اورشلیمپست: تهران برای فشار بر اقتصاد اسرائیل میخواست میانجی آزادی گروگانهای تایلند شود
اورشلیمپست به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی پس از ربوده شدن ۳۱شهروند تایلندی در هفتم اکتبر، با هدف فشار بر بخش اقتصادی و کشاورزی اسرائیل، به دنبال میانجیگری برای آزادی گروگانهای تایلند بود اما برای انجام چنین کاری برای بانکوک شروطی گذاشته بود.
این منابع آگاه گفتند تهران به بانکوک پیشنهاد داده بود برای تامین آزادی گروگانهای تایلندی از اسارت حماس کمک کند، به شرطی که تایلند اسرائیل را «کشور ناامن» معرفی کند و از دهها هزار کارگر کشاورزی تایلندی بخواهد فورا این کشور را ترک کنند.
طبق این گزارش، پس از حملات ۷ اکتبر، هیاتی از تایلند برای گفتوگو به تهران سفر کرد و ۲۳ گروگان در نخستین آتشبس آزاد شدند و هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند، اما تلاش جمهوری اسلامی برای ترغیب خروج گسترده کارگران تایلندی در نهایت ناکام ماند، زیرا بیشتر کارگران تایلندی در اسرائیل ماندند.
بهنوشته اورشلیمپست، پیام جمهوری اسلامی روشن بود: «به ما کمک کنید تا فشار اقتصادی بر اسرائیل وارد کنیم، و ما هم به شما کمک میکنیم شهروندانتان را به خانه بازگردانید.»
براساس این گزارش، در هفتههای پرتلاطم و آشفته پس از حمله ۷ اکتبر، در حالی که اسرائیل هنوز در حال شمارش کشتهها و جستوجوی مفقودان بود، هزاران کیلومتر آنسوتر در بانکوک، اتفاقی دیگر در جریان بود.
دولت تایلند، که از مقیاس این کشتار ـ که در آن ۳۹ شهروند تایلندی کشته شدند ـ شوکه شده بود و در تلاش برای حفظ جان شهروندانش بود، تلاشهای دیپلماتیک فوری برای آزادی ۳۱ کارگر تایلندی ربودهشده از سوی حماس و دیگر گروهها را آغاز کرد.
بهنوشته اورشلیمپست این یک بحران انسانی بود، نه سیاسی زیرا تایلند هیچ مناقشهای با حماس نداشت. اما همانطور که در خاورمیانه معمول است، حتی بحرانهای انسانی نیز میتوانند به ابزار معامله تبدیل شوند.
تهران، که بر حماس نفوذ دارد، اعلام کرد ممکن است بتواند در آزادی گروگانهای تایلندی نقش داشته باشد؛ اما این پیشنهاد بدون شرط نبود.
احتمال آسیب شدید به بخش کشاورزی اسرائیل
اگر تایلند با خواسته جمهوری اسلامی برای ناامن اعلام کردن اسرائیل و خارج کردن شهروندانش موافقت میکرد، ضربهای سنگین به بخش کشاورزی اسرائیل در لحظهای حساس وارد میشد؛ درست زمانی که این بخش تلاش میکرد از شوک حمله بیرون بیاید.
بهنوشته اورشلیمپست، بین ۳۰ تا ۴۰ هزار کارگر تایلندی در مزارع و گلخانههای اسرائیل کار میکنند؛ شماری از آنان در زمان حمله در نزدیکی مرز غزه مشغول به کار بودند که بیشترین آسیب را در حمله هفتم اکتبر دیدند.
خروج ناگهانی کارگران تایلندی میتوانست تولید مواد غذایی اسرائیل را فلج کرده و خسارتی اقتصادی و بلندمدت به بار آورد.
ایتان بنالیاهو، فرمانده پیشین نیروی هوایی اسرائیل، هشدار داده که رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که تنها دو مسیر پیش رو مانده: گفتوگو یا جنگ گسترده همراه با حمله زمینی. او در گفتوگویی تازه، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و نقش آمریکا در این بحران را تشریح کرده است.
