هرانا: بیخبری از وضعیت و محل نگهداری نسرین ستوده موجب نگرانی خانوادهاش شده است
وبسایت حقوق بشری هرانانوشت که بیخبری از وضعیت و محل نگهداری نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، موجب نگرانی خانواده او شده است.
هرانا اشاره کرد که ستوده ۱۲ روز پیش در تهران بازداشت شد و با وجود تلاشهای خانوادهاش برای کسب اطلاع از وضعیت و محل نگهداریاش، این پیگیریها همچنان بینتیجه مانده است.
بر اساس این گزارش، ستوده در این مدت، تنها یک بار در تماس تلفنی کوتاهی با خانوادهاش، بدون اشاره به محل نگهداری خود، گفته بود که بازداشت وی بهدست ماموران وزارت اطلاعات انجام شده است.
«یک منبع نزدیک» به خانواده این فعال حقوق بشر به هرانا گفت: «خانواده و نزدیکان خانم ستوده جهت پیگیری وضعیت او به مراجع قضایی و امنیتی مراجعه کردهاند، اما به آنها اعلام شده که نام وی در هیچیک از مراجع قضایی ثبت نشده است.»
او گفت: «مسئولان مربوطه نیز پاسخ روشنی در مورد وضعیت او ارائه نکردهاند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، یکشنبه شب به خبرنگاران گفت: «اتفاقات بسیار خوبی در مورد تنگه هرمز در حال رخ دادن است» و در مورد مذاکره با جمهوری اسلامی تاکید کرد: «آمدن یا نیامدن آنها برای من مهم نیست.»
او با اشاره به احتمال پایداری آتشبس و تخریب گسترده توان نظامی جمهوری اسلامی گفت: «ارتش آنها نابود شده و نیروی دریاییشان زیر آب است. آنها دروغ گفتند و به قول خود برای بازگشایی تنگه هرمز عمل نکردند.»
ترامپ با اشاره به محاصره بنادر ایران از ساعت ۱۸.۳۰ دوشنبه به وقت تهران اضافه کرد: «کشورهای دیگر هم همکاری میکنند تا ایران نتواند نفت بفروشد. آنها بسیار مستأصل هستند و من بار دیگر تأکید میکنم: ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت.»
او اشاره کرد که آمریکا اکنون بیش از مجموع روسیه و عربستان سعودی نفت در اختیار دارد و گفت که دیگر نیازی به عبور از تنگه هرمز نیست.
ترامپ افزود: «کشتیهای زیادی به سمت ما میآیند تا با نفت آمریکا پر شوند. ما به نفت آنها نیازی نداریم و مسیرهای خودمان را داریم.»
او در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ به دلیل حملاتش به پاپ لئو چهاردهم در تروث سوشال گفت: «من طرفدار پاپ لئو نیستم. او بیش از حد لیبرال است و به نظر میرسد با جرم و جنایت یا دستیابی کشوری به سلاح هستهای مشکلی ندارد. ما چنین رویکردی را دوست نداریم.»
ترامپ همچنین با ابراز ناامیدی شدید از عملکرد کشورهای عضو ناتو گفت که واشینگتن تریلیونها دلار هزینه کرده است اما این کشورها در زمان نیاز، کنار آمریکا نبودهاند.
او هشدار داد که ادامه کمکهای مالی به این ائتلاف تحت بررسی جدی قرار خواهد گرفت.
محاصره دریایی تنگه هرمز توسط ایالات متحده میتواند روزانه حدود ۲۷۶ میلیون دلار از محل کاهش صادرات به اقتصاد ایران آسیب بزند و همزمان ۱۵۹ میلیون دلار در روز واردات را مختل کند؛ در مجموع، این به معنای ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی روزانه یا حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.
بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از طریق خلیج فارس انجام میشود. نفت و گاز حدود ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت و ۲۳.۷ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. تنها جزیره خارک سالانه حدود ۵۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکند - یا همانطور که پیشتر به مجله تایم گفته بودم، حدود «۷۸ میلیارد دلار درآمد انرژی در سال».
نفت خام ایران حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز نفت صادر میکرد و با قیمتهای زمان جنگ (حدود ۸۷ دلار برای هر بشکه) روزانه حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد داشت. هرچند به دلیل تحریمهای بانکی، بخش اندکی از این درآمد به کشور بازمیگشت. محاصره، این درآمد را عملاً یکشبه به صفر میرساند. جزیره خارک که ۹۲ درصد صادرات نفت را مدیریت میکند، در عمق خلیج فارس قرار دارد و جایگزین عملی ندارد. یعنی روزانه ۱۳۹ میلیون دلار از دست میرود.
