نیروهای دولتی یمن مناطقی از جنوب تعز را از کنترل حوثیها خارج کردند


همزمان با ادامه پیشروی نیروهای دولت قانونی یمن علیه حوثیها در استان تعز، الحدث به نقل از یک منبع نظامی گزارش داد نیروهای مسلح یمن کنترل تپه سعید طاهر و منطقه ذیبان در شهرستان حیفان، در جنوب تعز، را به دست گرفتند و این مناطق را از کنترل حوثیها خارج کردند.
نیروهای دولت قانونی یمن روز قبل نیز مواضع نظامی در جبهه الطویر در منطقه مقبنه استان تعز را از حوثیها بازپس گرفتند.
نیروهای دولتی یمن همچنین اعلام کرد نیروی هوایی این کشور مواضع حوثیهای وابسته به جمهوری اسلامی را در غرب تعز بمباران کرد.
در همین حال، العربیه به نقل از ارتش یمن گزارش داد صدها نفر از شبهنظامیان حوثی در ساحل غربی یمن کشته و زخمی شدهاند.
رییس شورای رهبری ریاستجمهوری یمن با هشدار درباره اینکه حوثیها از قربانی کردن غیرنظامیان برای پیشبرد ماجراجوییهای بیمحابای خود ابایی ندارند، تاکید کرد یمن اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی و نیابتیهایش بر بابالمندب مسلط شوند.






جمهوری اسلامی در سالیان اخیر، بهموازات گسترش اعتراضات کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و سایر مزدبگیران، برخوردهای امنیتی و قضایی با آنها و تشکلهای مستقل صنفیشان را تشدید کرده است.
هدف از این نوع برخوردها ممانعت از تشکلیابی کارگران و سایر مزدبگیران و در نتیجه، خروج آنها از «خیابان» است که بارها در بیانیههای تشکلهای کارگری و صنفی بر لزوم آن تاکید شده است.
در همین ارتباط، گزارشهای رسیده به ایران اینترنشنال در روزهای اخیر حاکی است که طی هفتههای اخیر، شمار زیادی از فعالان صنفی و مدنی به دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی احضار شده و بازجویی شدهاند. در ماههای اخیر هم شاهد احضار، بازداشت و صدور احکام زندان برای شمار قابلتوجهی از معلمان و فعالان صنفی آنها بودهایم.
بر اساس این گزارشها، موضوع مشترک در بازجوییها، «پرسشهای مکرر در مورد فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی» بوده است و بهنظر میرسد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پروندهسازی جدیدی را علیه فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی تدارک میبینند. این روند را میتوان ادامه رویکرد سرکوب از سوی جمهوری اسلامی از دهه ۶۰ خورشیدی تاکنون دانست.
بررسی عملکرد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی در سالها و دهههای گذشته نشان میدهد که تشدید فشار بر فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی، بهطور معمول با مقاطعی همزمان بوده که حکومت احساس خطر بیشتری از احتمال گسترش اعتراضات کارگری، بازنشستگان و معلمان و سایر مزدبگیران داشته است.
در این ارتباط، «پروندهسازی» نهادهای امنیتی حکومت؛ اعم از وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران، را میتوان در کنار شرایط کنونی جامعه تحلیل کرد:
-هنوز چند ماه از اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ نگذشته است و آثار و تبعات آن همچنان در سطح کشور حضور دارد.
-شرایط معیشتی مردم بهمراتب وخیمتر شده است. این مساله ناشی از مواردی همچون تبعات جنگ ۴۰ روزه، تشدید محاصره اقتصادی و پیش از همه اینها، ناتوانی در مدیریت اقتصادی و ناتوانی در تامین نیازهای پایه جامعه از سوی حکومت در طول دهههای گذشته است.
احتمال الگوبرداری از نقش تشکلهای کارگری در تحولات منطقهای
یکی از جنبههای کلیدی در تحلیل دلایل تشدید فشار بر فعالان صنفی، بررسی تحولات منطقهای و تجربه جنبشهای اجتماعی موسوم به «بهار عربی» است؛ تحولاتی که حکومت جمهوری اسلامی به آن توجه جدی داشته است.
