سازمان حقوق بشر برای ورزش گزارش داده است که عیسی خرمی، ۳۶ ساله، اهل استان بوشهر و مربی ووشو، کیکبوکسینگ و MMA، در ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. گفته میشود بازداشت او به دلیل انتشار استوریهایی در حمایت از معترضان ایرانی در صفحه رسمی اینستاگرامش بوده است.
خرمی عضو کمیته فنی سبک سوپر کنتاکت کیکبوکسینگ کشور و رییس کمیته مربیان هیات ورزشهای رزمی استان بوشهر و مربی و داور رسمی ووشو است و در سال ۲۰۱۷ به عنوان مربی تیم ملی کیکبوکسینگ را در فستیوال هنرهای رزمی در گرجستان همراهی کرد و در همان سال به عنوان مربی برتر شهرستان گناوه انتخاب شد.
دانشجویان شماری از دانشگاههای ایران در سومین روز پیاپی تجمع اعتراضی برگزار کردند و شعارهایی علیه علی خامنهای و در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سردادند. در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا، دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند.
بر اساس ویدیوها و پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، دوشنبه چهارم اسفند تجمعهایی در دانشگاههای صنعتی اصفهان، فردوس کلاهدوز مشهد، سجاد مشهد، تربیت مدرس، امیرکبیر، علم و فرهنگ، شریف، تهران و الزهرا شکل گرفت.
در شماری از این دانشگاهها، از جمله تهران، نیروهای بسیجی به دانشجویان حمله کردند.
در ویدیویی دیگر، لحظه آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی در دانشگاه تهران دیده میشود.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان تربیت مدرس تهران چهارم اسفند در تجمع خود شعار «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود» سردادند.
دانشجویان دانشگاه غیرانتفاعی سجاد مشهد با شعارهایی چون «جاوید شاه» دست به تجمع زدند. معترضان نیروهای بسیجی را «بیشرف» خطاب کردند.
در دانشگاه صنعتی اصفهان نیز دانشجویان شعارهایی چون «جاوید شاه» سردادند.
دانشجویان معترض همچنین پرچم شیر و خورشید را در محوطه این دانشگاه برافراشتند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دانشجویان دانشگاه الزهرا شعارهایی چون «ما ملت کبیریم، ایران رو پس میگیریم»، «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»، «مرگ بر حکومت بچهکش» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سردادند.
دانشجویان معترض مقابل دانشکده هنر «بگو: آزادی، آزادی آزادی» را فریاد زدند و خطاب به نیروهای بسیجی شعار «بیشرف» سردادند.
«الزهرا بسشه، فرح دیگه اسمشه» از دیگر شعارهای دانشجویان معترض بود.
نام قدیمی این دانشگاه که سال ۱۳۴۳ افتتاح شد، تا پیش از انقلاب ۵۷ «فرح پهلوی» بود.
سوم اسفند نیز دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمع اعتراضی خود شعار «شریف دیگه بسشه، آریامهر اسمشه» سر داده بودند. اشاره آنها به نام پیشین این دانشگاه هنگام افتتاح آن در آبان سال ۱۳۴۴ است.
چهارم اسفند همچنین تجمعی اعتراضی در دانشگاه علم و فرهنگ تهران با شعار «جاوید شاه» برگزار شد.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان این دانشگاه شعار «مرگ بر دیکتاتور» را فریاد زدند.
بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، دانشجویان دانشگاه تهران چهارم اسفند در تجمعی برای حمایت از انقلاب ملی، شعار «شاه میاد به خونه، ضحاک سرنگونه» سردادند.
«مرگ بر دیکتاتور»، «زن، زندگی، آزادی»، «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» و «تا آخوند کفن نشود، این وطن، وطن نشود» از دیگر شعارهای دانشجویان معترض بود.
همچنین مقابل دانشکده فنی شعار «جاوید شاه» سرداده شد.
دانشجویان معترض نیروهای بسیجی حاضر در محل تجمع را «بیشرف» خواندند.
دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران نیز چهارم اسفند تجمع کردند و شعارهایی چون «خامنهای قاتله» و «مرگ بر سه فاسد، ملا چپی مجاهد» سردادند.
بر اساس گزارشها، نیروهای بسیجی در دانشگاه امیرکبیر به تجمع مسالمتآمیز دانشجویان حمله و ماسک روی صورت برخی از آنان را پاره کردند.
در این دانشگاه، دانشجویان شعار «شاه میاد به کشورش، دانشجوها پشت سرش» سردادند.
