• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بهزاد مهرانی: شاهزاده رضا پهلوی یک رهبر ملی و پشتیبان ملت است

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

بهزاد مهرانی، تحلیل‌گر سیاسی، گفت: «شاهزاده رضا پهلوی یک رهبر ملی و پشتیبان ملت است.»

او تاکید کرد: «اگر شاهزاده رضا پهلوی از جنگ و مداخله خارجی حمایت کند، در مردم انفعال ایجاد می‌شود.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

جمهوری اسلامی در تلاش برای بازتعریف معادله اقتصاد ایران

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

جمهوری اسلامی در حال بازتعریف معادله اقتصاد ایران است. معادله‌ای که حذف یک طرفه سهم جامعه از منابع ملی و رفع یک طرفه تعهدات دولت را به مردم ایران تحمیل می‌کند.

با توجه به شرایط بحرانی موجود، تردیدی نیست که اقتصاد ایران نیازمند یک بازنگری اساسی و چه‌بسا تدوین یک قرارداد عمومی جدید برای تنظیم مجدد رابطه دولت و ملت است. فارغ از اینکه چنین بازنگری بزرگی در چارچوب سیاسی فعلی اساساً امکان‌پذیر است یا خیر، منطق حکم می‌کند که این تغییر با طرح عمومی مساله، تشریح شفاف هزینه و فایده، و تقسیم منصفانه سهم و تعهدات میان طرفین همراه باشد. اما در عمل، حکومت می‌کوشد تا بی‌سروصدا و از طریق مجموعه پیچیده‌ای از سیاست‌های غیرشفاف، قراردادی غیرمنصفانه را به جامعه ایران تحمیل کند.

برای پیشبرد این پروژه، جمهوری اسلامی زیرکانه به کلیشه‌ جاافتاده‌ «دولت هیچ‌کاره» متوسل شده است؛ اما با یک تفاوت ماهوی بنیادین. اگر در ادوار گذشته، ناتوانی دولت‌ها محصول کشمکش و تعارض منافع با هسته سخت قدرت بود، استیصال امروز در دولت پزشکیان، حاصل هماهنگی و تقسیم کار میان ارکان نظام است. در این نمایش، دولت پاسخ هر اعتراضی را با گردن کج می‌دهد و رییس‌جمهوری با اعتراف پیش‌دستانه به فساد و اشتباهات گذشته، جراحی‌های اقتصادی را نه یک انتخاب سیاسی از بین بدیل‌های متنوع، بلکه سرنوشتی محتوم و تنها راه باقی مانده وانمود می‌کند.

100%

این در حالیست که مطالعه‌ بودجه و برنامه‌های دولت، تصویر متفاوتی به دست می‌دهد. به‌عنوان نمونه می‌توان به معماری پیچیده‌ سیاست بنزین اشاره کرد. بی‌سروصدا، حساس‌ترین پرونده‌ اقتصادی ایران از شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا به دولت واگذار شد و نه تنها برنامه ریزی و اجرا، بلکه تصمیمات آتی برای افزایش قیمت نیز در حوزه اختیارات شورای وزیران قرار گرفت. به این ترتیب، دولت با اختیار کامل، یک نظام چندلایه قیمت‌گذاری مشتمل برهزینه‌های پنهان نامحسوس، مکانیزم‌های شناور برای افزایش قیمت، و حذف تدریجی یارانه را به فاصله چند هفته پس از نشت و انکار تدریجی، نه تنها معرفی، بلکه اجرا کرد. همزمان در ویترین عمومی، تیم رسانه‌ای دولت، با تاکید مدام بر ناترازی‌ها و کاستی‌های مدل فعلی، تمام گزینه‌های جایگزین را (که می‌توانست فشار را از دوش مصرف‌کننده بردارد) نادیده گرفت.

در شرایطی که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به درآمدهای نفتی نیازمند است، دولت سهم نفت را در بودجه عمومی به حدود پنج درصد تقلیل داده، اما سهمیه‌های نفت نیروهای مسلح و سایر دریافتی‌های کالایی نهادهای خاص، کماکان برقرار و معاف از ریاضت باقی مانده است.