در این مورد میتوان به تونس اشاره کرد که پس از خودسوزی طارق طیب محمد بن بوعزیزی، جوان دستفروش، و آغاز تظاهرات علیه حکومت زینالعابدین بنعلی، تشکلهای کارگری و صنفی نقش مهمی در سازماندهی و پیشبرد اعتراضات داشتند. همچنین تجربه مصر که برخلاف تصور عمومی که نقطه آغاز تحولات مصر را تظاهرات و تجمع در میدان «التحریر» قاهره میداند، جرقه اصلی جنبش علیه حکومت حسنی مبارک از اعتصابات کارگری در اسکندریه زده شد.
بههمین دلیل میتوان گفت که به نظر میرسد هدف نهادهای امنیتی از تلاش برای پروندهسازی علیه فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی، پیشگیری از شکلگیری سناریوهای مشابه و جلوگیری از سازماندهی اعتراضات احتمالی مردمی در پاسخ به شرایط وخیم معیشتی باشد. چرا که همین فعالان و تشکلها به رغم برخوردهای امنیتی و قضایی گسترده حکومت، همچنان فعال هستند.
موضوعی که در حال حاضر مطرح است، شکاف بیسابقه میان دستمزدها و هزینه زندگی است. در حال حاضر، بر اساس مصوبه شورای عالی کار جمهوری اسلامی، دستمزد یک کارگر مشمول قانون کار (متاهل و دارای فرزند) حدود ۲۴ میلیون تومان است. این در شرایطی است که بر اساس آمار ارائه شده توسط تشکلهای رسمی کارگری، هزینه زندگی رقمی حدود ۹۰ میلیون تومان تخمین زده میشود.
این فاصله فاحش و عمیق میان دستمزد و سبد معیشت، طبقه کارگر و مزدبگیران را زیر فشار شدید اقتصادی قرار داده و پتانسیل اعتراضات اجتماعی را بهشدت افزایش داده است. همین موضوع را میتوان در گسترش اعتراضات کارگری و صنفی در مناطق مختلف کشور مشاهده کرد. این در شرایطی است که حکومت پس از سرکوب وحشیانه اعتراضات سراسری دیماه سال گذشته با انجام اقدامات امنیتی بیسابقه، از جمله با اعدامهای گسترده، درصدد ایجاد هراس و وحشت در میان مردم بوده است. در همین ارتباط، حکومت در دو مورد در هفته گذشته، با تیراندازی به سوی جوانان جویای کار در گچساران و اهواز، نشان داد که تا چه اندازه برای سرکوب اعتراضات صنفی آماده شده است.
در عین حال، در کنار همین برخوردها باید به یک نکته توجه داشت؛ اینکه حکومت با همراهی کارفرمایان و از طریق اهرمهایی مانند اخراج و یا تهدید به جایگزینی نیروی کار، سعی در مهار ناآرامیها و کنترل اعتراضات صنفی، بهویژه در کارخانهها و واحدهای صنعتی دارد. اگرچه اینگونه اقدامات ممکن است بهعنوان مسکن برای حکومت عمل کند، اما تجربه سالیان گذشته ثابت کرده است که این روشها قادر به حذف ریشههای نارضایتی نیستند و مانع از شکلگیری دور جدید تحولات و اعتراضات نخواهند شد.
جابهجایی هسته اصلی اعتراضات و اهمیت توان سازماندهی
تجربه سالهای اخیر (بهویژه از اعتراضات سراسری سال ۱۳۹۸ تاکنون) نشان میدهد که هسته اصلی اعتراضات تا حد زیادی به کارگران، مزدبگیران و طبقات فرودست منتقل شده است.
ریشه این موضوع به حضور مداوم و گاه روزانه بازنشستگان، معلمان، پرستاران و کارگران در خیابانها طی سالیان اخیر بازمیگردد که اعتراضات خیابانی را در سطح جامعه به امری عادی و بدیهی تبدیل کردند؛ اقدامی که بهنوبه خود حاصل فعالیتهای صنفی و ساختار تشکلهای مستقل بوده است.