رییس پیشین نیروی هوایی اسرائیل، پنجشنبه ۱۳ آذر در مصاحبهای با رادیو «۱۰۳افام» با اشاره به کارزار ۱۲ روزه نظامی اسرائیل در ماه ژوئن — که با حملات آمریکا به سه سایت هستهای ایران خاتمه یافت — افزود این عملیات هرچند به توان هستهای حکومت ایران آسیب جدی زد، اما نتوانست آن را بهطور کامل از میان ببرد.
«برنامه هستهای نابود نشد، اما سالها عقب افتاد» بنالیاهو گفت: «نقطه ضعف حمله ما این بود که برنامه هستهای ایران را نابود نکردیم، اما آن را برای سالهای طولانی عقب انداختیم.»
او افزود: «اکنون یا باید تصمیم به جنگی تمامعیار با حمله زمینی بگیرید یا فشار اقتصادی را در کنار تلاش برای بازگشت به مذاکرات پیش ببرید.»
بنالیاهو توضیح نداد که این توصیهها خطاب به اسرائیل است یا ایالات متحده.
مذاکرات ناتمام و آغاز جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا پیش از این در ماههای آوریل و مه پنج دور مذاکرات غیرمستقیم برگزار کرده بودند. قرار بود دور ششم مذاکره اوایل ژوئن انجام شود، اما با آغاز حمله غافلگیرانه اسرائیل در ۱۳ ژوئن، این گفتوگوها متوقف شد.
در این حملات چند دانشمند هستهای و شماری از ارشدترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. در حملات تلافیجویانه حکومت ایران نیز ۳۲ غیرنظامی اسرائیلی و یک سرباز - که خارج از دوره خدمت بود - کشته شدند.
با ورود آمریکا به درگیری، این کشور سه سایت هستهای ایران را هدف قرار داد. حکومت ایران نیز با موشک به یک پایگاه آمریکایی در قطر حمله کرد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا،پس از ۱۲ روز آتشبس را برقرار کرد.
هزینههای مشارکت آمریکا در جنگ به گفته بنالیاهو، حکومت ایران در جریان جنگ از نقاط ضعف دفاعی اسرائیل آگاهی بیشتری پیدا کرده و ممکن است بتواند در دور بعدی جنگ خسارات بیشتری به اسرائیل وارد کند.
او گفت: «ما ناخواسته به ایرانیها یاد دادیم دفعه بعد چه چیزهایی را باید بهبود بخشند: تعداد موشکها، دقت آنها، انتقال سامانهها به شرق و جنوب، غافلگیری و پراکندگی بیشتر.»
به باور او، مشارکت آمریکا هرچند اهداف جنگی اسرائیل را پیش برد، اما اعتبار واشینگتن را بهعنوان میانجی بیطرف برای حل اختلاف از راه دیپلماسی تضعیف کرد.
تماس ترامپ و نتانیاهو در ادامه تنشها، شبکه سیانان گزارش داد که ترامپ و نتانیاهو دوشنبه دهم آذر درباره تحولات منطقه، از جمله ایران، گفتوگو کردند. همزمان مقامهای دفاعی اسرائیل هشدار دادهاند که احتمال آغاز دوباره درگیری وجود دارد.
در همین زمینه در مقالهای که چهارشنبه ۱۲ آذر در نشریه اینسایدر منتشر شد، آمده که تهران پس از جنگ ۱۲ روزه — جنگی که در آن اسرائیل تاسیسات و زیرساختهای نظامی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد — اکنون خود را برای نبردی تازه با هدف بقا آماده میکند.
پیشتر نیز نشنالاینترست گزارش داده بود که جمهوری اسلامی پس از تخریب گسترده سیستمهای دفاعیاش در جنگ ۱۲ روزه، هیاتی نظامی به چین فرستاده تا درباره خرید جنگندههای جی-۱۰ سی و تجهیزات دفاعی مذاکره کند.
خبرگزاری مهر تامین نشدن ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای خرید نهادههای دامی، شیوع تب برفکی، و افزایش نرخ تورم را ناشی از ناتوانی در مدیریت بازار کالاهای اساسی دانست. خبرگزاری ایلنا هم گزارش داد ناکامی وزارت نفت در فروش نفت یکی از عوامل افزایش قیمتهاست.
