• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعلام کرد با پیوستن گروهی از زندانیان زندان گچساران، دامنه اعتصاب‌های هفتگی آن در صدوسی‌وچهارمین هفته فعالیت، به ۶۰ زندان گسترش یافت.

بر اساس بیانیه این کارزار، زندانیان عضو آن سه‌شنبه ۲۷ مرداد در اعتراض به گسترش اجرای احکام اعدام در ایران دست به اعتصاب غذا زدند.

شمار زندان‌های همراه با این حرکت اعتراضی در هفته گذشته ۵۹ زندان اعلام شده بود.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در بیانیه خود به اعدام شهرام صادقی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، اشاره کرد و نوشت با اعدام او و محمد افروخته در زاهدان، شمار زندانیان سیاسی اعدام‌شده از ابتدای سال ۱۴۰۵ به دست‌کم ۳۹ نفر رسیده است.

حکم اعدام شهرام صادقی بامداد یک‌شنبه ۲۵ مرداد در کرج اجرا شد. خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، اعلام کرد دادگاه انقلاب کرج او را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل، آمریکا و گروه‌های متخاصم» به اعدام محکوم کرده بود.

قوه قضاییه صادقی را متهم کرده بود که شامگاه ۱۸ دی، در جریان اعتراضات کرج، با خودرو شماری از نیروهای یگان ویژه را زیر گرفته است.

صادقی در بازجویی‌ها این اتهام را رد کرده و گفته بود خودرویش به سرقت رفته است.

میزان مدعی شد که او پس از مواجهه با مدارک، اتهام را پذیرفته است.

نهادهای حقوق بشری بارها درباره گرفتن اعترافات اجباری از بازداشت‌شدگان زیر فشار و شکنجه در ایران هشدار داده‌اند.

افزایش اعدام‌ها و گسترش اعتراض‌ها

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وسوم فعالیت خود اعلام کرده بود جمهوری اسلامی از ابتدای سال ۱۴۰۵ دست‌کم ۳۴۲ زندانی، از جمله ۱۰ زن و دو نفر را که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند، اعدام کرده است.

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد گفت طی حدود چهار ماه و نیم دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند؛ پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند.

سازمان حقوق بشر ایران نیز شمار کل اعدام‌ها از ابتدای سال ۲۰۲۶ را بیش از ۴۶۰ مورد اعلام کرده است.

کانادا و ۳۲ کشور دیگر، همراه با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، ۲۱ مرداد در بیانیه‌ای مشترک از جمهوری اسلامی خواستند استفاده از مجازات اعدام برای خاموش کردن مخالفان و ایجاد رعب در جامعه را فورا متوقف کند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از این کشورها خواست روابط دیپلماتیک و تجاری خود با جمهوری اسلامی را به توقف کامل اعدام‌ها مشروط کنند.

این کارزار در بیانیه تازه خود هم‌زمان با سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، یاد قربانیان این کشتار را گرامی داشت و خواستار محاکمه عاملان و آمران آن شد.

جاوید رحمان، گزارشگر پیشین ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در گزارش خود اعدام‌های گسترده و سازمان‌یافته آن دوره را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانسته بود.

اعضای کارزار حکومت جمهوری اسلامی را متهم کردند که برای مهار اعتراض‌های اجتماعی و ایجاد ترس، اجرای احکام اعدام را افزایش داده است.

این کارزار از شهروندان، فعالان مدنی و نهادهای بین‌المللی خواست صدای محکومان به اعدام باشند و برای متوقف کردن این مجازات اقدام کنند.

فهرست ۶۰ زندان همراه با کارزار به ترتیب حروف الفبا

۱. زندان اراک

۲. زندان اردبیل
۳. زندان ارومیه
۴. زندان ازبرم لاهیجان
۵. زندان اسدآباد اصفهان
۶. زندان اهر
۷. زندان اوین، بندهای زنان و مردان
۸. زندان ایلام
۹. زندان بانه
۱۰. زندان برازجان
۱۱. زندان بروجن
۱۲. زندان بروجرد
۱۳. زندان بم
۱۴. زندان بوکان
۱۵. زندان بهبهان
۱۶. زندان مرکزی بیرجند
۱۷. زندان تبریز
۱۸. زندان تهران بزرگ
۱۹. زندان چوبیندر قزوین
۲۰. زندان حویق تالش
۲۱. زندان خرم‌آباد
۲۲. زندان خورین ورامین
۲۳. زندان خوی
۲۴. زندان دستگرد اصفهان
۲۵. زندان دیزل‌آباد کرمانشاه
۲۶. زندان دهدشت
۲۷. زندان رامهرمز
۲۸. زندان رشت، بندهای زنان و مردان
۲۹. زندان رودسر
۳۰. زندان زاهدان، بندهای زنان و مردان
۳۱. زندان سبزوار
۳۲. زندان سپیدار اهواز، بندهای زنان و مردان
۳۳. زندان سقز
۳۴. زندان سلماس
۳۵. زندان سنندج
۳۶. زندان شیبان اهواز
۳۷. زندان طبس
۳۸. زندان عادل‌آباد شیراز، بندهای زنان و مردان
۳۹. زندان فردیس کرج
۴۰. زندان فیروزآباد فارس
۴۱. زندان قائم‌شهر
۴۲. زندان قرچک
۴۳. زندان قزل‌حصار، واحدهای دو، سه و چهار
۴۴. زندان کامیاران
۴۵. زندان مرکزی کرج
۴۶. زندان کرمان
۴۷. زندان کهنوج
۴۸. زندان گچساران
۴۹. زندان گرگان
۵۰. زندان گنبدکاووس
۵۱. زندان لنگرود قم
۵۲. زندان مهاباد
۵۳. زندان مشهد
۵۴. زندان مریوان
۵۵. زندان میاندوآب
۵۶. زندان نقده
۵۷. زندان نظام شیراز
۵۸. زندان نیشابور
۵۹. زندان یاسوج
۶۰. زندان یزد، بندهای زنان و مردان