پتروشیمی ایران در ۹ ماه سال ۲۰۲۴/۲۰۲۵ حدود ۱۹.۷ میلیارد دلار صادرات پتروشیمی داشته؛ یعنی حدود ۵۴ میلیون دلار در روز. تقریباً تمام این صادرات از بنادر عسلویه، امام خمینی و شهید رجایی انجام میشود که همگی در محدوده محاصره قرار دارند. هیچ مسیر زمینی قادر به جابهجایی این حجم نیست. یعنی ۵۴ میلیون دلار دیگر در روز از دست میرود.
صادرات غیرنفتی تجارت غیرنفتی ایران در سال ۲۰۲۵ به ۵۱.۷ میلیارد دلار رسید. پس از کسر پتروشیمی، حدود ۸۸ میلیون دلار در روز کالا (مانند مواد معدنی و فلزات) از طریق بنادر خلیج فارس صادر میشود. حدود ۹۰ درصد این میزان متوقف خواهد شد؛ یعنی حدود ۷۹ میلیون دلار دیگر در روز از بین میرود.
بنادر بیش از ۹۰ درصد تجارت دریایی ایران از تنگه هرمز عبور میکند. بندر شهید رجایی (بندرعباس) بهتنهایی ۵۳ درصد عملیات بارگیری را انجام میدهد. بندر امام خمینی ۵۸ درصد واردات کالاهای اساسی را مدیریت میکند. بنادر بوشهر نیز سال گذشته ۵۷ میلیون تن کالا جابهجا کردند. همگی در عمق خلیج فارس قرار دارند.
گزینههای جایگزین؟ گزینههای ایران خارج از تنگه هرمز بسیار محدود است. بندر جاسک که بهعنوان مسیر جایگزین مطرح شده، تنها با بخشی از ظرفیت طراحیشده خود (یک میلیون بشکه در روز) کار میکند؛ از ۲۰ مخزن برنامهریزیشده، فقط ۱۰ مورد ساخته شده و ظرفیت واقعی آن حدود ۷۰ هزار بشکه در روز است.
بندر چابهار تنها ۸.۵ میلیون تن در سال ظرفیت دارد. پنج بندر دریای خزر رویهم ۱۱ میلیون تن جابهجا میکنند، در حالی که حجم تجارت از طریق خلیج فارس بیش از ۲۲۰ میلیون تن است.
واردات ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۸ میلیارد دلار واردات داشته؛ یعنی روزانه ۱۵۹ میلیون دلار. محاصره، ورود مواد اولیه صنعتی، ماشینآلات و کالاهای مصرفی را مختل میکند. تورم مواد غذایی تا فوریه ۲۰۲۶ به ۱۰۵ درصد رسیده و قیمت برنج هفت برابر شده است. این وضعیت تحت محاصره بهطور چشمگیری بدتر خواهد شد. البته احتمالاً امکان تخلیه محمولههای بشردوستانه فراهم میشود.
عامل حیاتی: ذخیرهسازی نفت ایران حدود ۵۰ تا ۵۵ میلیون بشکه ظرفیت ذخیرهسازی نفت در خشکی دارد که حدود ۶۰ درصد آن پر است. ظرفیت خالی حدود ۲۰ میلیون بشکه است. با تولید مازاد ۱.۵ میلیون بشکه در روز که معمولاً صادر میشود، این ظرفیت در حدود ۱۳ روز پر خواهد شد. پس از آن، ایران ناچار به بستن چاههای نفتی خواهد شد.
این موضوع بسیار مهم است، چون وقتی چاههای نفتی قدیمی بسته میشوند، آب از پایین به داخل مخزن نفوذ میکند (پدیدهای به نام «water coning»). در این حالت، بخشی از نفت برای همیشه در میان منافذ سنگی محبوس میشود و دیگر قابل استخراج نیست. میدانهای نفتی ایران همین حالا سالانه ۵ تا ۸ درصد افت تولید دارند. تعطیلی اجباری چاهها میتواند بهطور دائمی ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید را از بین ببرد—معادل ۹ تا ۱۵ میلیارد دلار درآمد سالانه که برای همیشه از دست خواهد رفت.
شتابدهنده سقوط ارز ارزش ریال از ۴۲ هزار به ۱.۵ میلیون در برابر هر دلار سقوط کرده است. بانکها برداشت روزانه را به حدود ۱۸ تا ۳۰ دلار محدود کردهاند. نرخ تورم کلی به ۴۷.۵ درصد رسیده است. حذف کامل درآمدهای ارزی در اثر محاصره، ریال را به سمت ابرتورم غیرقابل کنترل سوق خواهد داد. دولت حتی بزرگترین اسکناس تاریخ خود (۱۰ میلیون ریالی) را منتشر کرده که ارزشی حدود ۷ دلار دارد.
