• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا روبیو دستور «بیرون انداختن» هیات جمهوری اسلامی را از نیویورک صادر کرد

اردوان روزبه
اردوان روزبه

ایران‌اینترنشنال

۹ مهر ۱۴۰۵، ۰۲:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

دستور روبیو برای «بیرون انداختن» هیات جمهوری اسلامی از آمریکا، فقط یک تحقیر دیپلماتیک نبود؛ این اقدام در لحظه‌ای انجام شد که واشینگتن خود را در موقعیتی برتر می‌بیند، اهرم تهران در تنگه هرمز تضعیف شده، جریان نفت با اختلال کمتری ادامه دارد و میانجی‌گری قطر نیز به بن‌بست خورده است.

دستور مارکو روبیو برای خروج فوری هیات جمهوری اسلامی از آمریکا، تازه‌ترین نشانه از تغییر فضای حاکم بر رویارویی تهران و واشینگتن است، تغییری که تنها به لحن دیپلماتیک محدود نمی‌شود و به نظر می‌رسد با ارزیابی تازه آمریکا از توازن فشار در میدان، بازار نفت و تنگه هرمز ارتباط مستقیم دارد.

اکسیوس گزارش داده است که وزیر خارجه آمریکا دوشنبه شب، پس از آنکه تلاش‌ها برای رسیدن به پیشرفت در مذاکرات به بن‌بست رسید، دستور داد هیات جمهوری اسلامی، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، فورا آمریکا را ترک کند. این رسانه برای توصیف اقدام روبیو از تعبیر «کیک اوت» استفاده کرده است، تعبیری که در این چارچوب معنایی فراتر از پایان معمول سفر یک هیات دیپلماتیک دارد. اکسیوس این اقدام را یک سرزنش دیپلماتیک بسیار غیرمعمول توصیف کرده که عمق بی‌اعتمادی میان دو طرف را آشکار می‌کند.

البته یک منبع آگاه به اکسیوس گفته است عراقچی از قبل نیز قرار بود دوشنبه شب آمریکا را ترک کند. بنابراین نمی‌توان گفت دستور روبیو الزاما برنامه سفر وزیر خارجه جمهوری اسلامی را تغییر داده است. اهمیت ماجرا بیشتر در تصمیم سیاسی واشینگتن برای ابلاغ رسمی و فوری خروج هیات ایرانی، درست در زمانی است که مذاکرات به بن‌بست رسیده بود.

این اتفاق تنها چند ساعت پس از تغییر محسوس فضای مذاکرات رخ داد. بر اساس گزارش اکسیوس، کاخ سفید صبح دوشنبه هنوز امیدوار بود تلاش میانجی‌های قطری بتواند به پیشرفتی منجر شود، اما تا پایان روز روشن شد که دو طرف بر مواضع اصلی خود باقی مانده‌اند. علی الثوادی، میانجی قطری، ساعت‌ها با عراقچی و اعضای هیات جمهوری اسلامی در نیویورک مذاکره کرد و سپس برای ادامه رایزنی‌ها با مقام‌های آمریکایی به واشینگتن رفت. محور این تلاش، پیشنهاد مصالحه‌ای بود که قرار بود خواسته تهران برای رفع محاصره دریایی را با مطالبه واشینگتن برای امتیازهای مشخص هسته‌ای در یک چارچوب قرار دهد.

اما میانجی‌گری قطر دست‌کم تا این مرحله نتوانسته فاصله دو طرف را کم کند. یک منبع آگاه از مذاکرات به اکسیوس گفته است تهران خواسته‌هایی دارد که آمریکا قادر به پذیرش آنها نیست و در مقابل، واشینگتن تصور می‌کند در حال پیروز شدن است و بنابراین دلیلی برای مصالحه نمی‌بیند. مقام‌های آمریکایی حتی احتمال داده‌اند دونالد ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای بار دیگر دستور عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را صادر کند.

اهرم هرمز در حال تغییر
برای درک رفتار تازه واشینگتن، باید تحولات تنگه هرمز و بازار نفت را نیز در کنار مذاکرات قرار داد.

جمهوری اسلامی در پیشنهاد هفت‌روزه خود، بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به مذاکرات هسته‌ای را به اقداماتی از سوی آمریکا، از جمله رفع محاصره دریایی و تسهیل فروش نفت ایران، مرتبط کرده بود. ترامپ این پیشنهاد را رد کرد و گفت شرایط ارائه‌شده از سوی تهران برای واشینگتن قابل قبول نیست. اکسیوس نیز گزارش داده است که مذاکره‌کنندگان آمریکایی به طرف ایرانی گفته‌اند از نگاه واشینگتن، جمهوری اسلامی دیگر کنترل موثری بر تنگه ندارد که بتواند بازگشایی آن را به‌عنوان امتیاز اصلی روی میز مذاکره بگذارد.

تحولات بازار انرژی به این ارزیابی واشینگتن وزن بیشتری داده است. وال‌استریت ژورنال گزارش داده که توان کشورهای خلیج فارس و نیروی دریایی آمریکا برای مقابله با اختلال در صادرات نفت افزایش یافته و جریان نفت منطقه به شکل محسوسی بازیابی شده است. در تازه‌ترین ارزیابی این روزنامه، صادرات نفت خام خاورمیانه حتی به سطوح پیش از جنگ بازگشته و حدود ۴۰ درصد صادرات از مسیرهایی غیر از هرمز منتقل می‌شود. در مقابل، صادرات نفت جمهوری اسلامی تحت فشار محاصره دریایی آمریکا نزدیک به صفر گزارش شده است.

این تحول یک متغیر مهم را در محاسبات مذاکراتی تغییر می‌دهد. اگر تهران نتواند محدود کردن جریان نفت از هرمز را به همان اندازه گذشته به بازار جهانی تحمیل کند، ارزش این اهرم در معامله با واشینگتن نیز کاهش پیدا می‌کند. البته این به معنای از میان رفتن خطر هرمز نیست. قیمت نفت همچنان به حوادث منطقه واکنش نشان می‌دهد و بازار، احتمال حمله به زیرساخت‌های انرژی یا اختلال تازه در کشتیرانی را جدی می‌گیرد.

پاسخ آمریکا رسیده، اما فاصله باقی است
در تهران نیز اکنون تایید شده که پاسخ واشینگتن به پیشنهاد تازه جمهوری اسلامی دریافت شده است. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، چهارشنبه اعلام کرد عراقچی در جلسه هیات دولت از دریافت پاسخ آمریکا خبر داده است، هرچند هنوز جزئیات این پاسخ و واکنش رسمی تهران به آن منتشر نشده است.

این موضوع نشان می‌دهد کانال دیپلماتیک کاملا بسته نشده است. قطر همچنان پیام‌ها را میان دو طرف منتقل می‌کند و عراقچی نیز پیش از ترک نیویورک گفته بود برای دریافت پاسخ آمریکا در این شهر منتظر نخواهد ماند و قطری‌ها می‌دانند چگونه پاسخ واشینگتن را به تهران منتقل کنند.

اما باز بودن کانال مذاکره الزاما به معنای نزدیک شدن به توافق نیست. مجموعه تحولات چند روز گذشته تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد، پیشنهاد تهران رد شده، میانجی‌گری قطر به پیشرفت قابل توجهی نرسیده، اهرم جمهوری اسلامی در بازار نفت و هرمز تضعیف شده و در نهایت هیات جمهوری اسلامی با دستور وزیر خارجه آمریکا برای خروج فوری مواجه شده است.

