احمد حقطلب، فرمانده سپاه حفاظت و امنیت مراکز هستهای روز پنجشنبه گفت که تهدید اسرائیل علیه مراکز هستهای ایران، تجدید نظر و عدول از سیاستها و ملاحظات هستهای جمهوری اسلامی را محتمل میسازد.
فرمانده سپاه حفاظت و امنیت مراکز هستهای افزود: مراکز هستهای اسرائیل شناسایی و اطلاعات لازم از همه اهداف در اختیار ما است.

او تهدید کرد: «دستهای ما روی ماشه شلیک موشکهای قدرتمند برای نابودی اهداف مشخص شده است.»
همزمان امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، با بیان اینکه «با توان حداقلی بر ظرفیت حداکثری قرارگاه عبری و غربی غلبه کردیم»، گفت: «با تسلیحات قدیمی و توان حداقلی به اسرائیل حمله کردیم و از موشکهای خرمشهر، سجیل، شهید حاج قاسم، خیبرشکن و هایپرسونیک ۲ استفاده نکردیم.»

شماری از زنان مخالف حجاب اجباری که در روزهای گذشته به دست ماموران گشت ارشاد بازداشت شدهاند، در گفتوگو با ایراناینترنشنال از ضربوشتم شدید، تعرض و آزار خود در زمان بازداشت خبر داده و گفتهاند ماموران پلیس و نیروهای لباس شخصی در زمان دستگیری زنان به آنها توهینهای جنسی میکنند.
یکی از بازداشتشدگان که دختری ۱۷ ساله است در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت ماموران در زمان دستگیریاش در پارک دانشجوی تهران، با خشونت زیادی با او برخورد کرده و علاوه بر کشیدن موهایش و زدن ضربات باتون به بازوی دست راست و رانهایش، او را با الفاظ رکیک جنسی خطاب قرار دادهاند.
این دختر نوجوان در توصیف برخورد ماموران گفت که یکی از ماموران مرد در داخل ون به همه زنان بازداشت شده که در زمان دستگیری مقاومت کرده بودند، حمله کرده و آنها را با باتون مورد ضرب و شتم قرار داده است.
به گفته این شهروند، ماموران پس از انتقال او و دیگر زنان بازداشت شده به بازداشتگاهی در مرکز شهر تهران، رمز گوشیهای تلفن همراه آنان را با زور و تهدید گرفته و گالری تصاویر و لیست تماسها و پیامهای آنان را در شبکههای اجتماعی بررسی کردهاند.
او درباره دیگر زنان بازداشتشده گفت اکثر بازداشتشدگان دختران زیر ۲۰ سال بودهاند اما در میانشان زنان میانسال هم بوده است.
این دختر جوان در ساعاتی که در بازداشت بوده، حدود ۵۰ زن دیگر را در وضعیتی مشابه خود دیده است.
یکی دیگر از زنان بازداشت شده که دختری ۱۹ ساله است به ایران اینترنشنال گفت در بازداشتگاه از دادن رمز تلفن خود خودداری کرده و یکی از ماموران لباسشخصی در حضور دو مامور زن و مرد پلیس، با باتون به سینهها، دستها و پاهای او ضربه زده است.
به گفته این شهروند، ماموران پلیس در پاسخ به اعتراض او گفتهاند کاری از آنان ساخته نیست و بهتر است با این مامور لباسشخصی همکاری کند تا کارش به نهادهای امنیتی کشیده نشود.
این دختر جوان اضافه کرد که پس از مقاومت در برابر ماموران و ندادن رمز تلفن، مامور لباس شخصی با شوکر برقی به شکم و اندام تناسلیاش ضربه زده، او را با الفاظ رکیک جنسی خطاب قرار داده و به خانوادهاش توهینهای جنسی کرده است.
هر دو این دختران ساعاتی پس از بازداشت با دادن مشخصات، نشانی خانه، شماره تلفن خود و اعضای خانواده و زدن اثر انگشت و امضا پای برگههایی که روی آنها نوشته شده بودند «حجاب را رعایت نکرده»، از بازداشتگاه آزاد شدهاند.
بر اساس گزارشها، از روز شنبه تا سهشنبه صدها زن در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران و کرج، به دلیل سرپیچی از رعایت حجاب اجباری بازداشت شدند.
