مهران انصاری: شاهزاده رضا پهلوی میکوشد انقلاب با کمترین خونریزی به ثمر برسد
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی درباره اعلام آتشبس دو هفتهای گفت اقدامات آمریکا و اسرائیل در ۴۰ روز گذشته، در راستای «خواست مردم ایران» بود و «ضرباتی که به جمهوری اسلامی وارد شده، جبرانناپذیر است».
او همچنین حذف علی خامنهای را «دستاوردی تاریخی» برای ایرانیان توصیف کرد.
مهران انصاری، تحلیلگر مسائل ایران، در مصاحبه با ایراناینترنشنال تاکید کرد شاهزاده رضا پهلوی در تلاش است تا انقلاب مردم ایران با کمترین خونریزی به نتیجه برسد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد سه بند از پیشنهاد ۱۰ مادهای جمهوری اسلامی از جمله «اجرای آتشبس در لبنان»، «عدم ورود پهپاد به حریم هوایی ایران» و پذیرش «حق غنیسازی» پیش از آغاز مذاکرات نقض شده است.
مصطفی دانشگر، تحلیلگر سیاسی، درباره چشمانداز گفتوگوهای آتی تهران و واشینگتن توضیح میدهد.
تحلیل منتشر شده در واشینگتنپست میگوید دونالد ترامپ باید از مهلت دو هفتهای خود برای وادار کردن جمهوری اسلامی به پذیرش شروط آمریکا استفاده کند و در صورت شکست مذاکرات، آماده ازسرگیری عملیات نظامی و تحمیل یک نتیجه قاطع باشد.
این یادداشت که توسط مارک ای. تیسن، نویسنده ارشد سخنرانیهای جورج دبلیو بوش، نوشته شده، استدلال میکند که [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکند دست بالا را در اختیار دارد، بهویژه با استفاده از کنترل تنگه هرمز برای فشار بر آمریکا، و تلاش میکند مذاکرات را طولانی کند تا هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ برای واشینگتن افزایش یابد.
«آتشبس فقط یک وقفه است» در این تحلیل، به اظهارات دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، اشاره شده که گفته است: «آتشبس یک وقفه است» و نیروهای آمریکایی همچنان آماده ازسرگیری عملیات هستند. نویسنده تاکید میکند ترامپ باید این آمادگی را بهطور روشن به تهران منتقل کند.
به باور نویسنده، اگر [حکومت] ایران ظرف دو هفته به توافقی «قابل قبول» نرسد، ترامپ باید عملیات نظامی گسترده را از سر بگیرد و جنگ را «بهطور نهایی و قاطع» پایان دهد.
سناریوی پیشنهادی برای مرحله نهایی جنگ واشینگتنپست در این یادداشت مجموعهای از گزینههای پیشنهادی برای مرحله پایانی جنگ را تشریح میکند:
نابودی کامل باقیمانده توان تهاجمی [حکومت] ایران، از جمله موشکهای بالستیک، پهپادها و صنایع دفاعی
تصرف جزیره خارک بهعنوان گلوگاه اصلی صادرات نفت ایران و اعمال فشار اقتصادی برای وادار کردن تهران به واگذاری اورانیوم غنیشده
ایجاد یک «محیط حفاظتی» پیرامون ذخایر اورانیوم و تبدیل آن به مناطق ممنوعه برای نیروهای ایرانی
انجام حملات هدفمند علیه رهبران [حکومت] ایران در صورت عدم پذیرش توافق
اعلام پایان عملیات گسترده همراه با سیاستی بازدارنده برای جلوگیری از بازسازی توان نظامی و شبکههای نیابتی [حکومت] ایران
تاکید بر حمایت از مخالفان و تغییر درازمدت در ادامه، این تحلیل پیشنهاد میدهد آمریکا باید یک برنامه پنهانی برای حمایت از مخالفان ایرانی طراحی کند، مشابه حمایت دولت ریگان از جنبشهای دموکراسیخواه در دوران جنگ سرد، با هدف تضعیف و در نهایت سرنگونی حکومت.
به نوشته نویسنده، حتی اگر ساختار رهبری [حکومت] ایران در جریان جنگ ضربه خورده باشد، در صورت عدم تغییر ماهیت نظام، تهدید همچنان پابرجا خواهد بود و دستاوردهای نظامی آمریکا موقتی باقی میماند.
