بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران علیه مشکلات معیشتی و سرکوب تجمع کردند
تجمع اعتراضی بازنشستگان شوش و هفتتپه، ۲۶ مهر ۱۴۰۵
بازنشستگان تامین اجتماعی و فولاد در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، رشت، کرمانشاه، اصفهان، شوش و اهواز در اعتراض به گرانی، مشکلات معیشتی و درمانی و پرداخت نشدن مطالبات خود تجمع کردند. معترضان در شماری از شهرها علیه فساد، سرکوب و صدور احکام اعدام نیز شعار دادند.
بر اساس ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال و گزارشهای منتشرشده درباره این تجمعها، معترضان یکشنبه ۲۶ مهر شعارهایی چون «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست»، «یه اختلاس کم کنید، مشکل ما رو حل کنید» و «فقط کف خیابون به دست میاد حقمون» سر دادند.
کانال «پژواک کار ایران» گزارش داد در تهران گروهی از بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان دست به تجمع زدند.
آنها با شعارهای «گرانی، اختلاس، این اقتصاد شماست» و «لشکری، کشوری، تامین اجتماعی، اتحاد، اتحاد» اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی نشان دادند و بر همبستگی بازنشستگان صندوقهای مختلف تاکید کردند.
در رشت، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان تجمع کردند و شعارهای «همبستگی، اتحاد، پایان ظلم و فساد» و «قسم به خون یاران، تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان» سر دادند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون بیش از ۷۰ زندانی سیاسی در ایران و دستکم ۲۰ نفر دیگر نیز با اتهامهای سیاسی در قرار دارند.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۷ مهر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد از ۱۸ مهر ۱۴۰۴ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۵، دستکم ۲۰۰۳ نفر اعدام شدند؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه پیشین ۲۹ درصد افزایش داشته است.
در کرمانشاه، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل ساختمان این سازمان تجمع کردند و با شعارهای «اموال بازنشسته، غارت میشه پیوسته»، «دلار نفتی کجاست، تورمش مال ماست»، «نرخ دلار عدد نیست، نابودی زندگی است» و «جنگ و تحریم بهانه است، زندگی ما نشانه است» به کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی اعتراض کردند.
آنان همچنین شعارهای «گرانی، تورم، شلیک به سوی مردم»، «فساد مدیران، ایران رو کرده ویران» و «فقر و فساد فراوان، ما را کشاند خیابان» سر دادند.
در بخشی از این تجمع، بازنشستگان با شعار «معترض زندانی، کارگر زندانی، معلم زندانی، آزاد باید گردد» خواستار آزادی معترضان، کارگران و معلمان محبوس شدند.
آنها همچنین شعار «ناهید خداجو، آزاد باید گردد» سر دادند. خداجو، فعال کارگری، حدود دو هفته پیش به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در منزل خود بازداشت شد و تا زمان انتشار این گزارش اطلاعی از محل نگهداری او منتشر نشده است.
بازنشستگان تامین اجتماعی طی سالهای گذشته بهطور مداوم در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به بیتوجهی به مطالبات معیشتی، درمانی و قانونی خود تجمع و راهپیمایی کردهاند.
در اصفهان، بازنشستگان فولاد و ذوبآهن از دروازه دولت تا ساختمان استانداری راهپیمایی کردند و خواستار برقراری درمان رایگان و مستمر، رفع مشکلات پوشش درمانی بیمه دانا، پرداخت معوقات و اجرای متناسبسازی حقوق تا سطح ۹۰ درصد حقوق شاغلان همتراز شدند.
خبرگزاری ایلنا گزارش داد اعتراضهای بازنشستگان فولاد اصفهان بهصورت دورهای ادامه داشته و گاهی با وعده رسیدگی مسئولان موقتا متوقف شده است، اما این وعدهها هنوز عملی نشدهاند.
اعتراض به سرکوب و هزینههای سنگین زندگی
در شوش، بازنشستگان تامین اجتماعی، از جمله کارگران بازنشسته شوش و هفتتپه، تجمع و راهپیمایی کردند.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه گزارش داد معترضان به پایین بودن مستمریها، تورم، بیکاری، گسترش فقر، بیمسکنی، کالایی شدن خدمات درمانی و آموزشی و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری اعتراض کردند.
«میجنگیم، میمیریم، حقمون رو میگیریم»، «گرانی، تورم، بلای جان مردم»، «نابود باد بندگی، زنده باد زندگی» و «دروغگو، دروغگو، حاصل وعدههات کو» از شعارهای این تجمع بود.
در اهواز، بازنشستگان تامین اجتماعی مقابل اداره کل تامین اجتماعی خوزستان دست به تجمع زدند و به پرداخت نشدن افزایشهای معوقه حقوق و دشواری تامین هزینههای زندگی اعتراض کردند.
شورای بازنشستگان ایران گزارش داد معترضان در اهواز شعارهای «سفره بازنشسته، خالیتر از همیشه»، «یخچال بازنشسته، خالیتر از همیشه»، «هزینهها دلاریه، حقوق ما ریالیه»، «نان گران، دارو گران، در حسرت یک لقمه نان» و «اتحاد، اتحاد، علیه فقر و فساد» سر دادند.
در این تجمع شعارهای «دولت ورشکسته، کشتیاش به گل نشسته»، «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی»، «ننگ بر این بردگی» و «نه به اعدام، نه به اعدام» نیز شنیده شد.
ایلنا نوشت بازنشستگان تامین اجتماعی خواستار بهبود وضعیت معیشتی، افزایش مستمریها متناسب با هزینههای زندگی و تامین خدمات درمانی شدند.
بازنشستگان به ایلنا گفتند: «با دستمزدهای زیر خط فقر، زندگی آبرومندانه ممکن نیست؛ بازنشستگان در تامین نیازهای اولیه از جمله دارو و درمان با مشکلات جدی مواجه هستند.»
با پایه مزد ماهانه ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان در سال جاری و نرخ ۲۶۲ هزار و ۵۰۰ تومانی دلار در ۲۶ مهر، حداقل دستمزد کارگران در ایران اکنون معادل حدود ۶۳ دلار در ماه است.
افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید دستمزدها، به تشدید فشار معیشتی بر کارگران و بازنشستگان انجامیده و فاصله میان درآمد و مخارج روزمره آنان را عمیقتر کرده است.
این شرایط به گسترش نارضایتیها و اعتراضهای معیشتی و افزایش مطالبات برای بالا بردن دستمزدها انجامیده است.
مهرداد اخلاقی کتابچی، از مدیران قدیمی و تحریمشده صنایع موشکی جمهوری اسلامی که در توسعه برنامه موشکی سپاه پاسداران نقش داشته، پس از کشته شدن وزیر پیشین دفاع در حملات آمریکا و اسرائیل، یکشنبه ۲۶ مهر با رای اعتماد مجلس به وزارت دفاع رسید.
