• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۷:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند
۱

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۲
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۳
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۴
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۵

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

انتخاب سردبیر

  • حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت
    اختصاصی

    حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

  • شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

    شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

•
•
•

مطالب بیشتر

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اشکان صفایی

فشار خارجی، شکاف در هسته قدرت و سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی را به نقطه‌ای رسانده که هر عقب‌نشینی برای بقا می‌تواند به ریزش بیشتر منجر شود؛ وضعیتی که ممکن است محمدباقر قالیباف را ناخواسته به «گورباچف» این نظام بدل کند.

در اوج جنبش موسوم به اصلاحات در نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی، زمانی که محمد خاتمی دم از «گفت‌وگوی تمدن‌ها»، «فضای باز سیاسی» و «جامعه مدنی» می‌زد، گروه‌های مختلفی او را «گورباچف ایران» می‌خواندند.

برخی مانند حسین شریعتمداری و حسن عباسی برای کوبیدن خاتمی این لقب را به وی داده بودند؛ و برخی جریان‌های مخالف حکومت در آن زمان نیز از روی امید به اینکه او بتواند کاری را که آنها در آن زمان قادر به انجامش نبودند، یعنی ساقط کردن رژیم تسریع کند، به این ریسمان چنگ می‌زدند.

بخش بزرگی از جامعه لیبرال غرب هم که بازتاب تفکراتش در رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، تایم و بی‌بی‌سی دیده می‌شد، از آنجا که وجود جمهوری اسلامی را به‌عنوان واقعیتی تغییرناپذیر پذیرفته بودند، به‌دنبال راهی بودند که این واقعیت را با چهره‌ای مثل او قابل‌هضم کنند.

  • قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

    قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

اما نکته جالب اینجا بود که شخص خاتمی و نزدیکانش نه تنها هیچ‌گاه این نقش را نپذیرفتند، بلکه بارها تاکید کردند که "اصلاحاتشان" به‌منظور تقویت نظام است. امروز با نگاهی تاریخی می‌توان دریافت که ساختار آن زمان حکومت، اصولا اجازه مبدل شدن فردی به گورباچف را نمی‌داد؛ چرا که علی خامنه‌ای در مقام ولی‌فقیه، هم ترمز اصلاحات را در دست داشت و هم مانع از انتحار یا ناامیدی جناح رقیب می‌شد.

در بعد اجتماعی نیز، ایران در نیمه دوم دهه هفتاد هنوز آمادگی تغییر کامل حکومت را نداشت. بخش بزرگی از مردم هنوز به شکلی از اصلاحات امید داشتند. نسل انقلابیون ۵۷ هنوز زنده و امیدوار بود و تمام ابزارهای تبلیغاتی نیز، همچون ابزارهای قدرت، در دست حکومت بود؛ حال چه این جناح حکومت و چه جناح متقابل.

امروز اما، حدود سه دهه پس از آن دوران، همه‌چیز تغییر کرده است. جمهوری اسلامی در سه سال گذشته چندین بار هدف حملات مستقیم خارجی قرار گرفته؛ نسلی جدید و ناباور به کلیت نظام به میدان آمده که در اعتراضات ۱۰۰ روز پیش (با وجود کشته شدن بیش از ۴۰ هزار تن) حکومت را لرزاند؛ و از همه مهم‌تر، علی خامنه‌ای به‌عنوان عمود خیمه نظام از صحنه حذف شده است. جانشین او نیز حتی طبق قوانین خودِ رژیم، مشروعیت و نفوذ کلام پدرش را برای جلوگیری از فروپاشی در زمان شکاف‌های عمیق ندارد.

دقیقا همین‌جاست که فرد یا افرادی ممکن است ناخواسته «گورباچف ایران» شوند و اکنون این فرد می‌تواند محمدباقر قالیباف باشد.