بازداشت زنان در سراسر ایران
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است بازداشت زنان مخالف حجاب اجباری در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه به استانهای دیگر کشور گسترش یافته و صدها زن در استانهای فارس، قزوین، خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، گیلان، مازندران، هرمزگان و بوشهر بازداشت شدهاند.
یکی از زنان بازداشتشده در یاسوج و شماری از زنان بازداشتشده در شیراز و اصفهان درباره مشاهدات خود در بازداشتگاههای پلیس گفتهاند بسیاری از دختران بازداشتشده در این شهرها کودکان و نوجوانان ۱۵ تا ۱۷ ساله بودند.
به گفته این شهروندان، دختران بازداشتشده در شیراز و یاسوج با وجود اینکه از سوی ماموران پلیس و ماموران لباس شخصی مورد ضرب و شتم شدید و انواع فحاشیها قرار گرفتند، «مقابل ماموران میخندیدند و از دادن تعهد رعایت حجاب برای آزادی امتناع میکردند».
گفته شده است ماموران به ناچار آنان را بدون اخذ تعهد آزاد کردهاند.
یکی از زنان بازداشتشده که دانشجوی یکی از دانشگاههای تهران است، از ضبط تلفن همراه و کارت دانشجویی خود به دست ماموران خبر داد و گفت پس از بازداشت به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.
به گفته این زن جوان که در جریان خیزش ۱۴۰۱ نیز سابقه بازداشت داشته، نزدیک به ۱۰۰ زن دیگر در شرایطی مشابه او، پس از بازداشت به زندان قرچک منتقل شدهاند که برخی از آنان با تودیع قرارهای کفالت و وثیقه و برخی دیگر با دادن تعهد آزاد شدهاند.
این شهروند که خود با تودیع قرار کفالت آزاد شده، به ایراناینترنشنال گفت برخی از زنان بازداشتشده در زندان قرچک به او گفتهاند از روز شنبه تا روز سهشنبه بیش از ۱۰۰ زن به زندان قرچک منتقل شدهاند که بیشتر آنان در همان روز نخست آزاد شدهاند.
او تاکید کرد ماموران به دلیل سرپیچیاش از ارائه رمز تلفن، وسایل شخصیاش را پس ندادهاند و گفتهاند به زودی برای ارائه توضیحات به یکی از نهادهای امنیتی احضار خواهد شد.
یکی از شهروندانی که پس از دستگیری به بازداشتگاه پلیس آگاهی تهران منتقل و ساعاتی بعد با دادن تعهد آزاد شده است، به ایراناینترنشنال گفت دو تن از زنان بازداشت شده همراه با چند پسر جوان که به بازداشت آنها اعتراض کرده بودند، به او گفتند در اثر ضرب و جرح در زمان بازداشت، دچار درد و کبودی در نقاط مختلف بدن شدهاند.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی است شماری از زنان بازداشت شده روزهای اخیر در کرج به زندان کچوئی این شهر منتقل شدهاند و برخی از آنها با وجود آسیبهای وارده به بدن، از رسیدگی پزشکی مناسب محروم ماندهاند.
نسرین شاکرمی، مادر نیکا شاکرمی، نوجوان کشتهشده در خیزش انقلابی، روز پنجشنبه ۳۰ فروردین در یک استوری اینستاگرامی از بازداشت دخترش آیدا خبر داد و نوشت او به دلیل نداشتن حجاب اجباری به دست پلیس امنیت اخلاقی تهران دستگیر شده و همچنان در بازداشت بهسر میبرد.
ایراناینترنشنال روز چهارشنبه در گزارشی نوشت که ماموران هنگام بازداشت شهروندان، به منظور جلوگیری از هجوم مردم و نجات زنان، از تعداد زیادی لباس شخصی استفاده میکنند.
بر اساس گزارشها، تا کنون بخشی از زنان بازداشتشده در تهران به اداره آگاهی، کلانتریها و مرکز مبارزه با مواد مخدر در خیابان نیلوفر منتقل شدهاند.
جمهوری اسلامی از صبح روز شنبه ۲۵ فروردین با اجرای طرحی موسوم به «نور» بار دیگر حضور نیروهای انتظامی، بسیج و ماموران لباس شخصی را برای مبارزه با زنانی که زیر بار حجاب اجباری نمیروند، افزایش داد.
