• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بیانیه مشترک لبنان، اسرائیل و آمریکا: مذاکرات فرصتی برای بازسازی لبنان است

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

اسرائیل، لبنان و آمریکا سه‌شنبه ۲۵ فروردین در بیانیه‌ای مشترک پس از نخستین دور مذاکرات واشینگتن اعلام کردند که مذاکرات می‌تواند زمینه‌ساز بازسازی لبنان و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور شود. در این بیانیه آمده که اسرائیل از خلع سلاح و برچیدن زیرساخت‌های حزب‌الله حمایت می‌کند.

این مذاکرات اگرچه از سوی مقام‌های آمریکایی «تاریخی» توصیف شده، اما طرفین، انتظار دستیابی به نتیجه‌ای سریع یا توافقی فوری از آن ندارند.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، مذاکرات اسرائیل و لبنان در واشینگتن را «فرصتی تاریخی» خواند و گفت هدف پایان دائمی نفوذ حزب‌الله در دو تا سه دهه اخیر است.

او افزود حل همه پیچیدگی‌ها در شش ساعت ممکن نیست، اما می‌توان پیشرفت کرد و چارچوبی برای ادامه مذاکرات ایجاد کرد.

اسرائیل و لبنان برای نخستین‌باردرچند دهه گذشته و در تحولی کم سابقه، پس از دهه‌ها دشمنی و فقدان روابط رسمی، وارد مذاکرات مستقیم دیپلماتیک شده‌اند. این گفت‌وگوها در واشینگتن، و در شرایطی بسیار حساس و هم‌زمان با ادامه درگیری‌های نظامی میان اسرائیل و گروه حزب‌الله انجام می‌شود.

به گزارش آسوشیتدپرس، دشمنی عمیق و ریشه‌دار میان لبنان و اسرائیل که به ۱۹۴۸، سال تاسیس اسرائیل بازمی‌گردد، از موانع اصلی پیش‌روی این گفت‌وگوهاست.

گروه حزب‌الله که از بازیگران کلیدی در صحنه سیاسی و نظامی لبنان است، با رد کامل این مذاکرات اعلام کرد که به هیچ توافق حاصل از آن پایبند نخواهد بود.

این گفت‌وگوها در حالی برگزار شد که حزب‌الله حملات راکتی خود به شمال اسرائیل را تشدید کرده و اسرائیل به عملیات نظامی گسترده در خاک لبنان ادامه می‌دهد.

این درگیری‌ها پس از حملات موشکی حزب‌الله در اوایل ماه مارس شدت گرفت؛ حملاتی که در پی حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری‌اسلامی انجام شد و منطقه را وارد مرحله‌ای جدید از تنش کرد.

بر اساس گزارش‌ها، طی درگیری‌های اخیر، تاکنون بیش از دو هزار و ۱۰۰ تن در لبنان و در نتیجه این جنگ کشته و بیش از یک میلیون شهروند آواره شده‌اند. وضعیتی که نشانگر ابعاد گسترده بحران انسانی در لبنان است.

علاوه براین، در اثر حملات هوایی اسرائیل و عملیات زمینی این کشور در جنوب لبنان، زیرساخت‌های متعددی تخریب و زندگی عادی مردم مختل شده است.

اسرائیل هدف خود از ادامه عملیات نظامی را ایجاد یک «منطقه امن» در جنوب لبنان اعلام کرد.

مقامات اسرائیلی می‌گویند تا زمانی که این منطقه از حضور نیروهای حزب‌الله پاکسازی نشود، اجازه بازگشت به ساکنان آواره داده نخواهد شد.

اسرائیل معتقد است، حزب‌الله، به‌ویژه به‌دلیل وابستگی‌اش به حکومت ایران، اصلی‌ترین مانع در مسیر دستیابی به صلح و ثبات در مرزهای شمالی این کشور است.

با این حال، دولت لبنان امیدوار است که این مذاکرات بتواند به برقراری آتش‌بس و کاهش تنش‌ها منجر شود.

مقامات لبنانی همچنین به دنبال تقویت حاکمیت دولت و کاهش نفوذ گروه‌های مسلح غیردولتی چون حزب‌الله هستند. این در حالی است که اختلافات داخلی در لبنان و نفوذ بالای حزب‌الله در ساختار سیاسی و نظامی این کشور، روند رسیدن به هرگونه توافق پایداری را پیچیده‌تر کرده است.

ایالات متحده به عنوان میانجی در تلاش است تا با نزدیک کردن دیدگاه‌های دو طرف، زمینه را برای کاهش درگیری‌ها فراهم کند.

این مذاکرات همچنین بخشی از یک چارچوب گسترده‌تر از تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران در منطقه است که شامل گفت‌وگوهای جداگانه میان آمریکا و جمهوری اسلامی نیز می‌شود.

با این حال، چالش‌های اساسی همچنان پابرجاست.

