جمهوری اسلامی با زور عریان ممکن است اعتراضات خیابانی را در هم شکسته باشد، اما برای اقتصادی که زیر فشار تورم افسارگسیخته و سقوط درآمدها گرفتار شده، راهحلی مشابه در اختیار ندارد.
اعتراضات دیماه در ایران بهدنبال جهش شدید نرخ ارز آغاز شد، اما خیلی زود به سر داده شدن شعارهای علنی برای سرنگونی جمهوری اسلامی انجامید.
بسیاری از ایرانیان اکنون احتمالا کسانی را شخصا میشناسند که در روزهای ۱۸ یا ۱۹ دی کشته شدهاند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید
یک ویدیوی ۱۲ دقیقهای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بیرحمانه قلب را میشکافد و بیرون نمیآید، در جان میلیونها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار میشود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»
این صدا تنها فریاد یک پدر نیست. ناله ملتی است که سالهاست فرزندانش را در خیابانها، بازداشتگاهها و سلولها از دست میدهد و بعد، در سردخانههایی تاریک و بینام، دنبالشان میگردد.
پدر سپهر با گوشیای در دست که بیشتر شبیه عصا شده تا ابزار ثبت تصویر، قدمبهقدم میان پیکرهای سرد و بیجان حرکت میکند.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

یک ویدیوی ۱۲ دقیقهای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بیرحمانه قلب را میشکافد و بیرون نمیآید، در جان میلیونها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار میشود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»
این صدا تنها فریاد یک پدر نیست. ناله ملتی است که سالهاست فرزندانش را در خیابانها، بازداشتگاهها و سلولها از دست میدهد و بعد، در سردخانههایی تاریک و بینام، دنبالشان میگردد.
پدر سپهر با گوشیای در دست که بیشتر شبیه عصا شده تا ابزار ثبت تصویر، قدمبهقدم میان پیکرهای سرد و بیجان حرکت میکند.
دوربین میلرزد، نفسها سنگین است، گریهها با خشم و ناباوری گره خوردهاند. دوربین او روی پیکرها مکث میکند، گاهی به سوگواری میایستد و گاهی به احترام و همه چیز را از نظر میگذراند. کسانی که در پسزمینه فریاد میکشند، صورتهایی که هیچکدام سپهر نیستند اما به سپهر شبیهاند و ردی نادیدنی از خون که در تمام مسیر پدر را به جلو میکشاند.
او ۱۲ دقیقه تمام فقط یک چیز میخواهد: پسرش را پیدا کند. سپهر در قاب پیدا نمیشود، اما درد چرا. درد، بیواسطه و عریان، از صفحه عبور میکند و به ما میرسد؛ به خانههایمان، به تختهایمان، به خوابهایمان، به همانجایی که خیال میکردیم شاید از فاجعه دور باشد.
پرسش اینجاست: چرا این ویدیو، در میان انبوه تصاویر و فیلمهای تکاندهنده از کهریزک و روزهای خونین هجدهم و نوزدهم دی، چنین عمیق اثر گذاشته است؟
پاسخ شاید در ساده بودن آن باشد؛ در بیپردگیای که مجال فاصله گرفتن را از ما میگیرد.
اینجا خبری از روایت رسمی، گزارش تحلیلی، موسیقی غمانگیز یا تدوین حرفهای نیست. فقط یک پدر است، یک گوشی معمولی، و جستوجویی ناامیدانه.
هیچ فیلتری روی این درد کشیده نشده. صدای نفسهای بریدهبریده، لرزش دست، تکرار بیوقفه نام «سپهر»؛ همهچیز ما را بیدرنگ به مرکز فاجعه پرتاب میکند. انگار خودمان آنجاییم. انگار آن پدر، خود ما هستیم.
این ویدیو چیزی را نشان میدهد که معمولا از چشم دوربینها پنهان میماند: هولناکترین و ویرانکنندهترین لحظات زندگی یک انسان. لحظاتی که یک پدر به جای اینکه تسکین بگیرد، باید با چشمها و دستهای خود، پیکر فرزندش را بیابد و شناسایی کند.
این دیگر صرفا اعتراض سیاسی یا سندی از سرکوب نیست، بلکه مواجهه عریان با فقدان است. فقدانی که زبان سیاست از توصیفش ناتوان است.
درد پدری است که همه رویاهایش را در یک نام خلاصه کرده و حالا همان نام را، مثل وردی بیاثر، در قدمزدنی طولانی میان جسدها تکرار میکند.
سپهر، پسر عزیز خانواده، افتخار پدرش، حالا نامی است که در ذهن میلیونها بیننده پژواک مییابد.
