پولیتیکو از تغییر در فهرست اهداف آمریکا در ایران برای فرار از اتهام جنایت جنگی خبر داد
پولیتیکو نوشت که پنتاگون در حال گسترش فهرست تاسیسات انرژی در ایران است، بهنحوی که شامل تاسیساتی شود که انرژی را به غیرنظامیان و نیروهای نظامی میرسانند. آنها احتمال دادهاند که این اقدام راهی برای فرار از اتهام جنایت جنگی در صورت حمله آمریکا به زیرساختهای اساسی در ایران باشد.
این رسانه آمریکایی بامداد سهشنبه ۱۸ فروردین، کمتر از ۲۴ ساعت به پایان ضربالاجل دونالد ترامپ برای حمله به پلها و نیروگاههای برق در ایران، به نقل از دو مقام دفاعی نوشت که «ماهیت دوگانه» اهداف مندرج در این فهرست میتواند آنها را به اهدافی مشروع تبدیل کند.
یک منبع سوم نیز بهشرط ناشناس ماندن به این رسانه گفت که در میان مقامهای پنتاگون درباره «مرزگذاری میان اهداف نظامی و غیرنظامی» اختلاف نظر وجود دارد و «معتبر بودن این توجیه» سبب بحث میان آنها شده است. این منبع برای روشن شدن موضوع به تاسیسات آبشیرینکُن اشاره کرده که ممکن است هدف تلقی شوند، چون نیروهای نظامی نیز به آب آشامیدنی نیاز دارند.
پولیتیکو نوشته است که پنتاگون پاسخ به پرسشهای این رسانه را به کاخ سفید ارجاع داد و کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید نیز «ایجاد آمادگی لازم جهت فراهم کردن بیشترین گزینهها برای فرمانده کل قوا» را وظیفه پنتاگون خواند.
او همچنین به این رسانه گفت: «این به معنای آن نیست که رییسجمهور تصمیمی گرفته است. حکومت ایران تا سهشنبه ساعت ۸ شب [به وقت شرق آمریکا] فرصت دارد با ایالات متحده به توافق برسد. اگر این کار را انجام ندهد، رییسجمهور همانطور که وعده داده، آنها را به عصر حجر بازمیگرداند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، ۱۳ فروردین در سخنرانی خود در کاخ سفید از عبارت «عصر حجر» برای توصیف وضعیت ایران در صورت باز نشدن تنگه هرمز به دست جمهوری اسلامی و حمله به زیرساختهای کشور استفاده کرد.
پولیتیکو نوشت که کارزار بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل تاکنون تا حد زیادی از هدف قرار دادن سازههایی که در تامین برق و سوخت در ایران نقش دارند پرهیز کرده است، اما با افزایش نارضایتی در کاخ سفید از امتناع حکومت ایران از تسلیم شدن در برابر خواستههای آمریکا، کاخ سفید در حال تجدید نظر در فهرست اهداف حملات است.
ترامپ دوشنبه ۱۷ فروردین در حاشیه مراسم عید پاک در کاخ سفید گفت که درباره هدف قرار دادن نیروگاههای برق در ایران «نگرانی» ندارد و سپس جمهوری اسلامی را به ارتکاب جنایت جنگی در کشورهای دیگر متهم کرد.
او گفت: «میدانید جنایت جنگی چیست؟ داشتن سلاح هستهای؛ اینکه اجازه دهید کشوری بیمار با رهبری دچار اختلال روانی سلاح هستهای داشته باشد، این یک جنایت جنگی است.»
کنوانسیون ژنو، شامل چهار معاهده مجزا که قواعد بشردوستانه در زمان جنگ را تعیین میکنند، در خصوص حمله به اهدافی که هم به نظامیان و هم غیرنظامیان سود میرساند، انعطاف نشان داده است. یکی از اصول کلیدی این کنوانسیون این است که اگر حمله به یک هدف غیرنظامی به عملیات نظامی «کمک موثر» کند، میتواند مشروع تلقی شود اما همچنان باید اصل تناسب و کاهش آسیب به غیرنظامیان رعایت شود.
شان تیمونز، دادستان نظامی پیشین ارتش آمریکا، در این باره به پولیتیکو گفت: «پیش از تائید اهداف، آنها باید تحت بررسی حقوقی عملیاتی قرار گیرند. برخی زیرساختهای غیرنظامی، اگر بهطور دوگانه از سوی نیروهای نظامی استفاده شوند، طبق قوانین جنگ هدف مشروع تلقی میشوند. نگرانی مردم درباره افراطی شدن این روند، نگرانی بهجایی است، اما سازوکارهای نظارتی وجود دارد.»
این رسانه تاکید کرده است پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، پس از بر عهده گرفتن مسئولیت این وزارتخانه در سال گذشته، آن بخشهایی از پنتاگون را که «به عیین اهداف نظامی و جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان کمک میکردند» بهشدت تضعیف کرد و تعداد کارکنان این دفترها را از ۲۰۰ نفر به کمتر از ۴۰ نفر کاهش داد.