  • پزشکیان: پول افزایش حقوق را از کجا بیاورم؟

    پزشکیان: پول افزایش حقوق را از کجا بیاورم؟

به موازات این تغییر یکباره، تمام هزینه‌های اداره کشور به‌صورت یک‌طرفه به مردم تحمیل شده است. در عرف جهانی، افزایش بار مالیاتی همواره با افزایش سطح پاسخگویی و مشارکت مردم در اداره کشور همراه است؛ اما در اینجا معادله معکوس است. مالیات‌ها چندبرابر می‌شوند، اما شهروندان هیچ امتیاز سیاسی، کالای عمومی، یا حق نظارتی جدیدی دریافت نمی‌کنند، زیرا دولت مدام یادآوری می‌کند که «کاره‌ای نیست» تا بتواند امتیازی بدهد. نتیجه، تحمیل یک زیست اقتصادی پرتناقض است: قیمت‌ها به بهانه‌ واقع‌گرایی، کماکان به‌صورت دستوری بالا می‌روند، اما اقتصاد و بازار همچنان در انحصار حکومت باقی می‌ماند تا مردم هزینه‌ بازار آزاد را بپردازند، اما در قفس اقتصاد دولتی زندگی کنند.

نکته‌ جالب اینجاست که تمام سیاست‌های انقباضی، از گرانی‌ها و افزایش مالیات‌های متنوع گرفته تا قطع یارانه‌ها، دارای تقویم و شیب دقیق، اعداد مشخص و برنامه‌ اجرای فوری هستند. اما در کفه‌ مقابل، سیاست‌های حمایتی و وعده‌های جبرانی، همواره در هاله‌ای از ابهام، موقتی، بدون عدد و رقم دقیق و در حد وعده‌های نسیه، موکول به آینده‌ای نامعلوم یا شرایط اضطراری می‌شوند. این عدم تقارن در برنامه‌ریزی، تصادفی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد دولت دقیقاً می‌داند چه می‌کند: نقد کردن هزینه‌ها از جیب مردم و نسیه کردن خدمات به آن‌ها.

اعتراضات مردمی در روزهای اخیر، اگرچه سرعت پیشروی این پروژه را کند کرد، اما ماهیت ماجرا را تغییر نداد. تغییرات جزئی و پارامتری دولت در بودجه جدید، پیامی روشن دارد: حکومت در اجرای این بازتعریف اقتصادی مصمم است و صرفاً به دنبال کشف شیب مجاز می‌گردد؛ نقطه‌ای تعادلی بین نارضایتی عمومی و اولویت‌های حکومت. موفقیت در این پروژه، تعبیر رویای کهنه‌ حکومت خودکفای مقاومتی برای جمهوری اسلامی است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد ایران با منطق تحریم هم‌ساز می‌شود و منابع طبیعی در فرآیندی رسمی اما غیرشفاف، در انحصار مطلق اولویت‌های بقای حکومت قرار می‌گیرد. با این حال، معماران این طرح یک واقعیت مهم را نادیده گرفته‌اند: جامعه‌ ایران دیگر آن فنر فشرده‌ سابق نیست که بتوان فشار بر آن را مهندسی کرد. دولت پزشکیان با این آزمون و خطا برای پیدا کردن نقطه تعادل، در حال قدم زدن روی میدان مینی است که فاصله ضامن تا انفجارش، نه به سال، که به روز رسیده است.

بحران زمستانی ایران؛ هدررفت گاز، نه کمبود منابع

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
روزبه اسکندری

هر زمستان، مصرف گاز طبیعی در ایران به رکوردهایی بی‌سابقه می‌رسد؛ به‌طوری‌که در روزهای سرد، مصرف روزانه گاز از ۷۵۰ میلیون مترمکعب فراتر می‌رود.

این رقم نه‌تنها ایران را به یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان گاز خانگی جهان تبدیل کرده، بلکه نشانه‌ای آشکار از یک واقعیت تلخ است: بخش بزرگی از گاز مصرفی در ایران عملاً هدر می‌رود و به گرمای مفید تبدیل نمی‌شود.

گاز فراوان، هدررفت گسترده
ایران با در اختیار داشتن دومین ذخایر گاز طبیعی جهان، روزانه بیش از ۸۵۰ میلیون مترمکعب گاز تولید می‌کند. با این حال، بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد گاز تحویلی به شبکه در بخش خانگی و تجاری مصرف می‌شود؛ سهمی کم‌نظیر در مقیاس جهانی.

برای نمونه، در آلمان با جمعیتی نزدیک به ایران و اقلیمی سردتر، سهم بخش خانگی از مصرف گاز کمتر از ۳۰ درصد است. در کانادا نیز با وجود زمستان‌های طولانی و روزهای زیاد با دمای زیر صفر، مصرف سرانه گاز خانگی به‌واسطه بهره‌وری بالا، کمتر از نصف ایران برآورد می‌شود.

مساله ایران، «مصرف برای گرمایش» نیست بلکه «مصرف برای جبران هدررفت» است.