در کمتر از یک هفته از آغاز این طرح، گزارشهای متعددی درباره برخورد خشونتآمیز ماموران با مخالفان حجاب اجباری منتشر شد.
در روزهای گذشته شمار زیادی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال پیامهایی تاکید کردند در مواردی شاهد بازداشت توام با ضرب و شتم زنان و حتی تعرض به برخی از آنها بودهاند.
در واکنش به این رویدادها، صدها کاربر رسانههای اجتماعی از روز سهشنبه ۲۸ فروردین طوفانی توییتری با هشتگ «جنگ علیه زنان» راه انداختند.
رفتار حکومت با زنان، تصویری عریان از درندهخویی
جمعی از نواندیشان دینی در بیانیهای ضمن محکوم کردن برخوردهای خیابانی حکومت، اعلام کردند رفتار جمهوری اسلامی با زنان، تصویری عریان از درندهخویی نسبت به نیمی از جامعه بالنده ایران است.
امضاکنندگان این بیانیه با بیان اینکه با قاطعیت مخالفت صریح خود را با فرصتطلبی حکومت در سرکوب دوباره زنان کشور اعلام میکنند، تاکید کردند که دوران «یا روسریی یا توسری» برای همیشه سپری شده و بازگشتناپذیر است.
به گفته نویسندگان این بیانیه، حاکمان کشور میدانند که نمیتوانند ماموران خود را به همه محلات و خیابانها اعزام کنند.
این بیانیه را محمدجواد اکبرین، حسن یوسفی اشکوری، عبدالعلی بازرگان، رضا بهشتی معزّ، میثم بادامچی، سروش دبّاغ، عبدالله ناصری طاهری، علی طهماسبی، احمد علوی، رضا علیجانی، رحمان لیوانی، داریوش محمدپور، مهدی ممکن، ژیلا موحد شریعتپناهی و یاسر میردامادی امضا کردهاند.
آنها تاکید کردهاند نافرمانی مدنی زنان در برابر حجاب اجباری در بسیاری از شهرهای کشور گستردهتر از آن است که بتوان «با گسیل عدهای سیاهپوش، پر سر و صدا و خشن در معدود نقاط و میادین شهرها» آن را مهار کرد.
امضاکنندگان این بیانیه به حاکمان کشور هشدار دادهاند از جنگیدن تنبهتن با زنان ایرانی پرهیز کنند و تنوع طرز فکرها و گونهگونی سبک زیستها را به رسمیت بشناسند و از این موضوع به عنوان کاری به صلاح کشور، ملت، دین و اخلاق نام بردهاند.
تاکید مسوولان جمهوری اسلامی بر برخورد تند با مخالفان حجاب اجباری
مجتبی ذوالنور، نایبرییس مجلس در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا با بیان اینکه «جنبه ارشادی لایحه حجاب بیش از داغ و درفشی است که متوجه هنجارشکنان با عناد، عقده، غرض و مرض» است، گفت: «کسانی که حجاب غیرکاملی دارند، داغ و درفش نمیشوند. تندی برخورد با کسانی است که هنجارشکن متعمد هستند.»
ذوالنور با بیان اینکه لایحه «عفاف و حجاب» به شکل پلکانی است و رویکرد ارشادی به افراد با حجاب ناقص دارد گفت: «با سلبریتیها و فعالین اجتماعی که به صورت عمدی با ارزشهای مذهبی مخالفت ورزیدهاند، با تندی برخورد خواهد شد.»
امیرحسین بانکیپور، نماینده اصفهان و از حامیان قانون حجاب اجباری به شبکه شرق گفت: «هنوز قانون جدید [حجاب و عفاف] تصویب نشده و تا تصویب قانون جدید دستگاهها باید به وظیفه خود عمل کنند. وظیفه فراجا طبق قانون قبل این بوده که با جرایم مشهود برخورد کند.»
کانال تلگرامی تحلیل شبکههای اجتماعی مجازی، با انتشار مطلبی نوشت در شرایطی که تنش میان ایران و اسرائیل در اوج خود قرار گرفته، کاربران رسانه اجتماعی ایکس به موضوع گشت ارشاد و حجاب، حساسیت بیشتری نشان میدهند.
