار نیروی دریایی جمهوری اسلامی، هدف حمله موشکی قرار گرفت.»
این رسانه حکومتی افزود: «ناوچه آمریکایی بر اثر این اصابتها از ادامه مسیر بازمانده و مجبور به عقبگرد و فرار از منطقه شده است.»
محدوده میدان کلانتری قرچک و بهویژه مجموعه کافهرستوران «سنتنیال» در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، به یکی از اصلیترین نقاط استقرار نیروهای سرکوب و تیراندازی مستقیم به معترضان تبدیل شد.
در این دو شب دهها نفر از جمله فرزانه جهانبخشی، حسین بخشی، حمید صالحی، امیر یکتایی یگانه، منصور ضیایی و لیلا شکری، به دست نیروهای سرکوب کشته شدند.
فرزانه جهانبخشی؛ مادری که رفت تا حق بچههایش را بگیرد
فرزانه جهانبخشی، ۴۶ ساله، سرپرست خانوار، پیش از خروج از خانه در شب ۱۸ دی گفته بود: «میرم تا حق خودم و بچههام رو بگیرم.»
او مادر یک دختر ۱۹ ساله و یک پسر ۲۱ ساله بود و قرار بود در همان دی ماه مراسم عروسی دخترش برگزار شود.
جهانبخشی با اصابت چهار گلوله مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما بهدلیل شدت جراحات در اتاق عمل جان باخت. ماموران قصد داشتند پیکرش را بهصورت ناشناس از بیمارستان خارج کنند، اما خانواده با پیگیری و پافشاری، موفق به شناسایی او شدند.
قرار بود یکشنبه ۲۱ دیماه، پیکر برای خاکسپاری به خانواده تحویل داده شود، اما هنگام مراجعه، نیروهای لباسشخصی در هراس از تجمع گسترده مردم، از تحویل پیکر خودداری کردند.
در نهایت خانواده را تحت فشار گذاشتند که خاکسپاری در «بهشت فاطمه» روستای محمدآباد قزوین برگزار و به صورت محدود برپا شود.
پیکر او سرانجام در تاریخ ۲۳ دیماه به خانوادهاش تحویل و غریبانه به خاک سپرده شد.
لیلا شکری؛ زنی که نمیخواست جوانان در خیابان تنها بمانند
لیلا شکری، ۴۳ ساله و صاحب سه فرزند بود. اصالت او به کردهای همدان میرسید. لیلا در ویدیوهایی که از او به یادگار مانده در حال خندیدن، رقصیدن و خواندن ترانههای کردی است.
سه دختر او ۱۶، ۱۱ و دو سالهاند.
نزدیکانش گفتهاند که لیلا وقتی خبر فراخوان را شنید، در قرچک نبود اما به این شهر برگشت تا در اعتراضها شرکت کند.
او به نزدیکانش گفته بود: «جوانها نباید در خیابان تنها بمانند.»
شکری شب ۱۹ دیماه در محدوده میدان کلانتری قرچک ایستاده بود که هدف تکتیراندازهایی قرار گرفت که بالای ساختمان سنتنیال مستقر شده بودند.
او با جراحت و خونریزی شدید به بیمارستان ستاری منتقل شد اما تلاش پزشکان نتیجهای نداشت و ساعاتی بعد از انتقال به بیمارستان، جان باخت.
پیکر او ۲۲ دیماه در کهریزک به خانواده تحویل و در شرایط امنیتی در بهشت فاطمه قرچک به خاک سپرده شد.
خانواده لیلا برای شناسایی پیکر، ناچار به جستوجو میان دهها جسد شدند.
امیر یکتایی؛ آرزوهای بزرگی که در ۱۶ سالگی با گلوله خاموش شد
امیر یکتایی یگانه وقتی در شامگاه ۱۸ دیماه در میدان کلانتری قرچک بهدست ماموران مستقر بر بالای ساختمان سنتینال هدف قرار گرفت فقط ۱۶ سال داشت. گلوله به پشت سر او اصابت کرد و شدت جراحت به حدی بود که امیدی به نجاتش نماند.