اما در شرایطی که سرکوب شدید سیاسی، امکان شکلگیری تشکلهای جدید را با دشواریهایی روبهرو کرده است، میتوان همین تشکلهای موجود صنفی و کارگری را تنها نهادهایی دانست که همچنان پتانسیل و قدرت سازماندهی را در صورت بروز اعتراضات دارند. به همین دلیل، نهادهای امنیتی با توجه به «درسهای بهار عربی»، تمرکز ویژهای بر عملکرد فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی داشتهاند.
حکومت با وجود اعمال فشارهای سنگین مانند اخراج، بازداشت و صدور احکام حبس برای شمار زیادی از کارگران، معلمان، پرستاران، و فعالان صنفی آنان و همچنین بازنشستگان در یک سال گذشته، به این دلیل که این تشکلها را نقطه ثقل و عامل اصلی هرگونه تغییر و تحول میداند، همچنان از پتانسیل آنها نگران است.
دوباره باید تاکید کرد که در کنار فشارهای امنیتی، وضعیت کلی اقتصاد ایران روبهوخامت بیشتر است و خطر شکلگیری ابرتورم تا پایان سال جاری، همان حداقل قدرت خرید بسیار اندک کارگران و مزدبگیران را نیز از بین خواهد برد. در همین ارتباط، هنگامی که اقشار کمدرآمد و کارگران چیزی برای از دست دادن نداشته باشند، از انگیزه بیشتری برای مطالبهگری برخوردار خواهند شد.
ضرورت تشکلیابی، پیوند اعتراضات و راهکارهای فعالیت متناسب با شرایط
اگرچه اعتراضات صنفی و معیشتی (مانند تجمعهای بازنشستگان، کارگران و معلمان) اغلب با مطالبات صنفی آغاز شدهاند، اما ماهیت آنها بهتدریج جنبه سیاسی پیدا میکند. مطرحشدن شعارهایی علیه جنگ، اعدام و ناکارآمدی و بیکفایتی حکومت، نشان میدهد که برای کارگران، بازنشستگان، معلمان و سایر مزدبگیران مطالبات معیشتی از سیاست جدا نیستند.
با این حال، بزرگترین چالش، پراکندگی اعتراضات صنفی و نبود تشکلهای سراسری در سطوح شهری، استانی و ملی است. این موضوع مانع از تکرار اعتراضات صنفی از جمله مانند دهه ۲۰ خورشیدی شده است که گاه، شاهد اعتصاب کارگران در یک کارخانه و سپس اعتصاب سایر کارخانهها در حمایت از آنها بودیم. برای گذار از این پراکندگی، وجود تشکلهای سازماندهنده ضرورت دارد؛ تشکلهایی که بتوانند اعتراضات را سازماندهی، هدایت و مدیریت کنند.
در شرایط سرکوب شدید، اینگونه تشکلیابی میتواند ساختاری نیمهمخفی، شبکهای یا متکی بر هستههای کوچک و مستقل داشته باشد که با بهرهگیری از تجربیات تاریخی مبارزات مخفی در ایران فعالیت کنند؛ الگویی مشابه سالهایی که به دلیل ممنوعیتها، فعالان کارگری طی حدود یکصد سال گذشته در قالب مراسمهای خانوادگی، گردهماییهای خیریه یا محافل دوستانه به تبادل نظر، انتقال تجربه و سازماندهی میپرداختند.
هرگونه حرکت و اعتراض بدون ساختار و بدون تشکلیابی، در بلندمدت به نتایج پایدار دست نخواهد یافت. حکومت نیز با آگاهی کامل از این موضوع، تمام توان و ابزارهای امنیتی خود را به کار گرفته است تا از پیوند، سازماندهی و شکلگیری تشکلهای مستقل میان کارگران و مزدبگیران جلوگیری کند؛ همانگونه که در جریان اعتراضات کارگران شرکت نیشکر هفتتپه و گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز در آبان سال ۹۷ و حمایت دانشجویان از آنان روی داد.
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد حملات اسرائیل به جنوب و شرق این کشور دستکم سه کشته و ۲۳ زخمی بر جای گذاشت. ارتش اسرائیل این حملات را واکنشی به پرتاب یک پهپاد انفجاری حزبالله به سوی نیروهایش در جنوب لبنان خواند.