Banner

پربازدیدترین‌ها

رونالدو پس از ازدواج با جورجینا: این احتمالا آخرین سال فوتبالم است
۱

رونالدو پس از ازدواج با جورجینا: این احتمالا آخرین سال فوتبالم است

۲
تحلیل

ارتش، سپاه پاسداران و بسیج؛ سه مار بر شانه‌های یک پیکر

۳

فرمانده سنتکام: ناوگروه لینکلن بیش از ۲۰۰ پهپاد سپاه را سرنگون کرد

۴

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی برای گسترش جنگ آماده می‌شود

۵

هایدن پنتیر، بازیگر مجموعه‌های «قهرمانان» و «نشویل»، در ۳۶ سالگی درگذشت

انتخاب سردبیر

  • کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

    کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوسی‌وچهارم به ۶۰ زندان رسید

  • شرکت‌های چینی برای دوری از خطرات تنگه هرمز، نفت را خارج از خلیج فارس بارگیری می‌کنند

    شرکت‌های چینی برای دوری از خطرات تنگه هرمز، نفت را خارج از خلیج فارس بارگیری می‌کنند

  • دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

    دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

  • رویترز: جمهوری اسلامی نگران شروع اعتراضات سراسری به‌دلیل فشار اقتصادی آمریکاست

    رویترز: جمهوری اسلامی نگران شروع اعتراضات سراسری به‌دلیل فشار اقتصادی آمریکاست

  • رهبر غایب؛ ابزار تهران برای تداوم جنگ
    تحلیل

    رهبر غایب؛ ابزار تهران برای تداوم جنگ

  • تنگه هرمز؛ سلاح جمهوری اسلامی که حالا خودش را نشانه گرفته
    تحلیل

    تنگه هرمز؛ سلاح جمهوری اسلامی که حالا خودش را نشانه گرفته

  • سه‌شنبه‌های نه به اعدام: حکومت با نسبت دادن اعتراضات به خارج در پی توجیه سرکوب و اعدام است

    سه‌شنبه‌های نه به اعدام: حکومت با نسبت دادن اعتراضات به خارج در پی توجیه سرکوب و اعدام است

•
•
•

مطالب بیشتر

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری ایران‌اینترنشنال، درگذشت

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

فرحناز اسپد، روزنامه‌نگار و مجری توانمند ایران‌اینترنشنال، پس از تحمل یک دوره بیماری سخت، در ۳۷ سالگی چشم از جهان فروبست.

فرحناز اسپد متولد ۱۳۶۷ بود و همکاری خود را با ایران‌اینترنشنال از هشت سال قبل آغاز کرد.

او از جمله خبرنگاران حرفه‌ای، سخت‌کوش، انسان‌گرا، ایران‌دوست، و علاقمند به بهبود شرایط کشور و زندگی مردم ایران بود.

فرحناز اسپد از دو سال پیش و به‌دلیل ابتلا به سرطان، پیگیر امور درمانی شد و امکان فعالیت رسانه‌ای نداشت.

ایران‌اینترنشنال درگذشت یکی از بهترین همکاران خود را به خانواده محترم اسپد، به‌ویژه همسر همدل و صبورش، بهنود نورپناه و نیز مادر، پدر و خواهر او و همچنین مخاطبان شبکه صمیمانه تسلیت می‌گوید.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در پیامی در اینستاگرام، فرحناز اسپد را روزنامه‌نگاری «متین، اهل مطالعه، کوشا و حرفه‌ای» توصیف کرد.

کاظمیان نوشت: «یکی از انسان‌ترین، نازنین‌ترین، مهربان‌ترین، صبورترین، مداراپیشه‌ترین و دریادل‌ترین انسان‌هایی که در زندگی‌ام دیده‌ام، چشم بر جهان فروبست.»

نیوشا صارمی، مجری و عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با انتشار پیامی در اینستاگرام یاد فرحناز اسپد را گرامی داشت و نوشت: «بارها گفته و نوشته بود که چقدر دلش می‌خواهد به کار برگردد؛ به جایی که دوستش داشت، دوباره مقابل دوربین بایستد و روزش را با خبرهای ایران شب کند. آرزویی ساده و در عین حال بزرگ؛ بازگشت به زندگی‌ای که دوستش داشت.»

صارمی افزود: «خیلی زود رفت، اما برای ما که می‌شناختیمش، تصویرش همان خواهد ماند: آرام و موقر با لبخندی نجیب و حضوری که هیچ‌وقت نیازی نداشت پرسر‌وصدا باشد تا دیده شود.»

فرنوش فرجی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، نیز گفت: «فرحناز خبرنگار و مجری جوان، حرفه‌ای و باانگیزه‌ای بود که حتی در سخت‌ترین و پراسترس‌ترین لحظات کاری، لبخند زیبایش را با صبوری و آرامش همراه می‌کرد. دختری نازنین، مهربان و یکی از بی‌حاشیه‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین همکاران ما بود.»

فرجی اضافه کرد: «یک خاطره کوچک از او همیشه برای من ماندگار خواهد ماند. برای یکی از پروژه‌های نوروزی دیجیتال قرار بود ویدیویی چندثانیه‌ای از فرحناز بگیرم. درست در اوج شلوغی کار و دقایقی پیش از اجرا بود. چند بار متن را تغییر دادم و از او خواستم دوباره ضبط کنیم. هر بار، بدون کوچک‌ترین اعتراضی، با همان صبوری و لبخند همیشگی دوباره اجرا کرد. یک بار هم بعد از اجرای کاملش متوجه شدم اصلا دکمه ضبط را نزده‌ام. حتی آن لحظه هم نه گلایه‌ای کرد و نه اخمی؛ فقط با همان لبخند دوباره مقابل دوربین ایستاد.»

دادگاه فدرال کانادا با درخواست مقام سابق جمهوری اسلامی برای توقف روند اخراج مخالفت کرد

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰۶:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دادگاه فدرال کانادا درخواست سلمان سامانی، معاون و سخنگوی وزارت کشور در زمان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸، برای توقف روند اخراجش از این کشور را رد کرد.

