اورشلیمپست درباره بحران ایران:اسلامآباد و ریاض در پی مهار سیاسی، چین بازیگر موثر اقتصادی
اورشلیمپست در تحلیلی درباره موضع کشورهای منطقه نسبت به بحران جاری در خاورمیانه نوشت که این بازیگران منطقهای در حال «رصد بسیار دقیق» بحراناند و ترجیح میدهند مسیر تنش از حملات نظامی تازه به سمت مهار سیاسی سوق داده شود، حتی اگر این روند شکننده و موقت باشد.
در این تحلیل که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، به آخرین تحولات در مسیر مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران، از جمله سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به ایران؛ سفر منطقهای شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بهویژه دیدار او با محمد بن سلمان در ریاض؛ محاصره دریایی بنادر جنوب ایران؛ و تنظیمات تازه وزارت خزانهداری آمریکا برای اعمال محدودیت بیشتر بر فروش نفت از سوی جمهوری اسلامی، اشاره شده و نتیجه گرفته است که کشورهای منطقه ترجیح میدهند که آمریکا در قدمهای بعدی خود بر فشار و مهار غیرمستقیم تهران تکیه کند.
اورشلیمپست در این تحلیل، با استناد به گزارشهای رسانههای عربی و ترکیه، از جمله عربنیوز، نوشته است که «خوشبینی نسبت به اینکه جنگ در خاورمیانه ممکن است به پایان خود نزدیک شده باشد، افزایش یافته است»، زیرا پاکستان بهعنوان یک «میانجی کلیدی» در تهران حضور دارد و دولت دونالد ترامپ نیز از احتمال دستیابی به توافق سخن میگوید.
در بخشی از این تحلیل به بخشهایی از گزارش روزنامه عربنیوز، مستقر در عربستان سعودی اشاره شده است: «پنجشنبه خوشبینیها نسبت به اینکه جنگ در خاورمیانه شاید به پایان نزدیک شده باشد، افزایش یافت؛ زیرا یک میانجی کلیدی پاکستانی در تهران حضور دارد و دولت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز از امیدها برای دستیابی به توافقی سخن میگوید که تنگه حیاتی هرمز را باز خواهد کرد.»
نویسنده مقاله این گزارش را بازتابدهنده پیام رسمی ریاض دانسته و نتیجه گرفته است که عربستان، پاکستان و ترکیه در مجموع ترجیح میدهند از تشدید بیشتر درگیری جلوگیری شود.
اورشلیمپست همچنین با اشاره به ارزیابی سه پایتخت منطقهای یعنی ریاض، آنکارا و اسلامآباد مینویسد این کشورها معتقدند «همکاری مشترک میتواند آمریکا را متقاعد کند از انجام حملات تازه عقبنشینی کند.»
در همین راستا، این روزنامه تصریح میکند که واشینگتن فعلا محاصره دریایی را ترجیح میدهد و آن را نوعی «کارزار بمباران اقتصادی» میداند؛ رویکردی که به نوشته این روزنامه، کشورهای منطقه آن را به «جنگ بیشتر» ترجیح میدهند.
اورشلیمپست نوشته در حالی که آمریکا اصرار دارد که محاصره دریایی بندرهای جنوب ایران موثر بوده است، چین همچنان از جمهوری اسلامی نفت میخرد.
این روزنامه اسرائیلی به نقل از عربنیوز نوشت: «وزارت خزانهداری آمریکا به دو بانک چینی هشدار داد که پول ایران را پردازش نکنند، وگرنه با تحریم روبهرو خواهند شد. وزیر خزانهداری بدون نام بردن از این بانکها این موضوع را مطرح کرد.»
این در حالی است که بر اساس دادههای شرکتهای مستقل رهگیری دریایی، از جمله کپلر، یک نفتکش خالی بسیار بزرگ به نام آراِچاِن روز چهارشنبه، در دومین روز محاصره دریایی، وارد خلیج فارس شد. بهنقل از عربنیوز، مشخص نبود که این نفتکش با توان حمل دو میلیون بشکه نفت خام، به کجا میرود. یک روز پیش از آن نیز نفتکش آلیشیا که تحت تحریم آمریکاست، از تنگه هرمز عبور کرد و اکنون با توجه به دادههای رهگیری دریایی روشن شده که به سمت عراق حرکت میکند.»