تهدید دانشجویان معترض
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از تهدید دانشجویان معترض و تلاش برای شناسایی و بازداشت آنان حکایت دارد.
طبق این پیامها، دانشجویان معترض مشهد که در دانشگاههای این شهر تجمع کرده بودند، تهدید به اخراج شدهاند.
همچنین بر اساس گزارشها، نیروهای امنیتی و حراست دانشگاه بهشتی شامگاه سوم اسفند اتاقهای خوابگاه را برای بازداشت دانشجویان معترض بازرسی کردند.
برای شماری از دانشجویان این دانشگاه نیز پیامکهایی با این مضمون ارسال شده است: «طبق آییننامه انضباطی، بهدلیل ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه پرونده تخلفات شما به کمیته انضباطی ارسال شد. لذا تا اتخاذ تصمیم کمیته، موقتا از ادامه تحصیل محروم خواهید شد.»
روزهای دوم و سوم اسفند دانشجویان دانشگاههایی مانند تهران، صنعتی شریف، بهشتی، خواجهنصیر، علم و صنعت، امیرکبیر، فردوسی مشهد و سجاد مشهد تجمع کردند.
در برخی از این تجمعها، نیروهای بسیجی به دانشجویان معترض حمله کردند.
باشگاه استقلال پس از پیروزی برابر مس رفسنجان، نسبت به سانسور نام و تصویر وریا غفوری، سرمربی موقت این تیم توسط صداوسیما، ابراز نارضایتی کرد و در بیانیهای نوشت: «وریا غفوری که مسئولیت هدایت استقلال را بر عهده داشت، به شکلی عجیب و غیرقابل توجیه مورد بیتوجهی قرار گرفت.»
در ادامه بیانیه باشگاه استقلال آمده است: «نه تصاویر ایشان از روی نیمکت از سوی کارگردان تلویزیونی به نمایش درآمد، نه گزارشگر مسابقه اشارهای به حضور وی داشت و نه در استودیوی برنامه پخش زنده، پیش و پس از مسابقه، نام و تصویری از مربی تیم استقلال مطرح شد.»
پس از برکناری ریکاردو ساپینتو از هدایت استقلال، وریا غفوری مسئولیت کادرفنی این تیم را در بازی برابر مس رفسنجان برعهده گرفت. براساس گزارشهای رسانههای داخلی ایران، غفوری پس از این بازی از بازیکنان خداحافظی کرد و از کادرفنی استقلال جدا شد.
گفتنی است با اعلام باشگاه استقلال، سهراب بختیاریزاده به عنوان سرمربی جدید این تیم و جانشین ساپینتو معرفی شد.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد آرش طلوع شیخزاده، معترضی که پس از اعتراضات دیماه مشهد بازداشت شده و پس از شکنجه شدید و شکستن دستها و پاها و سرش به کما رفته و در بیمارستان ولایت این شهر بستری شده بود، علیرغم نشانههای بهبود نسبی با قطع روند درمان جان باخته است.
پیکر این معترض ۳۵ ساله شنبه دوم اسفند در میان حضور پرشمار نیروهای لباسشخصی و نظامی به خانوادهاش تحویل داده شد و در آرامستان «بهشت رضا» در مشهد به خاک سپرده شد.
بر اساس شهادت یک منبع نزدیک به خانواده، مادر و دیگر اعضای خانواده آرش که با وجود مخالفت ماموران موفق شدند پیکر او را پیش از دفن ببینند، تایید کردند آثار شکنجه از جمله کبودی شدید سر و صورت و «رد واضح ضربات سنگین باتوم بر استخوان شکسته سر» بهوضوح نمایان بوده است.
ماموران امنیتی در روزهایی که آرش در کما بود، در پاسخ به پیگیریهای مادرش گفته بودند که هیچ ضرب و جرحی در کار نبوده و این جوان سالم «خودش سکته کرده است»، اما شواهد بعدی نشان داد او زیر شکنجههای ماموران اطلاعات سپاه به کما رفته است.
این معترض جوان با سطح هوشیاری ۲.۵، روز ۲۳ بهمن در بیمارستان ولایت تحت تدابیر شدید امنیتی بستری شد، اما سه روز بعد در ۲۶ بهمن، با وجود نشانههای بهبود نسبی، با خاموش کردن دستگاه تنفس مصنوعی به زندگی او پایان داده شد.
آرش معترض بود
آرش متولد ۲۳ آذر ۱۳۶۷، جوانی هنرمند بود که بهتنهایی در مشهد زندگی میکرد و بهعنوان باریستا در یک کافه کار میکرد.