حسین قاضیان، جامعهشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال با اشاره به اینکه حکومت به دلیل مقاومت زنان در برابر تحمیل حجاب اجباری به جنگ آنها رفته، تاکید کرد پشتیبان نظام سیاسی ایران یک ایدئولوژی است که «در درون، محتوا و تاریخش، تبعیض علیه زنان دمیده شده» است.
منشه امیر، کارشناس امور خاورمیانه به ایراناینترنشنال گفت: «حمله اسرائیل به ایران حتمی خواهد بود.»
او با این حال اضافه کرد که زمان چنین حملهای در حال حاضر مشخص نیست.
آقای امیر گفت: «احتمالا اسرائیل به این نتیجه رسیده که در حال حاضر باید از همه امکانات دیپلماتیک استفاده کند تا جمهوری اسلامی را بیش از پیش در تگنا قرار بدهد.»
جان کرزیزانیاک، پژوهشگر موسسه کنترل تسلیحات اتمی ویسکانسین، درباره افشای تواناییهای زردخانهای جمهوری اسلامی پس از حمله به اسرائیل گفت: «ایران اساسا هر چیزی را که میتوانست به خاک اسرائیل برسد، پرتاب کرد.»
واشینگتنپست نوشت که نتیجه گیری کرزیزانیاک این است که جمهوری اسلامی «از هر سامانهای که دارد از برخی استفاده کرده است» و به گفته کارشناسان فقط موشکهای سجیل-۱ و شهاب-۳ از این حمله مستثنی شدند.

فابیان هینز، تحلیلگر ایران در موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک در برلین، گفت: «شهاب-۳ به دلیل قدیمی بودن مورد استفاده قرار نگرفت و سجیل نیز یک موشک مرموز است و در طول مانورها نیز از آن بسیار کم استفاده شده است.»
نیویورکتایمز در گزارشی به نقل از یک مقام ایرانی و آمریکایی احضار سفیر سوئیس در تهران از سوی سپاه پاسداران را تایید کرد.
بر اساس این گزارش، این مقامها گفتهاند که پس از حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، ساعت سه بامداد، سفیر سوئیس در تهران دوباره احضار شد، اما این بار نه به وزارت خارجه بلکه به یک پایگاه سپاه پاسداران.

این گزارش میافزاید که مقامات سپاه از او خواستند این پیام را منتقل کند که ایالات متحده باید از جنگ دور بماند و اگر اسرائیل تلافی کند، ایران دوباره، شدیدتر و بدون هشدار حمله خواهد کرد.
مجتبی ابطحی، مشاور وزیر کشور جمهوری اسلامی، روز سهشنبه ۲۷ فروردین گفته بود: «ساعت سه بامداد روز یکشنبه ۲۶ فروردین وقتی که عملیات وعده صادق تقریبا به پایان رسیده بود، سفیر سوییس بهعنوان حافظ منافع آمریکا برای اولین بار بهجای وزارت خارجه، به سپاه احضار شد.»
روز پنجشنبه حسین امیرعبداللهیان وزیر خارجه جمهوری اسلامی که در نیویورک به سر میبرد، به رسانههای ایران گفت که پس از حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل، تهران پیامی به ایالات متحده آمریکا ارسال کرد که بگوید «به دنبال توسعه تنش در منطقه نیستیم.»
او اضافه کرد: «تبادل پیامها به ویژه از کانال سوئیس به عنوان حافظ منافع آمریکا و مجاری رسمی دیپلماتیک با هدف اینکه درک درستی از اقدام ایران به وجود آید و با هدف کنترل جلوگیری از توسعه تنش و بحران در منطقه، بین ما و آمریکا شکل گرفته و انجام شده است.»

تنش نظامی میان اسرائیل و جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده و همزمان نشانههایی از تغییرات مهم در دکترین دفاعی اسرائیل در مواجهه با جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش به چشم میخورد.
در شرایطی که اسرائیل برای عملکردش در غزه به شدت تحت فشار است و برای اینکه به رفح حمله نکند از سوی آمریکا و سایر متحدانش هشدارهایی جدی دریافت کرده است، به نظر میرسد تشدید رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی به بخشی از استراتژی نظامی اسرائیل بدل شده است.
