• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

گاردین: روایت‌های دولت ترامپ درباره دلیل جنگ با حکومت ایران چگونه تغییر کردند

۱۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه گاردین در گزارشی نوشت دولت دونالد ترامپ در هفته نخست جنگ با جمهوری اسلامی نتوانسته است توضیحی واحد و منسجم درباره دلیل آغاز این جنگ ارائه کند و روایت‌های مختلفی از سوی رییس‌جمهوری آمریکا و مقام‌های ارشد دولت مطرح شده که در مواردی حتی با یکدیگر در تضاد بوده‌اند.

بر اساس این گزارش، زمانی که ایالات متحده شنبه ۲۸ فوریه (۹ اسفند) عملیات نظامی موسوم به «خشم حماسی» را علیه حکومت ایران آغاز کرد، دولت ترامپ با این پرسش روبه‌رو شد که چگونه باید آغاز جنگ را برای افکار عمومی آمریکا، کنگره و جامعه جهانی توضیح دهد. با این حال طی روزهای بعد، مقام‌های دولت توضیح‌های متفاوتی ارائه کردند؛ از تهدید هسته‌ای ایران گرفته تا تغییر رژیم، دفاع پیش‌دستانه یا واکنش به اقدامات احتمالی حکومت ایران.

گاردین می‌نویسد ترامپ آغاز جنگ را در یک ویدیوی هشت‌دقیقه‌ای در شبکه اجتماعی تروث‌سوشیال‌ اعلام کرد و عملیات «خشم حماسی» را هم‌زمان پاسخی دفاعی به «دهه‌ها تهاجم ایران» و تلاشی برای آزادی مردم ایران توصیف کرد. او گفت هدف این عملیات نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران و از بین بردن «تهدید فوری هسته‌ای» است. ترامپ در این پیام همچنین به بحران گروگان‌گیری سال ۱۳۵۸، حزب‌الله، حماس و گروه‌های مورد حمایت حکومت ایران اشاره کرد و از مردم ایران خواست «این لحظه را غنیمت بشمارند و کشور خود را پس بگیرند».

با این حال تنها چند ساعت پس از آغاز حملات، ترامپ در گفت‌وگو با اکسیوس روایت متفاوتی ارائه داد و گفت این جنگ می‌تواند به شکل‌های مختلفی پایان یابد؛ از جمله یک عملیات کوتاه چند روزه یا حتی تصرف کامل ایران. او گفت در هر صورت حکومت ایران برای بازسازی توانایی‌های خود به چند سال زمان نیاز خواهد داشت. به گزارش گاردین، ترامپ همان روز در گفت‌وگویی دیگر هدف جنگ را «آزادی مردم ایران» توصیف کرد.

در همان روز، نمایندگی آمریکا در سازمان ملل تلاش کرد چارچوب حقوقی برای این اقدام نظامی ارائه دهد و به ماده ۵۱ منشور سازمان ملل درباره حق دفاع مشروع استناد کرد. مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، گفت برنامه موشکی و هسته‌ای ایران تهدیدی مستقیم برای نیروهای آمریکایی در منطقه بوده و واشینگتن پس از تلاش برای حل دیپلماتیک بحران، ناچار به اقدام نظامی شده است. او همچنین مدعی شد مردم ایران از این اقدام حمایت کرده‌اند.

با این حال گزارش گاردین می‌گوید اطلاعات ارائه‌شده به کارکنان کنگره توسط مقام‌های پنتاگون در اول مارس نشان می‌دهد حکومت ایران قصد حمله به نیروهای آمریکایی را نداشت مگر اینکه ابتدا اسرائیل به ایران حمله کند؛ موضوعی که به نوشته گاردین با ادعای دولت ترامپ درباره وجود «تهدید فوری» از سوی حکومت ایران تناقض دارد.

در نخستین نشست خبری پنتاگون پس از آغاز جنگ، پیت هگست وزیر جنگ آمریکا اعلام کرد هدف عملیات «خشم حماسی» نابودی موشک‌های تهاجمی ایران، صنعت تولید موشک، نیروی دریایی و زیرساخت‌های امنیتی این کشور است. او تاکید کرد این جنگ با هدف تغییر رژیم آغاز نشده، هرچند گفت «رژیم تغییر کرده و جهان جای بهتری شده است». هگست همچنین گفت این عملیات برخلاف جنگ‌های عراق و افغانستان محدود و دارای اهداف مشخص است.

در همان روز اما مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا روایت متفاوتی ارائه داد. او گفت واشینگتن می‌دانست اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد و در صورت وقوع چنین حمله‌ای، حکومت ایران به نیروهای آمریکایی در منطقه حمله می‌کرد. روبیو گفت آمریکا برای جلوگیری از چنین وضعیتی تصمیم به اقدام پیش‌دستانه گرفته است. به نوشته گاردین، این سخنان به معنای آن بود که آمریکا عملاً به دلیل اقدام احتمالی یک متحد وارد جنگ شده است.

یک روز بعد، ترامپ این روایت را رد کرد و گفت تصمیم برای حمله به حکومت ایران کاملاً به دلیل نگرانی از اقدام خود ایران بوده است. او گفت: «به نظر من ایران قصد داشت ابتدا حمله کند.» ترامپ همچنین تاکید کرد که اسرائیل او را به جنگ وادار نکرده و حتی ممکن است او اسرائیل را به اقدام نظامی تشویق کرده باشد.