از این منظر، «کیک اوت» کردن هیات جمهوری اسلامی را می‌توان بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر دانست. واشینگتن در شرایط کنونی ظاهرا کمتر از تهران برای رسیدن سریع به مصالحه احساس فشار می‌کند. بازگشت جریان نفت خلیج فارس، افزایش توان دور زدن اختلال در هرمز و ارزیابی آمریکا از برتری موقعیت خود، هزینه ادامه فشار را برای واشینگتن کاهش داده است. این وضعیت می‌تواند توضیح دهد چرا آمریکا در برابر خواسته‌های تهران انعطاف کمتری نشان می‌دهد و در مقابل، خواهان امتیازهای مشخص هسته‌ای است.

با این همه، همین عدم تقارن می‌تواند خطر دیگری ایجاد کند. کاهش ارزش اهرم‌های تهران ممکن است جمهوری اسلامی را به تلاش برای بازسازی بازدارندگی از طریق تشدید تنش سوق دهد، احتمالی که وال‌استریت ژورنال نیز به آن اشاره کرده است.

بنابراین پرسش اکنون فقط این نیست که مذاکرات قطر به توافق منجر خواهد شد یا نه. مساله مهم‌تر این است که آیا تهران حاضر خواهد شد در شرایطی مذاکره کند که واشینگتن معتقد است موازنه فشار به سود آمریکا تغییر کرده است. از دستور «بیرون انداختن» هیات جمهوری اسلامی از آمریکا تا بازگشت نفت خلیج فارس به بازار، نشانه‌های چند روز گذشته حاکی از آن است که واشینگتن فعلا خود را در موقعیتی نمی‌بیند که برای پذیرش شروط تهران عجله داشته باشد. همین برداشت، هم می‌تواند قدرت چانه‌زنی آمریکا را افزایش دهد و هم در صورت ادامه بن‌بست، فاصله میان میز مذاکره و بازگشت به رویارویی نظامی را کوتاه‌تر کند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند
۱

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو خبر دادند

۲

پایان حضور نظامی آمریکا در عراق؛ چالش خلا امنیتی، سایه نیابتی‌ها و بیم تجدید قوای داعش

۳

جمهوری اسلامی علی همتی و مجید نیک‌اندیش، دو معترض انقلاب ملی در مشهد، را اعدام کرد

۴

بیژن مرتضوی با انتشار لایو اینستاگرامی، از سفر خود به ایران خبر داد

۵

تایمز: یکی از مظنونان طرح احتمالی حمله به پایگاه فرفورد خود با پلیس تماس گرفته بود

انتخاب سردبیر

  • آسیب‌پذیری لجستیکی در راه‌آهن سراسری و ۲۵ جاده راهبردی کشور
    گزارش ویژه

    آسیب‌پذیری لجستیکی در راه‌آهن سراسری و ۲۵ جاده راهبردی کشور

  • شهروندان: با هزینه‌های سنگین دندان‌پزشکی، یا دندان را می‌کشیم یا ماه‌ها درد می‌کشیم
    روایت شما

    شهروندان: با هزینه‌های سنگین دندان‌پزشکی، یا دندان را می‌کشیم یا ماه‌ها درد می‌کشیم

  • آیا بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا می‌تواند اقتصاد این کشور را متحول کند؟
    تحلیل

    آیا بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا می‌تواند اقتصاد این کشور را متحول کند؟

  • امارات متحده عربی تحقیق درباره احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو را آغاز کرد

    امارات متحده عربی تحقیق درباره احتمال تروریستی بودن حادثه پرواز دبی به تل‌آویو را آغاز کرد

  • کارزار فشار اقتصادی آمریکا ده‌ها نفتکش ایرانی را در آب‌های آسیا سرگردان کرد

    کارزار فشار اقتصادی آمریکا ده‌ها نفتکش ایرانی را در آب‌های آسیا سرگردان کرد

  • اکسیوس: روبیو پس از بن‌بست مذاکرات به هیات ایرانی دستور داد آمریکا را ترک کند

    اکسیوس: روبیو پس از بن‌بست مذاکرات به هیات ایرانی دستور داد آمریکا را ترک کند

  • جمهوری اسلامی از دریافت پاسخ آمریکا به تازه‌ترین پیشنهاد خود خبر داد

    جمهوری اسلامی از دریافت پاسخ آمریکا به تازه‌ترین پیشنهاد خود خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

اکسیوس: روبیو پس از بن‌بست مذاکرات به هیات ایرانی دستور داد آمریکا را ترک کند

۹ مهر ۱۴۰۵، ۰۱:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی و منبع دیگر آگاه از موضوع گزارش داد مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز دوشنبه پس از به بن‌بست رسیدن مذاکرات با جمهوری اسلامی، خواستار خروج فوری هیات ایرانی از آمریکا شد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز در میان اعضای این هیات بود که برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودند.

بر اساس این گزارش، نمایندگی آمریکا در سازمان ملل شامگاه دوشنبه به دستور روبیو به نمایندگی جمهوری اسلامی اطلاع داد که هیات همراه عراقچی باید فوراً نیویورک را ترک کند.

هیات ایرانی چند ساعت بعد راهی فرودگاه شد و با پرواز ساعت ۱:۲۰ بامداد سه‌شنبه از نیویورک به دوحه رفت. با این حال، منبع دوم اکسیوس ضمن تایید درخواست آمریکا برای خروج این هیات گفت عراقچی از پیش قرار بود دوشنبه‌شب سفر بازگشت خود به تهران را آغاز کند. با این حال رسانه‌های ایران اعلام کرده بودند که عراقچی قرار است تا چهارشنبه در نیویورک بماند.

مقام آمریکایی به اکسیوس گفت: «روبیو هیات ایرانی را که بیش از حدِ پذیرفتنی مانده بود، بیرون کرد. مجمع عمومی سازمان ملل تمام شده بود، پس وقت رفتنشان بود.»

  • جمهوری اسلامی از دریافت پاسخ آمریکا به تازه‌ترین پیشنهاد خود خبر داد

    جمهوری اسلامی از دریافت پاسخ آمریکا به تازه‌ترین پیشنهاد خود خبر داد

اکسیوس این اقدام را برخوردی تند و بسیار غیرمعمول در مناسبات دیپلماتیک توصیف کرد که، با وجود نزدیک بودن زمان خروج هیات ایرانی، بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور را در میانه تلاش‌ها برای پایان دادن به جنگ نشان می‌دهد.

تلاش میانجی‌های قطری به گشایش نرسید
به نوشته اکسیوس، کاخ سفید صبح دوشنبه امیدوار بود در ادامه روز پیشرفتی در مذاکرات با حکومت ایران حاصل شود، اما تا اواخر بعدازظهر مشخص شد گفت‌وگوها به بن‌بست رسیده است. دستور روبیو برای خروج هیات ایرانی همان شب ابلاغ شد.

میانجی‌های قطری تلاش کرده بودند زمینه گشایشی دیپلماتیک میان واشینگتن و تهران را فراهم کنند، اما به گزارش اکسیوس، این تلاش‌ها پیشرفت چندانی نداشت؛ زیرا هیچ‌یک از دو طرف حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نبود.

با وجود این بن‌بست، منابع منطقه‌ای به اکسیوس گفتند میانجی‌های قطری همچنان درباره پیشنهاد خود برای رسیدن به مصالحه با دو طرف گفت‌وگو می‌کنند.

ترامپ بار دیگر از حمله یا توافق سخن گفت
دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، چهارشنبه هشتم مهر در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره اینکه چگونه می‌تواند با حکومتی که خود آن را «دیوانه» می‌خواند به توافق برسد، بار دیگر [حکومت] ایران را تهدید کرد.

