چند درصد از پرتابگرهای موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی نابود شدهاند؟
بر اساس گزارش سیانان حدود نیمی از پرتابگرهای موشکهای بالستیک ایران همچنان سالم و دستنخورده باقی ماندهاند. کاخ سفید این خبر را رد کرده است و منابع اسرائیلی هم آمار متفاوتی دادهاند.
شبکه سیانان بهنقل از سه منبع آگاه اطلاعاتی خبر داد که با وجود بیش از یک ماه بمباران سنگین از سوی آمریکا و اسرائیل، حدود نیمی از پرتابگرهای موشکهای بالستیک ایران همچنان سالم و دستنخورده باقی ماندهاند.
اختلاف در آمار و ارزیابیها
بهنوشته تایمز اسرائیل، این ارزیابی با آمارهای ارائهشده از سوی اسرائیل تفاوت دارد. طبق گزارش سیانان، برخی از پرتابگرهای باقیمانده در حال حاضر غیرقابل دسترس هستند؛ زیرا در اثر حملات پیاپی هوایی، زیر آوار مدفون شدهاند.
اسرائیل در ماه مارس اعلام کرده بود که حدود ۶۰ درصد از ۴۷۰ پرتابگر موشک بالستیک ایران را نابود یا غیرفعال کرده است.
تایمز اسرائیل اشاره میکند که تفاوت بین آمار آمریکا و اسرائیل میتواند ناشی از نحوه دستهبندی پرتابگرها باشد؛ چرا که آمریکا پرتابگرهایی را که سالم اما زیر آوار هستند، همچنان جزو توان نظامی تهران محسوب میکند.
توان نظامی باقیمانده جمهوری اسلامی
بهگزارش تایمز اسرائیل، ارزیابیهای اطلاعاتی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچنان ذخایر بزرگی از تسلیحات راهبردی را در اختیار دارد.
تهران همچنان هزاران پهپاد تهاجمی را در انبارها حفظ کرده که کاملا آماده شلیک هستند. همچنین درصد بالایی از موشکهای کروز دفاع ساحلی ایران سالم ماندهاند؛ این تسلیحات نقشی کلیدی در تهدیدات جمهوری اسلامی علیه امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز ایفا میکنند.
نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز همچنان پابرجاست. در حالی که نیروی دریایی ارتش ایران تا حد زیادی از کار افتاده، نیروی دریایی سپاه پاسداران حدود نیمی از توانمندیهای خود را حفظ کرده است.
تجهیزات نیروی دریایی سپاه شامل صدها یا شاید هزاران قایق تندرو و شناورهای بدون سرنشین است.
یک منبع آگاه به تایمز اسرائیل گفت: «جمهوری اسلامی هنوز کاملا آماده است تا در سراسر منطقه آشوب مطلق به پا کند.»
واکنش کاخ سفید به گزارش سیانان
کاخ سفید گزارش سیانان مبنی بر باقیماندن نیمی از توان موشکی ایران را رد کرده و آن را تلاشی برای تخریب دستاوردهای نظامی ایالات متحده دانسته است.
سخنگوی کاخ سفید تاکید کرد که حملات موشکی و پهپادی ایران ۹۰ درصد کاهش یافته و دو سوم تاسیسات تولیدی آنها آسیب دیده یا نابود شده است.
با این حال، تایمز اسرائیل خاطرنشان میکند که از زمان شروع جنگ، جمهوری اسلامی بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرده است.
۹۲ درصد این موشکها رهگیری شدهاند، اما برخورد موشکهای حامل کلاهکهای خوشهای و متعارف به مناطق مسکونی، خسارات گستردهای بر جای گذاشته است.
فشارهای دیپلماتیک بر ترامپ
مجله تایم بهنقل از منابع ناشناس مینویسد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در تلاش هستند دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را متقاعد کنند تا جنگ را تا تضعیف کامل تهران ادامه دهد.
نتانیاهو معتقد است جمهوری اسلامی در حال خریدن زمان است تا مخفیانه به سمت بمب هستهای حرکت کند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اگرچه به دنبال راهی برای خروج از جنگ است، اما متعهد است اجازه ندهد جمهوری اسلامی به سلاح هستهای دست پیدا نکند.
پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، از ژنرال رندی جورج، فرمانده نیروی زمینی ارتش این کشور و دو فرمانده ارشد دیگر خواسته است از سمتهای خود کنارهگیری کنند.
پنتاگون تأیید کرد که جورج، که بیش از یک سال از دوره خدمتش باقی مانده بود، «بهطور فوری از سمت خود بهعنوان چهلویکمین رئیس ستاد ارتش بازنشسته میشود.»
رویترز گزارش داده است که ژنرال کریستوفر لانِو، معاون پیشین جورج، بهعنوان سرپرست موقت فرمانده نیروی زمینی ارتش آمریکا منصوب شده است.
رندی جورج عالیرتبهترین ژنرال ارتش آمریکا بود و برکناری او در اتفاقی بیسابقه در میانه جنگ ایران رخ داده است. دلیل این تصمیم هنوز بهطور رسمی اعلام نشده است.
حملات آمریکا به جمهوری اسلامی عمدتا از سوی نیروی دریایی و نیروی هوایی انجام میشود، اگرچه نیروهای زمینی ارتش برای سامانههای دفاع هوایی به خاورمیانه اعزام شدهاند. نیروی زمینی ارتش با حدود ۴۵۰ هزار نیروی فعال، بزرگترین شاخه نیروهای مسلح آمریکا است.
