قالیباف پیشنهاد مذاکره ترامپ را «آرزو» خواند و آن را رد کرد

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که از او بهعنوان بخت جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق با آمریکا یاد میشود، بهصراحت توافق با آمریکا را رد کرد.

محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، که از او بهعنوان بخت جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق با آمریکا یاد میشود، بهصراحت توافق با آمریکا را رد کرد.
قالیباف، یکشنبه ۹ فروردین، بهمناسبت سیامین روز آغاز جنگ، به فهرست ۱۵ مادهای شروط دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای توافق اشاره کرد و آن را «آرزوی آمریکاییها» دانست.
قالیباف با اشاره به اینکه «آمریکا به بیان آرزوهایش میپردازد و آنچه را در جنگ به آن دست پیدا نکرده است، بهعنوان فهرست ۱۵مادهای اعلام میکند و درِ دیپلماسی میجوید»، نوشت: «زمانی که آمریکاییها بهدنبال تسلیم ایران باشند، پاسخ فرزندان شما به این آرزوهای آمریکایی مشخص است: هیهات منّا الذلّة.»
سوم فروردین، رییسجمهوری آمریکا گفت مذاکراتی بسیار سخت و جدی با عالیترین مقام جمهوری اسلامی که در عمل اداره امور را در دست دارد، در جریان است.
بلافاصله پس از این سخنان، گمانهزنیها درباره هویت این فرد که در عمل مدیریت امور را در دست دارد آغاز شد. بسیاری از رسانهها نوشتند منظور ترامپ، قالیباف بوده است.
قالیباف بلافاصله پس از این اظهارات ترامپ در پستی که در شبکه ایکس منتشر کرد، نوشت: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمان کننده متجاوزان هستند.» او در ادامه، بهطور تلویحی به «اداره امور» توسط خود واکنش نشان داد و نوشت: «همه مسئولین تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر و مردم خود محکم ایستادهاند.»
قالیباف در پایان نیز تاکید کرد: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است.»
با وجود تاکید قالیباف، بسیاری از رسانهها، همچنان بر مطرح بودن او به عنوان طرف مذاکره آمریکا اصرار کردند.
قالیباف که خود از بنیانگذاران برنامه موشکی سپاه پاسداران بهشمار میرود در بخش دیگری از پیام خود نوشت: «به شما اطمینان میدهم که به لطف الهی جز با پیروزی از این جنگ خارج نمیشویم که نشانههای این فتح در حال آشکار شدن است.»
رییس مجلس شورای اسلامی در پیام خود، به نقل قولی از امام سوم شیعیان اشاره کرد: «چون منی با چون یزید بیعت نخواهد کرد.» علی خامنهای، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی نیز پیش از هدف قرار گرفتن، این عبارت را بهکار برده بود.
قالیباف در پیام خود، با تمجید از تجمعات سازماندهی شده حامیان جمهوری اسلامی در شهرها، نوشت پیام این اشخاص، همین نقل قول است.
اوکه پس از مرگ علی لاریجانی از سوی رسانهها به اداره امور جمهوری اسلامی مشهور شده، در پیام خود به تبعیت کامل از مجتبی خامنهای تاکید کرده است.
خبرگزاری رویترز ششم فروردین به نقل از یک مقام پاکستانی نوشت که اسرائیل نام عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و قالیباف را پس از درخواست پاکستان از آمریکا برای هدف قرار ندادن آنها، از فهرست ترور خود خارج کرده است.






گزارشهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده همراه با پیشنهاد برگزاری گفتوگوهای سطح بالا، در حال بررسی رییس مجلس شورای اسلامی بهعنوان یک کانال احتمالی برای مذاکره است، سوال مهمی را مطرح کرده است: آیا واشینگتن در حال سنجش این است که قدرت واقعی در ایران در دست چه کسی است؟
به نظر میرسد مطرح شدن نام محمدباقر قالیباف، بیش از آنکه به جایگاه او در میان افکار عمومی در ایران مربوط باشد، بازتابی از برداشت واشینگتن از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین اشاره کرد که با یک مقام ارشد جمهوری اسلامی در تماس بوده، بدون آنکه به نام یا جایگاه رسمی او اشاره کند.