بر این اساس، اداره مرزبانی کانادا موظف است حکم اخراج او را اجرا کند.

سامانی پیش‌تر با ویزای توریستی وارد کانادا شده بود. این در حالی است که طبق قوانین کانادا، مقام‌های ارشد حکومت‌های ناقض حقوق بشر حق حضور در این کشور را ندارند.

فروردین ۱۴۰۳، دادگاه مهاجرت کانادا به‌دلیل نقش سامانی در سرکوب و کشتار معترضان، حکم اخراج او را صادر کرد.

بخشی از دادخواست ارائه‌شده علیه سامانی به نشست مطبوعاتی پس از سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ مربوط می‌شد؛ نشستی که او به‌عنوان سخنگوی وزارت کشور دولت حسن روحانی در آن حضور داشت.

سامانی در دفاعیات خود گفته بود پس از سرکوب اعتراضات قصد استعفا داشته، اما به‌دلیل «اشراف بر حوزه سلامت و با هدف کمک به مردم ایران» از این تصمیم منصرف شده است.

حکومت ایران در آبان ۱۳۹۸، هم‌زمان با قطع سراسری اینترنت، اعتراضات مردمی به‌دنبال افزایش قیمت بنزین را به‌شدت سرکوب کرد. در جریان این سرکوب دست‌کم ۱۵۰۰ نفر کشته شدند.

  • افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

    افشای هویت یک مقام ارشد جمهوری اسلامی و نگرانی‌ها از بیداری «سلول‌های خفته» در کانادا

جزییات حکم جدید دادگاه

سامانی در درخواست خود برای متوقف کردن روند اخراجش گفته بود در صورت بازگشت به ایران، با «خطر شکنجه، اعدام یا خودکشی» روبه‌رو خواهد شد.

قاضی این ادعا را نپذیرفت و اعلام کرد سامانی در مصاحبه‌های خود از عملکرد وزارت کشور در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ دفاع کرده و هیچ مدرکی در دست نیست که نشان دهد حکومت ایران او را «خائن» می‌داند.

قاضی همچنین تاکید کرد منافع عمومی کانادا اقتضا می‌کند این کشور به «پناهگاهی امن برای سرکوبگران» تبدیل نشود و این ملاحظه بر ادعاهای سامانی اولویت دارد.

این حکم ۱۰ تیر صادر شد و شامگاه ۲۶ مرداد در دسترس عموم قرار گرفت.

بر اساس اسنادی که پیش‌تر انتشار یافته بود، سامانی ۴۵ ساله با مراجعه به دادگاه فدرال در تورنتو خواستار تعلیق حکم اخراج خود شده و هم‌زمان تلاش کرده بود هویتش در اسناد دادگاه کاملا پنهان بماند.

این مقام پیشین جمهوری اسلامی تصمیم اداره مهاجرت کانادا برای نپذیرفتن درخواست تعویق اخراجش را «غیرقانونی» و «کاملا غیرمنطقی» خوانده بود.

  • اقامت دو عضو خانواده قاسم سلیمانی در آمریکا لغو و خودشان بازداشت شدند

    اقامت دو عضو خانواده قاسم سلیمانی در آمریکا لغو و خودشان بازداشت شدند

سامانی در سال ۱۴۰۳ نیز کوشیده بود از حضور رسانه‌ها در جلسات رسیدگی به پرونده اخراجش جلوگیری کند، اما شکایت رسانه‌های کانادایی و مخالفت دادگاه این تلاش را ناکام گذاشت.

فعالان سیاسی و اعضای جامعه ایرانیان کانادا بارها به حضور چهره‌های وابسته به جمهوری اسلامی در این کشور اعتراض کرده‌اند.

در سال‌های اخیر، سفر و اقامت مقام‌های جمهوری اسلامی و اعضای خانواده آنها در خارج از ایران، خشم افکار عمومی را برانگیخته است.

این انتقادها در پی وخامت بحران معیشتی و تداوم سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت شدت گرفته است.

معترضانی که شواهد سرکوب در ایران را با خود حمل می‌کنند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
سارا رازا
100%
تصاویر اشعه ایکس بیش از ۱۰۰ ساچمه را در هر یک از پاهای بیماری نشان می‌دهد که در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران مجروح شده است.

من جلوی مرگ افراد بر اثر خون‌ریزی را می‌گیرم. به‌عنوان متخصص رادیولوژی مداخله‌ای عروق و تروما در لس‌آنجلس، محل خون‌ریزی‌های شدید را پیدا می‌کنم و ظرف چند دقیقه متوقفشان می‌کنم. با این حال، برای آنچه در میان قربانیان اعتراضات دی‌ماه در داخل و خارج از کشور دیدم، آماده نبودم.

سرکوب در ایران بازماندگان را در سه جا دنبال می‌کند: در بیمارستان، جایی که زخم‌هایشان ممکن است هویتشان را آشکار کند؛ در بدنشان، جایی که ساچمه‌ها و درد باقی می‌مانند؛ و در تبعید، جایی که جای زخم‌ها، بازگشت ناگهانی خاطرات و ترس، سال‌ها بعد نیز ادامه دارند.

تمام معترضان مجروحی که به آن‌ها مشاوره دادم، از نظام درمانی می‌ترسیدند؛ نه از پزشکانی که می‌کوشیدند به آن‌ها کمک کنند، بلکه از آنچه ممکن بود در صورت شناسایی‌شدنشان از روی زخم‌ها رخ دهد.

دسترسی به درمان باید خط قرمز باشد. بیماران باید بتوانند بدون آنکه به‌دلیل زخم‌هایشان مجازات شوند، برای درمان مراجعه کنند و اعضای کادر درمان نیز باید بتوانند بدون ارعاب آن‌ها را درمان کنند.