اسرائیل خواستار خلع سلاح حزب‌الله است، در حالی که دولت لبنان تنها بر آتش‌بس تمرکز دارد و توانایی یا اختیار کاملی برای کنترل این گروه را ندارد.

حزب‌الله نیز با ادامه حملات خود، عملا روند مذاکرات را تضعیف کرده است.

به این ترتیب، اگرچه آغاز این مذاکرات را می‌توان گامی مهم و بی‌سابقه در روابط لبنان و اسرائیل دانست، اما مسیر رسیدن به صلحی با ثبات، همچنان طولانی و دشوار به نظر می‌رسد.

تداوم خشونت‌ها، اختلافات داخلی لبنان، نقش جمهوری‌اسلامی و حضور قدرتمند حزب‌الله در لبنان، همگی از جمله عواملی هستند که آینده این مذاکرات را با عدم قطعیت جدی مواجه می‌کنند.

با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند که همین آغاز گفت‌وگو می‌تواند روزنه‌ای برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش بیشتر بحران در منطقه باشد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • از مذاکرات پیش روی اسرائیل و لبنان چه می‌دانیم؟

    از مذاکرات پیش روی اسرائیل و لبنان چه می‌دانیم؟

•
•
•

مطالب بیشتر

سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که بیش از ۴۰ روز از آغاز درگیری‌های نظامی در ایران می‌گذرد و آتش‌بسی موقت برای مذاکرات برقرار شده، ساختار آموزشی ایران با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تاریخ خود پس از جنگ ایران و عراق روبه‌روست.

تعطیلی گسترده مدارس و دانشگاه‌ها که به‌گفته مقامات حکومتی با هدف «حفظ جان دانش‌آموزان» آغاز شد، اکنون با قطع سراسری اینترنت بین‌المللی و جایگزینی آن با شبکه ملی اطلاعات، به یک بن‌بست آموزشی تبدیل شده است.

وعده‌های دولتی و واقعیت‌های «شاد»

وزارت آموزش و پرورش در آخرین ابلاغیه خود که در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ صادر شد، رسما اعلام کرد که تمامی مدارس کشور تا ۳۱ فروردین ماه به‌صورت غیرحضوری فعالیت خواهند کرد.

علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، مدعی شده است که پلتفرم «شاد» بر بستر شبکه ملی بدون مشکل در حال ارائه خدمات است.

با این حال، واقعیت روی زمین حکایت از یک «تبعیض آموزشی» گسترده دارد. در حالی که ترافیک این شبکه طبق ابلاغیه ۱۷ فروردین رایگان اعلام شده، اما قطع اینترنت بین‌المللی و اختلال در زیرساخت‌های مخابراتی، دسترسی دانش‌آموزان در مناطق محروم و درگیر جنگ را عملا به صفر رسانده است.

از سوی دیگر، وزارتخانه با تعلیق تصمیم‌گیری درباره امتحانات نهایی پایه دوازدهم به «اقتضای زمان»، صدها هزار دانش‌آموز را در وضعیت بلاتکلیفی مطلق قرار داده است.

  • سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

    سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

دانشگاه‌ها؛ تحصیل در انزوای علمی

در آموزش عالی، وضعیت از اختلال گذشته و به بن‌بست رسیده است. بر اساس بخشنامه ۹ فروردین ۱۴۰۵، تمامی دانشگاه‌ها موظف به برگزاری صرفا مجازی کلاس‌ها و جلسات دفاع شده‌اند.

  • تعلیق کنکور: سازمان سنجش در ۱۹ فروردین رسما اعلام کرد که به‌دلیل «ناپایداری زیرساخت‌ها»، ثبت‌نام کنکور ۱۴۰۵ به تعویق افتاده است؛ تصمیمی که به معنای تعلیق سرنوشت یک نسل تا اطلاع ثانوی است.
  • فلج شدن پژوهش: قطع اینترنت و دسترسی به منابع علمی جهان، عملا فرآیند تحقیق و توسعه را در سطح تحصیلات تکمیلی متوقف کرده است.

یک مخاطب با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت: «دانشجوی تحصیلات تکمیلی نیاز به اینترنت دارد. هیچ چشم‌اندازی توسط دانشگاه برای این ترم مشخص نشده است. کلاس‌های آزمایشگاه، تاریخ تصویب و دفاع پروپوزال و …، همه‌چیز به‌نوعی در حالت تعلیق درآمده و به بخشنامه‌های سطحی و گنگ تبدیل شده که به تمامی زمان‌‌های حدودی اعلام شده هم، مدت‌زمان جنگ اضافه خواهد شد.»