او بر اساس آنچه در صفحه اینستاگرامش دیده میشود، جوانی حساس به موضوعات اجتماعی و سیاسی بود که از بیان دیدگاههایش هراسی نداشت.
او از جمله در یکی از پستهایش در دی ۱۴۰۰، باورهای مذهبی خرافی را نقد کرد و هشدار داد جهل سرچشمه همه مشکلات است.
آرش در پستی دیگر در خرداد ۱۴۰۱ با بازنشر آهنگ انتقادی «سلام پسمانده»، پس از زدن هشتگ «سلام فرمانده» خطاب به علی خامنهای نوشت: «بعد از سلام، خواستم بگم کمکم جمع بکن بساطتو که وقت رفتنه.»
آرش که با هشتگ «انقلاب ۱۴۰۱» هم درباره خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» پست منتشر کرده بود، در آخرین پستش در ۹ بهمن ۱۴۰۴، ویدیویی ترکیبی از اعتراضات مردمی مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی منتشر کرد.
یک هفته پس از انتشار این پست، آرش ۱۷ بهمن با هجوم ماموران اطلاعات سپاه به خانهاش بازداشت شد.
منبع آگاه در این رابطه گفت: «مادرش پس از چند روز بیخبری از آرش و اینکه گوشی را جواب نمیدهد و بعد هم موبایلش کلا خاموش شده، به خانهاش میرود و میبیند خانه به هم ریخته، شیشهها شکسته و خبری از پسرش نیست.»
بازداشت، شکنجه و انتقال به بیمارستان
پس از پیگیری مادر آرش و مراجعه به نهادهای امنیتی، اطلاعات سپاه اعلام کرد او در بازداشت این نهاد است، اما به او اجازه تماس یا دیدار با فرزندش را نمیدهند. همچنین به او هشدار دادند در مورد بازداشت آرش سکوت کند تا برای پسر دیگرش هم اتفاقی نیفتد.
چند روز بعد در ۲۳ بهمن، خانواده آرش از طریقی مطلع میشوند که «ماموران اطلاعات سپاه او را با دست و پا و سر شکستهشده و جمجمه آسیبدیده» به بیمارستان ولایت مشهد منتقل کردهاند.
این منبع به خانواده آرش اطلاع میدهد که او با سطح هوشیاری ۲.۵ به کما رفته، در آیسییو بستری شده و با کمک دستگاه تنفس مصنوعی زنده است.
مادر آرش پس از آگاهی از این موضوع، چندین روز متوالی به بیمارستان مراجعه کرد تا بتواند پسرش را ملاقات کند: «بار اول که مادرش به بیمارستان رفت، پس از تلاش زیاد اجازه دادند بچهاش را از دور از پشت شیشه ببیند. او میبیند سر آرش باندپیچیشده، دستها و پاهایش هم باندپیچی شده و کلا بیهوش و در کماست.»
به گفته منبع آگاه، «مادر آرش پریشان از این وضعیت، از ماموری که او را همراهی کرده، پرسید چرا بچهام اینطوریه؟ مامور میگوید ما کاری نکردیم. او خودش سکته کرده و در پاسخ به چرایی شکسته شدن دستها و پاهایش هم میگوید ما کاری نکردیم، همینطور بود.»
این ادعاها در حالی مطرح میشود که آرش در جریان اعتراضات مشهد آسیبی ندیده و سالم مانده بود و روزهای پس از اعتراضات هم تا زمان بازداشت، سر کارش حاضر شد.
مراجعه مادر آرش در چند روز پیاپی بعد از آن برای ملاقات فرزندش بینتیجه ماند و هر بار ماموران حراست بیمارستان با این عنوان که اجازه ملاقات ندارد، مانع ورود او شدند.
قتل حکومتی در بیمارستان
سهشنبه ۲۸ بهمن یک منبع بیمارستانی به خانواده آرش که برای گرفتن خبری از او تماس گرفته بودند، گفت آرش یکشنبه ۲۶ بهمن «فوت کرده است».
منبع بیمارستانی اما تاکید کرد حال آرش «بهوضوح رو به بهبود بود» و تصمیم برای قطع دستگاه ونتیلاتور منجر به مرگش شد: «وقتی آرش را به بیمارستان میبرند، سطح هوشیارش ۲.۵ بود، اما پس از سه روز بستری، سطح هوشیارش به ۵ رسیده بود که نشانهای از بهبود نسبی است، با این حال دستگاه آرش را قطع کردند و عملا او را کشتند.»
خانواده آرش پس از این تماس به بیمارستان ولایت مراجعه کردند، اما ماموران دوباره مانع ورود آنها شدند: «بهدروغ گفتند آرش زنده است و حالش هم بهتر شده و به یک بخش دیگر منتقل شده، شما بروید ما خودمان خبرتان میکنیم.»
