خانواده عوفیر صارفاتی: بازگرداندن بقایا فریبآمیز بود
خانواده عوفیر صارفاتی تایید کردند بخشی از بقایای پیکر او شب گذشته به اسرائیل بازگردانده شده، اما این بازگشت را «فریب» خواندند.
بهگفته خانواده، عوفیر که در جشن تولدش در فستیوال نووا ربوده و سپس به قتل رسید، پیکرش در پایان نوامبر ۲۰۲۳ بازیابی و به خاک سپرده شد؛ در مارس ۲۰۲۴ نیز بقایای دیگری از او برای دفن بازگردانده شد و حماس در اوت همان سال عکس پیکر او را منتشر کرده بود.
خانواده عوفیر گفتهاند صبح سهشنبه ششم آبان فیلمی به آنها نشان داده شد که حکایت از کندن دوباره و تحویل بقایا به صلیبسرخ دارد؛ اقدامی که آن را «دستکاری حقیرانه» و تلاشی برای خرابکردن توافق و کنار گذاشتن تلاشها برای بازگرداندن همه گروگانها توصیف کردند.
آنها اعلام کردند این سومینبار است که مجبور شدهاند قبر اوفیر را باز کنند و پسرشان را دوباره دفن کنند و از مردم خواستند کشتهشدگان و گروگانها را فراموش نکنند و تا بازگشت همه در کنار خانوادهها بایستند.
احمد میدری، وزیر کار دولت مسعود پزشکیان، درباره حذف دهکهای بالا از فهرست یارانهبگیران اعلام کرد که جمعیت ایران، جمعیت ثروتمندی نیست اما اگر مجلس شورای اسلامی و دولت در مورد حذف ۲۷ میلیون نفر از فهرست یارانهبگیران تصمیم بگیرند، این تصمیم را اجرا خواهد کرد.
میدری سهشنبه ششم آبانماه در سخنرانی خود در مجلس گفت: «در خصوص حذف یارانهها اطلاعات کشور موجود است. اگر دولت و مجلس تصمیم بگیرند یارانه ۲۷ میلیون نفر یارانهبگیر را حذف کنند، آن را اجرایی خواهیم کرد اما پیشنهاد ما حذف ۱۵ میلیون نفر است.»
وزیر کار با این حال تاکید کرد: «ما با جمعیت ثروتمندی مواجه نیستیم که بگوییم ۲۷ میلیون نفر را میتوان از فهرست یارانهبگیران حذف کرد، چرا که سطح متوسط جامعه چیز دیگری است.»
او افزود بر اساس آنچه مجلس مصوب کرده، ۲۷ میلیون نفر باید حذف میشدند اما دولت هنوز این تعداد را از فهرست یارانهبگیران حذف نکرده است.
پرداخت یارانههای نقدی تحت سیاست «هدفمندسازی یارانهها در ایران» از زمان ریاستجمهوری محمود احمدینژاد آغاز شد اما از همان زمان، چگونگی و میزان پرداخت آن در میان مقامات جمهوری اسلامی مورد اختلاف بوده است.
اسفندماه گذشته، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در همایش سامانه مودیان و صورتحساب الکترونیکی گفت: «این یارانههایی که میدهیم، به من به اصطلاح پولدار بیشتر میرسد تا آن فقیر روستایی حاشیهنشین.»
او اضافه کرد: «به من نباید یارانه بدهند. باید از من بگیرند به آن کسی بدهند که الان مشکل دارد.»
با وجود پرداخت این یارانههای نقدی، نرخ فقر در سالهای گذشته در ایران روز به روز افزایش یافته است.
میدری اذعان کرد که حذف خانوارها در سالهای اخیر از فهرست یارانهبگیران موجب اعتراض آنان شده است.
او با اشاره به دوران ریاستجمهوری حسن روحانی گفت: «در بین سالهای ۹۴ تا ۹۶ که به حذف یارانهبگیرها پرداختیم، ۵۰ درصد افراد معترض بودند.»
وزیر کار در مورد حذفهای بیشتر در دولت پزشکیان افزود: «در خصوص هفت میلیون نفری که در دولت چهاردهم حذف شدند، در مرحله نخست و با حذف چهار میلیون نفر اول، پنج درصد اعتراض داشتند و در سه میلیون نفر دوم اعتراضات به ۲۰ درصد رسید.»
مقامات جمهوری اسلامی قصد دارند بار دیگر سیاست اعطای کالابرگ را که در دوران جنگ ایران و عراق اجرا شده بود، احیا کنند.
وزیر کار گفت: «اعطای کالابرگ سیاست بسیار درستی است که منجر به ثبات در قیمتها و رونق در تولید خواهد شد.»
پیشتر علی مدنیزاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی در واکنش به فعالسازی مکانیسم ماشه اعلام کرده بود دولت آماده است تا از این فرصت برای «تحول اقتصادی» استفاده کند.