او جانشین عزیز نصیرزاده میشود که نهم اسفند ۱۴۰۴، در نخستین روز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شد. وزارت دفاع پس از کشته شدن نصیرزاده با سرپرستی مجید ابنالرضا اداره میشد.
اخلاقی برخلاف شماری از وزیران پیشین دفاع که از فرماندهی نظامی به کابینه راه یافته بودند، بیشتر دوران خود را در مجموعههای تولید تسلیحات، صنایع هوافضا و برنامه موشکهای بالستیک گذرانده است.
نام او از سال ۲۰۰۷ در فهرست تحریمهای بینالمللی قرار گرفت و فعالیتش در «گروه صنعتی شهید باقری»، سازمان صنایع هوافضا و سازمان صنایع دفاع، او را به یکی از مدیران باسابقه شبکه تولید و تامین تسلیحات جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
از صنایع دفاعی تا مدیریت برنامه موشکی مهرداد اخلاقی کتابچی ۱۹ شهریور ۱۳۳۷ در رشت متولد شد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی از دانشگاه صنعتی مالک اشتر، وابسته به وزارت دفاع، است.
بر اساس گزارشهای رسانههای حکومتی، اخلاقی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی در اوایل دهه ۱۳۶۰ وارد صنایع دفاعی شد و بیش از چهار دهه در بخشهای فنی، تولیدی و مدیریتی وزارت دفاع فعالیت کرد.
بخش مهمی از فعالیتهای او به توسعه موتورهای موشکی سوخت جامد و مدیریت مجموعههای صنعتی مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک اختصاص داشته است.
فناوری سوخت جامد امکان نگهداری طولانیتر موشکها و آمادهسازی سریعتر آنها برای پرتاب را فراهم میکند و یکی از اجزای مهم برنامه موشکی سپاه پاسداران است.
اخلاقی پیش از رسیدن به مدیریت سازمان صنایع هوافضا، ریاست گروه صنعتی شهید باقری را بر عهده داشت؛ مجموعهای وابسته به وزارت دفاع که در توسعه و تولید موشکهای بالستیک نقش دارد.
حسین دهقان، وزیر وقت دفاع، ۲۱ آبان ۱۳۹۳ او را به ریاست سازمان صنایع هوافضا منصوب کرد. اخلاقی در این سمت جانشین مهدی فرحی شد.
او در سالهای بعد به ریاست سازمان صنایع دفاع رسید؛ نهادی که در تولید تسلیحات و تامین تجهیزات نیروهای مسلح فعالیت میکند.
نقش اخلاقی در ساخت موشک فاتح ۱۱۰ ارتباط نزدیک اخلاقی با حسن طهرانیمقدم، از بنیانگذاران برنامه موشکی سپاه پاسداران، از بخشهای مهم کارنامه اوست.
خبرگزاری تسنیم به نقل از کتاب «مرد ابدی» نوشته معصومه سپهری گزارش داده است که اخلاقی با وجود نامشخص بودن نتیجه آزمایشهای موشک فاتح ۱۱۰، با اختصاص ۱۰ میلیون دلار برای خرید تجهیزات و راهاندازی تاسیسات تولید آن موافقت کرد.
این روایت که بر مصاحبه با یکی از طراحان ارشد موشکی استوار است، از نقش اخلاقی در تامین مالی و ایجاد زیرساختهای تولید موشک برای سپاه پاسداران حکایت دارد.
مسعود پزشکیان نیز در جلسه رای اعتماد به همکاری قدیمی اخلاقی با طهرانیمقدم اشاره کرد و توان موشکی جمهوری اسلامی را حاصل فعالیت افرادی مانند آنها دانست.
نزدیک به دو دهه در فهرست تحریمهای بینالمللی نام اخلاقی نخستین بار چهارم فروردین ۱۳۸۶، برابر با ۲۴ مارس ۲۰۰۷، در قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد درج شد.
در این قطعنامه، او بهعنوان رییس گروه صنعتی شهید باقری معرفی شد؛ مجموعهای که شورای امنیت آن را با فعالیتهای مرتبط با برنامه موشکهای بالستیک حکومت ایران مرتبط دانسته بود.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز در سال ۲۰۰۸ نام اخلاقی را در فهرست تحریمهای خود قرار داد.
وزارت خارجه آمریکا در اطلاعات منتشرشده درباره او، علاوه بر مدیریت گروه صنعتی شهید باقری، به مشارکتش در مذاکرات مربوط به خرید تجهیزات برای صنایع موشکی اشاره کرده است.
دولت آمریکا در سال ۲۰۲۰ نیز او را در ارتباط با مسئولیتش در سازمان صنایع دفاع تحریم کرد.
اتحادیه اروپا نام اخلاقی را در فهرست تحریمهای خود قرار داده و در اسناد منتشرشده در سال ۲۰۲۳، از مسئولیتهای او در سازمان صنایع دفاع و سازمان صنایع هوافضا نام برده است.
دولت بریتانیا نیز در سال ۲۰۲۳ اخلاقی را به دلیل مشارکت یا پشتیبانی از فعالیتهای مرتبط با توسعه سامانههای حمل سلاح هستهای در ایران تحریم کرد.
نام اخلاقی پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز در فهرست تحریمهای این سازمان قرار گرفت.
این سوابق نشان میدهد وزیر جدید دفاع جمهوری اسلامی پیش از رسیدن به کابینه، سالها به دلیل نقش خود در برنامه موشکی و صنایع تسلیحاتی تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشته است.
برنامه وزیر جدید برای گسترش تولید تسلیحات اخلاقی در جلسه رای اعتماد، افزایش تولید تجهیزات نظامی، توسعه توان موشکی و پهپادی، تقویت پدافند هوایی و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده صنایع دفاعی را از اولویتهای خود معرفی کرد.
او همچنین بر توسعه فناوریهای جدید، افزایش همکاری با شرکتهای دانشبنیان و کوتاه کردن زمان دستیابی به برخی محصولات و فناوریهای نظامی به حداکثر شش ماه تاکید کرد.
در برنامه ارائهشده به مجلس، افزایش مشارکت شرکتهای خارج از مجموعه وزارت دفاع در تولید تجهیزات نظامی نیز پیشبینی شده است.
بر اساس این برنامه، سهم برونسپاری تولید باید در سال ۱۴۰۵ به ۷۵ درصد و در سال بعد به بیش از ۸۵ درصد برسد. تولید تجهیزات دارای طبقهبندی امنیتی بالا همچنان در تاسیسات تحت کنترل وزارت دفاع انجام خواهد شد.
اخلاقی همچنین ادامه حمایت از گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی در منطقه را از اولویتهای وزارت دفاع معرفی کرده است.
او در سخنرانی خود در مجلس، با اشاره به جنگ اخیر، گفت: «این قابلیتها امروز دشمن آمریکایی-صهیونیستی را در جنگ اخیر به سرحد استیصال رسانده و در وضعیت بنبست راهبردی قرار داده است.»
