خانه هنرمندان هما در بیانیهای با اشاره به کشتار معترضان نوشت: «در هنگامهای که نام ایران با زندان، قتلعام، اعدام و سرکوب گره خورده است، هر هنرمندی که آگاهانه و داوطلبانه در جشنها، مراسم و پروژههای وابسته به حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی شرکت میکند، نه بیطرف است، نه صرفا هنرمند و نه غیرسیاسی.
این بیانیه درمورد پروژهها به «جشنواره موسوم به فجر» اشاره کرده است.
خانه هنرمندان هما هنرمندان شرکتکننده در چنین جشنها، مراسم و پروژههایی را «شریک ماشین دروغ، دستگاه سفیدشویی جنایت و همدستنمادین کشتار مردم» دانست و تاکید کرد: «شرکت در این مراسم در چنین بزنگاه تاریخی، یک انتخاب اخلاقی است و شما با این انتخاب، در صف قاتلان ایستادهاید.»
در این بیانیه خطاب به چنین هنرمندانی آمده است: «این بار که با لبخند روی فرش قرمز قدم میزنید، بر پیکر جوانانی قدم میگذارید که هنوز خونشان خشک نشده است.»
خانه هنرمندان هما خطاب به آنان اضافه کرد اين بار که ژسـت «هـنر» میگیريد، درواقع ژسـت قاتل گرفتهاید.
این بیانیه تاکید میکند: «هنر اگر کنار مردم نباشد، تزئين جلاد است.»
از جمله امضاکنندگان این بیانیه میتوان به مژگان شجریان، احسان کرمی، مری آپیک، بابک امینی، حمید فرخنژاد، شاهین نجفی، فاطمه اختصاری، فرزین صابونی، کیوان جهانشاهی، و مهدی موسوی اشاره کرد.

یک هواپیمای ویژه نیروی هوایی آمریکا موسوم به «ردیاب هستهای» در حالی وارد بریتانیا شد که گزارشها حکایت از افزایش تنشها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی دارد.
روزنامه تلگراف پنجشنبه ۹ بهمن گزارش داد هواپیمای ویژه شناسایی نیروی هوایی آمریکا با نام «دبلیوسی-۱۳۵آر کانستنت فونیکس» در پایگاه هوایی «راف میلدنهال» در سافولک بریتانیا فرود آمده است.
این هواپیما که برای شناسایی تشعشعات هستهای و ذرات رادیواکتیو در جو استفاده میشود، همزمان با تجمع تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه و پس از تهدیدهای چهارشنبه دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، علیه جمهوری اسلامی وارد بریتانیا شده است.
ماموریت «ردیاب هستهای» چیست؟
به نوشته تلگراف، هواپیمای جت «دبلیوسی-۱۳۵آر کانستنت فونیکس» که تحت اختیار «اسکادران شناسایی ۴۵» نیروی هوایی آمریکا فعالیت میکند، برای نمونهبرداری از هوا و شناسایی ذرات رادیواکتیو به کار میرود.
منابع دفاعی اعلام کردند استقرار این هواپیما در بریتانیا به تنهایی نشانه اقدام فوری نظامی نیست. یک مقام آگاه به تلگراف، ماموریت این هواپیما پایش سطح تشعشعات و اطمینان از انجام نشدن آزمایشهای هستهای زمینی و رعایت توافقهای بینالمللی منع آزمایش هستهای است.
بر اساس این گزارش، این هواپیما پیشتر نیز در ژانویه ۲۰۲۲، چند هفته پیش از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین، در بریتانیا فرود آمده بود. همچنین گفته شده این هواپیما روزهایی پیش از حملات سال گذشته آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، از ایالات متحده به خاورمیانه اعزام شده بود.
