علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، در مصاحبه با الجزیره گفت که اگر مذاکرات واقعبینانه و بدون خواستههای افراطی از سوی آمریکا باشد، ممکن است روند مثبتی را طی کند و به منافع همه دست یابد.
شمخانی در مصاحبه با الجزیره گفت که سامانههای موشکی خط قرمز هستند و قابل مذاکره نیستند.
او افزود: «وضعیت امنیتی منطقه پیچیدهتر شده و نیازمند سازوکارهای هماهنگی ویژه است.»

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علی حیدری، معترضی که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات در مشهد مجروح و بازداشت شد و ۳۳ روز در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشت، حدود یک ماه پس از بازداشت با شلیک تیر مستقیم ماموران امنیتی به پیشانیاش در بازداشتگاه به قتل رسیده است.
پیکر این معترض ۲۰ ساله در حالی که ۱۸ دی با شلیک تیر جنگی به پایش مجروح و زنده بازداشت شده بود، پس از یک ماه بیخبری مطلق، صبح ۲۰ بهمن به خانوادهاش تحویل داده شد.
ماموران اداره آگاهی شهرک ویرانی از توابع شاندیز، بامداد همان روز با تلفن همراه پدر علی تماس گرفته و از او خواستند برای شناسایی و تحویل پیکر پسرش به سردخانه آرامستان «بهشت رضا» در مشهد مراجعه کند.
ماموران در همین تماس در پاسخ به پرسش پدر علی از سرنوشت فرزندش به او گفتند «او در جریان اعتراضات جانباخته است و پیکرش بیش از یک ماه است در سردخانه نگهداری میشود».
منابع نزدیک به خانواده حیدری که پیکر را دیدهاند به ایراناینترنشنال گفتند آثار ضرب و جرح بر روی پیکر او، شکستگی بینی و از همه مهمتر جای حفره گلوله در سمت چپ پیشانی او نشان میدهد برخلاف ادعای جانباختن علی در جریان اعتراضات، ماموران او را در دوره بازداشت به شدت شکنجه کرده و سپس با شلیک تیر خلاص به سرش، کشتهاند.
به گفته همین منابع، «دو نشانه آشکار دیگر بر پیکر علی به وضوح نشان میداد تنها چند روز از به قتل رسیدن او گذشته است».
منابع مطلع گفتند علی صبح پنجشنبه به آرایشگاه رفته بوده و تهریش کوتاهی داشته، اما ریشهای صورت او به طرز آشکاری بلند شده بود که نشان میدهد «او مدتها پس از بازداشت در ۱۸ دی زنده بوده و علاوه بر این، وضعیت ظاهری پیکر او نشان میداد چند روز بیشتر از قتل او نگذشته است».

بازداشت در بلوار هفت تیر
علی، متولد هفتم فروردین ۱۳۸۴ در شهرک ویرانی شاندیز و ساکن مشهد، اگر اواسط بهمنماه به دست ماموران جمهوری اسلامی به قتل نرسیده بود، ۴۰ روز دیگر، ۲۱ ساله میشد.
این جوان که در یک کارگاه خراطی کار میکرد، ۱۸ دی همراه با هزاران نفر دیگر در بلوار هفتتیر مشهد در اعتراضات مردمی حاضر شد.
به گفته شاهدان، حدود ساعت ۹ شب، تیراندازی ماموران سرکوب به جمعیت زیادی از معترضان که حوالی کلانتری هفتتیر جمع شده بودند، شروع شد.
بنا بر روایت یکی از معترضان که از کشتار مردم جان سالم به در برده است، «در همان لحظات اولیه تیراندازی، گلولهای جنگی به پای علی اصابت کرده و او تعادلش را از دست داده و به زمین افتاده است».