کارکنان اخراجی در کمک به فرماندهان نظامی آمریکا در انتخاب اهدافی کمک میکردند که جان غیرنظامیان را حفظ کند و همچنین پس از وقوع حملات، آنها را بررسی میکردند تا در آینده از آسیب به غیرنظامیان جلوگیری شود.
با این حال، تیمونز اشاره کرد که ترامپ بارها از مردم ایران خواسته است که به سرنگونی رهبران حکومت کمک کنند اما حمله به تاسیسات کلیدی پشتیبانی غیرنظامی میتواند خلاف این هدف عمل کند.
او گفت: «اگر هدف واقعا تضعیف توان نظامی آنهاست، بمباران کورکورانه فقط رنج مردم عادی را طولانیتر میکند.»
گزارشهای اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از تعمیق بیسابقه شکاف در رأس هرم قدرت در جمهوری اسلامی است و از جمله به تداوم منازعات و رویارویی آشکار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد سپاه انجامیده است.
به گفته دو منبع نزدیک به دفتر ریاستجمهوری، روز شنبه ۱۵ فروردین گفتوگوی تندی میان مسعود پزشکیان و حسین طائب از چهرههای نزدیک به مجتبی خامنه ای، صورت گرفته که حاضران آن را «بسیار دشوار و بحرانی» توصیف کردهاند.
مسعود پزشکیان در این دیدار با «خودسرانه» خواندن اقدامات احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران و علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء گفته است سیاستهای آنها در راستای تشدید حملات به کشورهای منطقه و خصوصا زیرساختهای کشورهای منطقه، تمامی فرصتها برای دستیابی به آتشبس را از بین برده و جمهوری اسلامی را مستقیما به سمت یک فاجعه عظیم هدایت میکند.
مسعود پزشکیان تاکید کرده است که بر اساس ارزیابیهای دقیق، اقتصاد ایران تحت فشار جنگ فرسایشی، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و فروپاشی کامل اقتصادی حتمی است.
همزمان یک منبع آگاه منطقهای دوشنبه ۱۷ بهمن در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.
به گفته او، انتصاب مجتبی خامنهای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیشنیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.
ایراناینترنشنال، پیش از این نیز در چند گزارش اختصاصی بهنقل از منابع آگاه از اختلافات فزاینده مسعود پزشکیان با فرماندهان ارشد سپاه از جمله احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران خبر داده بود.
ایراناینترنشنال ۱۱ فروردین براساس گزارشهای اختصاصی خبر داد در پی تشدید تنشها میان دولت و فرماندهان نظامی، مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، در یک «بنبست کامل سیاسی» قرار گرفته است و اختیار انتصاب مقامهای کشتهشده دولت را نیز ندارد.
بر اساس اطلاعات جدیدی که از منابع داخل ایران در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته است، سپاه پاسداران با مقاومت در برابر انتصابات و تصمیمهای پزشکیان و ایجاد حصار امنیتی دور هسته مرکزی قدرت، درعمل مدیریت اجرایی کشور را از کنترل دولت خارج کرده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، تلاشهای رییسجمهوری برای معرفی وزیر اطلاعات در روز پنجشنبه ششم فروردین به بنبست کامل رسید و در پی فشار مستقیم احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه پاسداران، همه گزینههای پیشنهادی، از جمله حسین دهقان، برای تصدی وزارت اطلاعات کنار گذاشته شدند.
گفته میشود وحیدی بهصراحت اعلام کرده است که بهدلیل شرایط بحرانی جنگ، تمامی پستهای کلیدی و حساس مدیریتی باید تا اطلاع ثانوی بهطور مستقیم از سوی سپاه پاسداران انتخاب و اداره شوند.
ایراناینترنشنال در هشتم فروردین نیز از بروز اختلافات جدی میان مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی و احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، درباره نحوه مدیریت جنگ و پیامدهای مخرب آن بر معیشت مردم و اقتصاد کشور خبر داده بود.
براساس این گزارش، پزشکیان با انتقاد از رویکرد سپاه پاسداران در مورد افزایش تنش و تداوم حملات به کشورهای همسایه، نسبت به تبعات اقتصادی این وضعیت هشدار داده بود.
به گفته منابع آگاه، او تاکید کرده بود که بدون برقراری آتشبس، اقتصاد ایران ظرف سه هفته تا یک ماه با فروپاشی کامل روبهرو خواهد شد.
در این میان، پزشکیان همچنان خواستار بازگرداندن اختیارات اجرایی و مدیریتی به دولت شده بود. این درخواست نیز مخالفت صریح وحیدی را به دنبال داشته است. فرمانده سپاه پاسداران در مقابل انتقادهای پزشکیان، اجرا نشدن اصلاحات ساختاری بهدست دولت پیش از آغاز درگیریها را عامل وضعیت فعلی دانسته بود.
