• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلام‌آباد با حضور بلندپایه‌ترین مقامات دو کشور برگزار شد و بی‌هیچ توافقی پایان یافت.

یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمی‌نشیند.

آنچه آن‌ها را به همان بن‌بست‌هایی کشاند که در ماه‌های و سال‌های گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بی‌اعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.

ادامه مطلب را این‌جا بخوانید.


پربازدیدترین‌ها

مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی
۱
تحلیل

مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی

۲
اختصاصی

سفر رییس سپاهی فدراسیون فوتبال ایران به کانادا برای شرکت در رویداد فیفا

۳
اختصاصی

شورای عالی امنیت ملی درباره احتمال شروع مجدد اعتراض‌ها در ایران تشکیل جلسه داد

۴
اختصاصی

جزییات تازه از انهدام شبکه ترور برون‌مرزی سپاه و نقش جامعه‌ المصطفی در جذب نیروی ترور

۵
لابه‌لای خبر‌ها

لوبیای سحرآمیز و منازعه امنیتی؛ بالا گرفتن جنگ درون‌حکومتی بر سر قدرت و مذاکره با آمریکا

انتخاب سردبیر

  • بحران آب در ایران؛ مافیا یا نابودی برنامه‌ریزی شده؟
    گزارش ویژه

    بحران آب در ایران؛ مافیا یا نابودی برنامه‌ریزی شده؟

  • مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی
    تحلیل

    مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی

  • لوبیای سحرآمیز و منازعه امنیتی؛ بالا گرفتن جنگ درون‌حکومتی بر سر قدرت و مذاکره با آمریکا
    لابه‌لای خبر‌ها

    لوبیای سحرآمیز و منازعه امنیتی؛ بالا گرفتن جنگ درون‌حکومتی بر سر قدرت و مذاکره با آمریکا

  • از گلوگاه نفت تا گلوگاه داده؛ «جنگ ایران» چه تهدیدی برای کابل‌های هرمز است؟

    از گلوگاه نفت تا گلوگاه داده؛ «جنگ ایران» چه تهدیدی برای کابل‌های هرمز است؟

  • بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق
    تحلیل

    بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق

  • سونا یکتا و امید کلابی؛ جاوید‌نامان شهر کوچک پره‌سر در استان گیلان

    سونا یکتا و امید کلابی؛ جاوید‌نامان شهر کوچک پره‌سر در استان گیلان

•
•
•

مطالب بیشتر

مصلای خمینی، آیینه نظام ناتمام جمهوری اسلامی

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۰۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی

مصلای خمینی در قلب شهر تهران، عمارتی نیمه‌تمام در نظامی است که همواره نیمه‌تمام اندیشید، نیمه‌کاره رها کرد و نیمه‌کاره در حال فروپاشی است.

عمارت نخراشیده مصلی، در یکی از نقاط زیبای تهران، نمونه‌ای از وضعیت همیشه نیمه‌تمام جمهوری اسلامی در همه موارد، به‌خصوص در ساختار خود است. حکومتی که همواره از نزدیک بودن به قله سخن گفت اما هیچ‌گاه نتوانست در هیچ موضوعی به تمامیت برسد. نه در ساختار سیاسی، نه پایداری اقتصادی و نه نظم اجتماعی.

​مصلای تهران که به نام روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار حکومت اسلامی در ایران نام‌گذاری شده، اکنون نزدیک به چهار دهه است درگیر یک ساخت‌وساز فرسایشی و نمایشی شده و دیگر یک «پروژه عمرانی» به حساب نمی‌آید، بلکه وضعیتی ناتمام برای نمایش بی‌کفایتی نظام جمهوری اسلامی و ریشه‌های فساد و رانت در بدنه آن است.

​ماجرا از سال ۱۳۶۱ آغاز شد؛ زمانی که علی خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی، در نامه‌ای به خمینی، از او خواستند: «اجازه بفرمایید به مقدار یک میلیون متر مربع از اراضی مزبور در حد فاصل خیابان شهید بهشتی به سمت شمال، که قسمت اعظم آن نیز با موافقت شهرداری محصور گردید و در اختیار مصلی است، به ساختمان مصلی و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن برای سایر مرافق اختصاص یابد.»

آن‌ها در نهایت توانستند ۶۳۰ هزار متر مربع از آن اراضی را تصاحب کنند. زمین‌هایی که پیش از انقلاب سال ۵۷ قرار بود تبدیل به «شهستان پهلوی» شود.