گاردین می‌نویسد در این مرحله سه توضیح متفاوت برای جنگ مطرح شده بود: تهدید فوری هسته‌ای ایران، احتمال حمله ایران در واکنش به اقدام اسرائیل، یا برنامه حکومت ایران برای حمله مستقیم به آمریکا.

در ادامه، روبیو تلاش کرد توضیح خود را اصلاح کند و گفت سخنانش بد تعبیر شده است و تصمیم ترامپ بر این اساس بوده که ایران نباید بتواند پشت برنامه موشک بالستیک خود پنهان شود.

در نشست خبری دوم پنتاگون در ۴ مارس، وزیر جنگ آمریکا بار دیگر مواضع تندتری مطرح کرد و گفت عملیات نظامی علیه ایران تازه آغاز شده و هدف آن نابودی توانایی‌های نظامی این کشور است. او اعلام کرد نیروهای هوایی آمریکا و اسرائیل به‌زودی کنترل کامل آسمان ایران را به دست خواهند گرفت و به‌طور شبانه‌روزی زیرساخت‌های نظامی ایران و فرماندهان آن را هدف قرار خواهند داد.

هگست همچنین دلیل تازه‌ای برای جنگ مطرح کرد و گفت حکومت ایران در گذشته تلاش کرده بود دونالد ترامپ را ترور کند و فرمانده سپاه که مسئول این طرح بوده در جریان عملیات کشته شده است.

در ادامه این تحولات، ترامپ در ۶ مارس در پیامی در شبکه تروث‌سوشیال اعلام کرد که هیچ توافقی با ایران ممکن نیست مگر «تسلیم کامل و بی‌قید و شرط». او همچنین گفت پس از آن و با انتخاب رهبران جدید برای ایران، آمریکا و متحدانش برای بازسازی اقتصاد ایران تلاش خواهند کرد.

به نوشته گاردین، این موضع‌گیری با توضیح‌های قبلی دولت ترامپ درباره اهداف محدود نظامی عملیات در تضاد بود. در نهایت کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تلاش کرد این پیام را تعدیل کند و گفت منظور از «تسلیم بدون قید و شرط» این است که ایران دیگر تهدیدی برای ایالات متحده نباشد و اهداف عملیات «خشم حماسی» به طور کامل تحقق یابد.

گزارش گاردین نتیجه می‌گیرد که در هفته نخست جنگ، دولت ترامپ روایت‌های مختلف و گاه متناقضی درباره اهداف و دلایل این جنگ ارائه کرده است؛ از دفاع پیش‌دستانه و نابودی برنامه موشکی گرفته تا تغییر رژیم یا آزادی مردم ایران.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پزشکیان از آمادگی برای توافق گفت؛ مجری فاکس‌نیوز پرسید چه کسی حکومت ایران را اداره می‌کند
۱

پزشکیان از آمادگی برای توافق گفت؛ مجری فاکس‌نیوز پرسید چه کسی حکومت ایران را اداره می‌کند

۲

چین و پاکستان خواستار بازگشت تهران و واشینگتن به میز مذاکره شدند

۳

دیوان عالی فرانسه محاکمه اشرف حکیمی به اتهام تجاوز را تایید کرد

۴

قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

۵

مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

انتخاب سردبیر

  • شهبانو فرح پهلوی: نسل جوان ایران با وجود سرکوب، آزادی و دموکراسی را برگزیده است

    شهبانو فرح پهلوی: نسل جوان ایران با وجود سرکوب، آزادی و دموکراسی را برگزیده است

  • تهدید تازه جمهوری اسلامی: پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس

    تهدید تازه جمهوری اسلامی: پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است، یا برای هیچ‌کس

  • سی‌ان‌ان: داده‌های شرکت‌های چینی دقت حملات جمهوری اسلامی را افزایش داده‌اند

    سی‌ان‌ان: داده‌های شرکت‌های چینی دقت حملات جمهوری اسلامی را افزایش داده‌اند

  • مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

    مرکز آمیا صدور قرار علیه محسن رضایی و احمد وحیدی را گامی برای «پایان دادن به مصونیت» خواند

  • قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

    قوه قضاییه تعرض جنسی و ضرب‌وجرح نوجوان تبریزی را به «برخورد ناپسند» تقلیل داد

  • ان‌بی‌سی: ترامپ به استقرار نیروهای زمینی آمریکا در ایران علاقه جدی نشان داده است

    ان‌بی‌سی: ترامپ به استقرار نیروهای زمینی آمریکا در ایران علاقه جدی نشان داده است

  • ‫ترامپ: باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران دخیل باشم

    ‫ترامپ: باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران دخیل باشم

  • حمله به ۳۵ مرکز سپاه در غرب ایران؛ جمهوری اسلامی اهدافی در عراق را با پهپاد هدف گرفت

    حمله به ۳۵ مرکز سپاه در غرب ایران؛ جمهوری اسلامی اهدافی در عراق را با پهپاد هدف گرفت

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.