ساختمان‌ها؛ منبع اصلی هدررفت انرژی
برآوردهای رسمی نشان می‌دهد که ۴۰ تا ۵۵ درصد انرژی در ساختمان‌های ایران به‌ شکل اتلاف حرارتی از دست می‌رود. دیوارهای بدون عایق، پنجره‌های تک‌جداره، سقف‌های فاقد طراحی حرارتی و سیستم‌های گرمایشی کم‌بازده، سبب می‌شوند بخش بزرگی از گاز مصرفی، پیش از آنکه فضای درونی را گرم کند، به هوای بیرون منتقل شود.

در حالی‌که استانداردهای ساختمانی در کشورهای عضو OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی)، طی چهار دهه گذشته به‌طور مستمر سخت‌گیرانه‌تر شده است، بخش عمده‌ای از ساختمان‌های ایران پیش از دهه ۱۳۹۰ و بدون الزامات واقعی بهره‌وری انرژی ساخته شده‌اند. حتی امروز نیز اجرای مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، در عمل نه فراگیر است و نه الزام‌آور.

نتیجه آن است که برای فراهم آوردن میزانی از آسایش حرارتی مشابه کشورهای توسعه‌یافته، ایران تا سه برابر گاز بیشتری مصرف می‌کند.

100%

شدت مصرف انرژی؛ ایران در صدر جدول هدررفت
شاخص «شدت مصرف انرژی» نشان می‌دهد ایران به‌ازای تولید هر واحد GDP، بیش از دو برابر میانگین جهانی انرژی مصرف می‌کند. در بخش گاز طبیعی، این شکاف حتی عمیق‌تر است.

مصرف سالیانه گاز خانگی در ایران به بیش از ۱۶۰ میلیارد مترمکعب می‌رسد؛ رقمی بالاتر از مصرف کل گاز برخی کشورهای صنعتی با اقتصادهای بسیار بزرگ‌تر. این در حالی است که بهره‌وری گرمایی ساختمان‌ها در ایران، به‌طور متوسط ۴۰ درصد کمتر از استانداردهای اروپایی است.

یارانه پنهان؛ موتور مشوق اتلاف
قیمت گاز خانگی در ایران به‌طور متوسط چندین برابر پایین‌تر از قیمت تمام‌شده و قیمت‌های منطقه‌ای است. برآوردها نشان می‌دهد یارانه پنهان انرژی سالانه به ده‌ها میلیارد دلار می‌رسد که سهم قابل‌توجهی از آن، گاز طبیعی است

این ساختار قیمتی، نه‌تنها انگیزه‌ای برای کاهش مصرف ایجاد نمی‌کند، بلکه سرمایه‌گذاری در عایق‌کاری، پنجره‌های کارآمد و تجهیزات پربازده را از نظر اقتصادی توجیه‌ناپذیر می‌کند. در عمل، پرمصرف‌ترین دهک‌ها، بیشترین سهم از این یارانه را می‌برند و هزینه واقعی اتلاف انرژی، به شکل آلودگی هوا و بحران سلامت عمومی، به جامعه تحمیل می‌شود.

از هدررفت گاز تا مازوت‌سوزی
در اوج مصرف زمستانی، شبکه گاز ایران با ناترازی روزانه تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب مواجه می‌شود. نتیجه مستقیم این وضعیت، قطع یا محدودسازی گاز برای صنایع و جایگزینی آن با مازوت و گازوئیل در نیروگاه‌ها است.

هر مترمکعب گاز که به دلیل اتلاف حرارتی هدر می‌رود، زنجیره‌ای از پیامدها را فعال می‌کند:

اتلاف در ساختمان، کمبود گاز در شبکه، سوخت مایع در نیروگاه، افزایش ذرات معلق و در نتیجه: تشدید آلودگی هوا و مرگ‌ومیرهای فراگیر.

بحران آلودگی هوا در زمستان، از دل الگوی پرمصرف و هدررفت گاز بیرون می‌آید.

چرا افزایش تولید راه‌حل نیست؟
ایران سالانه بیش از ۲۴۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی تولید می‌کند؛ رقمی که آن را در میان سه تولیدکننده بزرگ گاز جهان قرار می‌دهد. با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که افزایش ظرفیت تولید، به‌تنهایی نه‌تنها ناترازی گاز را کاهش نداده، بلکه در عمل به تثبیت الگوی پر از اتلافِ مصرف انجامیده است. در غیاب اصلاح ساختاری در سمت تقاضا—از بهره‌وری ساختمان‌ها و تجهیزات گرمایشی گرفته تا قیمت‌گذاری و استانداردهای مصرف—هر واحد گاز جدید، پیش از آنکه به امنیت انرژی یا تاب‌آوری شبکه بینجامد، در چرخه اتلاف حرارتی جذب می‌شود.