همزمانی تهدید ترامپ با تحرکات اروپا
رییسجمهوری آمریکا روز چهارشنبه هشتم بهمن به جمهوری اسلامی هشدار داد فرصت باقیمانده برای مذاکره بر سر توافقی تازه با هدف جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای رو به پایان است. ترامپ همچنین تاکید کرد در صورت انجام هرگونه حمله احتمالی در آینده، شدت آن از حملات ماه ژوئن بهمراتب بیشتر خواهد بود. ایالات متحده در آن زمان سه سایت هستهای فردو، نطنز و اصفهان را حدف حمله قرار داد.
همچنین در رویکردی هماهنگ اتحادیه اروپا روز پنجشنبه نهم بهمن اعلام کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار میدهد. این تصمیم با واکنش شدید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، روبهرو شد. او اروپا را به «دامن زدن به آتش بحران» متهم کرد.
در همین حال، تصاویر منتشرشده از پایگاه راف میلدنهال نشان میدهد نیروهای ویژه آمریکا در حال تمرین عملیات نظامی، از جمله فرود سریع با طناب از هواپیمای «وی-۲۲ اوسپری»، هستند.
استقرار تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه
واشینگتنپست گزارش داد که ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» به همراه سه ناوشکن اسکورتکننده وارد شمال دریای عرب شده است. یک مقام دفاعی آمریکا نخواست نامش فاش شود، اعلام کرد این گروه شامل ناوشکنهای «یواساس فرانک ای. پیترسن جونیور»، «یواساس اسپروئنس» و «یواساس مایکل مورفی» است که هر یک به دهها موشک کروز «توماهاوک» و سامانههای پدافند هوایی مجهز هستند.
به نوشته این روزنامه، ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» دهها فروند جت جنگنده و حدود پنج هزار ملوان را حمل میکند، هدایت این گروه ضربتی را بر عهده دارد.
همچنین ناوشکن دیگری به نام «یواساس دلبرت دی. بلک» که از پایگاه دریایی «میپورت» در ایالت فلوریدا اعزام شده، وارد منطقه شد و پنجشنبه در دریای سرخ قرار گرفت. بر اساس این گزارش، تعدادی دیگر از ناوشکنها در نزدیکی تنگه هرمز و شرق دریای مدیترانه مستقر شدند.
واشینگتنپست نوشت پنتاگون یک اسکادران از جنگندههای «اف-۱۵ ایی استرایک ایگل» را از پایگاه «لیکنهیث» در بریتانیا به خاورمیانه منتقل کرده است. این جنگندهها متعلق به «اسکادران شکاری ۴۹۴» هستند که در جریان حمله جمهوری اسلامی در آوریل ۲۰۲۴ نقش اصلی در دفاع از اسرائیل ایفا کردند و پهپادهای انتحاری را هدف قرار دادند.
وزارت دفاع بریتانیا نیز اعلام کرد این کشور شماری از جنگندههای «تایفون» خود را با هدف دفاعی به قطر منتقل کرده است.
به گزارش واشینگتنپست، ناوشکن «یواساس روزولت» که پیشتر وارد خلیج فارس شده بود، اکنون از دریای سرخ به شرق مدیترانه منتقل شده است. این ناوشکن میتواند در صورت حمله تلافیجویانه جمهوری اسلامی با پهپاد یا موشک بالستیک، در دفاع از اسرائیل مشارکت کند.
دو ناوشکن دیگر به نامهای «یواساس میتشر» و «یواساس مکفال» نیز در روزهای اخیر در دریای عرب حضور داشتند.
همچنین انتظار میرود ناو هواپیمابر «یواساس جورج اچ. دابلیو. بوش» در ماههای آینده اعزام شود. این ناو در روزهای اخیر در سواحل اقیانوس اطلس مستقر بوده و خلبانان آن در حال انجام تمرینهای فرود روی عرشه بودند.
به گزارش تلگراف، منابع دیپلماتیک اروپایی اعلام کردند هنوز مشخص نیست ترامپ دستور حمله نظامی به جمهوری اسلامی را صادر خواهد کرد یا نه، اما امکان چنین اقدامی را رد نکردند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیهای «موج تازه بازداشت، احضار و اعمال فشارهای امنیتی علیه معلمان و فعالان صنفی» در نقاط مختلف ایران را «ادامه سیاست سرکوب سازمان یافته حق تشکلیابی، آزادی بیان و فعالیتهای صنفی معلمان» دانست.