هشدار درباره برداشت [حکومت] ایران از توازن قدرت واشینگتنپست تاکید میکند که رهبران [حکومت] ایران در حال حاضر تصور میکنند ترامپ بیش از آنها به توافق نیاز دارد؛ برداشتی که میتواند روند مذاکرات را به نفع تهران تغییر دهد. به همین دلیل، به باور نویسنده، ترامپ باید نشان دهد که قادر است بدون توافق نیز جنگ را به پایان برساند و نتیجه را به نفع آمریکا رقم بزند.
در جمعبندی، نویسنده این تحلیل تاکید میکند که موفقیت دیپلماسی تنها زمانی ممکن است که با تهدید معتبر به اقدام نظامی همراه باشد؛ و برای [حکومت] ایران باید روشن شود که «زمان در حال پایان است» و مهلت دو هفتهای، یک ضربالاجل واقعی است.
در حالی که آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا جنگ ششهفتهای را متوقف کرده، ارزیابیها در اسرائیل نشان میدهد نهتنها اهداف کلیدی جنگ محقق نشده، بلکه این کشور ممکن است با محدودیتهای بیشتر و تهدیدهای امنیتی پیچیدهتری در آینده مواجه شود.
به گزارش واینت، اسرائیل پس از پرهزینهترین جنگ تاریخ خود - با هزینهای بین ۵۰ تا ۶۰ میلیارد شکل (۱۶.۲ تا ۱۹.۴ میلیارد دلار) در حدود ۴۰ روز - اکنون وارد مرحلهای از ابهام و نگرانی شده است. تنها چند ساعت پس از اعلام آتشبس، بنیامین نتانیاهو، وزرای دولت و فرماندهان ارشد ارتش سکوت اختیار کردند و شهروندان خبر توقف جنگ را از منابع خارجی دریافت کردند.
اهداف اعلامشده بدون تحقق باقی ماند بر اساس این گزارش، اهداف اصلی اسرائیل از جنگ، از جمله کنترل اورانیوم غنیشده ایران، سرنگونی نظام حاکم، نابودی توان موشکی بالستیک و قطع حمایت از گروههای نیابتی، هیچکدام بهطور کامل محقق نشدهاند.
این وضعیت، در کنار سکوت مقامات، فضای سردرگمی را در داخل اسرائیل تشدید کرده است؛ بهویژه برای شهروندانی که هفتهها زیر حملات موشکی حکومت ایران به پناهگاهها پناه میبردند و اکنون با پرسشهای بیپاسخ روبهرو هستند.
خلا رهبری و تصمیمگیریهای پراکنده واینت مینویسد در نبود موضعگیری رسمی، برخی نهادهای محلی بهطور مستقل اقدام به تصمیمگیری کردهاند، از جمله بازگشایی مدارس، در حالی که فرماندهی جبهه داخلی هنوز دستورالعمل جدیدی صادر نکرده و محدودیتهای جنگی را لغو نکرده است. همچنین گزارشهای متناقضی درباره ادامه یا توقف عملیات اسرائیل علیه حزبالله در لبنان منتشر شده است.
جنگی با هزینههای بیسابقه برآوردها نشان میدهد هزینه روزانه جنگ بهطور میانگین حدود یک میلیارد شکل بوده و در روزهای نخست حتی به ۲ تا ۳ میلیارد شکل در روز رسیده است. این هزینهها شامل عملیات گسترده نیروی هوایی، مصرف بالای مهمات و استفاده گسترده از سامانههای پدافند هوایی بوده است.
مقامهای دفاعی هشدار دادهاند که حتی در صورت عدم تشدید دوباره درگیریها، تا پایان سال به حدود ۳۴ میلیارد شکل (۱۱ میلیارد دلار) دیگر برای تامین هزینه عملیات و برنامههای نظامی نیاز خواهد بود.
تکرار الگوی جنگهای پیشین به نوشته واینت، این جنگ ممکن است از نظر نتیجه، مشابه درگیریهای پیشین با غزه باشد: آغاز با شعارهای قاطع و پایان با نوعی بنبست شکننده. با این تفاوت که اینبار حکومت ایران توانسته در مدت کوتاهی کل خاک اسرائیل - از ایلات در جنوب تا حیفا در شمال - را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد.
ورود به محیط امنیتی پرریسکتر این گزارش هشدار میدهد که اسرائیل ممکن است اکنون با محیط امنیتی بدتری نسبت به پیش از جنگ مواجه باشد. توافقهای احتمالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی میتواند آزادی عمل اسرائیل برای اقدام نظامی در آینده را محدود کند، در حالی که حکومت ایران توانایی خود برای وارد کردن خسارات گسترده را بهنمایش گذاشته است.