برآوردها نشان می‌دهد که در فصل سرد، حتی با تولید روزانه بیش از ۸۵۰ میلیون مترمکعب، شبکه گاز در ایران با ناترازی روزانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب مواجه است؛ شکافی که نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به‌واسطه مصرف ناکارآمد ایجاد می‌شود. این وضعیت مصداق روشن الگویی است که پیش‌تر در بخش آب و برق نیز آزموده شده و نتیجه‌ای جز افزایش هزینه سرمایه‌گذاری، تشدید فشار بر زیرساخت‌ها و تداوم بحران نداشته است. در چنین شرایطی، توسعه میادین جدید یا افزایش برداشت از مخازن مشترک، عملاً به معنای تزریق منابع بیشتر به سامانه‌ای ناکارآمد است که توان تبدیل انرژی به خدمات مفید را ندارد.

بحران گاز، بحران حکمرانی انرژی
آنچه ایران را هر زمستان به لبه بحران می‌برد، کمبود گاز طبیعی نیست؛ بلکه اتلاف سیستماتیک و نهادینه‌شده آن در زنجیره مصرف است. تا زمانی که بهره‌وری حرارتی ساختمان‌ها—به‌عنوان بزرگ‌ترین کانون هدررفت انرژی—به‌طور واقعی ارتقا پیدا نکند، قیمت‌گذاری گاز از منطق یارانه پنهان و تشویق به پرمصرفی فاصله نگیرد و سیاست انرژی از تمرکز یک‌جانبه بر «تأمین بیشتر» به سمت «مدیریت تقاضا و مصرف هوشمندانه» تغییر مسیر ندهد، هر افزایش تولید، بحران را حل نمی‌کند و تنها آن را به تعویق می‌اندازد.

در چنین چارچوبی، زمستان‌های ایران همچنان با همان سه‌گانه آشنا و پرهزینه تکرار خواهند شد:

مصرف افسارگسیخته گاز در بخش خانگی، ناترازی شبکه و مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها، و در نهایت آلودگی مرگبار هوا که هزینه واقعی آن را شهروندان با سلامت و جان خود می‌پردازند. این چرخه معیوب، بلکه پیامد مستقیم شکست در حکمرانی مصرف انرژی است که بدون اصلاحات ساختاری، هر سال عمیق‌تر و پرهزینه‌تر خواهد شد.

کارشناس اسرائیلی: حکومت جمهوری اسلامی در موضعی تدافعی و بی‌سابقه قرار گرفته است

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۵:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک کارشناس مسائل ایران در اسرائیل می‌گوید موج تازه اعتراضات، جمهوری اسلامی را در موقعیتی تدافعی قرار داده که در چهار دهه گذشته سابقه نداشته و نشانه‌های آشکاری از هراس ساختاری حکومت در برابر جامعه دیده می‌شود.

تامار ایلام–گیندین، زبان‌شناس و پژوهشگر ایران باستان و ایران معاصر در یک مرکز مطالعاتی وابسته به دانشگاه حیفا در ارزیابی تازه‌ای که سایت اسرائیل‌نشنال‌نیوز منتشر کرد، تاکید کرده است که حکومت ایران در واکنش به گسترش اعتراضات در سراسر کشور، وارد وضعیتی «کاملاً دفاعی» شده که پیش‌تر تجربه نکرده بود.

او با اشاره به شکاف میان تصویر ارائه‌شده در شبکه‌های اجتماعی و واقعیت میدانی می‌گوید برداشت‌ها از افکار عمومی در فضای مجازی گمراه‌کننده است. به گفته این پژوهشگر، «اگر به شبکه‌های اجتماعی نگاه کنیم، به نظر می‌رسد جامعه دوپاره و فضا ۵۰-۵۰ است، اما شواهد میدانی، ویدیوها و روایت‌های عینی چنین چیزی را تایید نمی‌کنند.» به گفته او، بسیاری از مخالفان حکومت به خیابان نمی‌آیند اما در فضای مجازی فعال‌اند و همین امر باعث می‌شود وزن واقعی نارضایتی در خیابان‌ها کمتر از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به نظر برسد، هرچند جهت‌گیری کلی جامعه تغییر نکرده است.

تامار ایلام–گیندین، زبان‌شناس و پژوهشگر ایران باستان و ایران معاصر
100%
تامار ایلام–گیندین، زبان‌شناس و پژوهشگر ایران باستان و ایران معاصر

ایلام-گیندین تاکید می‌کند شبکه اجتماعی ایکس دیگر بازتاب‌دهنده حال‌وهوای واقعی جامعه ایران نیست و بیشتر آن چیزی را بازنمایی می‌کند که حکومت می‌خواهد مردم تصور کنند اکثریت جامعه به آن باور دارند. او می‌گوید هرچند محتوای حامی جمهوری اسلامی و ضد اعتراضات در این فضا پررنگ است، اما «مشاهده ویدیوهای میدانی نشان می‌دهد که گرایش عمومی جامعه به‌طور قاطع علیه حکومت است.»

