تهدید جمهوری اسلامی علیه زنان فوتبالیست برای سرکوب، سکوت و حمایت نکردن از مردم
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، پس از کنارهگیری زهرا علیزاده و کوثر کمالی از تیم ملی فوتبال زنان ایران در اعتراض به کشتهشدن دستکم ۳۶۵۰۰ شهروند ایرانی در جریان انقلاب ملی ایرانیان، فشار نیروهای امنیتی بر زنان فوتبالیست برای وادار کردن آنها به سکوت افزایش یافته است.
طبق این اطلاعات اختصاصی، تهدید خانوادهها و نزدیکان این بازیکنان، کسر قرارداد و کنار گذاشتن آنها از تمرینات تیم، از جمله ابزارهایی است که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی برای سرکوب و ساکت کردن بازیکنان لیگ برتری به کار میگیرند.
همچنین انتشار هرگونه پست یا استوری اعتراضی، بلافاصله با برخورد امنیتی مواجه میشود.
پیشتر زهرا علیزاده، بازیکن تیم گلگهر سیرجان، بهعنوان نخستین فوتبالیست، از تیم ملی خداحافظی کرد و پس از او کوثر کمالی هم با انتشار پستی، کنارهگیری خود از تیم ملی را اعلام کرد.
هر دو پست منتشرشده، ساعاتی بعد از صفحات اینستاگرام این بازیکنان حذف شد.
روزنامه آلمانی بیلد، سهشنبه ۱۴ بهمن گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی برای شرکت و سخنرانی در نشست این کنفرانس در ماه جاری میلادی در مونیخ دعوت کرده است.
کنفرانس امنیتی مونیخ پیش از این در واکنش به کشتار شهروندان ایرانی تاکید کرده بود که هیچ مقامی از جمهوری اسلامی را به نشست امسال دعوت نخواهد کرد.
سخنگوی کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۶ دی به ایراناینترنشنال گفت اگرچه چند هفته پیش دعوتنامههایی برای برخی نمایندگان دولتی ایران ارسال شده بود، اما «با توجه به تحولات اخیر»، این دعوتها دیگر معتبر نیست و ادامه نخواهد یافت.
پیشتر نیز مجمع جهانی اقتصاد دوشنبه ۲۹ دی با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وزیر امور خارجه ایران در اجلاس داووس شرکت نخواهد کرد.»
در آن بیانیه گفته شده بود: «اگرچه دعوت از او در پاییز گذشته انجام شده بود، اما جان باختن تراژیک غیرنظامیان در ایران طی چند هفته گذشته بدین معناست که حضور نمایندهای از دولت ایران در اجلاس داووس در سال جاری اقدامی درست نخواهد بود.»
شاهزاده رضا پهلوی فراخوانی بهعنوان «روز جهانی اقدام در همبستگی با انقلاب شیر و خورشید» منتشر کرده و از ایرانیان در سراسر جهان خواسته است که روز شنبه ۲۵ بهمن برابر با ۱۴ فوریه دست به تظاهرات بزنند تا جهان را وادار به اقدام برای حمایت از مردم ایران در مقابل جمهوری اسلامی کنند.
این تظاهرات با کنفرانس امنیتی مونیخ همزمان خواهد بود و قرار است ایرانیان در مونیخ، تورنتو، لسآنجلس و دیگر شهرهای جهان تظاهراتی بزرگ برپا کنند.
یک مقام پلیس مونیخ به روزنامه بیلد گفت که انتظار میرود حدود ۱۰۰ هزار نفر در تظاهراتی گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران در این شهر شرکت کنند.
بهنوشته بیلد، زمانبندی این تجمع بهطور هدفمند انتخاب شده است.
در حالی که رهبران سیاسی، مقامهای نظامی و دیپلماتها از کشورهای مختلف جهان برای شرکت در کنفرانس امنیتی مونیخ در این شهر حضور دارند، برگزارکنندگان قصد دارند صدای مردم ایران در سطح جهانی شنیده شود. به این ترتیب، ایالت بایرن و شهر مونیخ به یکی از کانونهای اصلی این روز اعتراضی تبدیل خواهد شد.