مهر پنجشنبه ۱۳ آذر از افزایش قیمت محصولات لبنی بهعنوان «لجام گسیختگی» در بازار یاد کرد و افزود که قیمت انواع شیر در هفته گذشته حدود ۱۰ هزار تومان بالا رفته است.
بر اساس این گزارش، فقط محصولات لبنی با افزایش قیمت مواجه نیستند. برای مثال، روغن هم به مجموعه کالاهای در حال رقابت برای افزایش قیمت پیوسته است.
یک بطری روغن مخصوص پختوپز با وزن ۸۱۰ گرم که در سه ماه نخست سال جاری با نرخ ۶۹ هزار تومان توزیع میشد، با بیش از ۱۰۰ درصد، هفته گذشته با نرخ ۱۳۹ هزار تومان به فروش رسیده است.
این خبرگزاری همچنین بهنقل از فروشگاهداران نوشت که عرضه روغن دوباره قطره چکانی شده است و بیشتر از یک کارتن ۱۲ عددی سفارش پذیرفته نمیشود.
قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ نیز به رغم اعلام نرخ مصوب ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان، بین ۱۴۸ هزار تومان تا ۱۵۵ هزار تومان در نوسان است.
پیشتر حبیب اسدالهنژاد، مدیرعامل اتحادیه سراسری مرغداران گوشتی ایران، به «کمبود نهاده دامی» اشاره کرده و گفته بود مرغداریها در تامین نهادههای دامی با دشواری مواجه هستند و سویا دو برابر قیمت مصوب بازارگاه تهیه میشود.
به گزارش ایلنا، در این شرایط، بسیاری از مرغداران دیگر توان نگهداری مرغهای مولد را ندارند و آنها را راهی کشتارگاه کردهاند. جوجهریزی نیز تقریبا متوقف شده است.
میلیونها تن ذرت، کنجاله و سویا در گمرک ماندهاند
تولیدکنندگان گوشت قرمز هم با مشکل مشابهی دستو پنجه نرم میکنند.
احمد مقدسی، رییس انجمن صنفی گاوداران، پنجشنبه به ایلنا گفت: «وعدههایی که در مورد تامین نهادههای دامی گفته بودند، هنوز در حد حرف است و عملیاتی نشده است که بتوانیم جو، ذرت و سویا به اندازه کافی برای دامها تهیه کنیم.»
از طرف دیگر، بهنوشته ایلنا، اکبر فتحی، معاون برنامهریزی و اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، گفت که حجم قابل توجهی نهاده در بنادر شمال و جنوب تخلیه شده، اما بهدلیل نبود ارز این کالاها ماههاست پشت درهای گمرک ماندهاند.
این خبرگزاری نوشت: «میلیونها تن ذرت، کنجاله و سویا ماههاست تخلیه شده اما بهدلیل نبود ارز، از جای خود تکان نمیخورند. کامیونها کمتر تردد میکنند و انبارها لبریز از کالاهایی هستند که قرار بود خوراک دام باشند اما به نشانهای از اختلال ارزی ناشی از ناکامی وزارت نفت بدل شدهاند.»
ایلنا به «کاهش شدید فروش نفت» استناد کرد و افزود: «صادرات واقعی از حدود ۱.۸ میلیون بشکه به حدود ۱.۱ میلیون رسیده و بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت ایران بر روی آب سرگردان است.»
پیش از این، هادی قوامی، نایبرییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی، گفته بود تنها یکسوم درآمد نفتی سال جاری تحقق یافته که به معنای ضرر روزانه بیش از ۲۰ میلیون دلار است.
قاسم مکارم شیرازی، مشاور رستم قاسمی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، به اتهام «ارتشا و پستفروشی» به چهار سال و ۱۱ ماه حبس، انفصال از خدمات دولتی به مدت دو سال و منع از خروج از کشور به مدت دو سال محکوم شد.