کهریزک در این تصویر، فقط یک مکان نیست؛ استعارهای است از وضعیتی که یک حکومت جنایتکار برای شهروندانش ساخته است. جایی سرد، خاکی و بیرحم که انسانها در آن به شماره و برچسب تقلیل مییابند و در کیسههای سیاه، به بدنهایشان بیحرمتی میشود. جایی که سوگواری به یک آیین عمومی تبدیل شده و هر نفر صاحب هزاران پیکر خونین است.
این ویدیو نشان میدهد خشونت فقط در لحظه شلیک یا ضربه باتوم اتفاق نمیافتد؛ خشونت قاب به قاب ادامه پیدا میکند و نگاه در این جستوجوی ویرانکننده، در این بلاتکلیفی میان امید و مرگ، سرگردان میماند.
بیدلیل نیست که این فریاد، ناخودآگاه ما را به یاد صدای دیگری میاندازد که چند سال پیش قلبها را لرزاند: در حمله داعش به دانشگاه کابل در ۱۲ آبان ۱۳۹۹، پدر حنیفه افشار، پس از «یورش تروریستی»، ۲۵۲ بار به دخترش زنگ زد و هنگامی که پاسخی دریافت نکرد، به او پیام داد: «جان پدر کجاستی؟»
پیکر بیجان حنیفه، دانشجوی ۲۲ ساله، به سختی و از روی چادر و انگشترش شناسایی شد.
همان شکستگی صدا، همان التماس عریان، همان جستوجوی بیثمر در دل مرگ .... دو پدر، دو جغرافیا، دو زمان؛ و دردی واحد.
انگار در چنین لحظاتی، تاریخ و مرز و ملیت فرو میریزند و آنچه باقی میماند، رنجی جهانشمول است: از دست دادن فرزند در اوج جوانی، بیآنکه حتی فرصت خداحافظی داده شود.
قدرت این تصاویر در همین جهانشمولی است.
آنها ما را از موضع تماشاگر بیرون میکشند و در جایگاه شریک رنج مینشانند. دیگر نمیتوان گفت «مساله آنهاست» یا «حادثهای دور».
این صدا، این لرزش، این تکرار نام، مرزها را محو میکند و ما را وادار میکند بپرسیم: این چه نظمی است که چنین صحنههایی را عادی میکند؟ چه سیستمی است که فرزندان را میکشد و بعد حتی حق عزاداری را از خانوادهها میگیرد؟
سپهر پیدا شد؛ اما چه پیدا شدنی. دیر، تلخ و ویرانگر. با این همه، فریاد پدرش هنوز در گوش ما میپیچد: «سپهر بابا کجایی؟»
این پرسش بیپاسخ، خطاب به جامعهای است که سالهاست جواب روشنی برای این همه مرگ ندارد. ما همه سپهر هستیم. ما همه پدر سپهر هستیم و تا زمانی که پاسخی واقعی، انسانی و عادلانه به این فریاد داده نشود، این درد ادامه خواهد داشت و تکثیر خواهد شد؛ از پدری به پدر دیگر، از کهریزکی به کهریزکی دیگر.
و شاید همین، سهم ما از دیدن این ویدیو باشد: به خاطر سپردن. به خاطر سپردن اینکه پشت هر عدد، پشت هر خبر کوتاه، صداییست که میلرزد و نامی که بیوقفه تکرار میشود. نفرین بر سکوتی که این صداها را میبلعد، و لعنت بر نظمی که چنین رنجی را بازتولید میکند.
سپهر! بابا هنوز منتظرت است و ما، با تمام ناتوانیمان، هنوز صدایش را میشنویم.
همزمان با نزدیک شدن ناوگان آمریکا به خاورمیانه، لحن مقامهای جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. در حالی که واشینگتن از دیپلماسی سخن میگوید، اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران نشان میدهد تهران تحرکات نظامی آمریکا را جدیتر از پیامهای مذاکره تلقی میکند.
اظهارات رسمی روزهای اخیر مقامات در ایران که لحن تندتر و جنگیتری پیدا کرده، این گمانه را تقویت کرده است که شاید رهبران جمهوری اسلامی، استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه را جدیتر از پیامهای دیپلماتیک واشینگتن ارزیابی میکنند.
خبرگزاری رویترز پیش از این به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» همراه با چند ناوشکن و جنگنده، قرار است طی روزهای آینده وارد خاورمیانه شود.
متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

همزمان با نزدیک شدن ناوگان آمریکا به خاورمیانه، لحن مقامهای جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. در حالی که واشینگتن از دیپلماسی سخن میگوید، اظهارات مقامهای نظامی و سیاسی ایران نشان میدهد تهران تحرکات نظامی آمریکا را جدیتر از پیامهای مذاکره تلقی میکند.
