طالبان چگونه در بحبوحه جنگ، در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفت
طالبان در مواجهه با درگیریهای منطقهای - بهویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و تهدیدهای بعدی ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۶ - موضعی عملگرایانه اما صریح اتخاذ کرده است.
با وجود پیشینهای از تنش میان طالبانِ سنیِ دیوبندی و جمهوری اسلامی شیعه، در تحولات اخیر نشانههایی از همدلی و همسویی میان دو طرف دیده میشود؛ هرچند اختلافات دیرینه، از جمله درگیریهای مرزی، مناقشه آبی بر سر رود هلمند و مساله اخراج پناهجویان افغانستانی، همچنان پابرجاست.
با این حال، اظهارات مقامهای طالبان و فعالان رسانهای نزدیک به این گروه نشان میدهد نوعی همبستگی مقطعی شکل گرفته که عمدتاً در قالب مخالفت با آنچه «تجاوز اسرائیل» و «تجاوز آمریکا» خوانده میشود، بیان شده است. این رویکرد در مواضع رسمی، فعالیتهای رسانهای و بازتابهای رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان قابل مشاهده است.
طالبان در مواجهه با درگیریهای منطقهای - بهویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و تهدیدهای بعدی ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۶ - موضعی عملگرایانه اما صریح اتخاذ کرده است.
با وجود پیشینهای از تنش میان طالبانِ سنیِ دیوبندی و جمهوری اسلامی شیعه، در تحولات اخیر نشانههایی از همدلی و همسویی میان دو طرف دیده میشود؛ هرچند اختلافات دیرینه، از جمله درگیریهای مرزی، مناقشه آبی بر سر رود هلمند و مساله اخراج پناهجویان افغانستانی، همچنان پابرجاست.
با این حال، اظهارات مقامهای طالبان و فعالان رسانهای نزدیک به این گروه نشان میدهد نوعی همبستگی مقطعی شکل گرفته که عمدتاً در قالب مخالفت با آنچه «تجاوز اسرائیل» و «تجاوز آمریکا» خوانده میشود، بیان شده است. این رویکرد در مواضع رسمی، فعالیتهای رسانهای و بازتابهای رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان قابل مشاهده است.
در سطح رسمی، ذبیحالله مجاهد در ۱۵ فوریه ۲۰۲۶ در گفتوگو با بخش پشتوی رادیو دولتی ایران تاکید کرد که طالبان «طرفدار جنگ نیست»، اما از حق ایران برای دفاع از خود حمایت میکند. او گفت ایران در «جنگ ۱۲ روزه» با اسرائیل پیروز شده و در صورت تکرار درگیری نیز به دلیل «حقانیت» و «توانایی» خود پیروز خواهد شد. مجاهد همچنین اعلام کرد افغانها آمادهاند «در حد توان» در زمان جنگ با ایران همدردی و همکاری کنند. او پیشتر نیز حملات اسرائیل به تاسیسات و فرماندهان جمهوری اسلامی را «نقض آشکار حقوق بینالملل» خوانده بود.
در مارس ۲۰۲۶، وزارت خارجه طالبان نیز در واکنش به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، این اقدامات را محکوم و نسبت به تشدید تنشها ابراز نگرانی کرد، هرچند در این بیانیهها اشارهای به تلفات غیرنظامیان نشده بود. همچنین در تماسهای تلفنی میان عباس عراقچی و امیرخان متقی، طرف طالبان این حملات را «تجاوز» خواند و بر ضرورت حل بحران از مسیر دیپلماسی تاکید کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان
در کنار مواضع رسمی، چهرههای رسانهای نزدیک به طالبان نیز بهطور گسترده در حمایت از حکومت ایران موضع گرفتهاند. محمد جلال، از نزدیکان شبکه حقانی، حملات موشکی حکومت ایران به اسرائیل را «دفاع مشروع» توصیف کرد. همچنین عبدالله ریحان با ستایش از «میهندوستی» ایرانیان، آن را الگویی برای افغانها دانست و بارها حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای غیرنظامی ایران را محکوم کرد. او تاکید کرده است که افغانها «در هر شرایطی در کنار ایران خواهند ایستاد.»
در مقابل، برخی چهرههای کلیدی مانند انس حقانی در این زمینه سکوت اختیار کرده و تمرکز خود را بر مسائل داخلی طالبان حفظ کردهاند.
رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان نیز عمدتاً به بازتاب مواضع رسمی بسنده کردهاند. رادیو تلویزیون ملی افغانستان مصاحبهها و بیانیههای رسمی درباره ایران را پوشش داده، اما وارد تحلیلهای مستقل یا حمایت ایدئولوژیک از جمهوری اسلامی نشده است. این رویکرد با خط دیپلماتیک طالبان - که بر پرهیز از تشدید تنش و تاکید بر حاکمیت ملی متمرکز است - همخوانی دارد.
در مجموع، حمایت طالبان از [حکومت] ایران ماهیتی محدود و مقطعی دارد و بیش از آنکه بر یک اتحاد راهبردی استوار باشد، ریشه در مخالفت مشترک با آمریکا و اسرائیل دارد. در عین حال، طالبان تلاش کرده از اتخاذ مواضع بسیار تند علیه آمریکا پرهیز کند تا مسیر احتمالی عادیسازی روابط با واشینگتن - از جمله بازگشایی سفارت آمریکا در کابل - مسدود نشود.
همزمان، با تشدید درگیریها میان آمریکا و [حکومت] ایران، واشینگتن نیز فشارها بر طالبان را افزایش داده و در ارتباط با موضوع گروگانهای آمریکایی تهدیدهایی کمسابقه مطرح کرده است. وزارت خارجه آمریکا، مشاوران دونالد ترامپ و اعضای کنگره هشدار دادهاند که در صورت عدم آزادی گروگانها، طالبان با پیامدهای جدی روبهرو خواهد شد. طالبان در واکنش، یک گروگان آمریکایی را آزاد کرد؛ اقدامی که به گفته ناظران، با فضای کلی تنشهای مرتبط با جنگ ایران بیارتباط نبوده است.
* این گزارش نسخهای از مقالهای است که در افغانستاناینترنشنال منتشر شده است.
حساب سنتکام در شبکه ایکس با انتشار تصاویری نوشت، ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد در حالی که در دریای سرخ در حال حرکت است، به انجام عملیاتهای معمول پروازی ادامه میدهد.
بر اساس اعلام رسمی، این ناو در حال انجام ماموریتهای روتین پروازی در مسیر دریای سرخ است. با این حال، روز چهارشنبه گزارشهایی منتشر شد که نشان میدهد جرالد آر. فورد قرار است برای گذراندن دوره تعمیر و نگهداری به سواحل ایالات متحده بازگردد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حضور نظامی آمریکا در منطقه بهدلیل تنشهای جاری افزایش یافته و جابهجایی ناوهای هواپیمابر میتواند بر آرایش نیروهای دریایی واشینگتن در خاورمیانه تاثیر بگذارد.
به گزارش والاستریت ژورنال، ایالات متحده در تلاش است با تشکیل یک ائتلاف بینالمللی جدید، عبور کشتیها از تنگه هرمز را پس از اختلال در تردد دریایی تضمین کند. این ابتکار در حالی مطرح شده که تنشها در منطقه و نگرانیها درباره امنیت انرژی جهانی افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، طرح پیشنهادی که «ساختار آزادی دریانوردی» نام دارد، بر اشتراکگذاری اطلاعات، هماهنگی دیپلماتیک و کمک به اجرای تحریمها متمرکز خواهد بود. این ابتکار از طریق یک پیام داخلی وزارت خارجه آمریکا به سفارتخانههای این کشور در سراسر جهان ابلاغ شده است.
در این پیام تاکید شده است که مشارکت کشورها «توانایی جمعی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی و حفاظت از اقتصاد جهانی را تقویت خواهد کرد» و اقدام هماهنگ بینالمللی برای «تحمیل هزینههای معنادار بر ممانعت ایران از عبور و مرور در تنگه هرمز» ضروری است.
به نوشته والاستریت ژورنال، از دیپلماتهای آمریکایی خواسته شده است با طرفهای خارجی خود درباره پیوستن به این طرح گفتوگو کنند و مشخص شود که آیا کشورها تمایل دارند بهعنوان «شریک دیپلماتیک و/یا نظامی» در این ائتلاف حضور داشته باشند.
این ماموریت قرار است بهطور مشترک توسط وزارت خارجه آمریکا و سنتکام مدیریت شود.
در ادامه این گزارش آمده است که این ائتلاف جدید قرار نیست جایگزین ساختارهای موجود شود، بلکه مکمل سایر نیروهای دریایی امنیتی خواهد بود؛ از جمله تلاشهایی که هماکنون توسط بریتانیا و فرانسه برای برنامهریزی امنیت دریایی در منطقه در حال انجام است.