او در چهلم علی خامنه‌ای به اسلام‌آباد رفت و با معاون رییس‌جمهوری کشوری (آمریکا) دیدار کرد که در کشتن رهبر پیشین نظام نقش داشت.

شواهد نیز نشان می‌دهد که بقایای حکومت ممکن است برای ماندن در قدرت، حاضر به دادن امتیازاتی شوند که تیر خلاص به پایه‌های ایدئولوژیک ۴۷ ساله نظام است.

  • سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

    سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

آنچه ترامپ در همین مرحله نخست دنبال می‌کند تحویل اورانیوم غنی‌شده، توقف دائمی غنی‌سازی و خلع سلاح حزب‌الله، به معنای پایان ماهیت جمهوری اسلامی است. اما انتخاب این گزینه، تبعاتی ناخواسته دارد: سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک.

در حالی که هنوز توافق رسمی اعلام نشده، کوچک‌ترین نشانه‌های عقب‌نشینی حکومت، با موجی از خشم در میان نیروهای ارزشی روبرو شده است. واکنش تند حساب‌های هواداران سعید جلیلی و رائفی‌پور در شبکه اجتماعی اکس و متهم کردن مسئولان به «فتنه» و «کودتا»، نشان‌دهنده لرزه در ستون‌های نظام است.

وقتی حساب هواداران جلیلی می‌نویسد «اگر اینها دستور رهبری است، ویدئو آن را منتشر کنید»، یعنی اعتماد بدنه به مرکزیت قدرت از بین رفته است.

100%


حساب موسوم به هواداران سعید جلیلی، همچون حساب هواداران رائفی‌پور، تنها ساعاتی پس از انتشار این توییت بسته شد.

نمونه‌ای از سرخوردگی بدنه ایدئولوژیک حکومت را نیز می‌توان در این توییت دید:

100%


اینجاست که درس تاریخ شوروی تکرار می‌شود. سیاست‌های گلاسنوست (شفافیت) و پرسترویکا (بازسازی اقتصادی) در شش سال پایانی شوروی، «امپراتوری شر» را از ایده‌های اولیه کمونیسم دور کرد.

وقتی شفافیت باعث شد بدنه حزب ببیند رهبران در ویلاهای مجلل (داچا) زندگی می‌کنند در حالی که مردم در صف نان هستند، ایمان آنها فرو ریخت. زمانی که نقطه نهایی فروپاشی رسید، بدنه به شدت ایدئولوژیک که می‌دید آنچه از حکومت مانده ارتباطی با آرمان‌ها ندارد، حاضر به دفاع از آن نشد و «امپراتوری شر» در چشم بر هم زدنی فرو ریخت.

امروز هم اگر باقی‌مانده رژیم از «حق غنی‌سازی» و حزب‌الله لبنان بگذرد، دیگر تضمینی نیست که بدنه ایدئولوژیکش حاضر شود در خیابان‌ها از آن دفاع کند و دست به کشتاری مشابه دی‌ماه گذشته بزند.

بدون علی خامنه‌ای که بتواند این عقب‌نشینی را «نرمش قهرمانانه» بنامد، قالیباف و همراهانش در تلاش برای حفظ بقا، ناخواسته به گورباچف‌های ایران مبدل خواهند شد. این، نه یک پیش‌گویی است و نه به معنای حمایت از قالیباف. این متن تنها تحلیلی است از آنچه در ایران می‌گذرد و آنچه ممکن است بر اساس یک نمونه تاریخی رخ دهد.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از خیزش سراسری تا سرکوب چندلایه

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، از یک جرقه اقتصادی به یکی از گسترده‌ترین و خونین‌ترین موج‌های اعتراضی سال‌های اخیر تبدیل شد؛ رخدادی که با کشتاری بی‌سابقه، قطع ارتباطات و سرکوبی چند لایه همراه بود و همچنان آمار دقیق قربانیان آن محل مناقشه است.

