طراحی آزمونها چگونه میتواند اضطراب دانشجویان را کاهش دهد؟
ارزیابیهای کلاسی، از امتحانهای نمرهدار گرفته تا کار گروهی، ارائه و فعالیتهای آزمایشگاهی، از مهمترین عوامل اضطراب در دوران تحصیل به شمار میروند؛ اما برای کاهش این فشار روانی چه میتوان کرد؟
وبسایت کانورسیشن گزارش داد ارزیابیهای کلاسی برای دانشجویان دورههای آموزش عالی، یکی از منابع همیشگی فشار روانی و نارضایتی به شمار میروند.
موسسات آموزشی برای حل این مشکل راههای گوناگونی را آزمودهاند. پیشنهادها معمولا بر تغییر شیوه ارزیابی، حذف نمره یا کاهش اهمیت آن تمرکز دارند.
برای نمونه، دانشگاه میشیگان قصد دارد درسهای نیمسال نخست دانشجویان سال اول را بدون نمره و تنها با نتیجه «قبول» یا «رد» ارائه کند.
با این حال، یافتههای پژوهشگران دانشگاه آلبرتا در کانادا نشان میدهد حذف برخی روشهای ارزیابی یا کنار گذاشتن نمره لزوما حال دانشجویان را بهتر نمیکند.
راهکاری بر پایه سه نیاز روانی
پژوهشگران بهجای جستوجوی روشی جادویی که همه دانشجویان آن را مطلوب بدانند، به نظریههای معتبر روانشناختی درباره رفاه روی آوردهاند.
لیا ام. دانیلز، استاد دانشگاه آلبرتا، گفت او پنج سال گذشته را صرف استفاده از نظریه «خودتعیینگری» (self-determination) برای بازطراحی ارزیابیهای کلاسی کرده است.
این نظریه سه نیاز اساسی روانشناختی را برای همه انسانها برمیشمارد: خودمختاری، شایستگی و ارتباط با دیگران. تامین این نیازها، احساس رضایت و رفاه را افزایش میدهد.
استادان میتوانند با توجه به دیدگاه دانشجویان، حمایت از استقلال آنان، ایجاد فضایی برای بیان احساسات منفی، توضیح دلایل تصمیمهایشان و برخورد صبورانه، به تامین این نیازها کمک کنند.
چنین شرایطی میتواند لذت، تلاش، پشتکار، خلاقیت و رضایت دانشجویان را افزایش دهد.
چهار تغییر ساده اما موثر
دانیلز و همکارانش در چند مطالعه، تاثیر افزودن چهار ویژگی حمایتگرانه و سازگار با نیازهای روانشناختی دانشجویان به ارزیابیها را بررسی کردند: استفاده از جدول مشخصات آزمون، دستهبندی پرسشها بر اساس این جدول، درج پیامهای کوتاه و دلگرمکننده در آغاز و پایان آزمون و فراهم کردن فرصتی برای اظهارنظر دانشجویان.
این تغییرات ساده بر اصول نظریه خودتعیینگری و پیوند اثباتشده آن با رفاه استوارند. پژوهشگران تاکید میکنند این ویژگیها درمانی جادویی برای اضطراب نیستند، بلکه انتخابهایی متکی بر شواهد علمی محسوب میشوند.
پژوهش با آزمونهای چندگزینهای آغاز شد؛ روشی که بسیاری از دانشجویان آن را خوشایند نمیدانند. نتایج دو مطالعه نشان داد با افزودن این چهار ویژگی، دانشجویان بیشتر احساس میکردند آزمون از نیازهای روانشناختی آنان حمایت میکند و عملکردشان نیز بهبود یافت.
در مرحله بعد، پژوهشگران با یکی از استادان برای بازنگری برنامه ارزیابی درس مهارتهای خواندن و نوشتن در مقطع کارشناسی همکاری کردند و آزمونهای چندگزینهای، تکالیف نوشتاری و ساختار کلی ارزیابی این درس اصلاح شد.
دانشجویان پس از این تغییرات گفتند نیازهای روانشناختیشان بهتر تامین شده، ارزیابیها باکیفیتتر و منصفانهتر شدهاند و خشم، ناامیدی و اضطراب کمتری احساس میکنند.
این بازنگری برای استاد نیز سودمند بود. او گفت ارزیابیها دیگر مانند گذشته بار سنگینی بر دوشش نبودند، اضطرابش کاهش یافته بود و فرصت بیشتری برای ارتباط معنادار با دانشجویان داشت.
انصاف، شرط اساسی ارزیابی
کانورسیشن در انتهای گزارش خود نوشت نکتهای مهم در این میان وجود دارد که نباید آن را نادیده گرفت.
پژوهشگران علاوه بر افزودن ویژگیهای حمایتگرانه، اطمینان یافتند همه ارزیابیها بر اساس اصول پذیرفتهشده علمی طراحی شدهاند.
مطالعات اولیه آنان نیز حاکی از آن بود که انصاف در ارزیابی، پایه تامین نیازهای روانشناختی و رفاه دانشجویان است.