جورج در سال ۲۰۲۳ از سوی جو بایدن در این سمت منصوب شده بود و دورهای را که معمولا چهار ساله است طی میکرد، اما اکنون از او خواسته شده فوراً بازنشسته شود.
او فعالیت حرفهای خود را بهعنوان افسر پیادهنظام آغاز کرده و در عملیاتهایی از جمله «سپر صحرا» و «طوفان صحرا» حضور داشته است. رندی جورج پیش از این معاون فرمانده کل ارتش بود.
این تصمیم در حالی گرفته شده که جورج بهتازگی از تمرینات لشکر ۸۲ هوابرد بازدید کرده بود. هزاران سرباز از لشکر نخبه ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا نیز وارد خاورمیانه شدهاند که میتواند برای عملیات زمینی در ایران به کار گرفته شوند.
جورج و دن دریسکول، وزیر ارتش، سال گذشته «ابتکار تحول ارتش» را آغاز کرده بودند که شامل ادغام برخی فرماندهیها و حذف تجهیزات «قدیمی» و «مازاد» بود.
برکناری او بخشی از سلسله تغییرات گسترده در میان فرماندهان ارشد نظامی توسط هگست در ماههای اخیر است.
هگست علاوه بر رندی جورج، ژنرال دیوید هودنه و سرلشکر گرین جونیور را نیز از سمتهای خود برکنار کرده است.
ژنرال هودنه ریاست «فرماندهی تحول و آموزش ارتش» را بر عهده داشت و گرین ریاست نهاد روحانیون ارتش را اداره میکرد.
هگست از زمان شروع کار خود بهعنوان وزیر جنگ شماری از ارشدترین فرماندهان ارتش از جمله رییس ستاد مشترک ارتش، معاون رییس ستاد نیروی هوایی و نیز رییس عملیات نیروی دریایی را اخراج کرده است.
وبسایت آکسیوس بهنقل از یک مقام آمریکایی و یک منبع آگاه گزارش داد که وزارت امور خارجه آمریکا در دسامبر گذشته بهدلیل نگرانیهای امنیت ملی سعادت آقاجانی، معاون سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل، را اخراج کرد.
بهنوشته آکسیوس تصمیم آمریکا در آن زمان محرمانه نگه داشته شد. این اقدام یکی از دستکم سه مورد اخراج دیپلماتهای جمهوری اسلامی در نیویورک طی شش ماه گذشته بوده است.
براساس این گزارش، وزارت امور خارجه آمریکا در اوایل دسامبر با ارسال یادداشتی رسمی به نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نیویورک ارسال کرد و از سعادت آقاجانی خواست فورا ایالات متحده را ترک کند.
بهنوشته آکسیوس از این دیپلمات جمهوری اسلامی خواسته شد تحت «رویههای بخش ۱۳» آمریکا را ترک کند. رویههای بخش ۱۳ شامل فرآیندی داخلی در وزارت امور خارجه آمریکا میشود که به جای اعلام رسمی «عنصر نامطلوب»، برای تسهیل اخراجی آرام به کار گرفته میشود.
وزارت امور خارجه آمریکا معمولا از اخراجهای تحت بخش ۱۳ برای دیپلماتهایی استفاده میکند که به جاسوسی یا اقدام برخلاف منافع یا امنیت ملی آمریکا متهم هستند. با این حال، هیچ اتهام مشخصی علیه آقاجانی مطرح نشده است.
یک مقام آمریکایی به آکسیوس گفت در ماه فوریه، وزارت امور خارجه از فرزندان آقاجانی که پس از خروج پدرشان در نیویورک باقی مانده بودند نیز خواست کشور را ترک کنند.
بهنوشته آکسیوس دستکم دو دیپلمات دیگر با رتبه پایینتر در نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نیویورک، دو ماه پیش از خروج آقاجانی اخراج شده بودند.
در ماه سپتامبر گذشته، وزارت امور خارجه آمریکا همچنین رفتوآمد دیپلماتهای جمهوری اسلامی در این نمایندگی را به شعاع ۲۵ مایلی از مرکز منهتن محدود کرده بود.
در حالی که نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در لبنان و عراق فعال شده و توجهات بینالمللی را به خود معطوف کردهاند، با تداوم جنگ و افزایش تنشها، این خطر وجود دارد که تهران مهرههای خود را در جبهه دریای سرخ نیز بهطور کامل وارد میدان کند.
جمهوری اسلامی با بهرهگیری از توانمندی موشکی حوثیها در یمن و مهرههای خود در سودان، در دو سوی دریای سرخ نفوذ یافته است؛ نفوذی که میتواند مسیر پیونددهنده بازارهای آسیا به اروپا را با تهدیدی جدی روبهرو کند.
حوثیها و گشودن جبهه جدید
در ساحل شرقی دریای سرخ، حوثیها با حملات موشکی به اسرائیل، رسما جبهه جدیدی را در منازعات منطقهای گشودهاند. یحیی سریع، سخنگوی حوثیها، بر هماهنگی این حملات با «عملیات مجاهدین در ایران و حزبالله لبنان» تاکید کرده است.