جمعبندی محاصره دریایی روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار به اقتصاد ایران آسیب میزند. ظرفیت ذخیرهسازی نفت در ۱۳ روز پر شده و به تعطیلی چاهها و آسیب دائمی مخازن منجر میشود. ارزش ریال به سمت فروپاشی کامل پیش میرود و گزینههای جایگزین ایران خارج از تنگه هرمز کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت فعلی را پوشش میدهند. در چنین شرایطی، ادامه مقاومت اقتصادی برای [حکومت] ایران عملاً غیرممکن خواهد شد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در تروت سوشال، در مورد پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، نوشت که او «در برابر جرم و جنایت ضعیف است و در سیاست خارجی افتضاح عمل میکند.»
پاپ ۱۱ فروردین از ترامپ خواسته بود برای پایان دادن به جنگ ایران به دنبال یک «راه خروج» باشد، و ابراز امیدواری کرده بود که ترامپ به دنبال راهی برای کاهش میزان خشونت باشد.
ترامپ نوشت: «من پاپی نمیخواهم که فکر کند داشتن سلاح هستهای برای ایران بلامانع است. من پاپی نمیخواهم که فکر کند حمله آمریکا به ونزوئلا وحشتناک است؛ کشوری که مقادیر عظیمی مواد مخدر به ایالات متحده میفرستاد و بدتر از آن، زندانهایش را از جمله قاتلان، موادفروشان و آدمکشها خالی میکرد و آنها را به کشور ما میفرستاد.»
او افزود: «من پاپی نمیخواهم که از رییسجمهوری ایالات متحده انتقاد کند، چون من دقیقاً همان کاری را انجام میدهم که برایش با یک پیروزی قاطع انتخاب شدم.»
ترامپ با تاکید بر اینکه «لئو باید سپاسگزار باشد» اضافه کرد: «همانطور که همه میدانند، او یک غافلگیری شوکهکننده بود. او در هیچ فهرستی برای انتخاب شدن به عنوان پاپ نبود و کلیسا فقط به این دلیل او را آنجا گذاشت که او یک آمریکایی بود و آنها فکر میکردند این بهترین راه برای تعامل با پرزیدنت دونالد جی. ترامپ است. اگر من در کاخ سفید نبودم، لئو در واتیکان نبود.»
او افزود: «ضعف لئو در برابر جرم و جنایت و ضعفش در مورد سلاحهای هستهای به مذاق من خوش نمیآید.»
ترامپ از پاپ خواست خودش را «جمع و جور کند، از عقل سلیم استفاده کند، دست از باج دادن به چپهای رادیکال بردارد و روی پاپِ خوب بودن تمرکز کند، نه یک سیاستمدار بودن.»
نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در بیانیهای در آستانه پنجاه و یکمین سالگرد جنگ داخلی ۱۹۷۵در این کشور تأکید کرد که ملت لبنان باید «از گذشته خود درس بگیرد.»
به گزارش شبکه خبری انبیسی، او گفت: «در جنگ داخلی، با یکدیگر جنگیدیم و همه بهای آن را پرداختند. امروز، آنچه لازم است این است که همه ما در کنار هم بایستیم، نه در مقابل یکدیگر، تا وحدت داخلی خود را تقویت کنیم و از نزاع، یا تهدید آن، یا اغراق در مورد شبح جنگ داخلی، گویی از پیامدهای آن بیخبریم، جلوگیری کنیم.»
لبنان از نظر مذهبی متنوع است و جوامع بزرگ مسیحی، سنی و شیعه مسلمان و همچنین اقلیت دروزیها در آن زندگی میکنند.
سلام با اشاره به حملات اسرائیل به لبنان در جریان جنگ ایران گفت که «جنوب دیگر تنها نخواهد ماند تا با ترس، ویرانی و اضطراب در مورد آینده خود روبرو شود.»
او با تاکید بر لزوم حفاظت از جنوب لبنان، آن را مانند حفاظت از تمام لبنان دانست و گفت که این اقدام تنها از طریق یک دولت واحد، قوی و عادل قابل دستیابی است.
سلام گفت که این کشور همچنان به تلاش برای ایجاد آتشبس برای پایان دادن به جنگ با اسرائیل ادامه میدهد.
قرار است لبنان و اسرائیل سهشنبه مذاکرات صلح را با میانجیگری ایالات متحده آغاز کنند.
