تقلا برای اتصال به اینترنت در ایران: از کلاهبرداری کانفیگفروشها تا هزینههای میلیونی
با گذشت ۲۶ روز از قطع دسترسی مردم به اینترنت جهانی در ایران، خرید ویپیان و کانفیگ به چالشی جدی برای شهروندان تبدیل شده است. گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از افزایش شدید قیمتها، کاهش کیفیت خدمات و گسترش کلاهبرداری در مسیر دسترسی به اینترنت آزاد است.
شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال گفتند فروشندگان فیلترشکن و کانفیگ با سوءاستفاده از شرایط موجود، قیمتها را به شکل چشمگیری افزایش دادهاند.
بر اساس این گزارشها، کانفیگ با رقمهایی متفاوت و حتی هر گیگابایت دو میلیون تومان عرضه میشود و حتی در برخی موارد، این خدمات پس از خرید نیز بهدرستی کار نمیکند.
هزینه خرید برخی کانفیگها به چندین برابر قبل از آغاز جنگ گذشته رسیده است.
شهروندی در همین زمینه گفت در شرایط فعلی، فروشندگان فیلترشکن و کانفیگ هر گیگابایت را یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه میکنند.
شهروندی دیگر از رقم «۳۰ میلیون برای ۳ ماه» خبر داد.
مخاطبی نوشت حتی با پرداخت این ارقام سنگین هم تضمینی برای اینکه کانفیگها دو روز بعد از خریداری هم کار کنند، وجود ندارد.
شهروندی با اشاره به این هزینهها تاکید کرد: «خیلیها توان خرید ندارند و در تاریکی ماندهاند.»
کلاهبرداری، دشواری اتصال و کاهش شدید کیفیت اینترنت
در کنار افزایش قیمتها، کاربران از گسترش کلاهبرداری در بازار فروش کانفیگ نیز خبر دادند.
به گفته برخی شهروندان، فروشندگان با استفاده از اکانتهای جعلی و کانالهایی با تعداد عضو بالا، اقدام به تبلیغ خدمات میکنند اما پس از دریافت وجه، دسترسی غیرفعال ارائه میدهند یا پشتیبانی را قطع میکنند.
یک شهروند در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت: «ابتدا نسخه تست کانفیگ بهم دادند اما بعد از پرداخت اتصال قطع شد.»
شهروند دیگری در پیام خود نوشت: «آنچنان کلاهبرداری میکنند و پول میگیرند و متصل نمیشویم که حد ندارد.»
برخی شهروندان نسبت به فعالیت کانالهایی که خدمات رایگان تبلیغ میکنند هشدار دادند.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «در پیامرسانهای داخلی مثل روبیکا کانال به اسم کانفیگ رایگان زدهاند. از اینها استفاده نکنید، هدفشان شناسایی هویت کاربران است.»
برخی شهروندان در پیامهای خود اشاره کردند حتی در صورت خرید کانفیگ، اتصال پایدار به اینترنت همچنان دشوار است و کیفیت خدمات به شدت کاهش یافته است.
شهروندی نوشت: «اینترنت را آنچنان بد قطع کردند که با ۲ ساعت تلاش و تست کانفیگ فقط میشود نیم ساعت وصل شد.»
مخاطبی دیگر اشاره کرد سرعت نت آنچنان پایین است که فقط میتوان پیام متنی ارسال کرد.
بر اساس برخی پیامها، اتصال در ساعات خاصی از شب کمی آسانتر میشود.
به گفته یک شهروند، از ساعت یک و نیم بامداد به بعداد، وصل شدن به ابزارهای دور زدن فیلترینگ به نسبت راحتتر است.
هزینه تماس با خارج از کشور و محدودیت ارتباطی
در کنار مشکلات اینترنت، برخی کاربران از افزایش هزینه تماس با خارج از کشور نیز خبر دادند.
بر اساس گزارشهای رسیده، برخی شهروندان برای برقراری تماس با خانوادههای خود در خارج از ایران از بستههای ارتباطی همراه اول یا کارتهای تلفن استفاده میکنند.
قیمت این بستهها از یک میلیون تا پنج میلیون تومان گزارش شده است.