دانشجویان و استادان هر سال ساعتهای زیادی را صرف طراحی و انجام ارزیابیها میکنند، اما این فرایند اغلب برای هر دو گروه با نارضایتی همراه است.
این پژوهش راهی امیدبخش پیش روی مراکز آموزشی میگذارد. اگر ارزیابیها آگاهانه و با هدف حمایت از نیازهای اساسی روانشناختی طراحی شوند، میتوان به بهبودهایی ملموس و قابلاندازهگیری دست یافت.
اگر آزمونها حتی اندکی کمتر آزاردهنده باشند، دانشجویان و استادان هر دو سود خواهند برد.
یافتههای یک پژوهش نشان میدهد زیانبارترین عادت در استفاده از تلفن هوشمند لزوما وقتگذرانی طولانی با آن نیست، بلکه مرور منفعلانه و بیوقفه جریان محتواست؛ عادتی که میتواند تمرکز، حافظه و کیفیت خواب را تضعیف کند.
پایگاه خبری سایتک دیلی جمعه ۲۷ شهریور با استناد به نتایج مطالعه دانشگاه سملوایس بوداپست گزارش داد استفاده مشکلساز از تلفن هوشمند بیش از آنکه تنها از ویژگیهای شخصیتی ناشی شود، با ضعف در خودکنترلی و «ترس شدید از بیخبر ماندن» ارتباط دارد.
این مطالعه که نتایج آن در نشریه «اکتا سایکولوژیکا» منتشر شده، عادتهای استفاده از تلفن هوشمند، سلامت روان، وضعیت جسمی و عملکرد شناختی دانشجویان ۱۸ تا ۳۵ ساله را بررسی کرده است.
شرکتکنندگان مدت و شیوه استفاده از تلفن همراه و تاثیر آن بر فعالیتهای روزانه خود را گزارش کردند.
پژوهشگران همچنین میزان روانرنجوری، خودکنترلی و ترس آنها از دست دادن رویدادها و تعاملات اجتماعی را سنجیدند.
روانرنجوری به گرایش فرد به تجربه احساساتی مانند اضطراب، اندوه، ترس و خشم گفته میشود.
شرکتکنندگان بر اساس عادتهایشان در سه گروه قرار گرفتند. کاربران «صرفا اجتماعی» بیشتر از تلفن برای برقراری و حفظ ارتباط استفاده میکردند.
کاربران «مصرفکننده سبک» کمتر از چهار تا پنج ساعت در روز اخبار، محتوای سرگرمکننده و شبکههای اجتماعی را دنبال میکردند.
حدود یکسوم شرکتکنندگان نیز «مصرفکننده سنگین» بودند. آنها روزانه دستکم چهار تا پنج ساعت از تلفن همراه استفاده میکردند و بهجای گفتوگو با دیگران، بیشتر سرگرم مصرف محتوا بودند.
شبکههای اجتماعی و ویدیوهای کوتاه، محرکهای تازه را با سرعتی بالا و پیدرپی در اختیار کاربران میگذارند و توجه آنها را مدام از موضوعی به موضوع دیگر میکشانند. ادامه این روند ممکن است تمرکز پایدار را دشوار کند و به خستگی ذهنی بینجامد.
مصرفکنندگان سنگین در آزمونهای توجه و حافظه، عملکردی پایینتر از حد انتظار برای سن خود داشتند.
آنها همچنین از کیفیت خواب پایینتر، میل شدیدتر به محرکهای تازه و دشواری بیشتر در مقاومت در برابر وسوسه بررسی تلفن همراه خبر دادند.
خودکنترلی مهمتر از ویژگیهای شخصیتی است
یوهانا تاکاچ، پژوهشگر اصلی این مطالعه، گفت ویژگیهای شخصیتی مانند روانرنجوری بهتنهایی افراد را به استفاده مشکلساز از تلفن همراه سوق نمیدهند.
او افزود افراد مستعد اضطراب، افسردگی یا استرس لزوما به تلفن همراه وابسته نمیشوند.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی کنترل رفتار، هیجانها و تکانهها و همچنین شدت نگرانی از بیخبر ماندن از تعاملات اجتماعی است.
یافتهها همچنین از تفاوت میان پیامدهای ذهنی و جسمی حکایت دارد. شیوه استفاده از تلفن همراه بیشتر با توجه و حافظه ارتباط دارد، در حالی که مجموع زمان خیره شدن به صفحهنمایش عمدتا بر سلامت جسمی تاثیر میگذارد.
نگه داشتن تلفن در سطح کمر یا سینه و پایین آوردن سر، حالتی موسوم به «گردن پیامکی» ایجاد میکند.
این وضعیت فشار بر عضلات و مفاصل گردن را افزایش میدهد و ممکن است موجب درد یا فرسودگی زودهنگام مفاصل شود.