خبرگزاری ایسنا پنجشنبه ۱۳ آذر گزارش داد قاسم مکارم، عضو پیشین کمیسیون انتصابات وزارت راه، از طریق رابط خود در وزارتخانه به یکی از مدیران وقت پیشنهاد داده بود در ازای ابقا در سمت خود ۲۵ میلیارد تومان بپردازد.
به گزارش ایسنا، این مدیر با هماهنگی نهادهای اطلاعاتی مبلغ درخواستی را پرداخت کرد و در همان زمان، رضا دریانورد، رابط مکارم در وزارت راه و شهرسازی، بازداشت شد. خود مکارم نیز نیمهشب، هنگام حضور در پارک برای دریافت وجه رشوه، دستگیر شد.
دریانورد نیز به اتهام «مساعدت در دریافت رشوه» به دو سال و ۱۱ ماه حبس تعزیری، پرداخت جزای نقدی، دو سال انفصال از خدمات عمومی و دولتی، و منع از خروج از کشور محکوم شد.
این احکام پس از اعتراض متهمان و ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عینا تایید و قطعی شد.
قاسم مکارم از نزدیکان برادر ناصر مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعه حامی حکومت، است.
خبر بازداشت قاسم مکارم به دست ماموران وزارت اطلاعات به اتهام «دریافت رشوه» شهریور ۱۴۰۱ منتشر شد.
اردشیر مطهری، نماینده دوره یازدهم مجلس، پیشتر گفته بود ماموران وزارت اطلاعات او را درست در محل قراری که برای دریافت رشوه بهصورت یورویی تنظیم کرده بود، دستگیر کردند.
او همچنین پسر رستم قاسمی، وزیر وقت راه، را به همدستی با مکارم متهم کرده بود.
دفتر ناصر مکارم شیرازی همان زمان با اشاره به نسبت فامیلی قاسم مکارم اعلام کرد او از فرزندان یا نوادگان مکارم شیرازی نیست، بلکه «از منسوبین برادر» اوست.
۱۲ مهر ۱۴۰۱، وزیر پیشین راه و شهرسازی از آزادی مکارم خبر داده بود.
ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید پرنفوذ و از چهرههای شاخص حوزه علمیه قم به شمار میرود که طی سالهای اخیر درباره موضوعاتی چون فیلترینگ اینترنت، حقوق زنان، مسائل اقتصادی و سیاست خارجی، اظهارنظرهایی جنجالی و بحثبرانگیز داشته است.
او که به «سلطان شکر» نیز شهرت دارد، به سوءاستفاده مالی از انحصار واردات شکر در ایران متهم شده است.
بر اساس برخی گزارشها، شرکتهای وابسته به اطرافیان او در مقاطعی از واردات شکر، منافع مالی هنگفتی کسب کردهاند.
او خرداد ۱۴۰۳ در پاسخ به یک استفتاء درباره حکم شرعی بازی «همستر» گفت: «با توجه به ابهامات زیادی که این نوع ارزها دارند، از جمله اینکه منشا استخراج آن روشن نیست، معامله، سرمایهگذاری و درآمد حاصل از آنها جایز نیست.»
پس از انتشار این فتوا، شهروندی با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال از مکارم شیرازی حکم کسب درآمد از طریق دزدی، اختلاس، رانتخواری و زمینخواری را پرسید و افزود: «آیا میتوان از طریق موارد ذکرشده کسب درآمد کرد و مشکل شرعی ندارد؟»
همزمان با سفر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، به کهگیلویه و بویراحمد، گروهی از شهروندان مقابل محل برگزاری جلسات او در یاسوج تجمع کردند. آنها با سردادن شعار علیه ساخت سدهای «ماندگان» و «خرسان ۳»، این طرحها را عامل تخریب جنگلهای دنا و نابودی روستاهای منطقه دانستند.
این تجمع پنجشنبه ۱۳ آذر برگزار شد و مخالفان سدسازی شعارهایی از جمله «خرسان، ماندگان، ظلم به آیندگان»، «استاندار بیغیرت، استعفا، استعفا»، «استاندار ما یا جیرهخوار مافیا» و «مسئول بیلیاقت، استعفا، استعفا» سردادند.
معترضان با غیرقانونی خواندن روند این سدسازیها، خواستار پاسخگویی پزشکیان به مطالبات خود شدند و از او خواستند در میان معترضان حاضر شود.