منابع آگاه همچنین پنجم فروردین به ایراناینترنشنال گفتند که مسعود پزشکیان تحت فشار مستقیم فرماندهان سپاه و از جمله احمد وحیدی، محمد باقر ذوالقدر را بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی منصوب کرده است.
این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، تاکید کردند که در پی تشدید درگیریهای درونی در رهبری جدید در جمهوری اسلامی، و در راستای تصاحب کامل قدرت از سوی سپاه پاسداران، انتصاب ذوالقدر به پزشکیان و دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی تحمیل شده است.
بهگفته این منابع پس از کشته شدن علی لاریجانی، در حالی که هیچ نشانهای از حضور مجتبی خامنهای در تصمیمگیریها وجود ندارد و با وجود مخالفت برخی از مقامهای ارشد باقیمانده جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران محمد باقر ذوالقدر را بهعنوان دبیر جدید شورایعالی امنیت ملی انتخاب و با وجود نارضایتی مسعود پزشکیان او را مجبور به صدور این حکم کرده است.
همزمان با این اختلافات سیاسی بین سپاه و دولت، گزارشهای میدانی رسیده به ایراناینترنشنال از وضعیت نیروهای سپاه پاسداران و بسیج نشاندهنده یک بحران انسانی و لجستیکی در این نیرو است.
منابع آگاه به ایراناینترنشنال اطلاع دادهاند که در ۷۲ ساعت گذشته، نیروهای عملیاتی با کمبود شدید نیازهای اولیه از جمله جیره غذایی سالم، امکانات بهداشتی و محل استراحت مواجه بودهاند.
تخریب زیرساختها و پایگاهها در پی حملات اخیر، باعث شده تا بسیاری از سربازان و نیروهای بسیج در خیابانها بخوابند و در برخی مناطق تنها به یک وعده غذا در روز دسترسی داشته باشند.
این وضعیت منجر به خستگی شدید، تضعیف روحیه و بحرانهای جسمی جدی در میان نیروهای مسلح شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، بهدلیل توزیع غذاهای تاریخمصرفگذشته، گروهی از نیروهای بسیج و سپاه، ناچار شدهاند با هزینه شخصی از فروشگاهها و رستورانها غذا تهیه کنند.
در همین حال، بهدلیل از کار افتادن زیرساختهای الکترونیک «بانک سپه»، حقوق و مزایای نیروهای نظامی نیز پرداخت نشده و این موضوع موجی از نارضایتی و بیاعتمادی را در بدنه سپاه ایجاد کرده است.
پیش از این نیز ایراناینترنشنال از وضعیت بحرانی یگانهای نظامی جمهوری اسلامی، شکاف عمیق میان ارتش و سپاه پاسداران، کمبود شدید تدارکات اولیه و شکست طرحهای بسیج نیرو برای مقابله با بحران کنونی خبر داده بود.
در این گزارش بهنقل از منابع مطلع گزارش داده شده بود که وضعیت در خطوط مقدم و یگانهای صحرایی ارتش به «مرز فاجعه» رسیده است.
بر اساس این گزارش موارد و مشکلاتی که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به سختی با آنها دست و پنجه نرم میکنند، عبارتند از:
کمبود مهمات: روز سهشنبه ۱۹ اسفند گزارش شد در برخی واحدها، به ازای هر دو سرباز تنها ۲۰ فشنگ اختصاص یافته است که عملا توان دفاعی نیروها را سلب میکند.
نبود آب و غذا: در بسیاری از یگانهای صحرایی ارتش، حتی آب آشامیدنی برای نیروها وجود ندارد.
موج فرار: شرایط طاقتفرسا و بیتوجهی فرماندهان باعث شده است سربازان «به صورت گروهی» از پادگانها فرار کنند و به شهرهای اطراف پناه ببرند.
اختلال در یگانهای موشکی سپاه پاسداران؛ اولویت تسلیحات بر معیشت
منابع مطلع همچنین به ایراناینترنشنال گفتند که حتی در یگانهای موشکی سپاه پاسداران که همواره از اولویت برخوردار بودهاند، گزارشهایی از خرابی گسترده تجهیزات ارتباطی و کمبود مواد غذایی مخابره شده است.
با وجود این، پیگیریها نشان میدهند که زنجیره فرماندهی به جای ارسال جیره غذایی یا تجهیزات انفرادی، تنها قطعات فنی مربوط به «عملیاتی نگه داشتن سامانههای موشکی» را به این واحدها ارسال میکند.
روزنامه نیویورکپست در گزارشی درباره فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری ۱۹۷۹ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
این روزنامه در گزارشی که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، نوشت که «گروهی از فعالان مدنی و سازماندهندگان کارزارهای جمعآوری امضا» از دولت آمریکا خواستهاند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکاندهنده مادرش امتناع میکند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.
به نوشته نیویورکپست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش میکند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بیاعتنایی» بیپاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.
معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سالها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگانگیری بهعنوان سخنگوی این گروه فعالیت میکرد.
او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگانهای آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».