​این روزها، وقتی دود جنگ هنوز از فراز شهرهای ایران پراکنده نشده، وقتی زمان زیادی از کشتار دی‌ماه نگذشته و ایده‌پرداز این سازه هنوز دفن نشده، این غول بتنی، آیینه تمام‌نمای نظامی است که در تمام عمرش یک چیز را خوب بلد بود: شروع کردن و نیمه‌تمام رها کردن.

100%

عمارت ارعاب

​رهبر کشته شده جمهوری اسلامی همواره ادعا داشت وارث تمدن صفوی است؛ همان دولت‌مذهبی که شاه و مرجع دینی را در یک نقطه ادغام و ایران را به کانون تشیع جهانی تبدیل کرد.

صفویان به معماری و ساخت بناهای بزرگ و مسحورکننده علاقه داشتند تا انسان در برابر عظمت بنای مذهبی، خود را کوچک ببیند.

آن‌ها مسجد شاه اصفهان را ساختند. بنای زیبایی که بر اساس معماری ایرانی، یکی از مهم‌ترین سازه‌های ایران به لحاظ مهندسی و هنر به شمار می‌آید.

این بنا، قدرت حکومت صفویان را در زمان شکوهشان نشان می‌دهد.

​دیکتاتورهای دوران مدرن نیز علاقه زیادی به ساختن بناهای بزرگ داشتند. برای نمونه، بنیتو موسولینی در ایتالیا دستور ساخت بناهای عظیم بتنی را داد و می‌خواست احیاگر امپراتوری روم باشد.

انگار خامنه‌ای نیز به همین سندروم مبتلا بود: دیکتاتوری مذهبی که رویای احیای صفویه را داشت و می‌خواست امپراتوری تشیع را در ایران زنده کند. به همین خاطر، مصلای خمینی در تهران، عمارتی بتنی است که فرسنگ‌ها با ظرافت معماری ایرانی در ساخت مساجد فاصله دارد.

در این مصلی تقریبا همه‌چیز وارونه است: ایوان‌های ۷۲ متری و شبستان‌های عظیم، بتن عریان و احجام صلب، سنگین و بی‌تزیین.

خامنه‌ای این سازه را «نماد تمدن نوین اسلامی» خواند، اما آنچه ساخته شده و نیمه‌تمام مانده، نه تمدن است و نه اسلام.

​رانت و فساد در لایه‌های سیمان

​پروژه‌ای که باید ۱۰ ساله تمام می‌شد، تقریبا ۴۰ سال است بودجه و ثروت ملی را در بطن خود می‌بلعد. واگذاری فازهای کلیدی به «قرارگاه خاتم‌الانبیا» (بازوی اقتصادی سپاه پاسداران) بدون مناقصات شفاف، مصلی را به یک جریان نقدینگی دائمی تبدیل کرده است، چرا که تمام شدن پروژه به معنای بسته شدن این شریان پولی برای کسانی است که این رانت را به مسیر مالی مطمئنی برای خود تبدیل کرده‌اند.

​این الگو بر تمام تصمیم‌گیری‌های نظام مورد علاقه خامنه‌ای حاکم بود: صنعت هسته‌ای که دهه‌ها بودجه بلعید اما نه به بمب رسید و نه به توافق، مذاکراتی که بارها «پیشرفت تاریخی» خوانده شدند اما هرگز ثمر ندادند و در آخر به جنگ منجر شدند، و اقتصادی که با سقوط ارزش ریال به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسید.

در حالی که زیرساخت‌های آب و انرژی کشور در حال فروپاشی بود، اعتبارات نجومی به این چاه ویل بتنی سرازیر می‌شد.

  • به سپاه پاسداران دو هزار میلیارد تومان نفت خام داده می‌شود تا مصلاها را تکمیل کند

    به سپاه پاسداران دو هزار میلیارد تومان نفت خام داده می‌شود تا مصلاها را تکمیل کند

​میراث ناتمام

​مصلای خمینی نه مسجدی است که کسی در آن آرام بگیرد، نه پناهگاهی است که در روزهای بمباران از مردم محافظت کند و نه وارث شکوه صفویه‌ای است که خامنه‌ای ادعایش را داشت.

این غول بتنی، صادقانه‌ترین پرتره نظامی است که تمدن را با ارعاب اشتباه گرفت: نیمه‌کاره؛ درست مثل تمام وعده‌هایی که این حکومت به ایران داد.

​قرار بود جنازه دیکتاتور کشته‌شده ایران را در مصلای خمینی تشییع کنند، اما او تا همین امروز که دو ماه از کشته شدنش گذشته، هنوز تشییع و دفن نشده است.