به گفته منبع نزدیک به خانواده، با وجود مرگ آرش، آنها نمیخواستند همزمان با شروع مراسمهای چهلم جانباختهها، پیکر او را تحویل دهند و برای همین بهدروغ به خانواده میگفتند او زنده است.
با ادامه پیگیریها و مراجعه مداوم خانواده آرش به بیمارستان و اطلاعات سپاه، ماموران جمعه اول اسفند به مادرش اطلاع دادند که پیکر پسرش را تحویل میدهند: «گفتند جنازه را میدهیم. اجازه کالبدشکافی ندارید. دفن بیسروصدا، فقط اقوام درجه یک. اینکه لباس روشن بپوشید، بخواهید دست بزنید، شادی کنید، برقصید و این داستانها را نباید داشته باشید. خیلی بیسروصدا. اگر نه، جنازه را تحویل نمیدهیم.»
رد باتوم روی سرش مانده بود
قرار میشود پیکر را شنبه دوم اسفند ساعت ۳ بعد از ظهر در بهشت رضا تحویل دهند: «برای ساعت سه گفته بودند اما دیر تحویل دادند و دور و بر پر از مامور بود، هم با لباس شخصی و بعضیها هم علنا با لباس نظامی. حال پدر مادرش بد بود و در شوک بودند. فقط به کسانی که آمده بودند، گفتند ما نمیتوانیم چیزی بگوییم ولی شما بدانید که بچه ما را کشتند.»
ماموران امنیتی تاکید کرده بودند خانواده حق ندارند کفن دور آرش را باز کنند و باید بلافاصله خاکسپاری انجام شود: «وقتی پیکر را آوردند، مادر و خانوادهاش طاقت نیاورند و کفن را از سر و صورت آرش کنار زدند. موهای سرش را تراشیده بودند، صورتش کبود بود و ورم کرده بود، رد باتوم روی سرش و شکستگی استخوان بادکرده کاملا واضح بود. وحشتناک بود. بچه را چقدر شکنجه کرده بودند.»
خشونتی بیرحمانه که به گفته منبع نزدیک به خانواده، «بهخاطر حضور آرش در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی و عدم هراس از انتشار ویدیوی این اعتراضات در صفحه اینستاگرامش بود».
به گفته این منبع، گوشی تلفن همراه آرش همچنان در دست اطلاعات سپاه است و دوستانش متوجه شدهاند ماموران با حساب کاربری آرش، در حال چک کردن استوریها و رصد شبکههای اجتماعی نزدیکان او هستند.
در میان ایرانیانی که دی ۱۴۰۴ کشته، زخمی یا بازداشت شدند، شماری از ایرانیانی که جمهوری اسلامی آنها را «اقلیت مذهبی» میخواند یا قائل به پذیرش مذهبشان نیست، با مطالبه سرنگونی حکومت به خیابان آمدند، اما با آغاز سرکوب خشونتبار، هویت بسیاری از آنها زیر سایه فشاری چندلایه مسکوت ماند.
اقلیتهای مذهبی که به لحاظ ایدئولوژیک هیچ قرابتی با ایدئولوژی حاکمان ایران ندارند و در ۴۷ سال گذشته از حقوق برابر با شهروندان شیعه محروم بودند، دو ماه پیش اگرچه بهعنوان «معترض ایرانی» به خیابان آمدند اما پس از آن برای جلوگیری از فشار بیشتر مجبور شدند هویت مذهبیشان را پنهان کنند.
براساس گزارشهای منتشرشده و اطلاعاتی که ایران اینترنشنال به دست آورده است، مسیحیان، بهاییان، پیروان آیین یارسان و زرتشتیان در اعتراضات دی آسیب دیدهاند، اما تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاعاتی درباره وضعیت شهروندان یهودی و آشوری در دست نیست.
زرتشتیان
براساس اطلاعات بهدست آمده است، روزهای ۱۸ و ۱۹دی تعدادی از شهروندان زرتشتی در شهرهای تهران و یزد که بیشترین زرتشتیان را در خود جای دادهاند، بازداشت شدند و یک جوان زرتشتی ساکن تهران هم از ناحیه چشم آسیب دید.
بیشتر بازداشتشدهها تاکنون با همکاری مسئولان زرتشتی آزاد شدهاند اما مقامها و خانوادههای زرتشتیان حاضر نشدند اطلاعات بیشتری درباره این افراد ارائه دهند.