اکنون نیویورکپست در این گزارش به فعالیتهای ابتکار اشاره کرده و به نقل از یکی از سازماندهندگان یک کارزار آنلاین جمعآوری امضا علیه هاشمی نوشته است: «در حالی که مادر او هرگز از اشغال سفارت آمریکا -کاری که به زندگی بسیاری از ایرانیان صدمه زد- اظهار پشیمانی نکرد، پسر خودش از زندگی در آمریکا بهرهمند شده است. حالا درخواست ما این است که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، هرچه سریعتر از آمریکا اخراج شوند.»
گروهی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا، دهم بهمن، همزمان با بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده مبنی بر اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها از خاک آمریکا، در مقابل دفتر کار عیسی هاشمی در مدرسه روانشناسی شیکاگو تجمع کردند و خواستار برکناری او از سمت دانشگاهیاش شدند.
بری روزن، گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، پنجم بهمن ۱۴۰۴ با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که ابتکار، سخنگوی گروگانگیرهای سفارت بود و گروگانها را به اعدام تهدید میکرد.
او «زندگی راحت» پسر ابتکار در لسآنجلس و فعالیتش به عنوان یک دانشگاهی را طنز تلخ تاریخ خواند و با اشاره به اخراج دختر علی لاریجانی از دانشگاه ایموری، گفت حضور فرزندان مقامهای حکومت ایران در آمریکا خشم بسیاری از ایرانیان خارج از ایران و گروگانهایی را که از اسارت جمهوری اسلامی جان سالم به در بردند، برانگیخته است.
به گزارش نیویورکپست، عیسی هاشمی در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، سال ۲۰۱۰ به آمریکا مهاجرت کرد و در مقطع دکتری در رشته رهبری سازمانی در مدرسه شیکاگو مشغول شد.
او در حال حاضر بهعنوان استاد مدعو در دانشگاهی که دکتری خود را از آن دریافت کرد، تدریس میکند. همسرش، مریم طهماسبی، نیز مدرس روانشناسی است و در شهر آگورا هیلز در محدوده سانتا مونیکا زندگی میکنند.
مادر گروگانگیر، پدر امنیتی
بخش عمده گزارش نیویورکپست به رابطه خانوادگی عیسی هاشمی با معصومه ابتکار پرداخته، اما به اشارهای گذرا به پیشینه امنیتی پدرش، سیدمحمد هاشمی، بسنده کرده است.
این گزارش به نقل از فرزند یکی از گروگانها میگوید: «پدر او هم یکی از اعضای اصلی گروه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود و چندین نفر از گروگانهای سابق، از جمله پدر من، بهطور مشخص او را بهعنوان فردی که در جریان شکنجه و بازجویی آنها حضور داشته، شناسایی کردهاند.»
هرچند سیدمحمد هاشمی در سالهای گذشته در مصاحبهها و اظهار نظرهای خود از توضیح دقیق درباره مسئولیتهایش در وزارت اطلاعات و همینطور فعالیتهای اقتصادیاش، بهویژه در زمینه گردشگری طبیعت، شکار، حیاتوحش و تجارت چوب، طفره رفته است اما در یکی از مصاحبههایش با خبرگزاری ایلنا تایید میکند که در سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸ مسئولیت معاونت اطلاعات خارجی این وزارتخانه را بر عهده داشت.
کارزار اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و فرزندانشان
در یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی و کشتار گسترده مردم ایران، کارزار شناسایی و اخراج بستگان مقامهای جمهوری اسلامی در ایالات متحده با جدیت بیشتری از سوی دولت آمریکا دنبال میشود.
در تازهترین رویداد مرتبط، وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدهاند و همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شده است.
در این بیانیه، حمیده سلیمانی افشار «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی و به فعالیتهای او برای «تبلیغ برای رژیم ایران، شادی بابت حملات علیه سربازان و تاسیسات نظامی آمریکایی در خاورمیانه، تمجید از رهبر جدید ایران، به کار بردن لفظ "شیطان بزرگ" در مورد آمریکا و حمایت بیقیدوشرط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» اشاره شد.
این وزارتخانه ۹ بهمن ۱۴۰۴ نیز در بیانیهای اعلام کرد: «همزمان با مبارزه مردم ایران برای دست یافتن به حقوق اولیه خود، ایالات متحده برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها در خاک آمریکا اقدام کرده است.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا و اشتغال او در «انستیتو سرطان وینشیپ» وابسته به دانشگاه ایموری در آتلانتا نیز خبرساز شده بود. گروهی از ایرانیان مقیم آتلانتا ۲۹ دی در برابر این موسسه تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان این موسسه درباره استخدام او شدند.
طبق بیانیه اخیر وزارت امور خارجه آمریکا اقامت فاطمه لاریجانی نیز لغو و از آمریکا اخراج شده است. این وزارتخانه اعلام کرد که او و همسرش از ورود مجدد به آمریکا در آینده منع شدهاند.
