اورشلیمپست در تحلیلی درباره موضع کشورهای منطقه نسبت به بحران جاری در خاورمیانه نوشت که این بازیگران منطقهای در حال «رصد بسیار دقیق» بحراناند و ترجیح میدهند مسیر تنش از حملات نظامی تازه به سمت مهار سیاسی سوق داده شود، حتی اگر این روند شکننده و موقت باشد.
در این تحلیل که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، به آخرین تحولات در مسیر مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران، از جمله سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به ایران؛ سفر منطقهای شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بهویژه دیدار او با محمد بن سلمان در ریاض؛ محاصره دریایی بنادر جنوب ایران؛ و تنظیمات تازه وزارت خزانهداری آمریکا برای اعمال محدودیت بیشتر بر فروش نفت از سوی جمهوری اسلامی، اشاره شده و نتیجه گرفته است که کشورهای منطقه ترجیح میدهند که آمریکا در قدمهای بعدی خود بر فشار و مهار غیرمستقیم تهران تکیه کند.
اورشلیمپست در این تحلیل، با استناد به گزارشهای رسانههای عربی و ترکیه، از جمله عربنیوز، نوشته است که «خوشبینی نسبت به اینکه جنگ در خاورمیانه ممکن است به پایان خود نزدیک شده باشد، افزایش یافته است»، زیرا پاکستان بهعنوان یک «میانجی کلیدی» در تهران حضور دارد و دولت دونالد ترامپ نیز از احتمال دستیابی به توافق سخن میگوید.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید







اورشلیمپست در تحلیلی درباره موضع کشورهای منطقه نسبت به بحران جاری در خاورمیانه نوشت که این بازیگران منطقهای در حال «رصد بسیار دقیق» بحراناند و ترجیح میدهند مسیر تنش از حملات نظامی تازه به سمت مهار سیاسی سوق داده شود، حتی اگر این روند شکننده و موقت باشد.
در این تحلیل که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، به آخرین تحولات در مسیر مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران، از جمله سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به ایران؛ سفر منطقهای شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بهویژه دیدار او با محمد بن سلمان در ریاض؛ محاصره دریایی بنادر جنوب ایران؛ و تنظیمات تازه وزارت خزانهداری آمریکا برای اعمال محدودیت بیشتر بر فروش نفت از سوی جمهوری اسلامی، اشاره شده و نتیجه گرفته است که کشورهای منطقه ترجیح میدهند که آمریکا در قدمهای بعدی خود بر فشار و مهار غیرمستقیم تهران تکیه کند.
اورشلیمپست در این تحلیل، با استناد به گزارشهای رسانههای عربی و ترکیه، از جمله عربنیوز، نوشته است که «خوشبینی نسبت به اینکه جنگ در خاورمیانه ممکن است به پایان خود نزدیک شده باشد، افزایش یافته است»، زیرا پاکستان بهعنوان یک «میانجی کلیدی» در تهران حضور دارد و دولت دونالد ترامپ نیز از احتمال دستیابی به توافق سخن میگوید.
در بخشی از این تحلیل به بخشهایی از گزارش روزنامه عربنیوز، مستقر در عربستان سعودی اشاره شده است: «پنجشنبه خوشبینیها نسبت به اینکه جنگ در خاورمیانه شاید به پایان نزدیک شده باشد، افزایش یافت؛ زیرا یک میانجی کلیدی پاکستانی در تهران حضور دارد و دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز از امیدها برای دستیابی به توافقی سخن میگوید که تنگه حیاتی هرمز را باز خواهد کرد.»
نویسنده مقاله این گزارش را بازتابدهنده پیام رسمی ریاض دانسته و نتیجه گرفته است که عربستان، پاکستان و ترکیه در مجموع ترجیح میدهند از تشدید بیشتر درگیری جلوگیری شود.
اورشلیمپست همچنین با اشاره به ارزیابی سه پایتخت منطقهای یعنی ریاض، آنکارا و اسلامآباد مینویسد این کشورها معتقدند «همکاری مشترک میتواند آمریکا را متقاعد کند از انجام حملات تازه عقبنشینی کند.»
در همین راستا، این روزنامه تصریح میکند که واشینگتن فعلا محاصره دریایی را ترجیح میدهد و آن را نوعی «کارزار بمباران اقتصادی» میداند؛ رویکردی که به نوشته این روزنامه، کشورهای منطقه آن را به «جنگ بیشتر» ترجیح میدهند.
گره اصلی: چین همچنان نفت ایران را میخرد
در بخش پایانی تحلیل به ادامه خریداری نفت ایران از سوی چین اشاره شده است.
اورشلیمپست نوشته در حالی که آمریکا اصرار دارد که محاصره دریایی بندرهای جنوب ایران موثر بوده است، چین همچنان از جمهوری اسلامی نفت میخرد.
این روزنامه اسرائیلی به نقل از عربنیوز نوشت: «وزارت خزانهداری آمریکا به دو بانک چینی هشدار داد که پول ایران را پردازش نکنند، وگرنه با تحریم روبهرو خواهند شد. وزیر خزانهداری بدون نام بردن از این بانکها این موضوع را مطرح کرد.»