او اوایل مهرماه افزود که دولت برای این کار اقدامات حمایتی مانند «کالابرگ الکترونیکی» را در دستور کار قرار داده است.
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرد پس از تکمیل فرایند شناسایی در صبح سهشنبه ششم آبان مشخص شد بقایایی که شب گذشته تحویل شد متعلق به پیکر گروگان کشتهشده «عوفیر صارفاتی» است؛ پیکری که حدود دو سال پیش در یک عملیات نظامی از نوار غزه بازیابی شده بود.
بهگفته این دفتر، این اقدام «نقض آشکار توافق» از سوی حماس محسوب میشود.
همچنین بنیامین نتانیاهو نشستی امنیتی با سران دستگاههای امنیتی برگزار خواهد کرد تا گامهای پاسخ اسرائیل به این تخلفات بررسی شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ظهر سهشنبه ششم آبان اعلام کرد حماس توافق آتشبس را نقض کرده است.
نتانیاهو گفت حماس بخشهای باقیمانده پیکر یک گروگان فوتشده را تحویل داده است و اعلام کرد با مسئولان امنیتی درباره پاسخ کشورش به نقض آتشبس توسط حماس مشورت خواهد کرد.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، پس از آنکه بهنظر میرسد حماس بهجای تحویل پیکر یکی از گروگانهای باقیمانده، بقایای فردی را تحویل داده که پیشتر بازگردانده شده بود، خواستار نابودی حماس بهدلیل نقض آتشبس شد.
او در بیانیهای حماس را «سرطانی» توصیف کرد و خواستار نابودی این گروه شد.
بنت بهعنوان رقیب اصلی بنیامین نتانیاهو در انتخابات پیشرو که قرار است در سال آینده برگزار شود، بهطور گسترده مطرح است.
سرطان پستان شایعترین سرطان زنان در ایران است اما نبود برنامه سراسری غربالگری، آگاهی ناکافی و تابوهای فرهنگی، باعث تشخیص دیرهنگام بسیاری از موارد این بیماری میشود.
تصور کنید زنی در یکی از شهرهای کوچک ایران، یک روز صبح تودهای کوچک در سینهاش حس میکند. قلبش تند میزند اما شرم، ترس از قضاوت دیگران یا حتی هزینههای درمان، او را از رفتن به پزشک بازمیدارد.
این داستان برای بسیاری از زنان ایرانی آشناست. سرطان پستان، شایعترین سرطان در میان زنان در ایران، سالانه زندگی هزاران نفر را تحت تاثیر قرار میدهد. اما چرا بسیاری از این بیماران وقتی به پزشک میرسند که بیماری پیشرفت کرده و چه میتوان کرد تا این چرخه شکسته شود؟
بیایید با هم نگاهی به این موضوع بیندازیم.
سرطان پستان در ایران: ابعاد یک چالش بزرگ
در ایران، شانس ابتلا به سرطان پستان برای هر ۱۰۰ هزار زن حدود ۳۰ نفر است که آن را به شایعترین سرطان در زنان تبدیل کرده است. هر سال حدود ۱۵ هزار و ۵۰۰ زن در ایران به سرطان پستان مبتلا میشوند. از این تعداد، نزدیک به پنج هزار و ۳۰۰ نفر جان خود را از دست میدهند. این یعنی از هر سه زنی که به این بیماری مبتلا میشوند، یکی شانس ادامه زندگی را از دست میدهد.
شاید شنیده باشید که معاینه منظم پستان یا ماموگرافی میتواند سرطان را زود تشخیص دهد و شانس درمان را بالا ببرد. در ایران، وزارت بهداشت توصیه میکند زنان از ۲۰ سالگی خودشان پستانهایشان را معاینه کنند، از ۴۰ سالگی از سوی پزشک بررسی شوند و در سنین بالاتر یا اگر در خانواده سابقه سرطان دارند، ماموگرافی انجام دهند.
اما این فقط یک توصیه است و برنامه منظم و سراسری برای غربالگری وجود ندارد. در عوض، غربالگری در ایران «موقعیتی» است. یعنی فقط وقتی زنی به هر دلیلی به پزشک مراجعه کند، ممکن است معاینه یا ماموگرافی پیشنهاد شود. در نتیجه بسیاری از زنان، بهویژه در مناطق روستایی یا کمدرآمد، اصلا به این مرحله نمیرسند.
حتی در شهرهای بزرگ، گاهی تا ۴۰ درصد موارد سرطان پستان زنان در مراحل پیشرفته بیماری تشخیص داده میشود.
