حمله به پلها و خطوط راهآهن قزوین، زنجان، کرج و کاشان
پس از هشدار فوری ارتش اسرائیل به مردم ایران برای دور شدن از ایستگاههای راهآهن و خطوط ریلی در روز سهشنبه، گزارشها از ایران حاکی از هدف قرار گرفتن برخی پلها و خطوط راهآهن و جاده در چند شهر از جمله کرج، همدان، زنجان، قزوین، کاشان، تبریز و اهواز در ظهر سهشنبه است.
همزمان، معاون استاندار اصفهان اعلام کرد پل راهآهن یحییآباد در کاشان در ظهر سهشنبه هدف حمله قرار گرفته است.
رسانههای ایران همچنین از وقوع انفجارهایی در بندرعباس خبر دادند. برخی رسانهها نیز گزارش دادند یک پل مواصلاتی در اتوبان تبریز به زنجان در ظهر سهشنبه هدف حمله قرار گرفته است.
اداره کل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی در اطلاعیهای اعلام کرد: «به علت اصابت پرتابههای دشمن به محدوده راهدارخانه ورقه در ۹۰ کیلومتری آزادراه تبریز به تهران، مسیر رفت و برگشت این آزادراه مسدود شده است.»
بر پایه این اطلاعیه، جاده قدیم قرهچمن به میانه نیز بهصورت دوطرفه مسدود شده است. اداره کل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی از مردم خواست «تا اطلاع ثانوی از این دو مسیر تردد نکنند و با توجه به ترافیک بالای آزادراه، از سفرهای غیرضروری خودداری کنند.»
در همین حال، معاون استانداری خوزستان از توقف حرکت قطارها از مبدا راهآهن جنوب و زاگرس خبر داد.
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی آغاز شد. دونالد ترامپ ششم فروردین گفت انتظار دارد عملیات ۴ تا ۶ هفته طول بکشد و اکنون این جنگ در هفته پنجم است. چه چیزی در پایان این عملیات در پیش خواهد بود؟
برای آن که به برآوردی درباره آنچه در پیش است دست یابیم، ابتدا باید بر اساس شواهد، روزنهای به واقعیت ایران بیابیم که در قطعی اینترنت، زیر غبار تحلیلها و جنگ روانی پنهان مانده است.
آبدانان شهری از شهرهای استان ایلام است که بسیاری از مردم ایران تا دیماه ۱۴۰۴ نام آن را نشنیده بودند. شهرت اخیر این شهر بهدلیل حجم خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آن بود. اهالی آبدانان حتی وقتی سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، برای مراسم چهلم همشهریان خود گرد هم آمدند، با تیراندازی نیروهای سرکوب مواجه شدند. همان مردم که حتی سوگشان هم سرکوب شد، ۱۷ روز بعد، این صحنه از انفجار مهیب کلانتری شهرشان را دیدند.
این تنها یک مورد از هزاران مورد است که در قطعی اینترنت خبرش به بیرون رسید.
کلانتری و پاسگاه بهویژه در شهرهای کوچک، نماد اقتدار حکومت مرکزی هستند. تعدادشان هم چندان زیاد نیست.
در شهری مثل آبدانان، دو ماه بعد از سرکوب خونین دیماه و حدود دو هفته پس از تیراندازی به مراسم سوگواری، دیدن انفجار و انهدام پاسگاه و مقر سپاه پاسداران، برای اهالی، احتمالا تصویر بسیار عمیقی از عدالت از یکسو و شکست اقتدار جمهوری اسلامی ترسیم میکند.
خبر هدف قرار گرفتن دهها کلانتری و پایگاه بسیج از پایتخت کشور تا شهرهای کوچک تاکنون منتشر شده است. ۱۳۰ مورد آن قابل شناسایی بوده، اما قطعا این عدد نهایی نیست.
اعلانهای رسمی آمریکا و اسرائیل، از دستکم ۱۵ هزار هدف خبر میدهند که روزبهروز در حال افزایش است. قطعا تمام این ۱۵ هزار هدف، کلانتری نبودند و حجم زیادی از آنها مربوط به پایگاههای موشکی و تعداد کمتری مربوط به شناورهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است.
۱۵ هزار هدف قطعا تلفات سنگینی داشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، نزدیک به ۵ هزار نیروی سرکوب کشته و حدود ۲۱ هزار نفر نیز زخمی شدند.
شواهد بیشتری نشان میدهد عملیات اسرائیل و تا حدودی ایالات متحده در ایران، صرفا رفع تهدید نظامی علیه اسرائیل نیست.
در مرکز پایتخت، شهروندان وقتی از خیابان شریعتی وارد خیابان معلم میشدند، حال و هوایی غیر عادی بر فضا حاکم بود. پارک کردن در حاشیه بخشی از این خیابان ممنوع بود. آنجا دادگاه انقلاب بود. ساختمانی که نمادی از بیرحمی و بیعدالتی جمهوری اسلامی بهشمار میرفت.