حتی بدون محدودیت رسمی از سوی آمریکا، بازگشت به سیاست «کارزار میان جنگها» میتواند به چرخهای از درگیریهای مکرر و پرهزینه منجر شود؛ مشابه آنچه پیش از ۷ اکتبر در مواجهه با حماس رخ میداد.
فشار بر اقتصاد و نیروی انسانی واینت تاکید میکند که ادامه این وضعیت میتواند فشار سنگینی بر اقتصاد اسرائیل وارد کند، بودجه دفاعی را افزایش دهد و وابستگی به نیروهای ذخیره را تشدید کند؛ آن هم در شرایطی که کمبود نیروی انسانی وجود دارد و معافیتهای خدمت نظامی برای برخی گروهها همچنان پابرجاست.
در حال حاضر، بودجه دفاعی اسرائیل ۱۴۳ میلیارد شکل (۴۶.۳ میلیارد دلار) است که حتی پس از افزایش اخیر نیز به گفته مقامات، پاسخگوی نیازهای فعلی نیست.
پایان جنگ یا وقفهای موقت؟ مقامهای دفاعی اسرائیل میگویند هنوز برای اعلام پایان جنگ زود است. در عین حال، نشانهای از کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه دیده نمیشود.
به گزارش واینت، هنوز مشخص نیست آتشبس فعلی به پایان واقعی درگیری منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت است، اما در هر دو حالت، اسرائیل با چالشهای امنیتی و اقتصادی جدیتری نسبت به قبل از جنگ روبهرو خواهد بود.
نشریه فارنپالیسی در تحلیلی نوشت که دونالد ترامپ، با وجود نمایش قدرت بیقید و شرط در سیاست خارجی، در برابر یک عامل کلیدی آسیبپذیر است: واکنش بازارهای مالی؛ عاملی که به گفته نویسنده، نقش مهمی در عقبنشینی او از تشدید جنگ با حکومت ایران داشته است.
در این یادداشت، مایکل هیرش، ستوننویس فارنپالیسی و نویسنده، استدلال میکند که عقبنشینی ناگهانی ترامپ از تهدید به نابودی «تمدن» ایران - پس از بسته شدن تنگه هرمز و جهش قیمت نفت - نشان میدهد بازارها به مهمترین محدودیت عملی بر تصمیمات او تبدیل شدهاند. به نوشته او، این روند در قالب الگویی شناختهشده در بازارها، موسوم به «ترامپ همیشه عقبنشینی میکند» (TACO)، بارها تکرار شده است.
بر اساس این تحلیل، ترامپ که خود را فاقد هرگونه محدودیت بیرونی، از جمله قوانین بینالمللی یا فشار متحدان، میداند، در عمل در برابر افت بازارها واکنش نشان میدهد و سیاستهایش را تعدیل میکند. این الگو پیشتر در موضوع تعرفههای تجاری و همچنین تهدید به تصرف گرینلند نیز دیده شده بود.
فارنپالیسی مینویسد در جنگ ۴۰ روزه با جمهوری اسلامی نیز همین الگو تکرار شد. ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که جنگی سریع و کنترلشده خواهد بود، اما با بسته شدن تنگه هرمز- سناریویی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا سالها درباره آن هشدار داده بودند - با افزایش شدید قیمت انرژی، بحران در بازارهای مرتبط و افتهای پیاپی در بازارهای مالی روبهرو شد. در مقابل، هر نشانهای از کاهش تنش، بهسرعت به بهبود بازارها انجامید.
در این میان، اگرچه ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از اهداف اعلامشده، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی ایران یا فروپاشی ساختار حاکمیت، محقق نشدهاند. حکومت ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و حتی بر اساس این تحلیل، اکنون از این موقعیت بهعنوان اهرم فشار جدیدی استفاده میکند.
به نوشته فارنپالیسی، مهمترین پیامد این جنگ برای [حکومت] ایران، تثبیت این اهرم است. توانایی عملی تهران برای اختلال در تنگه هرمز - که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - از یک تهدید نظری به واقعیتی اثباتشده تبدیل شده و به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز ابزار فشار مؤثرتری به شمار میرود.
این گزارش همچنین به تغییر لحن دولت آمریکا اشاره میکند. در حالی که ترامپ پیشتر از «نابودی کامل ایران» سخن میگفت، اکنون از امکان «بازسازی» و حتی همکاری اقتصادی با تهران صحبت میکند. به گفته نویسنده، این تغییر موضع بیش از هر چیز بازتاب فشار بازارها و نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ است.