پژوهشگران هشدار دادند ماندن طولانیمدت سر در حالت متمایل به جلو میتواند پیامهای حسی مرتبط با موقعیت سر را تغییر دهد و بر تعادل، سرعت واکنش و حرکات روزمره تاثیر بگذارد.
آنها توصیه کردند کاربران برای کاهش این پیامدها، هشدارهای غیرضروری را بیصدا کنند، زمان کمتری را به شبکههای اجتماعی اختصاص دهند و پیش از خواب تلفن همراه را کنار بگذارند.
ورزش منظم و نگه داشتن صفحه نمایش نزدیک به سطح چشم نیز میتواند فشار بر گردن را کاهش دهد.
ابتلا به سرطان بهطور معمول با افزایش سن ارتباطی مستقیم دارد، زیرا هرچه انسان بیشتر عمر کند، سلولها فرصت بیشتری برای جمعآوری آسیبهایی دارند که ممکن است به تشکیل تومور منجر شوند.
در سالهای اخیر، آمار تشخیص سرطان در میان جوانان روند صعودی داشته و به نظر میرسد خطر ابتلا در نسلهای جدیدتر نسبت به نسلهای قبل از آنها بیشتر شده است.
این روند نگرانکننده این پرسش را در مقابل دانشمندان قرار داده که آیا بدن نسلهای جوانتر آسیبهای زیستی را با سرعت بیشتری جمع میکند و در نتیجه سریعتر از حد انتظار پیر میشود؟
یافتههای یک مطالعه جدید به سرپرستی پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه واشینگتن در سنتلوئیس حاکی از آن است که این فرضیه میتواند واقعیت داشته باشد.
محققان به شواهدی دست یافتهاند که نشان میدهد بدن افراد در نسلهای جدیدتر در مقایسه با نسلهای قبلی در سن تقویمی یکسان، در سطح زیستی (بیولوژیک) با سرعت بیشتری دچار فرسودگی و پیری میشود.
نکته مهم اینجاست که پژوهشگران متوجه شدند پیری زیستی سریعتر، مستقیما با افزایش خطر ابتلا به «سرطانهای زودهنگام»، یعنی سرطانهایی که در ۵۵ سالگی یا پایینتر تشخیص داده میشوند، ارتباط دارد.
سن تقویمی همان سن شناسنامهای فرد است؛ یعنی مشخص میکند دقیقا چند سال از تولد یک نفر گذشته است.
در سوی دیگر، سن بیولوژیک نشان میدهد بدن بر اساس تغییرات قابل اندازهگیری در سلولها، اندامها، متابولیسم و سیستمهای داخلی، عملا چقدر فرسوده یا پیر شده است.
بر اساس یافتههای این تحقیق، هرچه فاصله میان سن بیولوژیک و سن تقویمی بیشتر باشد، یعنی بدن فرد مسنتر از شناسنامهاش عمل کند، خطر ابتلا به سرطان افزایش مییابد.
افراد در نسلهای جدیدتر شکاف بزرگتری میان سن شناسنامهای و بیولوژیک خود دارند. این موضوع نشان میدهد بدن آنها در همان سن یکسان، از نظر زیستی مسنتر از نسلهای قبل است.
این دگرگونی نسلی میتواند به توضیح بخشی از دلیل افزایش سرطان در جوانان کمک کند.
پژوهشگران پیشتر عواملی نظیر چاقی، کمتحرکی، تغذیه نامناسب، مصرف الکل، اختلالات سوختوساز و حتی تولد به روش سزارین را ارزیابی کرده بودند.
اگرچه هر یک از این متغیرها سرنخهایی به دست میدهند، اما هیچکدام بهتنهایی قادر به توجیه این موج گسترده نیستند.
از این رو، دانشمندان تصمیم گرفتند اثر تجمعی این شرایط را روی کل بدن بسنجند.
در این مسیر، دادههای بیش از ۱۵۴ هزار جوان در بریتانیا و افزون بر ۱۰ هزار نفر در آمریکا تحلیل شد تا سرعت فرسودگی عمومی بدن و وضعیت اعضای اختصاصی آن از طریق نشانگرهای خونی سنجیده شود.
بررسی این دادهها تایید کرد نسلهای جدیدتر وضعیت بیولوژیک مسنتری دارند. در بریتانیا متولدان سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ پیری بیولوژیک بیشتری نسبت به متولدان ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۴ ثبت کردند.
در آمریکا این شکاف عمیقتر بود، به طوری که بدن متولدان دهه ۱۹۹۰ نسبت به متولدان اواخر دهه ۱۹۶۰ بهمراتب فرسودهتر و پیرتر از سن تقویمیشان رفتار میکرد.
پیری بخشهای خاصی از بدن و ارتباط آن با سرطانها
دانشمندان دریافتند پیری در همه بخشها و اندامهای بدن با سرعت یکسان رخ نمیدهد، بلکه فرسودگی سریعتر در برخی اندامها با بروز انواع مشخصی از سرطانها مرتبط است.
برای مثال، پیری زیستی سریعتر در سیستم ایمنی، با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه زودهنگام مرتبط بود.
