جمعی از ایرانیان مقیم لندن شنبه ۱۸ بهمن با تجمع مقابل سفارت آمریکا خواستار حمایت دونالد ترامپ از مردم ایران شدند.

جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات داخلی و جنگ کوتاهمدت با آمریکا و اسرائیل، بار دیگر وارد مذاکره شده است؛ اما نیویورکتایمز مینویسد تهران با تکیه بر تجربه طولانی در فرسایشیکردن مذاکرات، امیدوار است ترامپ بهدنبال یک پیروزی سریع باشد، نه جنگی پرهزینه.
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ در حالی مسیر دیپلماسی با ایران را دوباره در پیش گرفته که دامنه مانور این راهبرد بهدلیل اختلافهای بنیادین دو طرف، آرایش نظامی آمریکا در منطقه و نگرانیهای امنیتی اسرائیل، بسیار محدود توصیف میشود. مذاکرات روز جمعه در عمان بدون تنش علنی یا اقدام نظامی پایان یافت و طرفین بر ادامه گفتوگوها درباره «چارچوبی» برای مذاکرات آینده توافق کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، این گفتوگوها را «شروعی خوب» خواند اما همزمان تاکید کرد تهران بر حق غنیسازی اصرار دارد و برنامه موشکیاش قابل مذاکره نیست. در مقابل، ترامپ اعلام کرد عجلهای برای توافق ندارد و شرط اصلی واشینگتن «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» است؛ موضعی که بهگفته نیویورکتایمز با پیامهای متناقض همراه بوده، زیرا مذاکرهکنندگان آمریکایی از «غنیسازی صفر» بهعنوان خط قرمز یاد کردهاند.
به نوشته این روزنامه، مطالبات آمریکا شامل تحویل کامل اورانیوم غنیشده - بهویژه ذخایر نزدیک به درجه تسلیحاتی - محدودسازی برد موشکهای بالستیک و توقف حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه است. اسرائیل نیز نگران بازسازی سریع زیرساختهای تولید موشکی ایران است و آن را هدف اولیه هر سناریوی نظامی میداند.
نیویورکتایمز مینویسد ترامپ ظاهراً بهدنبال توافقی سریع است که بتواند آن را «پیروزی» اعلام کند، بیآنکه وارد جنگی منطقهای و فرسایشی شود؛ جنگی که میتواند تلفات آمریکایی، ضربه به اسرائیل و شوک به بازار انرژی جهان را در پی داشته باشد و با پایگاه سیاسی ضدجنگ او در تعارض است. با این حال، ایران - حتی پس از جنگ ژوئن و سرکوب خونین اعتراضات - در کشدادن مذاکرات تجربه دارد و متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز بهدلیل بیم از تشدید درگیری، راهحل دیپلماتیک را توصیه میکنند.
تحلیلگران به این روزنامه گفتهاند فشار نظامی برای امتیازگیری طراحی شده، اما آمادهسازی برای جنگ زمان میبرد و همین، پنجرهای محدود برای گفتوگو باز میکند. در عین حال، حمایت لفظی اولیه ترامپ از معترضان ایرانی - که هزاران نفرشان کشته شدند - اعتبار او را در معرض آزمون گذاشته و احتمال اقدام نظامی را نسبت به گذشته افزایش داده است. با این همه، تردیدهای جدی درباره پیامدهای مداخله نظامی باقی است؛ از جمله خطر شکلگیری دولتی سختگیرتر و نظامیتر در ایران و شتاب بهسوی بازدارندگی هستهای.
بهگزارش نیویورکتایمز، حتی یک توافق محدود بر سر غنیسازی - مثلاً کاهش آن به حدود ۳ درصد - نیز برای ترامپ از نظر سیاسی دشوار است، زیرا شباهتی به توافق ۲۰۱۵ خواهد داشت که خود او آن را «بدترین توافق تاریخ» میدانست. در نتیجه، این روزنامه جمعبندی میکند که دیپلماسی ادامه دارد، اما مسیر آن باریک است و هر دو گزینه - توافق ناقص یا فروپاشی مذاکرات - هزینههای سیاسی و امنیتی قابلتوجهی دارند.