بسیاری از ایرانیان که در طول عمر جمهوری اسلامی، در چند دقیقه احکام اعدام دریافت کردند، در همین ساختمان محاکمه نمایشی شدند.
شعبه محل خدمت ابولقاسم صلواتی، مشهور به «قاضی صلواتی» در همین ساختمان واقع شده بود. یکشنبه ۱۰ اسفند، تمام کسانی که با وحشت وارد آن ساختمان شده بودند، به چشم دیدند که آن بنا منفجر شد، منهدم شد و فروریخت.
این تصویری از ریزش اقتدار جمهوری اسلامی بود.
سازمان صداوسیما که علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، آن را مستقیما زیر نظر داشت، محلی برای اخذ اعترافات اجباری بود.
روحالله زم، مدیر مجموعهای به نام «آمد نیوز»، بهدست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ربوده و در دادگاه جمهوری اسلامی، به اعدام محکوم شد. اما این تمام قصه نبود. ۲۲ مهر ۱۳۹۸، علی رضوانی، یکی از کارکنان سازمان امنیتی صداوسیما، مقابل او نشست و در نمایشی، این زندانی را ریشخند کرد.
موضوع فقط زم نبود؛ وقتی کانال تلگرامی زم را در گوشی موبایل به او نشان میداد و با نیشخند به او میگفت «فکر میکردی به دام بیافتی؟» رضوانی به سایر ایرانیانی که به طور بالقوه احتمال مخالفت داشتند، درس عبرت میداد.
اکنون آن ساختمان برای دومین بار هدف قرار گرفت.
موضوع فقط نیرو نیست!
بسیاری از ساختمانها پیش از حملات تخلیه شده بودند.
یکی از بالاترین تلفات نیروهای سرکوب، در حمله به سالن ۱۲ هزار نفری استادیوم آریامهر (آزادی) رخ داد. جایی در غرب تهران و در نزدیکی مقر یگانهای تخصصی سرکوبگر فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا) که به نظر میرسد همان نیروها به آن سالن منتقل شده بودند.
همین یک مورد بهخوبی نشان میدهد بانک اهداف آمریکا و اسرائیل تا چه حد بهروز است.
پس چرا ساختمانها را هدف قرار میدهند؟
پاسخ شاید این است که این ساختمانها نماد هستند. پایگاه بسیج مقداد در غرب تهران، تنها یک ساختمان نیست. اهالی پایتخت به خوبی می دانستند آنجا ساختمانی عادی نیست. در ۲۵ خرداد ۸۸، از بالای در همین پایگاه با سلاح جنگی به معترضان شلیک شد. معترضانی که در راهپیمایی سکوت، راه اعتراض مسالمتآمیز را امتحان میکردند. آنجا، در مجاورت هیات رزمندگان غرب تهران هم قرار داشت. محفلی برای توزیع رانت. بسیاری از مداحان شناخته شده حکومتی، از همین محفل به مراسم بیت رهبری راه یافته بودند.
در شرق تهران هم پایگاه بسیج کربلا، نقشی مشابه پایگاه مقداد داشت.
از طرفی، یگانهای امنیتی «امام علی»، که برخلاف نامشان چیزی جز دستههای موتورسوار نیستند، تجهیزاتی دارند. موتورهای سنگین که اکثرا دستکاری شدهاند تا صدای بیشتری از اگزوزشان خارج شود، در اعتراضات به میان مردم میروند تا رعب و وحشت ایجاد کنند.
این موتورها، کامپیوترها، پروندهها و سرورها و بسیاری دیگر از ابزار سرکوب باید جایی مستقر شوند. آنها چه در این پایگاهها بودند، چه در ورزشگاه، هدف قرار گرفتند.
یکی از همین دستهجات «امام علی» در یک ورزشگاه در تهران مخفی شده بود که همان هم هدف قرار گرفت.
ویدیوهای منتشر شده از حملات هم به دفعات نشان دادهاند که پس از انفجار در ساختمانی بهظاهر مسکونی یا تجاری، ورقههایی از احکام و اسناد رسمی، نظیر امریههای سپاه پاسداران برای سربازی اجباری، در هوا پخش شدهاند.
شلیک به اقتدار
هنوز دو ماه نشده که مجید خادمی، فرمانده کشتهشده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، اواخر بهمن ۱۴۰۴ در یک برنامه تلویزیونی گفت به هزاران تن از نیروهای امنیتی که در معرض ریزش بودند، تذکر داده شده و تعداد زیادی از آنها هم احضار شدند.
اکنون او مُرده است. پیش از او هم وزیر اطلاعات کشته شد. اکنون آن کسانی که تذکر دریافت کرده بودند، در صفحه تلویزیون صداوسیمای جمهوری اسلامی اعلان مرگ او و کسانی را تماشا میکنند که در بالاترین سطح هرمی حضور داشتند که آنها را تهدید کرده بود.
