
کریگ فورمن، شهروند بریتانیایی که به همراه همسرش در ایران زندانی است و به ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند، به آیتیوی نیوز گفت او و همسرش از سوی جمهوری اسلامی «گروگان گرفته شدهاند». فورمن درباره پیامی که میخواهد به دولت بریتانیا منتقل کند، گفت: «یک کلمه: کمک. همین.»
او افزود: «نمیفهمم چرا ۱۳ ماه است که اینجا هستیم و گروگان گرفته شدهایم. در چه زمانی از تاریخ چنین چیزی رخ میدهد؟ این وضعیت کی پایان مییابد؟»
کریگ فورمن با اشاره به شرایط بازداشت خود گفت ۵۷ روز را در حبس انفرادی گذرانده و افزود: «شبها و روزهای زیادی گریه میکردم.» او همچنین گفت: «از نظر روحی و جسمی مرا کاملا درهم شکست.»
آیتیوی نیوز هفته گذشته با لیندسی فورمن، همسر او، که در اوین نگهداری میشود نیز گفتوگو کرده بود. او از آنچه «شکنجه روانی» خواند سخن گفت و اعلام کرد به او وعده آزادی و دیدار با همسرش داده شده، اما این وعدهها عملی نشده است.
کریگ فورمن درباره دیدارهای محدود ماهانه با همسرش گفت: «میدانم زندان او فقط ۷۰ متر با من فاصله دارد و ماهی یک بار او را میبینم. دیدن یکدیگر تنها چیزی است که ما را سر پا نگه داشته است. همسرم را بسیار دوست دارم؛ او عشق زندگی من است.»







سخنگوی وزارت کشور استرالیا در پاسخ به ایراناینترنشنال درباره ویزای اقامت دائم دختر یحیی رحیم صفوی، مشاور خامنهای، اعلام کرد درخواستهای ویزا بهصورت جداگانه و بر اساس قوانین مهاجرتی بررسی میشود و ویزای افرادی را که تهدیدی برای امنیت ملی استرالیا محسوب میشوند، لغو یا رد کند.
روزنامه استرالیا در گزارشی نوشت هانیه صفوی، دختر یحیی رحیم صفوی، ۲۰ فوریه ۲۰۲۴ ویزای دانشجویی استرالیا گرفت. براساس این گزارش، او هشت ماه بعد ویزای اقامت دائم مبتنی بر مهارت (ویزای ۱۸۹) دریافت کرده است.
سخنگوی وزارت کشور استرالیا افزود این وزارتخانه با نهادهای اجرای قانون و سازمانهای اطلاعاتی همکاری میکند تا ویزای افرادی را که تهدیدی برای امنیت ملی استرالیا محسوب میشوند، لغو یا رد کند.
به گفته او، همه متقاضیان برای دریافت ویزا باید الزامات قانونی، از جمله معیارهای مربوط به سلامت، شخصیت و مسائل امنیتی را احراز کنند.
خانواده لیندزی و کریگ فورمن، زوج بریتانیایی زندانی در ایران، اعلام کردند این دو نفر به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شدهاند. این حکم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر شده است. این زوج در ابتدای سال ۲۰۲۵ در حین سفر به ایران با موتورسیکلت، دستگیر شدند.
فورمنها پیش از این و پنج ماه پیش در یک جلسه سه ساعته در دادگاه انقلاب اسلامی تهران حاضر شدند. آنان اجازه دفاع از خود را نیافتند.
وزیر خارجه بریتانیا حکم ۱۰ سال زندان برای این زوج را «کاملا تکاندهنده و غیرقابل قبول» خواند.
ایوت کوپر گفت که پرونده فورمنها را بیوقفه پیگیری خواهد کرد؛ تا زمانی که این زوج سالم به بریتانیا بازگردند.
در روزهای گذشته، جو بنت، پسر لیندزی، درباره این زوج بریتانیایی زندانی در ایران گفت شرایط آنها از هر زمان دیگری بدتر شده است.
او از دولت بریتانیا خواست برای آزادی آنان تلاش بیشتری انجام دهد.
بنت پیش از این نیز از آنچه «بیعملی» دولت بریتانیا خوانده، انتقاد کرده و گفته بود با وجود وعدههای مکرر درباره اولویت داشتن این پرونده، اقدام قاطعی برای آزادی آنان انجام نشده است.
او گفته بود که این زوج با تهدید به اعدام روبهرو شدهاند و در شرایط سوءتغذیه و بدون دسترسی به درمان رها شدهاند.
همچنین گفته شده است که آنها با «آزادیهای ساختگی» و فریبکاری ماموران، تحت «شکنجه روانی» قرار گرفتهاند.