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که وزارت دفاع جمهوری اسلامی پس از کشته شدن وزیر پیشین و آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی، با ماموریت بازسازی ظرفیتهای تولید و تامین تسلیحات روبهرو است.
تهدید آمریکا در نخستین روز وزارت اخلاقی در حاشیه جلسه رای اعتماد، در واکنش به پرسشی درباره احتمال استفاده آمریکا از بمب سنگین GBU-43، موسوم به «مادر بمبها»، علیه ایران، از آمادگی جمهوری اسلامی برای مقابله با چنین اقدامی سخن گفت.
اخلاقی گفت: «رییسجمهوری آمریکا باید به فکر این باشد که نیروهایش را سالم از منطقه ما خارج کند. اگر یک بمب بیاندازد، باید ببیند چند نفر از نیروهایش را باید بهصورت افقی از منطقه خارج کند.»
او همچنین گفت وزارت دفاع تدابیری برای مقابله با چنین حملهای در نظر گرفته است.
این سخنان همزمان با هشدارهای مقامهای آمریکایی درباره احتمال اقدام نظامی علیه تاسیسات جمهوری اسلامی مطرح شد.
دونالد ترامپ احتمال حمله به مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ در نزدیکی نطنز را مطرح کرده و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، درباره پیامدهای نظامی شکست مذاکرات با حکومت ایران هشدار داده است.
تداوم سیاست موشکی پس از جنگ انتصاب اخلاقی در ادامه تغییرات گسترده در ساختار فرماندهی و مدیریت نظامی جمهوری اسلامی پس از جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل صورت میگیرد؛ جنگی که شماری از مقامهای ارشد نظامی و امنیتی را از میان برد و آسیبپذیری زیرساختهای نظامی و پدافندی جمهوری اسلامی را آشکار کرد.
پزشکیان در جلسه رای اعتماد گفت اخلاقی از حمایت ارتش، سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی برخوردار است.
رییس دولت همچنین به حضور وزیر جدید در فهرست تحریمهای آمریکا اشاره کرد و گفت امیدوار است او زنده بماند و بتواند به فعالیت خود ادامه دهد.
انتخاب مدیری که نزدیک به دو دهه به دلیل نقش خود در برنامه موشکی جمهوری اسلامی تحت تحریمهای بینالمللی بوده، نشاندهنده ادامه اتکای ساختار نظامی به همان شبکه مدیران و مجموعههای تسلیحاتی پیشین است.
این انتصاب همچنین در شرایطی صورت میگیرد که برنامه موشکی جمهوری اسلامی همچنان یکی از محورهای اختلاف با آمریکا و کشورهای اروپایی است و فعالیتهای موشکی و تسلیحاتی آن با مجموعهای از تحریمها روبهروست.
اخلاقی اکنون مسئول بازسازی ظرفیتهای نظامی و گسترش تولید تسلیحات است؛ مسئولیتی که در کنار برنامههای اعلامشده برای افزایش برد و قدرت تخریب موشکها و ادامه حمایت از گروههای مسلح همسو با جمهوری اسلامی، از تداوم اولویتهای نظامی پیشین حکایت دارد.
مهرداد اخلاقی کتابچی با ۲۳۷ رای موافق مجلس شورای اسلامی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شد. او در جلسه بررسی صلاحیت خود گفت جمهوری اسلامی «دست روی ماشه» آماده مقابله با اسرائیل است و برای آنچه «جنگ چهارم» خواند، آمادگی دارد.
نمایندگان مجلس یکشنبه ۲۶ مهر، در جلسهای که بهصورت مجازی برگزار شد، با ۲۳۷ رای موافق و ۱۵ رای مخالف از مجموع ۲۷۷ نماینده حاضر، به اخلاقی رای اعتماد دادند.
اخلاقی جانشین عزیز نصیرزاده میشود که در حملات آمریکا و اسرائیل در اسفند سال گذشته کشته شد. در این فاصله، مجید ابنالرضا سرپرستی وزارت دفاع را بر عهده داشت.
اخلاقی آمریکا و اسرائیل را به پاسخ «گسترده» تهدید کرد به گزارش رسانهها در ایران، اخلاقی در دفاع از برنامههای خود با تاکید بر اینکه «ما دست روی ماشه» آماده مبارزه با اسرائیل هستیم، از آمادگی برای «جنگ چهارم» سخن گفت.
او مدعی شد توانمندیهای دفاعی جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه تکمیل شده و محاسبات طرف مقابل را تغییر داده است.
اخلاقی هشدار داد در صورت آنچه «خطای محاسباتی» دوباره آمریکا و اسرائیل خواند، پاسخ جمهوری اسلامی «غافلگیرکننده و گسترده» خواهد بود و مسئولیت پیامدهای منطقهای و جهانی آن را متوجه واشینگتن و متحدانش دانست.
او همچنین نبرد کنونی را جنگی ترکیبی توصیف کرد که عملیات نظامی، فشار اقتصادی، حملات سایبری، اختلال در زنجیره تامین و محدودیت دسترسی به فناوری را دربر میگیرد.
وزیر دفاع حکومت ایران افزایش برونسپاری تولیدات نظامی را ضروری دانست اخلاقی گفت برنامههایش را برای ۲۰ ماه باقیمانده از دوره وزارت، در دو بازه کوتاهمدت و میانمدت تنظیم کرده است.
یکی از محورهای اصلی برنامه او افزایش سهم برونسپاری در تولیدات دفاعی بود. به گفته اخلاقی، سهم هدفگذاریشده برای برونسپاری از حدود ۵۵ درصد در سال ۱۴۰۴ به ۷۵ درصد در سال ۱۴۰۵ و بیش از ۸۵ درصد در سال ۱۴۰۶ میرسد.
او تاکید کرد برونسپاری برای وزارت دفاع «یک انتخاب نیست»، بلکه ضرورتی برای عمل به تعهدات است و بر اساس ابلاغیههای ستاد کل نیروهای مسلح دنبال میشود.
اخلاقی همچنین گفت ستاد کل، با جمعبندی گزارشهای عملیاتی سپاه، ارتش و فرماندهی انتظامی، از میان چند هزار محصول وزارت دفاع، چند صد محصول را بهعنوان اقلام کارآمد در نبردهای «۱۲روزه و ۴۰روزه» شناسایی و ابلاغ کرده است.
او ارائه جزئیات برخی برنامهها در جلسه علنی را مغایر ملاحظات امنیتی دانست و اعلام کرد آماده است آنها را همراه با زمانبندی در جلسات غیرعلنی تشریح کند.
پزشکیان خواستار حفاظت از جان وزیر جدید شد مسعود پزشکیان در دفاع از گزینه پیشنهادی خود، به سابقه همکاری اخلاقی با حسن تهرانیمقدم، محسن فخریزاده و امیرعلی حاجیزاده اشاره کرد و گفت ارتش، سپاه، وزارت دفاع و دستگاههای امنیتی از او حمایت میکنند.