این تشکل کارگری با اشاره به بازداشت و احضار شماری از فعالان صنفی معلمان مانند رضا مسلمی، عبدالله رضایی، آرمان شاپوری، شروین حمیده، جلیل شیردل، اسماعیل خدایاری، کیومرث واعظی، محسن شعبانی، حسین رمضانپور، مهدی نظری، و آرش نیکخو، اضافه کرد:در کنار این بازداشتها، جامعه فرهنگیان شاهد کشتار معلمان فداکار و شریف است.»
سندیکا در این مورد به کشته شدن کامران اکبری، کرمعلی اعلایی، رضا کریمیفر، مصطفایی، و علیرضا (یاسین) انصاریفر، در اعتراضات سراسری اشاره کرد.
این بیانیه تاکید میکند: «این جانباختگان بر اثر خشونت و سرکوب غیرقانونی جان خود را از دست دادهاند و مسئولیت مستقیم این قتلها بر عهده حاکمیت است.»
سندیکا با محکوم کردن «کشتار و بازداشت معلمان و فعالان صنفی» و «برخوردهای خشونتبار با کودکان و نوجوانان»، خواستار آن شد که معلمان زندانی فوراً و بدون قیدوشرط آزاد شوند و حق فعالیت صنفی، آموزشی و مدنی فرهنگیان به رسمیت شناخته شود.
این تشکل کارگری تاکید کرد: «سرکوب، کشتار و تهدید امنیت کودکان نقض بیرحمانه و آشکار حقوق بنیادین انسانی است و مسئولیت جان و سلامت تمامی بازداشتشدگان، بهویژه کودکان و نوجوانان، بهطور مستقیم بر عهده حاکمیت است.»

نرخ دلار، فریاد گوشخراش واقعیت جاری در ایران است؛ واقعیتی که با گلوله و گاز اشکآور سرکوب، و با حکم و دستور ممنوع شده است. اکنون دلار در بازار آزاد به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و در اقتصاد بحرانزده ایران، به نمادی از ناکارآمدی ریال تبدیل شده است.
ریال دیگر نه محل مطمئنی برای ذخیره ارزش است و نه حتی واحدی قابل اعتنا برای برنامهریزی اقتصادی.
جهشهای ارزی در ایران، محصول دلالی یا گمانهزنیهای کوتاهمدت نیست؛ بلکه ریشه در عوامل ساختاری عمیقی دارد که بازار را به عدم تعادل پایدار کشاندهاند.
این عوامل را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل ساختاری داخلی مزمن، مانند کسری بودجه و شرایط بحرانی نظام بانکی که با ناترازیها و خلق نقدینگی غیررسمی، تورم را تغذیه میکند؛ و عوامل خارجی، مانند شدت گرفتن تحریمها که درآمدهای نفتی و صادراتی را کاهش داده و شوکهای سیاسی مداوم و احتمال جنگ که بیثباتی را تشدید مینمایند. همه این عوامل، انتظارات بدبینانه را به تورم واقعی تبدیل میکند.
سیاست ارزی دولت
در مواجهه با بحران ارزی، دولت به ابزارهای تکراری و اغلب ناکارآمد متوسل میشود که ممکن است نتایج موقتی داشته باشد، اما نهایتا به تورم دامن میزند.
خبردرمانی، با تلاش برای کنترل انتظارات تورمی از طریق سیگنالدهی و روایتسازی عمل میکند. اما در چارچوب انتظارات عقلایی، سیگنال، زمانی اثر پایدار دارد که با سیاستهای سازگار و اعتبار قابل راستیآزمایی همراه باشد؛ در نقطه مقابل، فریب سیستماتیک، باعث فرسایش اثر سیگنالها شده و بیاعتمادی و بدبینی را تشدید میکند.