او گفت: «ما با یک فرد سطح بالا در ایران صحبت میکنیم» و این تماسها را «بسیار خوب و سازنده» توصیف کرد. این اظهارات همزمان با تصمیم او برای به تعویق انداختن حملات به زیرساختهای انرژی ایران مطرح شد.
قالیباف این موضوع را بهطور کامل رد کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «هیچ مذاکره ای با آمریکا انجام نشده است». او همچنین افزود چنین گزارشهایی با هدف «دستکاری بازارهای مالی و نفتی» منتشر میشوند.

یک کانال آزمون، نه یک انتخاب سیاسی
آنچه قالیباف را وارد این بحث کرده، نه مشروعیت یا محبوبیت، بلکه تناسب او با یک نیاز عملیاتی مشخص است.
به نظر میرسد واشینگتن در جستوجوی یک کانال آزمون است؛ چهرهای که به اندازه کافی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ریشه داشته باشد تا نشان دهد آیا فشارها محاسبات داخلی را تغییر دادهاند یا نه، و در عین حال آنقدر قابل دسترس باشد که بدون تعهد به یک مسیر رسمی مذاکره بتوان با او وارد تعامل شد.
قالیباف این ویژگی را دارد. او بهعنوان رییس مجلس، با سابقهای طولانی در سپاه، نیروی انتظامی و مدیریت اجرایی، در نقطه تلاقی قدرت سیاسی و امنیتی قرار دارد. او در سالهای گذشته نیز تلاش کرده تصویری تکنوکرات و مدیریتی از خود ارائه دهد، بهویژه در کارزارهای انتخاباتی.
این ترکیب، او را برای واشینگتن قابل فهمتر از چهرههایی میکند که یا قدرتشان مبهم است یا صرفا جنبهای نمادین دارند.
چه کسی میتواند تصمیم بگیرد؟
سوال اصلی برای سیاستگذاران آمریکایی این نیست که چه کسی نماینده ایران است، بلکه این است که چه کسی توان اقدام دارد.
مسعود پزشکیان، با وجود نشستن در جایگاه رییس دولت، بهطور گسترده بهعنوان فردی با اختیارات محدود در برابر مراکز قدرت غیرانتخابی دیده میشود. همزمان، کشته شدن علی خامنه ای و ابهام درباره ساختار رهبری نیز شناسایی یک مرکز تصمیمگیری واحد را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، قالیباف بهعنوان یک گزینه عملی مطرح میشود. او میان شبکههای سیاسی، نظامی و اجرایی ارتباط برقرار میکند و میتواند پیامها را میان جناحهای مختلف منتقل کند.

این رویکرد با الگوی کلی سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است. او در تعاملات خود معمولا به رهبرانی تمایل نشان داده که توان تصمیمگیری و اجرای آن را دارند. تعامل با چهرههایی مانند عبدالفتاح السیسی، ولادیمیر پوتین و کیم جونگ اون نشاندهنده ترجیح «قدرت عملی» بر مشروعیت نهادی است.
تمایل به مذاکره با قالیباف نیز در همین چارچوب قابل درک است؛ نه بهخاطر آنچه ترامپ «قابل احترام بودن» نامید، بلکه بهخاطر کارکرد وی درون سیستم.
محدودیت قدرت و شکاف مشروعیت
با این حال، همان عواملی که قالیباف را برای واشینگتن جذاب میکند، محدودیتهای او را نیز مشخص میکند.
تصمیمگیریهای راهبردی در جمهوری اسلامی به افراد واگذار نمیشود، بلکه در اختیار شبکههای محدود امنیتی و سطوح بالای قدرت است. این شبکهها، که با سپاه در ارتباط هستند، جهتگیریهای اصلی را تعیین میکنند.
مواضع اخیر این جریان نیز نشان داده که مخالفت با مذاکره تحت فشار همچنان پابرجاست و حتی در برخی موارد، مطالبات حداکثری مطرح شده است.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جدید جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای، هشدار داد که هرگونه تشدید تنش با پاسخ سخت مواجه خواهد شد.
او در یک گفتوگوی تلویزیونی گفت: «اگر این خطا را بکنند [حمله به زیرساختهای ایران] آنان را فلج و در خلیج فارس غرق میکنیم.»
