نیویورکتایمز: همکاری اطلاعاتی سیا و موساد به کشته شدن خامنهای انجامید | ایران اینترنشنال
نیویورکتایمز: همکاری اطلاعاتی سیا و موساد به کشته شدن خامنهای انجامید
روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد عملیات منجر به کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران و دیگر مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، بهدنبال همکاری اطلاعاتی نزدیک میان آمریکا و اسرائیل انجام گرفت.
بر اساس این گزارش که یکشنبه ۱۰ اسفند منتشر شد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) طی ماهها خامنهای را زیر نظر داشت و بهتدریج به شناخت دقیقتری از محل اقامت و الگوی تردد او رسیده بود.
سازمان سیا دریافت که صبح شنبه ۹ اسفند جلسهای با حضور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در یکی از مجموعههای وابسته به خامنهای در مرکز تهران برگزار خواهد شد. از همه مهمتر آنکه دیکتاتور تهران نیز در آن محل حضور خواهد داشت.
به گفته منابع آگاه، ایالات متحده و اسرائیل در ابتدا قرار بود عملیات علیه جمهوری اسلامی را شبانه انجام دهند، اما زمان آن را به صبح تغییر دادند تا از دادههای اطلاعاتی جدید حداکثر استفاده را ببرند.
این اطلاعات پنجرهای راهبردی برای دو کشور گشود تا در همان مراحل ابتدایی به هدفی تعیینکننده دست یابند: از میان برداشتن مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و کشتن خامنهای.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه ۹ اسفند در پیامی تایید کرد خامنهای، «یکی از شرورترین افراد تاریخ»، کشته شده است.
ترامپ افزود مرگ او «عدالت برای مردم ایران و برای آمریکاییهایی است که به دست او و افرادش کشتهاند».
سطح بالای هماهنگی عملیاتی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل
نیویورکتایمز در ادامه نوشت سرعت کمسابقه در حذف رهبر جمهوری اسلامی بیانگر سطح بالای هماهنگی عملیاتی و اطلاعاتی میان آمریکا و اسرائیل در آستانه حمله بود.
این عملیات نشان داد دو کشور، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، به درک عمیق و جزییتری از ساختار و تحرکات رهبری حکومت ایران رسیده بودند.
این رویداد همچنین آشکار کرد مقامهای جمهوری اسلامی، با وجود نشانههای علنی آمادهسازی آمریکا و اسرائیل برای جنگ، تدابیر حفاظتی کافی برای جلوگیری از افشای موقعیت خود اتخاذ نکرده بودند.
به گزارش نیویورکتایمز، سیا اطلاعات مربوط به محل حضور خامنهای را به اسرائیل منتقل کرد و اسرائیل با تکیه بر این دادهها و اطلاعات مستقل خود، عملیاتی را به اجرا گذاشت که از ماهها پیش برای آن برنامهریزی کرده بود: ترور هدفمند مقامهای ارشد جمهوری اسلامی.
شاهزاده رضا پهلوی ۹ اسفند در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست، با اشاره به آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، از ترامپ قدردانی کرد و گفت سخنان رییسجمهوری آمریکا درباره فرا رسیدن «زمان آزادی» مردم ایران، به آنان نیرو بخشیده است.
جزییات هدف قرار گرفتن خامنهای و دیگر مقامهای ارشد حکومت
نیویورکتایمز در ادامه نوشت مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار بود در مجموعهای دیدار کنند که دفتر ریاستجمهوری، دفتر خامنهای و شورای عالی امنیت ملی در آن مستقر است.
اسرائیل به این جمعبندی رسیده بود که در این نشست، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی حضور خواهند داشت؛ از جمله محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، محمد شیرازی، رییس دفتر نظامی خامنهای.
عملیات حدود ساعت ۶ صبح به وقت اسرائیل با برخاستن جنگندهها از پایگاههایشان آغاز شد. در این حمله از شمار محدودی هواپیما استفاده شد که به مهمات دوربرد و دقیق مجهز بودند.
دو ساعت و پنج دقیقه پس از برخاستن جنگندهها، حدود ساعت ۹:۴۰ صبح به وقت تهران، موشکهای دوربرد به آن مجموعه اصابت کردند. هنگام حمله، مقامهای ارشد امنیتی جمهوری اسلامی در یکی از ساختمانهای این مجموعه حضور داشتند و خامنهای در ساختمانی دیگر در همان نزدیکی بود.
نیویورکتایمز به نقل از منابع آگاه، این عملیات را حاصل «اطلاعات دقیق و ماهها برنامهریزی» توصیف کرد و نوشت اسرائیل توانست در این حمله به «غافلگیری تاکتیکی» دست یابد.