به گفته این روای، در همین حین گوشی همراه علی از جیبش میافتد و او (راوی) آن را از زمین برمیدارد و جایی پناه میگیرد: «پای علی خونریزی داشت، ما نتوانستیم او را عقب بکشیم، نیروهای سرکوب بالای سر علی رسیدند، او را بلند کردند و کشان کشان با خود بردند.»
۳۳ روز ناپدیدسازی قهری
از لحظه بازداشت در شامگاه ۱۸ دی تا بامداد ۲۰ بهمن، هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت جسمی یا سرنوشت علی به خانواده او که پیگیر سرنوشتش بودند، داده نشد.
خانواده علی که خبر مجروح شدن و بازداشت او را از شهروندی که گوشی همراه او را در دست داشت گرفته بودند، به هر دری زدند تا خبری از سلامت او و نهاد بازداشتکنندهاش بگیرند.
هیچ نهادی از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و آگاهی، مسئولیت بازداشت او را نپذیرفتند و خانواده ناچار بیمارستانها و دادگاهها و سردخانهها را هم گشتند.
تنها پاسخ به خانواده این بود: اطلاعی نداریم.
انکار سیستماتیک اطلاع از سرنوشت شهروندی که ماموران امنیتی جلوی چشم شاهدان بازداشتش کرده بودند، مصداق بارز جرم بینالمللی «ناپدیدسازی قهری» است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در دل خانواده انجام شد.
این انکار عامدانه اطلاع از سرنوشت یک بازداشتی، یک پیام روشن داشته و دارد: حکومت راه هر پیگیری حقوقی را میبندد و خانواده را در تاریکی مطلق رها میکند؛ تاریکیای که میتواند بستری برای اعدام فراقضایی باشد.

پایان تلخ ۳۳ روز بیخبری
خانواده علی صبح زود دوشنبه ۲۰ بهمن پس از تماس مامور آگاهی عازم «بهشت رضا» شدند: «در سردخانه هیچ مامور امنیتیای حضور نداشت. تنها چند کارمند آرامستان آنجا بودند.»
اما همین کارمندان پیام امنیتیها را منتقل کردند: «به خانواده گفته شد حق ندارند پیکر را به حرم امام رضا ببرند.»
این منع در شهری که برای بسیاری از خانوادهها، وداع در حرم یک سنت مذهبی است، برای نزدیکان علی معنای روشنی داشت: کنترل کامل بر روایت مرگ، کنترل کامل بر صحنه وداع، و جلوگیری از هرگونه تجمع یا انتشار تصویر.
پیکری که گواهی جنایت میدهد
پیکر علی، با توجه به روایت شاهد عینی از شیوه بازداشت او و شرایط ظاهریاش در روز بازداشت، پرده از جنایتی کنار زد که در طول دوران بازداشت رخ داده و دستگاه سرکوب آن را انکار میکند.
صورت علی کبود بود و بینی او شکسته بود. شواهدی که نشاندهنده ضرب و شتم شدید پیش از قتل این معترض بازداشتی مجروح است.
اما علاوه بر جای زخم گلوله روی پای او، چیزی که نشانه آشکار قتل فراقضایی علی است، اثر یک سوراخ گلوله در سمت چپ پیشانی اوست: «وضعیت زخم نشان میداد که شلیک از فاصله نزدیک و احتمالا با اسلحه کمری انجام شده بود.»
دو نشانه دیگر، خانواده را به این نتیجه رساند که علی آن یک ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی بود و در روزهای آخر پیش از تحویل پیکرش به قتل رسیده است: «علی پنجشنبه آرایشگاه رفته و اصلاح کرده بود و تهریش بسیار کمپشتی داشت. ریش او بلند شده بود و پیکرش هم در وضعیتی بود که نمیخورد یک ماه از مرگش گذشته باشد.»