همچنین مطالعات نشان داد فرسودگی و پیری بیشتر در بافت چربی بدن با افزایش خطر سرطان روده بزرگ زودهنگام همراه بود.
پژوهشگران تاکید میکنند سنجش سن زیستی میتواند در آینده برای شناسایی افراد پرخطر در دوران جوانی و زمانی که هنوز سالم هستند، به کار رود.
این رویکرد به پزشکان امکان میدهد غربالگری و اقدامات پیشگیرانه را در سنین بسیار پایینتر آغاز کنند و مراقبتها را بر اساس بیولوژی اختصاصی هر فرد تنظیم کنند.
نکته کلیدی این تحقیق این است که ارتباط افزایش احتمال ابتلا به سرطان با سن بیولوژیک بالاتر، کاملا مستقل از سابقه ارثی و ژنتیک خانوادگی عمل میکند و تنها ناشی از همین فرسودگی زودرس بافتهای بدن است.
اگرچه هنوز تمام ابعاد این معما رمزگشایی نشده، اما این دستاوردها افق تازهای پیش روی دنیای پزشکی باز کرده است.
خطر سرطان تنها در دگرگونیهای درون یک سلول خلاصه نمیشود، بلکه حاصل دگرگونیها و فرسودگیهای وسیعی است که در کل ساختار بدن رخ میدهد؛ شناختی تازه که میتواند مسیر پیشگیری را به نفع نسلهای جوانتر دگرگون کند.
دانشمندان سردهای تازهشناساییشده از حشرات در استرالیا را به افتخار تیلور سوئیفت، خواننده سرشناس آمریکایی، «سوئیفتیفیلوس» نامگذاری کردند.
پایگاه خبری ساینسنیوز نوشت اگر در استرالیا شاخههای درختی را تکان دهید، ممکن است با حشرهای روبهرو شوید که نامش از یکی از مشهورترین چهرههای موسیقی جهان گرفته شده است.
پژوهشگران در نشریه «سامانهشناسی و تکامل حشرات» نوشتند این سرده از حشرات چشمدرشت که جثه هر یک از آنها از یک عدس کوچکتر است، برای تجلیل از تیلور سوئیفت و به پاس «استعداد خیرهکننده، ترانههای سوزناک و شادی و آرامشی که برای بسیاری به ارمغان آورده است» سوئیفتیفیلوس نامگذاری شده است.
حدود ۱۰ هزار گونه از حشرات گیاهخوار در سراسر جهان شناسایی شدهاند، اما اطلاعات درباره تنوع آنها در استرالیا همچنان محدود است.
به گزارش ساینسنیوز، این کشف بخشی از خلأ موجود در شناخت پژوهشگران از تنوع حشرات استرالیا را پر میکند.
اوایل دهه ۲۰۰۰، گروهی از پژوهشگران، از جمله کریستیانه وایراوخ، حشرهشناس دانشگاه کالیفرنیا، گردآوری و توصیف این حشرات را آغاز کردند.
در سال ۲۰۲۲، زمانی که سارا شرودر پژوهش دوره دکتری خود را زیر نظر وایراوخ آغاز کرد، شماری از این حشرات ناشناخته در کانون پروژه تحقیقاتی او قرار گرفتند.
شرودر گفت: «واقعا هیجانزده بودم. توصیف گونههای جدید برای یک دانشمند مانند تحقق یک رویاست.»
شرودر و وایراوخ حشرات گلخواری را مورد بررسی قرار دادند که روی درختان کازوارینای استرالیا زندگی میکنند.
آنها با مقایسه ظاهر، رنگ و ویژگیهای ژنتیکی این حشرات با گونههای شناختهشده، ۱۲ گونه جدید را شناسایی کردند و آنها را در پنج سرده قرار دادند.
نمایی از جنگلهای بارانی در استرالیا
هدیهای به تیلور سوئیفت
نام یکی از این سردهها، «سوئیفتیفیلوس»، برای شرودر معنایی ویژه دارد.
او در همین رابطه گفت: «از همان ابتدا یکی از طرفداران پروپاقرص تیلور سوئیفت بودهام. موسیقی او با بسیاری از نقاط عطف مهم زندگیام همراه بوده است. به همین دلیل، نامگذاری این گونهها به افتخار او برایم کاملا طبیعی بود و میخواستم در ازای آثارش، هدیهای به او بدهم.»
سوئیفت تاکنون ۱۴ جایزه گرمی را به خود اختصاص داده و نخستین هنرمندی است که چهار بار جایزه «آلبوم سال» را کسب کرده است.
«تور ادوار» او با بیش از دو میلیارد دلار فروش بلیت، به پردرآمدترین تور تاریخ تبدیل شد. او همچنین شش بار عنوان هنرمند جهانی سال را کسب کرده و مجله تایم او را در سال ۲۰۲۳ بهعنوان شخصیت سال برگزید.