این دانشجو همچنین با اشاره به نبودن برنامه‌ای مشخص برای حضوری کردن کلاس‌ها، دلیل این تصمیم را «کنترل فضای امنیتی و استفاده از مراکز آموزشی برای نیروهای سرکوبگر» عنوان کرد و گفت: «واقعا توهین‌آمیز است، تنها کار عملیاتی که انجام شده، انتقال کلاس‌ها به پیام‌رسان‌های داخلی است. با این شرایط دانشجویان ارشد و دکتری چطور می‌توانند از لحاظ روانی، ذهنی و سخت‌افزاری کارآمد باشند؟»

دانشجوی دیگری در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت: «دوره لیسانس ما هیچ و پوچ بود. از کرونا تا جنبش مهسا، از انقلاب ملی تا جنگ؛ دانشگاه یا تعطیل و غیرحضوری بود، یا مورد حمله نیروهای سرکوبگر قرار می‌گرفت، یا محل استقرار آنها بود.»

  • جزییات تازه از محل استقرار نیروهای امنیتی و ایست‌های بازرسی در نقاط مختلف ایران

    جزییات تازه از محل استقرار نیروهای امنیتی و ایست‌های بازرسی در نقاط مختلف ایران

او با اشاره به اینکه در ترم پایانی قرار دارد و باید از پایان‌نامه خود دفاع کند، گفت: «رشته من عکاسی است و باید برای دروس عملی و پایان‌نامه‌ام عکاسی کنم. اما این روزها بالا بردن گوشی تلفن همراه برای عکاسی هم می‌تواند جرم باشد و تبعات داشته باشد، چه برسد به اینکه سه‌پایه و دوربین در شهر بگذاری. همین می‌تواند با اتهامات امنیتی جدی روبه‌رو شود.»

این دانشجو همچنین موضوع تعلیق کلاس‌ها و روند آموزشی و دسترسی به منابع مختلف برای نوشتن پایان‌نامه و حتی در دسترس نبود استادان راهنما و تعطیلی دانشگاه‌ها برای پیگیری چگونگی روند جلسات دفاع را از مهم‌ترین موضوعات دانشجویان در قطعی اینترنت دانست.

تحصیل در خانه؛ کلاس درسی که دیگر نیست

بخش بزرگی از بحران آموزش در زمان جنگ اما بر دوش والدینی است که میان دو راهی «نان و جان» گرفتار شده‌اند.

در حالی که ادارات به‌صورت نوبتی فعالیت می‌کنند، بسیاری از والدین مجبورند فرزندان خود را در خانه‌ تنها بگذارند و یا به نزدیکان خانواده از جمله پدر و یا مادربزرگ بسپارند که این وضعیت بار آموزشی را به دوش خانواده‌هایی انداخته است که خود تحت فشار شدید معیشتی و روانی هستند.

یک مخاطب ایران‌اینترنشنال گفت: «من و همسرم هر دو شاغل هستیم و تا ۵ عصر کار می‌کنیم. کلاس‌های آنلاین دختر کلاس اول‌مان اما از ساعت ۱۲ ظهر شروع می‌شود. در این شرایط ما مجبور هستیم او را پیش مادربزرگش بگذاریم که کار کردن با این اپلیکیشن‌هایی را که مدام قطع می‌شود بلد نیست و طبیعتا با سیستم آموزشی و نحوه دروس آشنا نیست.»

  • نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

    نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

این مخاطب، چنین وضعیتی را آزار مضاعف خانواده‌ها و خالی شدن کلاس‌ها از بار علمی و پیشرفت بچه‌ها دانست و تاکید کرد کودکان این رده سنی که در دوره کرونا، دو جنگ و دو اعتراض بسیار بزرگ زندگی کرده‌اند، زیست و آموزش‌شان به‌شدت آسیب دیده است.

این مادر به موضوع پرداختن شهریه کامل یک سال تحصیلی اشاره کرد و گفت: «ما فرزند خود را در یک مدرسه غیردولتی ثبت‌نام کردیم و هزینه کامل یک سال را هم پرداخت کردیم، اما تقریبا بیشتر سال تحصیلی یا مدارس تعطیل بود، یا غیرحضوری و بار آموزش به دوش ما و خانواده بود. همین‌طور این هزینه شامل کلاس‌ها و فعالیت‌های جانبی بود که فرزند ما از هیچ‌کدام از آنها استفاده نکرد و خب مدرسه هم هیچ برنامه‌ای برای بازپس دادن هزینه ندارد و این هم یک مشکل بزرگ دیگر است.»

  • نمایشگاه دادخواهی «نیمکت‌های خالی» در هانوفر آلمان برای ۲۳۰ دانش‌آموز کشته شده در دی‌ماه

    نمایشگاه دادخواهی «نیمکت‌های خالی» در هانوفر آلمان برای ۲۳۰ دانش‌آموز کشته شده در دی‌ماه

تثبیت شکاف آموزشی در زیر سایه موشک

آنچه امروز در ایران رخ می‌دهد، صرفا یک اختلال موقت تحصیلی نیست؛ بلکه تثبیت سیستم «اینترنت طبقاتی» در ساختار آموزشی است. در‌حالی‌که اقلیتی با دسترسی به اینترنت‌های خاص از جمله سیم‌کارت سفید به منابع آموزشی دسترسی دارند، یا گروهی اندک با پرداخت هزینه‌های بسیار زیاد به اینترنت ماهواره‌ای استارلینک متصل هستند، اکثریت جامعه با مدارس و دانشگاه‌هایی که تنها نامی از آنها باقی مانده، رها شده‌اند.