پرسش این است که چرا اسرائیل در این مقطع از عملیات نظامی خود بر افزایش تنش نظامی با جمهوری اسلام اصرار دارد؟
اسرائیل چه میخواهد؟
پس از وقوع حمله تروریستی حماس در ۷ اکتبر، اسرائیل با لحظهای مشابه ۱۱ سپتامبر مواجه شد. لحظهای که اولا نشانگر یک حفره عظیم امنیتی بود؛ دوم اینکه یک شوک عظیم ملی به تمامی سطوح جامعه وارد کرد؛ سوم اینکه اقتدار و قدرت بازدارندگی نظامی و اطلاعاتی کشوری با دشمنان متعدد را عمیقا دچار بحران کرد؛ و نهایتا پیامدهای آن به واسطه گروگانهایی که در اختیار حماس هستند همچنان ادامه دارد.
در این شرایط اسرائیل سه هدف اصلی را در پاسخ نظامی خود دنبال می کند:
۱- بازگرداندن اقتدار نظامی و امنیتی خود از طریق نمایش قدرت
۲- ایجاد بازدارندگی حداکثری از طریق دادن نابود کردن تهدیدهای بالقوه و بالفعل
۳- آزادی گروگانها و بازگرداندن آرامش به جامعهای جریحهدار شده.
دستکم در سه ماهه نخست جنگ، اسرائیل دو استراتژی اصلی را برای رسیدن به این اهداف در نبرد با حماس دنبال کرده است:
۱- آزادسازی گروگانها و از بین بردن حداکثری توان نظامی و لجستیکی حماس در غزه از طریق کشتن جنگجویان حماس و نابود کردن کلیه زیرساختهایی که به هر شکلی میتواند از سوی حماس برای تهدید مجدد اسرائیل مورد استفاده قرار گیرد.
۲- از میان بردن توان سازماندهی و طراحی عملیات حماس از طریق حذف فرماندهان و طراحان عملیات نظامی.
حمله زمینی گسترده اسرائیل به غزه و حملات هوایی به لبنان و سوریه در جهت پیشبرد این دو استراتژی طراحی شدند. اما دستکم در استراتژی نخست، دستاوردهای اسرائیل به مراتب کمتر از انتظاراتش بوده است. علیرغم عملیات گسترده و پرهزینه زمینی، گروگانها هنوز آزاد نشدهاند. به گفته ارتش اسرائیل حدود ۱۲ هزار نفر از جنگجویان حماس کشته شدهاند. این رقم نزدیک به نیمی از کل تلفات طرف فلسطینی و نیمی از برآورد نهادهای اطلاعاتی اسرائیل از کل تعداد جنگجویان حماس در غزه است.
همزمان، آمار بالای تلفات غیرنظامیان، اعتراضات بیسابقهای را در سراسر جهان علیه اسرائیل برانگیخته و انتقاداتی از سوی نزدیکترین متحدان اسرائیل در پی داشته که در تاریخ این کشور بی سابقه بوده است.
دستاوردهای اسرائیل اما در حذف فرماندهان و رهبران حماس به مراتب بیشتر بوده است. دستکم شش فرمانده ارشد حماس علی قاضی، مراد ابو مراد، بلال الکدرا، ابراهیم بیاری، مروان عیسا، و صالح العاروری از طریق حملات هوایی هدفمند کشته شدند. همچنین دستکم پنج فرمانده ارشد سازمان جهاد اسلامی جاهد شاکر غنام، خلیل صلاح البهتینی، طارق محمود عزالدین، ایاد الحسنی، علی حسن غالی در حملات مشابه کشته شدند. علاوه بر این چندین فرمانده ارشد و میانی حزبالله لبنان از جمله وسام الطویل (فرمانده واحدهای رضوان)، بدیع جمیل حمیه، علی احمد حسین، و اسماعیل یوسف باز نیز با همین روش کشته شدند.