ردپای سوئیفت در نام گونههای جدید
شرودر چهار گونه را بهدلیل رنگ زرد متمایز و نقشهای قرمزشان برای نامگذاری به افتخار سوئیفت انتخاب کرد.
او افزود: «تیلور به رژ لب قرمزش شهرت دارد و طرفدارانش نیز با محبت او را "بلوندی" صدا میزنند.»
افزون بر گونه S. taylorae که نامش آشکارا به سوئیفت اشاره دارد، سه گونه دیگر نیز با معادلهای لاتین نام آلبومهای او نامگذاری شدند. S. amatorآلبوم Lover، به معنای «عاشق»، را تداعی میکند و S. intrepidus از Fearless، به معنای «بیباک»، گرفته شده است.
نام S. poetorum هم به آلبوم The Tortured Poets Department، به معنای «انجمن شاعران رنجکشیده»، اشاره میکند.
شرودر تاکید کرد شناسایی سوئیفتیفیلوس تنها گوشهای از دنیای پهناور و همچنان ناشناخته حشرات را آشکار میکند.
بهگفته او، توصیف گونهها برای حفاظت از آنها حیاتی است، زیرا نمیتوان از گونهای محافظت کرد که حتی از وجودش اطلاعی در دست نیست.
دانشمندان احتمال میدهند میلیونها گونه حشره هنوز شناسایی و توصیف نشده باشند؛ واقعیتی که حفاظت از تنوع زیستی را با چالشی جدی روبهرو کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با رد هشدارها درباره خطرات هوش مصنوعی برای بشریت، تلاشها برای قانونگذاری و کاهش سرعت توسعه این فناوری را یک «توطئه خبیثانه» و «فریب» خواند.
او دوشنبه ۲۳ شهریور گفت که هوش مصنوعی به چارچوبهای نظارتی پیچیده نیاز ندارد و وجود یک رییسجمهوری قوی و باهوش، تنها حفاظ مورد نیاز برای این فناوری است.
ترامپ تاکید کرد که ایالات متحده ابزارهای لازم برای ایمن نگه داشتن این فناوری را در اختیار دارد و نباید مانع پیشرفت آن شد.
مخالفت صریح ترامپ با ایجاد چارچوبهای نظارتی بر هوش مصنوعی در شرایطی مطرح میشود که برخی از رهبران برجسته صنعت فناوری و مقامات دولتی خواستار کاهش سرعت توسعه این ابزارها شدهاند.
شماری از چهرههای برجسته صنعت هوش مصنوعی در کمتر از ۲۴ ساعت، در مواضعی کمسابقه و همجهت، درباره سرعت پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی هشدار دادند و خواستار ایجاد فاصلهای میان افزایش قابلیت این مدلها و توانایی بشر برای ایمنسازی و کنترل آنها شدند.
داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، سم آلتمن، مدیرعامل اُپِن اِیآی، ایلان ماسک، بنیانگذار ایکس اِیآی، و دمیس هسابیس، مدیرعامل گوگل دیپمایند، همگی از ضرورت حرکت محتاطانهتر در توسعه پیشرفتهترین و قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی حمایت کردهاند.
این مواضع پس از مجموعهای از حوادث مربوط به خروج عاملهای هوش مصنوعی از محدودههای تعیینشده، نگرانی از مدلهای خودبهبوددهنده و گزارشهای تازه درباره سوءاستفاده از این فناوری در عملیات سایبری، نظامی و نظارتی مطرح میشوند.
شرکتهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی از جمله اوپنایآی و آنتروپیک پیش از این در پی خروج کنترلنشده برخی از عوامل هوشمند خود و نفوذ آنها به دیگر پلتفرمها، بر لزوم اعمال محدودیتهای ایمنی تاکید کرده بودند.
موج تازه بحثها روز شنبه ۲۰ شهریور با انتشار مقالهای از آمودی با عنوان «باید سرعت حرکت در مرز را تنظیم کنیم» آغاز شد.
مدیرعامل آنتروپیک در این مقاله که در حساب کاربری او در ایکس منتشر شد، نوشت طی چند ماه گذشته به این نتیجه رسیده است که صرف سرمایهگذاری روی ایمنی کافی نیست و سرعت افزایش توانایی مدلها نیز باید کاهش یابد تا پژوهشهای مربوط به کنترل و ایمنسازی آنها فرصت همگام شدن با پیشرفت فناوری را پیدا کنند.
با این حال، ترامپ با حمله به حامیان این محدودیتها، آنها را «نیروهای بسیار منفی» و «خائن» نامید و تلاشهایشان را یک توطئه بیمارگونه علیه مراکز داده توصیف کرد.
رییسجمهوری آمریکا میگوید هرگونه توقف یا ایجاد مانع در مسیر توسعه هوش مصنوعی در ایالات متحده، زمینه را برای پیشی گرفتن چین در این رقابت جهانی فراهم میکند.