به گفته این کارشناس، ترس حکومت از جامعه اکنون بیش از هر زمان دیگری است. او با اشاره به مواضع تند مقام‌های خارجی علیه جمهوری اسلامی می‌گوید: «به خاطر ندارم زمانی را که رییس‌جمهوری قدرتمندترین کشور جهان چنین صریح حکومت ایران را تهدید کرده باشد.» به باور او، از زمان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» و به‌ویژه پس از جنگ ۱۲روزه، حکومت وارد «حالت بقا» شده؛ وضعیتی که پیش از این در جمهوری اسلامی مشاهده نشده بود و ریشه در هراس از بازگشت گسترده مردم به خیابان‌ها دارد.

این پژوهشگر معتقد است حکومت برای کنترل فضا تلاش کرده خود را متمایل به مصالحه با معترضانی نشان دهد که نظم را برهم نمی‌زنند. از جمله این تلاش‌ها، طرح بحث حذف نظام دو‌نرخی ارز بوده است؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند اندکی فشار اقتصادی را کاهش دهد، اما هم‌زمان با مقاومت بخش‌هایی از بدنه درونی حکومت روبه‌رو خواهد شد.

با این حال، ایلام-گیندین می‌گوید تهدیدها باعث توقف اعتراضات نشده است. به گفته او، معترضان از آمادگی برای پرداخت هزینه‌های سنگین سخن می‌گویند و «از جنگیدن، جان دادن و بازپس‌گرفتن ایران برای خودشان صحبت می‌کنند.» او تاکید می‌کند که در شرایط کنونی، بسیاری از معترضان احساس می‌کنند چیز زیادی برای از دست دادن ندارند.

  • ترامپ بار دیگر به جمهوری اسلامی در مورد سرکوب اعتراضات هشدار داد

    ترامپ بار دیگر به جمهوری اسلامی در مورد سرکوب اعتراضات هشدار داد

در ارزیابی سناریوهای پیش‌رو، این کارشناس احتمال بازسازی اقتصادی ایران با تکیه بر همکاری با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه را «بعید» توصیف می‌کند، هرچند می‌افزاید که «اتفاقات بعید هم گاهی رخ می‌دهند.» به گفته او، این تصور قدیمی که تا وقتی حداقل معیشت تأمین شود، نوع حکومت اهمیت کمتری دارد، دیگر لزوماً در جامعه ایران صادق نیست.

او در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره سرانجام اعتراضات کنونی، می‌گوید حکومت به نقطه‌ای نزدیک می‌شود که حاضر است همه‌چیز را به خطر بیندازد. به تعبیر او، پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی در نهایت «خود را نابود می‌کند یا راه گریز را در پیش می‌گیرد.»

ایلام-گیندین همچنین می‌افزاید که جامعه ایران در عین تمایل به نقش‌آفرینی خارجی، نسبت به آن محتاط است. به گفته او، تجربه‌های گذشته نشان داده مداخله مستقیم خارجی می‌تواند پیامدهای منفی داشته باشد و تغییر پایدار در ایران «باید از درون جامعه شکل بگیرد»، هرچند اقدام‌های خارجی در چارچوب منافع خود می‌تواند مسیر تحولات داخلی را هموارتر کند.

تیره‌روزی در معاش، دلیل خشم ایرانیان

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو

اقتصاد بحران‌زده ایران بیش از پیش در حال شکل دادن به مباحث مربوط به آینده کشور است و ممکن است ـ فارغ از این که چالش‌های سیاسی کنونی چگونه پیش برود ـ نقش تعیین‌کننده‌ای در تعیین سرنوشت ایرانیان ایفا کند.

ناخرسندی عمومی از افزایش هزینه‌های زندگی، بار دیگر به اعتراض‌ها در نقاط مختلف ایران انجامیده و نگاه‌ها را به نحوه تخصیص و مدیریت منابع عمومی دوخته است.

هم‌زمان با ادامه اعتراضات، شاخص‌های اقتصادی به معیاری مرکزی برای سنجش توان حاکمیت و میزان اعتماد عمومی تبدیل شده‌اند.

این تنش به‌روشنی در لایحه بودجه سال آینده قابل مشاهده است. سندی که تصویری از اولویت‌ها در دوره‌ای با نشانه‌های تقابل نظامی، تنش دیپلماتیک و فشار اقتصادی گسترده ارائه می‌کند.