اگرچه حوثیها ریشههای محلی دارند، اما اورشلیمپست با استناد به منابع یمنی در گزارشی از حضور نیروهای سپاه پاسداران در خاک یمن و نظارت آنها بر ظرفیتهای اطلاعاتی و موشکی خبر داد و نوشت: «حوثیها عمیقا در ساختار نظامی منطقهای سازماندهیشده به دست جمهوری اسلامی ادغام شدهاند. توانایی آنها برای ضربه زدن به دشمنان، مستقیما ناشی از رابطه با تهران است.»
احیای روابط دیپلماتیک تهران و خارطوم در اکتبر ۲۰۲۳، مسیر را برای ورود تسلیحات ایرانی هموار کرد و باعث نفوذ این کشور در سوی دیگر دریای سرخ و در خاک آفریقا شد.
به گزارش کانال ۷ اسرائیل، نفوذ جمهوری اسلامی در سودان فراتر از ارسال سلاح و ادوات نظامی است.
تهران با استفاده از پیوندهای ایدئولوژیک، نفوذ خود را در لایههای اعتقادی این کشور گسترش داده است.
نمونه بارز این نفوذ، تیپ «البراء بن مالک» است؛ شبهنظامیانی وابسته به اخوانالمسلمین سودان که اکنون تحت آموزش مربیان ایرانی قرار دارند.
به گزارش کانال ۷ «پهپادها در نهایت زنگ میزنند، اما فداکاری و تعصب مذهبی مدت زیادی دوام میآورد. ایران در تبدیل میدانهای نبرد به پایگاههای ایدئولوژیک خود استاد است و فرهنگ نظامی سودان در حال جذب این الگوست.»
ایجاد پایگاه استراتژیک در سواحل غربی
به گزارش کانال ۷، ویدیوهای میدان نبرد در اواخر مارس ۲۰۲۶، پرواز پهپادهای ایرانی بر فراز خارطوم و حضور مربیان نظامی جمهوری اسلامی را برای آموزش نیروهای ارتش سودان تایید میکند. این همکاری که از اوایل سال ۲۰۲۵ ورق نبرد را به نفع ارتش سودان برگرداند.
جمهوری اسلامی در ازای این حمایت، «موقعیت جغرافیایی» سودان را به عنوان پاداش دریافت کرده است.
سودان اکنون به ایستگاه شنود و رصد تحرکات دریایی آمریکا، عربستان سعودی و امارات تبدیل شده است. به گزارش کانال ۷ «جمهوری اسلامی یک متحد وفادار و وابسته در سواحل استراتژیک دریای سرخ درست کرده؛ مدلی که بسیار شبیه به آنچه ایران با حوثیها در یمن انجام داد، به نظر میرسد.»
خطر اصلی زمانی جدی میشود که نفوذ ایران در سودان (ساحل غربی) با قدرت حوثیها در یمن (ساحل شرقی) ترکیب شود.
این هماهنگی میان دو سوی دریا، پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهان به همراه دارد. اورشلیمپست گزارش میدهد که با بسته شدن تنگه هرمز، عربستان از بندر «ینبع» در دریای سرخ برای صادرات نفت استفاده میکند؛ اما تهدید حوثیها این مسیر جایگزین را ناامن کرده و باعث جهش قیمت نفت شده است.
به نوشته کانال ۷، نفوذ در دریای سرخ دست جمهوری اسلامی را برای فشار بر غرب افزایش میدهد: «شما حوثیها را در جنوب و بندر سودان را در شمال دارید. این آبراه کارخانههای آسیایی را به بازارهای اروپایی پیوند میدهد و ایران اکنون در حال محکم کردن نفوذ خود بر این بخش کلیدی از اقتصاد جهانی است.»
فراتر از دریا؛ لژیون آفریقایی جمهوری اسلامی
استراتژی تهران در سودان، پلی برای نفوذ به عمق آفریقا و حضور در کشورهایی نظیر مالی، نیجر، بورکینافاسو و چاد است.
به گزارش کانال ۷، ایران با صادرات پهپادهای ارزانقیمت به حاکمان نظامی جدید این کشورها، در حال گسترش قلمرو نفوذ خود است: «یک کارخانه پهپاد در خارطوم میتواند تا سال ۲۰۲۷ گروههای شورشی را در سراسر این منطقه تغذیه کند. سرمایهگذاری در دریای سرخ میتواند به کنترلی گسترده در سراسر قاره منجر شود.»
ارتش آمریکا اعلام کرده در جریان جنگ اخیر، «برتری فضایی» بر ایران بهدست آورده است؛ اما به گزارش منبع اصلی، کارشناسان دفاعی درباره تاثیر واقعی این ادعا تردید دارند.
به نوشته وبسایت «دیفنسوان» (Defense One)، ارتش ایالات متحده این هفته اعلام کرد که در جریان عملیات «خشم حماسی» توانسته کنترل حوزه فضا را در برابر ایران بهدست بگیرد. برد کوپر، فرمانده سنتکام، روز سهشنبه ۱۱ فروردین گفت: «نیروی فضایی ما برتری نهایی را برای ما فراهم کرده و با ایجاد برتری فضایی، نقش حیاتی در این نبرد ایفا کرده است.»
این اظهارات حدود یک ماه پس از آن مطرح شد که سنتکام از نابودی «معادل فرماندهی فضایی ایران» خبر داده بود؛ اقدامی که به گفته مقامهای آمریکایی، توان سپاه پاسداران برای هماهنگی حملات تلافیجویانه را تضعیف کرده است.