او با تاکید بر اینکه «هر کسی در حوزه هوش مصنوعی برنده شود، بر جهان حکومت خواهد کرد»، هشدار داد که مقررات سختگیرانه تنها به نفع پکن تمام خواهد شد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهور آمریکا، نیز گفت اینکه شرکتهای پیشرو «به دولت التماس میکنند که قانونمندشان کند» برای او عجیب است.
دیوید ساکس، رییس شورای مشاوران علم و فناوری رییسجمهوری هم تاکید کرد که آزمایشگاهها برای کند کردن خود نیازی به اجازه دولت ندارند.
مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان نیز بهجای قانونگذاری، خواستار برگزاری نشستی با شرکت همه ارائهدهندگان پلتفرم در حوزه هوش مصنوعی شد و افزود که حتی خود این مدیران هم بر سر شکل نظارت اتفاقنظر ندارند.
در جبهه مقابل، کامالا هریس، معاون پیشین رییسجمهوری آمریکا، به جمع حامیان کاهش سرعت توسعه هوش مصنوعی پیوسته است و دموکراتها در واشینگتن از نگرانیهای جدی خود درباره خطرات این فناوری سخن گفته و خواستار تصویب قوانینی در این زمینه شدهاند.
این اختلافات سیاسی در شرایطی بالا گرفته که انتشار هشدارهای امنیتی و درخواستها برای ترمز توسعه هوش مصنوعی، به سقوط سهام شرکتهای بزرگ فناوری در بازارهای جهانی منجر شده است.
در همین حال، کشورهای دیگر نیز با چالشهای مشابهی در زمینه حکمرانی بر این فناوری مواجه هستند.
داریو آمودی از دولت آمریکا خواسته است محدودیت صادرات تراشههای پیشرفته را حفظ و علیه قاچاق، تقطیر و سرقت مدلهای آمریکایی از سوی آزمایشگاههای چینی اقدام کند تا آمریکا در فرصتی سه تا پنجساله، فاصلهاش با این کشور را بیشتر کند.
چین با رد روایتهای تهدیدآمیز غربیها درباره هوش مصنوعی، آمودی را به وحشتپراکنی متهم کرده و در عین حال خواستار همکاریهای بینالمللی شده است، هرچند همزمان برنامههایی را برای مقابله با خطر خروج سیستمهای هوشمند از کنترل انسان آماده میکند.
در اروپا نیز کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا، هشدار داده است که قوانین سختگیرانه اتحادیه اروپا ممکن است به قیمت عقب ماندن این قاره از رقابت جهانی هوش مصنوعی تمام شود.
بازدیدکنندهای در نمایشگاه SEMICON Taiwan در تایپه، تایوان؛ ۲ سپتامبر ۲۰۲۶. رویترز/آن وانگ
شماری از چهرههای برجسته صنعت هوش مصنوعی در کمتر از ۲۴ ساعت، در مواضعی کمسابقه و همجهت، درباره سرعت پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی هشدار دادند و خواستار ایجاد فاصلهای میان افزایش قابلیت این مدلها و توانایی بشر برای ایمنسازی و کنترل آنها شدند.
داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، سم آلتمن، مدیرعامل اُپِن اِیآی، ایلان ماسک، بنیانگذار ایکس اِیآی، و دمیس هسابیس، مدیرعامل گوگل دیپمایند، همگی از ضرورت حرکت محتاطانهتر در توسعه پیشرفتهترین و قدرتمندترین مدلهای هوش مصنوعی حمایت کردهاند.
این مواضع پس از مجموعهای از حوادث مربوط به خروج عاملهای هوش مصنوعی از محدودههای تعیینشده، نگرانی از مدلهای خودبهبوددهنده و گزارشهای تازه درباره سوءاستفاده از این فناوری در عملیات سایبری، نظامی و نظارتی مطرح میشوند.
آغاز موج تازه هشدارها از آنتروپیک
موج تازه بحثها روز شنبه ۲۰ شهریور با انتشار مقالهای از آمودی با عنوان «باید سرعت حرکت در مرز را تنظیم کنیم» آغاز شد.
مدیرعامل آنتروپیک در این مقاله که در حساب کاربری او در ایکس منتشر شد، نوشت طی چند ماه گذشته به این نتیجه رسیده است که صرف سرمایهگذاری روی ایمنی کافی نیست و سرعت افزایش توانایی مدلها نیز باید کاهش یابد تا پژوهشهای مربوط به کنترل و ایمنسازی آنها فرصت همگام شدن با پیشرفت فناوری را پیدا کنند.
او نوشت: «ما باید سرعتی را که با آن قابلیتهای مدلهای هوش مصنوعی را افزایش میدهیم، کاهش دهیم.» آمودی تاکید کرد منظور او توقف آموزش مدلها یا متوقف کردن پیشرفت فنی نیست، بلکه ایجاد زمانی کافی برای ایمنسازی، همراستاسازی و ارزیابی مستقل آنهاست.