روزنامه تلگراف ۱۷ دیماه در گزارشی از قول خانواده این زوج نوشت ماموران به لیندزی و کریگ فورمن اعلام کرده بودند آزاد شدهاند و در حال بازگشت به بریتانیا هستند، اما پس از فرود هواپیمای حامل آنان در پرواز از کرمان به تهران، این زوج از یکدیگر جدا و به زندانهایی در پایتخت منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، این زوج بیش از یک سال پیش بهدست نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شدند.
آنان در جریان یک سفر موتورسیکلتی دور دنیا (ژانویه سال گذشته) از ارمنستان وارد ایران شدند و پس از اقامت در شهرهای تبریز، تهران و اصفهان قصد داشتند به کرمان بروند اما ۱۴ دی ۱۴۰۳ در مسیر این شهر به اتهام «جاسوسی» دستگیر شدند؛ اتهامی که هر دو آن را بهطور قاطع رد کردهاند.
تلگراف به نقل از بنت نوشت که شش ماه پس از بازداشت، مقامهای ایرانی به آنها وعده آزادی دادند و هنگام انتقال از شهر کرمان به تهران، آنها را سوار یک پرواز تجاری کردند و اطمینان دادند که در حال بازگشت به خانه هستند.
با وجود این، پس از فرود هواپیما، این زوج با چشمبند و دستبند به زندانهای جداگانه منتقل شدند: لیندزی به زندان قرچک و کریگ به زندان اوین.
تلگراف به نقل از بنت تاکید کرد که این اقدام یکی از چندین مورد «آزار و شکنجه روانی» علیه این زوج بوده است.
او اتهامهای مطرح شده علیه آنها را «کاملا غیرمنطقی» دانست.
به گفته بنت، مادرش در بندی نگهداری میشود که محل زندانیان محلی خشن است؛ در حالی که کریگ فورمن در میان زندانیان سیاسی قرار دارد.
بنت گفته است در بندی که مادرش نگهداری میشود، درگیریهای روزانه رخ میدهد و او بهشدت احساس ناامنی میکند. وضعیتی که به گفته بنت، «یک تصمیم اداری خنثی نیست» و خطر واقعی برای جان زندانیان دارد.
پرونده این زوج با پرونده نازنین زاغری رتکلیف، شهروند دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی که بیش از پنج سال در زندان اوین در حبس بود، مقایسه شده است.
گاردین ۱۵ مرداد در گزارشی یادآوری کرد که خانواده فورمن تیرماه برای نخستین بار بهصورت علنی از دولت بریتانیا خواسته بود پرونده این زوج در سطوح عالی مذاکرات دیپلماتیک با جمهوری اسلامی مطرح شود.
وزارت خارجه بریتانیا پیش از این هشدار داده است همه شهروندان بریتانیایی و دوتابعیتی از سفر به ایران خودداری کنند.
واینت گزارش داد تهران برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این بار از حزبالله میخواهد در صورت آغاز درگیری با اسرائیل وارد میدان شود؛ همزمان اسرائیل با هشدار درباره «ضربهای بسیار دردناک» و تقویت آمادگی نظامی، خود را برای سناریوی ورود حزبالله و دیگر نیروهای نیابتی حکومت ایران آماده میکند.
وبسایت خبری واینت در گزارشی نوشت حکومت ایران در آستانه هرگونه درگیری احتمالی با اسرائیل، فشار سنگینی بر حزبالله وارد کرده تا برخلاف جنگ ۱۲ روزه، این بار در صورت آغاز جنگ در کنار تهران وارد میدان شود. به نوشته واینت، در حالی که جمهوری اسلامی ظاهراً تمایلی به آغاز جنگ در شرایط کنونی ندارد، اما تلاش میکند اطمینان حاصل کند که اگر درگیری رخ دهد، حزبالله در حاشیه نماند.
بر اساس این گزارش، اسرائیل تحولات را از نزدیک زیر نظر دارد و پیامهای روشنی به حزبالله منتقل کرده است که در صورت مداخله، با «ضربهای بسیار دردناک» روبهرو خواهد شد. همزمان ارتش اسرائیل طرحی برای حمله گسترده به این گروه آماده کرده، بهویژه در واکنش به تلاشهای حزبالله برای بازسازی توان نظامی خود طی یک سال گذشته. به نوشته واینت، سامانههای پدافندی چندلایه اسرائیل، از جمله سامانههای رهگیری موشکی و نیز سامانه لیزری که انتظار میرود در رویارویی بعدی عملیاتی باشد، بخشی از آمادگی اسرائیل برای کاهش تهدید موشکها و راکتهای حزبالله است.