تردید کارشناسان درباره «برتری فضایی» با این حال، به نوشته دیفنسوان، کارشناسان دفاعی با توجه به محدود بودن توان فضایی ایران، درباره معنای عملی این «برتری» تردید دارند. هنوز مشخص نیست که آیا [حکومت] ایران همچنان در حال ایجاد اختلال یا فریب در سامانههای فضایی آمریکا است یا نه، و مقامهای نظامی نیز به دلیل طبقهبندی اطلاعات از ارائه جزئیات خودداری کردهاند.
ویکتوریا سامسون، کارشناس امنیت فضایی، در این باره گفت: «این به این معنا نیست که آنها دیگر نمیتوانند از داراییهای فضایی استفاده کنند… هنوز ابهامات زیادی وجود دارد.» او افزود که [حکومت] ایران اساساً از فضا برای تحلیل تصاویر استفاده میکرده و مشخص نیست این توان تا چه حد مختل شده باشد.
وابستگی [حکومت] ایران به دادههای فضایی خارجی این گزارش تاکید میکند که [حکومت] ایران برای هدفگیری در منطقه، به اطلاعات و تصاویر فضایی کشورهایی مانند چین و روسیه متکی است. یک مقام آمریکایی در گفتوگو با دیفنسوان گفته است: «صرف اینکه ایرانیها اطلاعات فضایی دریافت میکنند، به این معنا نیست که ما برتری فضایی نداریم.»
بر اساس دادههای موجود، [حکومت] ایران از سال ۲۰۰۵ تاکنون ۲۶ ماهواره پرتاب کرده که تنها ۱۳ مورد آنها همچنان فعال هستند و سه مورد نیز به سپاه پاسداران تعلق دارند؛ در حالی که آمریکا بیش از ۵۰۰ ماهواره نظامی و اطلاعاتی فعال در اختیار دارد.
«رقابت نابرابر» اما با مزیت عملیاتی برای آمریکا چنس سالتزمن، فرمانده نیروی فضایی آمریکا، اذعان کرده است که این «رقابت واقعاً برابر نبوده»، اما گفته است نابودی توان فضایی [حکومت] ایران به آمریکا در حوزه ارتباطات و عملیات هوایی برتری داده است. او تاکید کرد: «شما زمانی برتری فضایی دارید که بتوانید از فضا آنطور که میخواهید استفاده کنید و دشمن نتواند همان کار را انجام دهد.»
مفهوم «برتری فضایی» چیست؟ به نوشته دیفنسوان، مفهوم «برتری فضایی» نخستینبار در دهه ۱۹۸۰ در اسناد نیروی هوایی آمریکا مطرح شد و بعدها بهعنوان معادل برتری هوایی در نظر گرفته شد. در دکترین جدید نیروی فضایی نیز این مفهوم بهعنوان هدف اصلی تعریف شده است.
در این دکترین آمده است: «برتری فضایی به میزان کنترلی گفته میشود که به نیروها اجازه میدهد بدون اختلال جدی از تهدیدهای فضایی عمل کنند و در عین حال، همین امکان را از دشمن سلب نمایند.»
تلاشی برای برجسته کردن نقش نیروی فضایی؟ برخی کارشناسان معتقدند اعلام این «برتری» بیش از آنکه بیانگر تغییری اساسی در میدان باشد، تلاشی برای برجسته کردن نقش نیروی فضایی در جنگهای مدرن است. سامسون در این باره گفت: «این حرف عجیبی است؛ به نظر میرسد بیشتر برای نشان دادن نقش جنگی نیروی فضایی مطرح شده باشد.»
در همین حال، کاری بینگن، تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، تاکید کرد که ادغام توان فضایی در عملیات نظامی روندی طبیعی است، بهویژه در شرایطی که دشمنان بهدنبال هدف قرار دادن سامانههای فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، نیروهای نیروی فضایی در مناطق عملیاتی مستقر شدهاند و علاوه بر آن، از داخل خاک آمریکا نیز از عملیات پشتیبانی میکنند؛ نقشی که شامل هشدار موشکی، ارتباطات ماهوارهای و ایجاد اختلال برای دشمن است.
با این حال، همانطور که گزارش دیفنسوان نشان میدهد، هنوز این پرسش باقی است که «برتری فضایی» در مورد کشوری با توان محدود فضایی مانند ایران، دقیقاً چه تغییر ملموسی در میدان نبرد ایجاد کرده است.
مجله تایم گزارش داد که دونالد ترامپ در حالی بهدنبال راهی برای پایان دادن به «جنگ ایران» است که از یکسو نگران افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ در داخل آمریکاست و از سوی دیگر میخواهد این عملیات بهعنوان یک «پیروزی قاطع» ثبت شود.
به گزارش مجله تایم، در هفته سوم «جنگ ایران»، گروهی از نزدیکترین مشاوران دونالد ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید به او هشدار دادند که جنگی که آغاز کرده، بهطور فزایندهای در افکار عمومی آمریکا نامحبوب شده است. بر اساس این گزارش، نظرسنجیهای تونی فابریتزیو، نظرسنج دیرینه ترامپ، نشان میداد همزمان با عبور قیمت بنزین از ۴ دلار در هر گالن، سقوط بازارهای سهام به پایینترین سطح چندساله، کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی و آمادگی میلیونها نفر برای اعتراض، ادامه جنگ میتواند حمایت عمومی از ترامپ و شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر را تهدید کند.