آنها تاکید کردند پزشکیان نباید از بانیان نابودی دنا و ۱۲ هزار هکتار از جنگلهای بلوط منطقه باشد.
معترضان پلاکاردهایی با شعارهایی از جمله «از هیرکانی تا دنا، گرفتار مافیا»، «پیروزی مافیای آب بر قانون اساسی»، «نه به سد خرسان»، «نه به سد ماندگان»، «ماندگان و خرسان یعنی قتلعام رودخانهها و روستاها»، «در برابر نابودی طبیعت سکوت نکنیم» و «دنا گذرگاه تاریخ است و با پول خریدنی نیست»، در دست داشتند.
انتقاد معترضان از پزشکیان
در این تجمع، یک زن با پوشش لُری خطاب به پزشکیان گفت: «چرا در اصفهان با دوچرخهسواری بین مردم حاضر شدی، ولی امروز نمیآیی که مردم کهگیلویه و بویراحمد را ببینی؟ چون مطالبه داریم، از ما میترسید یا خجالت میکشید یا ما ارزش نداریم؟»
او اضافه کرد: «بیا و جواب سوال ما را بده. چرا به ساخت سدهای غیرقانونی خرسان و ماندگان دستور تکمیل سریع دادید؟ در حالی که هیچکدام مجوز محیط زیستی ندارند.»
پزشکیان ۲۰ آبان دستور داده بود روند احداث و تکمیل سدهای کوهرنگ ۳، خرسان ۳ و ماندگان، بهمنظور «تامین پایدار آب و خروج از وضعیت اضطرار آبی» در استانهای اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری، با شتاب بیشتری در دستور کار قرار گیرد.
شهروندان یاسوج ۲۷ آبان سال جاری و ۱۱ آذر ۱۴۰۳ نیز در اعتراض به ساخت سدهای ماندگان و خرسان مقابل استانداری تجمع کرده بودند.
فعالان محیطزیست هشدار دادهاند ساخت این سدها باعث نابودی جنگلهای زاگرس، روستاها، منابع آب و طبیعت دنا و همچنین مهاجرت اجباری کشاورزان میشود.
واکنش پزشکیان به نگرانیها از سدسازی در منطقه
پزشکیان ۱۳ آذر در نشست با فعالان اقتصادی کهگیلویه و بویراحمد، در پاسخ به پرسشی درباره سدسازی در دامنه کوه دنا گفت هیچ سدی «بدون پیوست زیستمحیطی» ساخته نمیشود و «دانشگاهها در حال تکمیل تحقیقات هستند».
او با اشاره به سدهای ماندگان و خرسان ۳ افزود: «این موضوع در حال جریان است و پیگیری میشود.»
پزشکیان همچنین به بحران کمآبی در دیگر مناطق کشور پرداخت و ادامه داد: «زیر پای خود را خالی کردهایم؛ آب رودخانهها را آوردهایم و اکنون تهران، کرج و شهرهای اطراف با معضل آب و مسائل زیستمحیطی روبهرو هستند، زمین فرونشست دارد و آینده خطرناکی در پیش است. هیچ تصمیمی را بدون پشتوانه کارشناسی نخواهیم گرفت.»
در روزهای اخیر، ابعاد تازهای از بحران کمآبی در ایران آشکار شده و این وضعیت زنگ خطر جدی را برای زندگی روزمره مردم و تداوم فعالیت بسیاری از صنایع به صدا درآورده است.
سیاست سدسازی جمهوری اسلامی در دهههای گذشته همواره زیر تیغ انتقاد فعالان محیط زیست بوده است.
سدهای بزرگی که بهویژه در سه دهه اخیر در نقاط مختلف ایران ساخته شدهاند، از نگاه بسیاری از کارشناسان نهتنها کمکی به مدیریت و حفاظت از منابع آب نکردهاند، بلکه به تشدید خشکسالی، افت سطح آبهای زیرزمینی و خالی شدن سفرهها دامن زدهاند.