واینت همچنین گزارش داد که حکومت ایران برای تقویت حزبالله کمکهای مالی بیسابقهای ارائه کرده است. برآوردها نشان میدهد میزان حمایت تهران در سال گذشته از یک میلیارد دلار فراتر رفته؛ رقمی که با وجود بحران اقتصادی ایران، رکورد محسوب میشود. این کمکها عمدتاً به صورت نقدی و طلا و از طریق صرافیها و شرکتهای پوششی منتقل میشود تا تحریمهای بینالمللی دور زده شود.
به نوشته این رسانه، حکومت ایران طی دههها حزبالله را بهعنوان بازوی بازدارنده خود در مرزهای شمالی اسرائیل تقویت کرده است؛ بهگونهای که در صورت حمله به تاسیسات هستهای ایران، این گروه بتواند با شلیک گسترده راکتها نقش «ضربه دوم» را ایفا کند. مقامهای ایرانی از اینکه حزبالله در جنگ ۱۲ روزه عمدتاً در حاشیه ماند، ناامید شدهاند و اکنون میکوشند این وضعیت در آینده تکرار نشود.
واینت در ادامه نوشت هماهنگی میان جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش از طریق نیروی قدس سپاه و در چارچوب «محور مقاومت» انجام میشود؛ محوری که شامل حزبالله، شبهنظامیان عراقی، حوثیهای یمن و دیگر گروههای همپیمان است. در همین چارچوب، سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، به لبنان تلاشی برای اطمینان از مشارکت فعال حزبالله در هر درگیری احتمالی آینده ارزیابی شده است. اسرائیل نیز علاوه بر حزبالله، خود را برای احتمال ورود دیگر نیروهای نیابتی حکومت ایران به صحنه درگیری آماده میکند.
یک مقام ارشد آمریکایی چهارشنبه به رویترز گفت انتظار میرود جمهوری اسلامی پس از گفتوگوهای روز سهشنبه آمریکا و ایران در ژنو، پیشنهاد مکتوبی درباره چگونگی جلوگیری از ادامه بنبست توافق با ایالات متحده ارائه کند.
این مقام آمریکایی گفت مشاوران ارشد امنیت ملی آمریکا در اتاق وضعیت کاخ سفید برای بررسی موضوع ایران دیدار کردند و به آنها گفته شد همه نیروهای آمریکا که به منطقه اعزام شدهاند باید تا اواسط ماه مارس در مواضع خود مستقر شوند.
به گفته این مقام، وزیر خارجه آمریکا ۹ اسفند با نتانیاهو در اسرائیل دیدار خواهد کرد.
وبسایت آکسیوس در گزارشی با پرداختن به شش دلیل، نتیجه گرفت که جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی در آستانه وقوع است و مجموعهای از عوامل نشان میدهد دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ممکن است بهزودی دستور حمله را صادر کند.
ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید در سال گذشته تلاش کرده با جمهوری اسلامی به توافق هستهای تازهای دست یابد، اما پس از ترک دور قبلی مذاکرات و صدور دستور حملات در خرداد ماه گذشته، اکنون این احتمال مطرح است که او همان الگو را اینبار در ابعادی گستردهتر تکرار کند.
بهگفته منابع آکسیوس، هنوز این احتمال وجود دارد که دیپلماسی در نهایت مسیر غالب شود اما هرگونه درگیری احتمالی شبیه یک کارزار نظامی تمامعیار خواهد بود نه عملیاتی محدود و نقطهای مانند آنچه در ونزوئلا رخ داد. چنین جنگی پیامدهای عمیقی برای خاورمیانه و سه سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت.
آکسیوس سپس در ادامه به شش عامل کلیدی پرداخته که نشان میدهد واشینگتن و تهران به لبه پرتگاه جنگ نزدیک شدهاند:
۱. مناقشه طولانیمدت هستهای
آمریکا و جمهوری اسلامی ماههاست بهطور مقطعی درباره دستیابی به توافق هستهای مذاکره میکنند. دولتهای مختلف در آمریکا همواره تاکید کردهاند اجازه نخواهند داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ توافقی با جمهوری اسلامی امضا کرد، اما ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت. جو بایدن نیز نتوانست توافق جدیدی حاصل کند. ترامپ پس از بازگشت به قدرت بار دیگر خواهان توافق شد.
پس از پایان ضربالاجل ۶۰ روزه ترامپ برای رسیدن به توافق جدید در ماه خرداد، اسرائیل به ایران حمله کرد و چند روز بعد آمریکا نیز به این عملیات پیوست و تاسیسات هستهای زیرزمینی ایران را بمباران کرد.
