مهدی مصلحی: بازار جهانی در حال حاضر با کمبود نفت مواجه نیست
دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت افزایش کوتاهمدت قیمت نفت بهایی اندک برای تامین امنیت و صلح آمریکا و جهان است. او افزود با پایان تهدید هستهای جمهوری اسلامی، قیمت نفت به سرعت کاهش خواهد یافت. گفتوگو با مهدی مصلحی، کارشناس بازار نفت:
محمدجواد اکبرین، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، درباره به قدرت رسیدن مجتبی خامنهای گفت در حال حاضر فردی به سمت رهبری جمهوری اسلامی رسیده که نه تا به حال مصاحبهای از او منتشر شده و نه حتی کارنامهای رسمی از مدیریت او وجود دارد.
بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، دیکتاتور تهران، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟
سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، در نهایت ایران و ایرانیان را به جنگی رساند که تهران سالها، آشکار و پنهان، منطقه را با آن تهدید کرده بود.
در یک نمونه نه چندان دور از این تهدیدها، خامنهای ۱۲ بهمن و حدود یک ماه قبل از سر به نیست شدنش در ۹ اسفند با حمله موشکی اسرائیل و آمریکا، اعلام کرد اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام نظامی بزند، این بار جنگ، «منطقهای» خواهد بود.
برای پیشبرد این استراتژی رهبر کشته شده حکومت ایران، اکنون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همسایگان ایران را به ترتیبی درگیر جنگ کردهاند که حتی دوستان نزدیک دیروز (بهطور مشخص قطر) به دشمنان امروز تبدیل شدهاند.
حملهها به همسایگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود نماند و جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
اما آیا این سیاست راه را برای نجات جمهوری اسلامی باز میکند یا حکومت به آخر خط رسیده است؟
حرکت به سوی انتهای مسیر
جمهوری اسلامی در طول سالهای حیاتش گرچه در برخی بزنگاهها، در میان روندهای رو به نزول و پس از رکود اجتماعی و سیاسی، توانست حمایت و همراهی چشمگیر افکار عمومی را به دست بیاورد (از جمله در سالهای ۷۶ و ۸۰ که محمد خاتمی رییسجمهوری شد و دوران اصلاحات رقم خورد که به جایی نرسید، انتخابات سال ۸۸ که مردم به شکلی گسترده در آن شرکت کردند و بعد، پیروزی حسن روحانی در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶) اما روند کلی حرکتش همراه با ریزش گسترده حامیان و علاقهمندانش بود؛ تا جایی که در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ که مسعود پزشکیان بهعنوان پیروز آن معرفی شد، بنا بر آمار رسمی، در دور اول ۳۹.۹۲ درصد واجدان شرایط، رای دادند و در دور دوم، ۴۹.۴۸ درصد.
این کاهش قابل اعتنای مشروعیت، متأثر از سرکوب شدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی گسترده از جمله در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بود و در نهایت به کشتار بزرگ خیابانی و قتلعام دی ۱۴۰۴ رسید. اعتراضهای مکرر دیگری نیز در این سالها وجود داشت؛ از جمله اعتراضات به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران.
حدود پنج دهه حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، کشور ایران و شهروندانش را با ابربحرانهای مختلفی درگیر کرد؛ از جمله در حوزه محیط زیست (تنها یک نمونه: خشک شدن دریاچه ارومیه)، کمبود انرژی و بحران آب، بحران اقتصاد و معیشت، تبعیض و فساد ساختاری و موارد دیگر.
گستره و زنجیره بحران به شکلی پیش رفت که ناکارآمدی حکومت روز به روز بر عموم شهروندان آشکارتر شد و همزمان سرکوب بیمحابا و سهمگین، ناامیدی از امکان ایجاد تغییر را با تلاش برای همراه کردن نیروی خارجی بهمنظور برانداختن جمهوری اسلامی، گره زد.
اکنون و پس از گذار از تمام کوششهای ناکام که سقوط حکومت را به ارمغان نیاورد (چرا که زور سرنیزه و هزینههای نجومی انجام شده برای دستگاه سرکوب در کنار قطع جریان اطلاعرسانی و اینترنت، در عمل پیروز شد) و سیاستهای جنگطلبانهاش بهویژه علیه اسرائیل را متوقف نکرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات سختی را به مواضع جمهوری اسلامی پیش بردهاند، حاکمان زیرزمینی در ایران «سیاست باتلاق» را اعمال میکنند.