اورشلیمپست گزارش داد که دستگاه اطلاعاتی روسیه فهرستی حاوی اطلاعات دقیقی از ۵۵ زیرساخت حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار حکومت ایران قرار داده است؛ فهرستی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد حملات موشکی دقیقتری علیه شبکه انرژی اسرائیل انجام دهد.
این رسانه، دوشنبه ۱۷ فروردین به نقل از منبعی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اوکراین، این تبادل اطلاعات را نشانهای از «تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان مسکو و تهران» خواند و نوشت که روسیه به مقامهای جمهوری اسلامی اطلاع داده است که حتی آسیب زدن به چند جزء معدود اما حساس و هستهای شبکه برق اسرائیل میتواند به «فروپاشی کامل و بلندمدت» انرژی در این کشور بینجامد.
بهنوشته اورشلیمپست، روسیه اینطور ارزیابی میکند که شبکه برق اسرائیل «برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی منزوی» است و از آنجا که این کشور یک «جزیره انرژی» بدون اتکا به واردات برق از دیگر کشورها به شمار میآید، آسیب جزئی اما حیاتی به تاسیسات برق آن به خاموشیهای گسترده و اختلالهای فنی منجر میشود که بهراحتی قابل جبران نیست.
این نخستین بار نیست که منابع اطلاعاتی اوکراین روسیه را به همکاری نزدیک با جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری متهم میکنند.
پس از حمله سپاه پاسداران به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در جنوب ریاض در هفتم فروردین، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در گفتوگو با شبکه خبری اِنبیسی گفت که «صددرصد» اطمینان دارد که روسیه مسئول ارائه اطلاعات مرتبط با حمله به جمهوری اسلامی بوده و تنها چند روز پیش از حمله تصاویر ماهوارهای این پایگاه هوایی را در اختیار حکومت ایران قرار داده است.
در این حمله یک فروند هواپیمای «ایی-تری سنتری» که بخشی از سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد آمریکاست، دچار آسیب جدی شد.
زلنسکی در این گفتوگو خلاصهای از گزارش روزانه ریاستجمهوری را که از سوی نهادهای اطلاعاتی اوکراین دریافت میکند به اشتراک گذاشت. این گزارش نشان میداد ماهوارههای روسی در روزهای ۲۰ مارس، ۲۳ مارس و ۲۵ مارس (هفت تا دو روز پیش از حمله ۷ فروردین) از این پایگاه هوایی تصویربرداری کردهاند. بهگفته او این تصویربرداری پیدرپی نشان میدهد حملهای در حال برنامهریزی بوده است.
اورشلیمپست در گزارش تازه خود همچنین تاکید کرد که فهرست ارائهشده به جمهوری اسلامی اهداف مورد نظر را در یک دستهبندی دقیق «بر پایه اهمیت راهبردی» به سه سطح تاسیسات حیاتی تولید، مراکز عمده انرژی شهری و صنعتی، و زیرساختهای محلی تقسیم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سطح یک، مشخصات تاسیسات حیاتی تولید و مکانهایی قرار دارد که تخریب آنها به فلج شدن سیستم ملی انرژی میانجامد. نیروگاه «اوروت رابین» یکی از اهدافی است که مشخصات آن در سطح یک قرار گرفته است.
اوروت رابین [در زبان عبری به معنای چراغهای رابین] نیروگاه برق در شهر بندری خدرا در شمال تلآویو، بزرگترین نیروگاه اسرائیل است و بخش عمده برق این کشور را تامین میکند.
بخش عمده اهدافی که در سطح دوم قرار گرفتهاند در مرکز اسرائیل قرار دارند و به جمعیتهای بزرگ خدمات ارائه میدهند. سطح سوم نیز پستهای برق منطقهای را شامل میشود که از مناطق صنعتی و نیروگاههای کوچکتر پشتیبانی میکنند.
زلنسکی پیشتر در گفتوگو با اورشلیمپست درباره انتقال «دانش روسیه به خاورمیانه» هشدار داده و روسیه را متهم کرده بود که تجربه و اطلاعات بهدستآمده در میدانهای نبرد با اوکراین را به متحد خود، یعنی جمهوری اسلامی میدهد.
او این موضوع را در شبکه اجتماعی ایکس نیز طرح کرده بود. رییسجمهوری اوکراین سوم فروردین با انتشار پستی ادامه حمایت اطلاعاتی روسیه را «بهوضوح مخرب» خواند و افزود در حالی که کشورهای مختلف در تلاشاند امنیت را تضمین و از گسترش بحران جلوگیری کنند، این حمایت اطلاعاتی بحران را تشدید میکند.
پس از سفر زلنسکی به عربستان و دیدار او با مقامهای ارشد این کشور، خبرهایی مبنی بر کمک تکنیکی متخصصان نظامی اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف مقابله موثرتر با حملات جمهوری اسلامی منتشر شد.