امیر در تیم فوتبال «ارزش ورامین» بازی میکرد ولی همزمان دیجی و نوازنده پرکاشن هم بود. علاقهاش به فوتبال و موسیقی، بخش مهمی از هویت او را شکل داده بود و به گفته آشنایانش، ساعتهای زیادی از زندگیاش را صرف تمرین، یادگیری و پیشرفت در این مسیرها میکرد.
نزدیکانش میگویند که او سرشار از استعداد، انرژی و شور زندگی بود.
پس از کشتهشدن او، ماموران خانوادهاش را هم رها نکردند و برای گرفتن مصاحبه اجباری سراغشان رفتند. حتی بنرهای یادبود امیر هم به دست ماموران جمعآوری یا پاره شدند
مراسم چهلم او اسفندماه همزمان با روز تولدش زیر سایه سنگین حضور نیروهای امنیتی در قرچک برگزار شد.
داوود سعادت؛ پدری که برای آینده فرزندانش به خیابان رفت و دیگر بازنگشت
داوود سعادت هم یکی دیگر از معترضان پرشوری بود که ماموران در محدوده میدان کلانتری قرچک جانش را با گلولهای گرفتند.
او یک دختر و یک پسر داشت و به گفته نزدیکانش هوادار پرشور پرسپولیس و طرفدار دو آتشه علی کریمی و جلال حسینی بود.
ماموران خانواده او را مثل صدها خانواده دیگر تحت فشار گذاشتند تا عزیزشان را «بسیجی» معرفی کنند اما واقعیت زندگی و دیدگاههای داوود کاملا عکس این را نشان میدهد.
او مخالف حکومت بود و جانش را هم بر سر اعتراضش گذاشت.
میدان کلانتری قرچک؛ محلی که قتلگاه دهها معترض شد
مجموعه بزرگ سنتنیال که در شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی ماه تکتیراندازان در آن مستقر شدند، بهدلیل موقعیت مرتفع و اشراف کامل به مرکز شهر، کلانتری قرچک و مسیرهای منتهی به بیمارستان «شهید ستاری»، به یک موقعیت استراتژیک برای سرکوب بدل شده بود.
تکتیراندازها از همه فضاهای موجود در سنتینال یعنی طبقات بالایی، پشتبام و فضاهای مشرف به خیابان برای هدف گرفتن مردم استفاده کردند.
بر اساس گزارشها، ماموران ابتدا با گاز اشکآور به معترضان حمله کردند اما با ادامه حضور مردم، سرکوب شکل دیگری پیدا کرد و تیراندازی مستقیم در دستور کار قرار گرفت.
در فاصله حدود ساعت ۹:۳۰ تا ۱۰ شب شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، خشونت به اوج رسید.
به گفته شاهدان، افراد در حال فرار یا پناه گرفتن هدف گلوله قرار گرفتند و در مواردی به مجروحان تیر خلاص زده شد.
برخی روایتها حاکی است که پیکرهای کشتهشدگان و مجروحان با خودروهای ون و حتی کانتینرها به سرعت جمعآوری و به نقاط دیگری از جمله بیمارستان ستاری منتقل میشدند.
همزمان، گزارشهایی دیگر نشان میدهند از آمبولانسها برای جابهجایی نیروهای سرکوب استفاده میشد تا سریعتر به محل استقرار معترضان دسترسی داشته باشند.
شدت درگیریها در دو شب ۱۸ و ۱۹ دیماه بهحدی بود که به گفته ساکنان، تا دو روز بعد رد خون بر کف خیابانهای اطراف همچنان قابل مشاهده بود
مهدی پیرصالحی، رییس سازمان غذا و دارو، افزایش قیمت و کمبود دارو در ایران را تایید کرد و گفت در شرایط جنگی و بهدنبال حملات به شرکتهای پتروشیمی و دارویی، برای تامین داروهای حیاتی از ذخایر استراتژیک استفاده میشود.
لیلا سعادتی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گزارش میدهد.