در اجرای این سیاست، تهران تلاش میکند نیست شدن خود را به هستی و امنیت همسایگان و منطقه گره بزند و به عبارت دیگر، در حالی که خود در باتلاق حاصل از سیاستگذاریها و عملکردش فرو میرود، دیگرانی را نیز همراه خود پایین بکشد.
سران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند ابزارهای تهدید منطقهای را در اختیار دارند که البته همسایگان هم در واکنش، هشدار دادهاند این سیاست برای تهران کارساز نخواهد بود.
از جمله رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، پس از اینکه سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) که ترکیه هم عضو آن است، یک موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت ترکیه را در مدیترانه رهگیری و منهدم کرد، به حکومت ایران هشدار داد نمیتواند بهخاطر غرق شدن خودش، منطقه را هم غرق کند.
اردوغان گفت که تهران باید «قدر دوستی آنکارا» را بداند.
به این ترتیب گرچه سیاست جمهوری اسلامی آشوبافزایی است و ممکن است گمان ببرد با درگیر کردن منطقه در آتش جنگ، خود را نجات میدهد، اما پاسخ همسایگان به قلدریهای تهران احتمالا سهمگین است و کار را برای معدود رهبران باقیمانده، سختتر میکند.
موضوع پیش رو که باعث تحریک بیشتر همسایگان علیه جمهوری اسلامی میشود این است که: وقتی یک بار این کار را کردند، چه تضمینی وجود دارد تکرارش نکنند؟
به بیان دیگر، همسایگان به هر شکل ممکن به این اقدام تهران واکنش جدی نشان خواهند داد و خروجی و نتیجه به آتش کشیدن منطقه، ادامه بقا و تثبیت دوباره این حکومت نخواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه داشت که تشدید خشونت و سیاست خارجی تهاجمیتر، معمولا آخرین دستاویزهای یک حکومت در حال فروپاشیاند.
با توجه به مجموعه روندهای اشاره شده (ناکارآمدی داخلی و خارجی ثابتشده جمهوری اسلامی) و کلیت شرایط میدانی (تخریب وسیع توان نظامی و درگیر کردن همسایگان با جنگ)، به نظر میرسد ساقط شدن جمهوری اسلامی امر ناگزیر باشد؛ گرچه همواره هر امکان عملی دیگر نیز از اساس ناممکن نیست.
اما در میدان سیاست و در چنین شرایط پیچیدهای که در هم تنیدگی روابط میان دولتها و کشورها، میتواند گزینههایی بسیار متفاوت و متنوع را روی میز بیاورد، و اگر نه صدها که دهها عامل در تعیین شرایط آینده اثرگذارند، حریفان مستقیما از نقشههای خود نمیگویند و به اصطلاح دست خود را تا لحظه آخر، رو نمیکنند.
فشار حاصل از این شرایط (نامعلوم بودن آینده پیش رو)، شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را اغلب در وضعیتی بحرانی قرار داده و موجب از هم گسیختگی ذهنی و روانی شده است.
در چنین شرایطی توجه به دو نکته ضروریست: اول اینکه دیکتاتوریها تا یک لحظه پیش از سقوطشان برقرار بودهاند. این موضوع گرچه بارها و بارها تکرار شده اما همچنان قابل یادآوری است که هرچند یک نظام تمامیتخواه میکوشد پایههای قدرت خود را با ارعاب و نمایش اقتدار، مستحکم و لرزهناپذیر نشان دهد، اما روند سقوط گاهی مثل راه افتادن بهمن در دامنه کوه است یا سیلی که پایههای موریانه خورده را میکند و با خود میبرد.
یک نمونه نزدیک در این مورد سوریه است که بشار اسد چنین سرنوشتی پیدا کرد؛ گرچه خامنهای میگفت «مدافعان حرم» بهزودی به این کشور باز خواهند گشت.
نکته دوم، کارکرد ماشینهای تبلیغاتی حکومت تمامیتخواه است که ممکن است حتی پس از فروریختن رژیم، از کار نایستند.