رضایی افزود: «جنگ تا برداشتن تحریمها، پرداخت خسارات و زمانی که تضمین حقوقی بینالمللی مبنی بر عدم تکرار تجاوز به ایران ارائه نشود، پایان نخواهد یافت و آتشبس نخواهیم داشت.»

این اظهارات نشان میدهد که حتی اگر کانالهایی مانند قالیباف مطرح شوند، بازیگران اصلی امنیتی همچنان شروطی تعیین میکنند که فضای مذاکره را بهشدت محدود میکند.
در چنین شرایطی، حتی چهرهای مانند قالیباف نیز اختیار تغییر مسیر را ندارد و نهایتا میتواند نقش یک واسطه و ته یک تصمیمگیرنده را ایفا کند.

ادراک عمومی
کارنامه قالیباف شامل ایفای نقش در سرکوب اعتراضات، از جمله اعتراضات دانشجویی، و همچنین اتهامهای مداوم فساد مالی است. این عوامل تصویر او را در افکار عمومی شکل داده و اعتبار او را خارج از ساختار حاکمیت محدود کردهاند.
این وضعیت یک تناقض ساختاری ایجاد میکند: فردی که ممکن است درون سیستم کارآمد باشد، لزوما در بیرون از آن پذیرفته نیست.
این شکاف در اعتراضات اخیر نیز آشکارتر شد. اعتراضات گسترده در دی ماه، که با سرکوب شدید و کشته شدن بیش از ۳۶۵۰۰ نفر مواجه شد، نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی از چهرههای وابسته به حاکمیت بود.

شعارهایی که بهطور گسترده در این اعتراضات شنیده شد، از جمله «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «رضا رضا پهلوی، این است شعار ملی»، نشان داد اکثریت مخالفان بهطور مشخص حول شاهزاده رضا پهلوی بسیج شدهاند و هرگونه چهره مرتبط با جمهوری اسلامی را رد میکنند.
در چنین فضایی، هر تلاشی برای برجسته کردن فردی مانند قالیباف، حتی بهعنوان یک واسطه یا چهره انتقالی، با مقاومت جدی افکار عمومی مواجه خواهد شد.
این انتخاب چه چیزی را نشان میدهد؟
در مجموع، تمرکز بر قالیباف بیش از آنکه به معنای ارتقای او باشد، نشانهای از تلاش برای آزمودن ساختار قدرت در ایران است.
برای واشینگتن، او نقطهای برای دسترسی به هسته قدرت در شرایطی مبهم است؛ ابزاری برای سنجش فشار، نه لزوما حل آن.

در مقابل، برای تهران، این موضوع نشان میدهد که ساختار قدرت تا چه حد متمرکز و کنترلشده باقی مانده و چگونه اختیارات در میان شبکههایی توزیع شده که مانع از اقدام مستقل افراد میشود.
در نتیجه، این کانال ذاتا محدود است. ممکن است نشانههایی از تغییر در محاسبات داخلی ارائه دهد، اما قادر به حل محدودیتهای عمیق ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی نیست.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا قالیباف میتواند کاری انجام دهد، بلکه این است که آیا اساسا در این ساختار، کسی توانایی انجام کاری آن هم حل و فصل مشکل با آمریکا را دارد یا نه.
در حالی که نام محمدباقر قالیباف بهعنوان یکی از گزینههای مورد توجه آمریکا برای مذاکره برجسته شده، یکی از افراد نزدیک به تیم امنیت ملی کاخ سفید گفت به نظر میرسد دونالد ترامپ دارد مطالباتش را بهعنوان کاری که انجام شده است، بیان میکند.
رسانه پولیتیکو در گزارشی که عصر دوشنبه سوم فروردین منتشر شد، به نقل از فردی نزدیک به تیم امنیت ملی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا نوشت: «به نظر میرسد اظهارات او نوعی ژستگیری باشد، انگار دارد تلاش میکند چیزی را میخواهد به واقعیت تبدیل کند.»
او جریان داشتن مذاکرات بهعنوان راهی برای برونرفت از تنش را «خوب» ارزیابی کرد و در عین حال افزود: «ایران نشان داده که میتواند ضربه بخورد و همچنان برای ما مشکل ایجاد کند. آنها قرار نیست تسلیم شوند و نفتشان را به ترامپ بدهند.»