در یکی از پیامها آمده است: «بستههای رومینگ همراه اول ۶۰ دقیقه برای اروپا یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان و برای آمریکا حدود ۷۰۰ هزار تومان است.»
برخی مخاطبان علاوه بر مشکلات فنی و هزینههای بالا، نسبت به امنیت اطلاعات شخصی خود نیز ابراز نگرانی کردند.
شهروندی در همین زمینه، به احتمال درز اطلاعات مکانی و شخصی کاربران در استفاده از اپلیکیشنهای ایرانی اشاره کرد.
شهروند دیگری نیز وضعیت کلی ارتباطات را چنین توصیف کرد: «همه راههای ارتباطی شامل اینترنت، کانفیگها، شبکههای ماهواره بسته شدهاند. یک ملت را به گروگان گرفتهاند.»
در حالی که جنگ میان اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی در اوج خود است، گزارشهای میدانی و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند که نیروهای سرکوب به شکلی خشن در برابر شهروندان آرایش جنگی گرفتهاند.
تیراندازی به سوی شهروندان در منطقه چیتگر تهران، تصویری روشن از این سیاست است که در یک سو حامیان حکومت در امنیت کامل راهپیمایی میکنند و در سوی دیگر، صدای شلیک مستقیم گلوله به معترضانی شنیده میشود که تنها سلاح آنها شعارهای ضدحکومتی است.
«همه مسائل جنگی دیده میشوند»
اظهارات اخیر احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، نقطه عطفی در ادبیات سرکوب محسوب میشود. او با صراحت اعلام کرد که از این پس «همه مسائل جنگی دیده میشوند» و هرگونه حضور اعتراضی در خیابان، نه یک کنش مدنی، بلکه «اقدام دشمن» تلقی خواهد شد.
تهدید به اینکه دست نیروها «روی ماشه» است، در واقع چراغ سبز رسمی برای تکرار کشتاری است که پیشتر در دی و بهمنماه در شهرهای مختلف انجام شد.
شهرها در محاصره؛ ایست بازرسی یا سپر انسانی؟
گزارشهای شهروندی حاکی از تغییر چهره شهرها به پادگانهای نظامی است.
استقرار خودروهای حامل تیربار و دوشکا در تقاطعهای اصلی و حضور نیروهای نقابدار که لوله اسلحه را به سمت خودروهای حامل خانوادهها نشانه میگیرند، از یک سو نشاندهنده ترس حکومت از قدرت مردم و از سوی دیگر نمایانگر استراتژی «ایجاد رعب و وحشت» است.
بسیاری از تحلیلگران و شهروندان معتقدند ایجاد ترافیکهای مصنوعی در ایستهای بازرسی تحت شرایط جنگی، تلاشی سیستماتیک برای استفاده از غیرنظامیان به عنوان «سپر انسانی» در برابر حملات احتمالی هوایی است.
حضور نیروهای بسیار جوان و آموزشندیده (بسیجیان ۱۲ تا ۲۰ ساله) در این ایستها، ریسک وقوع فجایع انسانی و شلیکهای کور و بیضابطه را به شدت افزایش داده است.
جمهوری اسلامی از ترس قیام مردم، عملا علیه ملت خود اعلام جنگ کرده است. از شلیک در چیتگر تا بازداشتهای گسترده در تهران، نشان میدهد که برای نظامی که در تلاطم بقا دستوپا میزند، مرزی میان «دشمن خارجی» و «معترض داخلی» وجود ندارد. اسلحه نظام اکنون از سر استیصال، همزمان کورکورانه به سمت آسمان و سینه شهروندان شلیک میکند.
پیامهای دریافتی از مخاطبان حاکی است حوالی ساعت ۱۲ روز چهارشنبه در چند شهر ایران صدای انفجار و پرواز جنگنده شنیده شده است. این گزارشها کلاردشت، همدان و لواسان را شامل میشود.
بر اساس یکی از این پیامها، در کلاردشت بین ساعت ۱۲:۲۵ تا ۱۲:۳۳ صدای جنگنده شنیده شد و حدود ساعت ۱۲:۳۰ نیز صدای انفجار گزارش شده است.