وزارت بهداشت لبنان شامگاه جمعه ۱۳ شهریور اعلام کرد پنج نقطه در مناطق صور و نبطیه در جنوب و بقاع در شرق این کشور هدف حملات اسرائیل قرار گرفتهاند. این وزارتخانه مشخص نکرد که کشتهشدگان و مجروحان غیرنظامی بودهاند یا از نیروهای مسلح.
ارتش اسرائیل گفت این حملات پس از آن انجام شد که حزبالله یک پهپاد انفجاری به سوی نیروهای مستقر در منطقه امنیتی تحت کنترل این ارتش در جنوب لبنان پرتاب کرد.
براساس بیانیه ارتش اسرائیل، نیروهای تیپ کماندو پهپاد را سرنگون کردند و هیچیک از سربازان اسرائیلی در این رویداد آسیب ندیدند. ارتش اسرائیل اقدام حزبالله را «نقض آشکار آتشبس» خواند و اعلام کرد در واکنش، موجی از حملات علیه مواضع این گروه در جنوب لبنان انجام داده است.
این درگیری در حالی رخ داد که یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، جمعه ۱۳ شهریور اعلام کرد نیروهای اسرائیلی اعضای حزبالله را از تونلهای زیرزمینی ارتفاعات راهبردی «علی الطاهر» در جنوب لبنان بیرون راندهاند.
کاتز در بیانیهای گفت: «ماموریت به پایان رسید و تونلها از حضور تروریستها پاکسازی شدند.» او این عملیات را گامی مهم برای تثبیت حضور ارتش اسرائیل در جنوب لبنان توصیف کرد و گفت نیروهای این کشور تا خلع سلاح کامل حزبالله از منطقه عقبنشینی نخواهند کرد.
وزیر دفاع اسرائیل افزود تصمیم برای تصرف ارتفاعات علی الطاهر پس از دریافت اطلاعاتی درباره وجود «تونلهای فرماندهی و کنترل» حزبالله در این منطقه اتخاذ شده است.
ارتش اسرائیل شامگاه ۱۲ شهریور اعلام کرده بود کنترل عملیاتی این ارتفاعات را به دست گرفته است. این ارتش تاکید کرده بود شماری از نیروهای حزبالله در جریان عملیات کشته شدند و تعدادی دیگر گریختند.
ارتفاعات علی الطاهر بر بخشهایی از جنوب شرقی لبنان اشراف دارد و به یکی از مناطق مهم مورد مناقشه در درگیری اسرائیل و حزبالله تبدیل شده است. گمان میرود حزبالله در این منطقه یک مرکز فرماندهی زیرزمینی و انبارهای تسلیحاتی ایجاد کرده باشد؛ موضوعی که این گروه آن را تایید نکرده است.
خبرگزاری رویترز ۱۲ شهریور به نقل از منابع آگاه گزارش داد تهران در پیامی به واشینگتن هشدار داده بود هرگونه حمله اسرائیل به محل استقرار نیروهای سپاه پاسداران و حزبالله در ارتفاعات علی الطاهر با واکنش شدید جمهوری اسلامی روبهرو خواهد شد.
براساس گزارش رویترز، این پیام اواخر مرداد با میانجیگری عمان به واشینگتن منتقل شده بود. این خبرگزاری گزارش خود را نشانهای از حضور مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در نبردهای زمینی جنوب لبنان و آمادگی تهران برای تلافی حملات اسرائیل ارزیابی کرد؛ موضوعی که مقامهای جمهوری اسلامی بهطور رسمی آن را تایید نکردهاند.
نیلوفر مجاور، زن جوانی از منطقه پیرانشهر و اشنویه، ۱۰ روز پس از خروج از خانه با جراحات شدید به یک مرکز درمانی منتقل شد و بر اثر مرگ مغزی جان باخت. خانواده او مردی ۴۱ ساله را مسئول این اتفاق میدانند؛ موضوعی که هنوز نتیجه تحقیقات رسمی آن را تایید نکرده است.