از سوی دیگر جمهوری اسلامی به سرعت توانسته در بخشی از لایههای اعتراضات ضد جنگ نفوذ کند و از آنها به عنوان ابزاری برای تقویت جنگ نرم خود علیه اسرائیل استفاده کند. جمهوری اسلامی همچنین فعالانه تلاش کرده تا از طریق حوثیهای یمن، گروههای مسلح عراقی و حزبالله لبنان جبهههای جدیدی علیه اسرائیل و متحدانش در منطقه باز کند تا از این طریق هم از تمرکز اسرائیل بر نابودی حماس بکاهد و هم با برهم زدن امنیت منطقه و بحرانزایی در مسیرهای اصلی تجارت به ویژه شاهراههای کشتیرانی در خلیج عدن، متحدان اسرائیل را در بلند مدت مجبور به اعمال فشار بر اسرائیل برای پایان جنگ کند.
به نظر میرسد اسرائیل در سه ماه دوم جنگ به ارزیابی استراتژیها و دستاوردهای خود پرداخت و متوجه خطای راهبردی بزرگی شد. اسرائیل در سه ماه نخست از رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی در سطح بالا پرهیز و بر نابودی توان نظامی حماس و جهاد اسلامی تمرکز کرد. تقریبا تمامی حملات هوایی اسرائیل به سوریه در سه ماه نخست به از کار انداختن توان لجستیکی حزبالله و نیروی قدس محدود بود. اما اسرائیل متوجه شد جمهوری اسلامی فعالانه از این فرصت برای گشایش جبهههای جدید علیه اسرائیل، تجهیز و بازسازی سازمان از هم پاشیده نیروهای نیابتیاش استفاده کرده و مهمتر اینکه خسارات انکارناپذیر جنگ شهری با حماس و جهاد اسلامی دست جمهوری اسلامی را در گسترش بیسابقه جنگ نرم علیه اسرائیل باز گذاشته است.
در این زمان بود که اسرائیل به چرخشی مشهود دست زد و با تکیه بر موثرترین بخش استراتژیاش در جنگ با حماس، یعنی حملات هدفمند هوایی، به مواجهه مستقیم با جمهوری اسلامی روی آورد. حذف هدفمند فرماندهان حماس، حزبالله و جهاد اسلامی نه تنها ضربه مهلکی به ساختارهای عملیاتی این سازمانها زد، بلکه در احیای اقتدار امنیتی اسرائیل که به شدت از حمله ۷ اکتبر ضربه خورده موثر بود.
کشتن رضی موسوی یکی از بلندپایهترین فرماندهان نیروی قدس نخستین قدم بود. حمله به منزل شخصی این فرمانده نیروی قدس که در آن تنها رضی موسوی و سه شبهنظامی کشته شدند، به وضوح نشانگر یک عملیات پیچیده اطلاعاتی بود که توانست بخشی از اعتبار از دست رفته نهادهای اطلاعاتی اسرائیل را بازگرداند. از طرف دیگر، کشتن موسوی که مسوول پشتیبانی محور مقاومت در سوریه بود، ضربه جبرانناپذیری به شبکه تجهیز و تمویل نیروهای نیابتی سپاه در سوریه وارد کرد و نهایتا سپاه را وادار به خروج افسرانش از سوریه کرد.
اسرائیل در سه ماه دوم جنگ بر سر یک دو راهی برای تصمیمگیری قرار گرفت. گزینه اولش ادامه عملیات زمینی در غزه برای نابودی باقیمانده جنگجویان حماس و حمله به رفح علیرغم انتقادات شدید جامعه بینالملی بود که به تصویب بیسابقه قطعنامه شورای امنیت منجر شد. اصرار بر انجام این عملیات میتواند به کاهش چشمگیر حمایت آمریکا و دیگر متحدان اسرائیل منجر شود و حتی قطعنامه شدیدتری در شورای امنیت علیه اسرائیل در پی داشته باشد و بر پرونده شکایت آفریقای جنوبی از اسرائیل به اتهام نسلکشی تاثیر بگذارد.