رییس دولت جمهوری اسلامی همچنین گفت اخلاقی از مدتها پیش در «فهرست تحریم و ترور» طرف مقابل قرار داشته و بر ضرورت حفاظت از جان او و دیگر متخصصان و فرماندهان تاکید کرد.
پزشکیان گفت: «موشک تنها وسیله دفاعی ما نیست؛ مردم مهمترین ابزار دفاعی ما هستند.» او با اشاره به وجود «برخی نارضایتیها»، بر نقش همراهی مردم و انسجام داخلی تاکید کرد.
او همچنین تامین مسکن و بهبود معیشت نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی را از اولویتهای دولت و برنامه وزیر جدید دفاع برشمرد.
نماینده مخالف به آسیبهای جنگ و نیاز به حمایت از نیروهای منطقهای اشاره کرد حامد یزدیان، نماینده اصفهان، در مخالفت با برنامههای اخلاقی گفت پس از جنگ و با توجه به آسیبهای واردشده، وزارت دفاع باید استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان را گسترش دهد و آنها را صرفاً پیمانکار نبیند.
او خواستار توجه بیشتر به حوزههای راداری، پهپادی، موشکی، اپتیک و لیزر شد و تمرکز عمده برنامه پیشنهادی بر مباحث نظامی را برای مواجهه با جنگ ترکیبی کافی ندانست.
یزدیان همچنین ادعایی درباره تاثیر رادارهای طرف مقابل در کشورهای منطقه بر اقلیم و بارشهای ایران مطرح کرد، بیآنکه در سخنان منتشرشده شواهدی برای آن ارائه کند.
این نماینده مجلس خواستار تقویت انگیزههای اعتقادی نیروهای مسلح و بهبود معیشت آنان شد. او همچنین از اخلاقی خواست حمایت صریح خود را از نیروهای موسوم به «جبهه مقاومت» در لبنان، عراق و یمن اعلام کند و گفت این نیروها در شرایط کنونی به حمایت جمهوری اسلامی نیاز دارند.
موافقان نیز خواستار اصلاح زمانبندی برنامهها شدند علیرضا سلیمی، عضو هیاترییسه مجلس، در حمایت از اخلاقی، برنامه او را منسجم و دارای آیندهنگری توصیف کرد، اما گفت زمانبندی اجرای آن نیازمند بازبینی است.
به گفته سلیمی، در ارزیابی معاونت نظارت مجلس، ۷۰ درصد برنامه با اسناد بالادستی «منطبق» و ۲۲ درصد «همسو» تشخیص داده شده و هشت درصد باقیمانده نیازمند توضیح و شفافسازی است.
زهرا سعیدی، سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن، نیز برنامه اخلاقی را از نظر سنجشپذیری و اولویتبندی قابل قبول دانست، اما بر ضرورت هماهنگی زمانبندی آن با برنامه هفتم توسعه تاکید کرد. افزایش مشارکت بخش خصوصی و دانشگاهها در صنایع دفاعی و توسعه صادرات محصولات دفاعی از دیگر محورهای گزارش این کمیسیون بود.
همزمان با برگزاری نشست مجلس برای رای اعتماد به وزیر جدید دفاع، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس نوشت که «هذیانگویی و تهدیدهای مکرر» این روزهای مقامات آمریکایی و اسرائیلی، واقعیت میدان را تغییر نمیدهد و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای ماجراجویی جدید، طرحی ویرانگرتر از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه آماده کردهاند.
دبیر شورای عالی امنیت ملی حکومت ایران، ادامه داد: «طرح عملیاتی جدید تهران، با قواعدی که آنها میشناسند، پیش نخواهد رفت.»
این مواضع در حالی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح شده که حملات سپاه به کشتیها در تنگه هرمز و خلیج فارس در روزهای اخیر همچنان ادامه داشته است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، شعبه یک دادگاه انقلاب ایذه ۱۹ شهروند اهل بهمئی را هر یک به دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. حضور در مراسم یادبود یکی از کشتهشدگان اعتراضات دیماه، سردادن شعار و نشان دادن علامت پیروزی، مبنای این احکام عنوان شده است.
شرکت در مراسم یادبود مبنای اتهام امنیتی قرار گرفت این ۱۹ شهروند اهل شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد، با اتهام «برهم زدن امنیت ملی» محاکمه و محکوم شدهاند.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند دادگاه انقلاب ایذه در شرح اتهامها به حضور این افراد در مراسم یادبود کشتهشدگان اعتراضات در شهرستان باغملک استان خوزستان اشاره کرده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، دادگاه در شرح اتهامات به مواردی از جمله اینکه این شهروندان با وجود سکونت در استان کهگیلویه و بویراحمد، در این مراسم شرکت کرده، بهصورت گروهی شعارهای اعتراضی سر داده و دو انگشت خود را به نشانه پیروزی بالا بردهاند، اشاره کرده است.
به گفته منابع مطلع، همین اقدامها مبنای طرح اتهام و صدور حکم حبس برای آنها قرار گرفته است. در اطلاعات دریافتی، جزئیاتی درباره تاریخ صدور احکام و وضعیت تجدیدنظرخواهی ارائه نشده است.
ماموران این شهروندان را هنگام بازگشت از مراسم بازداشت کردند به گفته منابع مطلع، این ۱۹ نفر روز ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، هنگام بازگشت از مراسم یادبود حسین پوشنه، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه، در شهرستان باغملک بازداشت شدند.
آنها پس از بازداشت به زندان شیبان اهواز منتقل و روز ۱۳ اسفند با قرار موقت آزاد شدند.
اسامی محکومان که در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفته، عبارت است از: داوود مستوفی، حیدر حاتمینسب، اسحاق حدادینژاد، جابر حدادینژاد، ابوالفضل حدادینژاد، جواد چیرهنژاد، فردین چیرهنژاد، هادی دیاله، افشین حسینینیکو، فرشاد جبا، ابوذر حشمتی، وحید جاوریان، امیرحسین جرستپور، فرید عبداللهی، اردشیر جریده، رهام واضح، مسعود جشیره، مهدی چمنپور و حسین چیرهنژاد.
گزارشهای دیگری از برخورد با شرکتکنندگان در گردهماییهای خصوصی منتشر شد در پروندههایی جداگانه، گزارشهایی درباره برخورد امنیتی و قضایی با شهروندان بهائی، از جمله بهدلیل حضور در گردهماییهای خصوصی، منتشر شده است.
سایت هرانا جمعه ۲۴ مهر گزارش داد از هشتم فروردین تا ۲۳ مهر، ۳۴ مورد برخورد امنیتی و قضایی با بهائیان یزد ثبت شده است. به گزارش این رسانه، این برخوردها علاوه بر افراد دارای پرونده قضایی، شرکتکنندگان در گردهماییهای خصوصی، مهمانان و اعضای خانوادههای آنان را نیز دربر گرفته است.