ترامپ پیشتر در جریان جنگ ۱۲ روزه اعلام کرده بود ایالات متحده از محل اختفای خامنهای آگاه است و میتواند او را از میان بردارد.
یک مقام پیشین آمریکایی در همین رابطه گفت آن دادهها بر همان شبکه اطلاعاتی استوار بود که آمریکا در عملیات اخیر نیز از آن استفاده کرد.
روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی به جزییات طرح مشترک اسرائیل و آمریکا برای هدف قرار دادن همزمان مقامهای ارشد جمهوری اسلامی و علی خامنهای پرداخت و نوشت جنگندههای اسرائیلی ۳۰ بمب بر مجموعه محل اقامت او فروریختند.
به نوشته این روزنامه، مقامهای اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا مدتها در انتظار برگزاری نشست مشترک رهبران ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی بودند تا بتوانند آنها را بهطور همزمان هدف قرار دهند. مقامهای اسرائیلی گفتهاند نیروهای اطلاعاتی سرانجام روز شنبه سه نشست را شناسایی کردند و محل حضور خامنهای نیز مشخص شد.
والاستریت ژورنال افزود این فرصت «منحصربهفرد» تلقی شد و به همین دلیل حمله در روشنای روز انجام گرفت. به گفته منابع آمریکایی، واشینگتن اطلاعاتی در اختیار داشت که نشان میداد جمهوری اسلامی پیش از صدور دستور حمله از سوی ترامپ در حال بررسی اقدام علیه اهداف آمریکایی بوده و همین موضوع به تصمیم رییسجمهوری آمریکا فوریت بیشتری داده است.
بر اساس این گزارش، عملیات اندکی پیش از ساعت ۱۰ صبح به وقت ایران با موج گستردهای از موشکها و جنگندهها آغاز شد و تا عصر، حدود ۲۰۰ جنگنده اسرائیلی نزدیک به ۵۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادند؛ عملیاتی که ارتش اسرائیل آن را بزرگترین کارزار هوایی در تاریخ این کشور توصیف کرده است.
روزنامه واشینگتنپست گزارش داد دونالد ترامپ پس از هفتهها لابیگری فشرده از سوی اسرائیل و عربستان سعودی، دستور حمله گسترده هوایی به حکومت ایران را صادر کرد؛ حملهای که در همان ساعات اولیه به کشتهشدن علی خامنهای و چند مقام ارشد دیگر انجامید.
این تصمیم در حالی اتخاذ شد که ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا حاکی از آن بود حکومت ایران در دهه آینده تهدید فوری علیه خاک ایالات متحده ایجاد نمیکند.
بر اساس این گزارش، محمد بن سلمان طی یک ماه گذشته چندین تماس خصوصی با ترامپ برقرار کرده و هشدار داده بود اگر آمریکا اکنون اقدام نکند، حکومت ایران پس از استقرار بزرگترین آرایش نظامی آمریکا در منطقه از زمان حمله ۲۰۰۳ به عراق، قویتر و خطرناکتر خواهد شد. این موضع توسط برادرش خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، در دیدارهای محرمانه ژانویه در واشینگتن نیز تقویت شد. با این حال ریاض بهطور علنی پس از تماس ولیعهد با مسعود پزشکیان اعلام کرده بود اجازه استفاده از حریم هوایی یا خاک عربستان برای حمله به ایران را نخواهد داد.
در سوی دیگر، به نوشته واشینگتنپست، بنیامین نتانیاهو سالهاست خواهان اقدام نظامی علیه حکومت ایران بوده و به گفته مقامهای آمریکایی، در جلسات محرمانه به قانونگذاران اطلاع داده شد که اسرائیل «با یا بدون آمریکا» حمله خواهد کرد؛ بنابراین بحث اصلی این بود که آیا واشینگتن همزمان با اسرائیل وارد عملیات شود یا پس از واکنش حکومت ایران وارد درگیری گردد.
بنابر این گزارش، در زمان تصمیمگیری، استیو ویتکاف و جرد کوشنر در حال مذاکره با مقامهای ایرانی در ژنو بودند. این مذاکرات سه دور از فوریه ادامه داشت اما به گفته یک مقام ارشد دولت ترامپ، تیم آمریکایی به این نتیجه رسید تهران قصد حفظ توان غنیسازی برای استفاده بالقوه در ساخت سلاح هستهای را دارد. در همین حال ترامپ در تجمعی در تگزاس اعلام کرد «تصمیم بزرگی» در پیش دارد و از مذاکرات ابراز نارضایتی کرد.