منتقدان سدسازی هشدار دادهاند پیامدهای مخرب این پروژهها طولانیمدت و در مواردی جبرانناپذیر است؛ بهگونهای که حتی تخریب سدها نیز لزوما به احیای کامل اکوسیستمهای آسیبدیده منجر نخواهد شد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از سختیهایی حکایت دارند که برای صدها هزار ایرانی دارای معلولیت به بخشی ثابت از زندگی روزمره تبدیل شده است؛ چالشهایی که نه نتیجه «تصادف»، که محصول سالها بیتوجهی ساختاری، تبعیض مزمن و فروپاشی کامل نظام حمایت اجتماعی در جمهوری اسلامی است.
به پیشنهاد سازمان ملل متحد، سوم دسامبر هر سال بهعنوان روز جهانی افراد دارای معلولیت تعیین شده است؛ مناسبتی که در سال ۱۹۹۲ با هدف جلب توجه افکار عمومی و دولتها به حقوق و کرامت بیش از یک میلیارد انسان دارای معلولیت در جهان به تصویب رسید.
چنین روزی قرار است یادآور شود که معلولیت صرفا یک مساله فردی یا پزشکی نیست، بلکه موضوعی حقوقمحور و اجتماعی است و دولتها موظف هستند موانع دسترسی، تبعیض ساختاری و نابرابریهای پیشروی این گروه را کاهش دهند.
این در حالی است که به گفته بهروز مروتی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت، بیش از ۹۵ درصد معلولان در ایران زیر خط فقر مطلق هستند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از سختیهای طاقتفرسای زندگی این شهروندان در ایران حکایت دارند.
بسیاری از معلولان در پیامهای خود تاکید کردند مشکلاتشان «نه استثنا»، بلکه واقعیتی فراگیر است؛ از نبود تجهیزات حیاتی و خدمات توانبخشی گرفته تا فقر شدید، انزوا، ناتوانی در تردد، هزینههای سرسامآور درمان و بیپاسخ ماندن نیازهایی که در بسیاری از کشورها بدیهی و اولیه تلقی میشوند.
یکی از مخاطبان که معلولیت شدید دارد، روایت خود را اینگونه آغاز کرد: «۱۳ سال است نتوانستهام یک ویلچر بگیرم. نامهنگاری به استان و تهران و بهزیستی هیچ نتیجهای نداشته. پول پوشک، سوند، دارو و وسایل پزشکی روزبهروز گرانتر میشود. ماندهام چه کنم.»
او افزود شرکت در برنامههای روز جهانی معلولان برای او «چیزی جز حسرت» به همراه ندارد.
در پیام دیگری، یک جانباز جنگ ایران و عراق نوشت: «حتی فرزندانم و همسرم ترکم کردند. حق دارند؛ چه کسی میتواند با کسی که یکسره نفسنفس میزند و سرفه میکند، زندگی کند؟ از این بیمارستان به آن بیمارستان میبرند و خسته شدهاند.»
او تاکید کرد دولت درگیر «فلسطین و کشورهای دیگر» است و زندگی جانبازانی مثل او «دیگر اهمیتی ندارد».
شهروند دیگری که معلولیت جسمی-حرکتی دارد، در پیامی گفت بهجای دریافت حمایت، اکنون «در دادگاه» با سازمان بهزیستی درگیر است: «جرمم افشای املاک سازمانی است که ۱۰ سال است به افراد غیرمعلول با اجاره ماهی ۳۰ هزار تومان دادهاند.»
او ادامه داد: «نهتنها ما را حمایت نمیکنند، بلکه اگر حقمان را بخواهیم، علیهمان پرونده میسازند.»
بسیاری از شهروندان نیز از نبود امکانات اولیه برای تردد معلولان در شهرها نوشتند.
یکی از مخاطبان گفت: «هیچیک از وسایل حملونقل عمومی مناسبسازی نشدهاند. حتی پیادهروها اختلاف سطح دارند و برای من سالمند خطرناک هستند، چه برسد به افراد معلول. اگر بگویم هیچ امکاناتی ندارند، اغراق نکردهام.»