مخاطب دیگری اعلام کرد بعدازظهر چهارشنبه دستکم سه دسته پروازی به سمت شرق همدان مشاهده شده است.
در گزارشی دیگر از لواسان آمده است حدود ساعت ۱۲ چندین انفجار پیاپی رخ داد و پس از آن پدافند هوایی فعال شد. همچنین تکرار چندباره انفجار و عبور جنگنده گزارش شده است.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است در کرج و در محدوده حصارک، انتهای بلوار خوارزمی، حضور خودروهای پلاکشخصی و نیروهای لباسشخصی گزارش شده و نزدیک بیمارستان کوثر ایست بازرسی برقرار است و خودروها را بازرسی میکنند.
همچنین در مسیر فرخشهر به اصفهان در استان چهارمحال و بختیاری یک تونل مسدود شده و داخل آن پهپاد و لانچر مستقر است و در برخی روزها صدای شلیک شنیده میشود.
به استناد روایتهای رسانهای، اگر طرف حساب دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی محمدباقر قالیباف باشد که «هدیهای شگفتانگیز» به رییسجمهوری آمریکا پیشکش کرده، به فرض توافق باید در انتظار معاهدهای شبیه گلستان و ترکمانچای بود؛ فردی که کارنامهای سیاه در ارزانفروشی و گران ساختن دارد.
در جمهوری اسلامی، مدیریت پرهزینه، رفتاری بعید و دور از انتظار نیست. عمده مدیران تراز این حکومت مدیران هزینهاند و در میان آنها کمتر کسی پیدا میشود که ابتدا به درآمدزایی فکر کند و سپس چاه ویلی برای مجموعه تحت فرمانش حفر کند.
یکی از سردمداران چنین رویکردی که شهره عام و خاص است، کسی نیست جز «سردار خلبان، دکتر» قالیباف، از فرماندهان پرنفوذ سپاه پاسداران و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی، عزیزکرده علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده تهران.
جدا از اینکه او و تیمش در جمهوری اسلامی به انواع فساد اقتصادی سیستماتیک شهرهاند - بدون نیاز به افشاگری - آرشیو رسانهها در دهه ۸۰ و ۹۰ خورشیدی نشان میدهد قالیباف در مقام شهردار تهران، چگونه زمینها و باغهای شهر را با کمترین قیمت میفروخت و مجوز ساختوساز بلندمرتبه صادر میکرد تا، به ادعای خودش، برای پروژههای متعدد شهری مانند توسعه زیرزمینی مترو، اتوبانهای دوطبقه، تونلهای شهری و طرحهایی مانند باغموزهها تامین بودجه کند.
با این حال، گزارشهای حسابرسی تهیه شده از سوی شورای شهر تهران نشان داده است قالیباف عمده این پروژهها را با بالاترین هزینه به سرانجام رسانده است. هرچند میزان رانت و فساد جاری در این پروژهها، قراردادهای مشکوک با اشخاص و نهادها و واگذاریهای متعدد بیحسابوکتاب نیز خود بحثی جداگانه است.
او در سال ۸۷ در گفتوگویی اعتراف کرد که به دلیل روابط حسنه با خامنهای، مجوز «هرگونه درآمدزایی» را برای توسعه شهر تهران دارد.
قالیباف این مجوز را با توجیه ناسازگاری محمود احمدینژاد، رییس دولتهای نهم و دهم، برای تامین بودجه مورد نیاز پروژههای عمرانی تهران گرفته بود. اصطکاکی آشکار که بعدها با حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، نیز داشت.
در نتیجه، او بیمحابا شهر را به نام نوسازی و ساخت صدها مرکز خرید، برج اداری و تجاری و آسمانخراش مسکونی، به ثمن بخس به خودیها و نیمهخودیها واگذار کرد. رویهای سیستماتیک که علاوه بر توزیع رانت میان پاسداران و نزدیکانشان، به قطع گسترده درختان و تخریب باغهای پایتخت منجر شد.