جمهوری اسلامی مدعی مدیریت بحران است، اما تمدید پی‌درپی تعطیلی‌ها و سکوت درباره سرنوشت امتحانات نهایی و کنکور، نشان‌دهنده نبود کمترین چشم‌انداز برای آینده است. با تداوم قطعی بیش از ۴۵ روزه اینترنت، حق آموزش در ایران به یک «امتیاز سیاسی» تبدیل شده و نسلی در حال شکل‌گیری است که هزینه جنگ را نه فقط با امنیت، بلکه با ویرانی آینده تحصیلی خود می‌پردازد.

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید شکری

این ایده که حکومت ایران می‌تواند با دریافت عوارض از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند سالانه ده‌ها میلیارد دلار درآمد داشته باشد، در تحلیل‌های رسانه‌ای مورد توجه قرار گرفته است، اما بررسی‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که این تصور چندان قابل اتکا نیست.

در بحث‌های عمومی حتی به ۴۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد از محل دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری هم اشاره شده و گفته می‌شود که حکومت ایران می‌تواند به نوعی به «دروازه‌بان ۱۰۰ میلیارد دلاری» جریان انرژی جهان تبدیل شود، اما بررسی دقیق‌تر حجم تردد کشتی‌ها، الگوهای قیمت‌گذاری و قواعد حقوق بین‌الملل نشان می‌دهد که حتی با فرضیات خوش‌بینانه، درآمد بالقوه احتمالا به حدود ۱ تا ۲ میلیارد دلار در سال محدود خواهد بود.

بر اساس داده‌های «اداره اطلاعات انرژی آمریکا»، اوایل سال ۲۰۲۵ روزانه نزدیک به ۲۱ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور کرده است. این میزان حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی و نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت است. همچنین، حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG)، عمدتا از قطر، از این آبراه عبور می‌کند.

با توجه به اینکه ارزش محموله‌های نفتی به‌تنهایی سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار است، به‌راحتی می‌توان فهمید چرا روایت «دریافت عوارض» جذاب به نظر می‌رسد.

محاسبات ساده، مثلا ضرب کردن یک هزینه فرضی برای عبور در تعداد روزانه کشتی‌ها، به‌سرعت به ارقام چشمگیر ده‌ها میلیارد دلاری منتهی می‌شود. اما این محاسبات نحوه واقعی عملکرد عبور و مرور دریایی را نادیده می‌گیرند.

محدودیت‌های حقوقی و عملی

تنگه هرمز، برخلاف کانال سوئز، یک آبراه طبیعی است، نه مسیری مهندسی‌شده که نیازمند لایروبی، زیرساخت و خدمات ناوبری باشد. کانال سوئز تا حدی به این دلیل عوارض قابل‌توجهی دریافت می‌کند که یک مسیر مصنوعی است و به نگهداری مداوم نیاز دارد. این هزینه‌ها معمولا برای هر کشتی بین حدود ۲۰۰ هزار تا ۷۰۰ هزار دلار متغیر است.

بر اساس قواعد بین‌المللی دریاها، کشتی‌ها حق «عبور ترانزیتی» از آبراه‌های طبیعی را دارند و کشورها نمی‌توانند صرفا بابت عبور از چنین تنگه‌هایی هزینه بگیرند. همچنین باید با همه کشتی‌ها بدون تبعیض رفتار شود.

اگرچه حکومت ایران این کنوانسیون را به‌طور رسمی تصویب نکرده است، اما این اصول به‌طور گسترده به‌عنوان عرف بین‌الملل پذیرفته شده‌اند. از سوی دیگر، عمان که در حاکمیت این تنگه شریک است و به‌طور رسمی به این کنوانسیون پیوسته، تمایل چندانی به حمایت از سیاست‌های تهاجمی دریافت عوارض نشان نداده است.

در نتیجه، هرگونه تلاش یک‌جانبه از سوی جمهوری اسلامی برای اخذ عوارض سنگین احتمالا با چالش‌های حقوقی، و همین‌طور مخالفت قدرت‌های دریایی و واردکنندگان بزرگ انرژی مواجه خواهد شد.

محاسبات چه می‌گویند؟

حتی اگر این محدودیت‌های حقوقی را کنار بگذاریم، معیارهای واقع‌بینانه قیمت‌گذاری به برآوردهایی بسیار پایین‌تر می‌رسد و ارقامی پایین‌تر از آنچه گفته می‌شود، به دست می‌آیند.

اگر معیار قیمت‌گذاری را شبیه کانال سوئز در نظر بگیریم، می‌بینیم که درآمد بالقوه خیلی پایین‌تر است. پیش از درگیری‌ها، روزانه حدود ۱۰ نفتکش بسیار بزرگ، در کنار کشتی‌های حامل گاز طبیعی مایع و فرآورده‌های نفتی، از این مسیر عبور می‌کردند.