این تحلیل تاکید میکند که استراتژی آمریکا برای مهار جمهوری اسلامی در حال حاضر بر کنترل اقتصادی متمرکز است و چین یکی از بازیگران تعیینکننده در این نبرد است که از یک سو به ایالات متحده قول همکاری میدهد و از سوی دیگر نشانههای مبهمی وجود دارد که به خرید نفت از حکومت ایران و تامین اقتصادی آنها ادامه میدهد.
آکسیوس گزارش داد که مشارکت آمریکا در جنگ ایران و آنچه «همراهی با برنامههای نظامی اسرائیل» در قبال جمهوری اسلامی خوانده، سبب شده است تعداد بیشتری از نمایندگان دموکرات کنگره آمریکا از اسرائیل فاصله بگیرند و مخالفت با «تخصیص بودجه برای تامین تسلیحات دفاعی» این کشور شدت یافته است.
وبسایت خبری آکسیوس در گزارشی که پنجشنبه ۲۷ فروردین منتشر شد، با نمایندگانی از طیفهای گوناگون دموکرات درباره موضعشان نسبت به تامین بودجه دفاعی اسرائیل، بهویژه گنبد آهنین، مصاحبه کرده و نتیجه گرفته است که هرچند دموکراتها حتی پیش از جنگ اسرائیل و حماس هم بهتدریج از اسرائیل فاصله میگرفتند، اما دخالت آمریکا در جنگ ایران، مساله را از حوزه سیاست خارجیِ انتزاعی خارج کرده و آن را به موضوعی بسیار مهمتر و ملموستر برای رایدهندگان آمریکایی تبدیل کرده است.
آکسیوس همچنین نوشت که بهجز دموکراتهایی که بهصراحت با تامین مالی اسرائیل از سوی آمریکا مخالفند، دموکراتهای میانهرو و آنهایی که در حوزههای انتخابیه رقابتی قرار دارند، از سوی رایدهندگان و فعالان سیاسی تحت فشارند تا موضع سختگیرانهتری علیه اسرائیل اتخاذ کنند.
یکی از نمایندگان دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا که به شرط ناشناس ماندن با این رسانه گفتوگو کرده است، تاکید کرد که این موضوع در انتخابات مقدماتی برای او مشکلساز شده بود.
او دلیل اصلی مخالفت افکار عمومی با تامین مالی تسلیحات دفاعی را بیش از هرچیز «احتمالا جنگ با ایران» خواند و افزود: «مردم در آمریکا میپرسند "چرا در این جنگ لعنتی درگیریم؟" و "چرا همه راهها به نتانیاهو ختم میشود؟"»
نمایندگان مخالف اسرائیل چه میگویند؟
مکسول فراست، نماینده دموکرات از ایالت فلوریدا، به آکسیوس گفت که مخالفت با استفاده از پول مالیاتدهندگان آمریکایی برای تامین مالی سامانه دفاع موشکی «گنبد آهنین» اسرائیل «چهار سال پیش دیدگاهی بهشدت حاشیهای و افراطی تلقی میشد» اما دیگر اینطور نیست.
جیم مکگاورن، دیگر عضو دموکرات مجلس نمایندگان از ایالت ماساچوست، نیز به این رسانه گفت که دیگر «نمیتواند از کمک نظامی بیشتر» به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حمایت کند. او که پیشتر از حامیان اختصاص بودجه به گنبد آهنین اسرائیل بود، اکنون بهدلیل آنچه «فقدان پاسخگویی» خواند، به صف نمایندگانی پیوسته که دیگر دستکم به راحتی حاضر به ادامه آن حمایت نیست.
مارک پوکان، نماینده دموکرات از ایالت ویسکانسین هم که سال ۲۰۲۱ به تامین مالی گنبد آهنین رای مثبت داده بود، اکنون اینطور استدلال میکند که اسرائیل به اندازه کافی پول دارد که جنگهایی را که به راه انداخته پیش ببرد و اصلا به پول آمریکا نیازی ندارد.