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را نمی‌توان در چارچوب ساده «یک موج اعتراضی دیگر» فهمید. این رخداد، در فاصله‌ای کوتاه، از یک اعتراض اقتصادی به یک بحران سراسری و سپس به یکی از شدیدترین سرکوب‌های ثبت‌شده در جمهوری اسلامی تبدیل شد.

آنچه این اعتراضات را از موج‌های پیشین از دی ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ متمایز می‌کند، نه فقط دامنه و سرعت گسترش، بلکه هم‌زمانی سه پدیده است: بسیج گسترده اجتماعی، کشتار متمرکز در بازه‌ای بسیار کوتاه، و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی ابعاد آن.

از اعتراض معیشتی تا انفجار سیاسی

اعتراضات از اواخر آذر و اوایل دی ۱۴۰۴، در واکنش به فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت‌ها و فرسایش شدید قدرت خرید آغاز شد. اما این اعتراضات به‌سرعت از سطح مطالبات اقتصادی عبور کرد و به اعتراضاتی با ماهیت سیاسی تبدیل شد. شعارها، در فاصله‌ای کوتاه، از نقد وضعیت معیشتی به نفی کلیت ساختار قدرت تغییر کرد.

  • از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

    از خاوران تا دی‌ماه خونین؛ چگونه جان‌باختگان به‌دست جمهوری اسلامی، نماد دادخواهی شدند؟

ویژگی مهم این مرحله، سرعت گسترش جغرافیایی بود. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد اعتراضات در ده‌ها شهر و در بخش بزرگی از استان‌های کشور شکل گرفت و به‌سرعت از یک نقطه به نقاط دیگر منتقل شد.

برخلاف برخی موج‌های پیشین که دارای کانون‌های مشخص بودند، در اینجا با نوعی انتشار هم‌زمان و چندکانونی مواجهیم؛ الگویی که نشان‌دهنده انباشت نارضایتی در سطوح مختلف جامعه است.

در اوج اعتراضات، گزارش‌هایی از حضور گسترده در خیابان‌ها منتشر شد؛ سطحی از مشارکت که آن را در ردیف بزرگ‌ترین بسیج‌های اجتماعی پس از انقلاب قرار می‌دهد. همین دامنه گسترده، به‌نظر می‌رسد یکی از عوامل تعیین‌کننده در نوع واکنش حکومت بود.

نقطه عطف خونین؛ ۱۸ و ۱۹ دی

تقریبا تمام روایت‌های مستند، بر یک نقطه عطف تاکید دارند: روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴. در این بازه زمانی، سرکوب به شکلی ناگهانی و بسیار شدید وارد فاز تازه‌ای شد. گزارش‌ها و مستندات نشان از وقوع کشتار گسترده در این دو روز دارد؛ کشتاری که می‌توان آن را بزرگ‌ترین سرکوب فشرده در تاریخ جمهوری اسلامی خواند.

  • سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

    سرکوب دی‌ماه و محدودیت گسترده بر روزنامه‌نگاران در ایران

آنچه این مقطع را متمایز می‌کند، نه فقط تعداد کشته‌شدگان، بلکه تمرکز زمانی آن است. در حالی که در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ یا خیزش ۱۴۰۱، خشونت در طول چند روز یا هفته توزیع شده بود، در دی‌ماه ۱۴۰۴ بخش قابل توجهی از تلفات در یک بازه ۴۸ ساعته رخ داد.

این «فشرده‌سازی خشونت» یک تغییر مهم در الگوی سرکوب محسوب می‌شود؛ رویکردی که هدف آن، شکستن سریع موج اعتراض پیش از تثبیت آن است.

گزارش‌های معتبر بین‌المللی، به‌ویژه عفو بین‌الملل، دیدبان حقوق بشر و روایت‌های پزشکی و میدانی منتشر شده در رسانه‌ها تصویری نسبتا روشن از نوع سلاح‌ها و ابزارهای کشتار در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ ارائه می‌دهند.