سازمان آرتیکل ۱۸ مستقر در بریتانیا که آزادی مذهبی در ایران را رصد میکند گزارش داد که دستکم ۱۹ مسیحی در جریان اعتراضهای ماه دی کشته شدند. طبق این گزارش، کشتهشدگان مسیحی از شاخههای مختلف مسیحیت در ایران بود اما هویت آنها اعلام نشده است. همچنین از تعداد بازداشتیها و مجروحان مسیحی اطلاعی در دست نیست.
دو نفر از ۱۹ شهروند مسیحی شناساییشده، از جمعیت نوکیشان مسیحی اعلام شدند: زهرا ارجمندی، ۵۱ ساله در قشم هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش فرزندش جان سپرد؛ نادر محمدی، ۳۵ ساله و ساکن اصفهان که به بابل سفر کرده بود نیز در این شهر به ضرب گلوله کشته شد.
بهائیان
شاهین صادقزاده میلانی، حقوقدان و مدیر «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» میگوید اطلاعات زیاد تاییدنشدهای از تعداد کشتهشدگان و بازداشتشدگان بهائی وجود دارد اما تاکنون بهطور قطع میتوان از کشتهشدن یک نوجوان ۱۷ ساله بهائی به نام «برنا دهقانی» در اعتراضات ۱۸ دی در شهر کرج صحبت کرد. این نوجوان با شلیک گلوله کشته شده است.
وزارت اطلاعات ۲۷ دی با صدور بیانیهای اعلام کرد ۳۲ بهایی به اتهام فعالیت در «اغتشاشات و تخریبگریها» شناسایی شدهاند. این بیانیه مدعی شد که «این شبکه» در استانهای تهران، کرمان، خراسان رضوی، یزد، سیستان و بلوچستان، البرز، کرمانشاه و مازندران فعال بوده است. طبق اطلاعات مندرج در این بیانیه، ۱۲ بهائی بازداشت و ۱۳ بهائی دیگر مرتبط با اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی احضار شدهاند.
پس از آن گزارشهایی از بازداشت تعدادی از شهروندان بهائی در شهرهایی مانند کرمان، مشهد و تهران از نوجوان تا میانسال منتشر شد. براساس گزارشها تعدادی از آنها مجبور به اعترافات اجباری شدهاند.
آیین یارسان
شماری از پیروان آیین یارسان که جمعیتی حدود ۲ میلیون نفر در ایران دارد، نیز در اعتراضات کشته، زخمی و بازداشت شدهاند.
نصرالدین حیدری، رهبر یارسان ۱۷ دی، در نامهای، اعتراضات مردم در واکنش به مشکلات اقتصادی و اجتماعی را «بهحق» دانست و هرگونه اعمال خشونت در جریان این اعتراضات را محکوم کرد. بهدنبال این نامه، بسیاری از پیروان یارسان در اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی به خیابانها آمدند. طبق گزارشهای رسیده، حتی مردم روستاهایی که سالها از ترس حکومت در سکوت بودند، به این اعتراضات پیوستند.
شبکه حقوقبشر کردستان ۲۲ بهمن اعلام کرد که ۳۱ نفر از جامعه یارسان کشته شدهاند. اما طبق تحقیقات جامعه یارسان، دستکم ۴۷ نفر از پیروان این آیین که در شهرهای مختلف ایران کشته شدند، شناسایی شدهاند. بیشترِ کشتهشدگان از شهرهای کرمانشاه و روستاهای اطراف آن، آذربایجان غربی، هشتگرد و زنجان هستند.
فرناز فتحی، پیرو یارسان و فعال حقوق بشر ساکن آلمان، در پاسخ به این پرسش که چرا تاکنون آمار دقیقی از کشتهشدگان یارسان منتشر نشده است، میگوید: «طبق اطلاعاتی که گرفتم ماموران برای تحویل جسد به خانوادهها، ابتدا تلفن و مدارک شناسایی فرد یا افرادی را که مراجعه کرده بودند، میگرفتند و ۴۸ ساعت بعد اسناد را تحویل میدادند. همینطور از آنها تعهد کتبی گرفته شده است تا درباره عزیزانشان حرف نزنند. آنها وقتی برای تحویل جسد رفتهاند اجازه فیلمبرادری، عکسبردای یا هیچ شکلی از مستندسازی نیافتند و بعد هم از ترس سکوت کردهاند. ما هنوز دقیق نمیدانیم چند نفر از ما کشته شدهاند.»