این رسانه به نقل از دون مقام دیگر در دولت آمریکا درباره مطرح شدن نام قالیباف بهعنوان رهبر مورد نظر ترامپ، نوشت که واشینگتن هنوز آماده نیست روی فردی مشخص برای آینده تعهد بدهد، در عوض در حال «آزمون و ارزیابی» چندین گزینه است تا به فردی برسد که تندرو نباشد و حاضر به توافق باشد.
در بخشی از این مقاله آمده است: «قالیباف از نظر دستکم برخی در کاخ سفید، شریکی مناسب برای همکاری تلقی میشود که میتواند در مرحله بعدی جنگ، رهبری ایران را بر عهده بگیرد و با دولت ترامپ مذاکره کند. با این حال، کاخ سفید هنوز آماده نیست روی یک فرد مشخص تعهد بدهد و امیدوار است چندین گزینه را مورد آزمون و ارزیابی قرار دهد تا کسی را بیابد که حاضر به معامله باشد.»
یکی از این منابع تاکید کرده است که هرچند قالیباف «گزینهای داغ» به شمار میآید، اما هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است. ما در مرحله آزمون هستیم تا واقعا بفهمیم چهکسی میتواند، میخواهد و تلاش میکند تا بالا بیاید. پس از آن یک آزمون سریع انجام خواهیم داد و اگر گزینهای تندرو باشد، او را کنار میزنیم.»
در همین حال، یک مقام ارشد کاخ سفید گفته است که ترامپ علاقهمند است در همین هفته بهدنبال دستیابی به نوعی توافق با ایران باشد؛ توافقی که بتواند به «پیشرفت» در تنگه هرمز و دستیابی به آتشبس منجر شود.
این منبع تاکید کرد که ترامپ نمیخواهد جزیره خارک را که قطب اصلی نفت ایران به شمار میآید، هدف قرار دهد زیرا امیدوار است رهبر بعدی ایران توافقی مانند آنچه دلسی رودریگز، رییسجمهور کنونی ونزوئلا، پس از به قدرت رسیدن انجام داد، امضا کند.
با این حال، پولیتیکو تاکید میکند که برخی منابع نزدیک به تیم امنیت ملی ترامپ نسبت به این رویکرد تردید دارند. یکی از این افراد گفته است که این تحرکات بیشتر شبیه «ژستگیری» است و تلاش برای تبدیل یک سناریوی مطلوب به واقعیت.
او افزوده است: «ایران نشان داده که میتواند ضربه بخورد و همچنان مشکل ایجاد کند. آنها قرار نیست تسلیم شوند و نفتشان را به ترامپ بدهند.»
همزمان، یک مقام از کشورهای حوزه خلیج فارس نیز به این رسانه گفته است که ترامپ ممکن است پیشرفت مذاکرات را «بیش از حد بزرگنمایی کرده باشد» تا بتواند از ضربالاجل ۴۸ ساعتهای که خودش تعیین کرده بود، عقبنشینی کند؛ ضربالاجلی که در آن تهدید شده بود در صورت باز نشدن تنگه هرمز، نیروگاههای برق و زیرساختها در ایران هدف حمله قرار میگیرد.
این مقام گفت: «او قطعا در حال خریدن زمان و تلاش برای تثبیت بازارهاست» و افزود: «مشکل اینجاست که مشخص نیست آیا ترامپ واقعا بهدنبال یک راه خروج است یا اینکه خواستههای غیرواقعبینانه مطرح میکند تا [حکومت] ایران آنها را رد کند.»
او در پایان تاکید کرد: «رییسجمهور، مثل هر فرد دیگری، صلح را به جنگ ترجیح میدهد.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بعدازظهر دوشنبه سوم فروردین، با انتشار پستی در شبکه اجتماعیاش، تروث سوشال، از به تعویق انداختن حمله به زیرساختهای ایران به دلیل جریان داشتن مذاکرات با یک رهبر به گفته او عالیرتبه و مورد احترام که اداره امور را در دست دارد، خبر داد.
سپس در گفتوگو با خبرنگاران نیز همین موضوع را تکرار کرد اما نامی از «رهبر مورد احترام» نبرد، با این حال تاکید کرد که این فرد، مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، نیست.