اظهارات رسمی روزهای اخیر مقامات در ایران که لحن تندتر و جنگیتری پیدا کرده، این گمانه را تقویت کرده است که شاید رهبران جمهوری اسلامی، استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه را جدیتر از پیامهای دیپلماتیک واشینگتن ارزیابی میکنند.
خبرگزاری رویترز پیش از این به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» همراه با چند ناوشکن و جنگنده، قرار است طی روزهای آینده وارد خاورمیانه شود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوم بهمنماه گفت: «یک نیروی بزرگ در حال حرکت به سمت ایران است. ترجیح میدهم هیچ اتفاقی نیفتد، اما باید دید چه میشود. ما خیلی دقیق آنها را زیر نظر داریم. یک ناوگان عظیم به آن سمت در حرکت است و شاید لازم نباشد از آن استفاده کنیم.»
در حالی که این ناوگروه از منطقه آسیا-اقیانوسیه در مسیر خاورمیانه حرکت میکند، ترامپ همزمان در هفتههای اخیر از احتمال گفتوگو با تهران سخن گفته است؛ آن هم پس از سرکوب خونبار اعتراضات و قتلعام معترضان در ایران که هزاران کشته بر جا گذاشته است.
تهدیدهای صریح فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی
در همین حال، لحن بخشی از مقامهای ارشد نظامی ایران گاه با اعتمادبهنفس بالا و آشکارا سرسختانه شده است. موضوعی که این پرسش را به میان میآورد: آیا برخی در تهران جنگ را یک رخداد سیاسی مفید میبینند؟ رخدادی بزرگ که میتواند کشتار گسترده معترضان را به حاشیه ببرد؟
یحیی رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مشاور ارشد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «ما برای یک جنگ سرنوشتساز با اسرائیل آماده میشویم. ما سلاحهایی داریم که هیچکس دیگر ندارد.»
او افزود: «جنگ بعدی این درگیری را یکبار برای همیشه تمام خواهد کرد.»
علی عبداللهی، یکی دیگر از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران (فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا)، هشدار داد هرگونه حمله به خاک ایران یا منافع جمهوری اسلامی، منافع، پایگاهها و مراکز نفوذ آمریکا را به «اهداف مشروع و در دسترس» تبدیل خواهد کرد.
محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، نیز گفت ایران برای هر احتمالی آماده است؛ از جمله «یک جنگ تمامعیار».
پیام دیپلماتیک محتاطانهتر
در کنار این تهدیدهای نظامی، پیامرسانی دیپلماتیک تهران محتاطتر بوده، اما همچنان اتهامآمیز باقی مانده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، دوم بهمنماه بار دیگر آمریکا را به تحریک ناآرامیها در داخل ایران متهم کرد.
او تاکید کرد یک رویارویی تمامعیار، «آشفته، خشن و بسیار طولانیتر» از چیزی خواهد بود که اسرائیل یا متحدانش انتظار دارند.
لحن عراقچی در تضاد با سخنان ترامپ در ابتدای هفته بود؛ زمانی که رییسجمهوری آمریکا گفت پس از آن که ایران - چنانچه گزارششده - اجرای طرح اعدام صدها بازداشتی را متوقف کرده، او از حمله صرفنظر کرده است.
ترامپ در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس گفت: «ایران میخواهد گفتوگو کند و ما گفتوگو خواهیم کرد.»
اما چند ساعت بعد، او در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران یادآوری کرد که اقدام نظامی همچنان یکی از گزینههاست.
ترامپ، مطابق رویکرد همیشگیاش، تلاش کرد گزینههایش را باز نگه دارد. اما به نظر میرسد در تهران، مقامها نتیجهگیری خودشان را انجام دادهاند؛ بهویژه با توجه به اینکه حملات اسرائیل در خرداد گذشته، همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا رخ داد.

نشریه فارینپالیسی در تحلیلی هشدار داده است که تنشزدایی اخیر میان اسرائیل و ایران بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک وقفه تاکتیکی است و در صورت فروپاشی، دور بعدی درگیری میتواند بزرگتر و ویرانگرتر از جنگ ۱۲روزه باشد.
بر اساس تحلیلی که روز سوم بهمن در فارینپالیسی منتشر شده، سیاست سختگیرانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در قبال حکومت ایران همچنان محور اصلی محاسبات امنیتی تلآویو است. نویسنده تحلیل میگوید اسرائیل، رژیمی را که آشکارا شعار نابودی این کشور را سر میدهد و سالها از طریق نیروهای نیابتی علیه آن عمل کرده، تهدیدی وجودی تلقی میکند.