تایم مینویسد این پیام را سوزی وایلس، رییس دفتر کاخ سفید، و گروه کوچکی از دستیاران به ترامپ منتقل کردند. به نوشته این مجله، وایلس نگران بود برخی مشاوران تصویر «بیش از حد گلوبلبل» و خوشبینانهای از نحوه دیده شدن جنگ در داخل آمریکا به رییسجمهوری ارائه میکنند و به جای آنچه باید بداند، آنچه دوست دارد بشنود را به او میگویند. به گفته دو منبع کاخ سفید که تایم با آنها گفتوگو کرده، او همکارانش را تشویق کرده بود که درباره ریسکهای سیاسی و اقتصادی «صریحتر با رییس» صحبت کنند.
بر اساس این گزارش، ترامپ بسیاری از صبحهای اخیر را با تماشای ویدئوهایی آغاز میکرد که مقامهای نظامی از موفقیتهای میدانی تهیه کرده بودند و به مشاورانش گفته بود که حذف تهدید هستهای ایران میتواند یکی از دستاوردهای شاخص دوره ریاستجمهوریاش باشد. اما در پشت صحنه، به نوشته تایم، واقعیتی شکل گرفته بود که کاخ سفید دیگر نمیتوانست نادیده بگیرد: زمان در حال از دست رفتن بود، آن هم در شرایطی که ترامپ با وعده احیای اقتصاد و دور نگه داشتن آمریکا از جنگهای خارجی به قدرت بازگشته بود.
ترامپ بهدنبال «راه خروج» است تایم به نقل از دو مشاور و دو عضو کنگره که در هفته گذشته با ترامپ صحبت کردهاند، گزارش میدهد که افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ باعث شده او بهدنبال یک «راه خروج» باشد. به نوشته این مجله، ترامپ به این افراد گفته است میخواهد کارزار نظامی را جمع کند، زیرا از یک جنگ طولانی که میتواند جمهوریخواهان را پیش از انتخابات میاندورهای زمینگیر کند، نگران است. در عین حال، او میخواهد این عملیات یک موفقیت قاطع به نظر برسد. به گفته متحدانش، ترامپ در جستوجوی راهی است که در آن بتواند اعلام پیروزی کند، جنگ را متوقف سازد و امیدوار باشد وضعیت اقتصادی پیش از تثبیت آسیب سیاسی، رو به بهبود بگذارد. یک مقام ارشد دولت به تایم گفته است: «یک پنجره زمانی باریک وجود دارد.»
این گزارش میگوید ترامپ در سخنرانی سراسری شامگاه اول آوریل کوشید این دو هدف را همزمان پیش ببرد: از یکسو از پیروزیهای نظامی سخن گفت و اعلام کرد عملیات «به پایان نزدیک میشود» و از سوی دیگر تهدید کرد که آمریکا در دو تا سه هفته آینده به جمهوری اسلامی «بسیار سخت» حمله خواهد کرد و زیرساخت انرژی کشور را هدف خواهد گرفت. او در آن سخنرانی گفت: «ما آنها را به عصر حجر بازخواهیم گرداند، جایی که به آن تعلق دارند.»
ترامپ به تایم: «آنها دارند نابود میشوند» تایم گزارش میدهد ترامپ صبح روز بعد از سخنرانیاش در مصاحبه تلفنی با این مجله تاکید کرد که [حکومت] ایران مشتاق توافق برای پایان دادن به جنگ است. او گفت: «چرا نباید تماس بگیرند؟ ما دیشب فقط سه پل بزرگشان را منفجر کردیم.» ترامپ افزود: «آنها دارند نابود میشوند. میگویند ترامپ با ایران مذاکره نمیکند. منظورم این است که این، یک جور مذاکره آسان است.»
با این حال، تایم مینویسد پشت این لحن پرخاشگرانه، در ساختمان غربی [وست وینگ] کاخ سفید این درک رو به افزایش بود که اوضاع ممکن است از کنترل خارج شود. بر اساس این گزارش، برخی مقامهای کلیدی دولت ترامپ، از جمله پیت هگست، وزیر جنگ، از دامنه حملات تلافیجویانه [حکومت] ایران علیه اهداف آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه غافلگیر شدند؛ حملاتی که کشورهایی چون کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر را نیز دربر گرفت. به نوشته تایم، این واکنش فرض پیشین را که تهران به تلافیهای نمایشی و محدود بسنده خواهد کرد، از بین برد.
یک فرد آگاه از طرز فکر هگست به تایم گفته است: «هگست غافلگیر شد، در این تردیدی نیست.» همان منبع در توضیح واکنش وزیر جنگ افزوده است: «او انتظار داشت ایرانیها به شکلی پاسخ بدهند. وقتی شروع کردند به حمله به تقریباً کل منطقه، برایش شبیه این بود که: “واو، ما واقعاً وارد این [موقعیت] شدهایم.”»
پنتاگون این روایت را رد کرده و شان پارنل، سخنگوی ارشد هگست، به تایم گفته است ارتش آمریکا از پیش همه سناریوهای واکنش [حکومت] ایران را پیشبینی و برای آن آماده شده بود. او گفته است: «هیچچیزى که [حکومت] ایران انجام دهد ما را غافلگیر نمیکند. ما آمادهایم، مسلط هستیم، و در حال پیروزی هستیم.»