براساس گزارشها محله درهدژیر در حاشیه غربی شهر کرمانشاه که جمعیت آن عمدتا از پیروان آیین یارسان است، بیشترین در دو روز ۱۸ و ۱۹ شاهد شدیدترین وضعیت امنیت بوده و بیشترین قربانیان این شهرک نیز در همین دو روز کشته شدند.
فرناز فتحی به نقل از ساکنان درهدژیر گفت که ماموران روز ۱۸ دی این محله را محاصره کردند و در اطراف آن خاکریز ایجاد شد. پس از آن ساکنان درهدژیر شاهد پرتاب مستمر گاز اشکآور و شلیک متمادی بودند. از حوالی ظهر ۱۸ دی، برق و اینترنت این منطقه بهطور کامل قطع و کشتار در قطعی برق و ارتباطات صورت گرفت.
همچنین براساس گزارشها، در مناطق مختلفی از جمله کوزران، دالاهو، سرپل ذهاب و قصرشیرین، ایستهای بازرسی متعدد و حضور مستمر نیروهای امنیتی همچنان ادامه دارد؛ ماموران هنوز برخی ماشینها را متوقف میکنند و مورد بازرسی قرار میدهند.
افزون بر این، گزارش شده است که ماموران امنیتی همچنان با گذشت بیش از یک ماه از اوج اعتراضها، به برخی روستاها از جمله روستا آینهوند و گرمسیر که بیشتر ساکنان آنها نیز یارسان هستند، هجوم میبرند و خانهها را با هدف شناسایی زخمیها یا تحت تعقیبها تفتیش میکنند.
فرناز فتحی میگوید پس از کشتار، از خیلی از خانوادهها مبالغ کلانی، حتی بهصورت دلار و سکه، بهعنوان پول تیر گرفته شده است. به گفته او خانوادهها برای تحویل پیکر عزیزانشان دلار و سکه میدادند چون از سوی سرکوبگران برای تهیه کردن هرچهسریعتر پول تحت فشار بودند. تعدادی از آنها بالغ بر ۷۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان پول تیر پرداخت کردهاند.
همزمان با تشدید آرایش نظامی در منطقه، دونالد ترامپ به مشاورانش اعلام کرده است که اگر «دیپلماسی یا حتی یک حمله محدود اولیه» تهران را به صرفنظر از برنامه هستهای وادار نکند، در ماههای آتی یک حمله «بسیار بزرگتر» با هدف «سرنگونی رهبر ایران» را در دستور کار قرار خواهد داد.
نیویورکتایمز در گزارشی که یکشنبه سوم اسفند و همزمان با اعلام برگزاری سومین نشست میان هیاتهای مذاکرهکننده واشینگتن و تهران در روز هفتم اسفند، منتشر شد، به نقل از «افرادی که در جریان بحثهای داخلی دولت آمریکا قرار گرفتهاند» نوشت که رییسجمهوری آمریکا به مشاوران خود گفته است اگر مذاکرات جاری یا اقدام نظامی محدود نتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشینگتن و توقف برنامه هستهای وادار کند، در ادامه سال جاری حملهای گستردهتر در دستور کار قرار خواهد گرفت؛ حملهای که به گفته او هدفش «بیرون راندن رهبران کنونی ایران از قدرت» خواهد بود.
در روزهای گذشته گزارشهایی مبنی بر تمایل فزاینده ترامپ به حمله و مخالفت «افرادی در میان نزدیکان او» با حمله منتشر شد.
اکنون مشاوران او به نیویورکتایمز گفتهاند در حالی که سومین جلسه از دور تازه گفتوگوها در ژنو به میانجیگری عمان برنامهریزی شده است، ترامپ هشدار میدهد که قدم بعدی در صورت کوتاه نیامدن جمهوری اسلامی حملهای است که هنوز هیچکس از شدت و گستره آن مطلع نیست.
نیویورکتایمز همچنین از بررسی یک پیشنهادی تازه و لحظه آخری از سوی هر دو طرف خبر داده که محور آن «یک برنامه بسیار محدود غنیسازی هستهای با اهداف پزشکی و درمانی» است. این رسانه تاکید کرده هنوز روشن نیست که هیچیک از طرفین چنین طرحی را خواهند پذیرفت یا نه.
به گزارش نیویورکتایمز، چهارشنبه ۲۹ بهمن، ترامپ همراه با معاون خود جیدی ونس، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، ژنرال دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، جان رتکلیف، رییس سازمان سیا و رییس دفتر کارکنان کاخ سفید در جلسهای شرکت کرد که دستور کار آن بررسی طرحهای حمله به ایران بود.