این اظهارات واکنشهای متناقض متعددی را برانگیخت. از جمله اینکه محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس هرگونه مذاکره با آمریکا را تکذیب کرد و نوشت که «هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نشده است.» او همچنین عبارت «فیکنیوزها» را که زیاد از سوی ترامپ استفاده میشود، به کار برد و انتشار دهندگان این اطلاعات را به تلاش برای «دستکاری بازارهای مالی و نفتی و فرار از باتلاقی است که آمریکا و اسرائیل در آن گیر افتادهاند» متهم کرد.
قالیباف همچنین افزود: «مردم ما خواهان تنبیه کامل و پشیمانکننده متجاوزان هستند. همه مسئولان تا رسیدن به این هدف پشت سر رهبر و مردم خود محکم ایستادهاند.»
پیشتر خبرگزاری رویترز بهنقل از یک مقام اسرائیلی، و شبکه کان اسرائیل بهنقل از منابع آگاه گزارش داده بودند که استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ویژه ترامپ با محمدباقر قالیباف صحبت کردهاند.
دیگر مقام جمهوری اسلامی که جریان داشتن این مذاکرات را رد کرد، اسماعیل بقایی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، بود که ساعتی پس از گفتوگوی ترامپ با خبرنگاران هرگونه مذاکره با آمریکا را تکذیب کرد.
استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، در گفتوگو با فاکسنیوز تاکید کرد مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی در نخستین دور مذاکرات با «افتخار» از در اختیار داشتن اورانیوم کافی برای ساخت ۱۱ بمب هستهای سخن گفتند و تاکید کرد توافق در این چارچوب «در عمل غیرممکن» بود.
فرستاده ویژه دونالد ترامپ، شامگاه دوشنبه ۱۱ اسفند در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز تاکید کرد هر دو مذاکرهکننده حکومت ایران در نخستین دور گفتوگوها «بدون هیچ شرمی» اعلام کردند ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصدی که در اختیار دارند به گفته او «برای ساخت ۱۱ بمب هستهای کافی است» و این نقطه عزیمت مذاکره برای آنها بود.
او در ادامه گفت: «آنها در نخستین روز مذاکرات بهاینکه توانستهاند از سازوکارهای نظارتی مختلف عبور کنند و به جایی برسند که ظرفیت تولید ۱۱ بمب هستهای را داشته باشند، افتخار میکردند.»
ویتکاف گفت آمریکا تاسیسات هستهای ایران را در حملات سال گذشته میلادی «نابود» کرده و بنابراین تهران نباید توانایی تبدیل اورانیوم غنیشده به سلاح را داشته باشد.
فرستاده ویژه ترامپ در این مصاحبه گفت که مذاکرات با جمهوری اسلامی از ابتدا با «عدم صداقت» و «موضعی تهدیدآمیز» از سوی تهران همراه بود.
او همچنین گفت مذاکرهکنندگان ایرانی در همان نشست نخست بر «حق غیرقابل سلب» جمهوری اسلامی برای غنیسازی سوخت هستهای تاکید داشتند. به گفته او، تیم آمریکایی در پاسخ اعلام کرده است که رییسجمهوری ترامپ نیز «حق غیرقابل سلب» برای متوقفکردن این روند را برای ایالات متحده قائل است.
او افزود تا پایان نشست دوم کاملا روشن شد که دستیابی به توافقی در این چارچوب «در عمل غیرممکن» است، با این حال برای بار سوم هم به میز مذاکره برگشتیم تا برای آخرین به دیپلماسی فرصت دهیم اما نشست سوم اصلا مثبت نبود.
فرستاده ویژه ترامپ با اشاره به واکنش خود و جرد کوشنر در جریان مذاکرات گفت آن دو پس از شنیدن مواضع طرف ایرانی «به هم نگاه کردند» و دریافتند که مسیر پیش رو دشوار خواهد بود. او افزود فضای مذاکرات از همان ابتدا نشان میداد رسیدن به توافقی پایدار بسیار بعید است.