او گفت: «شاید منفجرشان کنم. شاید منفجرشان کنم. باید این تصمیم را بگیریم. یا منفجرشان می‌کنیم یا به توافق می‌رسیم. اما وقتش دارد می‌رسد. به هر حال، این ماجرا خیلی زود تمام می‌شود.»

ساعاتی پیش از آن نیز فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس خبر داده بود که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در جلسه چهارشنبه هشت مهر دولت گفته که پاسخ آمریکا به تازه‌ترین پیشنهاد خود را دریافت کرده است. رییس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر گفته بود که پیشنهاد جدید تهران را رد کرده است.

سالمندی در ایران؛ تجربه روانی و اجتماعی نسلی در میان بحران‌ها

۸ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
صبا آلاله
100%

اول اکتبر، روز جهانی سالمندان، فرصتی است برای اینکه سالمندی را نه فقط به‌عنوان یک مرحله از زندگی، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و اجتماعی ببینیم؛ تجربه‌ای که کیفیت آن به شرایطی بستگی دارد که جامعه برای زندگی در سال‌های سالمندی فراهم می‌کند.

سالمندی هر فرد حاصل مجموعه‌ای از تجربه‌های زندگی، روابط، فقدان‌ها، فرصت‌ها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که در طول سال‌ها پشت سر گذاشته است.

به همین دلیل، نمی‌توان سالمندی را فقط از زاویه تغییرات جسمی یا افزایش نیاز به مراقبت دید؛ سالمندی ادامه مسیری است که بخش مهمی از آن سال‌ها پیش آغاز شده است.

نسلی که اکنون به سال‌های سالمندی نزدیک یا وارد آن شده، بخش مهمی از جوانی و بزرگسالی خود را در دوره‌ای از تحولات عمیق اجتماعی و اقتصادی، و در مورد بسیاری از افراد، در سایه جنگ ایران و عراق گذرانده است.

این نسل در ادامه نیز با تغییرات متعدد اقتصادی و اجتماعی، تغییر ساختار خانواده، گسترش شهرنشینی، تحولات بازار کار و در سال‌های اخیر با فشارهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه بوده است.

اکنون بخشی از همین افراد در شرایطی وارد سالمندی می‌شوند که این مرحله از زندگی نیز با مسائل تازه‌ای همراه است؛ از بازنشستگی و بیماری‌های مزمن گرفته تا هزینه‌های درمان، کاهش استقلال، کوچک شدن شبکه حمایت خانوادگی و مهاجرت فرزندان.

  • نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

    نگرانی کارگران و بازنشستگان تامین اجتماعی در ایران از گرانی دارو و پرداخت نشدن معوقات

بنابراین، پرسش درباره سالمندی در ایران فقط این نیست که جمعیت سالمندان چقدر افزایش پیدا خواهد کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که این افراد با چه کیفیتی سالمند خواهند شد و جامعه چه شرایطی برای سالمندی آنها فراهم کرده است؟

تجربه سالمندی تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد؛ از وضعیت اقتصادی و سلامت جسمی گرفته تا روابط خانوادگی، حمایت اجتماعی، احساس استقلال، هویت، مشارکت اجتماعی و سلامت روان.

برای فردی که در طول زندگی خود با فقدان، بیماری، فشار اقتصادی یا بحران‌های متعدد روبه‌رو بوده، ورود به سالمندی می‌تواند هم‌زمان با تغییرات دیگری همراه شود؛ بازنشستگی، از دست دادن برخی نقش‌های اجتماعی، کاهش توان جسمی، وابستگی بیشتر به دیگران و گاهی دور شدن فرزندان.

در چنین شرایطی، مرز میان مسائل جسمی، روانی و اجتماعی سالمندی بسیار باریک می‌شود.

از سوی دیگر، ساختار حمایت از سالمندان نیز در حال تغییر است. خانواده‌های کوچک‌تر، افزایش مهاجرت فرزندان، افزایش طول عمر و بیشتر شدن نیاز به مراقبت‌های طولانی‌مدت، پرسش‌های تازه‌ای را پیش روی خانواده و جامعه قرار می‌دهد.

چه کسی از سالمندی که دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی از خود مراقبت کند، حمایت خواهد کرد؟ اگر فرزندان دور باشند، شبکه حمایت او چگونه شکل می‌گیرد؟ اگر خانواده توان مراقبت نداشته باشد، چه جایگزین‌هایی وجود دارد؟ و اگر فرد از نظر اقتصادی یا جسمی وابسته شود، چگونه می‌توان استقلال، هویت و کرامت او را حفظ کرد؟

در این میان، سلامت روان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه سالمندی است. احساس تنهایی، اضطراب، سوگ، از دست دادن نقش‌های اجتماعی، کاهش احساس کنترل بر زندگی و نگرانی درباره آینده می‌توانند کیفیت زندگی سالمند را تحت تاثیر قرار دهند.

البته این به معنای آن نیست که سالمندی الزاما با بیماری روانی همراه است. مساله، شناخت عواملی است که می‌توانند یک دوره سالمندی سالم، فعال و معنادار را دشوار یا امکان‌پذیر کنند.

شاید به همین دلیل، وقتی از سالمندی در ایران حرف می‌زنیم، بهتر باشد فقط به تعداد سالمندان آینده نگاه نکنیم.

باید از خود بپرسیم: نسلی که بخشی از جوانی خود را در بحران گذرانده، امروز چگونه سالمندی می‌کند؟

و آیا جامعه‌ای که در حال پیر شدن است، تنها برای افزایش طول عمر آماده شده یا برای سال‌هایی که قرار است این زندگی با امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، سلامت روان و کرامت ادامه پیدا کند نیز برنامه‌ای دارد؟

سالمندی در امتداد سال‌های بحران و تغییر

برای نسلی که امروز وارد سالمندی شده یا به آن نزدیک می‌شود، بحران تجربه‌ای محدود به یک مقطع تاریخی نیست.

بخشی از این نسل، جوانی خود را در سال‌های جنگ ایران و عراق گذرانده و در دهه‌های بعد نیز با فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، ناامنی‌های شغلی و معیشتی و دیگر تحولات گسترده روبه‌رو بوده است.

بنابراین، برای فهم سالمندی این نسل، باید به انباشته‌ شدن تجربه‌های دشوار در طول زندگی توجه کرد.

پژوهش‌های مربوط به سالمندی و مسیر زندگی نشان می‌دهند تجربه‌های دشوار ممکن است پیامدهای خود را سال‌ها بعد نشان دهند.

بر اساس یک مرور پژوهشی جدید، ناملایماتی مانند خشونت، تبعیض، فقر و دیگر رویدادهای استرس‌زا می‌توانند با افسردگی، ضعف جسمی و مشکلات شناختی در سالمندی ارتباط داشته باشند.

به این معنا، وضعیت جسمی و روانی سالمند را نمی‌توان جدا از سابقه زندگی او بررسی کرد.

جنگ ایران و عراق یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این تجربه تاریخی است. البته همه اعضای این نسل تجربه جنگ یا تروما نداشته‌اند و شدت مواجهه افراد نیز متفاوت بوده است؛ از زندگی در مناطق جنگ‌زده و آوارگی تا از دست دادن نزدیکان یا زندگی طولانی‌مدت در شرایط ناامنی.

مطالعه‌ای روی افرادی که تجربه جنگ و جابه‌جایی ناشی از آن را داشتند، نشان داد تجربه جنگ با وضعیت روانی آنان ارتباط داشته و حمایت اجتماعی و شیوه‌های مقابله هم در این میان اهمیت داشته‌اند.

اما مساله فقط اثر یک بحران قدیمی نیست. ممکن است فرد در طول زندگی با چندین دوره فشار و بحران روبه‌رو شود و این تجربه‌ها در کنار یکدیگر، منابع جسمی، روانی و اجتماعی او را برای مواجهه با سالمندی تحت تاثیر قرار دهند.