اگر بر اساس نرخ عوارض در کانال سوئز، برای هر نفتکش رقمی حدود ۵۳۵ هزار دلار در نظر بگیریم و سهم عمان را هم حساب کنیم، سهم ایران در بهترین حالت به حدود ۱.۵ میلیارد دلار در سال می‌رسد.

رسیدن به این برآورد بر این فرض استوار است که تردد کشتی‌ها پایدار بماند، همه طرف‌ها همکاری کنند و هزینه‌های اجرایی ناچیز باشد؛ فرض‌هایی که در صورت تلاش تهران برای اعمال یک‌جانبه تعرفه‌ها، بعید است محقق شوند. در حالی که در واقعیت، اگر چنین عوارضی وضع شود، بسیاری از کشتی‌ها مسیرهای جایگزین را انتخاب می‌کنند یا از خطوط لوله‌ای مثل خط لوله شرق به غرب عربستان استفاده می‌کنند.

واقعیت‌های ژئوپولیتیکی

از نظر سیاسی هم ماجرا ساده نیست و محدودیت‌های ژئوپولیتیکی نیز به همان اندازه مهم‌اند.

تنگه هرمز یک شریان حیاتی انرژی برای اقتصادهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی است. بعید است این کشورهایی که به‌شدت به انرژی خاورمیانه وابسته‌اند، هزینه‌های اضافی سنگینی را که به‌طور یک‌جانبه تحمیل شود، بپذیرند.

تجربه تاریخی نیز همین را نشان می‌دهد. در جریان جنگ نفتکش‌ها در دهه ۱۹۸۰، حملات به کشتی‌ها در خلیج فارس به مداخله نظامی بین‌المللی برای تامین امنیت مسیرهای دریایی انجامید. اگر امروز هم عوارض عبور در مقیاس وسیع اعمال و چنین فشاری ایجاد شود، احتمالا واکنش‌های مشابهی شکل خواهد گرفت.

منطق اقتصادی این اقدام برای خود جمهوری اسلامی هم محل تردید است و لزوما به‌صرفه نیست. حاکمیت همین حالا هم به‌دلیل تحریم‌ها در فروش نفت با مشکل روبه‌روست. تلاش برای اعمال تعرفه‌های عبور به احتمال زیاد با تشدید فشار سیاسی و کاهش حجم تردد، بخش زیادی از درآمد بالقوه را خنثی می‌کند.

مساله اصلی: روایت اغراق‌آمیز

مشکل اصلی نه در خود این سیاست، بلکه در روایتی است که پیرامون آن شکل گرفته است.

طرح کردن ارقام غیرواقعی، این تصور را ایجاد می‌کند که حکومت ایران اهرم بسیار اثربخشی بر بازار جهانی انرژی در اختیار دارد. این می‌تواند به برآوردهای اشتباه در داخل و خارج منجر شود؛ چه در قالب اعتمادبه‌نفس بیش از حد حکومت، چه در قالب واکنش‌های اغراق‌آمیز از سوی منتقدان و مخالفانش.

ارزش راهبردی تنگه هرمز نه در تبدیل شدن به یک نظام اخذ عوارض درآمدزا، بلکه در نقش آن به‌عنوان یک مسیر باثبات برای انتقال انرژی در سطح جهانی است. برآوردهایی که به‌طور گسترده نقل می‌شوند، با سوابق حقوقی، رفتار بازار و واقعیت‌های ژئوپولیتیکی همخوانی ندارند. عنوان جذاب «دروازه‌بان ۱۰۰ میلیارد دلاری» بیشتر یک تیتر فریبنده برای یک توهم اقتصادی است تا یک راهبرد عملی.

ترامپ از احتمال ادامه مذاکرات خبر داد: اجازه نمی‌دهم ایران احساس پیروزی کند

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

رییس‌جمهوری آمریکا، با اشاره به اینکه مذاکرات میان آمریکا و حکومت ایران «کند پیش‌ می‌رود» از احتمال گفت‌وگوهای بیشتر «طی دو روز آینده» در اسلام‌آباد خبر داد. او گفت که از پیشنهاد تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی رضایت ندارد و نمی‌گذارد حکومت ایران احساس کند «پیروز» شده است.

روزنامه نیویورک‌پست، سه‌شنبه ۲۵ فروردین نوشت که دونالد ترامپ ابتدا در یک مصاحبه تلفنی اولیه و کوتاه به این رسانه گفت که مذاکرات «در حال انجام است، اما می‌دانید، کمی کند پیش می‌رود»، و سپس اشاره کرده بود که دور دوم مذاکرات مستقیم برای پایان دادن به جنگ هفت‌هفته‌ای احتمالا در جایی در اروپا برگزار خواهد شد.

این روزنامه افزود که حدود نیم ساعت بعد از گفت‌وگوی اولیه، ترامپ دوباره با آنها تماس گرفت و به‌روزرسانی جدیدی ارائه داد.