با این حال، کارشناسان سازمان ملل گزارش داده‌اند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی وارد مراکز درمانی شده‌اند، برای بازداشت معترضان مجروح تلاش کرده‌اند و افرادی را در داخل و اطراف این مراکز بازداشت کرده‌اند.

  • گزارشگر ویژه سازمان ملل: معترضان مجروح از بیمارستان‌ها بیرون کشیده و بازداشت شده‌اند

    گزارشگر ویژه سازمان ملل: معترضان مجروح از بیمارستان‌ها بیرون کشیده و بازداشت شده‌اند

از لس‌آنجلس، به پزشکانی پیوستم که از طریق «MAHSA Medical» به غیرنظامیان مجروح، مشاوره پزشکی رایگان و محرمانه از راه دور ارائه می‌کردند.

همچنین از طریق شبکه‌ای از پزشکان در آمریکا که با همکاران و بستگان خود در داخل ایران در ارتباط بودند، به مجروحان کمک کردم.

از طریق واتس‌اپ و تلگرام مستقیما با غیرنظامیان مجروح صحبت کردم و هر زمان که شرایط امنیتی و دسترسی به اینترنت اجازه می‌داد، آن‌ها را در تماس ویدیویی زنده معاینه کردم.

عکس‌ها، تصاویر پزشکی و فایل‌های صوتی و ویدیویی را بررسی کردیم. این مدارک از خانه‌هایی که معترضان در آنها پنهان شده بودند، ارسال می‌شد.

بیماران به ما می‌گفتند می‌ترسند حتی مراجعه به داروخانه برای دریافت آنتی‌بیوتیک یا مسکن باعث شود به‌عنوان مجروح اعتراضات شناسایی شوند.

آن‌ها در سکوت و در خانه رنج می‌کشیدند و ما از هزاران کیلومتر دورتر می‌کوشیدیم تا حد امکان به آن‌ها مراقبت پزشکی ارائه کنیم.

در یکی از تماس‌های ویدیویی زنده، مرد جوانی را دیدم که زخمی عمیق روی دست راستش داشت و به‌شدت خون‌ریزی می‌کرد.

او گفت نیروهای امنیتی با سلاحی شبیه قمه به او حمله کرده و دستش را تا تاندون‌ها بریده‌اند.

این جراحت نیازمند معاینه پزشکی کامل و احتمالا جراحی ترمیمی بود، اما او می‌ترسید نوع جراحتش باعث شناسایی او شود.

به‌جای آنکه او در اتاق جراحی تحت درمان قرار گیرد، درباره راه‌های تثبیت موقت جراحت با استفاده از وسایل موجود در خانه صحبت کردیم. او حتی در حالی که خون‌ریزی می‌کرد و درد شدیدی داشت، به شکلی چشمگیر آرام بود.

  • خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

    خانه‌ای در غرب تهران که ۱۹ شب پناهگاه معترضان زخمی شد

پس از سال‌ها درمان آسیب‌های شدید و مرگبار، هرگز چنین ترکیبی از درد جسمی، ترس شدید و استقامت را ندیده بودم.

این مراقبت جای درمان پزشکی مناسب را نمی‌گرفت؛ تنها تلاشی برای کاهش آسیب در شرایطی بود که مراجعه برای دریافت مراقبت‌های عادی خطرناک به نظر می‌رسید.

جراحات ناشی از اصابت ساچمه حتی گسترده‌تر بود. بیماران از نوجوانان تا زنان بالای ۷۰ سال را شامل می‌شدند.

در بدن برخی، ۲۰ قطعه ساچمه یا بیشتر در یک ناحیه تجمع کرده بود و برخی دیگر بیش از ۱۰۰ قطعه در بدن داشتند.

موارد اصابت ساچمه به صورت و چشم‌ها، گردن، قفسه سینه، دست‌ها، لگن، قسمت بالایی ران‌ها و ناحیه ادراری-تناسلی را بررسی کردم؛ در نزدیکی ساختارهایی حساس که آسیب به آن‌ها می‌تواند به نابینایی، خون‌ریزی شدید و مرگبار، آسیب عصبی، آسیب جنسی یا آسیب به باروری، معلولیت یا مرگ منجر شود.

در مواردی که بررسی کردم، برآورد من این بود که بیش از ۹۵ درصد ساچمه‌های باقی‌مانده در بدن را هرگز نمی‌توان به‌طور ایمن خارج کرد.

قطعات ساچمه میان مفاصل کوچک دست و بند انگشتان، درون یا کنار مفاصل بزرگ‌تر و در نزدیکی ساختارهای ظریف عصبی و عروقی جای گرفته بودند.

تلاش جراحان برای یافتن و خارج کردن تک‌تک این قطعات کوچک می‌تواند به عصب، رگ خونی، تاندون یا مفصل آسیب برساند و زیانی بیشتر از باقی ماندن آنها در بدن ایجاد کند.

این به معنای بی‌خطر بودن ساچمه‌ها نیست. آن‌ها می‌توانند به‌طور مزمن عصب‌ها و مفاصل را تحریک کنند و باعث درد، خشکی، کاهش دامنه حرکتی و التهاب‌های مکرر شوند.

برخلاف اصابت یک گلوله که تنها یک مسیر زخم به وجود می‌آورد، شلیک تفنگ ساچمه‌ای می‌تواند ده‌ها جسم خارجی دائمی را در بافت‌هایی پراکنده کند که جراحی و بررسی آن‌ها بدون خطر ممکن نیست.

آسیب‌های چشمی ابعاد این صدمات را نشان می‌دهند. در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به روایت پزشکانی که گاردین به آن‌ها استناد کرده است، تنها در یک بیمارستان تهران بیش از ۴۰۰ مورد آسیب چشمی ناشی از اصابت گلوله ثبت شد.

پزشکان از نابینایی دائمی و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به چشم‌ها خبر دادند. این وضعیت ادامه الگویی بود که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ دیده شد؛ زمانی که چشم‌پزشکان دست‌کم ۵۸۰ مورد آسیب جدی چشمی را گزارش کردند.