احتمالا در سالهای آینده، با فروکش کردن غبار جنگ، روایت ساخت پناهگاه چندطبقه زیر «بیت رهبری» نیز به این کارنامه سیاه افزوده خواهد شد. پناهگاهی که در روزهای نخست حملات اسرائیل و آمریکا در اسفند ۱۴۰۴ نابود شد و مطابق برخی مستندات، در دوره شهرداری قالیباف ساخته شده بود.
اکنون پایتخت ایران، بهدلیل مدیریت پرهزینه قالیباف، با بحرانهای زیستمحیطی ناشی از قطع درختان، تصرف و تخریب باغها و زمینهای بایر، برجسازی گسترده و هجوم جمعیت روبهرو است و همزمان با بحران جمعیتی، بیآبی، هوای آلوده، ترافیک کلافهکننده و گسستهای اجتماعی حلنشده دستوپنجه نرم میکند و به غدهای سرطانی در کشور بدل شده است.
اگر یک دهه عقبتر برویم، در نیمه دوم دهه ۷۰، ماجرای خرید هزاران دستگاه مرسدس بنز برای نوسازی ناوگان پلیس از سرمایه ایرانیان در اروپا، که در دوره فرماندهی قالیباف در نیروی انتظامی رخ داد، نیز روایتی اسفبار و شوکهکننده دارد. همچنین ایده مهار «گازانبری» دانشجویان معترض در جریان اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۷۸.
و باز هم عقبتر، یک دهه پیش از آن، در دهه ۶۰، او که فرمانده تیپ ۲۱ «امام رضا» و سپس لشکر ۵ نصر خراسان بود، در عملیاتهای مختلف نیروهای نظامی ایران در جبهه جنگ با عراق، تلفات بالایی بر جای میگذاشت.
«قالیباف با لشکر رفت، با دسته برگشت ...» جملهای تکراری از سوی برخی همرزمان پیشین او در سپاه پاسداران درباره هزینههای بالای فرماندهیاش بود که از دهه ۸۰ به بعد علیه فعالیتهای سیاسی او به کار میرفت.
گویا قالیباف که زمانی بهدنبال بازسازی «رضا خان» در جمهوری اسلامی بود، اکنون و ظاهرا با هر هزینهای و به بهانه حفظ جمهوری اسلامی، در به در بهدنبال کارفرمای جدید میگردد؛ و چه کسی بهتر از ترامپ؟
صدها شهروند در سه هفته اخیر در پیامهایی به ایراناینترنشنال از شدت گرفتن ایستهای بازرسی، برپایی تجمعهای حکومتی و رجزخوانی شبانه در دهها شهر ایران خبر دادهاند. بسیاری، هدف این اقدامات را ایجاد رعب و وحشت و انتقامگیری از مردم عادی به جای اسرائیل و آمریکا میدانند.
روایتهای مشابه شهروندان از سراسر ایران، نشاندهنده رویکردی مشخص و سازمانیافته از سوی حکومت در شبهای جنگ، در مواجهه با مردم است.
به گفته مخاطبان ایراناینترنشنال، در شماری از ایستهای بازرسی داخل شهر، خودروهایی حامل تیربار، دوشکا و سلاحهای سنگین جنگی مستقرند.
شهروندی گفت زیر پل هاشمیه و سر تقاطعهای اصلی مشهد، نیروهای سرکوب با ماسکی به صورت، خودروهای زرهی و تا دندان مسلح، مستقرند.
با شدت گرفتن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی، عمده نیروهای حکومتی مستقر در این پایگاهها، ماسک میزنند یا صورتهای خود را با پارچه میپوشانند و عمدتا اسلحههای خود را به سمت سرنشینان خودروهای عبوری شهروندان نشانه میگیرند.
شهروندان میگویند این ایستهای بازرسی باعث شکلگیری ترافیک سنگین و ایجاد مزاحمت برای مردم شده و هدف آن، ایجاد «سپر انسانی» از رهگذران در مواجهه با حملات هوایی است.
مخاطبی از بیرجند در همین زمینه گفت نیروهای بسیجی اسلحه به دست در ایست بازرسی این شهر، اصرار دارند خودروها موقع ورود به ایست، چراغهایشان را خاموش کنند.