فردای اعلام پایان جنگ و قضیه زیرساختها
اظهارات ترامپ نشان میدهد اطلاعات دقیقتری از واقعیت جامعه ایران نسبت به بسیاری از تحلیلگران دارد. او در ابتدای جنگ دوم به مردم ایران گفته بود در خانه بمانند تا کار ارتش آمریکا و اسرائیل تمام شود.
چیز زیادی تا ۶ هفته شدن حملات باقی نمانده است. شاید با اختلافی کم و بیش، اما عملیات نظامی بالاخره به پایان خواهد رسید. پس از پایان چه باقی میماند؟
گزارش رسمی مرکز آمار از تورم اسفند نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه خوراکیها اسفند ۱۴۰۴، از ۱۱۳ درصد گذشته است. در مواردی نظیر روغن، تورم تا ۲۲۰ درصد هم ثبت شده است. اینها ارقامی تاریخی هستند که در گرد و غبار جنگ، چندان به آنها توجه نشده است. دور از ذهن نیست که این تورم خوراکیها، با فاصلهای کوتاه، در بهار ۱۴۰۵ خود را در اجارهبها نشان دهد.
شهروندان ایرانی میماند و روغنی که ۲۲۰ درصد گران شده است، نانی که ۱۴۰ درصد افزایش قیمت داشته و حقوقی که تنها ۲۰-۳۰ درصد افزایش یافته است.
آن زمان که جنگی رخ نداده بود، توجیه مقامهای جمهوری اسلامی برای وضعیت وخیم اقتصادی، تحریم آمریکا بود. اکنون و پس از جنگ، جنگ هم به آن اضافه میشود. اما به هر دلیل واقعی و بهانهای، این سفره مردم است که از قبل هم کوچکتر خواهد شد.
خاموشیهای منظم در ایران از سال ۱۴۰۳ شدت گرفت. علت هم عدم تخصیص اعتبار ۲۰ تا ۳۵ میلیارد دلاری برای بهینهسازی شبکه توزیع و نوسازی زیرساختهای انتقال بود.
ساخت هر نیروگاه یکهزار مگاواتی، حدودا ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار هزینه دارد. بر این اساس، سالها عدم نوسازی شبکه برق کشور، معادل ۲۰ تا ۷۰ نیروگاه متوسط به کشور آسیب زده است. توجه کنید که این آسیب، ناشی از فعالیت جمهوری اسلامی در خاک ایران بوده، نه حملات خارجی. اکنون در کل کشور، ایران فقط ۲۰ نیروگاه بیش از ۱۰۰۰ مگاواتی دارد.
در واقع ورای تحلیلهای سیاسی، اعداد هم میگویند ادامه حیات جمهوری اسلامی، شبیه به جنگی خانمانبرانداز اما خاموش، بزرگترین آسیبها را به ایران وارد کرده است.
به گفته ترامپ، ۴۵ هزار ایرانی در دیماه قتلعام شدند. با در نظر گرفتن دایره سوگ، اکنون چیزی حدود ۸۰۰ هزار بازمانده از آن روزهای شوم وجود دارد؛ ۸۰۰ هزار بازمانده سوگوار خشمگین که با چشم خود، انهدام مراکز سرکوب و فرماندهانی را دیدند که فرمان قتل عزیزانشان را صادر کردند.
ماشین سرکوب جمهوری اسلامی دیگر آن اقتدار و هیمنه سابق را ندارد. دیوارهای وزارت اطلاعات فرو ریخته و مردم پشت آن ساختمان مرموز را دیدند.
کسی نمیداند زیرساختهای کشور چرا و چقدر آسیب دیده و چقدر آسیب خواهد خورد. اما احتمالا آسیب به توربین اصلی واحد «فجر-۱» شرکت «فجر انرژی خلیج فارس» در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، آنقدر برای مرد یا زنی که فرزند برومندش در آبدانان دو ماه قبل کشته شد، اهمیت ندارد، که دیدن انفجار کلانتری آبدانان برایش مهم بود.
حملات متقابل در جنگ ایران سهشنبه ۱۸ فروردین ادامه یافت، در حالی که تهران در آستانه ضربالاجلی که دونالد ترامپ تعیین کرده، از بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش آتشبس خودداری کرده است. ضربالاجلی که بر اساس آن، حکومت ایران یا باید «از میان برداشته شود» یا به خواستههای آمریکا تن دهد.
خبرگزاری رویترز نوشت که با این حال، در نشانهای احتمالی از پیشرفت دیپلماتیک، سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان اعلام کرد تلاشهای «مثبت و سازنده» اسلامآباد برای میانجیگری بهمنظور پایان جنگ، «به مرحلهای حساس و تعیینکننده» نزدیک شده است.
به گفته یک منبع آگاه، تهران پیشنهاد واشینگتن را که با میانجیگری پاکستان برای آتشبس فوری و رفع انسداد عملی تنگه هرمز و سپس آغاز مذاکرات برای توافقی گستردهتر ظرف ۱۵ تا ۲۰ روز ارائه شده بود، رد کرد.