همه‌گیری کووید-۱۹ نمونه‌ای جدیدتر بود که برای بسیاری از سالمندان با افزایش فشار روانی، اضطراب، افسردگی، کاهش استقلال و اختلال در ارتباطات اجتماعی همراه شد.

100%

در سال‌های اخیر نیز بحران‌های اقتصادی و اجتماعی به این تجربه اضافه شده‌اند. افزایش هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی می‌تواند برای سالمندی که معمولا درآمد ثابت‌تر و امکان کمتری برای جبران کاهش درآمد دارد، معنای متفاوتی پیدا کند.

در چنین شرایطی، بحران می‌تواند مستقیما بر احساس امنیت، استقلال و کیفیت زندگی سالمند اثر بگذارد.

اما این تاریخچه بحران‌ها در نهایت چگونه خود را در زندگی امروز سالمند نشان می‌دهد؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در وجود یا نبود بیماری جست‌وجو کرد. مساله، کیفیت زندگی است؛ اینکه فرد تا چه اندازه از سلامت، امنیت اقتصادی، استقلال، ارتباط اجتماعی و احساس کنترل بر زندگی برخوردار است.

مطالعات انجام‌شده درباره سالمندان نشان داده‌اند وضعیت اقتصادی با کیفیت زندگی و بهزیستی روانی ارتباط دارد و فقر را نیز نمی‌توان فقط با درآمد سنجید.

محرومیت در حوزه‌هایی مانند سلامت، مسکن و استاندارد زندگی می‌تواند استقلال و کیفیت زندگی را محدود کند.

به همین دلیل، دو سالمند هم‌سن ممکن است تجربه کاملا متفاوتی از سالمندی داشته باشند؛ زیرا با تاریخچه زندگی، وضعیت سلامت، منابع اقتصادی و شبکه‌های حمایتی متفاوتی وارد این مرحله شده‌اند.

سلامت جسمی و روانی نیز از یکدیگر جدا نیستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند در کنار بیماری‌های مزمن، عواملی مانند افسردگی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی سالمندان ارتباط دارند.

مطالعه‌ای درباره سالمندان حاکی از آن است که حمایت اجتماعی دریافت‌شده با سلامت روان بهتر ارتباط دارد.

بنابراین، برای سالمند فقط داشتن خانواده مهم نیست؛ مهم است که در زمان نیاز، کسی برای کمک، همراهی و ارتباط در دسترس باشد.

این مساله با تغییر ساختار خانواده و مهاجرت فرزندان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

سالمند ممکن است همچنان فرزند و خانواده داشته باشد، اما حضور و دسترسی آنها در زندگی روزمره کمتر شده باشد.

بر اساس پژوهشی کیفی درباره سالمندان، مهاجرت فرزندان می‌تواند با کاهش حمایت بین‌نسلی، احساس تنهایی، اضطراب و دشواری در دسترسی به مراقبت همراه شود.

تماس تلفنی و ارتباط مجازی می‌تواند بخشی از احساس ارتباط را حفظ کند، اما لزوما جای حضور و کمک فیزیکی را نمی‌گیرد.

100%

در چنین شرایطی، مراقبت طولانی‌مدت می‌تواند به مساله‌ای جدی برای خانواده تبدیل شود.

با افزایش بیماری‌های مزمن و نیاز به مراقبت، خانواده‌هایی که اعضای کمتری دارند یا فرزندانشان دور هستند، ممکن است با فشار بیشتری روبه‌رو شوند.

پژوهش‌ها درباره مراقبان غیررسمی نشان داده‌اند افزایش نیازهای مراقبتی در کنار تغییرات خانوادگی می‌تواند بار مراقبتی را بیشتر کند.

بنابراین، کیفیت زندگی سالمند فقط به وضعیت خود او وابسته نیست و به ظرفیت خانواده و حمایت‌های بیرون از خانواده نیز ارتباط دارد.

در مواردی که خانواده نمی‌تواند همه نیازهای مراقبتی را پوشش دهد، مراقبت نهادی مطرح می‌شود.

با این حال، ورود به خانه سالمندان به‌خودی‌خود به معنای حل مساله تنهایی یا افزایش کیفیت زندگی نیست.

مرورهای پژوهشی نشان داده‌اند سالمندان ساکن مراکز مراقبتی در برخی شاخص‌ها، از جمله کیفیت زندگی و تنهایی، وضعیت متفاوتی با سالمندان ساکن خانه دارند.

این تفاوت حاکی از آن است که کیفیت مراقبت، ارتباط اجتماعی و شرایط محیطی در کنار محل زندگی اهمیت دارند.

بازنشستگی یکی از نقاط مهم این دوره است. شغل بخشی از هویت، روابط اجتماعی، برنامه روزانه و احساس مفید بودن فرد را شکل می‌دهد.

از این رو، بازنشستگی می‌تواند مجموعه‌ای از نقش‌های اجتماعی را تغییر دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند سازگاری با این دوره به عواملی مانند وضعیت مالی، سلامت، ارتباطات اجتماعی و احساس معنا وابسته است.

برای برخی، بازنشستگی فرصتی برای بازتعریف نقش‌هاست و برای برخی دیگر می‌تواند با کاهش ارتباطات اجتماعی یا نگرانی درباره آینده همراه شود.

در نهایت، تجربه سالمندی حاصل رابطه میان سلامت، اقتصاد، خانواده، شبکه اجتماعی، مراقبت و نقش‌های اجتماعی است؛ مسیری که تجربه‌های دشوار می‌توانند در آن هم آسیب‌پذیری ایجاد کنند و هم، در صورت وجود منابع حمایتی و امکان سازگاری، به ظرفیت‌هایی برای تاب‌آوری تبدیل شوند.

از این‌جا پرسش دیگر فقط درباره این نیست که یک سالمند چگونه با این تغییرات کنار می‌آید.

پرسش بزرگ‌تر این است که جامعه‌ای که تعداد سالمندان آن رو به افزایش است، برای چنین زندگی‌‌ای چه امکاناتی فراهم کرده است؛ جامعه‌ای که قرار است در آن طول عمر افزایش یابد، اما هم‌زمان امنیت، استقلال، ارتباط اجتماعی، کرامت و امکان داشتن یک زندگی معنادار نیز حفظ شود.

100%

سالمندی؛ تجربه‌ای فراتر از سال‌های زندگی

سالمندی این نسل را نمی‌توان فقط با افزایش سن یا تعداد سالمندان توضیح داد.

این افراد با مجموعه‌ای از تجربه‌ها، بحران‌ها، تغییرات اقتصادی و اجتماعی و دگرگونی‌های خانوادگی به این مرحله از زندگی رسیده‌اند و امروز بخشی از همان تجربه‌ها را در نگرانی درباره آینده، هزینه‌های زندگی و درمان، کاهش استقلال، دورشدن فرزندان و گاهی احساس تنهایی تجربه می‌کنند.

کوچک‌تر شدن خانواده‌ها، مهاجرت فرزندان، افزایش نیاز به مراقبت و تغییر نقش‌های اجتماعی پس از بازنشستگی، سالمندی را به مساله‌ای فراتر از فرد سالمند تبدیل کرده است.

سالمند فقط فردی نیازمند مراقبت نیست؛ باید بتواند تا حد امکان استقلال، ارتباط اجتماعی، هویت و کرامت خود را حفظ کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند کیفیت زندگی در سالمندی حاصل ترکیب سلامت جسمی و روانی، وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و حمایت است.