از جمله، ماموران اداره اطلاعات هشتم فروردین گردهمایی حدود ۵۰ شهروند بهائی را که برای صرف آش، مطابق یکی از رسوم محلی یزد، جمع شده بودند، پراکنده کردند. بنا بر این گزارش، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، تلفنهای همراه حاضران را ضبط کردند و با وجود پیگیری شماری از آنها، این وسایل تا زمان انتشار گزارش بازگردانده نشده بود. در تیرماه نیز حدود ۱۲ نفر از شرکتکنندگان برای بازجویی احضار شدند.
جامعه جهانی بهائی نیز ۲۳ مهر از بازگشایی پرونده ۲۶ شهروند بهائی در شیراز خبر داد؛ پروندهای که با وجود تبرئه متهمان در دی ۱۴۰۱، دوباره به جریان افتاده و شماری از آنان برای حضور در دادگاه احضار شدهاند.
بر اساس اعلام این نهاد، تا ۱۰ مهر دستکم ۶۴ شهروند بهائی در ایران در بازداشت یا زندان بودند و ۱۹ نفر دیگر با پابند الکترونیکی یا در مرخصی موقت، دوران محکومیت خود را میگذراندند.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر و یسرائیل کاتر، وزیر دفاع اسرائیل
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تهدید کرد در صورت ازسرگیری درگیری، تمامی تاسیسات و زیرساختهای انرژی ایران هدف قرار خواهند گرفت. همزمان، بنیامین نتانیاهو پایان تهدید علیه اسرائیل را به سرنگونی جمهوری اسلامی گره زد.
کاتز از آمادگی برای حملهای تمامعیار خبر داد کاتز در مصاحبهای با شبکه ۱۴ اسرائیل که شنبهشب، ۲۵ مهر، به وقت اسرائیل پخش شد، گفت این کشور برای حملهای تمامعیار به جمهوری اسلامی آمادگی کامل دارد.
او گفت اسرائیل و آمریکا تاکنون ۳۵ هزار بمب بر سر اهداف در ایران انداختهاند و بیشتر این بمبها را اسرائیل پرتاب کرده است.
وزیر دفاع اسرائیل با اشاره به احتمال ازسرگیری درگیری گفت اسرائیل آماده است این بار زیرساختهای انرژی ایران را «با تمام قدرت» هدف قرار دهد تا ایران ۴۰ سال به عقب بازگردد و به تعبیر او، به «دوران تاریکی و عصر حجر» کشانده شود.
کاتز همچنین تاکید کرد شکست جمهوری اسلامی، سراسر منطقه را به سوی برقراری روابط آشکار با اسرائیل سوق خواهد داد و اسرائیل در مرکز این تحولات قرار خواهد گرفت.
نتانیاهو پایان تهدید را به سرنگونی جمهوری اسلامی گره زد نتانیاهو نیز در گفتوگویی جداگانه با شبکه آی۲۴نیوز، شنبه ۲۵ مهر، ادامه حضور جمهوری اسلامی در قدرت را زمینهساز بازگشت تهدید علیه اسرائیل توصیف کرد.
او گفت اسرائیل تحت رهبریاش توانسته است تهدید فوری نابودی این کشور را خنثی کند، اما جمهوری اسلامی تا زمانی که بر سر کار باشد، برای احیای آن تلاش خواهد کرد.
نتانیاهو با تشبیه جمهوری اسلامی به سرطان گفت: «ما ۹۰ درصد کار را انجام دادیم، اما میدانید، این مثل سرطان است. اگر از شر این رژیم در ایران خلاص نشوید، دوباره بازخواهد گشت.»
او افزود: «بخش قابلتوجهی از مسیر را طی کردهایم، اما هنوز کارهایی باقی مانده است.»
نخستوزیر اسرائیل موضوع ایران را به انتخابات پیوند زد نتانیاهو سرنگونی جمهوری اسلامی را به انتخابات پیش روی اسرائیل پیوند زد و گفت: «پرسشی که در این انتخابات مطرح است، این است که چه کسی این کار را به پایان خواهد رساند؟»
او مخالفان سیاسی خود را متهم کرد که میکوشند مساله اصلی انتخابات را پنهان کنند و افزود: «پرسش این است که چه کسی از ما دفاع خواهد کرد؟ چه کسی بقای ما را تضمین خواهد کرد و چه کسی جلوی نابودی اسرائیل را خواهد گرفت؟»
نخستوزیر اسرائیل در پاسخ به پرسشی درباره احتمال دخالت جمهوری اسلامی، حماس و حزبالله در انتخابات، گفت آنها در پی اخلال در انتخابات یا دستکم تاثیرگذاری بر نتیجه آن هستند.
او گفت: «از ممدانی در نیویورک تا اردوغان در استانبول، آیتاللهها در ایران، حزبالله در لبنان، حماس در غزه و محمود عباس، همه یک چیز میگویند: نتانیاهو باید شکست بخورد.»
نتانیاهو این مخالفتها را نشانه تلاش دشمنان اسرائیل برای شکست خود دانست و گفت: «آنها خیر اسرائیل را نمیخواهند؛ خواهان نابودی اسرائیل هستند.»
او همچنین مدعی شد نشانههایی از تلاش برای مداخله در انتخابات مشاهده شده است و احتمال داد مخالفان اسرائیل با ایجاد حوادث امنیتی، برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی و کماهمیت جلوه دادن دستاوردهای دولت او اقدام کنند.
نتانیاهو گفت جمهوری اسلامی در پی ساخت موشکهایی با برد آمریکاست نتانیاهو در مصاحبه دیگری با مارک لوین، مجری شبکه فاکسنیوز، نکاتی درباره برنامه موشکی و هستهای جمهوری اسلامی مطرح کرد. این مصاحبه شنبهشب، ۲۵ مهر، ساعت هشت به وقت شرق آمریکا پخش شد.
او تاکید کرد جمهوری اسلامی در حال ساخت موشکهای بالستیک قارهپیما با قابلیت رسیدن به خاک آمریکاست و قصد دارد آنها را به کلاهک هستهای مجهز کند. نتانیاهو هشدار داد که در صورت تحقق این هدف، تمامی شهرهای آمریکا در معرض تهدید قرار خواهند گرفت.
نخستوزیر اسرائیل همچنین گفت جمهوری اسلامی در صورت دستیابی به سلاح هستهای، با دیگر قدرتهای هستهای متفاوت خواهد بود؛ زیرا به گفته او، رهبران آن در تصمیمگیریهای خود توان سنجش هزینه و فایده ندارند و بهشدت متعصب و افراطیاند.
او در ادامه امکان دستیابی به توافقی پایدار با تهران را زیر سوال برد و گفت: «هیچ توافقی حتی دو ثانیه دوام نخواهد آورد، زیرا آنها در یک کار همواره ثابتقدم بودهاند؛ دروغ گفتن و تقلب کردن.»