آمار این آسیب‌ها در سراسر ایران همچنان مشخص نیست.

100%
پزشک متخصص رادیولوژی: شدت جراحات قربانیان اعتراضات دی‌ماه تکان‌دهنده بود

سال‌ها پس از آنکه خیابان‌ها آرام می‌شوند، ساچمه‌ای که در کنار یک عصب یا داخل یک مفصل باقی مانده است، می‌تواند هر حرکت عادی را با درد و خاطره همراه کند.

هر بار که انگشتی خم می‌شود، ممکن است صدای تیراندازی، ترس و لحظه زخمی شدن را برای بازمانده زنده کند.

اما همین زخم‌ها می‌توانند به مدرکی علیه مجروحان تبدیل شوند. رویترز گزارش داد سپاه پاسداران و پلیس در پی دستیابی به پرونده‌های بیمارستانی بودند تا معترضانی را پیدا کنند که پیش‌تر از بیمارستان مرخص شده بودند.

آسوشیتدپرس نیز نوشت برخی پزشکان برای جلوگیری از شناسایی بیماران، ساچمه‌ها را از بدن آن‌ها خارج کردند یا پرونده‌های پزشکی را تغییر دادند.

وجود ساچمه در بدن به‌خودی‌خود عقاید یا رفتار یک فرد را ثابت نمی‌کند، اما در چنین شرایطی می‌تواند به نشانه‌ای فیزیکی برای ظن به مشارکت او در اعتراضات تبدیل شود.

شناسایی فرد می‌تواند او را در معرض دستگیری، بازداشت و پیگرد قضایی، از جمله در پرونده‌هایی با مجازات اعدام، قرار دهد.

پرونده‌های پزشکی، تصاویر و معاینات پزشکی قانونی باید به شکلی امن حفظ شوند، نه اینکه به ابزار نظارت و شناسایی تبدیل شوند.

وقتی مجروحان از مراجعه به بیمارستان خودداری می‌کنند، نه‌تنها فرصت درمان را از دست می‌دهند، بلکه امکان ثبت و مستندسازی آنچه بر آن‌ها گذشته است نیز از بین می‌رود.

سوی دیگر این فرایند را در جایگاه پزشک ارزیاب داوطلب در شبکه پناهندگی «پزشکان برای حقوق بشر» می‌بینم.

در ارزیابی پزشکی قانونی، بررسی می‌کنم که آیا جای زخم‌ها، آسیب‌های مزمن و علائم روانی یک پناهجو از نظر پزشکی با سابقه آزار و اذیتی که شرح می‌دهد، مطابقت دارد یا نه.

100%

علم پزشکی نمی‌تواند تعیین کند فرد از نظر حقوقی واجد شرایط پناهندگی است، نمی‌تواند تنها از روی یک جای زخم مهاجم را شناسایی کند و نمی‌تواند تمام جزییات یک رویداد را اثبات کند.

اما می‌تواند یافته‌ها را ثبت کند، احتمال‌های دیگر را در نظر بگیرد و مشخص کند شواهد بالینی تا چه اندازه با روایتی که فرد ارائه کرده است، مطابقت دارند.

مردی حدودا ۴۰ ساله گفت آزار و اذیت او از حدود ۲۰ سال پیش آغاز شده و در این سال‌ها بارها تکرار شده است.

خانواده او یک تالار عروسی را اداره می‌کردند که پخش موسیقی و جشن مشترک زنان و مردان در آن بارها به دخالت نیروهای بسیج یا سپاه پاسداران منجر شده بود.

او از بازداشت‌های مکرر، از جمله حبس انفرادی بدون برخورداری از روند قضایی موثر، گفت. در یکی از حملات، او بر اثر ضربات چاقو از ناحیه ران و پشت قفسه سینه دچار جراحات شد و به جراحی فوری عروق و حدود یک ماه بستری در بیمارستان نیاز پیدا کرد.

سال‌ها بعد، من جای زخم‌های گسترده، کاهش قدرت نبض، تحلیل عضلانی و عوارض مزمن عروقی و عصبی را ثبت کردم که از نظر پزشکی با آسیب نافذ شدید در نزدیکی شریان فمورال مطابقت داشتند.

چنین جراحتی می‌تواند باعث خون‌ریزی شدید، شوک، از دست‌دادن اندام و مرگ شود. یک زخم نمی‌تواند قصد یا نیت مهاجم را اثبات کند، اما می‌تواند نشان دهد خشونت اعمال‌شده تهدیدی برای جان فرد بوده است.

نزدیک به دو دهه پس از آغاز این آزار و اذیت، او همچنان از درد، کابوس، بی‌خوابی و بازگشت ناگهانی خاطرات رنج می‌برد.

اخبار ایران و اختلال در ارتباط با خانواده‌اش تمرکز و کار او را مختل می‌کرد. او از خطر فوری گریخته بود، اما خطر همچنان بر زندگی‌اش سایه انداخته بود.

همین روند را در بازماندگان دیگری دیده‌ام: جای زخم‌هایی که از نظر پزشکی با روایت‌های ضرب‌وشتم و شلاق‌زدن مطابقت دارند، همراه با هراس، گسستگی روانی و افسردگی که ممکن است مدت‌ها پس از فرار فرد ادامه پیدا کنند.

100%

همه آسیب‌های ماندگار قابل مشاهده نیستند و هیچ علامت واحدی نمی‌تواند آنچه رخ داده است اثبات کند. اما ارزیابی پزشکی قانونی با در نظر گرفتن آثار تروما می‌تواند آنچه خشونت بر جای گذاشته است، مستند کند.

اعدام و بازگرداندن اجباری همچنان بخشی از خطرهای جدی این وضعیت به شمار می‌روند، اما محور این روایت پزشکی نیستند.

عفو بین‌الملل مواردی از معترضان را مستند کرده است که در بازداشت بدون امکان ارتباط با بیرون نگهداری شده‌اند، از مراقبت پزشکی محروم بوده‌اند و در روندهای قضایی همراه با شکنجه قرار گرفته‌اند؛ از جمله پرونده‌هایی که مجازات اعدام در پی دارند.