بر این اساس، اگر قرار است طول عمر افزایش یابد، مساله فقط اضافه شدن سال‌ها به زندگی نیست؛ مهم این است که این سال‌ها با چه کیفیتی سپری شوند.

سالمندی در نهایت فقط آخرین مرحله چرخه زندگی نیست؛ آینه‌ای است از اینکه جامعه تا چه اندازه برای زندگی انسان در تمام مراحل آن ارزش قائل است.

جامعه‌ای که پیر می‌شود، بیش از آنکه فقط به افزایش طول عمر نیاز داشته باشد، باید بتواند امنیت، استقلال، ارتباط، کرامت و معنا را در سال‌های سالمندی حفظ کند.

با وجود افزایش چشمگیر عبور نفت از تنگه هرمز، قیمت نفت مهار نشده است

۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۸:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%
Drone view of oil tanker HELGA berthed at one of Iraq's southern offshore oil terminals near Basra as it prepares to load crude oil, becoming the second vessel to arrive since the closure of the Strait of Hormuz, April 24, 2026.

فایننشال‌تایمز با بررسی داده‌های بازار کالا و حمل‌ونقل دریایی گزارش داد صادرات نفت خاورمیانه، با وجود حملات پراکنده سپاه به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز به بالاترین سطح از آغاز جنگ ایران در نهم اسفند ۱۴۰۴ رسیده است اما این افزایش هنوز قیمت نفت را مهار نکرده است.

این روزنامه سه‌شنبه هفتم مهر، به نقل از شرکت تحلیل داده‌های کالا و کشتیرانی کپلر نوشت میانگین صادرات روزانه نفت عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عراق در سپتامبر، از ۱۰ شهریور تا هشتم مهر، به ۱۵ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه رسیده است.

این میزان بیش از ۸۰ درصد میانگین صادرات روزانه این کشورها در ۱۲ ماه پیش از جنگ است و نشان می‌دهد تولیدکنندگان منطقه توانسته‌اند با یافتن راه‌هایی برای مقابله با محدودیت‌های تنگه هرمز، بخش بزرگی از صادرات خود را احیا کنند.

این روزنامه بریتانیایی در گزارش خود تاکید کرد با وجود افزایش قابل توجه صدور نفت از تنگه هرمز، قیمت نفت هنوز مهار نشده است. بهای هر بشکه نفت برنت از حدود ۹۰ دلار در اوایل شهریور به بیش از ۱۰۰ دلار رسیده است؛ هرچند همچنان با اوج بیش از ۱۲۶ دلاری دوران جنگ در فروردین و اردیبهشت فاصله دارد.

کپلر، شرکت تحلیل داده‌های بازار کالاها و حمل‌ونقل دریایی، دوشنبه ششم مهر گزارش داد صادرات روزانه نفت خام تولیدکنندگان اصلی خاورمیانه در یک ماه گذشته به بیش از ۱۶ میلیون بشکه رسید. این آمار که صادرات نفت از عربستان سعودی، امارات، عراق، عمان، قطر، کویت و ایران را در بر می‌گیرد، همچنان حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه کمتر از سطح ماه پیش از آغاز جنگ است.

  • آمریکا درباره گسترش همکاری حوثی‌های یمن و الشباب سومالی هشدار داد

    آمریکا درباره گسترش همکاری حوثی‌های یمن و الشباب سومالی هشدار داد

کپلر افزایش صادرات عربستان و امارات و بهبود انتقال نفت از تنگه هرمز عامل اصلی این رشد ارزیابی و برآورد کرد صادرات روزانه از مسیر تنگه در این ماه به حدود ۹ میلیون و ۷۱۹ هزار بشکه برسد.

خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی نوشت طی هفت روز منتهی به ششم مهر، ۱۹ ابرنفتکش از تنگه هرمز عبور کردند. هر کدام از آنها حامل دو میلیون بشکه نفت عربستان بود. رویترز تاکید کرده است که این آمار، عبور احتمالی کشتی‌هایی را که با سامانه شناسایی خاموش از تنگه هرمز عبور می‌کنند، شامل نمی‌شود.

انتقال نفت به بیرون از تنگه و کاهش فشار بر آمریکا

به نوشته فایننشال‌تایمز، احیای صادرات نفت منطقه می‌تواند قدرت چانه‌زنی تهران را در مذاکرات صلح کاهش دهد، زیرا ادامه خروج محموله‌ها از خلیج فارس، فشار بر آمریکا برای دستیابی به توافق را کمتر می‌کند.

آنشیکا پراجاپاتی، تحلیلگر شرکت مشاوره دریایی دروری، افزایش صادرات را نشانه بازگشت تدریجی شبکه‌های صادراتی کشورهای خلیج فارس به روال عادی پس از ماه‌ها اختلال دانست. به گفته او، گسترش انتقال رفت‌وبرگشتی نفت از تنگه هرمز نقش اصلی را در این روند داشته است.

در این روش، تولیدکنندگان نفت محموله‌ها را از بندرهای داخل خلیج فارس به نفتکش‌های منتظر در بیرون تنگه می‌رسانند. به این ترتیب، شرکت‌های کشتیرانی می‌توانند بدون فرستادن نفتکش‌های خود به داخل خلیج فارس و پذیرش خطر عبور از تنگه، نفت بارگیری کنند.

  • ترامپ گزارش اکسیوس درباره پیشنهاد کاهش تحریم‌های جمهوری اسلامی را تکذیب کرد

    ترامپ گزارش اکسیوس درباره پیشنهاد کاهش تحریم‌های جمهوری اسلامی را تکذیب کرد

نیلز راسموسن، تحلیلگر ارشد کشتیرانی در انجمن مالکان کشتی «بیمکو»، گفت: «این روش به شرکت‌های نفتی امکان داده است صادرات خود را افزایش دهند، بدون آنکه تعداد کشتی‌های حاضر به پذیرش خطر عبور از تنگه هرمز، صادراتشان را محدود کند.»

عربستان سعودی نیز علاوه بر افزایش صادرات از خلیج فارس، بخشی از فعالیت خط لوله شرق به غرب را از سر گرفته است. این خط لوله که نفت را به دریای سرخ می‌رساند، پس از حمله ۱۹ شهریور از مدار خارج شده بود. داده‌های مقدماتی کپلر نشان می‌دهد مجموع صادرات نفت عربستان در سپتامبر بیش از دو برابر شده و به شش میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.

صادرات امارات و بحرین نیز افزایش یافته است. فایننشال‌تایمز نوشت با شناسایی عبور کشتی‌هایی که دستگاه‌های فرستنده اطلاعات خود را در تنگه خاموش می‌کنند، ممکن است برآورد صادرات منطقه افزایش یابد.

ادامه حملات به کشتی‌ها

احیای صادرات در شرایطی رخ داده که گزارش‌های حمله به شناورها همچنان منتشر می‌شود. نیروی دریایی سپاه بامداد ۲۷ شهریور اعلام کرد یک نفتکش با پرچم توگو را هدف قرار داده است. به گفته سپاه، این نفتکش پس از حمله آتش گرفت و متوقف شد.

مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز یکم مهر از اصابت پرتابه‌ای ناشناس به یک کشتی باری در تنگه هرمز خبر داد. این حادثه به آتش‌سوزی، تخلیه خدمه و آسیب‌دیدن دو نفر انجامید. در گزارش این مرکز، عامل شلیک مشخص نشده بود.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، پنجم مهر گزارش داد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روزهای سوم و چهارم مهر، در مجموع، ۱۹ کشتی را هدف قرار دادند. این رسانه همان روز در خبری دیگر از شلیک موشک کروز دریایی به یک کشتی در تنگه هرمز خبر داد. ایران‌اینترنشنال نیز پیامی از یک ساکن محلی درباره شلیک موشک از ساحل به دریا دریافت کرده بود.