آکسیوس تاکید کرده است که در رایگیری سال ۲۰۲۱ تنها هشت نماینده دموکرات به این بودجه رای منفی دادند.
دموکراتهای حامی اختصاص بودجه به اسرائیل چه میگویند؟
آکسیوس به نقل از گروه دیگر دموکراتهای مجلس نمایندگان آمریکا نوشته است که همچنان گروهی حاضر نیستند تا آنجا پیش بروند که خواستار کاهش تدریجی بودجه آمریکا برای گنبد آهنین شوند.
جری ندلر، نماینده دموکرات از ایالت نیویورک و یک ترقیخواه یهودی، یکی از آنهاست. او با تاکید بر اینکه «آماده نیستم تا این حد پیش بروم» گفت که رهبری نتانیاهو، روابط اسرائیل با دموکراتها را به جایگاه بسیار بدی رسانده است.
برد اشنایدر، نماینده دموکراتِ ایالت ایلینوی، نیز معتقد است که ایالات متحده از تمام سرمایهگذاریهایش در برنامههای مشترکی چون گنبد آهنین، پیکان و فلاخن داوود سوده برده و نمیتوان این موضوع را به یک تعهد ساده تقلیل داد.»
این بحثها در حالی بر اردوگاه دموکراتهای کنگره آمریکا سایه انداخته است که بهنوشته آکسیوس، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل، موسوم به آیپک، در انتخابات آمریکا میلیونها دلار هزینه میکند تا میانهروهای حامی اسرائیل را تقویت و منتقدان حکومت اسرائیل را از میدان بهدر کند.
نتانیاهو حدود چهار ماه پیش به نشریه اکونومیست گفت که میخواهد اسرائیل ظرف ۱۰ سال آینده کمک نظامی آمریکا را «بهتدریج کاهش دهد.»
جمشید برزگر، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی به ایران اینترنشنال گفت: «تلاش جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز و سپس گرفتن عوارض، نه تنها از سوی آمریکا پذیرفته نشده، بلکه کشورهای منطقه نیز که در واقع بیشترین آسیب را از این وضع میبینند، به تندی واکنش نشان دادند و این اقدام را اخاذی، باجگیری و گروگانگیری قلمداد کردند.»
برزگر افزود: «حتی عمان هم پیشنهاد جمهوری اسلامی برای تقسیم این عوارض بین دو کشور را رد کرده است و کشورهای دیگر که واردکنندگان انرژی هستند، هم مخالف هستند.»
او ادامه داد: «بنابراین اساسا زمینی اجرایی و پذیرشی در سطح جهانی برای پرداخت عوارض به جمهوری اسلامی وجود ندارد و در مواردی هم که عوارض پرداخت شده، از جمله به صورت رمزارز، ابهامات بسیاری وجود دارد.»
برزگر با اشاره به محاصره دریایی جنوب ایران از سوی آمریکا در پی بسته شدن تنگه هرمز، گفت که چنین محاصرهای، دسترسی ایران به جهان را مختل کرد و به اقتصاد کشور آسیب رسانده و در نتیجه انسداد تنگه هرمز نه تنها هیچ نتیجه مثبتی تا اکنون برای جمهوری اسلامی نداشته بلکه «یک شکست» قلمداد میشود.
این تحلیلگر درباره شکافها در درون جمهوری اسلامی نیز گفت: «جمهوری اسلامی همواره وضعیت تناقضآمیزی داشته است و علیرغم اینکه در عرصه عمومی نشان داده یک جهتگیری را داشته اما دچار اختلافات درونی بوده است، زیرا بین باندهای مختلف قدرت و جناحهای مختلف، تضاد منافع وجود دارد.»
برزگر گفت: «در دوره علی خامنهای، او به هر حال به نوعی سعی میکرد که این اختلافات را مدیریت کند و او فصلالخطاب قلمداد میشد. اما الان در نبود یک رهبری، و در غیبت مؤثر جانشین او که گفته میشود پسرش است، ما عملا نشانهای از حضور رهبر در تصمیمگیریها را ندیدهایم و این اختلافات طبیعتا میتواند همچنان ادامه پیدا کند و بسته به شرایط، یک گروه میتواند علیه یک گروه دیگر دست به اقداماتی بزند یا از اشتباهات جریان رقیب استفاده کند.»