برای بازماندگانی که در خارج از ایران در پی حمایت هستند، بازگردانده‌شدن می‌تواند به معنای قرار گرفتن دوباره در معرض همان نهادهایی باشد که آن‌ها عامل آزار خود معرفی می‌کنند.

واکنش به این وضعیت باید با حفاظت از استقلال پزشکی آغاز شود. کادر درمان در ایران باید بتوانند بدون ارعاب یا مجازات، بیماران را درمان کنند. نهادها و بازرسان بین‌المللی باید حملات علیه بیماران، کارکنان درمانی و مراکز درمانی را مستند کنند.

دولت‌هایی که درخواست‌های پناهندگی را بررسی می‌کنند، باید از محرمانگی اطلاعات حفاظت و امکان دسترسی به ارزیابی پزشکی قانونی از سوی متخصصان واجد صلاحیت را فراهم کنند.

هیچ‌کس نباید ناچار شود میان درمان نشدن یک آسیب ناتوان‌کننده و آشکار کردن هویت خود برای کسانی که از آن‌ها می‌ترسد، یکی را انتخاب کند.

  • آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

    آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

به‌عنوان یک ایرانی‌-آمریکایی، این کار برای من امری شخصی است. اما نتیجه‌گیری‌های پزشکی من باید بر معاینه، تصویربرداری، شواهد بالینی و صراحت درباره آنچه این یافته‌ها می‌توانند و نمی‌توانند اثبات کنند، استوار باشد.

زخم صرفا نشانی از آنچه بر یک بدن گذشته نیست. اگر به‌درستی درمان و به‌طور مستقل مستند شود، می‌تواند بخشی از مستندات آنچه بر یک جامعه گذشته است نیز باشد.

مقام‌های جمهوری اسلامی ممکن است بکوشند مجروحان را از مراجعه به بیمارستان بترسانند، کسانی را که آن‌ها را درمان می‌کنند مرعوب کنند و شواهد باقی‌مانده را پنهان کنند.

پزشکی به‌تنهایی نمی‌تواند این سازوکار را متوقف کند، اما می‌تواند از مجروحان مراقبت کند، روایت‌هایشان را حفظ کند و نگذارد شواهدی که نیروی سرکوب در تلاش برای محو آنهاست، از بین بروند.

اختلال در احراز اقامت برای دریافت کالابرگ؛ شهروندان ساعت‌ها در دفاتر پیشخوان معطل ماندند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند بسیاری از افرادی که برای احراز اقامت و ادامه دریافت کالابرگ به دفاتر پیشخوان دولت فراخوانده شده‌اند، ساعت‌ها معطل مانده و با اختلال سامانه مواجه شده‌اند. شمار زیادی از دریافت‌کنندگان این پیامک بازنشسته هستند.

در میان دریافت‌کنندگان این پیامک افرادی هستند که بستگانشان در خارج از ایران سکونت دارند یا خود طی سال‌های اخیر به خارج از کشور سفر کرده‌اند.

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از آن‌ها خواسته است برای بررسی و احراز وضعیت اقامت تا پایان شهریور به دفاتر منتخب پیشخوان دولت مراجعه کنند.

این نهاد اعلام کرده تا زمان مراجعه، پرداخت کالابرگ فرد مورد نظر متوقف خواهد شد.

حسین صمصامی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، ۲۵ مرداد با انتقاد از سیاست کالابرگ گفت افزایش نرخ رسمی ارز و حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، ماهانه بیش از پنج میلیون تومان هزینه تورمی به هر فرد تحمیل می‌کند، در حالی که مبلغ کالابرگ یک میلیون تومان است.

  • دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

    دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

ساعت‌ها انتظار برای سامانه‌ای که وصل نمی‌شود

منابع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفتند طی سه روز گذشته شماری از دریافت‌کنندگان این پیامک در تهران برای احراز اقامت به دفاتر پیشخوان مراجعه کرده‌اند، اما پس از ساعت‌ها انتظار به آن‌ها گفته شده «سامانه وصل نیست» و امکان انجام فرایند وجود ندارد.

یکی از مراجعه‌کنندگان گفت از ساعت هفت صبح تا یک بعدازظهر در یکی از دفاتر منتظر بوده و بیش از ۷۰ نفر، عمدتا بالای ۵۰ سال، در اتاقی کوچک و بدون سیستم خنک‌کننده و حتی آب‌سردکن حضور داشته‌اند.

او افزود در نهایت از مراجعه‌کنندگان خواسته شد درخواست خود را به‌صورت اینترنتی ثبت کنند تا شاید موفق به دریافت کد رهگیری شوند.

شماری از این افراد گفتند مسیر آنلاین نیز با اختلال روبه‌رو است؛ کد رهگیری دریافت نمی‌کنند، صفحه سامانه «سفید می‌شود» یا هنگام رفتن به مرحله بعد دوباره به صفحه نخست بازمی‌گردند.

مهدی حسینی، معاون امور اجتماعی اداره کل تعاون سیستان‌وبلوچستان، ۲۶ مرداد به ایسنا گفت دریافت‌کنندگان پیامک احراز سکونت «فعلا» به دفاتر پیشخوان مراجعه نکنند و فرایند را به‌صورت غیرحضوری انجام دهند.

ایران‌اینترنشنال ۲۰ مرداد گزارش داده بود برای شمار زیادی از سرپرستان خانوار پیامک‌هایی ارسال شده که ادامه پرداخت کالابرگ را به مراجعه حضوری و احراز هویت مشروط کرده است.

دولت احتمال «مغایرت داده‌های سیستمی» را تایید کرد

وزارت تعاون ۱۹ مرداد اعلام کرد کالابرگ افرادی که بر اساس داده‌های حکومت «غیرمقیم» شناخته شده‌اند، موقتا تعلیق شده و این اقدام به معنای حذف قطعی آن نیست.