بهنوشته واینت، گفتوگوهای دولت ترامپ با نمایندگان علی خامنهای، در شرایطی که معترضان ایرانی بهتازگی هدف قتلعام قرار گرفتهاند، خشم و وحشت گستردهای در داخل ایران ایجاد کرده و بیم تثبیت دوباره حاکمیت را افزایش داده است.
در گزارشی تحلیلی، وبسایت واینت نوشت که رویکرد اخیر دونالد ترامپ در قبال ایران، بهویژه برگزاری مذاکرات مستقیم با نمایندگان جمهوری اسلامی، عملاً به مشروعیتبخشی به حاکمیتی انجامیده که تنها چند هفته پیش یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ خود را علیه معترضان رقم زد؛ تحولی که از نگاه نویسنده، با وحشت و ناباوری از سوی افکار عمومی ایران دنبال میشود.
به نوشته واینت، رژیم ایران تا پیش از اعلام حمایت ترامپ از معترضان، در مسیری روشن بهسوی فروپاشی قرار داشت. بحران عمیق اقتصادی، سقوط ارزش پول ملی، کمبود انرژی در کشوری نفتخیز، و همزمان تشدید نارضایتیهای اجتماعی، شرایطی را ایجاد کرده بود که اعتراضات سراسری اواخر دسامبر میتوانست به نقطه عطفی برای تضعیف جدی حاکمیت تبدیل شود. اما ورود آمریکا به فاز مذاکره، آن هم پس از سرکوبی که به کشتار گسترده معترضان انجامید، به گفته واینت نهتنها به تغییر رژیم کمکی نکرد، بلکه در عمل به تقویت آن انجامیده است.
این گزارش با یادآوری تجربههای تاریخی، از جمله سیاست مماشات نویل چمبرلین در کنفرانس مونیخ، تاکید میکند که تمایل دموکراسیها به «صلح به هر قیمت» اغلب با نادیدهگرفتن ماهیت رژیمهای سرکوبگر همراه میشود. نویسنده مینویسد همانگونه که در گذشته، اشتیاق به صلح موجب تقویت حکومتهای خطرناک شد، امروز نیز مذاکرات واشینگتن و تهران میتواند به تحکیم «رژیم ترور» در ایران بینجامد.
واینت با اشاره به تجربه جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر، تصریح میکند که نگرانی مخالفان مداخله نظامی بیپایه نیست؛ جنگهای طولانی خاورمیانه هزینههای انسانی عظیمی داشته و میلیونها کشته و آواره بر جای گذاشتهاند. با این حال، گزارش تاکید میکند که گزینه جایگزین جنگ زمینی، لزوما مماشات نیست. به باور نویسنده، فشار اقتصادی و تحریمهای فلجکننده، همانگونه که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ تجربه شد، موثرترین ابزار برای تضعیف رژیم ایران بوده است.
در این چارچوب، واینت یادآوری میکند که خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، اقتصاد ایران را تا مرز ورشکستگی پیش برد؛ بهگونهای که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی بعدها به وارد آمدن صدها میلیارد دلار خسارت اعتراف کردند و حکومت ناچار به کاهش شدید بودجه دفاعی شد. اما با روی کار آمدن دولت جو بایدن و ازسرگیری مذاکرات، این فشارها کاهش یافت و به گفته گزارش، همین روند به تقویت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه، از جمله حوثیها، حزبالله و حماس انجامید.
به نوشته واینت، اکنون این خطر وجود دارد که ترامپ نیز، با وجود تفاوتهای لفظی با بایدن، عملاً در همان مسیر گام بردارد. مذاکراتی که قرار بود ابزاری برای مهار حکومت ایران باشد، ممکن است به فرایندی فرسایشی تبدیل شود که در نهایت به کاهش فشارها، تقویت اقتصادی رژیم و تثبیت دوباره قدرت آن بینجامد؛ آن هم در شرایطی که اعتراضات داخلی با خشونت سرکوب شده و جامعه ایران در وضعیت شوک و عزاداری به سر میبرد.
گزارش واینت در پایان هشدار میدهد که اگر نتیجه این مسیر، نه تغییر رفتار یا تضعیف حاکمیت، بلکه بازتولید و تحکیم آن باشد، ترامپ ممکن است در حافظه معترضان ایرانی، نه بهعنوان حامی آزادی، بلکه بهعنوان سیاستمداری ثبت شود که ناخواسته به بقای رژیمی کمک کرد که مردمش را به گلوله بست.