آمودی دو تحول را عامل اصلی تغییر نگاه خود معرفی کرد؛ نخست، توانایی فزاینده هوش مصنوعی برای مشارکت در ساخت نسل بعدی هوش مصنوعی. این روند به «خودبهبوددهی بازگشتی» معروف است. او گفت این روند از تابستان امسال با سرعت چشمگیری در حال پیشرفت است و اگر بدون محدودیت ادامه یابد، ممکن است از توانایی انسان برای فهم و کنترل این سیستمها جلو بزند.
دومین عامل، به نوشته او، ماجرای عاملهای هوش مصنوعی اُپِن اِیآی بود که در جریان یک آزمایش از ماموریت تعیینشده خود فراتر رفتند و به سامانههایی از جمله پلتفرم هاگینگ فِیس حمله کردند.
آمودی هشدار داد با سرعت کنونی افزایش قابلیتها، ممکن است ظرف «شش تا ۱۲ ماه» مجموعهای از عاملهای هوش مصنوعی با توانایی بیشتر اما مشکلات مشابه در همراستایی، بتوانند یک باتنت گسترده و ماندگار در سراسر اینترنت ایجاد کنند و صدها میلیارد دلار خسارت به بار آورند.
او برای مقابله با این خطرها طرحی سهمرحلهای پیشنهاد کرد: حضور دائمی ارزیابان مستقل در شرکتهای سازنده مدلهای پیشرفته با سطح دسترسی نزدیک به کارکنان داخلی، هماهنگی شرکتهای هوش مصنوعی در کشورهای دموکراتیک برای تعیین استانداردهای مشترک ایمنی و محدود کردن توسعه کنترلنشده، و در نهایت تلاش برای دستیابی به نوعی هماهنگی بینالمللی، از جمله با چین.
واکنش رقبای آنتروپیک تنها چند ساعت بعد از انتشار این گزارش آغاز شد. سم آلتمن در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «با داریو موافقم که باید سرعت حرکت در مرز را تنظیم کنیم. این موضوع در هفتههای اخیر یکی از محورهای اصلی بحثهای ما در اُپِن اِیآی بوده است.»
او بهطور مشخص از پیشنهاد استقرار ارزیابان مستقل حمایت کرد و گفت دادن دسترسی در سطح کارکنان به چنین ارزیابانی «ایده بسیار خوبی» است و اُپِن اِیآی نیز همین کار را انجام خواهد داد. آلتمن وعده داد جزئیات بیشتری در این زمینه بهزودی اعلام شود.
آلتمن در مصاحبهای با نشریه فورچون که شنبه منتشر شد، نگرانیهای گستردهتری درباره ایمنی هوش مصنوعی مطرح کرد.
وقتی از او درباره احتمال ۱۰ درصدی انقراض بشر در اثر هوش مصنوعی پرسیده شد، گفت نمیداند چگونه میتوان چنین احتمالی را بهطور دقیق محاسبه کرد، اما افزود تفاوتی ندارد که این خطر «۱۰ درصد، هشت درصد یا شش درصد» باشد؛ شرکتها و دولتها باید به شکلی عمل کنند که هیچیک از این سطوح خطر را قابل قبول ندانند.
آلتمن همچنین گفت اُپن ایآی در سال ۲۰۲۶ وارد بورس نخواهد شد، زیرا در شرایط کنونی مسائل مربوط به ایمنی و همراستاسازی مدلها اولویت بیشتری دارند.
او در پاسخ به این سوال که چرا مدیران بزرگترین شرکتهای هوش مصنوعی برای یک کاهش سرعت جمعی با یکدیگر توافق نمیکنند، گفت: «فکر میکنم این اتفاق خواهد افتاد.» رویترز نیز گزارش داد OpenAI و دیگر شرکتهای بزرگ ممکن است به اعلام توافقی برای کاهش سرعت و همکاری در زمینه ایمنی نزدیک شده باشند.
ماسک: «داریو درست میگوید»
ایلان ماسک نیز خیلی زود به بحث پیوست. بنیانگذار ایکس اِیآی در پاسخ کوتاهی در ایکس به مقاله آمودی نوشت: «داریو درست میگوید.»
او سپس هشدارهای قدیمی خود درباره هوش مصنوعی را دوباره برجسته کرد و گفت سالهاست در این زمینه «زنگ خطر را به صدا درآورده است». ماسک بار دیگر به موضع پیشین خود اشاره کرد که هوش مصنوعی عمومی یا AGI را بالقوه خطرناکتر از سلاحهای هستهای میداند.
اهمیت واکنش ماسک بیش از محتوای هشدار او بود. او و آلتمن سالهاست بر سر مسائل شخصی، تجاری و مسیر توسعه اُپن اِیآی اختلاف دارند و ایکس اِیآی نیز یکی از رقبای مستقیم اُپن اِیآی، آنتروپیک و گوگل در مسابقه توسعه مدلهای پیشرفته است.
از این رو، حمایت همزمان این رقبا از اصل کاهش یا تنظیم سرعت توسعه به یکی از کمسابقهترین نقاط اشتراک میان رهبران صنعت هوش مصنوعی تبدیل شد.