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) گزارش داد پاسخ تهران شامل ۱۰ بند بوده است؛ از جمله پایان درگیریها در منطقه، تدوین پروتکل عبور امن از تنگه هرمز، رفع تحریمها و بازسازی کشور.
۱۷ فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت «کل کشور [ایران] را میتوان در یک شب از میان برد» و افزود آن شب «ممکن است همین فردا شب باشد».
ترامپ تهدید کرد در صورت عدم توافق تا مهلت تعیینشده، نیروگاهها و زیرساختهای ایران را نابود خواهد کرد.
او هشدار داد در صورت حاصل نشدن توافق، تا نیمهشب چهارشنبه به وقت شرق آمریکا (۰۴:۰۰ به وقت گرینویچ)، «تمام پلهای ایران نابود خواهند شد» و «تمام نیروگاههای برق از کار خواهند افتاد، خواهند سوخت، منفجر خواهند شد و دیگر هرگز قابل استفاده نخواهند بود».
بامداد ۱۸ فروردین، ارتش اسرائیل اعلام کرد موجی از حملات هوایی را علیه زیرساختهای حکومتی در تهران و مناطق دیگر به پایان رسانده و همزمان سامانههای پدافندی خود را برای رهگیری موشکهای شلیکشده از ایران فعال کرده است.
اسرائیل همچنین با انتشار هشداری از شهروندان ایرانی خواست تا عصر سهشنبه از قطارها و خطوط راهآهن فاصله بگیرند و اعلام کرد: «حضور شما در قطارها و در نزدیکی خطوط ریلی جان شما را به خطر میاندازد.»
از سوی دیگر، وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد موشکهای بالستیکی را که بهسوی مناطق شرقی این کشور شلیک شده بودند، رهگیری کرده و بقایای آنها در نزدیکی تاسیسات انرژی سقوط کرده است؛ بدون آن که عامل شلیک را مشخص کند.
به گفته مقامها، از زمان آغاز جنگ ۹ اسفند، عربستان سعودی هدف صدها موشک و پهپاد قرار گرفته که بیشتر آنها رهگیری شدهاند.
امارات متحده عربی، بحرین و عربستان سعودی نیز ۱۸ فروردین بهطور همزمان هشدارهای عمومی صادر کردند و پل ارتباطی عربستان سعودی و بحرین بهطور موقت و بهعنوان اقدام احتیاطی، بسته شد.
در حالی که زیرساختهای غیرنظامی در سراسر منطقه هدف حملات قرار گرفتهاند، ترامپ نگرانیها را درباره اینکه تهدید او برای نابودی نیروگاههای ایران میتواند مصداق «جنایت جنگی» باشد، رد کرد و گفت «اصلا» نگران چنین موضوعی نیست.
او افزود: «امیدوارم مجبور به انجام این کار نشوم.»
امیرسعید ایروانی، نماینده جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد، تهدید ترامپ را «تحریک مستقیم به تروریسم» و «نشانهای روشن از قصد ارتکاب جنایت جنگی بر اساس حقوق بینالملل» توصیف کرد.
فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی نیز ترامپ را «دچار توهم» خواند.
علیرضا رحیمی، معاون وزیر ورزش و جوانان، از هنرمندان و ورزشکاران خواست ۱۸ فروردین در اطراف نیروگاههای برق در سراسر کشور زنجیرههای انسانی تشکیل دهند.
او گفت: «دست در دست هم میایستیم تا بگوییم حمله به زیرساختهای عمومی جنایت جنگی است.»
با نزدیک شدن به زمان تعیین شده در ضربالاجل ترامپ و نبود چشمانداز روشن برای بازگشایی تنگه هرمز، قیمت نفت در حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه نوسان داشت.
جمهوری اسلامی عملا تنگه هرمز را بسته است. مسیری که حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند و بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار تهران شناخته میشود. اهرمی که حکومت ایران تمایلی به واگذاری آن ندارد.
بهای نفت برنت با افزایش یک درصدی به ۱۱۱.۵۳ دلار در هر بشکه رسید. افزایشی که از آغاز جنگ تاکنون بیش از ۵۰ درصد بوده است. نفت خام وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد ۰.۸ درصدی به ۱۱۳.۳۱ دلار رسید.
رویترز نوشت: «ترامپ در آستانه یک بحران سیاسی قرار گرفته است، چرا که ایران برخلاف پیشبینیهای اولیه او به حریفی سرسخت تبدیل شده.»
جنگی که به گفته رییسجمهوری آمریکا با هدف جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای و توسعه موشکهای حامل آن آغاز شده بود، با کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی از زمان آغاز درگیریها پیش رفت و وضعیت زمانی حساستر شد که یک جنگنده اف-۱۵یی ایالات متحده ۱۵ فروردین سرنگون شد و یکی از دو خدمه آن در داخل خاک ایران گرفتار ماند.
موفقیت عملیات نجات برای خارج کردن این افسر متخصص تسلیحات از خاک ایران، از تشدید یک بحران سیاسی برای ترامپ جلوگیری کرد.