ترامپ درباره احتمال ملاقات در اسلام‌آباد به کِیتلین دورنباس، خبرنگار نیویورک‌پست که در این شهر مستقر است، گفت: «واقعا باید همان‌جا بمانید، چون ممکن است طی دو روز آینده اتفاقی بیفتد و ما بیشتر مایل هستیم به آنجا برویم.» او افزود: «احتمالش بیشتر است، می‌دانید چرا؟ چون فیلد مارشال دارد کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد.»

منظور او از فیلد مارشال، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان است که در هفته‌های گذشته نقشی فعال در ترتیب دادن مذاکرات میان جمهوری اسلامی و دیگر کشورها از جمله آمریکا ایفا کرده است.

ترامپ منیر را مردی «فوق‌العاده» خواند و گفت به همین دلیل ممکن است آمریکا برای ادامه مذاکرات به کشوری برود که به گفته او «هیچ ارتباطی با این موضوع» ندارد.

رییس‌جمهوری آمریکا در این گفت‌وگو به افرادی که ممکن است در دور دوم مذاکرات نماینده آمریکا باشند اشاره نکرد، اما تایید کرد که خودش به این جلسات احتمالی نخواهد پیوست.

او در این گفت‌وگو بار دیگر بر غیرممکن بودن دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته تاکید کرد و گفت: «همیشه گفته‌ام که آنها نمی‌توانند سلاح هسته‌ای داشته باشند، بنابراین از این ۲۰ سال خوشم نمی‌آید.»

منظور ترامپ پیشنهاد تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی در خاک ایران است. او پیشتر بارها از تعلیق ۱۰ ساله غنی‌سازی در توافق پیشین آمریکا و قدرت‌های جهانی با حکومت ایران، موسوم به برجام، انتقاد کرده و آن را بدترین بخش توافقی خوانده بود که در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما محقق شد.

ترامپ در پاسخ به این پرسش که برخی معتقدند توقف موقت غنی‌سازی ممکن است حکومت ایران را به توافق ترغیب کند، گفت: «نمی‌خواهم آنها [حکومت ایران] احساس کنند که پیروز شده‌اند.»

نیویورک‌پست همچنین به نقل از محمد سعید، سپهبد بازنشسته پاکستانی، که در هماهنگی این مذاکرات نقش داشته، نوشت که تهران در موضوع حساس غنی‌سازی اورانیوم که یکی از نقاط اختلاف اصلی و دیرینه در مسیر دیپلماسی میان این کشور و غرب است، «انعطاف» نشان داده است اما این انعطاف مشروط است.

سعید گفت که «ایران باید بتواند چیزی را به مردمش ارائه دهد که شبیه به تسلیم شدن نباشد»، و توضیح داد که جمهوری اسلامی نیاز دارد هرگونه مصالحه را به‌گونه‌ای ارائه کند که «در چارچوب اعتماد مردم» صورت گرفته است.

نیویورک‌پست در ادامه نوشته است که محمد مرندی، یکی از اعضای هیات مذاکره‌کننده تهران در جلسات اسلام‌آباد در گفت‌وگو با این رسانه در خصوص موضع معتدل‌تر جمهوری اسلامی «لحن بسیار سرسختانه‌تری» اتخاذ کرد و به‌صراحت گفت: «محاصره موضع ایران را تغییر نخواهد داد و پایان دادن به غنی‌سازی هم قابل قبول نخواهد بود.»

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

در پی اختلاف نظر آمریکا و بریتانیا درباره جنگ در ایران، دونالد ترامپ در یک جدال لفظی تازه در شبکه‌های اجتماعی، از نخست‌وزیر بریتانیا خواست حفاری نفت و گاز داخلی را گسترش دهد. همزمان، رویکرد کی‌یر استارمر نسبت به انسداد تنگه هرمز با انتقاد سیاستمداران بریتانیایی روبه‌رو شده است.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، شامگاه سه‌شنبه ۲۵ فروردین در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال نوشت: «اروپا به‌شدت به انرژی نیاز دارد، با این حال بریتانیا از بهره‌برداری از نفت دریای شمال که یکی از بزرگ‌ترین منابع در جهان است، خودداری می‌کند. فاجعه‌بار!!!»

او افزود: «نروژ نفت خود در دریای شمال را به دو برابر قیمت به بریتانیا می‌فروشد. آنها دارند ثروت هنگفتی به جیب می‌زنند. بریتانیا، که از نظر دسترسی به منابع انرژی در دریای شمال موقعیت بهتری نسبت به نروژ دارد، باید حفاری کند. حفاری کنید، عزیزم، حفاری کنید!!!»

این اظهارات تازه‌ترین حمله لفظی رییس‌جمهوری آمریکا به کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا به‌شمار می‌رود، در حالی که این دو همچنان بر سر رویکرد ترامپ به جنگ در خاورمیانه با یکدیگر اختلاف دارند.