حالا ایده‌پرداز این بنا بدون قبر مانده، جانشینش پنهان است و ایرانِ عزادار از کشتار دی‌ماه، تجربه یک جنگ ویرانگر را هم از سر گذرانده است.

علی‌حسین قاضی‌زاده: آمریکا برای حذف ابزارهای تهدید جمهوری اسلامی مذاکره می‌کند

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد هدف دونالد ترامپ سرنگونی جمهوری اسلامی نیست و «این تغییر باید از درون ایران صورت گیرد».

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به سخنان روبیو گفت هدف آمریکا از مذاکره با جمهوری اسلامی، حذف ابزارهای تهدید حکومت ایران شامل برنامه‌های موشکی و هسته‌ای و گروه‌های نیابتی است.

ارزیابی مسعود کاظمی از جدال رسانه‌های حکومتی بر سر مذاکرات با آمریکا

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۱:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با انتقاد از رجانیوز، رسانه نزدیک به جبهه پایداری، این رسانه را به تفرقه‌افکنی و تحرکات مشکوک متهم کرد.

رجانیوز نیز در واکنش به این خبر اعلام کرد از تسنیم شکایت خواهد کرد.

مسعود کاظمی، روزنامه‌نگار، در این باره توضیح می‌دهد.

بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلام‌آباد با حضور بلندپایه‌ترین مقامات دو کشور برگزار شد و بی‌هیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمی‌نشیند.

آنچه آن‌ها را به همان بن‌بست‌هایی کشاند که در ماه‌های و سال‌های گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بی‌اعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.

در مذاکرات اسلام‌آباد آشکار شد که این بی‌اعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایه‌اش منطق و منشأ متفاوتی دارد.

لایه اول از تعارض روایت‌های تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه می‌کند.

لایه دوم در تاکتیک‌های روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بن‌بست اول‌گامی، و در غیبت سازوکار تضمین.

لایه سوم اما درونی‌ترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بی‌اعتمادی به خود تیم‌های مذاکره‌کننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریان‌های سیاسی در داخل هر کشور.

فهم این سه لایه و تمایز آن‌ها از یکدیگر، پیش‌شرط هر ارزیابی واقع‌بینانه از چشم‌انداز مذاکرات است

  • پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

    پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

بی اعتمادی ساختاری

بی‌اعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت بر‌می‌گرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقه‌ای آن را ادامه داد.

در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز می‌کند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی می‌کند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.

تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیق‌تر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن می‌گوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی می‌ماند.»

این وضعیت نشان می‌دهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.

در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریم‌های فلج‌کننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتی‌اند که حتی با تغییر دولت‌ها نیز دگرگون نمی‌شوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بی‌پایان تعبیر می‌شود.

تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنه‌ای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حل‌وفصل واقعی آن.

فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت می‌کند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.

تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن می‌گوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقه‌ای‌اش.

مشکل اما فقط نبود چشم‌انداز مشترک نیست. این است که هیچ‌کدام از دو طرف چنین چشم‌اندازی نمی‌خواهد.

واشینگتن به‌دنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافق‌های پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچ‌یک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند می‌دیدند، نه آغاز یک رابطه.

وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.

100%

بی‌اعتمادی تاکتیکی

بی‌اعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه می‌گیرد. شواهدی که در ماه‌های گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان می‌دهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه می‌خواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.

محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد، گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواست‌هایی مانند خروج مواد هسته‌ای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی مطرح شود».»

این در حالی است که ترامپ بارها از لزوم عدم دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هسته‌ای گفته و لازمه آن را برچیدن پیچ و مهره این صنعت در ایران دانسته است. 

حتی طرفین خارجی مانند هاکان فیدان، وزیرخارجه ترکیه، اشاره می‌کنند که طرفین موضوعاتی برای گفت‌وگو دارند اما متن مذاکره هنوز مشخص نیست.

تهران «۱۰ ماده برای پایان جنگ» داد و بر سر آن پافشاری می‌کند اما آکسیوس به تازگی گفته است واشینگتن طرحی سه صفحه‌ای پیشنهاد داده است.

اکنون آنچه در ظاهر مذاکره نامیده می‌شود، در واقع دو مونولوگ است.

لایه دیگر این بی‌اعتمادی، پرسش بی‌پاسخ «اول‌گامی» است؛ اینکه کدام طرف باید نخستین اقدام اعتمادساز را انجام دهد.

تهران اعلام کرده در فضای تهدید حاضر به مذاکره نیست و رفع محاصره دریایی را پیش‌شرط می‌داند. آمریکا اما انتظار دارد جمهوری اسلامی ابتدا تنگه هرمز را باز کند و بعد یک پیشنهاد قابل قبول ارائه دهد.