موفقیت نظامی از نگاه پنتاگون، اما ابهام درباره اهداف بزرگتر تایم به نقل از ارزیابی پنتاگون مینویسد عملیات «خشم حماسی» از نظر نظامی موفقیتی روشن بوده و ۹۰ درصد توان موشکی [حکومت] ایران نابود یا تضعیف شده، حدود ۷۰ درصد پرتابگرها از کار افتاده، بیش از ۱۵۰ شناور دریایی منهدم یا از کار افتادهاند و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه بسیاری از مقامهای ارشدش کشته شدهاند. اما این مجله تاکید میکند که دستیابی به اهداف گستردهتری که ترامپ تبلیغ میکرد - از جمله جلوگیری دائمی از دستیابی تهران به سلاح هستهای، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک و جایگزینی حاکمان تندرو با رژیمی «دوستتر»- در بازه زمانی کوتاهی که کاخ سفید برای خود در نظر گرفته، بهطور فزایندهای دور از دسترس به نظر میرسد.
در سخنرانی خود، ترامپ گفته بود: «ما همه کارتها را داریم. آنها هیچکدام را ندارند. ما بهزودی در مسیر تکمیل همه اهداف نظامی آمریکا هستیم.» اما تایم مینویسد که بازی پایانی همچنان مبهم است: ترامپ همزمان وعده تشدید جنگ و کاهش آن را داده است.
«من اجازه نمیدهم هوش مصنوعی تصمیم مرگ و زندگی بگیرد» تایم مینویسد ترامپ با وجود تمایل به تشدید فشار نظامی، گزینههای کمی را از روی میز کنار گذاشته است. با این حال، او در گفتوگو با این مجله تاکید کرده که هرگز اجازه نخواهد داد هوش مصنوعی درباره مرگ و زندگی تصمیمگیری کند. او با تاکید بر اینکه «من اجازه نمیدادم هوش مصنوعی این کار را انجام دهد» افزوده است: «من به هوش مصنوعی احترام میگذارم. [اما] این تصمیمی است که یک رییسجمهوری باید بگیرد - البته اگر صلاحیت داشته باشد.»
به نوشته تایم، استیو ویتکاف، دوست نزدیک ترامپ و فرستاده او، این وضعیت را بازتابی از تجربه تجاری رییسجمهوری میداند؛ رویکردی که در آن حفظ گزینههای متعدد نقش محوری دارد. ویتکاف به همکارانش در کاخ سفید و وزارت خارجه گفته است: «دونالد ترامپ همیشه چندین راه خروج دارد؛ گزینههای مختلف را حفظ میکند و در جریان کار، مسیر خود را پیدا میکند.» با این حال، تایم تاکید میکند که جنگها اغلب از برنامههای رییسجمهوری پیشی میگیرند و خطر قمار ترامپ این است که تشدید عملیات نظامی در هفتههای آینده، بهجای ایجاد مسیرهای خروج، آنها را محدودتر کند.
فرض اولیه دولت: حملهای سریع و پاسخ محدود بر اساس گزارش تایم، وقتی مقدمات جنگ فراهم میشد، دولت آمریکا تصور میکرد فرمول برندهای در اختیار دارد: آمریکا ضربهای افتتاحیه و چنان سهمگین وارد میکند که تنها پاسخ ممکن برای تهران، واکنشی محدود خواهد بود؛ پاسخی کافی برای اقناع افکار عمومی داخلی ایران، اما نه آنقدر شدید که حملات بیشتری را در پی داشته باشد. این فرضیه بر تجربههای قبلی استوار بود. به نوشته تایم، وقتی ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود دستور کشتن قاسم سلیمانی را داد، پاسخ حکومت ایران حمله موشکی به یک پایگاه آمریکایی بود که تلفات نداشت و از قبل بهنوعی اطلاع داده شده بود. پس از عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵ نیز واکنش تهران محدود باقی ماند.
تایم مینویسد ترامپ از دیرباز به آنچه دستیارانش «عملیاتهای یکضرب و تمام» میخوانند علاقه داشته است؛ عملیاتی که در یمن، سوریه و سومالی به اجرا گذاشته بود. این مجله همچنین یادآوری میکند که او در ژانویه گذشته دستور عملیات جسورانه بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را صادر کرد و با انتقال او به آمریکا برای محاکمه، مسیر را برای روی کار آمدن شریک مطلوبتر واشینگتن، دلسی رودریگز، هموار ساخت. دستیاران ترامپ به تایم گفتهاند او ونزوئلا را نمونهای میدانست از اینکه یک مداخله سریع و دقیق میتواند رژیمی خصمانه را ساقط کند، جایگزینی همراه سرکار بیاورد و منافع آمریکا را بدون گرفتار شدن در یک تقابل فرسایشی تامین کند.
نقش نتانیاهو و طرح حمله به نوشته تایم، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نگاه متفاوتی داشت و در شش ماه گذشته بارها به ترامپ گفته بود که موفقیتهای پیشین علیه حکومت ایران باید مقدمه کارزاری طولانیتر و نهایی باشد. یک مقام اسرائیلی به تایم گفته است که نتانیاهو در دیدار خصوصی ۱۱ فوریه در واشینگتن به ترامپ گفته بود: «تا اینجا آمدهایم، دونالد. باید کاری را که شروع کردهایم تمام کنیم.» به گفته یک منبع حاضر در جلسه، نتانیاهو استدلال میکرد [حکومت] ایران وقت میخرد و بهطور پنهانی به سوی بمب پیش میرود.