این تحلیلگر تاکید کرد: «برای توافق صرفا توافق آمریکا با شخصی مثل قالیباف مهم نیست، بلکه کلیت سپاه پاسداران و کلیت قدرت در جمهوری اسلامی باید توافق کند که رسیدن به چنین اجماعی هم در داخل ساختار قدرت در جمهوری اسلامی البته کار آسانی نیست.»
جمهوری اسلامی پس از هفتهها درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل، اکنون با بحرانی اقتصادی روبهرو است که ابعاد آن گستردهتر از خسارات جنگ ایران و عراق ارزیابی میشود.
تخریب زیرساختهای حیاتی، از جمله مجتمعهای پتروشیمی، کارخانههای فولاد و شبکههای حملونقل، در کنار محاصره دریایی بنادر از سوی ناوگان آمریکا، تهران را در موقعیت دشواری برای تامین منابع مالی برای بازسازی قرار داده است.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی بر پیروزی نظامی تاکید میکنند، واقعیتهای روی زمین، از جمله خطر بیکاری میلیونها نفر و توقف صادرات نفت، فشارها بر مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافقی جهت رفع تحریمها را دوچندان کرده است.
در سوی دیگر، محاصره دریایی تنگه هرمز با هدف قطع منابع مالی تهران آغاز شده، اما این راهبرد خطرهای بزرگی همچون افزایش قیمت جهانی انرژی و احتمال درگیری با شرکای تجاری ایران، نظیر چین، را به همراه دارد.
اگرچه اقتصاد ایران طی سالها تحریم به خودکفایی نسبی رسیده، اما حجم ویرانیهای اخیر و فلج شدن بخشهای ارزآور، کارشناسان را نسبت به بقای اقتصاد کشور بدون لغو تحریمها مردد کرده است.
به گزارش والاستریت ژورنال، ابعاد تخریبهای ناشی از حملات اخیر بسیار سنگین است.
کاوه احسانی، استاد دانشگاه دیپال، معتقد است مقیاس ویرانیهای فعلی بسیار بدتر از جنگ ایران و عراق است؛ چرا که در آن دوران جنگ عمدتا در جبهههای مرزی بود، اما در هفتههای اخیر بیش از ۲۰ هزار موشک و بمب در نقاط مختلف ایران، از جمله تهران و مراکز صنعتی، فرود آمده است.
این روزنامه گزارش میدهد که دستکم ۱۷ هزار هدف، شامل کارخانهها، راهآهن، بنادر و ساختمانهای دولتی، مورد اصابت قرار گرفتهاند.
رسانههای دولتی ایران هزینه بازسازی را ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. والاستریت ژورنال تاکید میکند که حملات اسرائیل «تصادفی» نبوده و بهطور سیستماتیک بخشهایی مانند پتروشیمی بندر امام و شرکت فولاد مبارکه را هدف قرار داده است تا توان ارزآوری جمهوری اسلامی را فلج کند.
نیویورک تایمز نیز در گزارشی به بررسی استراتژی محاصره دریایی ایران پرداخته است. بیش از ۱۰ ناو جنگی آمریکایی در اطراف تنگه هرمز مستقر شدهاند تا مانع صادرات نفت ایران شوند.
طبق گزارش این روزنامه، صادرات نفت ۴۰ درصد از کل درآمد صادراتی ایران در سال ۲۰۲۳ را تشکیل داده و چین با خرید ۹۰ درصد نفت ایران در سال ۲۰۲۴، اصلیترین مشتری تهران بوده است.
نیویورک تایمز به نقل از تحلیلگران هشدار میدهد که این محاصره میتواند منجر به حذف روزانه دو میلیون بشکه نفت از بازار جهانی شود.