یک مقام پلیس به بیلد گفت: «طبق ارزیابی فعلی، احتمال میدهیم شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان سخنران در این تظاهرات نیز حضور پیدا کند. در آن آخر هفته، نگاه افکار عمومی جهان به مونیخ دوخته خواهد شد.»
براساس گزارش روزنامه بیلد، در جریان برگزاری کنفرانس امنیتی مونیخ، حدود شش هزار نیروی پلیس امنیت این شهر و کنفرانس را تامین خواهند کرد.
بهنوشته بیلد، در کنار شهرهایی مانند لسآنجلس و تورنتو، مونیخ یکی از مهمترین نقاط تجمع ایرانیان معترض در این روز خواهد بود. پلیس آلمان پیشبینی کرده است این تجمع میتواند به یکی از بزرگترین تظاهرات سالهای اخیر تبدیل شود.
برگزارکنندگان همچنین از افرادی که امکان حضور در مونیخ را ندارند خواستهاند در شهرهای محل سکونت خود به اعتراضات بپیوندند تا صدای مردم ایران تقویت شود.
هدف اصلی این تجمعها، واداشتن جامعه جهانی به اقدامهای عملی در قبال جمهوری اسلامی عنوان شده است؛ آن هم در زمانی که در کنفرانس امنیتی مونیخ امنیت جهانی، بحرانها و مسئولیتهای بینالمللی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
آنچه در ادامه میآید روایت یکی از کادرهای بیمارستان الغدیر در تهران از وضعیت این بیمارستان و مشاهدات او از جانباختگان و مجروحان سرکوب خونین مردم ۱۸ و ۱۹ دیماه است؛ دو روزی که او قیامت میخواند، قیامتی غیر قابل توصیف.
آنچه ما در بیمارستان خودمان در ۱۸ و ۱۹ دی دیدیم برای من قابل بیان نیست. نمیدانم بگویم قیامت بود یا به قول اینها عاشورا. اصلا نمیدانم میتوانم اسمی برای آن پیدا کنم یا نه.
وقتی به آن فکر میکنم، کلمهای پیدا نمیکنم که بتواند ابعاد گسترده این فاجعه، این قتلعام را نشان بدهد، چون شبی بود که امیدوارم هیچ یک از کادر درمان، در زمان کاریشان چنین شبی را نه تجربه کنند، نه شاهدش باشند.
آوردن زخمیها به بیمارستان ما کمی پس از ساعت ۸ شروع شد. مردم زخمیهای بسیار زیادی را میآوردند. طوری که اصلا جا در اورژانس نبود و یکی از بخشها را هم اورژانسی خالی کردند تا بشود همه زخمیها را آنجا هم پذیرش کرد تا اینکه بتوانند تکتک بروند اتاق عمل.
همه تیر جنگی خورده بودند، همه غرق خون بودند. اکنون هم که دارم حرف میزنم، آن لحظات برایم تداعی میشود و منقلب میشوم. تمام آن فضا از راهرو و اتاقها تا دم اتاق عمل، همه جا خون بود.
از خدمات بیمارستان، تا همه کادر درمانی در همه ردهها، همه یک دل و یک صدا، تمام آن ساعتها را دویدند و کار کردند.
اتاق عمل بدون وقفه کار میکرد، یک وضعیت عجیب و غریبی بود، شیون بود، ناله بود، زاری بود. مرتب هم مردم میآمدند و یک عکس یا گوشی دستشان بود به ما نشان میدادند، میگفتند این بچه من است، این را نیاوردهاند؟
اصلا جرات نداشتیم بگوییم که سردخانه ما پر است، بروید شاید آنجا بچههایتان را پیدا کنید.
خیلیها از کسانی که تیر خورده بودند، به سرشان شلیک شده بود. باور کنید مغز جوانان ما همینطور بیرون میآمد، خدا شاهد است اغراق نمیکنم، وحشتناک بود.
به ناحیه تناسلی پسران هم خیلی تیر زده بودند. البته بیشترین آسیبی که به جوانها زده بودند از ناحیه سر بود. تیر خورده در پا هم داشتیم، ولی تعدادش کمتر بود.