دو گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری حکومتی رکنا و سازمان حقوق بشری کردپا، روایتهایی با جزئیات متفاوت از چگونگی خروج نیلوفر مجاور از خانه، آسیبدیدن او و انتقالش به بیمارستان ارائه کردهاند. رکنا نوشته است که پلیس و دستگاه قضایی همچنان در حال بررسی علت جراحات و نقش افراد مرتبط با این پروندهاند.
در گزارشها حتی درباره سن و محل سکونت نیلوفر نیز اختلاف وجود دارد. رکنا او را دختری ۲۸ ساله و اهل اشنویه معرفی کرده، اما کردپا نوشته است که او ۲۷ سال داشت و اهل و ساکن پیرانشهر بود.
نیلوفر چگونه از خانه خارج شد؟
سهیلا مهدیزاده، خاله نیلوفر، در گفتوگو با کردپا گفته است که خواهرزادهاش شامگاه یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ از خانه خارج شد. به گفته او، نیلوفر قرار بود صبح روز بعد همراه مادرش سر کار برود و شب هنگام مشغول آمادهکردن غذا بود؛ اما مادرش پس از بیدارشدن متوجه شد که قابلمه غذا روی اجاق و شعله گاز روشن مانده و نیلوفر در خانه نیست.
براساس روایت خاله نیلوفر، او هنگام خروج تنها تلفن همراه و کارت ملی خود را برده بود و لباس یا وسایل شخصی دیگری همراه نداشت.
کردپا به نقل از خانواده گزارش داده است که مردی به نام «سید عزتالدین سیدطاهری» پس از خروج نیلوفر از خانه، با تلفن همراه او به مادرش زنگ زد و گفت که نیلوفر به میل خود همراه او رفته و آنها قصد ازدواج دارند. نیلوفر نیز در همان تماس کوتاه این موضوع را تایید کرد، اما پس از آن خانواده دیگر نتوانستند با او گفتوگو کنند.
خانواده گفتهاند این مرد در روزهای بعد با پدر و مادر نیلوفر تماس میگرفت و وعده میداد برای گفتوگو درباره ازدواج نزد آنها برود. خاله نیلوفر در عین حال تاکید کرده است که خانواده نمیداند نیلوفر دقیقا چگونه خانه را ترک کرده است. او احتمال داده که خواهرزادهاش فریب خورده یا ترسانده شده باشد، اما گفته است خانواده شاهد نحوه خروج او نبوده است.
رکنا نیز، بدون نامبردن از این مرد، گزارش داده است که نیلوفر پس از آشنایی با فردی، مدتی را در محلی در اطراف پیرانشهر گذراند. به نوشته این خبرگزاری، خانواده مدعی است آن فرد بدون خواستگاری رسمی و با وعدههایی اعتماد نیلوفر را جلب کرده و او را به خانهای در اطراف پیرانشهر برده بود. خانواده همچنین گفته است که نیلوفر بعدتر قصد بازگشت داشت، اما امکان آن برایش فراهم نشد. رکنا تصریح کرده است که این روایت هنوز در حد ادعای خانواده است.
انتقال به درمانگاه با ادعای «تصادف»
کردپا نوشته است که نیلوفر روز سهشنبه ۱۰ شهریور با جراحات شدید به مرکز درمانی روستای اندیزه منتقل شد. براساس اطلاعات این منبع، مرد همراه او خود را همسر نیلوفر معرفی کرد و گفت جراحاتش در یک سانحه رانندگی ایجاد شده است.
به گزارش کردپا، کادر درمان به دلیل وخامت وضعیت نیلوفر خواستار انتقال فوری او به بیمارستان پیرانشهر شد. مرد همراه ابتدا از رفتن با آمبولانس خودداری کرد، اما در نهایت تا فلکه قرآن همراه آن رفت و سپس به بهانه آوردن مدارک از آمبولانس پیاده شد و بازنگشت.
این سازمان حقوق بشری به نقل از خاله نیلوفر نوشته است که همان مرد حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب با مادر نیلوفر تماس گرفت و گفت او و نیلوفر تصادف کردهاند و مادر باید به بیمارستان «امام خمینی» پیرانشهر برود.
