واکنش تند افکار عمومی به تلاش جمهوری اسلامی برای مصادره نشان شیر و خورشید
اظهارات اخیر علیاکبر صالحی، رییس بنیاد ایرانشناسی، درباره «تعلق» نشان شیر و خورشید به جمهوری اسلامی موجی از واکنشها و انتقادها را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برانگیخت.
روزنامه سازندگی، وابسته به حزب کارگزاران، دوشنبه ۲۰ بهمن عکس صفحه نخست خود را به نشان شیر و خورشید اختصاص داد و در مطلبی با عنوان «هم ملی، هم مذهبی»، به ریشههای این نماد در تاریخ و فرهنگ ایران پرداخت.
بر اساس این گزارش، نشان شیر و خورشید پیشینهای کهن در تاریخ تمدن ایران و خاورمیانه دارد و قدیمیترین شواهد مکتوب و قابل استناد از حضور این نماد بر روی پرچم ایران به «اواسط قرن پانزدهم میلادی» بازمیگردد.
در سوی دیگر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت روحالله خمینی، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شیر و خورشید را نمادی «شاهنشاهی و طاغوتی» میدانست و بر «حذف کامل» آن از ساختار رسمی حاکمیت تاکید داشت.
به گزارش فارس، خمینی اسفند ۱۳۵۷ گفت: «از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود. عَلَم اسلام باید باشد. آثار طاغوت باید برود.»
رویکرد خصمانه مقامهای حکومت نسبت به نمادهای ملی در سراسر دوران حاکمیت جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته ادامه داشته است.
با این حال، از آغاز انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، نشانهای هویت ملی مانند پرچم شیر و خورشید به نمادهایی برجسته در میان معترضان بدل شدهاند و شمار زیادی از شهروندان در داخل و خارج کشور آنها را در تجمعها و اعتراضات ضدحکومتی به همراه دارند.
۱۹ بهمن، صالحی که پیشتر بین سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ وزیر خارجه بود، شیر و خورشید را «متعلق به جمهوری اسلامی» دانست و گفت این نماد «ریشه در هویت ایرانی-اسلامی دارد»، اما «دیگران از آن استفاده میکنند».
کاربران شبکههای اجتماعی: رویکرد فریبکارانه حکومت ناکام خواهد ماند
در پی سخنان صالحی، کاربران شبکههای اجتماعی جمهوری اسلامی را به تلاش برای «مصادره» نمادهای ملی متهم کردند و گفتند رویکرد فریبکارانه حکومت راه به جایی نخواهد برد.
•
•
کاربری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شما هرگز نخواهید توانست شیر و خورشید را مصادره کنید؛ چرا که شیر ایرانی و شمشیر ایرانی و پیوند این دو قدمتی بیشتر از موجودیت ننگین شما دارد.»
کاربر دیگری خطاب به مقامهای حکومت نوشت: «هماکنون شاهد سقوط جمهوری اسلامی هستید. همیشه به این فکر میکردم که روزی میرسد که از ترس، دست به [دامان] ملیگرایی و استفاده از نمادهای ملی شوید. حالا هم که ادعای مالکیت بر شیر و خورشید میکنید.»
یک کاربر با نام «سعید» گفت: «به چنان دریوزگی افتادهاند که برای تخریب سمبل کهن شیر و خورشید رسما پروژه مصادره آن را راه انداختهاند. خودشان بهتر از هر کسی میدانند جمهوری اسلامی تا چه سطحی منفور است، برای همین تلاش میکنند این نماد باستانی را در ناخودآگاه ذهن جمعی به سیستم فاسد و متعفن خودشان سنجاق کنند.»
او افزود: «خیال میکنند با آلودن یک سمبل میتوانند تاریخ راستین ایرانزمین را همچون حکومتشان لجنمال کنند... شما میگذرید و نابود میشوید، اما هویت ایرانی پاینده خواهد ماند.»
تظاهرات ایرانیان در حمایت از انقلاب ملی، وین اتریش، ۲۸ دی
برخلاف رویکرد همیشگی جمهوری اسلامی در مخالفت با نمادهای ملی، رویکرد حکومت در جریان جنگ ۱۲ روزه و زیر آتش حملات اسرائیل ناگهان تغییر کرد و مقامات و حامیان جمهوریاسلامی پای مفاهیم و نمادهای ملی و میهنی را وسط کشیدند.
این در حالی است که در سرود رسمی جمهوری اسلامی حتی یک بار نام ایران برده نشده و در قانون اساسی نیز نام ایران زیر سایه اسلام قرار دارد.
پیشتر ۳۴۰ تن از ایرانیان زرتشتی در بیانیهای ضمن حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی، درفش شیر و خورشید را «نماد تداوم تاریخی، حاکمیت ملی و پیوند ایران امروز با ایران کهن و ایران آینده» دانستند و خواستار همبستگی حول آن شدند.
براساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران اینترنشنال، جمهوری اسلامی برای ساکتکردن زنان فوتبالیستی که قصد همراهی با انقلاب ملی ایرانیان را دارند، از شدیدترین ابزارهای سرکوب استفاده میکند.
این اطلاعات حاکی است که در کنار تهدید خانوادهها و نزدیکان بازیکنان، محرومیت از بازی، کسر قرارداد و همچنین تطمیع برخی افراد برای کنترل همتیمیهای خود، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی اکنون بازیکنان زن را به برخوردهای قضایی و احکام حبس طولانیمدت تهدید میکنند.