شهروندی از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «احساس من و خیلی از نزدیکانم نسبت به این ایستهای بازرسی ترس است؛ بهخصوص بعد از کشتار بزرگ ۱۸ و ۱۹ دی. خیلی از نیروهایشان لباس شخصیهای کم سن و سال هستند. از نوجوان ۱۲ ساله تا حداکثر جوان ۲۰ ساله.»
به گفته او، نیروهای حکومتی خودروهای عبوری را در حالی در خیابانها متوقف و بررسی میکنند که در تمام مدت، اسلحه را به سوی داخل خودرویی که ممکن است در آن کودک هم نشسته باشد، نشانه گرفتهاند.
آزار شهروندان با سوال و جواب کردن
شهروندی از ساری توضیح داد در ایست بازرسی ورودی شهر، نیروهای بسیج که اکثرا کم سن و سال و با نقاب و اسلحه به دست هستند، «بیدلیل به مردم گیر میدهند»؛ مثلا میگویند: «چرا شیشه دودیست؟ چرا ماشینات این شکلیست؟ ... برو پیش همکارم توضیح بده.»
دهها مخاطب دیگر نیز در روایت تجربه خود از مواجهه با این ایستهای بازرسی، بر تلاش ماموران حکومتی برای «اذیت و آزار» شهروندان تاکید کردند.
به گفته شهروندی از شیراز، او در خیابان ملاصدرا بارها شاهد بوده گوشی تلفن شهروندان را از آنها گرفته و بازرسی کردهاند؛ «انگار دنبال هر چیز کوچکی هستند تا بتوانند به بهانهاش، مردم را اذیت و حتی دستگیر کنند».
چنین برخوردهایی از سوی نیروهای حکومتی به شهرهای بزرگ یا مناطقی خاص منحصر نمیشود و حتی از شهرهایی کوچکتر با جمعیت زیر ۴۰ هزار نفر نیز گزارش شده است.
شهروندانی از گناباد در پیامهایی، از گشتزنی وانتهای هایلوکس حکومتی با مسلسل در شهر برای ایجاد رعب و وحشت میان مردم عادی خبر دادند.
در کنار ایستهای بازرسی، از همان روزهای نخست آغاز جنگ، تجمعهای حکومتی ثابت شبانه در شماری از شهرهای ایران شکل گرفت که محور اصلی آن به گفته مخاطبان، «رجزخوانی» برای شهروندان مخالف جمهوری اسلامی و تلاش برای ترساندن آنها برای جلوگیری از شکلگیری تجمعهای اعتراضی است.
به گفته یک شهروند از کرمان، هر شب ساعت ۹ حد فاصل پل تا میدان کوثر را میبندند و مراسم حکومتی برگزار میکنند؛ حدود ۵۰ نفر هستند که با بلندگو در همان محدوده میچرخند و «سلب آسایش میکنند».
در اصفهان نیز شهروندان هر شب در خیابانها و چهارراههای شهر، شاهد «رجزخوانی مسلحانه نیروهای حکومتی» هستند؛ نیروهایی که با چند خودرو حامل پرچم جمهوری اسلامی احاطه شدهاند، با اسپیکر شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» پخش میکنند و باعث ترافیک و سروصدای زیاد میشوند.
شهروندی از مشهد در روایتی مشابه گفت هر شب جمعیتی از حکومتیها با وانتهایی که رویشان بلندگو نصب شده، همراه با موتورسوارانی که پرچم جمهوری اسلامی را میچرخانند در شهر میگردند و از بلندگوهایشان با صدای بسیار بلند شعار «حیدر حیدر» پخش میکنند تا جو شهر را ملتهب کنند.
در تبریز هم وانتها با بلندگوهای بسیار بزرگ در خیابانها مانور میدهند، آهنگ و نوحه پخش میکنند و با صدای بلند، «حیدر حیدر» میگویند.
یک شهروند از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «از این تجمعها، احساس خشم بیشتری نسبت به ترس داریم. هرچند که در این جمعهای ۴۰-۵۰ نفره هم محافظهای اسلحه به دست دارند و دستکم پنج موتورسوار نظامی آنها را پشتیبانی میکنند.»