خیلی، خیلی بد بود. نمیدانم اصلا باید چه جوری توضیحش بدهم. جسد پشت جسد و تمام اینها در حد اینکه ما اصلا زمانی نداشتیم بخواهیم پروندهای تشکیل بدهیم. تازه، تمام پرسنل بیمارستان در اورژانس حضور داشتند. در بخشهای دیگر بیمارستان شاید باور نکنید، هر بخش فقط یک نفر مانده بود.
ما بدترین دوران کاریمان را تجربه کردیم. من نمیتوانم بگویم کشتار، اصلا نمیشود اسمی برایش پیدا کرد. یک قتلعام به معنای واقعی، یعنی مردم را به رگبار بسته بودند. مجروحی که تیر خورده بود و هوشیار بود، میگفت ما شانس آوردیم زنده ماندیم، تمام ردیفهای اول را به رگبار بستند و کشتند.
من به عنوان یک هموطن، به عنوان یک انسان، واقعا از درون تهی شدم. تمام همکاران من حالشان بد است. یک ملت غمگین بودیم، اکنون با چیزهایی که تجربه کردیم، بیشتر غمگین شدیم. بیمارستان ما شاید بیمارستان خیلی بزرگی نباشد، ولی تعداد جنازه عزیزانمان بسیار زیاد بود، اینها همه بچههای ما بودند.
شاید باور نکنید، دو شبانهروز اتاق عمل ما فعال بود. فعالی که دارم به شما میگویم یعنی زخمی پشت زخمی. یک یک این عزیزانمان اتاق عمل رفتند. خیلی از این عزیزان ما در اتاق عمل فوت شدند و ابعاد آسیبدیدگی و مجروحیت خیلی از آنان هم آنقدر زیاد بود که به اتاق عمل نرسیدند.
ما جوانان خیلی زیادی را از دست دادیم متاسفانه. نه به خاطر اهمال و کم کاری، فقط به دلیل ابعاد گستردهی آسیب، تعداد زیاد و خونریزی شدید. ما تمام تلاشمان را میکردیم که بتوانیم سرم بدهیم، خون بدهیم، که بتوانیم آنان را نگه داریم که به اتاق عمل برسند.
تمام بیمارستانهای تهران همین شرایط را داشتند. ما هر جایی که مدیران بیمارستان پیگیری میکردند که بتوانیم یک تعدادی از اینها را به بیمارستانهای دیگر انتقال بدهیم، همه همین وضعیت را داشتند.
یک زمانی هم که اصلا تلفنها قطع شده بودند. ببینید در هیچ کجای دنیا من فکر نمیکنم کادر درمان چنین فاجعهای را که ما تجربه کردیم، تجربه کرده باشند.
هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، پس از اعتراض گسترده مردم به رقص و شادی او در برنامهای از صداوسیما در میانه انقلاب ملی ایرانیان و قتلعام خیابانی مردم ایران توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام نوشت که برنامه ماهها پیش ضبط شده و او از پخش آن خبر نداشته است: «عذرخواهی میکنم.»
چوپان دراینباره نوشت: «تصاویری که اخیراً از رسانه رسمی پخش شده، مربوط به زمان حال نبوده و ماهها پیش ضبط شده است. بدیهی است اگر تصمیم انتشار این برنامه با من بود، در چنین شرایط اجتماعی و روحی، اولویت من نه پخش چنین محتوایی، بلکه احترام به حال جامعه و همراهی با خانوادههای داغدار بود. و بنده بابت پخش در روزی نامناسب و دردآور دخیل نبودم و اطلاعی نداشتم و عذرخواهی میکنم.»
چوپان همچنین درباره سکوتش درباره کشتار بیسابقه مردم ایران بهدست جمهوری اسلامی، ضمن تسلیت به خانوادههای داغدار، مدعی شد: «اگر سکوتی بوده، نه از سر بیتفاوتی بوده، نه از سر ترس و یا همراهی، بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیده دل و شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت و هر جمله به آسیب بیشتر منجر شود.»
او نوشت: «اگر سکوتی هست، احترام به خانوادههای داغدار و حقیقتی بوده که بیان آن در این روزها، بهای سنگینی دارد.»