«میجنگیم، میمیریم، ایران را پس میگیریم». این شعار در جریان انقلاب ملی ایران از دیماه ۹۶ تا به کنون که در سال ۱۴۰۵ به سر میبریم بسیار شنیده میشود. اما از پس این عبارت، پرسشی بنیادین برجسته میشود: ایران را از چه کسی باید پس گرفت؟
درآمد
ایران در اشغال ارتشی خارجی نیست؛ رژیم کنونیِ حاکم بر کشور نیز از دل رخداد ۵۷ بر ایران حاکم شد. سرکردگان رژیم عمدتا در ایران زاده شدهاند. به زبان فارسی سخن میگویند و شناسنامه ایرانی دارند. پس چرا وجدان ملی و خرد سلیم ایرانیان جمهوری اسلامی را «اشغالگر» میداند؟ چرا ایرانیان از ضرورت آزادسازی ایران سخن میگویند؟
چرا «ماهمنیر مولایی راد»، مادر زندهیاد «کیان پیرفلک» - کودک ۹ سالهای که در پاییز ۱۴۰۱ با گلولههای جنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به قتل رسید - در ایذه خوزستان و در جریان یک گردهمایی شعار داد: «ما ملت کبیریم/ ایران را پس میگیریم»؟
چرا ایرانیان در برابر رژیم اسلامی که مدعی بود خطر داعش را از ایرانیان دور کرده است، شعار دادند: «بسیجی سپاهی/ داعش ما شمایی»؟
چرا ملت ایران ادعای چهار دههای جمهوری اسلامی مبنی بر دشمنی دولت آمریکا با ملت ایران را رد میکنند و شعار میدهند: «دشمن ما همینجاست/ دروغ میگن آمریکاست»؟
چرا کشاورزان اصفهانی در نماز جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ یعنی دو ماه پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، به نماینده علی خامنهای در اصفهان پشت کردند و شعار دادند: «پشت به دشمن/ رو به میهن»؟
چرا دختران ساروی در مازندران، در سال ۱۴۰۱ شعار دادند: «رضاشاه میمیریم/ مملکت رو میگیریم»؟
ایران کشور پهناوری است و جمعیت آن اکنون ۹۰ میلیون را رد کرده است. چرا میلیونها ایرانی در این گستره سراسری، یک درد مشترک را همخوان کردهاند و طی توافقی همگانی به این نتیجه رسیدهاند که جمهوری اسلامی، کشور ایران را «اشغال» کرده است؟
لزوم رفع یک سوءتفاهم
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید یک سوءتفاهم را کنار گذاشت. وقتی جمهوری اسلامی «اشغالگر» دانسته میشود، مقصود، اشغال به معنای دقیق مندرج در اسناد حقوق بینالملل نیست. سخن بر سر استیلای دشمنی داخلی بر کشور است؛ دشمنی که از قضا آشناییاش با این سرزمین، میتواند ابزار کارآمدتری برای تاراج و تباهی و اشغال آن باشد: «چو دزدی با چراغ آید، گزیدهتر برد کالا».
به بیان دیگر، «اشغالگر» در اینجا توصیفی از نوع رابطه جمهوری اسلامی با ایران و ایرانی است؛ یک دشمن داخلی که ثروت ملی را برای ایدههای ضدملی خرج میکند؛ شهروندان ایرانی را در صورت اعتراض، «عوامل موساد» مینامد؛ هویت، فرهنگ و شیوه زندگی آنان را موضوع مهندسی ایدئولوژیک قرار میدهد و هنگامی که ملت ایران علیه آن به خیابان میآیند، به سوی مردم بیسلاح، گلوله جنگی شلیک میکند.
مگر یک دشمن خارجی قرار بود با ایران و ایرانی چه کند که دشمن داخلی یعنی جمهوری اسلامی بسیار بدتر از آن را نکرده باشد؟
بنابراین، مسئله زادگاه سرکردگان جمهوری اسلامی و محل سپری شدن کودکی آنان نیست؛ مسئله، رفتاری است که آمران و عاملان جمهوری اسلامی با مردم این سرزمین دارند.
زادهشدن در ایران، بهخودیخود، گواه وفاداری به ایران نیست و ماهیت مناسبات رژیم اسلامی با ملت ایران را تعیین نمیکند. مسئله ملت ایران با جمهوری اسلامی، «مناسبات اشغالگرانه»ای است که این رژیم بر کشور و ملت ایران تحمیل کرده است. ملت ایران پیرو درک سلیم خود، این مناسبات اشغالگرانه را از پس تجربه زیسته خود دریافته است و حاصل این دریافت را در عبارتی فشرده بیان کرده است: «اشغالگر».
در این راستاست که در شبکههای اجتماعی فارسیزبان، از کاربران ایرانی زیاد میشنویم که از ترکیب «ایران اشغالی» استفاده میکنند.
مناسبات اشغالگرانه؛ مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی
روحالله خمینی در چهارم آذر ۱۳۵۸، نکتهای را به حامیان و همراهان پنجاهوهفتی خود متذکر شد که میتوان آن را صورتی خلاصه و کوتاه از «مناسبات اشغالگرانه» جمهوری اسلامی با کشور و ملت ایران دانست: «نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد؛ نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنکه به منطقهای خاص متعلق باشد.»
خمینی در این موضع، تقدم را مشخص و اولویت را معلوم کرد: اسلامی فراتر از ایرانی، مستضعفین جهان فراتر از ملت ایران.
این موضعِ بیتعارفِ بنیانگذار جمهوری اسلامی در حد موضع باقی نماند و وارد ساختار قانونی حکومت شد و از جمله در اصل ۱۵۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی جای گرفت.
این اصل، جمهوری اسلامی را نه در قبال شهروندان ایران بلکه در قبال «کل جامعه بشری» مسئول معرفی میکند و حمایت از آنچه «مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین» میداند را، در هر نقطه از جهان، به جمهوری اسلامی تکلیف میکند.
بنابراین با یک سلسلهمراتب آخرالزمانی روبهرو هستیم؛ جمهوری اسلامی خود را دولت یک ملت مشخص در یک سرزمین مشخص با مرزهای مشخص و با تاریخ مشخص نمیداند. بلکه خود را حامل یک رسالت میداند که ملت ایران، دولت ایران، مرزهای ایران، و تاریخ ایران در انجام این ماموریت، اساسا موضوعیت ندارند.
نیازی به یادآوری نیست که وظیفه وجودی یک دولت ملی در هر سرزمینی، تامین امنیت، مراقبت از آزادی و تامین منافع ملی است. در جمهوری اسلامی این منطق وارونه شده است: ایران آرمان جمهوری اسلامی نیست؛ ایران پادگان جمهوری اسلامی است.
این نکتهای است که سرکردگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صراحت و رضایت آن را بیان میکنند. علی فدوی که تا سال ۱۴۰۴ به عنوان جانشین سرکرده کل سپاه پاسداران فعالیت میکرد، در سال ۱۳۹۷ طی یک گفتوگو گفت: «پاسداری از انقلاب اسلامی، تنها پاسداری از یک کشور، یک جغرافیا و یک حکومت نیست.»