دولت با پیامهایی مانند «از خرید ارز خودداری کنید»، «همه چیز تحت کنترل است»، «پایین خواهد آمد» و حتی اخلاقیسازی مسئله و متهم کردن خریداران به عامل بالا رفتن دلار، سعی در کاهش تقاضا دارد، اما باعث تشدید انتظارات بدبینانه در چرخههای بعدی میشود.
سیاست تزریق ارز با افزایش عرضه تلاش میکند موج تقاضا را شکسته و قیمت را پایین بکشد؛ اما عملا به محملی برای توزیع رانت و نهادینه کردن فساد ساختاری تبدیل شده. این تزریقها حداکثر زمان میخرد، اما هزینه سنگینی دارد، و با ادامه علل بنیادین، چرخه تورم-رکود را تشدید کرده و به جهشهای ارزی شدیدتر منجر میشود، بدون آنکه تعادل پایداری در بازار ارز ایجاد کند.
خطر جاماندگی
جهشهای ارزی، تاثیرات مخربی بر زندگی روزمره مردم ایران گذاشته و سقوط قدرت خرید خانوارها، زندگی عادی را ناممکن کرده است؛ تورم بالا به ویژه بر خانوارهای حقوقبگیر فشار میآورد که حدود نیمی از شاغلان ایران را تشکیل میدهند. درآمد این گروه، به آرامی افزایش مییابد، در حالی که هزینههای زندگی با سرعت جهش دلار و تورم بالا میرود؛ نتیجه این عدم تعادل، نابودی رفاه و اسارت در قفس ریال است.
در این میان، فعالان اقتصادی و سرمایهداران کلان، به سرعت داراییهای ریالی خود را به ارزهای خارجی، طلا، کریپتو، یا سایر داراییهای قابل انتقال تبدیل میکنند؛ آمارهای رسمی نیز موید فرار سرمایه ها از ایران است.
بنا بر دادههای موجود، مجموع فرار سرمایه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشد. در حالیکه خالص خروج سرمایه تنها در بهار ۱۴۰۴، یعنی پیش از جنگ دوازده روزه، به حدود ۹ میلیارد دلار رسیده بود. با حساب فجایع و بحرانهای پیاپی و وضعیت نیمهتعطیل ایران در سال جاری، میشود رکوردی حدود ۴۰ میلیارد دلاری را برای کل سال ۱۴۰۴ تخمین زد—روندی که خود، از تسریع چرخه بیثباتی و نرخهای بالاتر برای دلار خبر میدهد.
در این شرایط تلخ، گروهی از مردم عادی—که اغلب فاقد دانش، دسترسی یا امکان تبدیل سریع داراییها هستند—در خطر واقعی جاماندگی قرار دارند. این گروه، بیخبر یا ناتوان از جستوجوی راههای خروج از ریال—مانند سرمایهگذاری در ارز، طلا یا کریپتو—با هر جهش ارزی، بخشی از قدرت خرید و امنیت اقتصادی خود را از دست میدهند؛ در حالی که فعالان آگاهتر، ارزش داراییهایشان را با برنامهریزی و واکنشهای به موقع، حفظ میکنند.
خطر دلاریزه شدن
در نهایت، جهش نرخ ارز به مرز ۱۶۰ هزار تومان، بیش از یک بحران موقت، آینهای تمامنما از ناکارآمدیهای ساختاری در اقتصاد ایران است.
ثبات ارزی پایدار تنها با اصلاحات ساختاری عمیق—در سیاست خارجه، انضباط مالی، و بازسازی اعتماد عمومی—به دست میآید. اما متاسفانه، بانک مرکزی به جای تمرکز بر انضباط پولی، به بازی با نرخ ارز و نوسانگیری، و حراج گسترده طلا روی آورده است.
این فعالیتها، که اغلب با هدف خرید زمان یا سرکوب موقت قیمتها انجام میشود، نه تنها با اصول علمی حکمرانی پولی در تعارضاند، بلکه نشاندهنده استحاله کارکرد نهادی بانک مرکزی در چارچوب نظام حکمرانی فعلی هستند—استحالهای که اصلاحات علمی و ساختاری واقعی را ناممکن ساخته و این نهاد را به ابزاری برای جبران ناکارآمدیهای بودجهای و سیاسی فروکاسته است.