اگرچه این اقدام فشار مالی شدیدی بر تهران وارد میکند، اما اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر بنیاد بورس و بازار، معتقد است هدف ایران در زمان جنگ، رسیدن به حداقل درآمد برای «لنگلنگان جلو بردن اقتصاد» است و این فشار اقتصادی لزوما به امتیازدهی فوری منجر نمیشود.
بحران اشتغال و فشارهای اجتماعی
والاستریت ژورنال مینویسد که تخریب بخشهای صنعتی مستقیما معیشت مردم را هدف قرار داده است.
هادی کحالزاده، اقتصاددان، برآورد میکند که حدود ۱۲ میلیون شغل، تقریبا نیمی از نیروی کار ایران، در معرض خطر تعلیق یا نابودی قرار دارند. تنها در بخش فولاد، ۵.۵ میلیون شغل تهدید میشود.
این روزنامه میافزاید که قطع ششهفتهای اینترنت از سوی دولت نیز به کسبوکارهای دیجیتال آسیب جدی زده است.
جواد صالحی اصفهانی، استاد اقتصاد، معتقد است بزرگترین مشکل مقامهای جمهوری اسلامی، نارضایتی گسترده عمومی و بیاعتمادی مردم به وعدههای حکومتی است که میتواند منجر به موج جدیدی از مهاجرت یا اعتراضات شود.
به گزارش والاستریت ژورنال، دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد به بنبست رسید، اما هر دو طرف نشانههایی از انعطاف در مورد مسایل هستهای نشان دادهاند.
تحلیلگران معتقدند بدون چشمانداز بهبود اقتصادی و رفع تحریمها، بقای ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در بلندمدت سخت خواهد بود، چراکه با فشارهای مردمی شدیدی روبهرو خواهد شد.
در همین حال، نیویورک تایمز اشاره میکند که جمهوری اسلاهنوز راههای زمینی با هفت کشور همسایه در اختیار دارد و قاچاق کالا و سوخت، مانند تجارت یک میلیارد دلاری با پاکستان، میتواند بخشی از نیازهای اولیه را تامین کند.
نیروهای آمریکایی در جریان عملیات پاکسازی مینها در تنگه هرمز میتوانند از مجموعهای از پهپادها، رباتهای حامل مواد منفجره و بالگردها استفاده کنند تا خطرات را کاهش دهند. با این حال، گروههای مینروبی همچنان ممکن است در برابر حملات جمهوری اسلامی آسیبپذیر باشند.
تلاش کنونی ایالات متحده برای پاک کردن تنگه هرمز از مینها، بخشی از تلاشها برای پایان دادن به اختلال در کشتیرانی در این آبراه است؛ اختلالی که از زمان حملات آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، عرضه جهانی انرژی را بهشدت کاهش داده است.
اما به گفته افسران سابق نیروی دریایی و متخصصان، در حالی که آمریکا میتواند از فناوریهای مدرنشده برای شناسایی و خنثیسازی مینها از راه دور بهره ببرد، پاکسازی یک آبراهه راهبردی مانند تنگه هرمز همچنان فرآیندی کند و چندمرحلهای خواهد بود.
ارتش آمریکا یکشنبه گذشته اعلام کرد که عملیات مینروبی را آغاز کرده و دو ناو جنگی را از تنگه هرمز عبور داده است، اما جزئیات کمی درباره تجهیزات مورد استفاده ارائه داد.
ارتش آمریکا همچنین اعلام کرد که نیروهای بیشتری، از جمله تجهیزات زیرآبی بدون سرنشین، در روزهای آینده به این عملیات خواهند پیوست.
ماه گذشته، رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که جمهوری اسلامی اخیرا چندین مین در تنگه هرمز مستقر کرده است و محل دقیق این مینها به طور علنی مشخص نیست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اعلام کرده که تمامی کشتیهای مینگذار جمهوری اسلامی غرق شدهاند، اما خبرگزاری رویترز بهنقل از برخی متخصصان نوشت این خطر وجود دارد که تهران دستگاههای بیشتری مستقر کند.
بر اساس گزارش این خبرگزاری، کاربرد مینها موثر است زیرا این تجهیزات ارزان هستند و پاکسازی آنها پرهزینه است.