خاکسپاری با حضور لباسشخصیها
پیکر این جانباخته در زادگاهش «ویرانی» به خاک سپرده شد. مراسم تدفین با حضور گسترده مردم و البته حضور پرشمار نیروهای لباسشخصی برگزار شد: «در حین برگزاری مراسم خاکسپاری، لباسشخصیها قصد داشتند چند تن از شرکتکنندگان را در حاشیه مراسم بازداشت کنند، اما با مقاومت مردم ناکام ماندند.»
اما نیروهای امنیتی روز دوم خانواده را تهدید به لغو مراسم یادبود کردند که در یکی از مساجد ویرانی برگزار شد که «با این حال، با وساطت بزرگان فامیل مراسم برگزار شد».
بحران اطلاعرسانی و بیخبری افکار عمومی
شهرام سدیدی، فعال سیاسی اهل مشهد و ساکن بریتانیا، که نخستین بار خبر بازداشت و ناپدیدشدن علی را منتشر کرد، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که معتقد است بیخبری افکار عمومی از بازداشت این معترض کار حکومت را برای کشتن او آسانتر کرد: «اگر خبر بازداشت او زودتر به ما میرسید تا دربارهاش اطلاعرسانی کنیم شاید فشار افکار عمومی باعث میشد حکومت نتواند او را به این شیوه بیرحمانه به قتل برساند.»
سدیدی هشدار داد که گزارشهای میدانی نشان میدهد در مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی و روزهای بعد از آن، بیش از هزار نفر و شاید چند هزار نفر بازداشت شدهاند اما حتی درباره کمتر از یکدهم آنها اطلاعرسانی نشده است و خطر ناپدیدسازی قهری شمار بیشتری از بازداشتیها هست: «خانوادهها اغلب تجربه برخورد با ماموران امنیتی را ندارند و این تهدید آنها را که اگر اطلاعرسانی کنید برای عزیز شما گران تمام میشود، باور می کنند و این موجب میشود درباره شمار قابل توجهی از بازداشتیها هیچ خبری منتشر نشود.»
او گفت همین وضعیت این خطر را در پی دارد که جان شمار بیشتری از معترضان در بازداشت با قتل حکومتی از دست برود: «من در روزهای اخیر پیامهای زیادی از کسانی گرفتهام که میگویند عزیز آنها پس از بازداشت ناپدید شده است، اما نااگاهی که با ترس از وحشیگری کنترلنشده حکومت تشدید شده، آنها را از اطلاعرسانی بازداشته است و این موضوع در این اوضاع بسیار نگرانکننده است.»
با گذشت بیش از یک ماه از کشتار معترضان در دیماه، که منتقدان آن را نتیجه دستور مستقیم علی خامنهای، دیکتاتور تهران، میدانند، مراسم چهلم جاویدنامان انقلاب ملی در شهرهای مختلف ایران در حال برگزاری است.
خانوادههای کشتهشدگان و شماری از شهروندان با حضور بر مزار جانباختگان یا برگزاری آیینهای یادبود، یاد آنان را گرامی میدارند؛ مراسمی که در برخی مناطق با تدابیر امنیتی گسترده همراه شده است.
برگزاری این آیینها در حالی انجام میشود که گزارشها از فشار بر خانوادهها، احضار و بازداشت برخی شرکتکنندگان و تلاش برای محدود کردن تجمعها حکایت دارد. با این حال، تصاویر و ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که در نقاط مختلف کشور، مراسم چهلم با حضور شهروندان برگزار شده و شعارهایی در حمایت از جانباختگان سر داده شده است.
گفتوگو با علی شیرازی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، اعلام کرد اصلاحات ارزی در حوزه نان و دارو انجام خواهد شد و افزود هنوز مشخص نیست در صورت افزایش قیمت دارو، مردم بتوانند خدمات درمانی را «به خوبی» دریافت کنند.
او همچنین تاکید کرد مسعود پزشکیان قصد نامزدی برای دور دوم را ندارد و به دنبال «حل مشکلات مردم» است.