این وزارتخانه از وجود «مغایرت‌های احتمالی داده‌های سیستمی» خبر داد و افزود شهروندان ساکن ایران که پیامک تعلیق دریافت کرده‌اند، باید اطلاعات خود را اصلاح و اقامتشان را احراز کنند.

وزارت تعاون تاکید کرد سفرهای موقت خارجی، از جمله سفرهای زیارتی، به‌تنهایی به معنای اقامت خارج از ایران نیست.

با این حال، سایت «اقتصاد آزاد» گزارش داد برخی شرکت‌کنندگان در «مراسم اربعین» نیز پیامک احراز اقامت دریافت کرده‌اند.

بر اساس آیین‌نامه تعیین وضعیت اقتصادی خانوارها، ایرانیان مقیم خارج از کشور مشمول حذف یارانه هستند.

وزارت تعاون اعلام کرده افراد واجد شرایط پس از احراز اقامت، دوباره کالابرگ دریافت می‌کنند و اعتبار معوق مرداد هم در دوره بعد پرداخت خواهد شد.

این اختلال‌ها در حالی ادامه دارد که گرانی مواد غذایی و کاهش قدرت خرید، خانوارهای بیشتری را به همین کمک محدود وابسته کرده است.

مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۳۱ خرداد وعده افزایش مبلغ کالابرگ متناسب با تورم را داده بود.

پیش‌تر برخی فروشگاه‌ها به‌دلیل تاخیر دولت در تسویه مطالباتشان از پذیرش کالابرگ خودداری کرده بودند.

بعد از دی‌ماه؛ زندگی‌هایی که دیگر مثل قبل نشدند

۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرنوش فرجی
100%

شهروندان در پاسخ به پرسش ایرا‌ن‌اینترنشنال درباره تاثیر اعتراض‌های دی‌ماه بر زندگی‌‌شان گفتند که این واقعه روی وضعیت روانی، روابط شخصی، نگاه سیاسی و تصور آنان از آینده، سایه انداخته است.

در بسیاری از روایت‌های مرتبط با جاویدنامان، زندگی به دو دوره «پیش از دی‌ماه» و «پس از دی‌ماه» تقسیم شده است. دو دوره‌ای که شهروندان آن را با خاطره کشته‌شدگان، صدای تیراندازی، تصاویر ازدحام جمعیت در خیابان‌ها و یاد کسانی توصیف می‌کنند که دیگر بازنگشتند.

بخشی از مخاطبان از افسردگی، کابوس‌های مکرر، گریه‌های شبانه، خشم، احساس بی‌آیندگی و ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی نوشتند. گروهی دیگر گفتند آنچه در دی‌ماه دیدند، آنان را مصمم‌تر، سیاسی‌تر و آماده‌تر برای ادامه اعتراض کرده است.

یکی از مخاطبان نوشت: «تاریخ برای من بعد از ۱۹ دی جلوتر نرفت.»

شهروندی دیگر تجربه خود را چنین خلاصه کرد: «زندگی‌ام به دو قسمت قبل و بعد از اعتراض‌ها تبدیل شد و هرگز آن آدم سابق نشدم.»

این روایت‌ها، با وجود تفاوت در تجربه‌ها، در یک نقطه به هم می‌رسند. این که دی‌ماه برای بسیاری از مردم تنها یک اعتراض به قصد تغییر حکومت باقی نماند بلکه نقطه‌ای شد که زندگی شخصی آنان را نیز تغییر داد.

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

پیش از دی‌ماه و پس از آن

تکرار مفهوم «قبل و بعد از دی‌ماه» در پیام‌های شهروندان چشم‌گیر است.

شهروندی نوشت: «دیدن عددهای ۱۸ و ۱۹ برایم به یک محرک عاطفی تبدیل شده و این عددها را هر جا ببینم، ناخودآگاه ضربان قلبم بالا می‌رود.»

برای برخی، این گسست به احساس توقف زمان منجر شده است.

مخاطبی نوشت: «تاریخ برای من بعد از ۱۹ دی جلوتر نرفت.»

آنچه در این پیام‌ها دیده می‌شود، تنها یادآوری یک واقعه نیست. بسیاری می‌گویند دیگر نمی‌توانند با همان نگاه، دغدغه‌ها و اولویت‌های پیش از اعتراض‌ها، به زندگی ادامه دهند.

یکی از مخاطبان نوشت: «بعد از دی‌ماه، زندگی عمق بیشتری گرفته و همه چیزهایی که عمدا می‌خواستیم به آن‌ها توجه نکنیم، حالا اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.»

مخاطبی دیگر گفت: «همه آن صحنه‌ها مدام مثل یک فیلم جلوی چشمم تکرار می‌شود.»

زخم‌های روانی بازماندگان

یکی از پررنگ‌ترین موضوعات در پیام‌های شهروندان، آسیب روانی ناشی از مشاهده خشونت و کشته‌شدن معترضان است.

یکی از شهروندان نوشت: «شاهد کشته‌شدن جوانان و صحنه‌های بسیار خشونت‌آمیز بودم که باعث کابوس‌های مکرر، افسردگی، گریه‌های شبانه و احساس بی‌آیندگی شده است. دیگر نمی‌توانم با حس خوب در خیابان‌هایی که خون در آن‌ها ریخته شده قدم بزنم یا کارهای روزمره قبلی را انجام بدهم.»

شهروند دیگری نوشت: «دیگر نتوانستم به زندگی عادی برگردم. همه آن صحنه‌ها مدام مثل یک فیلم جلوی چشمم تکرار می‌شود؛ آن خیابان‌ها و نگاه کسانی که داشتند جان می‌دادند.»

در شماری از پیام‌ها، مخاطبان وضعیت خود را تنها با دو کلمه توضیح داده‌اند: «افسردگی شدید.»

شهروندی نوشت: «افسرده شدم، اعتقاد و ایمانم کم‌رنگ شد، ولی برای هدفم مصمم‌تر شدم.»