اورشلیمپست در ادامه نوشت که روسیه با انتقال این اطلاعات هدفی دوگانه را دنبال میکند؛ تقویت متحد اصلی خود در منطقه از یک سو و منحرف کردن توجه جهانی از جنگ در اوکراین از سوی دیگر.
این روزنامه اسرائیلی در پایان به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل نوشت که روسیه ادعاهای منابع اطلاعاتی اوکراین را رد و بر گفتوگو و همکاری با اسرائیل درباره مسائل امنیتی تاکید میکند.
والتر راسل مید، پژوهشگر ارشد اندیشکده هادسون و ستوننویس روزنامه والاستریت ژورنال، در تحلیلی به ارزیابی پیامدهای جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی و به فرصتها یا تهدیدهایی که این جنگ در چهارگوشه جهان میتواند در پی داشته باشد، پرداخته است.
نویسنده در ابتدای یادداشت خود تاکید کرده است: «اکنون که جنگ ایران وارد ششمین هفته خود شده است، هنوز نمیدانیم این جنگ چگونه یا چه زمانی پایان خواهد یافت. اما میدانیم که این جنگ اهمیت دارد. بسیار زیاد. همه جنگها برای کسانی که درگیر آنها هستند اهمیت شدیدی دارند، اما هر جنگی برای کل جهان مهم نیست. جنگ ایران چنین است، و هر قدرت بزرگ و نزدیک به بزرگ در حال تنظیم راهبردهای سیاست خارجی خود در پرتو جنگی است که سیاست جهانی را از نو شکل میدهد.»
او سپس در ادامه به بررسی تاثیرات این جنگ بر قدرتهای بزرگ جهانی از چین و هند گرفته تا روسیه و اروپا و خود آمریکا پرداخته و نوشته است: «چین هزاران کیلومتر از خلیج فارس فاصله دارد، اما هم بهدلیل نیاز خود به نفت خلیج فارس و هم بهخاطر تاثیرات جنگ ایران بر همسایگان و شرکای تجاری چین، این درگیری آثار عمدهای بر پکن گذاشته است. برخی از این آثار، از نگاه شی جینپینگ، مثبت هستند. بازگشت چین به برنامهاش برای ساخت جزایر جدید در دریای جنوبی چین تقریبا در واشینگتن بیتوجه مانده است؛ جایی که توجه بهطور کامل بر خاورمیانه متمرکز شده است. اما چین از افزایش قیمت سوخت استقبال نمیکند و اقتصاد وابسته به صادرات آن از هر رکود جهانی آسیب سختی خواهد دید.»
بهنوشته راسل مید، میتوان انتظار داشت پکن با شدت بسیار بیشتری بر کسب توانایی اعمال قدرت در خلیج فارس و پیرامون آن تمرکز کند. چین تاکنون توانسته است از رابطهاش با پاکستان برای تقویت نفوذ دیپلماتیک و امنیتی خود بر تحولات خاورمیانه بهره ببرد. این امر به احتمال زیاد، از جمله، به تشدید رقابت چین و هند در اقیانوس هند و خلیج فارس منجر خواهد شد. چین به دنبال دسترسی بیشتر به بنادر و مسیرهای راهبردی خواهد بود و هند برای ناکام گذاشتن این طرحها تلاش خواهد کرد.
در یادداشت والاستریت ژورنال آمده است: «ژاپن نیز دریافته است که فاصله، این کشور را از رویدادهای خاورمیانه مصون نمیکند. در عین حال، توکیو درک میکند که تردیدها درباره رییسجمهوری ترامپ، آن را از نیازش به رابطهای قوی با یک ایالات متحده نیرومند بینیاز نمیکند. تلاشهای چین برای افزایش قدرت و نفوذ خود در خلیج فارس و در امتداد مسیرهای اصلی دریایی، تهدیدهایی راهبردی برای دسترسی ژاپن به منابع خلیج فارس ایجاد میکند. توکیو بهخوبی میداند که بدون قدرت آمریکا، دسترسی به نفت و گاز خلیج فارس به دمدمیمزاجیهای یک حکومت در ایران وابسته خواهد شد که در آن متعصبان مذهبی همسو با روسیه و چین قدرت را در دست دارند. انتظار میرود ژاپن تلاشهای خود برای تجدید تسلیح، گسترش شراکتهای امنیتی با کشورهای دوست همسایه، و حفظ نزدیکترین روابط ممکن با واشینگتن غیرقابل پیشبینی را دوچندان کند.»
برای هند، از نظر والتر راسل مید، شوک جنگ ایران عمیق بوده است. این کشور از قیمتهای بالای انرژی و اختلال در کشتیرانی و سفر، ضربه اقتصادی جدی خورده است. افزون بر این، رقیب هند، پاکستان، درست در زمانی که رابطه خود را با چین عمیقتر کرده، توانسته است خود را وارد قلب دیپلماسی خاورمیانه کند. پاکستان، بهعنوان همسایه ایران و کشوری با اکثریت سنی و دارای پیوندهای تاریخی با کشورهای عربی خلیج فارس، جایگاه مناسبی برای ایفای نقش میانجی در گفتوگوهای صلح دارد. موفقیت اسلامآباد در معرفی خود به واشینگتن بهعنوان یک میانجی بالقوه، به این کشور نفوذ دیپلماتیک تازهای بخشیده است که هند اکنون باید برای مقابله با آن تلاش کند.