بر اساس این منابع، نیروهای امنیتی از گلوله جنگی و سلاح‌های گرم مرگبار به‌صورت گسترده و مستقیم علیه معترضان استفاده کردند؛ از جمله تفنگ‌های تهاجمی، شات‌گان‌ها و حتی در برخی موارد تیربارهای سنگین (مانند DShK) که معمولا در میدان‌های جنگ به کار می‌روند.

همچنین گزارش‌ها به حضور تک‌تیراندازها در نقاط مرتفع و شلیک هدفمند به سر، سینه و اندام‌های حیاتی اشاره دارند؛ الگویی که نشان‌دهنده سیاست «شلیک برای کشتن» است، نه کنترل جمعیت.

  • صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

    صدمین روز انقلاب ملی ایرانیان؛ نگاهی به نقش تاریخی ورزشکاران

در کنار اینها، استفاده از ابزارهای به‌اصطلاح «کم‌کشنده» مانند گلوله‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور نیز ثبت شده، اما حتی این سلاح‌ها نیز به‌گفته عفو بین‌الملل به‌طور عامدانه به نقاط حساس بدن شلیک شده‌اند و موجب نابینایی یا آسیب‌های دائمی شده‌اند.

افزون بر این، برخی گزارش‌های میدانی از به‌کارگیری چاقو و خشونت مستقیم فیزیکی از سوی نیروهای لباس‌شخصی سخن می‌گویند.

مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که ابزارهای به‌کاررفته در این سرکوب، از سطح کنترل شورش فراتر رفته و به سطح کاربرد تسلیحات جنگی علیه غیرنظامیان رسیده است.

جنگ آمارها؛ کشتاری که هنوز عدد ندارد

یکی از پیچیده‌ترین ابعاد این اعتراضات، اختلاف شدید در آمار کشته‌شدگان است. خود حکومت رقم رسمی حدود سه هزار کشته را اعلام کرده است.

در مقابل، گزارش‌های منتشرشده در ایران‌اینترنشنال بر پایه منابع مختلف از جمله اسناد داخلی دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر را نشان می‌دهد: از برآوردهای اولیه چند هزار نفری تا ارقامی در بازه ۱۲ تا ۲۰ هزار، و حتی گزارش‌هایی که از بیش از ۳۶ هزار کشته سخن می‌گویند.

در کنار این ارقام، گزارش‌هایی نیز وجود دارد که به هزاران کشته‌ای اشاره می‌کنند که هویت آنها ثبت نشده یا هنوز در دست بررسی است. نهادهای بین‌المللی، از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل، نیز با اشاره به محدودیت‌های راستی‌آزمایی، از احتمال بسیار بالاتر بودن تعداد قربانیان نسبت به آمار رسمی سخن گفته‌اند.

این شکاف آماری، صرفا یک اختلاف عددی نیست؛ بلکه خود نشانه‌ای از شرایطی است که در آن، هم‌زمان با سرکوب، تلاش برای کنترل روایت و پنهان‌سازی نیز جریان داشته است.

  • ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

    ده‌ها هزار بازداشت‌شده اعتراضات خونین ۱۸ و ۱۹ دی در خطر صدور احکام حبس و اعدام‌اند

سرکوب چند لایه؛ از خیابان تا بیمارستان و گورستان

اگر در اعتراضات قبلی، سرکوب عمدتا به خیابان محدود می‌شد، در دی‌ماه ۱۴۰۴ با یک الگوی چندلایه مواجهیم که حوزه‌های مختلف را در بر می‌گیرد. در خیابان، گزارش‌ها از استفاده گسترده از سلاح گرم و شلیک مستقیم به معترضان حکایت دارد. اما سرکوب به اینجا ختم نشد.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که در جریان سرکوب ۱۷ و ۱۸ دی، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان‌ها شدند و مجروحان را بازداشت کردند؛ امری که عملا درمان را به یک خطر امنیتی تبدیل کرد. این اقدام، علاوه بر افزایش تلفات، نشان‌دهنده گسترش دامنه سرکوب به خارج از میدان اعتراض است.