او گفت با وجود روشنشدن دشواری دستیابی به توافق، آمریکا برای سومین بار به میز مذاکره بازگشت تا «آخرین تلاش دیپلماتیک» را انجام دهد، اما به گفته او طرف ایرانی خواهان ارائه «گزارشی مثبت» از روند مذاکرات بود، در حالی که این نشست به تعبیر ویتکاف «مثبت نبود».

این مذاکرهکننده آمریکایی که رابطهای دوستانه با ترامپ دارد و از نزدیکان مورد اعتماد اوست، با اشاره به ذخایر هستهای ایران مدعی شد تهران حدود ۱۰ هزار کیلوگرم مواد شکافتپذیر، شامل ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و حدود هزار کیلوگرم با غنای ۲۰ درصد در اختیار دارد و اورانیوم ۶۰ درصدیاش میتواند ظرف حدود یک هفته تا ۱۰ روز به سطح تسلیحاتی ۹۰ درصدی برسد.
ویتکاف گفت مذاکرهکنندگان ایرانی میخواستند با تهدید امتیاز بگیرند؛ رویکردی که او «احمقانه» خواند.
او همچنین جزئیات بیشتری از اهداف مورد نظر دولت ترامپ در مذاکرات ارائه کرد و گفت واشینگتن به دنبال توافقی بود که بر اساس آن تهران برنامه موشکی خود را حذف کند، حمایت از نیروهای نیابتی در منطقه را متوقف سازد، نیروی دریایی خود را «برای تضمین آزادی کشتیرانی» کنار بگذارد و غنیسازی هستهای را بهطور کامل پایان دهد.
شان هانیتی، مجری سرشناس شبکه فاکسنیوز، در برنامه جمعهشب خود با لحنی کمسابقه علیه جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت بینتیجه ماندن فشارها، رویارویی نظامی با حکومت ایران «اجتنابناپذیر» است.
او با اشاره به استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در اطراف ایران گفت: «همین حالا نگاه کنید؛ ایران از هر جهت توسط داراییهای فوققدرتمند نظامی ایالات متحده محاصره شده است.» هانیتی که از حامیان سرشناس دونالد ترامپ است افزود اگر تهران اکنون به هشدارهای رییسجمهوری ترامپ توجه نکند - «بهویژه بعد از آنکه ۱۴ بمب سنگرشکن در عملیات چکش نیمهشب برنامه هستهایشان را نابود کرد»- «نمیدانم دیگر چه باید گفت. احتمالاً توافقی هم هرگز قرار نیست اتفاق بیفتد.»
او با ابراز تردید نسبت به امکان هرگونه توافق پایدار گفت: «من شخصاً باور ندارم این ملاهای رادیکال اساساً توانایی پایبندی به قولشان را داشته باشند.» به گفته او، «به خاطر خودشان، این وضعیت دارد گریزناپذیر میشود، چون همچنان به ترور چنگ زدهاند و همچنان در پی سلاح هستهای هستند.»
هانیتی خطاب به مخالفان مداخله نظامی نیز گفت: «بله، در هر عملیات نظامی ریسک وجود دارد. اما یک حقیقت ساده وجود دارد: شر وجود دارد.» او تصریح کرد: «ملاهای ایران شر هستند. آنها بزرگترین حامی دولتی تروریسماند. هزاران نفر را کشتهاند، از جمله آمریکاییها.» او افزود: «وقتی کسی میگوید مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، تاریخ به ما یاد داده که باید این تهدیدها را جدی بگیریم.»
این مجری فاکسنیوز با اشاره به تجربه رژیمهای توتالیتر قرن بیستم گفت: «در قرن گذشته بیش از ۱۰۰ میلیون انسان به دست رژیمهای شرور کشته شدند. ما نمیتوانیم اجازه دهیم تاریخ تکرار شود.» او تاکید کرد که «فاشیستهای اسلامگرای رادیکال در ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کنند.»
هانیتی با دفاع از آنچه «دکترین ترامپ» نامید، گفت: «این دکترین ساده است: بدون نیروی زمینی، بدون جنگهای بیپایان.» او به هدف قرار دادن داعش، قاسم سلیمانی و ابوبکر بغدادی اشاره کرد و گفت: «آنها باید متوقف میشدند. و ایران هم باید متوقف شود.»