فارینپالیسی یادآوری میکند که پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، که با حمایت حکومت ایران انجام شد، اسرائیل و ایران وارد سه دور رویارویی مستقیم شدند که اوج آن جنگ محدود ۱۲روزه در خرداد بود. با وجود توافق نانوشته اخیر برای پرهیز از حمله متقابل و نقشآفرینی کشورهای عربی خلیج فارس در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای خودداری از بمباران ایران، این نشریه تاکید دارد که این وضعیت بیشتر یک «مکث موقت» بوده است.
به نوشته فارینپالیسی، اسرائیل دلایل عملیاتی روشنی برای اجتناب از درگیری فوری داشت. در جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دستکم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت در اسرائیل بر جای گذاشت. هرچند سامانههای پدافندی اسرائیل و آمریکا مانع تلفات گستردهتر شدند، اما گزارشها از کاهش ذخایر رهگیرهای پیشرفته اسرائیل، بهویژه سامانه «آرو»، حکایت داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز نسبت به تابستان گذشته کاهش یافته است.
این گزارش همچنین به تهدیدهای همزمان اسرائیل در جبهه شمالی اشاره میکند. با وجود کشته شدن هزاران نیروی حزبالله در عملیات سال ۲۰۲۴ در لبنان، این گروه همچنان دهها هزار نیروی مسلح در اختیار دارد و به گفته مقامهای آمریکایی، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله کمک مالی کرده است. از نگاه نویسنده، این عوامل باعث شد اسرائیل پیش از درگیری دوباره با ایران، اولویتهای امنیتی دیگری را دنبال کند.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که این محاسبه در حال تغییر است. اسرائیل تولید رهگیرهای آرو را سرعت بخشیده، سامانه جدید «آرو ۴» را آزمایش کرده و در جبهه شمالی نیز روند خلع سلاح حزبالله را ناکافی میداند. بهگفته نویسنده، پس از تعیین تکلیف این جبهه، تمرکز اسرائیل بار دیگر به ایران بازخواهد گشت.
در بخشی از این تحلیل آمده است که اگرچه حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای ایران را چند سال عقب انداخته، تهران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. فارینپالیسی به گزارشهایی اشاره میکند که از موافقت ضمنی رهبر جمهوری اسلامی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکشده خبر میدهند و همچنین به وجود سایتهای هستهای جدید و عمیقتر زیرزمینی اشاره دارند که هدفگیری آنها دشوارتر است.
این نشریه همچنین از تقویت دیگر توانمندیهای نظامی ایران مینویسد؛ از جمله کمکهای ادعایی چین به برنامه موشکی ایران، همکاریهای هستهای و فضایی روسیه با تهران، و گزارشهای تاییدنشده درباره فعالیتهای شیمیایی و بیولوژیک. بهنوشته فارینپالیسی، اسرائیل بعید است اجازه دهد این بازسازی نظامی بدون پاسخ بماند، بهویژه در فضایی که پس از ۷ اکتبر، «پیشدستی» بر «بازدارندگی» در دکترین امنیتی اسرائیل غلبه یافته است.
در ادامه گزارش آمده است که ملاحظات سیاسی داخلی نیز بر تصمیمگیریها سایه انداختهاند. سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است و نتانیاهو امنیت—بهویژه در برابر ایران—را به محور بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. حتی در صورت تغییر دولت، به باور نویسنده، بعید است سیاست اسرائیل در قبال ایران بهطور معناداری نرمتر شود.
فارینپالیسی هشدار میدهد که در صورت آغاز جنگی تازه، این درگیری احتمالاً گستردهتر از جنگ خرداد خواهد بود؛ چرا که اهداف اسرائیل دیگر صرفاً به چند سایت هستهای محدود نمیشود و حمله به تاسیسات عمیقتر ممکن است به دخالت مستقیم آمریکا و گسترش دامنه جنگ بینجامد. از سوی دیگر، بهنوشته این نشریه، تهران نیز ممکن است به دنبال کشدار شدن جنگ باشد تا از یک شکست سریع و تضعیف بیشتر رژیم جلوگیری کند.
در جمعبندی، فارینپالیسی مینویسد هرچند آینده خاورمیانه همواره با عدم قطعیت همراه است و عواملی چون اعتراضهای داخلی ایران، خستگی جنگی در اسرائیل، تصمیمهای ترامپ یا منافع چین میتوانند معادله را تغییر دهند، اما در شرایط فعلی نشانهها حاکی از آن است که تنشزدایی میان ایران و اسرائیل دوام نخواهد داشت و فروپاشی آن میتواند به دوری بزرگتر و پرهزینهتر از درگیری منجر شود.