تایم مینویسد طرح حمله حدود یک ماه پیش از اجرا نهایی شده بود و طی این مدت، هماهنگیهای فشرده و دقیقی - عمدتاً با مشورت نزدیک با همتایان اسرائیلی- انجام گرفت. با این حال، زمانی که نیویورکتایمز در ۱۷ فوریه جزئیاتی از برنامهریزی عملیات را منتشر کرد، ترامپ بهشدت خشمگین شد و به گفته یک مقام ارشد دولتی، با الفاظ تند به دستیارانش واکنش نشان داد. او سپس در برابر خبرنگاران اعلام کرد که ظرف «۱۰ تا ۱۵ روز» درباره حمله تصمیمگیری خواهد کرد، در حالی که از پیش میدانست آمریکا قصد دارد بسیار زودتر دست به اقدام بزند. یکی از مقامهای کاخ سفید به تایم گفته است: «او عمداً در فضای عمومی گمراهسازی میکرد تا [محرمانگی] ماموریت حفظ شود.»
فریب حتی برای برخی از مشاوران خودی به گزارش تایم، ترامپ چنان نسبت به درز اطلاعات بدگمان شده بود که برخی از دستیاران خودش نیز هدف پنهانکاری قرار گرفتند. روز ۲۷ فوریه او به مارالاگو رفت و دستیاران در یک اتاق بحران موقت جمع شدند. اما ترامپ از تعداد زیاد افراد حاضر خوشش نیامد. به گفته یک مقام، «او فکر میکرد جمع خیلی بزرگ است» و در میان آنان کسانی بودند که رییسجمهوری یا نمیشناخت یا احساس میکرد به اندازه کافی آنها را نمیشناسد. در مقطعی، او با تندی اعلام کرد عملیات لغو شده و گفت هنوز به بررسی ادامه خواهد داد. تایم مینویسد این هم یک فریب بود: ترامپ از قبل تصمیم خود را گرفته بود که همان شب حمله کند. پس از پراکنده شدن جمع، او حلقهای کوچکتر و مورد اعتمادتر را دوباره فراخواند؛ کسانی که میخواست در لحظه فرود نخستین بمبها کنار او باشند.
تایم گزارش میدهد که آن شب ترامپ در حیاط مارالاگو با گروهی شامل استیون میلر، مارکو روبیو، استیو ویتکاف و دیوید وارینگتون شام خورد. جِیدی ونس، معاون رییسجمهوری، در آن جمع نبود و در اتاق بحران واشینگتن حضور داشت. به گفته یک مقام دولت ترامپ، این موضوع بازتاب پروتکلهای معمول تداوم حکومت بود که بر اساس آن رییسجمهوری و معاونش در عملیات حساس امنیت ملی، هنگامی که هر دو در کاخ سفید نیستند، از هم جدا نگه داشته میشوند.
اما تایم همچنین مینویسد که ونس در میان حلقه نزدیک ترامپ، بیش از همه با عملیات مخالفت کرده بود. به گفته دو منبع آگاه از رایزنیها، ترامپ آن شب به افراد حاضر در جمع زیر آسمان پالمبیچ گفت: «جیدی واقعاً این را دوست ندارد. اما وقتی تصمیم گرفته میشود، دیگر تصمیم گرفته شده، درست است؟» یکی از منابع کاخ سفید به تایم گفته است ونس پیش از حمله، هم مزایا و هم ریسکها را توضیح داده بود و پس از تصمیم رییسجمهوری نیز «۱۱۰ درصد» از او حمایت کرد.
شوک تنگه هرمز و فشار اقتصادی تایم مینویسد «خشم حماسی» با موجی گسترده از حملات آغاز شد که به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی انجامید. اما پاسخ تهران گسترده بود: حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه، حملات به شهرهای اسرائیل، آزار و اخلال در کشتیرانی تجاری در خلیج فارس و حملات هماهنگ نیروهای نیابتی در سراسر منطقه.
این گزارش همچنین تاکید میکند که دولت آمریکا ظاهراً از اقدام [حکومت] ایران برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نیز غافلگیر شد. در واکنش به حملات آمریکا، تهران عملاً یک محاصره ایجاد کرد و مسیر را برای کشتیها محدود ساخت. به نوشته تایم، پیامد اقتصادی این اقدام فراتر از چیزی بود که حلقه نزدیک ترامپ انتظار داشت و با جهش قیمت سوخت در آمریکا، رییسجمهوری ناچار شد افزایش قیمتها را بهعنوان هزینهای کوتاهمدت و لازم برای حذف تهدید ایران هستهای توجیه کند.
با این حال، تایم مینویسد ترامپ در واکنش تهاجمی حکومت ایران نوعی فایده هم میدید و معتقد بود این رفتار، استدلال او درباره خطر بیثباتکننده جمهوری اسلامی را تقویت میکند. او در تماس تلفنی ۴ مارس به تایم گفته بود: «حالا که رفتار آنها را در دو روز گذشته علیه دیگر کشورها در منطقه دیدهاید، آنها همهشان را نابود میکردند.»
اما در همان حال، مشاورانش نگران بودند که جنگ، بخشی از هواداران سیاسی او را که بهخاطر وعده پرهیز از درگیریهای تازه خارجی جذبش شده بودند، از او دور کند. تایم یادآوری میکند که ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با وعده توان خرید بیشتر، حمله به دولت بایدن بر سر تورم و تکیه بر نوستالژی اقتصاد پیش از همهگیری به قدرت بازگشت و «جنگ ایران» اکنون برخی از اصلیترین وعدههای انتخاباتی او را تهدید میکرد.