او با اشاره به نام رسمی سپاه پاسداران گفت: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچ کلمهای را در ادامه خود ندارد؛ حتی ایران.»
مقایسهای که ستم در حق قیاس است
در تداوم نکات بالا، بایستی به قیاس ناروایی پرداخت که حامیان جمهوری اسلامی مطرح میکنند و آن اینکه با اشاره به هزینههای پادشاهی پهلوی برای تامین امنیت منطقهای و گسترش نفوذ خارجی ایران، تروریسم حکومتی جمهوری اسلامی را نیز در تداوم همان رویکرد قرار میدهند.
این قیاس از بنیاد ناروا و نادرست است؛ از این منظر که غایت این دو رویکرد را نادیده میگیرد.
بدیهی است که هر دولت ملی برای سیاست خارجی، امنیت و نفوذ منطقهای و جهانی هزینه میکند. پس مسئله این نیست. پرسش و بلکه محل چالش این است که آیا این هزینه، گسترش حوزه منافع ملی ایرانیان در منطقه را در دستور کار دارد یا پشتیبانی از گروههای تروریستی چون حماس و حزبالله و انصارالله و شبیه آن را در راستای ایده محوریِ «نابودی اسرائیل»؟
برای نوع نگاه دولت پادشاهی پهلوی به چگونگی رفتار منطقهای، میتوان به نوع نگاه این دولت به چرایی تقویت ارتش شاهنشاهی اشاره کرد و در این راستا میتوان به روایتی رجوع کرد که سرلشکر الیس ویلیامسون، رییس هیات مستشاران نظامی ایالات متحده در ایران بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳، در گفتوگو با «بنیاد مطالعات ایران» مطرح کرده است. گفتوگویی که مدیر این بنیاد، غلامرضا افخمی، در کتاب «زندگی و زمانه شاه»، آن را بازتاب داده است.
ویلیامسون در این گفتوگو میگوید: «ایرانیها میخواستند جامعه خود را دوباره به پای کشورهای پیشرفته برسانند. آنها تصور میکردند با پیشرفت در ۱۲ اصل انقلاب سفید بار دیگر به چنین جامعهای میرسند و شگفتآور این است که ارتش یکی از آن ۱۲ اصل نبود. نخستین پرسش ما غربیها این بود که اگر ارتش یکی از ۱۲ اصل نیست پس دلیل این رشد ارتش چیست؟ من بارها و بارها در این باره با شاه و بسیاری از معاونان او بحث کردم. از نظر آنها هدف از ایجاد ارتش فقط و فقط این بود که امکان موفقیت ۱۲ اصل انقلاب سفید را بدون دخالت بیگانگان فراهم آورد.»(۱)
همان گونه که میتوان از این سخن دریافت کرد، در دید پادشاه و فرماندهان ارتش شاهنشاهی، توان نظامی، پشتوانه و تکیهگاه توسعه ملی است.
از دید دولت پادشاهی پهلوی، ارتش ایران بایستی چنان اقتداری داشته باشد که قدرتهای خارجی نتوانند با تهدید و تجاوز، پیشرفت کشور را مختل سازند. این رویکرد در حوزه تقویت توان بازدارندگی قرار میگیرد نه تقویت توان تجاوز؛ چنان که جمهوری اسلامی در سالهای حیات خود دنبال کرده است.
به باور پادشاه و کارگزاران او، قدرت بازدارندگی نظامی، از لوازم بسیار پراهمیت در راستای استمرار توسعه است. قدرت بازدارندگی برای دولت پادشاهی پهلوی معنای روشنی داشت؛ هزینه تعرض به ایران چنان سنگین باشد که اساسا اندیشه تجاوز به ایران، در محاسبات طرف مقابل جای نداشته باشد.
این منطق با رویکرد جمهوری اسلامی که تلاش میکند امکانات ایران را به مثابه ادوات مستقر در یک پادگان، در خدمت مداخلات تروریستی در راستای تامین یک هدف آخرالزمانی - نابودی اسرائیل - قرار دهد، تفاوتی ماهوی دارد.
این نیز البته نیازی به یادآوری ندارد که توان نظامی نیروهای شبهنظامی جمهوری اسلامی اساسا با قدرت ارتش شاهنشاهی و توان لجستیک و عملیاتی نیروهای نظامی آن قابل مقایسه نیست.
در راستای تقویت نکته بالا و تایید روایت ویلیامسون، میتوان به روایتی از منازعات مرزی بین ایران و عراق در دهه ۵۰ خورشیدی اشاره کرد.
بنا بر این روایت، هنگامی که یکی از فرماندهان ارتش شاهنشاهی، با اتکا به برتری نظامی ایران، بهویژه در نیروی هوایی، پیشنهاد برخوردی قاطع با عراق را مطرح میکند، پادشاه خطر تبدیل آن اقدام به جنگی گسترده را پیش میکشد و در این محاسبه، حتی اطمینان از پیروزی نظامی را نیز برای آغاز و توجیه جنگ با عراق کافی نمیداند. چه آنکه به باور پادشاه، حمله متقابل عراق میتواند به یکی از استانهای مرزی و در عین حال از مهمترین استانهای کشور، یعنی خوزستان، آسیب برساند و روند توسعه این منطقه از کشور را مختل سازد.
اهمیت این نگاه پادشاه در آن است که پیروزی را تنها با شکست نظامی دشمن نمیسنجد؛ بلکه پاسداری از آبادانی کشور و استمرار توسعه را نیز در محاسبات خود دخیل میسازد.
بر این اساس، پادشاه در مواجهه با عراق، ترکیبی از قدرت نظامی، حمایت از نیروهای مخالف رژیم بعثی - بهویژه کردهای عراق - و دیپلماسی را به کار گرفت. فشار چندجانبهای که در نهایت به توافق الجزایر در سال ۱۹۷۵ انجامید و ایران توانست یکی از خواستههای مهم مرزی خود را بدون ورود به جنگی گسترده، تامین کند.
همان گونه که در بالا آمد، مقایسه بین رویکرد منطقهای پادشاهی با پهلوی و رفتار تروریستی جمهوری اسلامی، از بنیاد نارواست ولی در عینحال در اینجا میتوان از آن کمک گرفت و آن را در پرتو مفهوم «مناسبات اشغالگرانه» ارزیابی کرد.
در منطق دولت پادشاهی پهلوی، قدرت نظامی بایستی در خدمت تامین منافع ملت باشد اما در «مناسبات اشغالگرانه»، این نسبت کاملا وارونه میشود و کشور بایستی با همه سرمایه خود و به صورت تمامعیار در خدمت اشغالگران قرار بگیرد.