در کشورهای پیشرفته مثل آمریکا، زنان (در ایالتهای مختلف) از ۴۰ یا ۵۰ سالگی بهطور منظم برای ماموگرافی دعوت میشوند. این کشورها دستگاههای پیشرفته، بیمههای قوی و سیستمهای یادآوری دارند که باعث میشود سرطان زودتر تشخیص داده شود.
اما در ایران، بدون این زیرساختها، توصیههای مشابه به نتیجه نمیرسد. حتی در کشورهای همسایه مثل ترکیه، برنامههای غربالگری منظم باعث شده مرگومیر کاهش پیدا کند.
برای فهمیدن این موضوع، باید به سه مانع اصلی نگاه کرد:
اولین مساله مشکلات ساختاری و مالی است. بیش از یکسوم هزینههای درمان در ایران از جیب مردم پرداخت میشود. یک زن برای یک ماموگرافی باید بخشی از هزینه را از جیب خود بپردازد.
بسیاری از زنان، بهخصوص در مناطق محروم، نمیتوانند این هزینه را تقبل کنند.
از طرف دیگر، دستگاههای ماموگرافی باکیفیت در همه جا در دسترس نیستند و حتی اگر باشند، نوبت گرفتن گاهی ماهها طول میکشد.
دومین مشکل آگاهی اندک است. خیلی از زنان نمیدانند علائم سرطان پستان چیست یا چرا باید مرتب معاینه شوند. حتی زنان تحصیلکرده هم گاهی عادت به معاینه منظم ندارند. این یعنی فرصت تشخیص زودهنگام از دست میرود.
سومین نکته تابوهای فرهنگی است. صحبت کردن درباره پستان در ایران برای بسیاری هنوز تابوست. شرم از معاینه از سوی پزشک، ترس از اینکه سرطان نشانه «نقص» باشد یا نگرانی از تاثیر جراحیهایی مثل برداشتن پستان بر زندگی زناشویی، زنان را از مراجعه بازمیدارد.
بسیاری هم ترجیح میدهند فقط از سوی پزشک یا مامای زن معاینه شوند اما این گزینه همیشه در دسترس نیست.
نابرابریها: همه در یک قایق نیستند
شانس تشخیص زودهنگام سرطان پستان در ایران به محل زندگی و درآمد بستگی دارد.
زنان در شهرهای بزرگ و با درآمد بالاتر، شانس بیشتری برای دسترسی به معاینه و درمان دارند اما در مناطق روستایی یا کمدرآمد، بسیاری از زنان وقتی به پزشک میرسند که بیماری پیشرفت کرده است.
این نابرابری نشان میدهد امکانات پزشکی و درمانی باید عادلانهتر توزیع شوند.
راهحلهایی وجود دارند که میتوانند اوضاع را بهتر کنند:
برنامههای منظم غربالگری
میتوانیم از چند استان شروع کنیم و برنامهای آزمایشی راه بیندازیم که زنان ۴۵ تا ۶۹ ساله هر دو سال یکبار برای ماموگرافی دعوت شوند.
این دعوتنامهها میتوانند از طریق پیامک و مراکز بهداشت ارسال شوند.
تشخیص سریع در درمانگاهها
پزشکان عمومی و ماماها میتوانند آموزش ببینند تا علائم هشدار مثل توده، ترشح خونی یا تغییر پوست پستان را سریع شناسایی کنند و بیمار را به مراکز تخصصی ارجاع دهند.
داشتن دستگاههای ماموگرافی و سونوگرافی در درمانگاهها هم میتواند زمان تشخیص را کوتاهتر کند.
حذف هزینهها
اگر بیمهها هزینه ماموگرافی و معاینات را کامل پوشش دهند، زنان بیشتری تشویق میشوند که به موقع مراجعه کنند.
این کار به ویژه برای مناطق کمدرآمد حیاتی است.
آموزش با حساسیت فرهنگی
باید با زبان مناسبی به زنان آموزش داده شود. مثلا گفته شود که معاینه از سوی پزشک زن ممکن است، جراحیهای مدرن میتوانند ظاهر پستان را حفظ کنند و تشخیص زودهنگام به معنای شانس بالای بهبودی است.
برنامههای تلویزیونی، شبکههای اجتماعی و مراکز عمومی میتوانند این پیامها را به گوش زنان برسانند.
داده و نظارت
بدون اطلاعات دقیق نمیتوانیم بفهمیم برنامهها چقدر موفقاند. به یک سیستم ثبت ملی نیاز است که نشان دهد چند نفر غربالگری شدهاند، چند نفر زود تشخیص داده شدهاند و کیفیت دستگاهها چطور است.
سرطان پستان در ایران یک چالش بزرگ است اما موضوعی غیرقابل حل نیست. میتوان تعداد زنانی را که به موقع درمان میشوند بیشتر کرد تا روزی که هیچ زنی به خاطر تشخیص دیرهنگام، زندگیاش را از دست ندهد.