تاکنون در مجموع هزاران نفر در جریان این جنگ در خاورمیانه کشته شدهاند، از جمله سه هزار و ۵۴۶ نفر در ایران؛ به گفته مجموعه حقوق بشری هرانا مستقر در آمریکا. و نزدیک به هزار و ۵۰۰ نفر در لبنان؛ جایی که اسرائیل نیروهای حزبالله، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است.
بخش پتروشیمی در ایران اکنون آشکارا در معرض تهدید قرار گرفته است. موضوعی که نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریهاست و احتمال بروز پیامدهای اقتصادی گسترده را برای کشور و حتی منطقه، به دنبال دارد.
حملات اسرائیل در روزهای اخیر دو قطب اصلی پتروشیمی ایران، ماهشهر و عسلویه، را هدف قرار داده است؛ در حالی که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هشدار داده در صورت عدم دستیابی به توافق تا شامگاه سهشنبه ۱۸ فروردین، حملات بیشتری به زیرساختهای انرژی در ایران انجام خواهد شد.
مقامهای ایرانی ۱۷ فروردین اعلام کردند تاسیسات صنعتی در منطقه پتروشیمی ماهشهر پیش از مهلت تعیینشده از سوی ترامپ در حال تخلیه هستند.
نیروهای اسرائیل ۱۵ فروردین دستکم هشت مجتمع بزرگ پتروشیمی در منطقه ماهشهر را هدف قرار دادند، همراه با زیرساختهای حیاتی پشتیبان از جمله نیروگاههایی که برق این منطقه صنعتی را تامین میکنند.
دو روز بعد، حملات مشابهی تاسیسات گسترده پتروشیمی در عسلویه، مرکز فعالیتهای گاز و پتروشیمی پارس جنوبی، را هدف قرار داد.
گرچه ابعاد کامل خسارات هنوز روشن نیست، مقامهای ایرانی تایید کردهاند فعالیتها در هر دو منطقه متوقف شده است.
ماهشهر حدود ۲۸ درصد از تولید پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد، در حالی که سهم عسلویه بیش از ۴۸ درصد است. در مجموع، این دو قطب حدود سهچهارم کل تولید پتروشیمی کشور را در اختیار دارند.
صنعت پتروشیمی پس از نفت خام، دومین منبع بزرگ درآمد صادراتی ایران بهشمار میرود. ظرفیت اسمی تولید کشور حدود ۹۵ میلیون تن در سال است، هرچند بهدلیل کمبودهای مداوم برق و گاز طبیعی، تولید واقعی به حدود ۷۵ میلیون تن میرسد.
حدود نیمی از این تولید - به ارزشی در حدود ۱۳ میلیارد دلار در سال - صادر میشود و بیش از یکپنجم صادرات غیرنفتی ایران را تشکیل میدهد.
ضربه به ستون ارزی و صنعتی اقتصاد ایران
بنابراین، توقف فعالیت این تاسیسات فراتر از یک اختلال موقت صنعتی است و مستقیما یکی از مهمترین منابع تامین ارز خارجی ایران را تهدید میکند.
اگر زیرساختهای آسیبدیده در میانمدت قابل بازسازی نباشند، حتی دومین تولیدکننده بزرگ پتروشیمی در خاورمیانه، ممکن است با کمبود مواجه شود.
در دهههای گذشته، ایران حدود ۷۰ میلیارد دلار در توسعه زیرساختهای پتروشیمی سرمایهگذاری کرده است که در صورت وارد شدن خسارات جدی، بازسازی این تاسیسات با چالشهای مالی و فنی بزرگی همراه خواهد بود.
با توجه به محدودیتهای ناشی از تحریمها، دسترسی محدود به سرمایه بینالمللی و فشارهای اقتصادی گستردهتر، ایران به احتمال زیاد منابع لازم را برای بازسازی سریع در اختیار نخواهد داشت.
حتی در صورت تامین منابع مالی خارجی، بازگرداندن ظرفیت تولید ممکن است سالها و حتی بیش از یک دهه زمان ببرد.
تاسیسات پتروشیمی سامانههایی بسیار پیچیده هستند که نه تنها به زیرساختهای فیزیکی، بلکه به تامین پایدار انرژی، فناوری پیشرفته و شبکههای کارآمد لجستیکی وابستهاند. عواملی که هماکنون در ایران تحت فشار قرار دارند.
همزمانی حملات با ضعفهای ساختاری
حملات به تاسیسات پتروشیمی همزمان با حملات اخیر به کارخانههای بزرگ فولاد در اصفهان و خوزستان صورت گرفته است. واحدهایی که در مجموع حدود نیمی از تولید فولاد ایران را تشکیل میدهند.
این الگو نشان میدهد هدف، تضعیف ستون فقرات صنعتی در ایران است، نه صرفا بخشهایی پراکنده.