ادامه این مسیر بدون اصلاحات بنیادین، اقتصاد ایران را به سمت دلاریزه شدن سوق میدهد؛ جایی که با از دست رفتن اعتماد به ریال به عنوان ذخیره ارزش و واحد حساب، فعالان اقتصادی به طور گسترده به ارز خارجی روی میآورند و ریال نقش محوری خود را از دست میدهد.
در شرایط فعلی، سقوط ریال کماکان ادامه دارد و اکثریت جامعه—به ویژه کسانی که در خطر جاماندگی هستند—هزینه سنگین بیثباتی امروز و سقوط فردا را خواهند پرداخت.
گزارش رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از بازداشت روزبه علیپور، مریم علیپور، و ام البینین دهقان، اعضای خانواده بابک علیپور، زندانی محکوم به اعدام، در تهران است.
بر اساس این گزارش، روزبه و مریم علیپور، برادر و خواهر این زندانی سیاسی، و همچنین ام البینین دهقان، مادر آنان، دوشنبه عصر ششم بهمن به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.

این بازداشت زمانی انجام شد که آنان از ملاقات با روزبه علیپور در زندان اوین به خانه خود باز میگشتند.
این گزارش حاکیست که تاکنون خبری از مکان نگهداری و نهاد بازداشت کننده آنها در دست نیست و آنان با دیگر اعضای خانواده تماس نداشتند.
روزبه علیپور پیشتر در رشت بازداشت و به اتهام «توهین به رهبری» به دوسال حبس محکوم شد. او پس از تحمل حبس از زندان آزاد شد.
بابک علیپور در آذرماه همراه با پنج زندانی سیاسی دیگر در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام» به اعدام محکوم شد.
دیگر زندانیان سیاسی محکوم شده به اعدام «اکبر دانشور کار، محمد تقوی سنگدهی، پویا قبادی بیستونی، وحید بنیعامریان و ابوالحسن منتظر» هستند.
یوهان وادهفول، وزیر خارجه آلمان، در یک ویدیو در ایسنتاگرام با اشاره به تصمیم اتحادیه اروپا برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی گفت: «موضوع اصلی امروز وضعیت در ایران بود» و در این زمینه به سرکوب شدید اعتراضات مردم از سوی رژیم ایران اشاره کرد.
او افزود: «در واقع، باید گفت که آنان به ضرب گلوله با بیرحمانهترین شکل از پا درآمدند و جنایات فجیعی بسیار بسیار زیادی علیه مردم انجام شد.»
وادهفول، سپاه پاسداران را مسئول این اقدامات سرکوگرانه دانست و گفت: «ما بهطور علنی این اقدامات را محکوم کردیم. اما مهم بود که یک گام دیگر برداریم و تصمیم گرفتیم سپاه پاسداران را در فهرست ترور قرار دهیم.»
او تحریم سپاه پاسداران را گام مهمی توصیف کرد و با اشاره به تحریم ۲۱ شخصیت حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی از سوی اتحادیه اروپا تاکید کرد: «آنها باید بدانند که اعمال جنایتکارانهشان بیکیفر باقی نخواهد ماند و ما از آنها چشمپوشی نمیکنیم.»
وادهفول گفت: «ما فقط بیانیه صادر نمیکنیم بلکه در چارچوب امکانات خود اقدام هم میکنیم و نشان میدهیم که در کنار مردم ایران میایستیم؛ مردمی که بزرگترین خواستهشان این است که خودشان بتوانند برای آینده خود تصمیم بگیرند.»
او در پایان گفت: «اروپا نشان میدهد که ما به ارزشهای خود و به دموکراسی، آزادی عقیده، آزادی تجمعات و اساسیترین ارزشهای حقوق بشری در همه جای دنیا پایبندیم.»