چند پیام دیگر از فقر ساختاری و نبود هرگونه فرصت شغلی حکایت دارند. یک معلول ضایعه نخاعی نوشت: «سالهاست از خانه بیرون نرفتهام. توانایی کار دارم، اما نه توانبخشی هست و نه مجوز کار پیمانکاری میدهند. اینجا زندان است.»
او همچنین از افسردگی، زخم بستر و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای خود خبر داد.
روایتها تنها به مشکلات درمانی، معیشتی و تردد محدود نیست. بسیاری از پیامها به تبعیضی عمیق اشاره میکنند که «ریشه در ساختار قدرت» دارد.
فردی که با معلولان دستفروش در بازارهای تهران آشنایی دارد، از فعالیت آنها در سرما، گرما و باران گفت: «۴۰ سال است چند معلول را میشناسم که در خیابان دستفروشی میکنند. هیچ امکاناتی ندارند. داروهایی که قبلا رایگان یا ارزان بود، حالا نایاب و گران شده.»
در میان پیامها، جانباز دیگری که نوجوانیاش را در جنگ و جوانیاش را در بیمارستان گذرانده، چنین گفت: «این حکومت سلام ما را علیک نمیدهد، چه برسد به معلولانی که جانباز نیستند. هیچ راهی نیست جز اینکه این حکومت عوض شود تا دوباره کشور جان بگیرد.»
در بسیاری از پیامها، خشم و ناامیدی موج میزند. یک مخاطب با انتقاد از رویکرد جمهوری اسلامی نوشت: «اینها به هیچکس رحم نکردهاند. نه حقوق معلولان را رعایت میکنند، نه به طبیعت احترام میگذارند.»
در نوامبر ۲۰۲۳، زمانی که روند نجات گروگانها پیشرفت کمی داشت و خانوادهها خواستار پاسخ بودند، تایلند هیاتی بلندپایه را به تهران اعزام کرد.
این هیات با مقامات ارشد جمهوری اسلامی دیدار کرد و طبق برخی گزارشها، حتی با نمایندگان حماس از جمله موسی ابومرزوق، یکی از چهرههای کلیدی دفتر سیاسی حماس، ملاقات و مذاکره کرد. مذاکراتی که بهنوشته اورشلیمپست نشانههایی از پیشرفت در آن دیده میشد.
عارفین اوتاراسینت، سفیر وقت تایلند در ایران، بهطور علنی اعلام کرد که حماس «آماده است گروگانهای ربودهشده را در زمان مناسب آزاد کند».
ظرف چند هفته، ۲۳ گروگان تایلندی در جریان آتشبس اولیه آزاد شدند. هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند.
اما همه گروگانها زنده بازنگشتند. سه کارگر تایلندی یا در روز حمله یا در اسارت به قتل رسیدند. آخرین جسدی که بازگردانده شد، جسد سودتیساک رینتالاک بود که چهارشنبه به اسرائیل انتقال یافت.
او صبح هفتم اکتبر در زمینهای کشاورزی نزدیک مرز مشغول کار بود، بدون آنکه بداند مهاجمان در حال نزدیک شدناند. بیش از دو سال طول کشید تا بقایای او شناسایی و منتقل شود.
هرچند درخواست جمهوری اسلامی برای خروج دستهجمعی کارگران تایلندی با هدف ایجاد فشار اقتصادی مطرح شده بود، اما نتیجه مورد انتظار حکومت ایران حاصل نشد.
تعداد محدودی از کارگران در هفتههای نخست بازگشتند، اما اکثریت بهدلیل نیاز مالی، وفاداری به کارفرمایان یا امید به تثبیت اوضاع، در اسرائیل ماندند. در نهایت تنها چند هزار کارگر کشور را ترک کردند، بسیار کمتر از دهها هزار نفری که جمهوری اسلامی خواستار خروج آنان از اسرائیل بود.
تا میانه ۲۰۲۴، شرایط باز هم تغییر کرد. در مه ۲۰۲۴، وزیر کار تایلند به اسرائیل سفر کرد. پس از دیدار با مقامات اسرائیلی، دو طرف توافق کردند که کارگران تایلندی به کار خود ادامه دهند و روابط اقتصادی دو کشور تایید و تقویت شد.