تناقض اصلی: پایان جنگ یا جلوگیری از بازگشت تهدید؟ بر اساس گزارش تایم، ترامپ با نوعی بنبست مواجه شده است. او میخواهد جنگ را پایان دهد، اما نه پیش از آنکه مطمئن شود [حکومت] ایران دیگر به سمت سلاح هستهای حرکت نخواهد کرد. برخی مقامهای امنیت ملی در بحثهای داخلی هشدار دادهاند که یک حمله طولانیمدت حتی ممکن است بیش از آنکه بازدارنده باشد، انگیزه تهران برای دستیابی به سلاح هستهای را بیشتر کند. یک مقام دیگر کاخ سفید به تایم گفته است: «تنها راهی که آنها فکر میکنند میتوانند جلوی تکرار چنین چیزی را بگیرند، داشتن سلاح هستهای است.» او افزوده است: «اکنون بار بیشتری روی دوش ماست که یک توافق ملموس و قابل اجرا داشته باشیم که آنها را به اندازه کافی از عبور از آستانه هستهای دور نگه دارد.»
در عین حال، ترامپ به تایم گفته است که تحت تاثیر میزان پایداری تهران قرار گرفته است. او گفته است: «آنها خیلی سرسخت هستند. قادرند درد عظیمی را تحمل کنند.» و افزوده است: «برای همین به آنها احترام میگذارم. واقعیت این است که فکر میکنم مذاکرهکنندگان بهتری هستند تا جنگجو.»
تغییر رژیم؛ هدفی که خود ترامپ پیشتر مطرح کرده بود تایم مینویسد دولت ترامپ اکنون با چالشی پیچیده روبهرو است: یافتن راه خروج بدون آنکه به نظر برسد دستاورد بسیار کمی حاصل شده است. ساختن یک رژیم جانشین که از رژیمی که او میخواهد کنار بزند باثباتتر و غربگراتر باشد، بسیار دشوارتر از تصور ترامپ شده است. یکی از مقامهای دولت وضعیت را به تایم «بازی غمانگیز ضربه به موش کور» توصیف کرده است؛ حملاتی که رهبران پیدرپی را حذف میکند، در حالی که مقامها در ویرانهها بهدنبال جایگزینی قابل اتکا میگردند.
این مجله یادآور میشود که ترامپ اوایل مارس در گفتوگو با تایم آشکارا از تغییر رژیم سخن گفته بود. او گفته بود: «من میخواهم در انتخاب [رهبر جدید ایران] دخیل باشم.» و افزوده بود: «آنها میتوانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم کسی باشد که برای ایالات متحده معقول باشد.» تایم سپس مینویسد تصور چنین نتیجهای دشوار است، بهویژه آنکه ترامپ در سخنرانی اول آوریل بهاشتباه گفت که تغییر رژیم هرگز هدف نبوده است.
به گفته دستیاران او، امید این است که نابودی ظرفیت نظامی حکومت ایران و قطع سرِ ساختار رهبری، هم امکان دولت هستهای را از بین ببرد، هم برنامه موشکهای بالستیک را نابود کند و هم شرایط تغییر داخلی را فراهم آورد. اما تایم تاکید میکند که این مسیر نیز پرمخاطره است، زیرا ایرانیان عادی عمدتاً غیرمسلحاند و با ارتشی پیشرفته روبهرو هستند که آماده است علیه مردم خود از نیروی عظیم استفاده کند.
نتانیاهو، بنسلمان و سایه انتخابات تایم به نقل از تحلیلگران مستقل مینویسد بازگشایی تنگه هرمز احتمالاً یا به اشغال نظامی طولانیمدت با حضور نیروهای آمریکایی نیاز دارد یا به پایان مذاکرهشده درگیری؛ و هیچیک آسان نیست. این مجله همچنین مینویسد نتانیاهو و محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، هر دو تمایل دارند جنگ طولانیتر شود، زیرا آن را فرصتی کمنظیر برای تضعیف دشمن مشترک میبینند. اما آنها نیز به جدول زمانی ترامپ وابستهاند. یک مقام اسرائیلی به تایم گفته است با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، نتانیاهو بدون پشتیبانی ترامپ فضای مانور زیادی ندارد.
ترامپ در گفتوگو با تایم درباره اسرائیلیها گفته است: «آنها هرچه من بگویم انجام خواهند داد.» او افزوده است: «آنها همبازی خوبی بودهاند. وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف خواهند شد. آنها متوقف خواهند شد مگر آنکه تحریک شوند، که در آن صورت چارهای نخواهند داشت، اما وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند.»
در پایان، تایم مینویسد پرسش درباره اینکه این جنگ چه اثری بر انتخابات نوامبر خواهد گذاشت و نتایج آن چه معنایی برای باقیمانده دوره ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت، بر تصمیمهای او سایه انداخته است. برخی مشاوران به گفته این مجله در طرز فکر ترامپ «رگهای از تسلیم» میبینند. یکی از دستیاران به تایم گفته است رییسجمهوری در گفتوگوهای خصوصی بارها یادآوری میکند که حزب حاکم معمولاً در انتخابات میاندورهای کرسی از دست میدهد و «او در عبور از این سابقه تاریخی مشکل دارد.» اما تایم در پایان هشدار میدهد که تاریخ همچنین نشان داده برای رییسجمهوری که کشور را وارد جنگ میکند، نتایجی بدتر از باخت در انتخابات هم ممکن است رخ دهد.