در ادامه این یادداشت، جنگ ایران برای اروپا، نمونه دیگری از کاهش اهمیت این قاره در امور جهانی، مشکلات حفظ رابطهای مثبت با آمریکا در دوران ترامپ، و دشواری همسو کردن سیاستهای کشورهای اروپایی در مسائل مهم قلمداد شده است.
بهنوشته راسل مید، کشورهای اروپایی در تصمیم آغاز جنگ مورد مشورت قرار نگرفتند، نفوذ آنها بر روند جنگ بسیار اندک یا نزدیک به صفر بوده، و بعید است منافعشان در صدر ذهن کسانی باشد که در نهایت به جنگ پایان میدهند. شاید بدتر از همه این باشد که این جنگ بیش از آنکه کشورهای اروپایی را متحد کند، آنها را از هم جدا کرده است. در حالی که آقای ترامپ و جنگ ایران تقریبا در همه جای اتحادیه اروپا بسیار نامحبوب هستند، ایتالیا و اسپانیا اقداماتی انجام دادهاند تا برای تلاش جنگی آمریکا مانع ایجاد کند، در حالی که آلمان و رومانی حمایت بیشتری از واشینگتن از خود نشان دادهاند.
نویسنده سپس به وضعیت روسیه پس از جنگ ایران پرداخته و نوشته است پس از طرفهای درگیر واقعی، شاید روسیه بیشترین چیزها را برای از دست دادن در این جنگ داشته باشد. کمبود سوخت در مقطعی حساس، درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده است و جنگی طولانیتر احتمالا به معنای تقاضای بیشتر برای نفت و گاز روسیه با قیمتهای بالاتر در بازارهای بیشتری در سراسر جهان خواهد بود. فراتر از آن، منافع روسیه پیچیدهتر است. توانایی اوکراین در فروش تخصص پهپادی خود به کشورهای عربی خلیج فارس، حتما برای کرملین شوکی ناخوشایند بوده است. افزایش تلخی روابط میان ایران و همسایگان عرب آن نیز برای تلاشهای روسیه جهت حفظ پیوندهای عمیق خود با ایران و در عین حال توسعه همکاری با کشورهایی مانند امارات متحده عربی مشکلآفرین است. در همین حال، خطر بیگانه کردن دولت ترامپ رو به افزایش است. کرملین ممکن است از تلافی حمایت آمریکا از اوکراین از طریق کمک به حکومت ایران برای هدف قرار دادن تاسیسات آمریکایی در خلیج فارس، تا حدی رضایت عاطفی به دست آورد، اما هزینههای چنین اقدامی میتواند بالا باشد.
از منظر روسیه، بدترین پایان ممکن برای این جنگ، فروپاشی رژیم ایران و پایان انزوا و جدایی طولانی ایران از غرب خواهد بود. این امر، مسکو را از یک متحد محروم میکند و ارزش ادراکشده ائتلاف با روسیه را در میان مستبدان جهان کاهش میدهد. پیوستن ایران به غرب همچنین به هدفی که ولادیمیر پوتین بیش از همه عزیز میدارد، یعنی بازگرداندن قدرت روسیه در سراسر قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق، آسیب جدی وارد میکند.
از نگاه نویسنده، ادغام دوباره ایران در اقتصاد جهانی به توسعه مسیرهای متعدد خط لوله و حملونقل برای صادرات نفت، گاز و مواد معدنی از جمهوریهای محصور در خشکیِ سابق شوروی در آسیای مرکزی منجر خواهد شد، و احتمالا هر امیدی را برای اینکه مسکو بتواند بار دیگر بر هر یک از آنها سلطه پیدا کند، از میان خواهد برد.
بهنوشته راسل مید، از دیدگاه آمریکا، افزایش پویایی اقتصادی آسیای مرکزی و در عین حال کاهش وابستگی آن به چین و روسیه، شانس دستیابی به صلحی پایدار در بلندمدت در جهان را بهطور چشمگیری بهبود خواهد بخشید.
نویسنده در پایان یادداشت خود نوشته است: «این جنگ به همه ما نشان میدهد که امنیت خلیج فارس برای همه اهمیت دارد. اگر در پایان جنگ، ایران توانایی بستن تنگه هرمز را حفظ کند، هر کشوری روی زمین برای دسترسی به سوخت و کالاهای حیاتی به رضایت تهران نیاز خواهد داشت. فارغ از آنکه کسی درباره آقای ترامپ و تصمیم او برای آغاز خصومتها چه فکر میکند، پیروزی سریع و کامل آمریکا بهترین امید را برای آیندهای صلحآمیز در خلیج فارس و فراتر از آن فراهم میکند.»
