نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در بیانیهای در آستانه پنجاه و یکمین سالگرد جنگ داخلی ۱۹۷۵در این کشور تأکید کرد که ملت لبنان باید «از گذشته خود درس بگیرد.»
به گزارش شبکه خبری انبیسی، او گفت: «در جنگ داخلی، با یکدیگر جنگیدیم و همه بهای آن را پرداختند. امروز، آنچه لازم است این است که همه ما در کنار هم بایستیم، نه در مقابل یکدیگر، تا وحدت داخلی خود را تقویت کنیم و از نزاع، یا تهدید آن، یا اغراق در مورد شبح جنگ داخلی، گویی از پیامدهای آن بیخبریم، جلوگیری کنیم.»
لبنان از نظر مذهبی متنوع است و جوامع بزرگ مسیحی، سنی و شیعه مسلمان و همچنین اقلیت دروزیها در آن زندگی میکنند.
سلام با اشاره به حملات اسرائیل به لبنان در جریان جنگ ایران گفت که «جنوب دیگر تنها نخواهد ماند تا با ترس، ویرانی و اضطراب در مورد آینده خود روبرو شود.»
او با تاکید بر لزوم حفاظت از جنوب لبنان، آن را مانند حفاظت از تمام لبنان دانست و گفت که این اقدام تنها از طریق یک دولت واحد، قوی و عادل قابل دستیابی است.
سلام گفت که این کشور همچنان به تلاش برای ایجاد آتشبس برای پایان دادن به جنگ با اسرائیل ادامه میدهد.
قرار است لبنان و اسرائیل سهشنبه مذاکرات صلح را با میانجیگری ایالات متحده آغاز کنند.
ستوننویس روزنامه واشینگتنپست میگوید دولت ترامپ پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، سه مسیر احتمالی را دنبال میکند: فروپاشی حکومت ایران، تغییر رفتار از درون یا ورود به چرخهای تازه از تقابل نظامی.
به نوشته دیوید ایگناتیوس در واشینگتنپست، تحولات پس از شکست مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در اسلامآباد نه لزوماً به معنای بازگشت فوری به جنگ، بلکه نشانه ورود به مرحلهای از «فشار اقتصادی حداکثری» با اهداف سیاسی و راهبردی است.
ستوننویس واشینگتنپست با استناد به گفتوگو با منابع نزدیک به مذاکرات مینویسد که تصمیم دونالد ترامپ برای محاصره تنگه هرمز بیش از آنکه اقدامی نظامی باشد، یک تاکتیک فشار است. به گفته او، ترامپ تمایلی به گسترش جنگ ندارد و بهخوبی از هزینهها و ریسکهای بالای درگیریهای طولانیمدت آگاه است.
سه سناریوی محتمل به گفته مقامهای دولت آمریکا که این تحلیلگر به آنها اشاره میکند، واشینگتن سه سناریوی اصلی را در برابر خود میبیند:
نخست، احتمال سقوط حکومت ایران؛ سناریویی که به باور برخی مقامها، پس از پایان بمبارانها محتملتر از دوران جنگ فعال است.
دوم، ظهور رهبری جدید یا تغییر در رفتار ساختاری نظام، بهگونهای که چهرههایی مانند محمدباقر قالیباف مسیر متفاوتی را در پیش بگیرند و آنچه تیم ترامپ «پل طلایی» به سوی آیندهای جدید مینامد، بپذیرند.
و سوم، تلاش جریانهای تندرو، بهویژه در سپاه پاسداران، برای شکستن محاصره یا تشدید حملات، با هدف گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا.
نویسنده هشدار میدهد که سناریوی سوم میتواند آمریکا را به همان درگیری نظامی گستردهای بکشاند که ترامپ در پی اجتناب از آن است.
محاصره بهعنوان ابزار فشار، نه جنگ این تحلیلگر تاکید میکند که محاصره تنگه هرمز باید در چارچوب یک استراتژی اقتصادی درک شود. به گفته او، هدف ترامپ قرار دادن ایرانِ تضعیفشده در یک «فشار خفهکننده» اقتصادی است تا رهبران آن ناچار به پذیرش یک توافق جامع شوند.