همزمان، مدیران فدراسیون فوتبال نیز در همراهی با روند سرکوب، به بازیکنانی که نسبت به کشتار دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی واکنش نشان میدهند، هشدار دادهاند با محرومیت چندساله از فعالیت حرفهای در فوتبال مواجه خواهند شد.
پیش از این، زهرا علیزاده، ملیپوش گلگهر سیرجان، بهعنوان نخستین ورزشکار از تیم ملی خداحافظی کرد و پس از آن کوثر کمالی، بازیکن ایستا، و نیلوفر میرکریمی، داور فوتسال، دیگر زنانی بودند که از تیم ملی و داوری زیر نظر فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی کنارهگیری کردند.
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، شاهین آذرآتش، ۲۷ ساله و هوادار استقلال، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در آستانه اشرفیه و در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان، از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی و با اصابت گلوله جنگی به ناحیه شکم کشته شد.
نزدیکان او روایت کردند ماموران امنیتی جمهوری اسلامی پیکر جاویدنام آذرآتش را به سردخانه باغ رضوان رشت منتقل کردند، اما دوستانش همان شب از فرصت استفاده کردند و پیکر او را از سردخانه خارج کرده و به زادگاهش در روستای کوهردان منتقل و به خاک سپردند.
تصاویر رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد روی سنگ مزار جاویدنام شاهین آذرآتش، لوگوی باشگاه استقلال حک شده و او را آبیدل نامیدند.
همچنین گفته میشود پدر جاویدنام آذرآتش تا روزهای گذشته به صورت مداوم از سوی ماموران اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی مورد بازجویی قرار گرفته بود.
ایران اینترنشنال مطلع شده است که جاسم ویشکایی (ویشگاهی)، قهرمان کاراته جهان شامگاه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ به دلیل حمایت از انقلاب ملی ایرانیان، با هجوم ماموران امنیتی به خانهاش در دهکده ساحلی انزلی بازداشت شد. ماموران موبایل، لپتاپ و دیگر وسایل الکترونیکی او را نیز توقیف کردهاند.
براساس این گزارش، ویشکایی ابتدا به زندان انزلی منتقل شد، اما ماموران زندان به نزدیکان او گفتهاند که نیروهای امنیتی او را با خود بردهاند.
همچنین سازمان «حقوق بشر برای ورزش» گزارش داده است جاسم ویشکایی پس از بازداشت به دست نیروهای امنیتی در خطر شکنجه قرار دارد و تاکنون اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست.
از سوی دیگر، حمیده عباسعلی، دارنده دو نشان جهانی کاراته، در صفحه اینستاگرام خود خطاب به فدراسیون جهانی کاراته نوشت: «قهرمان جهان در بازداشت، با خطر شکنجه روبروست.»
همچنین حسین روحانی، قهرمان کاراته جهان، بههمراه حسن روحانی و مهران بهنامفر، دیگر نامآوران این رشته ورزشی، در استوری مشترکی در اینباره نوشتند: «جاسم غیر از خدمت به ایران کاری نکرده. جای قهرمانان، حبس و زندان نیست.»
ویشکایی پس از سالها زندگی در سوئد، چندی پیش به ایران بازگشته و در استان گیلان مشغول مربیگری بوده است.
این قهرمان جهان در سال ۲۰۰۶، مربی کاراته و آمادگی جسمانی اهل بندرانزلی، پیشتر نیز از خیزش انقلابی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در پی کشته شدن مهسا امینی حمایت کرده بود.
علیرضا جهانبخش و مهدی طارمی، کاپیتانهای تیم ملی فوتبال، و علی قلیزاده، عضو تیم ملی، در استوریهای جداگانهای در سیامین روز پس از قتلعام مردم ایران به دست جمهوری اسلامی به این جنایت واکنش نشان دادند.
علیرضا جهانبخش، کاپیتان اول تیم ملی با انتشار یک تصویری که فهرستی از اسامی جانباختگان انقلاب ملی ایرانیان را نشان میدهد، نوشت: «خون میچکد از دیده در این کنج صبوری، این صبر که من میکنم افشردن جان است.»
مهدی طارمی، کاپیتان دوم تیم ملی فوتبال، هم به یک کمپین اینستاگرامی درباره گذشت یک ماه از قتلعام مردم ایران به دست جمهوری اسلامی پیوسته است.
در این کمپین آمده: «یک ماه پیش امروز هزاران نفر بیآنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند.»
در ادامه این متن درباره جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان آمده است: «برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند: «نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما عقب نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار ایستادند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.»
علی قلیزاده، ملیپوش فوتبال ایران، نیز با انتشار متنی مشابه نوشت: «دیگر «وطن» را با «ت» بنویسید. تنهای زیادی در آغوشش جان دادهاند.»
براساس اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال، نادر مولوی، فوتبالیست ۱۸ ساله و هوادار تیم فوتبال استقلال، در جریان انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، پنجشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهرری تهران، به دست نیروهای سرکوب به قتل رسید.
جزئیات رسیده حاکی است نیروهای امنیتی، با وجود تعیین مسجد برای برگزاری مراسم سوگواری، با اعمال فشار بر خانواده جاویدنام نادر مولوی، از برگزاری مجلس ترحیم نیز جلوگیری کردند.
جاویدنام مولوی عضو تیم فوتبال حامی تهران بود و در لیگهای پایه تهران توپ میزد.
نادر مولوی همچنین طرفدار تیم فوتبال استقلال بود و برای تماشای بازیهای این تیم به استادیومهای مختلف تهران میرفت.