زمانبندی این حملات نیز با توجه به ضعفهای ساختاری پیشین در ایران، اهمیت ویژهای دارد.
در سالهای اخیر، کشور با کمبود مزمن گاز طبیعی، برق و سوختهای پالایششده مواجه بوده و همین امر باعث شده بسیاری از صنایع با ظرفیت پایینتر از حد معمول فعالیت کنند.
این محدودیتها پیشتر نیز به کاهش تولید صنعتی و افزایش هزینهها منجر شده بود.
در عین حال، بخش لجستیک ایران با ناکارآمدیهای عمیق مواجه است.
بر اساس دادههای بانک جهانی، ایران از نظر عملکرد لجستیکی در منطقه در رتبههای پایین قرار دارد و وضعیتش تنها از افغانستان بهتر است که این موضوع توانایی کشور را برای تغییر مسیر زنجیرههای تامین، مدیریت اختلالها یا بازیابی سریع پس از آسیبهای گسترده زیرساختی، محدود میکند.
ترکیب این عوامل میتواند ایران را به سمت یک بحران اقتصادی عمیقتر سوق دهد. اختلال پایدار در صادرات پتروشیمی، ورود ارز خارجی را بهشدت کاهش میدهد و فشار بیشتری بر پول ملی وارد کرده و تورم را تشدید میکند.
در نهایت، بار اصلی این بحران بر دوش شهروندان عادی در ایران خواهد بود که هماکنون نیز با تورم بالا، کمبود انرژی و افزایش بیکاری دستوپنجه نرم میکنند.
در صورت عملی شدن تهدید ترامپ، این درگیری میتواند بیش از پیش وارد حوزه اقتصادی شود و مسیر اقتصاد ایران را دگرگون کرده و حتی بر بازارهای انرژی منطقهای و جهانی نیز اثر بگذارد.
روزنامه نیویورکپست در گزارشی درباره فرزند معصومه ابتکار، رییس پیشین سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی، نوشت عیسی هاشمی در حالی که سرسختانه از محکوم کردن نقش مادرش در گروگانگیری ۱۹۷۹ پرهیز میکند، در لسآنجلس زندگی مجللی دارد و به فرزندان ثروتمندان کالیفرنیا روانشناسی درس میدهد.
این روزنامه در گزارشی که دوشنبه ۱۷ فروردین منتشر شد، نوشت که «گروهی از فعالان مدنی و سازماندهندگان کارزارهای جمعآوری امضا» از دولت آمریکا خواستهاند عیسی هاشمی، فرزند ۴۳ ساله ابتکار را که «سرسختانه او از محکوم کردن گذشته تکاندهنده مادرش امتناع میکند» مورد تحقیق قرار دهند و از آمریکا اخراج کنند.
به نوشته نیویورکپست هاشمی دوشنبه هنگام خروج از «باشگاه مجللی که در آن ورزش میکند» پرسش یک خبرنگار درباره پیشینه مادرش را «با بیاعتنایی» بیپاسخ گذاشت و از صحبت خودداری کرد.
معصومه ابتکار در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران بهدست «دانشجویان پیرو خط امام» عضو این گروه بود و از آنجا که پس از سالها درس خواندن در ایالات متحده به زبان انگلیسی تسلط داشت، طی ۴۴۴ روز گروگانگیری بهعنوان سخنگوی این گروه فعالیت میکرد.
او در اظهارنظری مشهور، در پاسخ به یک خبرنگار خارجی که از او پرسید آیا حاضری اسلحه به دست بگیری و گروگانهای آمریکایی را بکُشی؟ پاسخ داد: «بله».
اکنون نیویورکپست در این گزارش به فعالیتهای ابتکار اشاره کرده و به نقل از یکی از سازماندهندگان یک کارزار آنلاین جمعآوری امضا علیه هاشمی نوشته است: «در حالی که مادر او هرگز از اشغال سفارت آمریکا -کاری که به زندگی بسیاری از ایرانیان صدمه زد- اظهار پشیمانی نکرد، پسر خودش از زندگی در آمریکا بهرهمند شده است. حالا درخواست ما این است که عیسی هاشمی و همسرش، مریم طهماسبی، هرچه سریعتر از آمریکا اخراج شوند.»
گروهی از ایرانیان ساکن کالیفرنیا، دهم بهمن، همزمان با بیانیه وزارت امور خارجه ایالات متحده مبنی بر اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها از خاک آمریکا، در مقابل دفتر کار عیسی هاشمی در مدرسه روانشناسی شیکاگو تجمع کردند و خواستار برکناری او از سمت دانشگاهیاش شدند.
بری روزن، گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، پنجم بهمن ۱۴۰۴ با انتشار پستی بلند در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت که ابتکار، سخنگوی گروگانگیرهای سفارت بود و گروگانها را به اعدام تهدید میکرد.