مثال نغز در این مورد، رژیم بعث عراق و سعید الصحاف، وزیر اطلاعرسانی و فرهنگ دولت صدام حسین است که وقتی ۲۰ فروردین ۱۳۸۲، پس از ۲۴ سال حکومت صدام، بغداد سقوط کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی پشت سرش تیراندازی میکردند، خبر از پیروزی ارتش عراق و شکست ارتش آمریکا میداد.
صحبتهایی هم که اکنون تحلیلگران و متفکران نامی و بینام طرفدار جمهوری اسلامی درباره ثبات و اقتدار حکومت و پا بر جا بودنش میکنند - که البته میتواند یک احتمال ضعیف در میان دهها و چه بسا صدها احتمال ممکن باشد - عینا درباره سوریه میکردند و در همراهی با خامنهای، میگفتند که رژیم اسد، قصاب دمشق، را توپ تکان نمیدهد اما سرانجام او چنان شد که به روسیه گریخت.
مخلص کلام اینکه، خامنهای هم تا یک لحظه قبل از مردن، زنده بود.
ترامپ، همزمان با حمله به زیرساخت سوخت در کلانشهرها و اعلام اینکه برنامههایی برای گسترش عملیات دارد، سیگنال ورود به مرحلهای تازه از تقابل را صادر کرد.
در روزهای گذشته، اولویت آمریکا مهار توان دریایی جمهوری اسلامی و بازگرداندن امنیت به تنگه هرمز بود. در جریان این عملیات، ۴۲ فروند از کشتیهای نیروی دریایی جمهوری اسلامی نابود شد. واشینگتن همچنین یک برنامه بیمه اتکایی ۲۰ میلیارد دلاری برای کاهش ریسک حملونقل در تنگه هرمز معرفی کرد.
در این حین، حملات جمهوری اسلامی علیه تاسیسات زیرساختی و نفتی در کشورهای همسایه، موجب مختل شدن استخراج در عراق، عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس شد، و در مواردی خسارتهای انسانی برجای گذاشت.
افزون بر این، اظهارات تند مقامات جمهوری اسلامی، تنشها را تا جایی شدت داد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شدت دادن به اقدامات نظامی را پاسخی به «رفتار بد» جمهوری اسلامی خواند.
از شامگاه شنبه ۱۶ اسفند، دور تازه حملات گسترده به ذخایر سوخت در کلانشهرها آغاز شده است. بررسیهای مقدماتی نشان میدهد که آسیبهای وارد شده و ادامه حملات مشابه میتواند پیامدهایی فراتر از تضعیف توان نظامی داشته باشد. شبکه تامین و توزیع بنزین و گازوییل، نقشی کلیدی در حملونقل، زنجیره تامین کالا و فعالیت صنایع دارد و هرگونه اختلال در آن میتواند به افزایش قیمتها و تشدید تورم منجر شود.
طبق تخمینهای موجود، مخازن سوخت مناطق اطراف تهران نزدیک به یک چهارم ذخایر ایران را تشکیل میدهد. این در حالیست که در روزهای گذشته، زیرساختهای نفتی کشور نیز در حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده و این موضوع، اهمیت ذخایر سوخت را بیش از پیش بالا برده بود.
در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیتهای ارزی، تحریمها و فشارهای ساختاری مواجه است، هدف قرار گرفتن زیرساخت سوخت را میتوان پایانی بر نمایش مقامهای جمهوری اسلامی برای تحت کنترل جلوه دادن اوضاع دانست.
از منظر راهبردی، انتقال میدان تقابل از تاسیسات نظامی به زیرساخت انرژی، همچنین نشاندهنده تمایل دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای به سرانجام رساندن جنگ در اسرع وقت است.
با مرور رفتارهای جمهوری اسلامی در روزهای گذشته میتوان نتیجه گرفت که راهبردها آنها بر این فرض استوار است که با توجه به تجربیات پیشین در عراق و افغانستان، و همینطور فشارهای سیاسی، آمریکا تمایلی به استفاده از نیروی زمینی ندارد. در این چارچوب، تهران میکوشد با حملات پهپادی کمهزینه و پراکنده، امنیت کشورهای همسایه را مختل کند و با هدف قرار دادن زیرساختهای آنها، بهطور غیرمستقیم آمریکا را برای ترک مخاصمه تحت فشار بگذارد.