به گزارش والاستریت ژورنال، این ابتکار نشاندهنده تلاش واشینگتن برای ایجاد یک پاسخ چندجانبه به بحران تنگه هرمز و تضمین جریان آزاد تجارت جهانی است؛ مسیری که میتواند نقش مهمی در کاهش تنشها یا در مقابل، تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک در منطقه ایفا کند.
در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال، مقامهای رسمی در استرالیا و نیوزیلند با ابراز نگرانی از ادامه اعدام معترضان و قطع طولانیمدت اینترنت در ایران، بر حق اعتراض مسالمتآمیز و دسترسی به اطلاعات تاکید کردند.
سخنگوی وزارت امور خارجه و تجارت استرالیا اعلام کرد دولت این کشور «همواره در محکومیت اقدامات خشونتآمیز و ارعابآمیز رژیم ایران ثابتقدم بوده است، از جمله قطع ارتباطات مخابراتی با هدف پنهان کردن ابعاد خشونت.»
استرالیا پیشتر نیز در واکنش به آنچه «حملات هدایتشده از سوی ایران» خوانده شد، سفیر حکومت ایران و چند دیپلمات دیگر را اخراج کرده و بیش از ۲۲۰ فرد و نهاد مرتبط با جمهوری اسلامی، از جمله بیش از ۱۰۰ مورد مرتبط با سپاه پاسداران، را تحریم کرده است.
با این حال، وزارت خارجه استرالیا به گزارشهایی درباره تشویق ایرانیان مقیم این کشور برای مشارکت در کارزاری موسوم به «جانفدا» پاسخی نداد. بر اساس این گزارشها، از افراد خواسته شده بود از طریق سامانه «میخک» برای مشارکت یا ارسال کمک مالی ثبتنام کنند؛ موضوعی که با توجه به قوانین سختگیرانه استرالیا درباره مشارکت در «فعالیت خصمانه» در خارج از کشور، نگرانیهایی ایجاد کرده و پلیس فدرال اعلام کرده در حال بررسی آن است.
در همین حال، سخنگوی وزارت امور خارجه نیوزیلند نیز تاکید کرد که ایرانیان حق دارند «بهصورت مسالمتآمیز اعتراض کنند، از آزادی بیان برخوردار باشند و به اطلاعات دسترسی داشته باشند».
به گزارش هیل، جنگ اقتصادی میان ایالات متحده و حکومت ایران به نقطهای حساس رسیده و هر دو طرف در حالی با فشارهای فزاینده مواجهاند که مذاکرات برای پایان جنگ همچنان بر سر برنامه هستهای تهران در بنبست باقی مانده است.
به نوشته هیل، تسلط ایران بر تنگه هرمز باعث افزایش قیمت سوخت در آمریکا شده و میانگین قیمت بنزین را به حدود ۴ دلار و ۲۳ سنت برای هر گالن، بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ، رسانده است. این وضعیت همزمان با کاهش محبوبیت دونالد ترامپ رخ داده و فشارهای سیاسی بر دولت او را افزایش داده است.
در مقابل، مقامهای آمریکایی تاکید دارند که حکومت ایران تحت محاصره دریایی با محدودیت شدید در ذخیرهسازی نفت و گاز روبهرو شده و ناچار است برای پایان جنگ شروط واشینگتن را بپذیرد.
کریستیان کوتس اولریشسن از موسسه بیکر دانشگاه رایس، وضعیت کنونی را «یک بازی انتظار اقتصادی» توصیف کرد و گفت هر دو طرف معتقدند میتوانند طرف مقابل را از نظر اقتصادی از پا درآورند. به گفته او، میزان تابآوری اقتصادی دو کشور عامل تعیینکنندهای در سرنوشت مذاکرات صلح یا بازگشت به درگیری نظامی خواهد بود.
در همین حال، عدنان مزرعی تاکید کرد که فشار اقتصادی بر حکومت ایران بهمراتب شدیدتر از ایالات متحده است و اقتصاد آمریکا همچنان در وضعیت باثباتی قرار دارد. با این حال، او هشدار داد که افزایش قیمتها در داخل آمریکا میتواند پیامدهای سیاسی برای دولت ترامپ به همراه داشته باشد.
به گزارش هیل، در حالی که هر دو کشور درگیر یک رقابت فرسایشی اقتصادی شدهاند، نتیجه این نبرد - اعم از رسیدن به توافق یا بازگشت به جنگ - تا حد زیادی به توان هر یک از طرفین در تحمل فشارهای اقتصادی بستگی دارد؛ عاملی که میتواند مسیر تحولات آینده را تعیین کند.