  • پزشکیان: پول افزایش حقوق را از کجا بیاورم؟

    پزشکیان: پول افزایش حقوق را از کجا بیاورم؟

بودجه‌ای شکل‌گرفته تحت نگرانی‌های امنیتی

بر اساس لایحه بودجه، دولت برای خود تنها ۱٬۸۵۰ هزار میلیارد ریال درآمد نفتی در نظر گرفته است. رقمی که بر اساس نرخ رسمی ارز، حدود دو میلیارد دلار محاسبه می‌شود.

در مقابل، تخصیص‌هایی که به نهادهای نظامی و امنیتی مرتبط‌ هستند، دست‌کم ۱۶ درصد کل منابع بودجه را تشکیل می‌دهند؛ در حالی که سهم درآمدهای نفتی مرتبط با سپاه پاسداران چندین برابر سهم دولت غیرنظامی برآورد می‌شود.

بودجه نهادهای مذهبی نیز تقریبا معادل نیمی از درآمد نفتی دولت تعیین شده است.

در همین حال، درآمدهای مالیاتی پیش‌بینی‌شده ۶۳ درصد افزایش یافته است که این امر نشان‌دهنده فشار مضاعف بر خانوارها و کسب‌وکارها در شرایط تورم بالا و قدرت خرید پایین است.

مجموع این ارقام پرسش‌هایی جدی را درباره این که آیا درآمدهای دولت به‌طور موثر به ثبات اقتصادی یا بهبود معیشت تبدیل می‌شود یا نه، ایجاد کرده است.

این ارقام همچنین این تصور را پیچیده‌تر می‌کند که «گشایش خارجی» صرف ـ مانند کاهش تحریم‌ها ـ به‌تنهایی برای معکوس کردن روند افول اقتصادی کافی خواهد بود.

  • سخنگوی دولت: قیمت کالاهای اساسی تا ۳۰ درصد گران‌تر می‌شود

    سخنگوی دولت: قیمت کالاهای اساسی تا ۳۰ درصد گران‌تر می‌شود

اقتصادی با ظرفیت‌های استفاده نشده

آمارهای رسمی، مقیاس منابع درگیر را برجسته می‌کنند. حتی در شرایط تحریم گسترده، درآمدهای صادرات نفت خام ایران در پنج سال گذشته حدود ۱۹۳٬۵ میلیارد دلار بوده است. رقمی که حدود ۲۵ درصد بیشتر از مجموع درآمدهای نفتی دو دهه پیش از انقلاب ۱۳۵۷ است.

اگر درآمد حاصل از صادرات فرآورده‌های نفت و گاز هم لحاظ شود، درآمد نفتی دولت جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۲ تاکنون، از کل درآمد نفتی ثبت‌شده کشور در تمام قرن گذشته بیشتر است.

با این حال، تقریبا در همین بازه زمانی، تولید ناخالص داخلی ایران به شدت کاهش یافته و از حدود ۶۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ به چیزی در حدود ۳۵۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است.

این فاصله معنادار میان درآمدهای صادرات و خروجی واقعی اقتصاد، به پرسشی مرکزی برای تحلیلگران تبدیل شده است.

بر اساس داده‌های بانک مرکزی ایران، کشور در سال مالی گذشته ۶۵٬۸ میلیارد دلار از محل صادرات نفت، فرآورده‌های نفتی و گاز درآمد کسب کرده است، در حالی که کل درآمد عمومی دولت در بودجه جدید حدود ۴۵ میلیارد دلار پیش‌بینی شده است.

  • اعتراضاتی فراتر از بحران اقتصادی؛ معترضان مشروعیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفته‌اند

    اعتراضاتی فراتر از بحران اقتصادی؛ معترضان مشروعیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفته‌اند

رشد، تخصیص و حلقه مفقوده

با محاسبه صرف اعداد، همین صادرات انرژی فعلی به تنهایی از کل درآمد پیش‌بینی‌شده دولت بیشتر است؛ پیش از آن که مالیات، فروش سوخت داخلی یا دیگر منابع در نظر گرفته شود.

ساختار اقتصاد ایران نیز مقایسه با کشورهایی را که تحت تحریم شدید یا درگیر منازعه هستند، پیچیده می‌کند. بخش خدمات بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد و صادرات غیرنفتی همچنان قابل توجه است. تصویری کاملا متفاوت از کشوری مانند عراق که صادرات غیرنفتی در آن کمتر از ۱۰ درصد است.

این داده‌ها نشان می‌دهد ظرفیت اقتصادی ایران، امکان تنوع‌بخشی و پایه درآمدی آن، همچنان قابل توجه است؛ حتی زیر فشار. مساله حل‌نشده اما فقط منابع نیست، بلکه چگونگی جذب، تخصیص و تبدیل این منابع به رشد پایدار است.