نیلوفر ابتدا به بیمارستان «امام خمینی» پیرانشهر، سپس به بیمارستان نقده و در نهایت به بیمارستان «امام خمینی» ارومیه منتقل شد. رکنا نیز انتقال او به بیمارستان در وضعیت وخیم و اعلام مرگ مغزی را تایید کرده، اما جزئیات مربوط به مسیر انتقال و ادعای تصادف را در گزارش خود نیاورده است.
خانواده از شکنجه و تعرض جنسی میگوید
کردپا به نقل از خاله نیلوفر و آنچه گفته شده نظر پزشکان بیمارستان بوده، تاکید کرده که نیلوفر طی ۱۰ روز با خشونت شدید جسمی و جنسی روبهرو شده و از آب و غذا محروم بوده است. براساس این روایت، سراسر بدن او آثار کبودی و ضربوجرح داشت، چانه و استخوانهای پهلویش شکسته و به پشت سرش نیز ضربه شدیدی وارد شده بود.
کردپا به نقل از خاله قربانی در تشریح «آثار شکنجه و تجاوز خشونتآمیز» نوشته «آسیب شدید به ناحیه واژن و مقعد او وارد شده و بدنش تمام دچار کبودی شده و انگار با یک چیز سنگین از روی تمام بدنش رد شده است. از سمت چانه و ناحیه استخوانهای پهلو شکستگی داشت و از پشت سر به او ضربه وارد شده بود.»
خاله نیلوفر با بیان این جزییات گفته که آثار تعرض جنسی و جراحات شدید در بدن او مشاهده شده است. کردپا این آسیبها را نتیجه شکنجه و تجاوز توصیف کرده است. با این حال، در گزارشهای منتشرشده به هیچ سند پزشکی یا اظهارنظر رسمی پزشکی قانونی اشاره نشده است.
رکنا نیز از ادعای خانواده درباره آزار و صدمات شدید جسمانی خبر داده، اما تاکید کرده است که علت دقیق جراحات، چگونگی ایجاد آنها و ادعاهای مربوط به آزار، تا زمان تکمیل تحقیقات پلیس، بررسی پزشکی قانونی و اعلام نظر دستگاه قضایی قطعی نیست.
دو کلیه نیلوفر اهدا شد
کردپا گزارش داده است که پزشکان پس از تشخیص مرگ مغزی، از خانواده خواستند اعضای سالم نیلوفر را اهدا کنند. خانواده روز جمعه ۱۳ شهریور با اهدای دو کلیه او موافقت کرد. به گفته خاله نیلوفر، کلیهها تنها اعضای قابل اهدا بودند و قلب او به دلیل ضعف شدید امکان اهدا نداشت.
رکنا نیز تصمیم خانواده برای اهدای اعضا را گزارش کرده و به نقل از مادر نیلوفر نوشته است: «اعضای بدن دخترم را اهدا میکنم تا دخترم نمیرد و روحش زنده بماند.» این خبرگزاری هنگام انتشار گزارش خود گفته بود انجام اهدا به تکمیل مراحل پزشکی و قانونی بستگی دارد؛ کردپا در گزارش همان روز، انجام اهدای دو کلیه را قطعی اعلام کرده است.
مظنون پرونده بازداشت نشده است
کردپا مردی ۴۱ ساله، اهل و ساکن پیرانشهر، را مظنون این پرونده معرفی کرده و نوشته است که خانواده پس از بستریشدن نیلوفر در پلیس آگاهی پیرانشهر از او شکایت کردهاند. براساس گزارش این رسانه حقوق بشری، این فرد تا زمان انتشار گزارش بازداشت نشده و متواری بوده است.
خاله نیلوفر همچنین به کردپا گفته است پس از رسانهایشدن پرونده، دو خانواده دیگر مدعی شدند دخترانشان نیز از سوی همین فرد هدف خشونت و تعرض قرار گرفتهاند، اما نخواستهاند نامشان منتشر شود. او از ادعاهایی درباره کشتهشدن سه زن دیگر نیز سخن گفته، ولی تاکید کرده است که شخصا نمیتواند آنها را تایید کند.