فارنپالیسی در نهایت نتیجه میگیرد که هویت ترامپ بهعنوان یک تاجر - که موفقیت خود را با شاخصهایی مانند داوجونز و S&P 500 میسنجد - باعث شده واکنش بازارها به یکی از تعیینکنندهترین عوامل در تصمیمگیریهای او تبدیل شود. به همین دلیل، به باور این تحلیلگر، «دشمن اصلی ترامپ نه ایران، چین یا روسیه، بلکه بازارهای مالی جهانی است»؛ نیرویی که خارج از کنترل او عمل میکند و بارها مسیر سیاستهایش را تغییر داده است.
روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی هشدار داد که آتشبس تازه میان آمریکا و حکومت ایران، با وجود ایجاد امید برای کاهش تنشها، از همان ساعات نخست نشانههایی از بیثباتی نشان داده و حتی در صورت پایان جنگ نیز پیامدهای آن میتواند «جهان را در موقعیتی بدتر از گذشته» قرار دهد.
در این تحلیل آمده است که کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام آتشبس، تحولات میدانی آن را با تردید جدی مواجه کرده است. حملات گسترده اسرائیل به مناطق پرجمعیت لبنان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، یکی از نشانههای این وضعیت توصیف شده است. همزمان، کشورهای خلیج فارس نیز از حملات جدید جمهوری اسلامی خبر دادهاند و وضعیت تنگه هرمز، که بازگشایی آن یکی از اهداف اصلی آتشبس عنوان شده، همچنان نامشخص است.
به نوشته نیویورکتایمز، این شرایط نشان میدهد که حتی اگر درگیریها متوقف شود، اثرات جنگ بر ساختار قدرت منطقهای و اقتصاد جهانی باقی خواهد ماند. این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از تحلیلگران معتقدند [حکومت] ایران در پایان این جنگ خود را در موقعیتی قویتر میبیند.
در بخش دیگری از این تحلیل، به شکاف عمیق میان خواستههای تهران و مطالبات واشینگتن اشاره شده است. جمهوری اسلامی در پیشنهاد خود خواستار کنترل تنگه هرمز، حفظ حق غنیسازی اورانیوم، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و دریافت غرامت شده - درخواستی که به گفته تحلیلگران، ماهیتی «حداکثری» دارد و پذیرش آن برای آمریکا دشوار است. در مقابل، کاخ سفید نیز اعلام کرده طرحی که رییسجمهوری آمریکا از آن بهعنوان «قابل مذاکره» یاد کرده، با پیشنهاد رسمی حکومت ایران متفاوت است.
این تحلیل همچنین ارزیابیهای متفاوت از نتایج جنگ را برجسته میکند. در حالی که دونالد ترامپ از تحقق اهداف نظامی سخن گفته، تحلیل نیویورکتایمز نشان میدهد بسیاری از این اهداف، از جمله نابودی کامل توان هستهای و موشکی [حکومت] ایران یا فروپاشی ساختار قدرت در تهران، محقق نشده است. ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان در اختیار ایران است، بخشی از توان موشکی آن باقی مانده و شبکه نیروهای نیابتی آن بهرغم تضعیف، همچنان فعال است.
به نوشته این روزنامه، مهمترین دستاورد حکومت ایران شاید تثبیت تواناییاش در اعمال فشار بر بازار جهانی انرژی باشد. کنترل تنگه هرمز - گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند - به جمهوری اسلامی اهرمی داده که به گفته برخی تحلیلگران، حتی از برنامه هستهای نیز مؤثرتر است، زیرا اکنون در عمل به نمایش گذاشته شده است.
نیویورکتایمز همچنین به تداوم عدم اطمینان در بازار انرژی اشاره میکند و مینویسد حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه هرمز، بازگشت به وضعیت عادی زمانبر خواهد بود و قیمت انرژی احتمالاً در سطحی بالاتر از پیش از جنگ باقی میماند. علاوه بر این، ریسکهای ژئوپلیتیک جدید بهطور پایدار در قیمتها لحاظ خواهد شد.
در جمعبندی، این تحلیل تاکید میکند که هرچند این جنگ از نظر زمانی طولانی نبوده، اما میتواند پیامدهایی عمیق و ماندگار داشته باشد. به باور نویسنده، جهان در نتیجه این درگیری نهتنها بیثباتتر شده، بلکه با سطح بالاتری از عدم اطمینان سیاسی و اقتصادی روبهرو است؛ وضعیتی که حتی با پایان رسمی جنگ نیز بهسادگی برطرف نخواهد شد.