استارمر در روزهای گذشته بارها اظهار کرده که به محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا نخواهد پیوست و از سوی دیگر بر ایجاد سازوکار دیگری با مشارکت کشورهای اروپایی برای پایان دادن به انسداد تنگه هرمز تاکید کرده است.

  • گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

    گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

رسانه دیلی‌میل این موضع بریتانیا را نشانه‌ای از افزایش تنش‌ها میان این کشور با دیگر اعضای ناتو، به‌ویژه ایالات متحده، ارزیابی کرده و نوشته است که همه این‌ها در حالی رخ می‌دهد که به نظر می‌رسد درگیری‌ها در خاورمیانه ادامه خواهد یافت و همزمان ارتش اسرائیل برای آمادگی جهت درگیری‌های بیشتر با جمهوری اسلامی «سطح بالاتری از آماده‌باش» را اعلام کرده است.

جورج رابرتسون، دبیرکل پیشین ناتو و عضو مجلس اعیان بریتانیا که چهره‌ای کلیدی در حزب کارگر این کشور به شمار می‌آید، سه‌شنبه از سیاست‌های دفاعی و نظامی دولتی که هم‌حزب اوست انتقاد کرد.

او با اشاره به موضع استارمر در مخالفت با تامین بودجه دفاعی، هشدار داد که مواضع دفاعی دولت امنیت ملی بریتانیا را در معرض خطر قرار داده است.

برنارد جنکین، نماینده محافظه‌کار پارلمان بریتانیا، نیز پیش‌تر سیاست کنونی بریتانیا را «زمان صلح» نامید و از استارمر بابت در پیش گرفتن چنین سیاستی انتقاد کرد. او در نشست کمیته ارتباطات مجلس عوام این کشور گفت: «ما همگی متفق‌القول هستیم که دولت در وضعیت جنگی نیست و باید خیلی سریع به آن برسد. چرا اکنون در وضعیت جنگی قرار ندارد؟ به نظر می‌رسد شما در صلح هستید در حالی که ما در واقع در جنگ به سر می‌بریم.»

  • حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

    حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

هفته گذشته، تونی بلر، رهبر حزب کارگر و نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، نیز از رویکرد کشورش به جنگ در ایران انتقاد کرد و گفت که این جنگ «آسیب‌پذیری ساختاری» بریتانیا در برابر شوک‌های جهانی سوخت‌های فسیلی را آشکار کرده است.

بریتانیا و فرانسه قرار است جمعه ۲۸ فروردین، یک نشست ویدیویی درباره وضعیت تنگه هرمز برگزار کنند. به گفته رویترز این نشست در سطح رهبران کشورها برگزار می‌شود و پیش از برگزاری نشست اصلی، دیپلمات‌های ارشد جلساتی برای هماهنگی ترتیب خواهند داد.

سخنگوی دولت بریتانیا گفت: «این اجلاس، کار را به سمت یک طرح هماهنگ، مستقل و چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی بین‌المللی پس از پایان درگیری پیش خواهد برد.»

استارمر دوشنبه به نمایندگان مجلس گفته بود که ابتکار عمل بریتانیا و فرانسه شامل «برنامه‌ریزی نظامی برای تضمین کشتیرانی» و همچنین تلاش‌های دیپلماتیک خواهد بود.

همزمان روزنامه بریتانیایی گاردین در گزارشی نوشت که جمهوری اسلامی می‌کوشد با نزدیک شدن به اروپا و فعال‌سازی کانال‌های دیپلماتیک با اروپا، از شکاف فزاینده میان آمریکا و متحدانش بهره ببرد و فشار بیشتری بر واشینگتن برای عقب‌نشینی در جنگ وارد کند.

بر اساس این گزارش، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با هدف افزایش فشار بر آمریکا برای امتیازدهی در مناقشه جاری، پایتخت‌های اروپایی را در جریان جزییات پیشنهادهایی قرار داده که تهران در مذاکرات اسلام‌آباد درباره ذخایر اورانیوم و چشم‌انداز مدیریت تنگه هرمز مطرح کرد.

امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، نیز در روزهای گذشته نشان داده است به رویکرد «زمان صلح» لندن بیش از رویکرد واشینگتن نزدیک است. او سه‌شنبه از گفت‌وگوی خود با دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که در گفت‌وگو با رهبران دو کشور خواستار ازسرگیری مذاکرات با هدف «رفع سوتفاهم‌ها و جلوگیری از ورود به مرحله‌های جدیدی از تنش» شده است.

هشدار صندوق بین‌المللی پول: تشدید جنگ در خلیج فارس باعث رکود اقتصاد جهانی می‌شود

۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه گاردین در گزارشی با بررسی هشدار صندوق بین‌المللی پول درباره پیامدهای احتمالی تشدید جنگ در خلیج فارس، تصویری نگران‌کننده از چشم‌انداز رشد اقتصاد جهانی در سال‌های پیش‌رو ارائه کرد.