نویسنده این رویکرد را با استعارهای توصیف میکند: فشاری مانند یک قفل خفهکننده در مبارزات UFC، که طرف مقابل را به تسلیم وادار میکند.
به نوشته او، کاخ سفید به این جمعبندی رسیده که تشدید نظامی، بهویژه حمله زمینی، میتواند آمریکا را وارد یک باتلاق پرهزینه کند، در حالی که جنگهای خاورمیانه بهراحتی آغاز میشوند اما بهسختی پایان مییابند.
«توافق تیفانی»؛ پیشنهاد بزرگ در برابر امتیاز بزرگ این تحلیلگر مینویسد که ترامپ در کنار فشار اقتصادی، در حال پیشنهاد یک «توافق بزرگ» است - آنچه او از آن بهعنوان «توافق تیفانی» یاد میکند: بستهای گسترده از مشوقهای اقتصادی، از جمله رفع تحریمها، در ازای کنار گذاشتن کامل برنامههای هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از نیروهای نیابتی.
او این رویکرد را بر اساس یک اصل قدیمی توصیف میکند: «اگر نمیتوانی مساله را حل کنی، آن را بزرگتر کن.»
ارزیابی از وضعیت ایران به گفته این تحلیلگر، مقامهای آمریکایی معتقدند [حکومت] ایران پس از هفتهها بمباران در وضعیت فرسودهای قرار دارد و اقتصاد آن عملاً با رکود شدید مواجه شده است. با این حال، تهران همچنان ابزارهای مهمی در اختیار دارد؛ از جمله بقایای برنامه هستهای و توانایی اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز.
نقش مذاکرات و چهرههای جدید این تحلیل همچنین به مذاکرات اسلامآباد اشاره میکند که با هدایت جیدی ونس، معاون اول ترامپ و حضور [محمدباقر] قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی برگزار شد. به نوشته ایگناتیوس، قالیباف در این مذاکرات بهعنوان مذاکرهکنندهای حرفهای ظاهر شد و حتی بهعنوان یکی از «گزینههای بالقوه برای رهبری آینده ایران» مورد توجه قرار گرفت.
در عین حال، او هشدار میدهد که چنین برداشتهایی ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشد و یادآور ارزیابیهای اشتباه گذشته آمریکا در عراق و افغانستان است.
ریسک استراتژی ترامپ ستوننویس واشینگتنپست در نهایت تاکید میکند که استراتژی کنونی ترامپ - ترکیب فشار اقتصادی شدید و ارائه یک توافق بزرگ - با ریسکهای جدی همراه است. اگر [حکومت] ایران بهجای عقبنشینی، به تشدید تقابل روی آورد، آمریکا ممکن است ناخواسته وارد چرخهای از درگیری فزاینده شود.
با این حال، او مینویسد که تصاویر مذاکرات اسلامآباد - گفتوگوی طولانی میان مقامهای ارشد دو طرف - نشان میدهد که با وجود همه تنشها، مسیر دیپلماسی همچنان بهطور کامل بسته نشده است.
به باور نویسنده این تحلیل دولت ترامپ در تلاش است با ترکیب فشار اقتصادی و پیشنهاد یک توافق گسترده، [حکومت] ایران را در برابر یک انتخاب راهبردی قرار دهد؛ انتخابی میان تغییر مسیر یا ورود به مرحلهای جدید از تقابل.
سازمان حقوق بشری ههنگاو خبر داد که از سرنوشت و محل نگهداری هومن فروهری، موبدیار زرتشتی، و همسرش مینو مهربانی، پژوهشگر و فعال فرهنگی زرتشتی، که در هفتههای گذشته بازداشت شدند، خبری در دست نیست.
فروهری ۲۴ اسفند بهدست نیروهای اداره اطلاعات سپاه پاسداران در کرمان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
پس از آن، مهربانی، همسر او نیز در هفته نخست فروردینماه، بهدست همین نیروها بازداشت شد.
ههنگاو اشاره کرد که این زوج زرتشتی، مدیریت کانال تلگرامی «پویندگان راه اشا» را بر عهده داشتند که در زمینه آموزش و انتشار مطالب مربوط به آیین زرتشت فعالیت میکرد.