ترامپ در سخنرانی اعلام حمله، این اقدام را «پاسخ به دههها خصومت ایران» توصیف کرد و به گروگانگیری ۵۲ آمریکایی در ۱۹۷۹، کشتهشدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی در بیروت در ۱۹۸۳ و حمله ۲۰۰۰ به ناوشکن یواساس کول اشاره کرد. او همچنین مدعی شد حکومت ایران تهدیدی «قریبالوقوع» بوده و در مسیر تولید سلاح هستهای و موشکهای دوربردی است که میتوانند به خاک آمریکا برسند.
به نوشته واشینگتنپست این ادعاها با چالش روبهرو شده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده نشانهای از ازسرگیری برنامه فعال ساخت بمب وجود ندارد و ارزیابی پیشین آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا نیز نشان میداد توسعه موشک قارهپیما در صورت آغاز، حدود یک دهه زمان میبرد. خود ترامپ پیشتر گفته بود حملات تابستان گذشته برنامه هستهای ایران را «نابود» کرده است.
ترامپ تاکید کرده نیروهای زمینی آمریکا وارد ایران نخواهند شد و عملیات عمدتاً هوایی و موشکی خواهد بود؛ رویکردی متفاوت با حمله ۲۰۰۳ به عراق که با حضور گسترده نیروهای زمینی و مدیریت مستقیم انتقال قدرت همراه بود. با این حال کارشناسانی مانند آرون دیوید میلر هشدار دادهاند تغییر بنیادین ساختار سیاسی یک کشور صرفاً از طریق قدرت هوایی سابقه موفقی ندارد.
به نوشته این روزنامه، در کنگره، دموکراتها از ترامپ خواستهاند ماهیت «تهدید قریبالوقوع» را توضیح دهد. سناتور مارک وارنر پس از جلسه توجیهی محرمانه با مارکو روبیو و جان رتکلیف گفت تهدیدی ندیده که «بهطور واقعی اعزام نیروها را توجیه کند.»
پس از آغاز حمله، حکومت ایران به عربستان پاسخ داد و ریاض در بیانیهای خشمگین خواستار اقدام قاطع جامعه بینالمللی شد. اکنون پرسش اصلی آینده عملیات است. ترامپ گفته امیدوار است نیروهای امنیتی حکومت ایران با «میهنپرستان ایرانی» همراه شوند و وعده داده بمبارانهای «سنگین و دقیق» تا تحقق هدف «صلح در خاورمیانه و جهان» ادامه یابد.
به نوشته واشینگتنپست، ترامپ اکنون ریسک بزرگی را پذیرفته است: اینکه آیا یک کارزار گسترده هوایی میتواند به اهداف سیاسی از جمله تغییر رژیم یا ایجاد دولتی همسو با آمریکا منجر شود یا نه؛ هدفی که حتی در خوشبینانهترین سناریوها نیز با عدم قطعیتهای جدی روبهروست.
روزنامه واشینگتنپست به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد با وجود ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر نبود تهدید فوری از سوی جمهوری اسلامی، عربستان سعودی و اسرائیل طی هفتههای اخیر با لابیگری گسترده، دونالد ترامپ را به سمت حمله به ایران سوق دادند.
به نوشته این روزنامه، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در یک ماه گذشته چندین تماس تلفنی خصوصی با ترامپ برقرار کرده و در حالی که بهطور علنی از راهحل دیپلماتیک حمایت میکرد، در محافل خصوصی خواستار اقدام نظامی آمریکا شده است.
همزمان، بنیامین نتانیاهو نیز کارزار دیرینه و علنی خود برای ترغیب واشینگتن به حمله به جمهوری اسلامی را ادامه داده است.
واشینگتنپست همچنین نوشت بن سلمان به مقامهای آمریکایی هشدار داده بود در صورت خودداری واشینگتن از اقدام نظامی، ایران با توجه به تمرکز کمسابقه نیروهای آمریکایی در منطقه، قدرتمندتر و خطرناکتر خواهد شد.
به گفته منابع آگاه، موضع پیچیده ولیعهد سعودی ناشی از تلاش او برای پرهیز از تلافی احتمالی تهران علیه زیرساختهای نفتی عربستان و در عین حال نگاه او به ایران بهعنوان رقیب اصلی منطقهای ریاض بوده است.
شاهزاده رضا پهلوی در مقالهای در روزنامه واشینگتنپست، با اشاره به آغاز عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل با عنوان «خشم حماسی» علیه حکومت ایران، از دونالد ترامپ قدردانی کرد و گفت سخنان رییسجمهوری آمریکا درباره فرا رسیدن «ساعت آزادی» مردم ایران به آنان نیرو بخشیده است.