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس در واشینگتنپست، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است. به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.
سه سناریوی محتمل به گفته مقامهای دولت آمریکا که این تحلیلگر به آنها اشاره میکند، واشینگتن سه سناریوی اصلی را در برابر خود میبیند:
نخست، احتمال سقوط حکومت ایران؛ سناریویی که به باور برخی مقامها، پس از پایان بمبارانها محتملتر از دوران جنگ فعال است.
دوم، ظهور رهبری جدید یا تغییر در رفتار ساختاری نظام، بهگونهای که چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند و آنچه تیم ترامپ «پل طلایی» به سوی آیندهای جدید مینامد، بپذیرند.
و سوم، تلاش جریانهای تندرو، بهویژه در سپاه پاسداران، برای شکستن محاصره یا تشدید حملات، با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا.
نویسنده هشدار میدهد که سناریوی سوم میتواند آمریکا را به همان درگیری نظامی گستردهای بکشاند که ترامپ در پی اجتناب از آن است.
محاصره بهعنوان ابزار فشار، نه جنگ این تحلیلگر تاکید میکند که محاصره تنگه هرمز باید در چارچوب یک استراتژی اقتصادی درک شود. به گفته او، هدف ترامپ قرار دادن ایرانِ تضعیفشده در یک «فشار خفهکننده» اقتصادی است تا رهبران آن ناچار به پذیرش یک توافق جامع شوند.
نویسنده این رویکرد را با استعارهای توصیف میکند: فشاری مانند یک قفل خفهکننده در مبارزات UFC، که طرف مقابل را به تسلیم وادار میکند.
به نوشته او، کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که تشدید نظامی، بهویژه حمله زمینی، میتواند آمریکا را وارد یک باتلاق پرهزینه کند، در حالی که جنگهای خاورمیانه بهراحتی آغاز میشوند اما بهسختی پایان مییابند.
«توافق تیفانی»؛ پیشنهاد بزرگ در برابر امتیاز بزرگ این تحلیلگر مینویسد که ترامپ در کنار فشار اقتصادی، در حال پیشنهاد یک «توافق بزرگ» است - آنچه او از آن بهعنوان «توافق تیفانی» یاد میکند: بستهای گسترده از مشوقهای اقتصادی، از جمله رفع تحریمها، در ازای کنار گذاشتن کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از نیروهای نیابتی.
او این رویکرد را بر اساس یک اصل قدیمی توصیف میکند: «اگر نمیتوانی مساله را حل کنی، آن را بزرگتر کن.»
ارزیابی از وضعیت ایران به گفته این تحلیلگر، مقامهای آمریکایی معتقدند [حکومت] ایران پس از هفتهها بمباران در وضعیت فرسودهای قرار دارد و اقتصاد آن عملاً با رکود شدید مواجه شده است. با این حال، تهران همچنان ابزارهای مهمی در اختیار دارد؛ از جمله بقایای برنامه هستهای و توانایی اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز.
نقش مذاکرات و چهرههای جدید این تحلیل همچنین به مذاکرات اسلامآباد اشاره میکند که با هدایت جیدی ونس، معاون اول ترامپ و حضور [محمدباقر] قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به نوشته ایگناتیوس، قالیباف در این مذاکرات بهعنوان مذاکرهکنندهای حرفهای ظاهر شد و حتی بهعنوان یکی از «گزینههای بالقوه برای رهبری آینده ایران» مورد توجه قرار گرفت.
در عین حال، او هشدار میدهد که چنین برداشتهایی ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد و یادآور ارزیابیهای اشتباه گذشته آمریکا در عراق و افغانستان است.
ریسک استراتژی ترامپ ستوننویس واشینگتنپست در نهایت تاکید میکند که استراتژی کنونی ترامپ - ترکیب فشار اقتصادی شدید و ارائه یک توافق بزرگ - با ریسکهای جدی همراه است. اگر [حکومت] ایران بهجای عقبنشینی، به تشدید تقابل روی آورد، آمریکا ممکن است ناخواسته وارد چرخهای از درگیری فزاینده شود.
با این حال، او مینویسد که تصاویر مذاکرات اسلامآباد - گفتوگوی طولانی میان مقامهای ارشد دو طرف - نشان میدهد که با وجود همه تنشها، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
به باور نویسنده این تحلیل دولت ترامپ در تلاش است با ترکیب فشار اقتصادی و پیشنهاد یک توافق گسترده، [حکومت] ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دهد؛ انتخابی میان تغییر مسیر یا ورود به مرحلهای جدید از تقابل.