او «زندگی راحت» پسر ابتکار در لسآنجلس و فعالیتش به عنوان یک دانشگاهی را طنز تلخ تاریخ خواند و با اشاره به اخراج دختر علی لاریجانی از دانشگاه ایموری، گفت حضور فرزندان مقامهای حکومت ایران در آمریکا خشم بسیاری از ایرانیان خارج از ایران و گروگانهایی را که از اسارت جمهوری اسلامی جان سالم به در بردند، برانگیخته است.
به گزارش نیویورکپست، عیسی هاشمی در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد، سال ۲۰۱۰ به آمریکا مهاجرت کرد و در مقطع دکتری در رشته رهبری سازمانی در مدرسه شیکاگو مشغول شد.
او در حال حاضر بهعنوان استاد مدعو در دانشگاهی که دکتری خود را از آن دریافت کرد، تدریس میکند. همسرش، مریم طهماسبی، نیز مدرس روانشناسی است و در شهر آگورا هیلز در محدوده سانتا مونیکا زندگی میکنند.
مادر گروگانگیر، پدر امنیتی
بخش عمده گزارش نیویورکپست به رابطه خانوادگی عیسی هاشمی با معصومه ابتکار پرداخته، اما به اشارهای گذرا به پیشینه امنیتی پدرش، سیدمحمد هاشمی، بسنده کرده است.
این گزارش به نقل از فرزند یکی از گروگانها میگوید: «پدر او هم یکی از اعضای اصلی گروه دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود و چندین نفر از گروگانهای سابق، از جمله پدر من، بهطور مشخص او را بهعنوان فردی که در جریان شکنجه و بازجویی آنها حضور داشته، شناسایی کردهاند.»
هرچند سیدمحمد هاشمی در سالهای گذشته در مصاحبهها و اظهار نظرهای خود از توضیح دقیق درباره مسئولیتهایش در وزارت اطلاعات و همینطور فعالیتهای اقتصادیاش، بهویژه در زمینه گردشگری طبیعت، شکار، حیاتوحش و تجارت چوب، طفره رفته است اما در یکی از مصاحبههایش با خبرگزاری ایلنا تایید میکند که در سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۸ مسئولیت معاونت اطلاعات خارجی این وزارتخانه را بر عهده داشت.
کارزار اخراج مقامهای جمهوری اسلامی و فرزندانشان
در یک سال گذشته، بهویژه پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی و کشتار گسترده مردم ایران، کارزار شناسایی و اخراج بستگان مقامهای جمهوری اسلامی در ایالات متحده با جدیت بیشتری از سوی دولت آمریکا دنبال میشود.
در تازهترین رویداد مرتبط، وزارت امور خارجه آمریکا، شنبه ۱۵ فروردین با انتشار بیانیهای اعلام کرد که دختر خواهر یا برادر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه، و فرزند او که در آمریکا اقامت داشتند، پس از لغو اقامت دائم، بهدست ماموران فدرال بازداشت شدهاند و همسر او نیز از ورود به ایالات متحده منع شده است.
در این بیانیه، حمیده سلیمانی افشار «از حامیان صریح رژیم تمامیتخواه و تروریستی ایران» معرفی و به فعالیتهای او برای «تبلیغ برای رژیم ایران، شادی بابت حملات علیه سربازان و تاسیسات نظامی آمریکایی در خاورمیانه، تمجید از رهبر جدید ایران، به کار بردن لفظ "شیطان بزرگ" در مورد آمریکا و حمایت بیقیدوشرط از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» اشاره شد.
این وزارتخانه ۹ بهمن ۱۴۰۴ نیز در بیانیهای اعلام کرد: «همزمان با مبارزه مردم ایران برای دست یافتن به حقوق اولیه خود، ایالات متحده برای لغو امتیاز حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها در خاک آمریکا اقدام کرده است.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی اقامت فاطمه لاریجانی در آمریکا و اشتغال او در «انستیتو سرطان وینشیپ» وابسته به دانشگاه ایموری در آتلانتا نیز خبرساز شده بود. گروهی از ایرانیان مقیم آتلانتا ۲۹ دی در برابر این موسسه تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولان این موسسه درباره استخدام او شدند.
طبق بیانیه اخیر وزارت امور خارجه آمریکا اقامت فاطمه لاریجانی نیز لغو و از آمریکا اخراج شده است. این وزارتخانه اعلام کرد که او و همسرش از ورود مجدد به آمریکا در آینده منع شدهاند.
اورشلیمپست گزارش داد که دستگاه اطلاعاتی روسیه فهرستی حاوی اطلاعات دقیقی از ۵۵ زیرساخت حیاتی انرژی اسرائیل را در اختیار حکومت ایران قرار داده است؛ فهرستی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد حملات موشکی دقیقتری علیه شبکه انرژی اسرائیل انجام دهد.
این رسانه، دوشنبه ۱۷ فروردین به نقل از منبعی نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اوکراین، این تبادل اطلاعات را نشانهای از «تعمیق همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میان مسکو و تهران» خواند و نوشت که روسیه به مقامهای جمهوری اسلامی اطلاع داده است که حتی آسیب زدن به چند جزء معدود اما حساس و هستهای شبکه برق اسرائیل میتواند به «فروپاشی کامل و بلندمدت» انرژی در این کشور بینجامد.