به گفته یک مخاطب، «زنهای حکومتی» در تجمعات میدان فهمیده تبریز کفنهایی میپوشند که رویش شعار علیه آمریکا و اسرائیل نوشته شده و رهگذران را تهدید میکنند. اگر هم متوجه شوند سرنشین خودرویی که از کنارشان رد شده گوشی در دست دارد، ماشین را نگه میدارند و موبایلش را بررسی میکنند.
در منطقه زینبیه اصفهان هم هر شب با حضور نیروهای حکومتی، جو امنیتی برقرار است؛ گروهی کفنپوش با شعار «حیدر حیدر» به خیابان میآیند و میکوشند برای مردم عادی رعب و وحشت ایجاد کنند.
به گفته یک مخاطب، در دزفول استان خوزستان گروهی از نیروهای حکومتی به ویژه زنان، با شعار «مرگ بر آمریکا» تجمع میکنند و نیروهای بسیج با چند دوشکا در نقاط مختلف شهر مستقر میشوند.
در بلوار وکیلآباد مشهد، هر شب عدهای با وانتهایی که رویش اسپیکر گذاشتهاند، با پشتیبانی افراد مسلح، «حیدر حیدر کنان» جولان میدهند.
دو شهروند از بابل و بابلسر گفتند هر شب بساط موکبها و تظاهرات حکومتی با خودرو و پرچم و «عربدهکشی» برقرار است.
در یک شهر کوچک پنج هزار نفره در آذربایجان شرقی، هر شب از تنها خودروی آتشنشانی شهر بهعنوان پیشروی تظاهرات حکومتی استفاده میکنند؛ این خودرو آژیر میکشد و خودروهای دیگر پشت سرش حرکت میکنند.
در شاهرود نیز به گفته یک مخاطب، هر شب از ساعت هشت تا ۱۱، تجمعی حکومتی در «میدان امام» شکل میگیرد و با بلندگو اعلام میکنند دونالد ترامپ «از جمهوری اسلامی ترسیده» و میخواهد مذاکره کند ولی حکومت مذاکره نمیخواهد.
در ادامه، حاضران در تجمع شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.
در فردیس کرج هم گروهی از طرفداران حکومت هر شب ساعت هشت در فلکه دوم تجمع میکنند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار میدهند.
تجمعات طرفداران حکومت در تهران
در تهران و مناطق اطراف آن، بهدلیل وسعت شهر، تعداد این تجمعها بیشتر است.
به گفته یک شهروند، هر شب از ساعت هفت در چهارراه قیطریه، کاروانی شامل حدود ۳۰ خودرو و نزدیک به ۲۰۰ نفر با پرچمهای جمهوری اسلامی گرد هم میآیند، نوحه با صدای بلند پخش میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
در مجیدیه شمالی هم گروهی از حامیان حکومت هر شب ساعت ۱۱ با بلندگوهایی که از آنها شعار «حیدر حیدر» پخش میشود، از خیابان شهید کرد تا میدان بهشتی و میدان ملت حرکت میکنند و «آرامش محله را بر هم میزنند».
شهروندی ساکن کارگر جنوبی در حوالی میدان انقلاب نیز از «سر و صدای شبانه تجمعهای حکومتی، پخش شعار از بلندگوها تا پنج صبح، پخش شعار اللهاکبر و مرگ بر منافق، درگیری لفظی با ساکنان و جولان موتورسواران مسلح» خبر داد.
در میدان نماز شهرری نیز از روز پنجم جنگ به بعد، هر شب ساعت هشت جمعیتی تقریبا ۲۰۰ نفره با اتوبوس و خودروهای شخصی دور میدان جمع میشوند، تا حدود ساعت دو بامداد شعار میدهند، تهدید و عزاداری میکنند.
به گفته یک شهروند از پردیس، نیروهای حکومتی در حالی که با نیروهای مسلح احاطه شدهاند، مردم را تهدید میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهند در شماری از شهرها، تا بامداد و گاهی اذان صبح، از بلندگوهای مساجد شعار و نوحه پخش میشود.