لیندزی گراهام سناتور جمهوریخواه، با انتشار پیامی در شبکه ایکس درباره مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا و توافق احتمالی دو طرف نوشت: «امیدوارم چنین توافقی از مسیر دیپلماسی هم اهداف امنیت ملی ما و هم نیازهای مردم ایران را برآورده کند.»
او اضافه کرد: «با توجه به سابقه رفتار جمهوری اسلامی در قبال توافقها، توجیه چنین توافقی میتواند دشوار باشد. با این حال، با ذهنی باز برخورد میکنم و درک میکنم که هر توافقی میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده باید برای بررسی و رایگیری به کنگره ارائه شود.»
ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی، برگزاری مراسم زادروز صدرا سلطانی، دانشجوی ۲۴ ساله مقطع کارشناسی ارشد معماری، را همراه با حضور خانوادهاش بر مزار او نشان میدهد.
در این ویدیو، پدر صدرا آرزو میکند «خدا این مملکت را از ظلم و تباهی هر چه زودتر رها کند». صدرا سلطانی در تاریخ پنجشنبه ۱۸ دیماه و در جریان اعتراضات محله نارمک تهران، با شلیک گلوله ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.

واینت گزارش داد که اسرائیل در آستانه دور جدید مذاکرات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، مجموعهای از مطالبات حداکثری را از تهران مطرح کرده و نگران است که هر توافق احتمالی صرفاً به پرونده هستهای محدود شود و سایر تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه اسرائیل نادیده گرفته شود.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سفر خود به واشینگتن را جلو انداخته و قرار است از اوایل هفته آینده با دونالد ترامپ دیدار کند؛ دیداری که هدف اصلی آن، تضمین در نظر گرفته شدن خطوط قرمز اسرائیل در گفتوگوهای آمریکا و ایران عنوان شده است. مقامهای اسرائیلی بیم دارند که توافقی محدود، بدون پرداختن به موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای نیابتی حکومت ایران، امنیت اسرائیل را تضعیف کند.
به نوشته واینت، اسرائیل خواستار توافقی است که شامل برچیدن کامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی باشد؛ از جمله توقف غنیسازی اورانیوم و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشده به خارج از خاک ایران. افزون بر این، تلآویو بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران برای نظارت «نزدیک، واقعی و با کیفیت بالا»، از جمله بازرسیهای سرزده از سایتهای مشکوک، را یک شرط اساسی میداند.
در بخش موشکی، اسرائیل بر محدود شدن برد موشکهای بالستیک ایران به ۳۰۰ کیلومتر تاکید دارد تا امکان هدف قرار دادن خاک اسرائیل از بین برود. همچنین توقف حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه، از جمله حزبالله لبنان و حوثیهای یمن، از دیگر مطالبات کلیدی اسرائیل عنوان شده است.
واینت به نقل از یک منبع سیاسی ارشد نوشت که علت اصلی جلو انداختن سفر نتانیاهو به آمریکا، تلاش برای اثرگذاری مستقیم بر روند مذاکرات و بهویژه برجسته کردن موضوع موشکهای بالستیک بوده است. با این حال، در اورشلیم اذعان میشود که تقریبا همه این مطالبات، بهجز موضوع هستهای، برای تهران «غیرقابل قبول» تلقی میشود و مشخص نیست ایالات متحده تا چه اندازه بر اجرای آنها پافشاری کند.
طبق این گزارش، گفتوگوهای اخیر در عمان حدود هشت ساعت به طول انجامیده و عمدتاً غیرمستقیم بوده است. تمرکز مذاکرات بیشتر بر تعیین چارچوب گفتوگوها بوده و پیشرفتی اساسی حاصل نشده، هرچند آمریکا با برگزاری نشست بعدی موافقت کرده و به جمهوری اسلامی هشدار داده که این بار باید با پیشنهادهای محتوایی وارد شود.
در پایان، واینت نوشت که همزمان با روند دیپلماتیک، واشینگتن تلاش دارد پیام روشنی به تهران ارسال کند که گزینه نظامی همچنان روی میز است؛ پیامی که با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و حضور مقامهای ارشد نظامی در حاشیه مذاکرات تقویت شده است.