بهنوشته اورشلیمپست، روسیه اینطور ارزیابی میکند که شبکه برق اسرائیل «برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی تا حد بسیار زیادی منزوی» است و از آنجا که این کشور یک «جزیره انرژی» بدون اتکا به واردات برق از دیگر کشورها به شمار میآید، آسیب جزئی اما حیاتی به تاسیسات برق آن به خاموشیهای گسترده و اختلالهای فنی منجر میشود که بهراحتی قابل جبران نیست.
این نخستین بار نیست که منابع اطلاعاتی اوکراین روسیه را به همکاری نزدیک با جمهوری اسلامی در جریان جنگ جاری متهم میکنند.
پس از حمله سپاه پاسداران به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در جنوب ریاض در هفتم فروردین، ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، در گفتوگو با شبکه خبری اِنبیسی گفت که «صددرصد» اطمینان دارد که روسیه مسئول ارائه اطلاعات مرتبط با حمله به جمهوری اسلامی بوده و تنها چند روز پیش از حمله تصاویر ماهوارهای این پایگاه هوایی را در اختیار حکومت ایران قرار داده است.
در این حمله یک فروند هواپیمای «ایی-تری سنتری» که بخشی از سامانه هشدار زودهنگام و کنترل هوابُرد آمریکاست، دچار آسیب جدی شد.
زلنسکی در این گفتوگو خلاصهای از گزارش روزانه ریاستجمهوری را که از سوی نهادهای اطلاعاتی اوکراین دریافت میکند به اشتراک گذاشت. این گزارش نشان میداد ماهوارههای روسی در روزهای ۲۰ مارس، ۲۳ مارس و ۲۵ مارس (هفت تا دو روز پیش از حمله ۷ فروردین) از این پایگاه هوایی تصویربرداری کردهاند. بهگفته او این تصویربرداری پیدرپی نشان میدهد حملهای در حال برنامهریزی بوده است.
اورشلیمپست در گزارش تازه خود همچنین تاکید کرد که فهرست ارائهشده به جمهوری اسلامی اهداف مورد نظر را در یک دستهبندی دقیق «بر پایه اهمیت راهبردی» به سه سطح تاسیسات حیاتی تولید، مراکز عمده انرژی شهری و صنعتی، و زیرساختهای محلی تقسیم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سطح یک، مشخصات تاسیسات حیاتی تولید و مکانهایی قرار دارد که تخریب آنها به فلج شدن سیستم ملی انرژی میانجامد. نیروگاه «اوروت رابین» یکی از اهدافی است که مشخصات آن در سطح یک قرار گرفته است.
اوروت رابین [در زبان عبری به معنای چراغهای رابین] نیروگاه برق در شهر بندری خدرا در شمال تلآویو، بزرگترین نیروگاه اسرائیل است و بخش عمده برق این کشور را تامین میکند.
بخش عمده اهدافی که در سطح دوم قرار گرفتهاند در مرکز اسرائیل قرار دارند و به جمعیتهای بزرگ خدمات ارائه میدهند. سطح سوم نیز پستهای برق منطقهای را شامل میشود که از مناطق صنعتی و نیروگاههای کوچکتر پشتیبانی میکنند.
زلنسکی پیشتر در گفتوگو با اورشلیمپست درباره انتقال «دانش روسیه به خاورمیانه» هشدار داده و روسیه را متهم کرده بود که تجربه و اطلاعات بهدستآمده در میدانهای نبرد با اوکراین را به متحد خود، یعنی جمهوری اسلامی میدهد.
او این موضوع را در شبکه اجتماعی ایکس نیز طرح کرده بود. رییسجمهوری اوکراین سوم فروردین با انتشار پستی ادامه حمایت اطلاعاتی روسیه را «بهوضوح مخرب» خواند و افزود در حالی که کشورهای مختلف در تلاشاند امنیت را تضمین و از گسترش بحران جلوگیری کنند، این حمایت اطلاعاتی بحران را تشدید میکند.
پس از سفر زلنسکی به عربستان و دیدار او با مقامهای ارشد این کشور، خبرهایی مبنی بر کمک تکنیکی متخصصان نظامی اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس با هدف مقابله موثرتر با حملات جمهوری اسلامی منتشر شد.
اورشلیمپست در ادامه نوشت که روسیه با انتقال این اطلاعات هدفی دوگانه را دنبال میکند؛ تقویت متحد اصلی خود در منطقه از یک سو و منحرف کردن توجه جهانی از جنگ در اوکراین از سوی دیگر.
این روزنامه اسرائیلی در پایان به نقل از آناتولی ویکتوروف، سفیر روسیه در اسرائیل نوشت که روسیه ادعاهای منابع اطلاعاتی اوکراین را رد و بر گفتوگو و همکاری با اسرائیل درباره مسائل امنیتی تاکید میکند.