جان پنتریث، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی بریتانیا که اکنون مشاور نظامی است، به رویترز گفت: «حتی تهدید وجود یک میدان مین هم برای متوقف کردن کشتیها، بهویژه کشتیهای تجاری، کافی است».
نوسازی کارزار مینروبی
بهطور سنتی، نیروی دریایی آمریکا به کشتیهای مینروب سرنشیندار متکی بود که مستقیما وارد میدانهای مین میشدند و با استفاده از ابزارهای مکانیکی که پشت کشتی کشیده میشدند، مواد منفجره را پاکسازی میکردند؛ گاهی نیز غواصان از این عملیات پشتیبانی میکردند. اکنون بخش زیادی از این کشتیهای قدیمی از کار کنار گذاشته شدهاند.
این کشتیها در حال جایگزینی با شناورهای سبکتری به نام کشتیهای رزمی ساحلی هستند که تجهیزات مدرن شکار مین را حمل میکنند، از جمله تجهیزات بدون سرنشین سطحی و زیرآبی نیمهخودکار و رباتهای کنترل از راه دور که به نیروها اجازه میدهد از میدان مین فاصله بگیرند. نیروی دریایی آمریکا در حال حاضر سه فروند از این کشتیها را در ماموریت دارد.
یکی از مقامات ارشد آمریکایی در اواخر ماه مارس به رویترز گفت که دو فروند از این کشتیها در سنگاپور تحت تعمیر بودند. در آن زمان، توان مینروبی آمریکا در خاورمیانه شامل وسایل زیرآبی بدون سرنشین، چهار فروند از کشتیهای سنتی، بالگردها و غواصان بود.
به گفته مقامات سابق دریایی و دیگر متخصصان، گمان میرود تهران چندین نوع مین دریایی در اختیار داشته باشد: مینهای روی بستر دریا که هنگام عبور کشتیها منفجر میشوند؛ مینهای وصل شده به کف دریا که نزدیک سطح شناور میمانند؛ مینهای شناور که آزادانه در آب حرکت میکنند؛ و مینهای چسبنده که مستقیما به بدنه کشتی میچسبند.
رویترز نوشت که احتمالا عملیات آمریکا شامل جستوجوی مینها با استفاده از وسایل سطحی و زیرآبی بدون سرنشین مجهز به حسگرها خواهد بود. هنگامی که یک شیء شبیه به مین شناسایی شود، دادهها معمولا به خدمهای که خارج از میدان مین فعالیت میکنند منتقل میشود تا آن را شناسایی کنند. سپس تصمیم میگیرند که چگونه باید خنثی شود.
پولیتیکو نیز در مطلب دیگری در این زمینه نوشت که نیروی دریایی ایالات متحده یک ماموریت حیاتی جدید در تنگه هرمز دارد: اما ذخایر مین جمهوری اسلامی با وجود کاهش در جریان کارزار آمریکا و اسرائیل، بهطور کامل نابود نشده است.
یک مقام آمریکایی که نامش فاش نشده به پولیتیکو گفت که سازمان اطلاعات نظامی آمریکا بر این باور است که برخی از این مینها از پیش در دریا مستقر شدهاند.
با این حال، به نوشته این رسانه، تنها تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیهای تجاری کافی بود تا تنگه هرمز را مسدود کند و در پی آن بازارهای انرژی را دچار آشوب سازد.
پولیتیکو تاکید کرد: «اگر یک مین بتواند به یک کشتی تجاری آسیب بزند یا آن را نابود کند، تردد نفتکشها حتی بیشتر کاهش خواهد یافت و بحران جهانی انرژی را تشدید خواهد کرد.»
عملیات مینروبی در شرایطی انجام میشود که بیش از ۱۲ ناو جنگی آمریکایی هماکنون در منطقه حضور دارند و تعداد بیشتری نیز در راه است.
وظیفه اصلی این ناوها اجرای محاصرهای است که رییسجمهوری آمریکا، علیه کشتیرانی جمهوری اسلامی در داخل و اطراف خلیج فارس اعمال کرده است.
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
یک- غنیسازی اورانیوم
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.