ادامه این خطرها هزینه حمل نفت را بالا برده است. به نوشته فایننشال‌تایمز، نرخ اجاره ابرنفتکش‌ها برای عبور از تنگه هرمز به رکورد روزانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار رسیده و تقاضا برای خرید نفتکش‌های دست‌دوم نیز قیمت این شناورها را به بالاترین سطح رسانده است.

با این همه، پراجاپاتی افزایش صادرات از تنگه را «گامی اولیه به‌سوی بازگشت به شرایط عادی» توصیف کرد؛ روندی که هنوز حجم صادرات را به سطح پیش از جنگ نرسانده است.

قدرت اول جهان؛ روایت مجتبی خامنه‌ای زیر فشار واقعیت

۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۴:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، ایران را کشوری در اوج قدرت توصیف کرد که از جنگ‌ها و فشارهای پیاپی، قدرتمندتر بیرون آمده است. شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، نظامی و تحولات منطقه‌ای، بخش‌های مهمی از این روایت را به چالش می‌کشند.

خامنه‌ای در پیامی به مناسبت سالگرد جنگ ایران و عراق، ایران امروز را برخوردار از «پیشرفت، عزت، استقلال» و بالاترین سطح اعتبار در جهان اسلام و حتی جهان معرفی کرد.

او نوشت «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند» و سپس فراتر رفت و گفت بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.

این تصویر از قدرت جمهوری اسلامی در حالی از سوی خامنه‌ای ارائه می‌شود که خود او بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری، همچنان در انظار عمومی ظاهر نشده است.

از زمان انتخاب خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، هیچ عکس، ویدیو یا فایل صوتی تازه‌ای از او منتشر نشده است. مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند او همچنان امور را در دست دارد و به دلایل امنیتی از انظار عمومی دور مانده است.

غیبت خامنه‌ای حتی به مراسم چندروزه تشییع و خاکسپاری پدرش، علی خامنه‌ای، نیز کشیده شد.

این غیبت در کنار متنی که محور آن قدرت جمهوری اسلامی و عقب‌نشینی دشمنان آن است، تضادی قابل توجه ایجاد می‌کند: رهبر جمهوری اسلامی از حضور میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌ها و قدرت روزافزون کشور می‌گوید، در حالی که خود هنوز در برابر همان جامعه ظاهر نشده است.

100%

«ابرقدرت چهارم» بر اساس کدام معیار؟

خامنه‌ای نمی‌گوید «کسانی» که ایران را چهارمین ابرقدرت جهان می‌دانند چه کسانی هستند یا این رتبه‌بندی بر چه معیاری استوار است.

اگر منظور توان نظامی باشد، داده‌های قابل سنجش چنین جایگاهی را نشان نمی‌دهند.

موسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم، SIPRI، هزینه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ را حدود ۷.۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. در همان سال، آمریکا حدود ۹۵۴ میلیارد دلار، چین ۳۳۶ میلیارد دلار و روسیه ۱۹۰ میلیارد دلار هزینه نظامی داشته‌اند.

این موسسه می‌گوید بخشی از هزینه‌های نظامی ایران از مسیرهایی خارج از بودجه معمول تامین می‌شود و رقم واقعی می‌تواند بالاتر باشد. با این حال، فاصله ایران با بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی جهان همچنان بسیار زیاد است.

اگر اقتصاد معیار قدرت باشد نیز تصویر متفاوت است. صندوق بین‌المللی پول سهم ایران از اقتصاد جهان بر اساس قدرت خرید را برای سال ۲۰۲۶ حدود ۰.۸ درصد برآورد کرده است.

خامنه‌ای برای ادعای بزرگ‌تر خود معیار را از حوزه قابل اندازه‌گیری خارج می‌کند و می‌گوید بر اساس «محاسبات الهی»، ایران «قدرت اول جهان» است.

بودجه نظامی، اندازه اقتصاد، تجارت، توان صنعتی یا نتیجه یک جنگ را می‌توان سنجید. اما «محاسبات الهی» معیاری ارائه نمی‌کند که بتوان با آن مشخص کرد چه نتیجه‌ای این ادعا را تایید یا رد خواهد کرد.

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

«پیشرفت» در برابر تورم و انقباض اقتصادی

خامنه‌ای ایران پیش از انقلاب را دوران «عقب‌ماندگی، ذلت و خواری» می‌خواند و در مقابل می‌گوید روزگار کنونی «پر است از پیشرفت، عزت و استقلال».

اما اگر «پیشرفت» را در حوزه اقتصاد و زندگی روزمره مردم بسنجیم، ارقام تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

صندوق بین‌المللی پول برای ایران در سال ۲۰۲۶ تورم متوسط ۶۸.۹ درصدی و انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد را پیش‌بینی کرده است.

بانک جهانی نیز از فشار جنگ و تحریم‌ها، کمبود آب و انرژی، ضعف سرمایه‌گذاری و افزایش فقر در ایران سخن گفته است.

این داده‌ها ادعای فراگیر خامنه‌ای درباره «پیشرفت» را با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌کند: پیشرفت بر اساس کدام معیار و برای کدام بخش از جامعه؟

دشمنی که قرار بود از دریای عرب جلوتر نیاید

یکی از قابل سنجش‌ترین بخش‌های پیام خامنه‌ای به حضور نظامی دشمنان جمهوری اسلامی در آب‌های جنوب ایران مربوط است.

او می‌نویسد زمانی این آب‌ها «جولانگاه نیروهای دشمن» بود، اما اکنون آنها بر اثر «ضربات دردآور» نیروهای ایرانی و «محافظان تنگه هرمز» دیگر «از دریای عرب جلوتر نمی‌آیند».

اما تحولات ماه‌های اخیر تصویر دیگری ارائه می‌کند.

در ماه اوت، مقام‌های آمریکایی به اکسیوس گفتند ارتش آمریکا یک مسیر کشتیرانی از داخل تنگه هرمز ایجاد کرده که هر شب حدود ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از آن وارد یا خارج می‌شوند. این عملیات به گفته آنها امکان انتقال روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را فراهم کرده.

حضور نظامی آمریکا در این محدوده در سپتامبر نیز ادامه یافت. بر اساس گزارش USNI News، سپاه پاسداران اوایل سپتامبر موشک‌های بالستیک به سوی یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی شلیک کرد.

همان گزارش می‌گوید نیروهای آمریکایی نیز به نفتکش‌های ایرانی در نزدیکی جزیره خارک و در خلیج عمان حمله کردند.

در هشتم سپتامبر نیز فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد یک ناو جنگی آمریکایی که طی دو روز دو بار هدف موشک‌های ایران قرار گرفته بود، به گشت‌زنی در آب‌های منطقه ادامه داد. نیروهای آمریکایی در همان عملیات پنج نفتکش ایرانی را در خلیج عمان و نزدیکی جزیره خارک هدف قرار دادند.

این حضور تنها به عملیات علیه اهداف ایرانی محدود نبوده است. آمریکا از ماه ژوئیه محاصره دریایی بنادر، سواحل و کشتی‌های ایران را از سر گرفت و به شناورهای نزدیک تنگه هرمز دستور داد برای هماهنگی با نیروهای دریایی آمریکا تماس بگیرند.

تحولات روزهای اخیر نیز نشان می‌دهد فشار دریایی آمریکا پایان نیافته است. یک مقام ارشد ایرانی، اول مهر به خبرگزاری رویترز گفت ایران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و برداشته شدن محاصره بنادر، آماده بازگشایی تنگه هرمز است.