در حالی که اعتراض‌ها ادامه دارد و سرنوشت سیاسی جمهوری اسلامی نامطمئن‌تر از گذشته است، وضعیت اقتصاد ـ بیش از هر تحول دیپلماتیک یا امنیتی منفرد ـ به احتمال زیاد مسیر پیش روی ایران در سال‌های آینده را تعیین خواهد کرد.

  • شاهزاده رضا پهلوی: نیازی به مداخله نظامی نیست، تغییر در ایران به‌دست خود مردم رقم می‌خورد

    شاهزاده رضا پهلوی: نیازی به مداخله نظامی نیست، تغییر در ایران به‌دست خود مردم رقم می‌خورد

فارن پالیسی: مرکز ثقل اعتراضات ایران از اصلاحات اجتماعی به سمت تغییر نظام رفته است

۱۵ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

فارن پالیسی در مطلبی تحلیلی به بررسی تفاوت‌ها و شباهت‌های جنبش «زن، زندگی، آزادی» با اعتراضات کنونی پرداخت و سردادن شعارهای حمایت از شاهزاده رضا پهلوی را نشانه‌ای از جابه‌جایی مرکز ثقل اعتراضات از اصلاحات اجتماعی به سمت تغییر کلی نظام خواند.

جیسون برادسکی، مدیر سیاست‌گذاری «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» و سعید گلکار، مشاور ارشد این سازمان، در مطلب تحلیلی مشترکی به تحلیل گسترده‌ترین موج اعتراضات در ایران از زمان خیزش سراسری سال ۱۴۰۱ پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی پرداختند.

آن‌ها این پرسش اصلی را مطرح کردند که آیا اعتراضات اخیر می‌تواند مانند خیزش ۱۴۰۱، به چالشی پایدار و سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود یا نه.

به باور نویسندگان، مقایسه این دو دوره نشان می‌دهد پویایی اعتراضات در ایران هم‌زمان واجد تداوم و دگرگونی است.

هرچند خاستگاه‌های این دو خیزش متفاوت است، اما هر دو بازتاب نارضایتی‌های عمیق ساختاری و شکافی ترمیم‌ناپذیر میان حکومت و جامعه‌ هستند.

اعتراضات سال ۱۴۰۱ از دل یک بحران اجتماعی و اخلاقی زاده شد. مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، به نمادی از سرکوب سیستماتیک، به‌ویژه علیه زنان، بدل شد و جنبشی را شکل داد که محور آن کرامت انسانی، اختیار بر بدن و آزادی‌های فردی بود.

شعار «زن، زندگی، آزادی» بیانگر شورشی نسلی علیه حجاب اجباری و کنترل اقتدارگرایانه بود. زنان و جوانان در صف مقدم قرار داشتند و کنش‌های روزمره مقاومت، به چالشی سراسری علیه مشروعیت نظام تبدیل شد.

اعتراضات کنونی هفتم دی با یک شوک اقتصادی آغاز شد. سقوط ارزش پول ملی، شتاب گرفتن تورم و بیکاری گسترده در نهایت خشم کاسبان، بازاریان، طبقه متوسط شهری و دانشجویان را برانگیخت.

در بازار بزرگ تهران و بازارهای لاله‌زار و علاءالدین، کسبه مغازه‌ها را بستند و به خیابان‌ها آمدند.

پیام این اعتراضات روشن بود: «فروپاشی اقتصادی و سوءحکمرانی سیاسی از یکدیگر جدا نیستند.»

با وجود تفاوت در محرک‌ها، اعتراضات ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ شباهت‌های مهمی دارند.

شباهت‌ها

در هر دو مقطع، شبکه‌های اجتماعی مانند ایکس و اینستاگرام نقشی کلیدی در گسترش اعتراضات داشته‌اند و تصاویر نافرمانی به‌سرعت در داخل و خارج از ایران منتشر شده‌اند.

در سال ۱۴۰۱، هشتگ مهسا امینی به‌طور جهانی فراگیر شد و در مقطع کنونی نیز ویدیوهای اعتصاب بازار و تجمع‌های دانشجویی توجه بین‌المللی را جلب کرده است.

واکنش حکومت در هر دو دوره، توسل به سرکوب بوده است. در سال ۱۴۰۱ بیش از ۵۰۰ نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند و در ۱۴۰۴ نیز گزارش‌هایی از کشتار حکومتی، بازداشت‌های گسترده و سرکوب و ارعاب منتشر شده‌اند.

با این حال، به گفته نویسندگان این مطلب، تفاوت‌ها برجسته‌تر شده‌اند.

  • اعتراضات سراسری در ایران؛ ایران‌اینترنشنال هویت ۱۶ جان‌باخته را شناسایی کرده است

    اعتراضات سراسری در ایران؛ ایران‌اینترنشنال هویت ۱۶ جان‌باخته را شناسایی کرده است

تفاوت‌ها

خیزش کنونی در مراحل اولیه، گسترده‌تر و عمیق‌تر از سال ۱۴۰۱ است.