در مرحله بعد، مدیریت اجساد و کنترل مراسم سوگواری نیز به بخشی از سازوکار سرکوب تبدیل شد. پیدا کردن پیکر جانباختگان به یک چالش بزرگ تبدیل شد. نگهداری پیکرها در سوله‌های پزشکی قانونی و تلاش خانواده‌های برای یافتن پیکر عزیزانشان در میان انبوه جانباختگان، از تاثربرانگیزترین تصاویر این دوران بود. در اغلب موارد اجساد با تاخیر یا تحت شرایط خاص به خانواده‌ها تحویل داده شد و در بسیاری موارد نیز دفن‌ها تحت نظارت و محدودیت انجام شد.

این روند، نشان می‌دهد که کنترل پیامدهای اجتماعی کشتار، به اندازه خود سرکوب اهمیت داشته است.

اینترنت؛ ابزار سرکوب و پنهان‌سازی

قطع و محدود سازی اینترنت، در این اعتراضات نقشی کلیدی داشت. اما تفاوت مهم این دوره با ۱۳۹۸ در این بود که قطع ارتباطات، صرفا واکنشی به گسترش اعتراضات نبود، بلکه هم‌زمان با سرکوب و در راستای پنهان‌سازی آن اجرا شد.

این بار این اختلالات برای مدت طولانی‌تری ادامه داشت و به‌صورت مدیریت‌شده اعمال شد؛ به‌گونه‌ای که دسترسی به اطلاعات، ارسال تصاویر و حتی ارتباطات روزمره شهروندان به‌شدت مختل شد. این وضعیت، نه‌تنها کار راستی‌آزمایی را دشوار کرد، بلکه امکان امدادرسانی و ثبت مستقل وقایع را نیز محدود ساخت.

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

تفاوت واقعی با موج‌های پیشین

در مقایسه با اعتراضات ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، دی‌ماه ۱۴۰۴ چند تفاوت کلیدی دارد. نخست، هم‌زمانی گستردگی اعتراض و شدت سرکوب است؛ در حالی که در گذشته، معمولا یکی از این دو عامل غالب بود.

دوم، تمرکز زمانی خشونت در بازه‌ای بسیار کوتاه، که نشان‌دهنده تغییر در راهبرد سرکوب است. سوم، گسترش سرکوب به حوزه‌هایی فراتر از خیابان؛ از بیمارستان تا گورستان و فضای اطلاعاتی.

به‌بیان دیگر، اگر آبان ۱۳۹۸ نماد سرکوب در شرایط قطع اینترنت بود و ۱۴۰۱ نماد تداوم اعتراض در برابر فشار امنیتی، دی‌ماه ۱۴۰۴ را باید نقطه‌ای دانست که در آن، سرکوب به یک سازوکار چندلایه و هم‌زمان در حوزه‌های مختلف تبدیل شد.

بستن تنگه هرمز نشان داد اولویت حکومت ایران نه مردم خودش، بلکه نیروهای نیابتی‌اش است

۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ۰۲:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

یک تحلیل منتشرشده در اورشلیم‌پست تاکید می‌کند که اقدام حکومت ایران در محدود کردن تنگه هرمز بیش از هر چیز بیانگر اولویت دادن جمهوری اسلامی به نیروهای نیابتی منطقه‌ای بر منافع ملی و ثبات بین‌المللی است.

اورشلیم‌پست به نقل از ایمن دین، عضو پیشین القاعده و مامور سابق سرویس اطلاعاتی بریتانیا، نوشته که او در ارزیابی خود از تحولات اخیر، مدعی شده که آتش‌بس با میانجی‌گری آمریکا میان اسرائیل و لبنان در واقع ابزاری برای اعمال فشار بر [حکومت] ایران بوده است.