او همچنین هشدار داد: «شش ماه دیگر، یک سال دیگر، دو سال دیگر این رژیم چه سلاحهایی خواهد داشت؟ آیا میخواهید چنین ریسکی را برای آمریکا بپذیرید؟ آنها میخواهند به سلاح هستهای برسند تا خاک اصلی آمریکا را هدف قرار دهند. ما نمیتوانیم چنین ریسکی را بپذیریم.»
هانیتی در بخش پایانی برنامه با اشاره به احتمال اقدام نظامی گفت: «امشب که به نظر میرسد اقدام نظامی ممکن است قریبالوقوع باشد، دعاهای ما همراه مردان و زنان شجاع ارتش ماست.» او همچنین تاکید کرد جمهوری اسلامی «دو بار برای ترور رییسجمهوری ترامپ تلاش کرده» و افزود: «همانطور که رییسجمهوری ترامپ صریح گفت، این هرگز نباید اتفاق بیفتد.»
او سخنان خود را با این جمله به پایان برد: «اکنون منتظریم و به آسمانهای ایران چشم دوختهایم.»
روزنامه اورشلیمپست در گزارشی تحلیلی نوشت که اسرائیل همزمان با افزایش محسوس آمادگی نظامی آمریکا در منطقه، سناریوهای مختلف واکنش به حمله احتمالی جمهوری اسلامی را بررسی میکند.
به نوشته این روزنامه، مجموعهای از تحولات اخیر - از جمله ارائه گزارش مستقیم دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، به دونالد ترامپ - نشاندهنده نزدیکتر شدن واشینگتن به یک گزینه نظامی بالقوه علیه حکومت ایران است.
بر اساس این گزارش، ورود هشت هواپیمای سوخترسان آمریکایی به فرودگاه بنگوریون، استقرار یک اسکادران جنگنده اف-۲۲ در پایگاه عُودا در جنوب اسرائیل، اعزام یک ناوشکن دیگر آمریکایی به منطقه و تخلیه کارکنان سفارت آمریکا در اسرائیل همراه با توصیه به شهروندان آمریکایی برای ترک این کشور، همگی نشانههای افزایش سطح آمادهباش تلقی میشوند.
با این حال، هنوز مشخص نیست حمله احتمالی چه زمانی و با چه اهدافی انجام خواهد شد و آیا تمرکز صرفاً بر برنامه هستهای و موشکی حکومت ایران خواهد بود یا تضعیف ساختار حاکمیت در تهران نیز در دستور کار قرار دارد.
به نوشته اورشلیمپست، در داخل اسرائیل نهادهای امنیتی طرحهای عملیاتی گستردهای برای سناریوهای مختلف آماده کردهاند. ارتش اسرائیل اعلام کرده در هماهنگی کامل با شرکای خود وضعیت ایران را زیر نظر دارد و «آماده دفاع» است. ارزیابی غالب در اسرائیل این است که در صورت اقدام یکجانبه آمریکا، حکومت ایران احتمالاً ابتدا منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار میدهد و ممکن است با بستن تنگه هرمز یا حمله به زیرساختهای انرژی منطقه، تنش را تشدید کند.
این گزارش همچنین به احتمال فعال شدن نیروهای نیابتی حکومت ایران، از جمله حزبالله در لبنان یا حوثیها در یمن اشاره میکند. در صورت حمله از لبنان، اسرائیل واکنشی گسترده علیه اهداف متعدد در این کشور انجام خواهد داد؛ واکنشی که میتواند سالها حزبالله را عقب بیندازد. با این حال، ارزیابی فعلی این است که تهران ترجیح میدهد از ورود مستقیم به درگیری با اسرائیل خودداری کند، مگر آنکه محاسبات راهبردی تغییر کند یا دامنه درگیری گسترش یابد.
اورشلیمپست در پایان مینویسد که اسرائیل نسبت به تابستان گذشته در موقعیت دفاعی قویتری قرار دارد. سامانههای هشدار زودهنگام آمریکا، تقویت آمادگی جبهه داخلی پس از عملیات «طلوع شیران» و طرحهای تهاجمی برای هدف قرار دادن موشکها پیش از شلیک، بخشی از این آمادگیهاست. با این حال، تصمیم نهایی درباره زمان و نحوه اقدام همچنان در اختیار رییسجمهوری آمریکا باقی مانده است.