دمیس هسابیس، همبنیانگذار و مدیرعامل گوگل دیپمایند، روز یکشنبه چهارمین چهره برجستهای بود که از جهت کلی پیشنهاد آمودی حمایت کرد.
او در ایکس نوشت: «مقاله داریو به مسیر درست پیش رو اشاره میکند. جزئیات نیاز به کار بیشتر دارند، اما جهت کلی برای مواجهه با این مقطع حساس درست است.»
هسابیس این بحث را به پیشنهاد قبلی خود برای ایجاد یک نهاد مشترک استانداردگذاری برای «هوش مصنوعی مرزی» پیوند داد؛ نهادی که وظیفه آن تدوین معیارها و روشهای مشترک برای سنجش توانایی و خطر مدلهای بسیار پیشرفته باشد.
هسابیس ۲۳ تیر نوشته بود پیشرفت سریع هوش مصنوعی به روشی «پویا، سازگار و سختگیرانه» برای آزمایش مدلهای مرزی نیاز دارد و پیشنهاد کرده بود نهادی با مشارکت بخش عمومی و خصوصی و حضور کارشناسان مستقل ایجاد شود.
به این ترتیب، تا روز یکشنبه مدیران چهار شرکت اصلی جهانی هوش مصنوعی، دستکم بر یک اصل اتفاق نظر پیدا کردند؛ اینکه سرعت رشد قابلیت مدلهای هوش مصنوعی نباید از توان صنعت و نهادهای عمومی برای سنجش و مهار خطرهای آنها جلو بزند.
هشدارهایی که طی چند روز روی هم انباشته شدند
طی روزهای گذشته، چند تحول پیدرپی بحث درباره خطرهای هوش مصنوعی را در داخل صنعت و در میان قانونگذاران شدت بخشیدهاند.
یکی از مهمترین رویدادها استعفای جیکوب کاکسون، پژوهشگر ۲۷ ساله آنتروپیک و کارمند پیشین اُپن اِیآی بود.
کاکسون هفته گذشته از صنعت هوش مصنوعی کنارهگیری کرد و گفت نمیخواهد در رقابتی مشارکت داشته باشد که هدف آن ساخت سامانههایی با توانایی بهبود خود است؛ سامانههایی که ممکن است در نهایت از کنترل انسان خارج شوند. او گفته بود شرکتها در رقابت با یکدیگر و با شرکتهای چینی، ناگزیر ممکن است بر سر ایمنی مصالحه کنند و بدون دخالت دولت یا کاهش هماهنگ سرعت در سراسر صنعت، هیچ شرکت منفردی قادر نیست چنین فناوریای را به شکل مسئولانه توسعه دهد.
در همین حال، مجموعهای از گزارشها درباره رفتار عاملهای هوش مصنوعی اُپن ایآی ابعاد نگرانی درباره امکان کنترل مدلها را افزایش داده است.
رویترز ۱۸ شهریور گزارش داد عاملهای اُپن ایآی علاوه بر حادثه مشهور هاگینگ فیس، از دستکم ۱۰ وبسایت دیگر برای ارتباطات بدون مجوز استفاده کرده بودند و برای ایجاد کانالهای ارتباطی، محدودیتهای اعمالشده بر خود را دور زده بودند. پیشتر نیز مشخص شده بود مجموعهای از عاملهای این شرکت یک وبسایت آلمانی را به محلی برای ارتباط و تبادل اطلاعات میان خود تبدیل کرده بودند.
از خطر خروج از کنترل تا استفاده در سلاح و نظارت
آنتروپیک هفته گذشته در یک گزارش اطلاعات تهدید اعلام کرد بازیگران مختلف از مدل کلود برای فعالیتهایی از توسعه تسلیحات و عملیات سایبری گرفته تا جاسوسی، نظارت، کلاهبرداری و تحقیقاتی که میتوانست در توسعه سلاحهای بیولوژیک کاربرد داشته باشد، استفاده کردهاند.
بخشی از همین گزارش به فعالیتهای مرتبط با جمهوری اسلامی اختصاص دارد و میگوید نهادهای همسو با جمهوری اسلامی از کلود برای طراحی تبلیغات حکومتی، ایجاد هویتهای جعلی، نظارت بر شهروندان، توسعه ابزارهای پایش و جمعآوری اطلاعات درباره مخالفان استفاده کردهاند. در یکی از موارد، یک واحد در ایران بیش از ۱۵۵ هزار توییت را با استفاده از کلود تحلیل کرده بود و در موردی دیگر از این مدل برای طراحی بخشهایی از یک سامانه نظارت انبوه مبتنی بر پلاک خودرو و شناسه تلفن همراه استفاده شده بود.
مارک بیل، مدیر پیشین سیاستگذاری هوش مصنوعی پنتاگون، نیز هشدار داده بود گسترش دوربینها و سامانههای نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی بدون مقررات روشن ممکن است آمریکا را به سوی یک «حکومت نظارتی شبیه چین» سوق دهد.