به نقل از چند مقام مطلع از جلسه، ژنرال کین و رتکلیف که معمولا مدافع یک سیاست مشخص نیستند، در این جلسه از زوایای مختلف به موضوع پرداختند؛ کین درباره توان عملیاتی ارتش و گزینههای ممکن توضیح داد و رتکلیف وضعیت میدانی و پیامدهای احتمالی عملیاتهای پیشنهادی را تشریح کرد.
به نوشته نیویورکتایمز، کین که پیش از عملیات دستگیری نیکلاس مادورو، رییسجمهوری پیشین ونزوئلا، احتمال موفقیت را بسیار بالا ارزیابی کرده بود، درباره حمله به جمهوری اسلامی نتوانست چنین اطمینانی به ترامپ بدهد.
این رسانه همچنین نوشت ونس که در هفتههای گذشته از «خویشتنداری بیشتر در اقدامات نظامی» حمایت میکرد، در این جلسه مخالفتی با حمله نشان نداد، اما با طرح پرسشهایی چالشبرانگیز از کین و رتکلیف خواست درباره گزینههای نظامی بهصراحت نظر دهند و ریسکها و پیچیدگیهای اجرای عملیات علیه جمهوری اسلامی را با نگاهی دقیقتر توضیح دهند.
چندین مقام آمریکایی به نیویورکتایمز گفتهاند که فعلا پیادهسازی عملیات کماندویی، شامل اعزام تیمهای نیروهای ویژه به داخل خاک ایران برای انجام عملیات تخریبی در تاسیسات هستهای یا موشکی کنار گذاشته است.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای گفت: «رسانهها میتوانند هر قدر میخواهند درباره افکار رییسجمهور گمانهزنی کنند، اما تنها رییسجمهور ترامپ میداند ممکن است چه کاری انجام بدهد یا ندهد.»
افزون بر این، رسانه اسرائیل هیوم در گزارشی که شامگاه یکشنبه سوم اسفند منتشر شد، به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی نوشت که روبیو و پیت هگست، وزیر جنگ، به همراه ونس، بر خلاف استیو ویتکاف و جرد کوشنر که هنوز شانس اندکی برای توافق قائلاند، تغییر رژیم در تهران را یک «هدف راهبردی اصلی» برای آمریکا ارزیابی میکنند.
به گفته این منبع، آنها احتمال دستیابی به یک توافق پایدار را بسیار پایین میدانند و معتقدند حتی در صورت حصول چنین توافقی، جمهوری اسلامی آن را نقض خواهد کرد.
این مقام همچنین گفته است که ترامپ تغییر رژیم در ایران را یک ابزار راهبردی منطقهای میداند و منتظر «زمان مناسب و شرایط بهینه» برای تحقق آن است.
ویتکاف پیش از ارائه بسته پیشنهادی تازه جمهوری اسلامی که قرار است پنجشنبه هفتم اسفند در ژنو بررسی شود، به شبکه فاکس گفت که ترامپ بهروشنی به او و کوشنر اعلام کرده که «تنها نتیجه قابل قبولْ غنیسازی صفر در ایران» است.
در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، پس از ارائه این طرح پیشنهادی در گفتوگو با شبکه سیبیاس تاکید کرد که تهران «حق» خود برای تولید سوخت هستهای را کنار نخواهد گذاشت، هرچند به گفته او جمهوری اسلامی همچنان به معاهده عدم اشاعه سلاح هستهای متعهد است.
چه پیشنهادهایی روی میز مذاکره است؟
به نوشته نیویورکتایمز یکی از طرحهای پیشنهادی را رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، روی میز گذاشته است.
بر اساس این پیشنهاد، ایران اجازه خواهد داشت مقدار بسیار اندکی سوخت هستهای برای اهداف پزشکی تولید کند؛ طرحی که در صورت توافق طرفین به تهران امکان میدهد ادعا کند همچنان به غنیسازی ادامه میدهد و در عین حال، آمریکا هم میتواند اعلام کند که زیرساختهای لازم برای تولید سلاح هستهای بهدست جمهوری اسلامی تعطیل شده و ماجراجویی هستهای این حکومت پایان یافته است.
نیویورکتایمز تاکید کرد هنوز روشن نیست که آیا تهران حاضر به تقلیل دادن برنامه هستهای گسترده و صنعتی فعلی خود به سطحی محدود برای مصارف پزشکی خواهد شد یا نه و همچنین، اینکه ترامپ چنین سطحی از غنیسازی را مصداق «غنیسازی صفر» خواهد دانست یا خیر.