این رسانه در گزارشی که سه‌شنبه ۲۵ فروردین منتشر شد، به نقل از صندوق بین‌المللی پول نوشت که افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، به‌ویژه اختلال در عرضه انرژی و بالا رفتن قیمت نفت می‌تواند باعث افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و بی‌ثباتی در بازارهای مالی جهانی شود.

برپایه این گزارش، جهش قیمت انرژی به‌سرعت به دیگر بخش‌های اقتصادی سرایت و موجب تشدید تورم در کشورهای مختلف خواهد شد.

صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین به‌روزرسانی خود، پیش‌بینی قبلی‌اش درباره رشد اقتصاد جهانی را کاهش و هشدار داده است که در صورت وخیم‌تر شدن شرایط، این نرخ می‌تواند به حدود ۲ درصد یا حتی کمتر سقوط کند و جهان را به سمت رکود سوق دهد.

100%

این نهاد با تاکید بر اینکه اقتصاد جهان هنوز از شوک‌های پیشین از جمله همه‌گیری کرونا و جنگ اوکراین کاملا بهبود نیافته است، آن را در برابر محرک‌های جدید، بسیار آسیب‌پذیر ارزیابی می کند.

این هشدار در شرایطی است که اقتصاد ایالات متحده نیز با پیش‌بینی کاهش رشد مواجه است. اگرچه اقتصاد آمریکا همچنان به‌طور نسبی مقاوم ارزیابی می‌شود، اما افزایش قیمت انرژی و تداوم نرخ‌ بالای بهره، می‌تواند مصرف‌کنندگان و سرمایه‌گذاران را تحت فشار قرار دهد.

صندوق بین‌المللی پول می‌گوید سیاست‌های پولی سخت‌گیرانه‌ای که برای کنترل تورم اعمال شده‌اند، اگر با یک شوک جدید در بازار انرژی همراه شوند، می‌توانند رشد اقتصادی را بیش از پیش کند کنند.

  • ترامپ از محاصره تنگه هرمز خبر داد: نمی‌گذاریم ایران از فروش نفت کسب درآمد کند

    ترامپ از محاصره تنگه هرمز خبر داد: نمی‌گذاریم ایران از فروش نفت کسب درآمد کند

یکی از بخش‌های اصلی این گزارش، بررسی وضعیت بریتانیاست که در میان کشورهای گروه هفت، بدترین کاهش پیش‌بینی رشد را تجربه کرده است.

اقتصاد بریتانیا پیش از این نیز با چالش‌هایی مانند رشد پایین بهره‌وری، فشارهای پسابرگزیت و تورم بالا مواجه بوده است. ارزیابی‌ها می‌گویند، شوک جدید انرژی این مشکلات را تشدید و خانوارهای بریتانیایی را با بیشترین افزایش هزینه‌های جاری مواجه می‌کند.

در سطحی گسترده‌تر، گزارش توضیح می‌دهد که افزایش قیمت نفت نه‌تنها باعث افزایش تورم، بلکه باعث کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان و افزایش هزینه‌های تولید برای کسب‌وکارها خواهد شد.
تداوم این وضعیت نیز می‌تواند به کاهش تقاضا، افت سودآوری شرکت‌ها و در نهایت کاهش اشتغال منجر شود.

  • فارن‌پالیسی: بازارها نقطه‌ضعف ترامپ را آشکار کردند

    فارن‌پالیسی: بازارها نقطه‌ضعف ترامپ را آشکار کردند

اثر بحران در خاورمیانه بر کشورهای در حال توسعه

به نوشته گاردین، از دیگر نگرانی‌های مطرح‌شده در گزارش صندوق بین‌المللی پول، تاثیر این بحران روی کشورهای در حال توسعه است.

بنا بر هشدار این نهاد جهانی، با توجه به اینکه بسیاری از این کشورها از جمله واردکنندگان انرژی محسوب می شوند، ممکن است با افزایش بدهی و کاهش رشد اقتصادی مواجه شوند و بحران‌های مالی گسترده‌تری در پیش داشته باشند.

گزارش همچنین تاکید می کند که سیاست‌گذاران در سراسر جهان بر سر یک دوراهی دشوار قرار دارند؛ از یک سو باید با افزایش تورم مقابله کنند و از سوی دیگر نباید باعث تضعیف بیش از حد رشد اقتصادی شوند.

در صورت وقوع یک شوک شدید انرژی، بانک‌های مرکزی ممکن است ناچار به انتخاب میان افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی شوند.

صندوق بین المللی پول در نهایت تاکید می‌کند که مسیر آینده اقتصاد جهانی تا حد زیادی به تحولات ژئوپلیتیک بستگی دارد؛ اگر تنش‌ها مهار شوند، اقتصاد جهانی می‌تواند به‌تدریج به مسیر بهبود بازگردد، اما در صورت تشدید درگیری، خطر ورود به یک دوره رکود جهانی جدی خواهد بود.