او گفته است تهران در روزهای اخیر با طرح این شرط که تا زمان برقراری آتش‌بس در لبنان، نه مذاکرات هسته‌ای پیش خواهد رفت و نه تنگه هرمز باز می‌شود، از ورود به گفت‌وگوهای جدی خودداری کرده است.

به گفته دین، تصمیم دونالد ترامپ برای پیشبرد آتش‌بس، «در اصل درباره لبنان نبود»، بلکه با هدف فشار بر [حکومت] ایران اتخاذ شد. او همچنین تاکید کرد که پذیرش این آتش‌بس از سوی بنیامین نتانیاهو نه از سر حسن نیت، بلکه برای «آزمودن ادعاهای ایران» و خرید زمان برای تقویت حضور نظامی در منطقه بوده است.

در این تحلیل آمده است که اگر آتش‌بس لبنان مانع اصلی در مسیر توافق [حکومت] ایران و آمریکا بوده، اکنون این مانع برطرف شده و تهران دیگر نمی‌تواند از آن به‌عنوان بهانه‌ای برای تعلل در مذاکرات استفاده کند. به گفته دین، [حکومت] ایران اکنون باید یا تنگه هرمز را باز کرده و وارد گفت‌وگوهای جدی شود، یا نشان دهد که موضوع لبنان از ابتدا دلیل واقعی بن‌بست نبوده است.

این گزارش همچنین به انتقاد شدید دین از تصمیم حکومت ایران برای بستن تنگه هرمز اشاره می‌کند. او این اقدام را نشانه‌ای از اولویت دادن به حمایت از حزب‌الله دانسته و گفته است تهران برای این هدف حاضر شده یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را مختل کند.

دین در پایان تحلیل خود نتیجه‌گیری کرد که این اقدام [حکومت] ایران، اولویت‌های آن را به‌خوبی نشان می‌دهد: «نه مردم خودتان، نه ثبات منطقه، و نه حقوق بین‌الملل - بلکه صرفاً وفاداری به یک نیروی نیابتی که بر هرج‌ومرج و خون‌ریزی تکیه دارد.»

گاردین: ادعای پیروزی ترامپ در «جنگ ایران»، یادآور ادعای بدفرجام «ماموریت انجام شد» بوش است

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که دونالد ترامپ از «پیروزی» در جنگ با [حکومت] ایران سخن می‌گوید و از حل اختلافات کلیدی پیش از مذاکرات صلح خبر داده، تحلیل گاردین این ادعاها را تردید برانگیز دانسته و آن را با اعلام بدفرجام «ماموریت انجام شد» در دوران جنگ عراق مقایسه کرده است.

به نوشته گاردین، لحن پیروزمندانه ترامپ پس از حدود شش هفته درگیری با [حکومت] ایران - که به گفته بسیاری از تحلیلگران مطابق برنامه پیش نرفته - یادآور ادعای جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۳ است؛ زمانی که او پس از حمله به عراق از پایان موفقیت‌آمیز ماموریت سخن گفته بود.

ترامپ در آستانه ازسرگیری مذاکرات صلح در اسلام‌آباد و در مجموعه‌ای از پیام‌ها در شبکه تروث سوشال، اعلام کرده که «همه نقاط اختلاف اصلی» پیشاپیش حل شده‌اند و این وضعیت را «روزی بزرگ و درخشان برای جهان» توصیف کرده است.

یکی از محورهای اصلی ادعاهای او، بازگشایی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۲۰ درصد از انرژی جهان از آن عبور می‌کند و [حکومت] ایران در واکنش به حملات، آن را مسدود کرده بود. ترامپ مدعی شده [حکومت] ایران در حال جمع‌آوری مین‌های دریایی است و حتی پذیرفته دیگر از بستن این تنگه به‌عنوان ابزار نظامی استفاده نکند.

  • ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

    ترامپ: اورانیوم ایران را می‌گیریم، پولی جابه‌جا نمی‌شود و تنگه هرمز دیگر بسته نخواهد شد

با این حال، گاردین این ادعاها را نشانه‌ای ضعیف از پیروزی ارزیابی می‌کند، زیرا این آبراه پیش از آغاز جنگ نیز باز بود و [حکومت] ایران اکنون توان خود را برای ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی به نمایش گذاشته است.

در بخش دیگری از این تحلیل، به اظهارات ترامپ درباره لبنان اشاره شده است. او گفته که لبنان بخشی از توافق نیست، اما همزمان تاکید کرده که اسرائیل «از سوی آمریکا از حمله به لبنان منع شده است» - موضعی که از سوی تهران تایید نشده، هرچند عباس عراقچی باز بودن تنگه هرمز برای کشتیرانی تجاری را تایید کرده است.

ترامپ همچنین به موضوع برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرده و گفته است آمریکا به «غبار هسته‌ای» [اورانیوم غنی‌شده که در پی حملات جنگ ۱۲ روزه زیر آوار مدفون شد] دست خواهد یافت و هیچ پرداخت مالی در این زمینه انجام نخواهد شد. او در گفت‌وگو با رویترز گفت که [حکومت] ایران با تعلیق نامحدود برنامه هسته‌ای خود موافقت کرده و برای بازیابی اورانیوم غنی‌شده همکاری خواهد کرد.

اما این موضوع نیز به گفته گاردین با تردید جدی روبه‌روست، زیرا برنامه هسته‌ای ایران طی بیش از دو دهه موضوع مذاکرات پیچیده بوده و توافق سال ۲۰۱۵ با دولت باراک اوباما نیز پس از سال‌ها گفت‌وگو حاصل شد.

در همین حال، به نوشته گاردین برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه، نظام جمهوری اسلامی نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه همچنان پابرجاست و برای بقا تلاش می‌کند و این در شرایطی است که بسیاری از مقام‌های ارشد آن هدف حملات قرار گرفته‌اند.

گاردین در جمع‌بندی می‌نویسد که با توجه به این شرایط، ادعای دستیابی به یک توافق سریع یا پایان قریب‌الوقوع جنگ با تردیدهای جدی مواجه است. به‌ویژه آنکه [حکومت] ایران همچنان توان اعمال فشار بر اقتصاد جهانی را دارد.

در نهایت، این تحلیل این پرسش را مطرح می‌کند که آیا دو طرف واقعاً به آشتی نزدیک شده‌اند یا خیر؛ و هشدار می‌دهد که استفاده از عباراتی مانند «صلح در زمان ما» - با توجه به سابقه تاریخی آن - می‌تواند بیش از حد خوش‌بینانه باشد.

جمشید برزگر: نیروهای آتش‌به‌اختیار در برابر سپاه پاسداران نقش و حرف چندانی نخواهند داشت

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، درباره انتقادها در درون جمهوری اسلامی نسبت به توافق با آمریکا و به ویژه توئیت عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی درباره بازگشایی تنگه هرمز گفت که طیف‌هایی از نیروها در جمهوری اسلامی خواستار آرامش در بازار نفت و انرژی نیستند.

او درباره رهبری جمهوری اسلامی در شرایط کنونی افزود: «ما با تصویر مبهمی مواجه هستیم. کلیاتی که می‌دانیم این است که فرماندهان سپاه زمام امور را در دست گرفته‌اند و این ابهام برای نیروهایی در درون جمهوری اسلامی موسوم به آتش‌به‌اختیار نیز وجود دارد، اما این نیروها در برابر سپاه پاسداران که کنترل عمومی بر این نیروها دارند، نقش و حرف چندانی نخواهند داشت.»

پس از اعلام بازگشایی تنگه هرمز، رسانه‌های نزدیک به سپاه از جمله فارس و تسنیم از سکوت مقام‌های جمهوری اسلامی درباره توافق با آمریکا انتقاد کردند.

این رسانه‌ها توضیح ندادن درباره روند مذاکرات را مبهم و مایه نگرانی دانستند.