دامنه جغرافیایی اعتراضات فراتر رفته و علاوه بر شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان، مشهد و همدان، شهرهای کوچک‌تر و مناطق محروم اقتصادی را نیز دربر گرفته است.

به گفته برادسکی و گلکار، در سال ۱۴۰۱، به‌ویژه در آغاز، اعتراضات عمدتا به مراکز شهری بزرگ محدود بود. اعتراضات کنونی از همان ابتدا طیف متنوع‌تری از دانشجویان، کارگران، زنان و اقلیت‌های قومی را دربر گرفته است.

زمینه بین‌المللی نیز تفاوت اساسی دارد. در سال ۱۴۰۱ تمرکز جهانی بر نقض حقوق بشر بود و دولت‌های غربی عمدتا به حمایت لفظی و تحریم‌های محدود بسنده کردند. دولت جو بایدن هم از اعمال فشار اقتصادی تمام‌عیار پرهیز داشت.

اما اعتراضات کنونی در پی بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و احیای سیاست «فشار حداکثری» رخ می‌دهد؛ سیاستی که انزوای اقتصادی ایران را تشدید کرده است.

تهدیدهای نظامی و سخنان ترامپ درباره حمایت از معترضان، نگرانی‌های حاکمیت را افزایش داده و جمهوری اسلامی را به طرح روایت «جنگ روانی خارجی» سوق داده است.

از سوی دیگر، جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی تضعیف شده است.

در سال ۱۴۰۱، حکومت همچنان به شبکه نیروهای نیابتی و برنامه هسته‌ای به‌عنوان سپر بازدارنده تکیه داشت.

اما اکنون توان متحدان منطقه‌ای فرسوده شده و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی در پی حملات نظامی اسرائیل و آمریکا آسیب جدی دیده است.

در عرصه داخلی، علی خامنه‌ای بار دیگر به الگوی آشنای خود متوسل شده است: اذعان محدود به نارضایتی‌ها همراه با نسبت دادن اعتراضات به توطئه خارجی.

او همان‌گونه که در سال ۱۴۰۱ از مرگ مهسا امینی ابراز تاثر کرد، این‌ بار نیز نارضایتی اقتصادی بازاریان را پذیرفت، اما بلافاصله اعتراضات را بخشی از «جنگ نرم» غرب دانست.

با این حال، همانند گذشته، این مواضع مانع ادامه حضور معترضان در خیابان‌ها نشد.

تحول قابل توجه دیگر، تغییر در شعارهای اعتراضی است.

در کنار تداوم نمادین «زن، زندگی، آزادی»، شعارهای پادشاهی‌خواهان مانند «جاوید شاه» و «پهلوی برمی‌گرده» در شمار زیادی از شهرها شنیده می‌شوند.

  • ۱۰ ویژگی که اعتراض‌های ایران را قوی‌تر می‌کند

    ۱۰ ویژگی که اعتراض‌های ایران را قوی‌تر می‌کند

فارن پالیسی این شعارها را نشانه‌ای از جابه‌جایی مرکز ثقل اعتراضات از اصلاحات اجتماعی به سمت تغییر کلی نظام خواند و در عین‌ حال خاطرنشان کرد یادبودها و مقاومت مدنی زنان نشان می‌دهد ارزش‌های جنبش ۱۴۰۱ همچنان زنده است.

در نهایت، هر دو جنبش از شکافی عمیق و حل‌نشده میان حکومت و جامعه حکایت دارند.

خیزش ۱۴۰۱ اقتدار اخلاقی حکومت را تضعیف کرد و اعتراضات کنونی بنیان‌های اقتصادی آن را نشانه گرفته است.

آینده این اعتراضات به میزان همبستگی اجتماعی، توان تبدیل رنج اقتصادی به مطالبات سیاسی منسجم و امکان ایجاد شکاف در نیروهای امنیتی و نخبگان سیاسی بستگی دارد.

فارن پالیسی تاکید کرد روشن است نیروهای محرکه نارضایتی نه تنها از میان نرفته‌اند، بلکه قدرتمندتر هم شده‌اند و خشم انباشته، ناامیدی اقتصادی و میل پایدار به کرامت انسانی همچنان در حال شکل دادن به چشم‌انداز سیاسی ایران‌ هستند.

این مطلب در پایان افزود: «پرسش دیگر این نیست که آیا تغییر ممکن است یا نه، بلکه این است که آیا شرایط سرانجام به‌گونه‌ای رقم خواهد خورد که این تغییر دوام بیاورد؟»