ترامپ سپس بار دیگر بر ضرورت توافق تاکید کرد، اما در عین حال برخی متحدانش از «تغییر رژیم» سخن گفتند؛ موضوعی که نشان میدهد هر عملیات نظامی احتمالی میتواند فراتر از اهداف هستهای باشد.
۲. سرکوب خونین معترضان
ترامپ اواسط دی ماه، در پی کشته شدن هزاران معترض در ایران، به حمله نظامی نزدیک شده بود.
این اعتراضها با مطالبات اقتصادی آغاز شد و سپس به اعتراضاتی برای تغییر حکومت انجامید. ترامپ هشدار داد در صورت ادامه کشتار معترضان، ایران هدف حمله قرار خواهد گرفت. نیروهای امنیتی با شدت مردم معترض را سرکوب کردند، اینترنت قطع شد و حریم هوایی ایران بسته شد. ترامپ در آن زمان تصمیم نهایی را به تعویق انداخت، بخشی به این دلیل که آمریکا در منطقه به اندازه زمان جنگ ۱۲ روزه، تجهیزات نظامی مستقر نداشت.
او سپس مذاکرات هستهای را از سر گرفت و همزمان ناوهای جنگی و جنگندههای بیشتری به خلیج فارس اعزام کرد.
۳. اعزام ناوهای هواپیمابر
ترامپ پس از تهدیدهای مکرر علیه ایران و اعزام دو ناو هواپیمابر به منطقه، انتظارات بزرگی در سطح جهانی ایجاد کرده است که در صورت شکست مذاکرات، اقدام نظامی خواهد کرد.
نشانهای از نزدیک بودن توافق دیده نمیشود، اما نشانههای آمادگی برای جنگ افزایش یافته است. عقبنشینی در این مرحله با شخصیت سیاسی ترامپ همخوانی ندارد.
این وضعیت به «تفنگ چخوف» شباهت دارد: وقتی سلاحی روی صحنه آورده میشود، معمولا قرار است شلیک شود. جابهجایی دو ناو هواپیمابر و صدها هواگرد بدون نیت استفاده، بعید به نظر میرسد.
۴. فشار اسرائیل
دولت اسرائیل خود را برای جنگ آماده میکند و از عملیاتی گستردهتر از حملات محدود ژانویه حمایت میکند.
مقامهای دو کشور انتظار دارند کارزار مشترک احتمالی بسیار وسیعتر از حملات ژوئن گذشته باشد. حتی در بحبوحه مذاکرات هستهای، ترامپ و بنیامین نتانیاهو هماهنگی نزدیکی داشته و بر افزایش فشار اقتصادی علیه ایران توافق کردهاند.
سناریویی که اسرائیل برای آن آماده میشود، میتواند شامل اهدافی برای تضعیف یا حتی سرنگونی حکومت ایران، در کنار تخریب برنامه هستهای و موشکی باشد.
۵. عامل نفت
وضعیت فعلی بازار نفت ممکن است پنجرهای راهبردی برای اقدام نظامی فراهم کرده باشد. بازارها عرضه مناسبی دارند، قیمتها نسبتا پایین است و رشد تقاضا محدود است. همچنین توانمندی نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در دو سال گذشته تضعیف شده است.
در صورت حمله، قیمت نفت احتمالا افزایش خواهد یافت، اما اگر صادرات جهانی مختل نشود یا فقط صادرات ایران آسیب ببیند، این افزایش میتواند محدود و موقتی باشد.
تنگه هرمز محل عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت است. حکومت ایران از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، حتی در دورههای تنش شدید، این تنگه را بهطور کامل نبسته است.
۶. تصور ضعف رژیم
اعتراضهای گسترده و ضربات نظامی اسرائیل و آمریکا در سال گذشته، تصویری از ضعف حکومت ایران ایجاد کرده است.
مقامهای آمریکایی و اسرائیلی ممکن است بر این باور باشند که اگر جمهوری اسلامی واکنش نشان دهد، بهویژه با توجه به تضعیف شبکه نیروهای نیابتی تهران، دامنه آن محدودتر از گذشته خواهد بود.
با این حال، همین شرایط میتواند به این رویارویی برای حکومت ایران ماهیتی حیاتی و بقامحور بدهد؛ موضوعی که خطر تشدید تنش و گسترش درگیری را افزایش میدهد.
آکسیوس در پایان نتیجه گرفته است که در مجموع اگرچه هنوز مسیر دیپلماسی باز است، اما ترکیب فشارهای سیاسی، نظامی و منطقهای نشان میدهد دو کشور در یکی از حساسترین مقاطع روابط خود در سالهای اخیر قرار گرفتهاند.