
ابوالفضل دوخت، نوجوان ۱۸ ساله، فوتبالیست تیم «معلم شفت» و اهل روستای بجارسر از توابع شفت، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده یخسازی شهر رشت به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد و بیش از یک ماه است که در زندان لاکان رشت نگهداری میشود.
ابوالفضل دوخت پیش از بازداشت، به عنوان فوتبالیست در تیم جوانان «معلم شفت» فعالیت میکرد.

محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار، گفت که تعدادی از پرستاران در جریان اعتراضات دیماه بازداشت شدهاند اما عدد دقیقی در این زمینه وجود ندارد. او تاکید کرد کسانی که باید در حمایت از پرستاران بازداشتشده اقدام کنند، خود را کنار کشیدهاند و پیگیری مشخصی در این مورد انجام نشده است.
شریفی مقدم سهشنبه ۲۱ بهمن گفت: «پرستارانی در اصفهان، تهران و برخی دیگر از شهرها بازداشت شدهاند.»
به گفته او، علاوه بر بازداشتها در ۱۸ و ۱۹ دی، در روزهای بعد هم پرستارانی بازداشت شدهاند: «مثلا هفته گذشته یک پرستار شاغل در مرکز پرستاری در منزل را بازداشت کردهاند.»
شریفی مقدم تاکید کرد: «کسانی که باید در حمایت از این افراد اقدام کنند، خود را کنار کشیدهاند و پیگیری مشخصی در خصوص وضعیت پرستاران بازداشتی صورت نگرفته است.»
پیش از این و در پی انتشار آمارهای ضد و نقیض درباره بازداشت اعضای کادر بهداشت و درمان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، رییس سازمان نظام پزشکی کشور، بازداشت بیش از ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمان را تایید کرد.
محمد رییسزاده، شنبه ۱۸ بهمن در گفتوگو با روزنامه اعتماد، گفت از آن جا که برخی از این ۵۰ نفر پزشک نیستند و از خانوادههای دیگر جامعه پزشکی و پیراپزشکی مثل پرستاری هستند، نظام پزشکی مسئولیتی در قبال آنها بر عهده ندارد.
او افزود: «تعداد افرادی که ما ابتدا به آن رسیدیم ۳۳ نفر بود که اطلاعرسانی درباره آنها شده بود؛ افرادی که ممکن بود یک ساعت بازداشت بوده باشند. بعد از بررسیها تعداد افرادی که بازداشت بودند دستکم به ۲۳ نفر رسید و با توجه به آزادیهایی که در چند روز گذشته داشتیم این عدد به کمتر از ۱۷ نفر کاهش یافت.»
این آمار حکومتی در شرایطی اعلام شده است که اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد دستکم ۳۰ نفر از کادر درمان در بازداشت هستند. از جمله علی فاخر و صابر دهقان، دو پزشکی که در روزهای گذشته از سوی ماموران امنیتی در ایران بازداشت شدند.
بنا بر اطلاعات رسیده، نسترن، همسر علی فاخر، و دختر او نیز بازداشت شدهاند.
پیشتر بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا با انتشار نامهای سرگشاده، پیگرد و مجازات کادر پزشکی در ایران بهدلیل مداوای معترضان مجروح را محکوم کردند.
امضاکنندگان این نامه تاکید کردند: «بیطرفی پزشکی امر سیاسی نیست بلکه تعهدی حرفهای و اخلاقی است.»
آنان مجازات درمانگران بهخاطر نجات جان انسانها را «حملهای به بنیانهای پزشکی» دانستند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد حاضران در خاکسپاری علی حیدری ویرانی، معترض اعدامشده فریاد «این گل پرپرشده، هدیه به میهن شده» سردادند.
علی حیدری ویرانی، ۲۰ ساله و اهل روستای ویرانی در استان خراسان رضوی، ۱۸ دیماه در مشهد بازداشت شده بود.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری سهشنبه خود گفت: «اگر جمهوری اسلامی مورد تعرض نظامی قرار گیرد، قطعا پاسخ کوبندهای خواهیم داد و تجربه نشان داده که اقدامات اسرائیل بدون هماهنگی با آمریکا ممکن نیست.»
او افزود: «در صورت هرگونه شرارت از سوی هر طرفی، پاسخ ما پشیمانکننده خواهد بود.»
در آستانه دیدار رهبران آمریکا و اسرائیل در کاخ سفید، خبرگزاری آسوشیتدپرس نوشت که احتمال اقدام نظامی بیشتر علیه ایران احتمالا در گفتوگوهای میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مطرح خواهد شد.
آسوشیتدپرس افزود که نخستوزیر اسرائیل سهشنبه راهی واشنگتن میشود تا ترامپ را ترغیب کند دامنه مذاکرات با ایران را از از موضوع هستهای به دیگر موضوعات گسترش دهد.
این مذاکرات جمعه گذشته و در سایه تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه از سر گرفته شد.
اسرائیل سالهاست از جمهوری اسلامی میخواهد همه فعالیتهای غنیسازی اورانیوم را متوقف کند، برنامه موشکهای بالستیک خود را کاهش دهد و حمایت از گروههای شبهنظامی در سراسر منطقه را قطع کند.
جمهوری اسلامی همواره این مطالبات را رد کرده و گفته است تنها در ازای لغو تحریمها، حاضر به پذیرش برخی محدودیتها در برنامه هستهای خود خواهد بود.
نتانیاهو تا چهارشنبه در واشینگتن خواهد بود.

شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابانها که سرنوشت بسیاری از خانوادهها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموریراد، پسر ۱۹ سالهاش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
آرمین تیموریراد برای آیندهای تازه آماده میشد. او جوان ۱۹ سالهای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمنماه دانشگاه را آغاز کند.
نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف میکنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.
به خانوادهاش میگفت: «آنها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»
او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموریراد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین میگفت: «فرق من با بقیه جوانها چیست؟»
امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف میکنند.
امیر تیموریراد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او بهعنوان «پدری بینظیر» یاد میکنند.

روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد
۱۹ دی، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زنعمو، به سوی خانه عمه میرفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.
امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمههایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلولههای بیشتر جلوگیری کند.
به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آنها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضربوشتم قرار دادند و به آنها فحاشی کردند.
گلولههایی که راه نجات را هم بستند
در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.
گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.
از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلولهای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمههایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیقتر است.
پیکر امید و امیر، ۲۲ دی و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.
فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید
آمار دقیقی از شمار کشتهشدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارشهای متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.
محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت که در ۱۸ دی، بهدلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.
این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.