ترامپ اول اردیبهشت هنگام تمدید آتش‌بس صریح گفت این آتش‌بس موقت را تا زمانی ادامه خواهد داد که «رهبران و نمایندگان ایران بتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند». جمله‌ای که در تهران نه دعوت به مذاکره، بلکه ابزار فشار تفسیر شد.

  • «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

    «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده

بر روی این سازه بی‌اعتمادی برای رسیدن به نتیجه، به تازگی بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده نیز افزوده شده است.

از سوی تهران، مشکل صرفا اختلاف رویکرد میان جریان‌های سیاسی نیست، بلکه به ابهام درباره اختیار واقعی طرف آمریکایی هم برمی‌گردد.

محمدامین ایمانجانی، مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان، که همراه هیات مذاکره کننده به اسلام‌آباد رفته بود، از جرد کوشنر و استیو ویتکاف با تعبیر «داماد ترامپ و املاکی» یاد کرد و گفت آن‌ها «تسلط کافی به موضوع ایران نداشتند» و خواسته‌های طرف ایرانی را «به درستی منتقل نکرده بودند».

این موضوع بارها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد و نشان از آن داشت که حکومت به این دو فرد اعتمادی ندارد.

طرف آمریکایی نیز نگاهی مشابه به تیم ایرانی دارد. آن‌ها می‌گویند طرف ایرانی یکدست نیست و خواست و پیشنهادشان نتیجه عدم هماهنگی است.

نبویان گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار مذاکره را «خطای راهبردی» می‌داند اما یکی از پیشنهادهای مطرح شده از سوی تیم ایرانی به طرف آمریکایی، «تعلیق غنی‌سازی» بوده است. 

نتیجه این وضعیت خود را در مذاکرات نشان می‌دهد. جی‌دی ونس، معاون اول ریيس‌جمهوری آمریکا، زمانی که داشت اسلام‌آباد را ترک می‌کرد، گفت که واشینگتن «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود را داده و خروج از مذاکرات را «برای ایران بسیار بدتر از آمریکا» خواند. اما محمدباقر قالیباف، آمریکا را به «جلب نکردن اعتماد تهران» متهم کرد.

این دو روایت هیچ نقطه تماسی با یکدیگر نداشتند.

  • رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

    رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

آیا راهی برای تفاهم هست؟

مذاکراتی که بر پایه سه لایه بی‌اعتمادی بنا شده است، آن هم در شرایطی که طرفین میانجی پایدار و قدرتمندی ندارند، در بهترین حالت «توافق‌های موقت» تولید خواهد کرد.

برای خروج از این وضعیت، دو طرف به اقداماتی نیاز دارند که پیش از محتوای توافق، اعتبار خود فرآیند را بازسازی کند.

از سوی آمریکا، این به معنای تعیین یک نماینده واحد با اختیار واقعی است.

از سمت تهران، به معنای توافق درونی میان جریان‌های سیاسی بر سر دامنه مذاکره است، پیش از آن که تیم پشت میز بنشیند؛ چون هیاتی که درون خودش درباره دستور کار اختلاف دارد، نمی‌تواند با طرف مقابل توافق کند.

این موضوع احتمالا بتواند چشم‌انداز مشترک بسازد اما آنچه احتمالا حل نخواهد شد این است که هر دو طرف از این جنگ با این احساس بیرون آمده‌اند که هنوز چیزی برای گرفتن مانده است.

واشینگتن معتقد است فشار نظامی و اقتصادی هنوز به نقطه شکست نرسیده. تهران معتقد است بازدارندگی‌اش ثابت شده و می‌تواند از موضع قدرت امتیاز بگیرد.

وقتی هر دو طرف خود را در وضعیت برتر ببینند، مذاکره جذابیتش را از دست می‌دهد و افزایش فشار، منطقی‌تر از امتیازدهی به نظر می‌رسد. نتیجه این است که چرخه تنش نه با یک شکست بزرگ، بلکه با یک سری تصمیم‌های کوچک تشدید می‌شود که هر کدام به‌تنهایی معقول به نظر می‌رسند اما در مجموع طرفین را از هر توافق پایداری دورتر می‌کنند.

ارزیابی مرتضی کاظمیان از سخنان روبیو درباره ساختار حاکمیت جمهوری اسلامی

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰۹:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مهم‌ترین مانع توافق با جمهوری اسلامی را اداره ایران به‌ دست «روحانیون شیعه تندرو و شکاف شدید داخلی» دانست.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره مواضع روبیو توضیح می‌دهد.