گزینه دیگر، تشدید مواجهه با منبع اصلی تهدید یعنی جمهوری اسلامی بود. اسرائیل با به تعویق انداختن حمله به رفح، خروج بخشی از نیروهایش از غزه و کشتن محمدرضا زاهدی، دستکم تا این لحظه گزینه دوم را انتخاب کرده است. اما اسرائیل در این مواجهه چه منافعی دارد؟
نخست، اسرائیل متوجه شده است که اگرچه جمهوری اسلامی از وارد شدن مستقیم به جنگ اسرائیل و حماس خودداری کرده اما تلاشهایش را برای بسیج و تجهیز نیروهای نیابتیاش علیه اسرائیل افزایش داده است. اسرائیل میداند که غافل شدن از تحرکات جمهوری اسلامی میتواند به ضربه مشابه دیگری منجر شود.
دوم، اسرائیل متوجه شده است که جنگ شهری با سازمانهای تروریستی که عامدانه در میان نیروهای غیره نظامی پنهان میشود، هزینههای بینالمللی بسیار فراتر از انتظار دارد. در نتیجه اگر نتواند توان نظامی این سازمانها را به طور کامل نابود کند، چارهای ندارد جز اینکه شاهراه لجستیکی آنها یعنی منبع اصلی تامین مالی و تسلیحاتی و آموزشیشان را هدف قرار دهد.
سوم، اسرائیل میداند که رویارویی مستقیم نظامی با جمهوری اسلامی که رسالت ایدئولوژیک خود را نابودی اسرائیل میداند حتمی است و تنها زمان آن میتواند به تعویق بیفتد. اسرائیل اکنون آمادگی نیروهای خود را برای ورود به درگیری نظامی با جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری میبیند. مهمتر اینکه تصور میکند با توجه به حمله ۷ اکتبر زمینهسازی و توجیه مناسبی برای چنین رویاروییای در اختیار دارد.
از سوی دیگر، اسرائیل به هیچ وجه از رویکرد دولت آمریکا درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی راضی نیست و احساس میکند با سیاست فعلی آمریکا دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای قطعی است. افزون بر اینها، تصور اسرائیل مبتنی بر حملات پیشینش به فرماندهان نیروی قدس و پاسخ انفعالی جمهوری اسلامی بود. در نتیجه هدف ابتداییاش از تشدید رویارویی نظامی با ایران خروج کامل نیروهای سپاه دستکم از غرب و جنوب سوریه بود.
چهارم، اسرائیل میداند که اگرچه به خاطر عملکردش در غزه انتقادات بیسابقهای از سوی متحدان غربیاش دریافت کرده و حمایت آنها را برای حمله به رفح نخواهد داشت، اما در صورت مواجهه نظامی با جمهوری اسلامی شرایط تغییر میکند و کشورهای غربی هرگز در مقابل تهدید موجودیت اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی در یک رویارویی مستقیم نظامی بیطرف نخواهند ماند. علاوه بر این، در حالیکه اکثریت کشورهای منطقه اسرائیل را شدیدا به خاطر جنگ در غزه سرزنش میکنند اما در پس پرده از رویارویی مستقیم اسرائیل با جمهوری اسلامی استقبال میکنند. گواه بارز این مساله همکاری قابل توجه متحدان غربی اسرائیل با کشورهای منطقه برای رهگیری موشکها و پهبادهای شلیک شده از ایران به سمت اسرائیل است.
در آخر، رویارویی نظامی اسرائیل و جمهوری اسلامی به ویژه با نوع پاسخی که از سوی جمهوری اسلامی به کشته شدن زاهدی داده شد ،شرایط را عمیقا به نفع اسرائیل تغییر داد. این پاسخ به شکل موثری توجهات را از شرایط فعلی در غزه منحرف کرد. علاوه بر آن به دلیل هدف گرفتن شهرهای اسرائیل با بیش از ۳۵۰ پرتابه که استعداد ایجاد تلفات سنگین غیرنظامی را داشت، به جامعه جهانی نشان داد جنس تهدیدی که از جانب جمهوری اسلامی متوجه اسرائیل و منطقه است چیست و این مساله امکان بازیابی ابتکار عمل دیپلماتیک اسرائیل را تا حدود زیادی فراهم کرد. حتی ایالات متحده از نوع پاسخ مستقیم جمهوری اسلامی غافلگیر شد و صحنه سیاسی آمریکا بهیکباره چرخشی سریع به نفع اسرائیل و علیه جمهوری اسلامی را شاهد بود. گواه این مساله تغییر موضع چاک شومر، رهبر دموکراتها و مهمترین منتقد یهودی سیاستهای نتانیاهوست که پس از حمله جمهوری اسلامی به اسرائیل سفر کرده و قویا از طرح کمک نظامی به اسرائیل حمایت می کند.