این سازمان حقوق بشری نوشت با گذشت یک ماه از زمان بازداشت آقای فروهری و دو هفته بازداشت همسرش، پیگیریهای خانواده آنها جهت اطلاع از محل نگهداری، وضعیت سلامت و اتهامات انتسابیشان بینتیجه مانده است.
بر اساس این گزارش، پاسخگو نبودن نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی موجب تشدید نگرانیها درباره وضعیت حقوقی و جسمانی این دو شهروند شده است.
پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، شکست مذاکرات صلح میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی را «ناامیدکننده» توصیف کرد و خواستار از سرگیری گفتوگوها شد.
او گفت: «اکنون اولویت باید ادامه آتشبس و بازگشت به مذاکرات باشد.»
وانگ اشاره کرد که استرالیا همچنان خواهان حلوفصل سریع این درگیری است و تاکید کرد: «هرگونه تشدید درگیری، هزینه انسانی بیشتری تحمیل میکند و تأثیرات بیشتری بر اقتصاد جهانی خواهد داشت.»
وال استریت ژورنال در گزارشی در مورد کاهش ذخایر دفاع هوایی در خاورمیانه پس از شش هفته جنگ نوشت: «در شرایطی که آتشبس شکنندهای میان ایالات متحده و ایران برقرار است، نزدیکترین متحدان منطقهای آمریکا که برخی از بهترین مشتریان سیستمهای تسلیحاتی ایالات متحده محسوب میشوند، در حال جستجو در سراسر جهان برای یافتن پدافندهای موشکی جایگزین هستند.»
این روزنامه افزود که کشورهای متحد آمریکا در منطقه برای تقویت سریع توان دفاعی خود به روشهای خلاقانهای روی آوردهاند.
بر اساس این گزارش، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی به خرید سیستمهای پدافند موشکی کره جنوبی و ژاپن، پهپادهای اوکراینی و تیربارهای سنتی گاتلینگ آمریکایی تمایل پیدا کردهاند.
آنها همچنین به دنبال بهرهگیری از تجهیزات جدید شرکتهای نوپا (استارتاپها) هستند؛ از جمله شرکت بریتانیایی «کمبریج ایرواسپیس» که موشکهای کوچک و ارزانقیمتی را برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تأمین خواهد کرد که برای انهدام پهپادها و سایر مهمات طراحی شدهاند.
وال استریت ژورنال اشاره کرد این شتاب برای خرید سلاح نشان میدهد که چگونه ایالات متحده و کشورهای عربی خلیج فارس از گستردگی حملات تلافیجویانه ایران غافلگیر شدهاند و چگونه پهپادهای ارزانقیمتی مانند «شاهد» امکان حملات انبوه را فراهم میکنند.
یک ژنرال سابق ناتو میگوید حضور ناوهای آمریکا و متحدانش در تنگه هرمز بیش از آنکه نشانه ورود به جنگ باشد، بخشی از «جنگ مواضع» و نمایش قدرت برای تحمیل موقعیت در مذاکرات است.
ژان-پل پالومروس، از فرماندهان پیشین نیروی هوایی فرانسه و ناتو، در گفتوگو با شبکه فرانس۲۴، این تحولات را نه آغاز یک جنگ جدید، بلکه بخشی از یک بازی استراتژیک توصیف کرد.
پالومروس توضیح داد که استقرار شناورهای نظامی آمریکا میتواند با هدف تثبیت حضور این کشور در تنگه هرمز انجام شده باشد؛ اقدامی که پیش از هر تصمیم عملی درباره محاصره کامل صورت میگیرد.
او گفت: «این کشتیها احتمالاً برای این در منطقه هستند که نشان دهند آمریکا آماده است بخشی از کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و جایگاه خود را تثبیت کند.»
به باور پالومروس، این نوع آرایش نظامی حامل پیامی روشن برای [حکومت] ایران است: «حضور ما در این آبراه مشروع است و در صورت هرگونه درگیری، مسئولیت آن بر عهده طرف مقابل خواهد بود.»