این در حالی است که بر اساس اطلاعات منتشر شده، دولت آمریکا در حال بررسی گزینه اعزام نیروهای زمینی به ایران است. یکی از طرحهایی که در اختیار رییسجمهوری آمریکا قرار دارد و از سوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا و متحدان اسرائیلی طراحی شده، اعزام واحدهای عملیات ویژه به داخل ایران برای تصرف اورانیوم و نابودی تاسیسات کلیدی هستهای است.
در دو روز گذشته، حملات جمهوری اسلامی علیه تاسیسات نفتی در کشورهای همسایه، تنشهای منطقهای را افزایش داده است. این اقدامات از منظر واشینگتن تهدیدی علیه ثبات بازارهای منطقهای و امنیت شرکای آمریکا تلقی میشود.
همزمان، اظهارات تند برخی مقامهای جمهوری اسلامی علیه رییسجمهوری آمریکا، فضای سیاسی تقابل را تشدید کرده است. در چنین بستری، کاخ سفید واکنش خود را در قالب ضربات فزاینده نظامی، افزایش تولید مهمات و بررسی گزینههای گستردهتر تنظیم کرده است.
در چنین شرایطی، تصمیم ترامپ، تحت فشار گذاشتن نقطه ضعف جمهوری اسلامی یعنی توان اقتصادی و تابآوری داخلی است. چنین رویکردی دامنه فشار را به سطح معیشتی و اجتماعی گسترش میدهد و هزینه ادامه جنگ را برای تهران بالا میبرد.
وبسایت واینت در گزارشی نوشت حمله موشکی حکومت ایران به پایگاه هوایی العدید در قطر، تناقض راهبردی سیاستهای دوحه را آشکار کرده است. کشوری که از یک سو میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه است و از سوی دیگر روابط نزدیک و پناهگاه سیاسی برای رهبران حماس فراهم کرده است.
بر اساس این گزارش، در سوم مارس ۲۰۲۶ یک موشک بالستیک ایرانی از سامانههای دفاع هوایی قطر عبور کرد و به پایگاه العدید، مقر پیشرفته فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در منطقه، اصابت کرد.
وزارت دفاع قطر اعلام کرد دو موشک به سمت خاک این کشور شلیک شده که یکی رهگیری شده و دیگری بدون ایجاد تلفات انسانی به پایگاه اصابت کرده است.
با این حال، به نوشته واینت، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای تحلیلی نشان میدهد خسارتهایی به مجموعه وارد شده است.
روزنامه گاردین شنبه ۱۶ اسفند در گزارشی نوشت دولت دونالد ترامپ در هفته نخست جنگ با جمهوری اسلامی نتوانسته است توضیحی واحد و منسجم درباره دلیل آغاز این جنگ ارائه کند و روایتهای مختلفی از سوی رییسجمهوری آمریکا و مقامهای ارشد دولت مطرح شده که در مواردی حتی با یکدیگر در تضاد بودهاند.
بر اساس این گزارش، زمانی که ایالات متحده شنبه ۹ اسفند (۲۸ فوریه) عملیات نظامی موسوم به «خشم حماسی» را علیه حکومت ایران آغاز کرد، دولت ترامپ با این پرسش روبهرو شد که چگونه باید آغاز جنگ را برای افکار عمومی آمریکا، کنگره و جامعه جهانی توضیح دهد. با این حال طی روزهای بعد، مقامهای دولت توضیحهای متفاوتی ارائه کردند؛ از تهدید هستهای جمهوری اسلامی گرفته تا تغییر رژیم، دفاع پیشدستانه یا واکنش به اقدامات احتمالی حکومت ایران.
گاردین نوشت که ترامپ آغاز جنگ را در یک ویدیوی هشت دقیقهای در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد و عملیات «خشم حماسی» را همزمان پاسخی دفاعی به «دههها تهاجم ایران» و تلاشی برای آزادی مردم ایران توصیف کرد.
او گفت هدف این عملیات نابودی موشکها و صنعت موشکی ایران و از بین بردن «تهدید فوری هستهای» است.
ترامپ در این پیام همچنین به بحران گروگانگیری سال ۱۳۵۸، حزبالله، حماس و گروههای مورد حمایت حکومت ایران اشاره کرد و از مردم ایران خواست «این لحظه را غنیمت بشمارند و کشور خود را پس بگیرند».