پس مسئله صرف هزینهکرد در بیرون از مرزهای ایران نیست؛ بلکه نکته محوری اینجاست که این هزینه چه فایده عینی، ملموس و قابل راستیآزمایی در بر دارد؟
جمهوری اسلامی منابع کشور و امنیت ایرانیان را تابع تحقق آرمانهای ایدئولوژیک خود ساخته است و مفهوم «مناسبات اشغالگرانه» ناظر بر همین است که ایران از غایت تبدیل به یک وسیله شده است. به بیان دیگر، رژیم اسلامی جای آنکه امکانات را صرف ایران کند، ایران را صرف مقاصد خود میکند.
اگر رژیم بعثی، ایران را اشغال میکرد، چه میکرد؟
برای تبیین «مناسبات اشغالگرانه» میان جمهوری اسلامی و ملت ایران، میتوان به نمونهای دیگر نیز اشاره کرد که مربوط به سال گذشته (۱۴۰۴) میشود. در این سال، در تداوم کمکهای سالانه میلیارد دلاری رژیم اسلامی به حزبالله لبنان، نزدیک به یک میلیارد دلار از سرمایه ملت ایران در اختیار این گروه قرار داده شد.
شگفت آنکه تروریستهای حزبالله لبنان حتی به این مبلغ نیز رضایت ندادند و خواستار افزایش کمک به دو میلیارد دلار شدند؛ آن هم در شرایطی که به علت آنچه «فقدان بودجه کافی» اعلام شد، توزیع شیر را در مدارس ایران متوقف کردند و عملا در راستای تامین هزینههای حزبالله لبنان، از نوشیدنی و خوراک کودکان مدارس ایران زدند.
منطق رفتار یک نیروی اشغالگر با کشور تحت اشغال چیست؟ اگر، به فرض، رژیم بعثی، ایران را اشغال میکرد، با سرمایه ایرانیان چه میکرد؟ جز اینکه آن را در خدمت منافع رژیم عراق به کار میگرفت و ملت ایران را از آن محروم میساخت؟
مناسبات جمهوری اسلامی با ملت ایران، از حیث سلطه بر منابع کشور و تقدمبخشی به مقاصد منطقهای خود بر تامین نیازهای مردم، دلیل دیگری بر وجود «مناسبت اشغالگرانه» این رژیم با کشور و ملت ایران است.
زندگی ایرانیان؛ در محاصره اشغال
مبنای استدلالی وجود «مناسبت اشغالگرانه»، به چگونگی مصرف ثروت ملی محدود نمیشود.
جمهوری اسلامی افزون بر دارایی ایرانیان، شئون مختلف زندگی آنان را نیز به تصرف ایدئولوژیک خود در آورده است. از این منظر است که بایستی گفت صرفِ «دیکتاتوری» نامیدن این رژیم، تخفیف در توصیف ماهیت آن است.
دیکتاتوریهای متعارف، فرمانبُرداری سیاسی میطلبند و بیرون از حوزههای سیاسی، اختیار و آزادی اجتماعی و فرهنگی شهروندان را تحمل میکنند. اما جمهوری اسلامی علاوه بر اینکه راه مشارکت مستقل و آزادانه ملت در سیاست را تعطیل میکند، زیست شخصی، فرهنگی و اجتماعی مردم را نیز تابع اراده ایدئولوژیک خود قرار میدهد؛ چنانکه میتوان آن را یک «مهندسی ایدئولوژیک» نامید.
سرپیچی از دستورالعمل این مهندسی ایدئولوژیک نیز با خشونتی مرگبار پاسخ میگیرد: چنانکه زندهیاد «مهسا امینی» به سبب آنچه «بدحجابی» خوانده شد به قتل رسید و در سال ۱۳۹۳، چهره دختران اصفهان نیز به علت «بدحجابی» مورد اسیدپاشی قرار گرفت.
بر اساس چنین تجربهای است که میتوان گفت ملت ایران، منطق اشغال کشور به دست جمهوری اسلامی را در سه وجه مرتبط با هم صورتبندی میکند:
- صرف و خرج ثروت ملی در خدمت مقاصد آخرالزمانی همچون نابودی اسرائیل
- تصرف ابعاد زندگی خصوصی، فرهنگی و اجتماعی شهروندان
- کشتار ایرانیان
در مسئله کشتار ایرانیان، دگرباره مقایسه این دشمن داخلی با دشمن خارجی معنا پیدا میکند. جنگ ایران و عراق هشت سال به طول انجامید و در این هشت سال، و بنا به گزارشها و پژوهشها، بین ۱۱ هزار تا ۱۶ هزار غیرنظامی ایرانی کشته شدند اما جمهوری اسلامی در عرض فقط دو شب و جدای از تمام کشتارهایی که در سالهای قبل از آن انجام داده بود، در دیماه ۱۴۰۴، دهها هزار ایرانی را به قتل رساند.
نکته اینجاست که صدام حسین از ثروت ملی ایرانیان، ایرانیان را به قتل نرساند؛ جمهوری اسلامی اما دولت ایران را غصب کرده است، ثروت ایرانیان را تصرف کرده و از شهروندان مالیات میگیرد تا هزینه دستگاه کشتار خود را برای قتل ایرانیان تامین کند. به بیان خیلی ساده، از شهروند ایرانی پول میگیرند تا شهروند ایرانی را به قتل برساند.
در راستای چنین تجربه بیواسطهای است که شهروندان ایران شعار میدهند: «بسیجی، سپاهی/ داعش ما شمایی» و کشاورزان اصفهان به تریبون نماز جمعه پشت میکنند و میگویند: «پشت به دشمن/ رو به میهن».
شهروندان ایرانی در قالب این شعارها میپرسند دشمن اشغالگر قرار بود با ایران و ایرانی چه کند که رژیم جمهوری اسلامی هزار بار بدتر از آن را انجام نداده باشد؟
پایان
جمهوری اسلامی با تانک و جنگنده و از آن سوی مرزهای ایران، ایران را اشغال نکرد؛ اما دولت ایران را از ملت ایران جدا کرد، دستگاه اداری ایران را در خدمت منافع ضدایرانی قرار داد و این اگرچه اشغال یک کشور در معنای حقوقی آن نیست اما یک نشان تمامعیار از «مناسبات اشغالگرانه» در معنای حقیقی آن است.
«میجنگیم، میمیریم/ ایران را پس میگیریم» به معنای بازپسگیری مالکیت کشور و آزادسازی آن از چنگ «مناسبت اشغالگرانه» است؛ شهروندانی که ایران را نه پادگان، نه خزانه حزبالله لبنان، بلکه خانهای برای ایرانیان میخواهند.
ارجاعات:
۱- افخمی، غلامرضا، زندگی و زمانه شاه، صص ۵۶۵-۵۶۶. نسخه فارسی این کتاب که نقل قول بالا برگرفته از آن است، برگردان از اصل انگلیسی این کتاب است که با عنوان The Life and Times of the Shah، در سال ۲۰۰۹ بهوسیله انتشارات دانشگاه کالیفرنیا در برکلی منتشر شده است. مشخصات نسخه انگلیسی در وبسایت ناشر در دسترس است.