رکنا به نقل از دادستان اشنویه گزارش داده است که با هماهنگی دادستانی پیرانشهر، نیروهای پلیس آگاهی و انتظامی دو شهرستان عملیات شناسایی محل حضور و بازداشت فرد موردنظر را آغاز کردهاند. دادستان گفته است که پرونده با حساسیت در حال پیگیری است و پس از روشنشدن جزئیات و نقش احتمالی افراد مرتبط، اقدامات قانونی انجام خواهد شد.
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ممکن است بهزودی تاسیسات زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در ایران را هدف قرار دهد.
ترامپ جمعه ۱۳ شهریور در مصاحبه با خبرنگاران در کاخ سفید گفت اگر مشخص شود «فعالیتی در کوه کلنگ گزلا در جریان است»، آمریکا ممکن است علیه این مجموعه اقدام کند.
او با اشاره به عملیات اخیر ارتش آمریکا علیه مواضع سپاه پاسداران افزود: «برای دومین بار رادارهای آنها را هدف قرار دادیم. شمار زیادی کشتی را از تنگه هرمز عبور دادیم و حجم زیادی نفت از این تنگه خارج میشود. هیچ مین دریایی وجود ندارد. ما در حال انجام کاری بسیار بزرگ هستیم.»
ترامپ همچنین کوشید جنگ ایران را کماهمیت جلوه دهد: «من آن را یک درگیری نظامی مینامم، زیرا برای ما مساله چندان مهمی نیست. در مقایسه با توان نظامی آمریکا، موضوع کوچکی است.»
این نخستین بار نیست که رییسجمهوری آمریکا از احتمال حمله به تاسیسات کوه کلنگ گزلا سخن میگوید. او پیشتر در تیرماه دو بار هشدار داده بود این سایت ممکن است هدف حملات سنگین ایالات متحده قرار گیرد.
کوه کلنگ گزلا در استان اصفهان و در حدود دو کیلومتری جنوب تاسیسات هستهای نطنز قرار دارد.
موسسه علوم و امنیت بینالملل با بررسی تصاویر ماهوارهای، این سایت را مجموعهای بهشدت مستحکم توصیف کرده است که دو شبکه تونلی در اعماق زمین را در بر میگیرد.
افزایش فشارها بر جمهوری اسلامی
اظهارات ترامپ در حالی مطرح شد که تنشها میان جمهوری اسلامی و آمریکا در روزهای اخیر افزایش یافته و کاخ سفید کارزار خود برای انزوای اقتصادی تهران را تشدید کرده است.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی در ادامه سیاستهای تنشآفرین خود در منطقه، عصر ۱۳ شهریور موشکهایی به سوی اردن شلیک کرد.
خبرگزاری رویترز ۱۳ شهریور به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داد ایالات متحده و سه کشور اروپایی در پی آن هستند که زمینه را برای ارجاع دوباره پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد بهدلیل نقض تعهدات منع اشاعه فراهم کنند.
ترامپ از کاهش اهمیت تنگه هرمز خبر داد
رییسجمهوری آمریکا در ادامه سخنان خود اعلام کرد مسیرهای جایگزین انتقال نفت در منطقه در حال گسترش هستند و تنگه هرمز دیگر از اهمیت گذشته برخوردار نیست.
ترامپ گفت: «تنگه هرمز دیگر آن چیزی نیست که قبلا بود. ایران در نهایت اگر عاقل نشود، با تنگهای روبهرو خواهد شد که دیگر چندان ضروری نیست. اکنون در سراسر خاورمیانه خطوط لوله در حال ساخت هستند تا دیگر نیازی به عبور [نفتکشها] از تنگه هرمز نباشد.»
به گفته او، مسیر زمینی انتقال نفت از طریق سوریه نیز اکنون باز شده و کامیونهای بزرگ حامل نفت از آن عبور میکنند.
ترامپ همچنین خبر داد در گفتوگو با شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، از او خواسته است «در موضوع ایران دخالت نکند».