این اظهارات نشان می‌دهد حضور و فشار نظامی آمریکا در آب‌های پیرامون ایران همچنان بخشی از مناقشه جاری است.

عملیات آمریکا در تنگه هرمز، خلیج عمان و آب‌های نزدیک ایران طی ماه‌های اخیر نشان می‌دهد نیروهای آمریکایی همچنان در مناطقی فعالیت کرده‌اند که با برداشت جغرافیایی و مطلق از گفته خامنه‌ای مبنی بر اینکه دشمن «از دریای عرب جلوتر نمی‌آید»، همخوان نیست.

«عقبه اجتماعی» و جامعه‌ای که بخشی از آن دیده نمی‌شود

خامنه‌ای از حضور مردم در خیابان‌ها طی هفت ماه گذشته به عنوان شاهدی بر قدرت و انسجام داخلی یاد کرد.

او گفت بیش از ۳۰ میلیون ایرانی «جانفدایی» خود را اعلام کرده‌اند و در یک مرحله ثبت‌نام، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرف تنها ۱۰۰ دقیقه ظرفیت تعیین‌شده را تکمیل کردند.

حتی در صورت پذیرش این ارقام، بسیج میلیون‌ها نفر به تنهایی نمی‌تواند میزان حمایت کل جامعه از ساختار سیاسی را مشخص کند.

ایران در همین دوره شاهد اعتراضات گسترده‌ای بود که از مشکلات اقتصادی در اوایل دی ماه، به سرعت سراسر کشور را فرا گرفت و به اعتراض مستقیم علیه حاکمیت رسید. اعتراضات پس از سرکوب گسترده فروکش کرد.

دولت جمهوری اسلامی شمار کشته‌شدگان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد. شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال اما بر اساس اسناد محرمانه نهادهای امنیتی، گزارش‌های میدانی و اطلاعات کادر درمان، شمار کشته‌شدگان سرکوب را بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کرد و گفت بخش عمده کشتار در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رخ داده است.

در روایت خامنه‌ای، حضور حامیان حکومت شاهدی بر وحدت و قدرت ملی محسوب می‌شود، در حالی که حضور مخالفان در همان خیابان‌ها وزن مشابهی در سنجش وضعیت جامعه پیدا نمی‌کند.

غیبت خود خامنه‌ای بار دیگر در همین نقطه برجسته می‌شود. او از میلیون‌ها ایرانی حاضر در خیابان‌ها و میدان‌ها سخن می‌گوید، اما بیش از شش ماه پس از رسیدن به مقام رهبری هنوز در میان آنها ظاهر نشده و حتی یک پیام ویدیویی یا صوتی عمومی منتشر نکرده است.

  • جزییات اختصاصی ایران‌اینترنشنال از دیدار پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای در صندلی عقب یک خودرو

    جزییات اختصاصی ایران‌اینترنشنال از دیدار پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای در صندلی عقب یک خودرو

«نصرت و فتح» در برابر وضعیت حزب‌الله

خامنه‌ای در بخش دیگری از پیام خود به حسن نصرالله پرداخت و گفت «نصرت و فتح، همراهان دائمی او بودند».

او همچنین نعیم قاسم را ادامه‌دهنده راه نصرالله در راس حزب‌الله معرفی کرد.

اما موقعیت کنونی حزب‌الله با تصویر یک مسیر پیوسته از پیروزی فاصله دارد.

نصرالله کشته شد و حزب‌الله شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد خود را از دست داد. عملیات اسرائیل علیه شبکه ارتباطی این گروه نیز میزان نفوذ اطلاعاتی این کشور را در ساختار حزب‌الله آشکار کرد.

در داخل لبنان نیز سلاح حزب‌الله اکنون در مرکز یکی از مهم‌ترین مناقشات سیاسی کشور قرار دارد. دولت لبنان روند قرار دادن سلاح این گروه زیر کنترل دولت را دنبال می‌کند و حزب‌الله با آن مخالف است.

بنابراین، کشته شدن رهبر و فرماندهان ارشد و قرار گرفتن سلاح یک گروه زیر فشار سیاسی برای انتقال به دولت، با توصیف تاریخی مبتنی بر «نصرت و فتح» دائمی، سازگاری ندارد.

قدرتی که در تعریف آن شکست جایی ندارد

مهم‌ترین مساله در پیام خامنه‌ای شاید نه یک ادعای مشخص، بلکه شیوه‌ای باشد که او قدرت را تعریف می‌کند.

در روایت او، جمهوری اسلامی از جنگ هشت‌ساله قدرتمندتر بیرون آمد. فشارهای بعدی آن را قوی‌تر کردند. جنگ‌های اخیر نیز «ققنوس» جمهوری اسلامی را بزرگ‌تر کرده‌اند و آینده نیز «به مراتب شکوهمندتر» خواهد بود.

چنین تعریفی از قدرت یک مشکل اساسی دارد: تقریبا هر نتیجه‌ای را می‌توان به شاهدی برای همان نتیجه مطلوب تبدیل کرد.

اگر دشمن عقب‌نشینی کند، نشانه قدرت است. اگر جنگ ادامه پیدا کند، نشانه مقاومت است. اگر اقتصاد زیر فشار قرار گیرد، هزینه استقلال است. اگر یک متحد منطقه‌ای رهبران و فرماندهان خود را از دست بدهد، ادامه مقاومت برجسته می‌شود. اگر حامیان حکومت به خیابان بیایند، نشانه پشتوانه اجتماعی است؛ اگر مخالفان همان خیابان‌ها را پر کنند، در ارزیابی قدرت نظام سیاسی جای مشابهی ندارند.

با چنین منطقی، شکست تقریبا از تعریف حذف می‌شود.

  • بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

    بهای دلار از ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد

اما قدرت سیاسی را می‌توان با پیامدهای آن سنجید: توان یک کشور برای حفاظت از قلمرو و زیرساخت‌های خود، تحمیل اراده بر رقیب، حفظ ثبات اقتصادی، دستیابی به اهداف سیاست خارجی، حفظ یا گسترش نفوذ متحدان و برخورداری از حمایت اجتماعی.

بر اساس بسیاری از این معیارها، توانایی ایران در تحمیل هزینه بر دشمن با توصیف آن به‌عنوان «ابرقدرت چهارم» یا «قدرت اول جهان» فاصله دارد.

به همین دلیل، پرسش اصلی در برابر پیام خامنه‌ای این است: اگر نزدیک به پنج دهه جنگ، فشار و رویارویی ایران را به «ابرقدرت چهارم» جهان و بر اساس «محاسبات الهی» به قدرت اول تبدیل کرده است، کدام شاخص اقتصادی، نظامی، اجتماعی یا منطقه‌ای این جایگاه را نشان می‌دهد؟

این پرسش زمانی وزن بیشتری پیدا می‌کند که چنین تصویری از قدرت، نه از تریبون یک رهبر در برابر جامعه، بلکه در قالب پیامی مکتوب از سوی رهبر جمهوری اسلامی ارائه می‌شود که بیش از شش ماه پس از رسیدن به بالاترین مقام کشور، ایرانیان هنوز او را در انظار عمومی ندیده و صدایش را در یک پیام عمومی نشنیده‌اند.

محمدرضا جلایی‌پور و سفیدشویی انفرادی؛ وقتی شکنجه «فرصت بالندگی» خوانده می‌شود

۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
نیکی محجوب
100%

محمدرضا جلایی‌پور در گفت‌وگویی، سلول انفرادی را «تجربه‌ای لذت‌بخش و فرصتی بی‌نظیر برای خلوت، بالندگی و مراقبه» دانست. این نگاه برای هر فردی که بازداشت شده و انفرادی را تجربه کرده، شوک‌آور است و برای مخاطبی که روایت زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را خوانده، عجیب و پرسش‌برانگیز.

یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب که می‌گوید خودش هم انفرادی کشیده است، چگونه می‌تواند تجربه‌ای را که برای بسیاری از بازداشت‌شدگان با فشار، محرومیت و آثار ماندگار همراه بوده، «لذت‌بخش» و فرصتی برای «بالندگی و مراقبه» توصیف کند؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که گوینده، چهره‌ای نزدیک به حاکمیت است و سخن او درباره یکی از تاریک‌ترین بخش‌های تجربه بازداشت. جایی که انفرادی نه یک انتخاب، بلکه وضعیتی تحمیلی برای فرد بازداشت‌شده است.

انفرادی کجاست؟

انفرادی اتاقی کوچک است؛ بدون پنجره یا با پنجره‌ای در فاصله‌ای غیرقابل دسترس. اگر شانس بیاورید، توالتی در آن هست؛ وگرنه هیچ. یک پتو، گاه کثیف، و سوسک، مورچه و دیگر حشرات ….

شما زمان و مکان را از دست می‌دهید و در مواقعی حتی از دادن قرآن و کتاب‌های مذهبی هم برای فشار بیشتر خودداری می‌کنند.

بازداشتی‌هایی که انفرادی گذرانده‌اند، گفته‌اند آثار این تجربه در ذهن و جانشان جا خوش کرده است.

این تصویر، با تصویری که جلایی‌پور از انفرادی ارائه می‌دهد، در تضادی آشکار قرار دارد. در یک سو، اتاقی کوچک، محرومیت، فشار و تجربه‌ای که آثارش می‌تواند بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند. در سوی دیگر، «خلوت»، «بالندگی» و «مراقبه».

100%

جلایی‌پور نباشیم!

یکی از بازداشت‌شدگان در زمان جنگ ۱۲ روزه می‌گوید در تمام مدت انفرادی، که بعدها فهمیده ۲۳ روز بوده، یک صدا پخش می‌شده: ضجه‌های مادرش … و بعد سکوت مرگ‌آور.

نه کاغذ داشته، نه خودکار و نه کتاب. نوری که قطع نمی‌شده و خودش می‌گوید از آن عاجز شده بوده.

اما تجربه تلخ او با پایان انفرادی تمام نشده است: «هنوز هم اگر کسی بلند گریه کند باید محل را ترک کنم.»

یغما فشخامی، روزنامه‌نگار، در شبکه ایکس نوشت که این شرایط را در هر دوره بازداشتش تجربه کرده و آثار روانی آن هنوز با اوست.

چیزی که برای بعضی‌ها شاید یک شوخی باشد، برای کسی که تجربه‌اش کرده، یک تروماست.

سیمین یغمایی، یک کاربر ایکس، نیز از تجربه چند ساعت انفرادی نوشته است؛ از اتاق کوچک و کثیف، توالت زنگ‌زده گوشه اتاق و روشویی چسبیده به آن. از اینکه روی زمین مچاله شده و برای خالی شدن از حس ارزشمندی، اراده و انسانیت، زار زار گریه کرده است.

سعید جوکار، کاربر دیگری که تجربه بازداشت دارد، نوشته است: «من یک ماه انفرادی بودم تا چند سال ونلافاکسین می‌خوردم.»

و بعد پرسشی را مطرح کرده که مستقیما در برابر روایت جلایی‌پور قرار می‌گیرد: «معلوم نیست این‌ها به چه می‌گویند انفرادی که برایشان بالندگی آورده ….»

این روایت‌ها از چند تجربه متفاوت، یک نقطه مشترک دارند: انفرادی برای کسانی که آن را تجربه کرده‌اند، نه یک خلوت آرام، بلکه تجربه‌ای همراه با فشار و فرسایش بوده است.

بسیاری از کسانی که انفرادی را تجربه کرده‌اند، به همین دلیل اظهارات جلایی‌پور را شبیه «ادبیات تواب‌ها» دانسته‌اند. برخی نیز از او به عنوان «تواب» یاد کرده‌اند.

سیاست تواب‌سازی در زندان‌های دهه ۶۰ اجرا می‌شد و طی فرایندی، زندانیان سیاسی در هم شکسته به‌وسیله بازجویان و مقامات زندان، تواب می‌شدند.

  • غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

    غزل مرزبان از زندان اوین: در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به من تجاوز شد و برای سکوت تهدید شدم

وقتی شکنجه، بالندگی نام می‌گیرد

مساله اصلی همین وارونگی است.

انفرادی در جمهوری اسلامی، در روایت بازداشت‌شدگان سیاسی و غیرسیاسی، مصداق شکنجه است؛ تجربه‌ای تحمیلی که با فشار و آثار ماندگار همراه است. اما وقتی چنین تجربه‌ای «لذت‌بخش» و فرصتی برای «بالندگی» و «مراقبه» توصیف می‌شود، زبان به جای بازتاب رنج، شروع به پوشاندن آن می‌کند.

در این میان، جایگاه گوینده نیز اهمیت پیدا می‌کند. جلایی‌پور، به جای بازتاب روایت کسانی که انفرادی را تجربه کرده‌اند، تصویری از آن ارائه می‌کند که با روایت آنان در تضاد است.

به همین دلیل، سخن او فقط یک برداشت شخصی از انفرادی نیست؛ این سخن می‌تواند به سفیدشویی تجربه‌ای منجر شود که بازداشت‌شدگان سیاسی و غیرسیاسی آن را شکنجه توصیف کرده‌اند.

وقتی از انفرادی به‌عنوان «خلوت» و «بالندگی» سخن گفته می‌شود، در واقع آنچه بر زندانی گذشته، در حاشیه قرار می‌گیرد. رنجی که باید دیده و شنیده شود، با تغییر واژه‌ها شکل دیگری پیدا می‌کند.

اینجاست که «سفیدشویی انفرادی» معنای واقعی خود را پیدا می‌کند؛ نه فقط تغییر چند واژه، بلکه تغییر جای قربانی و رنج.

وقتی انفرادی، با همه آنچه بازداشت‌شدگان از آن روایت کرده‌اند، «لذت‌بخش» و «فرصت بالندگی» نامیده می‌شود، فجایع و شکنجه‌هایی که بر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی رفته، عملا از متن روایت کنار زده می‌شود.

سخن جلایی‌پور در اینجا فقط درباره تجربه شخصی او نیست؛ تصویری است که رنج زندانی را وارونه می‌کند و به‌جای آن که صدای کسی را بشنود که در انفرادی خرد شده، از «خلوت» و «مراقبه» سخن می‌گوید.

این همان نقطه‌ای است که سفیدشویی اتفاق می‌افتد: شکنجه، در زبان دیگری، به فرصت تبدیل می‌شود و رنج قربانی، با چند واژه خوش‌آهنگ، از معنای خود تهی می‌شود.

اگر روایت کسانی که انفرادی را زیسته‌اند جایی برای شنیده‌شدن داشته باشد، دیگر نمی‌توان اتاق انفرادی را با واژه‌های «لذت»، «بالندگی» و «مراقبه» بزک کرد. پشت این واژه‌ها، روایت انسان‌هایی ایستاده‌ است که از فشار، گریه، فرسایش و زخم‌هایی گفته‌اند که با باز شدن درِ سلول تمام نشده است.

و شاید مساله دقیقا همین باشد: وقتی درباره شکنجه، زبانِ رنج را کنار می‌گذاریم و به جای آن از بالندگی حرف می‌زنیم، دیگر فقط یک تجربه را متفاوت روایت نکرده‌ایم، بلکه خودِ رنج‌دیده را از روایتش حذف کرده‌ایم.