در ششمین هفته از آغاز درگیریهای نظامی اسرائیل و ایالاتمتحده با جمهوری اسلامی، منابع آگاه در خاورمیانه از تغییر ساختار حکمرانی در تهران خبر میدهند. این منابع نسبت به عواقب تداوم این حکومت در درازمدت، هم به مردم ایران و هم به بسیاری از کارگزاران داخلی نظام، هشدار میدهند.
یک منبع آگاه منطقهای در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت مدل ولایت فقیه که از ۴۶ سال پیش بر ایران حاکم بوده، اکنون در حال تجربه یک تحول بنیادین و حتی «فروپاشی ایدئولوژیک» است.
به گفته او، انتصاب مجتبی خامنهای به مقام رهبری که فاقد وجاهت و پیشنیازهای سنتی این جایگاه است، در جریانی با فرایند مبهم صورت گرفته که در عمل به معنای خلع ید از روحانیت سنتی و تسلط کامل «عناصر نظامی-اطلاعاتی سپاه» بر کشور و تقویت «دولت پنهان» است.
پیش از این، ایراناینترنشنال، گزارش داده بود پیوند بیت و سپاه تقویت شده و مرکز تصمیمگیری در ایران جابهجا شده است.
ایراناینترنشنال از جمله ۱۲ اسفند گزارش داد مجلس خبرگان زیر فشار سپاه، مجتبی خامنهای را بهعنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرده است که چهرهای با پیوند نزدیک، عمیق و بلندمدت با سپاه و شاخههای امنیتی است.
۱۱ فروردین هم ایراناینترنشنال گزارش داد که مسعود پزشکیان در «بنبست کامل سیاسی» قرار گرفته و سپاه پاسداران، با مقاومت در برابر انتصابات و تصمیمهای او، در عمل مدیریت اجرایی کشور را از کنترل دولت خارج کرده است.
بر اساس این گزارش، تشدید تنش میان دولت و فرماندهان نظامی، موجب دست بالا گرفتن سپاه در ساختار تصمیمگیری شده است. وضعیتی که با روایت منابع آگاه درباره تغییر ماهیت قدرت در تهران همخوانی دارد.
به گفته منبعی که با ایراناینترنشنال گفتوگو می کرد، جمهوری اسلامی یک ماه پس از کشته شدن علی خامنهای، دیگر هویت پیشین خود را ندارد. در عوض، رژیمی در حال تثبیت است که بازیگر و تصمیمگیرنده اصلی آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. روندی که موجب افراطیتر شدن نظام و اعمال خشونتی بهمراتب شدیدتر علیه منتقدان و حتی شهروندان عادی خواهد شد. خشونتی که در «روز پس از جنگ»، گریبان مقامات کنونی و پیشین متمایل به میانهروی، از محمدجواد ظریف تا مسعود پزشکیان، را نیز خواهد گرفت.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که در هفتههای اخیر، حملات لفظی تند جناحهای وابسته به سپاه علیه پزشکیان و ظریف شدت گرفته است. این تنشها از زمانی آغاز شد که پزشکیان بابت حملات سپاه به کشورهای همسایه از آنها «عذرخواهی» کرد.
در روزهای اخیر، این تقابل به تهدیدهای عریان فیزیکی رسیده است؛ چنانکه سعید حدادیان، مداح نزدیک به هسته سخت قدرت، با تعیین ضربالاجلی سهروزه برای ظریف، تهدید کرد که در صورت عدم توبه و عذرخواهی، به خانه او «لشکرکشی» خواهد کرد.
با حذف علی خامنهای از صحنه قدرت، دیگر وزنه تعادلی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات داخلی به تسویهحسابهای خونین وجود ندارد.
منبع آگاه دیگری که به شرط ناشناسماندن با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد معتقد است خشونت کلامی در جریان و چهرههای وابسته به سپاه بهزودی به برخورد فیزیکی تمامعیار بدل خواهد شد.
به گفته او، نهتنها مخالفان جدی، بلکه جناحهای اصلاحطلب و حتی بخشهایی از ارتش که مخالف بلعیده شدن قدرت از سوی سپاه هستند، باید نگران امنیت خود در پایان جنگ باشند.
این منبع تاکید کرد: «ایستهای بازرسی در خیابانهای ایران با توقف غرش جنگندهها جمع نخواهند شد؛ بلکه در آن لحظه، نیروهای بسیج و سپاه برای تسویهحسابهای سیاسی و شخصی وارد میدان میشوند.»
او در ادامه خطاب به چهرههای موسوم به میانهرو، هشدار داد که آنها هدف اصلی پاکسازیهای پس از جنگ خواهند بود و باید «علاج واقعه را قبل از وقوع» کنند: «زمان برای واکنشی سریع فرا رسیده است؛ پیش از آنکه ساختار فعلی جمهوری اسلامی کاملا فرو بپاشد و جای خود را رسما به حکومت نظامی سپاه پاسداران بدهد، باید دست به اقدام بزنید.»