این در حالی است که بر اساس دادههای شرکتهای مستقل رهگیری دریایی، از جمله کپلر، یک نفتکش خالی بسیار بزرگ به نام آراِچاِن روز چهارشنبه، در دومین روز محاصره دریایی، وارد خلیج فارس شد. بهنقل از عربنیوز، مشخص نبود که این نفتکش با توان حمل دو میلیون بشکه نفت خام، به کجا میرود. یک روز پیش از آن نیز نفتکش آلیشیا که تحت تحریم آمریکاست، از تنگه هرمز عبور کرد و اکنون با توجه به دادههای رهگیری دریایی روشن شده که به سمت عراق حرکت میکند.»
این تحلیل تاکید میکند که استراتژی آمریکا برای مهار جمهوری اسلامی در حال حاضر بر کنترل اقتصادی متمرکز است و چین یکی از بازیگران تعیینکننده در این نبرد است که از یک سو به ایالات متحده قول همکاری میدهد و از سوی دیگر نشانههای مبهمی وجود دارد که به خرید نفت از حکومت ایران و تامین اقتصادی آنها ادامه میدهد.
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی به ایران اینترنشنال گفت: «تلاش جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز و سپس گرفتن عوارض، نه تنها از سوی آمریکا پذیرفته نشده، بلکه کشورهای منطقه نیز که در واقع بیشترین آسیب را از این وضع میبینند، به تندی واکنش نشان دادند و این اقدام را اخاذی، باجگیری و گروگانگیری قلمداد کردند.»
برزگر افزود: «حتی عمان هم پیشنهاد جمهوری اسلامی برای تقسیم این عوارض بین دو کشور را رد کرده است و کشورهای دیگر که واردکنندگان انرژی هستند، هم مخالف هستند.»
او ادامه داد: «بنابراین اساسا زمینی اجرایی و پذیرشی در سطح جهانی برای پرداخت عوارض به جمهوری اسلامی وجود ندارد و در مواردی هم که عوارض پرداخت شده، از جمله به صورت رمزارز، ابهامات بسیاری وجود دارد.»
برزگر با اشاره به محاصره دریایی جنوب ایران از سوی آمریکا در پی بسته شدن تنگه هرمز، گفت که چنین محاصرهای، دسترسی ایران به جهان را مختل کرد و به اقتصاد کشور آسیب رسانده و در نتیجه انسداد تنگه هرمز نه تنها هیچ نتیجه مثبتی تا اکنون برای جمهوری اسلامی نداشته بلکه «یک شکست» قلمداد میشود.
این تحلیلگر درباره شکافها در درون جمهوری اسلامی نیز گفت: «جمهوری اسلامی همواره وضعیت تناقضآمیزی داشته است و علیرغم اینکه در عرصه عمومی نشان داده یک جهتگیری را داشته اما دچار اختلافات درونی بوده است، زیرا بین باندهای مختلف قدرت و جناحهای مختلف، تضاد منافع وجود دارد.»
برزگر گفت: «در دوره علی خامنهای، او به هر حال به نوعی سعی میکرد که این اختلافات را مدیریت کند و او فصلالخطاب قلمداد میشد. اما الان در نبود یک رهبری، و در غیبت مؤثر جانشین او که گفته میشود پسرش است، ما عملا نشانهای از حضور رهبر در تصمیمگیریها را ندیدهایم و این اختلافات طبیعتا میتواند همچنان ادامه پیدا کند و بسته به شرایط، یک گروه میتواند علیه یک گروه دیگر دست به اقداماتی بزند یا از اشتباهات جریان رقیب استفاده کند.»
این تحلیلگر تاکید کرد: «برای توافق صرفا توافق آمریکا با شخصی مثل قالیباف مهم نیست، بلکه کلیت سپاه پاسداران و کلیت قدرت در جمهوری اسلامی باید توافق کند که رسیدن به چنین اجماعی هم در داخل ساختار قدرت در جمهوری اسلامی البته کار آسانی نیست.»
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی با برجام
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
ایران اکنون مقادیر زیادی اورانیوم ۶۰ درصدی دارد که به سرعت میتواند به سطح سلاح هستهای برسد.
تهران در ژنو پیشنهاد داد این ذخایر را به سطح ۳.۶۷ درصد بازگرداند اما آمریکا در اسلامآباد اصرار دارد که کل این ذخایر باید از ایران خارج شود.
در توافق اوباما، حدود ۱۰۰ میلیارد دلار از داراییهای تهران آزاد شد.
اکنون ترامپ با فشارهای داخلی روبهروست. جمهوریخواهانی مانند مارکو روبیو معتقدند ایران نباید از این پول برای تقویت نظامی خود استفاده کند.
ترامپ میخواهد بر نحوه خرج کردن این پولها نظارت کند، اما تهران این محدودیت را نمیپذیرد.
ترامپ معتقد است برجام به رفتارهای منطقهای و موشکی جمهوری اسلامی نپرداخته است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.
با ادامه محاصره دریایی جمهوری اسلامی از سوی آمریکا، شبکه پنهان نفتکشها همچنان به صادرات نفت ایران کمک میکند.
این شبکه با بهرهگیری از کشتیهایی با پرچمهای مختلف و خاموش کردن سامانههای ردیابی، میکوشد تحریمها را دور بزند.
مهدی مصلحی، کارشناس بازار نفت، در این رابطه توضیح میدهد.
همزمان با سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران، یک مقام جمهوری اسلامی به رویترز گفت بخشی از اختلافات با آمریکا پس از میانجیگری پاکستان کاهش یافته، اما مسائل هستهای همچنان حلنشده باقی مانده است.
هوشنگ حسنیاری، کارشناس خاورمیانه و امور نظامی، درباره نقش اسلامآباد در تحولات اخیر توضیح میدهد.