طرح کاخ سفید برای خاورمیانه پس از جنگ
پایگاه خبری اکسیوس ۱۳ شهریور به نقل از منابع آگاه گزارش داد کاخ سفید در حال تدوین راهبردی برای دوران پس از جنگ ایران است که مهار جمهوری اسلامی و گسترش عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای منطقه را دنبال میکند.
بر اساس این گزارش، ترامپ در گفتوگوهای خصوصی اعلام کرده است روی «چیزی بسیار بزرگتر» در خاورمیانه کار میکند.
اکسیوس نوشت این راهبرد سه محور اصلی دارد: ایجاد همسویی میان متحدان منطقهای آمریکا برای مهار جمهوری اسلامی، پیشبرد مرحله بعدی طرح ترامپ برای نوار غزه و دستیابی به توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه همزمان با اجرای توافق اسرائیل و لبنان.
یک متخصص قلب و عروق آمار بیماریهای قلبی در ایران را نگرانکننده خواند و هشدار داد سن سکته قلبی در کشور به ۳۰ تا ۴۰ سال کاهش یافته است.
محمدرضا افتخاری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعه ۱۳ شهریور در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت سکته قلبی در افراد بالای ۳۰ سال، بهویژه مردان، مشاهده میشود.
او استرس، عوامل محیطی، سبک زندگی ناسالم و رژیم غذایی نامناسب را از عوامل موثر در کاهش سن سکته قلبی دانست.
افتخاری ادامه داد: «در کشور ما بهدلیل کاهش ارزش پول و افزایش فشارهای اقتصادی، بسیاری از افراد مجبورند ساعات بیشتری کار کنند و مانند گذشته فرصت بازگشت به منزل و صرف غذای مناسب را ندارند. در نتیجه، به غذاهای آماده و سریع روی میآورند.»
این پزشک افزود در گذشته، مصرف سبزیجات و غذاهای سالم جایگاه پررنگتری در فرهنگ غذایی ایرانیان داشت، اما اکنون گرایش به مواد غذایی فرآوریشده، بهویژه در میان جوانان، افزایش یافته است.
در ماههای اخیر، سفره مردم روزبهروز کوچکتر شده و فشارهای معیشتی امان شهروندان را بریده است.
همزمان، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه به تشدید تحریمها، سقوط ارزش پول ملی و افزایش بهای کالاهای اساسی انجامیده و قدرت خرید مردم را بیش از پیش کاهش داده است.
فشار اقتصادی، تغذیه ناسالم و کمتحرکی
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه به نقش کمتحرکی در افزایش موارد سکته قلبی اشاره کرد و گفت مشغلههای کاری، استفاده گسترده از وسایل نقلیه و تغییر ماهیت مشاغل، بهویژه در شهرها، فعالیت بدنی را کاهش دادهاند.
افتخاری مصرف مواد غذایی سرشار از روغن، نمک و افزودنیها، از جمله سوسیس و کالباس، را از دیگر عوامل موثر دانست و تاکید کرد فشارهای اقتصادی و کاری فرصت تهیه و مصرف غذای سالم را از بسیاری از افراد گرفتهاند.
او افزود گرایش به فستفودها بهدلیل آمادهسازی سریع و سازگاری با برنامههای کاری فشرده، تنها به ایران محدود نیست و در کشورهای غربی نیز دیده میشود.
افتخاری کاهش سالانه سن ابتلا به سکته قلبی را «هشداری جدی» خواند و خواستار توجه بیشتر به پیامدهای سبک زندگی کمتحرک و تغذیه ناسالم شد.
بحران اقتصادی ناشی از ناکارآمدی جمهوری اسلامی در سالهای اخیر، سلامت عمومی و نظام درمانی کشور را با تهدیدی جدی مواجه کرده است.
تداوم این وضعیت در کنار سرکوب خونین اعتراضات، امید به آینده را در میان شهروندان کمرنگ کرده و به گسترش ناامیدی و سرخوردگی، بهویژه در میان جوانان، دامن زده است.
بر اساس نتایج نظرسنجی آنلاین ایراناینترنشنال که دوم شهریور منتشر شد، ۹۰ درصد از شرکتکنندگان گفتند در وضعیت فعلی کشور، تمایلی به ازدواج یا فرزندآوری ندارند.