اما مهمتر از همه، این رویارویی جمهوری اسلامی را واداشت تا سنگی را که ۴۰ سال به سوی اسرائیل نشانه گرفته بود پرتاب کند و توان واقعی نظامی خود را آشکار کند. نتیجه دفع موثر حمله جمهوری اسلامی واقعی شدن تصور کشورهای غربی به ویژه آمریکا از قدرت نظامی جمهوری اسلامی است که آن را بسیار بیشتر از واقعیت تصور میکردند و حالا این واقعیسازی در تمامی معادلات آینده تاثیر خواهد گذاشت. همین موضوع منجر به ظهور نشانههایی از تغییری بنیادین در دکترین دفاعی اسرائیل دارد.
زمزمههایی از یک تغییر بنیادین
یادداشت اخیر نفتالی بنت، سیاستمدار راستگرا و نخستوزیر سابق اسرائیل در شبکه اجتماعی اکس درباره نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. یادداشت بنت تصویری دقیق از رویکرد جناح راست اسرائیل به مساله جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن ارائه میدهد و به روشنی به ارزیابی استراتژی دفاعی و امنیتی اسرائیل در گذشته میپردازد.
یادداشت بنت به دقت نوشته شده و به تمام طرفهای درگیر میپردازد. ابتدا پاسخی روشن به تلاش آمریکا برای منصرف کردن اسرائیل از پاسخ به حمله جمهوری اسلامیست: اگر این حمله پاسخ نگیرد تنها مقدمهای برای حمله موفقتر خواهد شد.
پیام دیگر او به نیروهای سیاسی اسرائیل است. او از دکترین جدیدی حرف میزند که پیشتر مطرح نبود: هر راکتی به سمت اسرائیل شلیک شود، جمهوری اسلامی مستقیما تاوان خواهد داد. در سمت مقابل نیز این تغییر دکترین دفاعی در سخنان سلامی فرمانده سپاه مشهود است که اعلام کرد هر حملهای از جانب اسرائیل مستقیما از خاک ایران پاسخ خواهد گرفت. این درحالیست که در طرف اسرائیلی چین تغییر رویکردی با توجه به نفوذ گسترده اطلاعاتی اسرائیل در جمهوری اسلامی نتایج موثرتری به دنبال داشته است، اما در طرف دیگر، جمهوری اسلامی تنها در جنگ نیابتی موفق عمل کرده و نخستین حمله مستقیمش به اسرائیل یک شکست کامل بوده است.
پیام او برای کشورهای غربی که میدانند اگر اسرائیل وارد جنگ با جمهوری اسلامی شود ناچار به مداخله خواهند بود اما رغبتی به اینکار و هزینههای هنگفت آن ندارند، این است که کمهزینهترین راهحل، تجمیع اراده سیاسی برای فشار همه جانبه برای سرنگونی جمهوری اسلامی بدون مداخله نظامی است. به عبارت دیگر، اسرائیل از تنش بهوجود آمده استفاده خواهد کرد تا امتیازات بیشتری در عرصه دیپلماتیک علیه جمهوری اسلامی بگیرد. تلاش آمریکا برای محدود کردن فروش نفت ایران پس از حمله به اسرائیل و بررسی تحریمهای بیشتر از سوی کشورهای اروپایی نشانگر تاثیر این استراتژی است که البته هنوز نتوانسته اسرائیل را از تصمیم به پاسخ نظامی منصرف کند.
درنهایت، حتی اگر تنش نظامی کنونی متوقف شود و به جنگی تمام عیار نینجامد، از اظهارات بازیگران اصلی سیاست اسرائیل اینگونه بر میآید که دو طرف به مرحله نهایی مواجهه وارد شدهاند. اسرائیل که پیشتر هرگز در حدی بیشتر از حمایت لفظی و گاه سیاسی درگیر با موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی نمیشد، اکنون بخشی از دکترین دفاعی خود را بر تلاش فعالانه سیاسی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و نظامی برای سرنگونی جمهوری اسلامی متمرکز خواهد کرد.