ساعاتی پیش از انتشار گزارش نیویورکتایمز، خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی نوشت پیشنهاد جدید ایران که محور مذاکرات پنجشنبه خواهد بود، ترکیبی از اقدامها را شامل میشود؛ از جمله ارسال نیمی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا به خارج از ایران، رقیقسازی نیمی دیگر، مشارکت در ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای برای غنیسازی، در مقابلِ به رسمیتشناختهشدنِ حق «غنیسازی هستهای صلحآمیز» و «لغو کامل تحریمهای اقتصادی» از سوی آمریکا.
این مقام ایرانی تاکید کرد که تهران در صورت تحقق این دو شرط از سوی آمریکا حاضر است امتیازات هستهای بیشتری هم در خصوص برنامه هستهای خود ارائه کند. همچنین، این منبع بار دیگر پیشنهاد تهران برای مشارکت آمریکا در فرصتهای سرمایهگذاری، بهویژه در صنعت نفت و گاز ایران، را تکرار کر و از اختلاف نظر عمیق میان طرفین بر سر دامنه و سازوکار رفع تحریمها سخن گفت.
طبق برآورد آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران در سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۶۰ درصد در اختیار داشته است؛ سطحی که فاصله کمی با غنای مورد نیاز برای سلاح هستهای دارد.
پیشنویس جدید ایران پس از تنش در دومین نشست مذاکرات در ژنو تهیه شده است. اسرائیل هیوم گزارش داده بود آن نشست با توبیخ هیات ایرانی از سوی آمریکا همراه شد و واشینگتن تهران را به نقض تعهد اولیه برای گفتوگو درباره برنامه موشکی و نیروهای نیابتی متهم کرد.
پس از آن، عراقچی اعلام کرد در نشست بعدی با پیشنهادی «انعطافپذیرتر و مفصلتر» حاضر خواهد شد.
عراقچی یکشنبه در گفتوگو با سیبیاس تاکید کرد که هنوز «شانس خوبی» برای دستیابی به یک راهحل دیپلماتیک درباره برنامه هستهای تهران وجود دارد.
مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، نیز در شبکه اجتماعی ایکس، بار دیگر از «تعهد به صلح و ثبات در منطقه» سخن گفت و مذاکرات را دارای «نشانههای امیدوارکننده» توصیف کرد.
با این حال، اظهارات ویتکاف نشان میدهد یکی از پرسشهای اصلی در واشینگتن این است که چرا جمهوری اسلامی با وجود فشارهای گسترده اقتصادی و سیاسی همچنان عقبنشینی نکرده است.
او به فاکس نیوز گفت: «رییسجمهور کنجکاو است بداند چرا ایران هنوز تسلیم نشده و با محدود کردن برنامه هستهای خود موافقت نکرده است.»
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، به رویترز گفت هدف تهران از ادامه مذاکرات «خرید زمان» است. او افزود: «ایران از این زمان به دلایل مختلف استفاده خواهد کرد، از جمله برای جلوگیری از حمله و همچنین تقویت تاسیسات هستهای، موشکی و نظامی.»
ارزیابی مشابهی در اسرائیل مطرح است. کانال ۱۲ اسرائیل یکشنبه گزارش داد که مقامهای این کشور معتقدند تهران با ارائه پیشنویس پیشنهادهای تازه به ایالات متحده و سپس بحث درباره جزئیات، وقتکُشی میکند و شانس دستیابی به توافق «همچنان کم» ارزیابی میشود.
با این حال، این رسانه نوشت اسرائیل تلاش میکند بهعنوان کشوری که به دنبال حمله به ایران است دیده نشود، هرچند مقامهای این کشور معتقدند که اکنون فرصتی تاریخی برای تغییر رژیم در ایران و به دنبال آن، تغییر مختصات منطقه در سالهای آینده وجود دارد.
«نه» بزرگ جمهوری اسلامی به مذاکره بر سر قدرت موشکی
رویترز یکشنبه در گزارشی به نقل از یک منبع آگاه نوشت که عمان در دومین نشست این دور از مذاکرات پاکتی حاوی پیشنهادهای آمریکا درباره برنامه موشکی جمهوری اسلامی به هیات مذاکرهکنندگان ایرانی تحویل داد، اما عراقچی حتی آن را باز نکرد و مهر و مومشده بازگرداند.
با این حال، منابعی بدون ارائه جزئیات بیشتر به رویترز گفتهاند موضوع نیروهای نیابتی منطقهای برای تهران «خط قرمز مطلق» محسوب نمیشود.
این در حالی است که عراقچی در مصاحبه یکشنبه خود با سیبیاس بار دیگر تاکید کرد که جز موضوع هستهای، هیچ موضوع دیگری در مذاکرات محل بحث نخواهد بود.