او نوشت دولتهای آمریکا و اسرائیل اعلام کردهاند که در جریان این عملیات علی خامنهای کشته شده است و ترامپ در اعلام این حملات، تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه آمریکا و متحدانش را تشریح کرده و مستقیماً مردم ایران را خطاب قرار داده است.
شاهزاده رضا پهلوی در این مقاله جمهوری اسلامی را «پروژهای انقلابی و توسعهطلب» توصیف کرد که طی نزدیک به نیم قرن نهتنها در داخل ایران سرکوب کرده بلکه با تضعیف حاکمیت همسایگان و پیگیری برنامههای موشکی و هستهای، بیثباتی را در منطقه و جهان گسترش داده است. او با اشاره به اشغال سفارت آمریکا در تهران و گروگانگیری ۴۴۴ روزه، نوشت که این حکومت از ابتدا سیاست «مرگ بر آمریکا» را نهادینه کرده و سپاه پاسداران را مسئول کشتهشدن صدها نظامی آمریکایی دانست.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین به تصمیمات ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش اشاره کرد؛ از خروج از توافق هستهای و اعمال سیاست «فشار حداکثری» تا قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی و کشتهشدن قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰.
او در بخش دیگری از مقاله مدعی شد هولناکترین جنایتهای جمهوری اسلامی در داخل کشور رخ داده و به سرکوب اعتراضات اخیر و کشتهشدن هزاران معترض اشاره کرد و آن را رفتار «یک نیروی اشغالگر» خواند.
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد که با وجود حمایت آمریکا و اسرائیل، پیروزی نهایی تنها به دست مردم ایران رقم خواهد خورد و گفت با تضعیف ماشین سرکوب، توازن قدرت در حال تغییر است. او وعده داد ایران آزاد روابط گرم پیشین خود با ایالات متحده را از سر خواهد گرفت و به «مرکز طبیعی تجارت منطقهای» تبدیل خواهد شد.
او با رد مقایسه ایران با عراق پس از سال ۲۰۰۳، اعلام کرد طرحی با عنوان «پروژه شکوفایی ایران» برای دوران گذار تدوین شده که شامل صد روز نخست پس از فروپاشی حکومت و برنامه بازسازی بلندمدت است. به گفته او، گروههای مختلف اپوزیسیون بر چهار اصل شامل تمامیت ارضی، آزادیهای فردی و برابری شهروندان، جدایی دین از دولت و تعیین شکل حکومت از طریق رای مردم توافق دارند.
شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرد در پاسخ به بسیاری از ایرانیان رهبری دوران گذار را پذیرفته و این مسیر را شامل تدوین قانون اساسی جدید، برگزاری همهپرسی و سپس انتخابات آزاد با نظارت بینالمللی دانسته که پس از آن دولت انتقالی منحل میشود.
او همچنین پیشنهاد داد چارچوب صلح منطقهای جدیدی میان ایران، اسرائیل و کشورهای عربی با عنوان «پیمانهای کوروش» شکل گیرد و تاکید کرد ایران آزاد اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت.
در پایان، شاهزاده رضا پهلوی از جامعه بینالمللی خواست آماده بهرسمیتشناختن دولت انتقالی مشروع ایران باشد و نوشت اگر مردم ایران آزادی خود را بازپس گیرند، ترامپ به عنوان رهبری که در لحظه حساس در کنار آنان ایستاد در تاریخ ثبت خواهد شد.
علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.
این بزدلی و بیآبرویی چندان بود که در آخرین ماههای حیات کسی که توانست خونینترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.
چگونگی مرگ علی خامنهای، در عین حال ثابت کرد که بهرغم همه لافها و رجزخوانیها و بر طبل جنگ کوبیدنها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما همزمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بوده است.
علی خامنهای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ میدانستند و گمان میبردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمامعیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بیسابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سالها تضمین کنند.
مرگ بیعزت علی خامنهای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بینالمللی بهویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بودهاند. درواقع، مرگ علی خامنهای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزبالله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.
این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمیماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانیهایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصلالخطاب قلمداد میشد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.
این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیقتری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.
بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنهای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوههای طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.
سپاه پاسداران بهعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیتها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنهای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه میشود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده که تا باشد از ترور و و بیثباتسازی دست نمیکشد؛ بهویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقهای را نیز به خشم آورده است.
مرگ علی خامنهای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارتبار و ذلتبار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینههای زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.
مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفتهاند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.