مهاجرانی در بخش دیگری از اظهارات خود گفت کمیته حقیقتیاب «حوادث» دی ماه با حضور نمایندگان نهادهای مرتبط تشکیل شده و این کمیته در حال جمعآوری اسناد و شنیدن اظهارات است.

در ادامه روند ثبت و مستندسازی جنایات جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نام دو نوجوان دیگر را که به دست نیروهای سرکوب حکومت کشته شدند، اعلام کرد.
این تشکل جمعه ۲۴ بهمن در کانال تلگرام خود نوشت امیرحسین کارگران، نوجوان ۱۷ ساله، که در جریان اعتراضات سراسری دیماه زخمی شده بود، در بهمنماه جان خود را از دست داد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ضمن استفاده از هشتگ «نیمکتهای خالی» برای گرامیداشت یاد دانشآموزان کشتهشده، بر «پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشتشدگان» تاکید کرد.
در ادامه این پیام آمده است: «خون کودکان بیگناه محصول مستقیم سرکوب بیرحمانه است. هر نیمکت خالی فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آیندهاش ربوده شد.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامهای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونتبار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی میتواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.
این نهاد خواستار مستندسازی مستقل این موارد از سوی نهادهای سازمان ملل، حفظ شواهد برای پیگردهای احتمالی آینده و پیگیری روند پاسخگویی از طریق سازوکارهای قضایی بینالمللی شد.

جاویدنام آریا شوقی تکمهداش، ۱۷ ساله
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران شامگاه ۲۳ بهمن اعلام کرد آریا شوقی تکمهداش، نوجوان ۱۷ ساله، یکی دیگر از قربانیان دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر بوده است.
بر اساس این گزارش، شوقی تکمهداش ۱۸ دی در فردیس کرج کشته شد.
این تشکل همچنین از ادامه بازداشت ایلیا کرمی، نوجوان ۱۷ ساله اهل دالاهو و از پیروان آیین یارسان، خبر داد و افزود با گذشت ۳۵ روز از دستگیری، هنوز اطلاعات دقیقی درباره مکان نگهداری، وضعیت جسمی و سرنوشت او منتشر نشده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان تداوم بازداشت کرمی و بیاطلاع نگه داشتن خانواده او را قاطعانه محکوم کرد و افزود: «بازداشت کودکان، محروم کردن خانوادهها از حق اطلاع، و نگهداری افراد زیر ۱۸ سال در شرایط نامعلوم، نقض آشکار حقوق کودک، آزادیهای بنیادین و تعهدات بینالمللی دولت ایران است.»
۱۹ بهمن، این تشکل در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان تاکید کرد نیمکتهای خالی در مدارس یادآور جنایات جمهوری اسلامی و سیاستی هستند که «کودک را از کلاس به گورستان فرستاد».
گزارشها همچنین از بازداشت خشن کودکان و نوجوانان در جریان اعتراضات اخیر و بیخبری مطلق خانوادهها از وضعیت آنان حکایت دارند.
کانون هنرمندان ایرانی فیلم و تئاتر برونمرزی اعلام کرد چند بازیگر و فعال عرصه تئاتر و هنرهای نمایشی در هفتههای گذشته بازداشت یا ناپدید شدهاند.
بر اساس این گزارش، فائزه طاهری، بازیگر تئاتر، ۱۹ دی بازداشت شده است. همچنین فرهان عزیزی، بازیگر و کارگردان، ۲۲ دی و کژال شاهی، بازیگر تئاتر، ۲ بهمن با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شدهاند.
به گفته این کانون، کیمیا موسوی، بازیگر و عروسکگردان، نیز ۱۴ بهمن بازداشت شده است.
در ادامه این اطلاعیه آمده است غزال وکیلی، ۲۳ دی ۱۴۰۴ از سوی نیروهای اطلاعات سپاه در تهران بازداشت شده و شوار کریمزاده، بازیگر تئاتر، از ۱۹ دی ناپدید شده است.