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، محمد جعفرپور، ۲۵ ساله و دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه علموصنعت، عاشق سنتور و ایران و نخبه، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در سده (خمینیشهر) اصفهان با شلیک گلوله هدف قرار گرفت.
خانواده او تا حوالی ساعت چهار بامداد در خیابانها و مراکز مختلف بهدنبال او بودند و گمان میکردند بازداشت شده است، اما عصر یکشنبه با آنها تماس گرفته شد و خبر جانباختن او اعلام شد. بر اساس مدارک پزشکی، جعفرپور چند ساعت پس از اصابت دو گلوله در بیمارستان جان باخته و پیکرش پنجشنبه ۲۵ دیماه به خانواده تحویل داده شد.
محمد جعفرپور، دانشآموخته دانشگاه اصفهان و فعال در حوزه هوش مصنوعی و علم داده بود. او تکپسر خانواده بود و در مراسم خاکسپاریاش، حاضران به نشانه آزادی شال سفید بر سر کردند.
او به سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی مسلط بود، سنتور را بهصورت حرفهای مینواخت و در شنا نیز مهارت داشت. جعفرپور دعوتنامهای از آلمان دریافت کرده بود اما بهدلیل وابستگی و علاقه به ایران، درباره مهاجرت مردد بود.
اطلاعات اختصاصی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد صادق ساعدینیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدینیا»، با گذشت سه هفته از بازداشت و بدون داشتن حق ملاقات، همچنان در سلول انفرادی زندان لنگرود قم نگهداری میشود. قوه قضائیه اعلام کرده املاک و سهام این مجموعه توقیف شده است.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوهقضائیه، ۱۴ بهمن اعلام کرد برای ساعدینیا پرونده تشکیل شده است و پس از شناسایی اموال او، دستور توقیف املاک و سهامهایش صادر شده است.
پیشتر هم مدیرکل دادگستری قم از «توقیف کلیه اموال و حسابهای بانکی» مجموعه ساعدینیا و ارجاع پرونده به «دادگاه اصل ۴۹» سخن گفته بود.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، قوهقضائیه در حالی خبر از توقیف اموال صادق ساعدینیا داده که او نه مالک بلکه تنها مدیرعامل این مجموعه است و این اموال به پدر او، محمد ساعدینیا، تعلق دارد.
بر اساس گزارشها از سه هفته پیش و همزمان با بازداشت ساعدینیا، اغلب کسبوکارهای این مجموعه تعطیل شده بودند. با این حال به گفته منابع ایراناینترنشنال، قرار است شماری از فروشگاههای سوهان ساعدینیا با رفع محدودیتها بهتدریج بازگشایی شوند، اما کافیشاپهای این مجموعه فعلا در وضعیت تعطیلی باقی خواهند ماند.
حمایت از فراخوان برای تظاهرات
برخورد امنیتی و قضایی با صادق ساعدینیا به بهانه حمایت ساعدینیا از فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در حالی در جریان است که نزدیکان مجموعه ساعدینیا استدلال کردهاند که استوری منتشرشده در اینستاگرام این مجموعه در حمایت از اعتصاب بازار و در اعتراض به مشکلات معیشتی مردم بوده است و ربطی به فراخوان های این دو روز ندارد.
پیش از این به اشتباه اعلام شده بود فردی که در هفتههای اخیر در ارتباط با پرونده «ساعدینیا» بازداشت شده محمد ساعدینیا، پدر صادق، و مالک این مجموعه است و در گزارشهای متعدد هم عکس او همراه با خبر منتشر شده است.
این موج پس از اظهارات جهانگیر در یک نشست خبری شدت گرفت؛ او در پاسخ به پرسش مطرحشده درباره «محمد ساعدینیا»، بدون اصلاح نام مطرحشده در سوال، از عبارت «نامبرده» استفاده کرده و از «قرار بازداشت» و «دستور توقیف اموال» سخن گفت.
منابع مطلع ایراناینترنشنال تاکید میکنند همین نحوه پاسخگویی، در کنار استفاده از عکس و نام «محمد» در برخی گزارشها، باعث شد خبرها به سمت انتساب بازداشت به پدر برود؛ در حالیکه بنا بر اطلاعات تاییدشده، بازداشتی صادق است و محمد بازداشت نشده است.