برای گروهی از مخاطبان، زنده ماندن نیز با احساس سنگین عذاب وجدان همراه شده است.

یکی از آن‌ها نوشت: «هر روز برای نفس کشیدنم به وجدانم جواب پس می‌دهم.»

پیام‌های رسیده نشان می‌دهند تاثیر اعتراض‌ها برای برخی به افسردگی یا اندوه محدود نمانده و رابطه آنان را با شادی، زندگی روزمره و حتی آدم‌های اطرافشان تغییر داده است.

یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «دیگر جوان‌ها را مسخره نمی‌کنم. فهمیدم هر کس، فارغ از شغل، استایل و ظاهر، می‌تواند یک کاوه آهنگر در برابر ضحاک باشد.»

برای برخی دیگر، حتی خیابان‌های شهر معنای سابق خود را از دست داده‌اند. مکان‌هایی که پیش‌تر بخشی از رفت‌وآمد و زندگی روزانه بودند، اکنون با خاطره تیراندازی و کشته‌شدن معترضان گره خورده‌اند.

100%

خشمی که در گلو مانده است

احساس خشم یکی دیگر از احساس‌های تکرار شونده در پیام‌های مردمی است؛ احساسی که به گفته شماری از شهروندان، با گذشت زمان، اجرای اعدام‌ها، افزایش قیمت‌ها و ادامه بی‌عدالتی، نه تنها فروکش نکرده، بلکه عمیق‌تر شده است.

شهروندی تغییرات روحی خود را پس از اعتراض‌ها چنین توصیف کرد: «اول خیلی خوشحال بودم، بعد خشمگین و ناامید و بعد امیدوار شدم. الان منتظر و عصبانی‌ام، با شعله‌های خشم فروخفته؛ گاهی ناامید و گاهی امیدوار. اما می‌دانیم باید تا آخر برویم.»

در برخی پیام‌ها، خشم با میل به انتقام نیز همراه شده است. این احساس به‌ویژه در روایت کسانی دیده می‌شود که گفته‌اند از نزدیک شاهد کشته‌شدن یا مجروح‌شدن معترضان بوده‌اند.

یکی از مخاطبان نوشت: «آن دو شب تمام شد، ولی یک تکه از من جدا شد و یک گوشه تنها ماند.»

مصمم‌تر برای ادامه مقاومت

با وجود روایت‌های متعدد از افسردگی و آسیب روانی، بخش دیگری از پیام‌ها نشان می‌دهند دی‌ماه برای برخی شهروندان هم‌زمان به عاملی برای افزایش جسارت، اعتمادبه‌نفس و آمادگی برای ادامه اعتراض تبدیل شده است.

یکی از مخاطبان نوشت: «برای رسیدن به آزادی، شجاع‌تر و مصمم‌تر شدم.»

شهروند دیگری گفت: «غیر از اینکه بعضی موهایم سفید شده، بزرگ‌ترین تغییر این بوده که آماده‌ شده‌ام با فراخوان بعدی دِینم را ادا کنم.»

مخاطبی در پیام دیگری نوشت: «ملت به این باور رسید که پایان کار فقط یک رویا نیست.»

  • ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

    ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

درک بهتر از پروپاگاندای حکومت

تغییر نگرش سیاسی یکی دیگر از محورهای پررنگ پیام‌ها بوده است. برخی شهروندان گفته‌اند پس از اعتراض‌ها، بیش از گذشته به شناخت ساختار جمهوری اسلامی، شیوه‌های پروپاگاندا و جریان‌های سیاسی روی آورده‌اند.

یکی از آن‌ها برای ایران‌اینترنشنال نوشت: «دی‌ماه باعث شد سیستم پروپاگاندای این رژیم و مهره‌هایش را بشناسم. اطلاعات سیاسی‌ام خیلی بیشتر شد. تفکر چپ و راست را شناختم. فهمیدم چطور بازی داده می‌شدم و چرا این رژیم ۴۷ سال دوام آورده است.»

او همچنین نوشت که اعتراض‌های دی‌ماه، نگاهش را به روابط خارجی جمهوری اسلامی و حامیان بین‌المللی آن نیز تغییر داده‌ است.

  • حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

    حضور مسلحانه و شلیک نماینده مجلس به معترضان انقلاب ملی در بوشهر

جایی برای «وسط‌بازی» نمانده است

اعتراض‌های دی‌ماه فقط رابطه شهروندان با حکومت را تغییر نداد، بلکه شکاف‌های سیاسی به روابط خانوادگی و دوستی‌ها نیز کشیده شد.

یک مخاطب در توضیح مهم‌ترین تغییر زندگی‌اش پس از اعتراض‌ها، نوشت: «قطع ارتباط با اقوام و دوستان وسط‌باز!»

برای برخی، واکنش اطرافیان به کشته‌شدن معترضان، سکوت در برابر سرکوب یا اختلاف نظر درباره آینده ایران، به معیاری تازه برای ادامه دادن یا قطع روابط شخصی تبدیل شده است.

در مقابل، تعدادی از مخاطبان نوشته‌اند احساس همبستگی آنان با دیگر ایرانیان افزایش یافته است.

یکی از آن‌ها در پیام خود نوشت: «فقط در یک‌کلام، به هم‌وطن ایرانی خودم افتخار می‌کنم که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ پشت هم بودیم.»

فرد دیگری از «شهامت، قدرت و ازخودگذشتگی یک ملت» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایی یاد کرد که از دی‌ماه با خود دارد.

  • فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

    فایل صوتی جلسه محرمانه بسیج؛ هراس از اعتراضات دوباره و کشته‌شدن سرکوبگران

بی‌اعتمادی به کمک قدرت‌های خارجی

در بخشی از پیام‌ها، تجربه دی‌ماه با از دست رفتن امید به مداخله یا کمک قدرت‌های خارجی همراه شده است.

یک مخاطب نوشت: «تنها هستیم و نباید برای نجات و آزادی به هیچ قدرتی امید داشته باشیم؛ مگر به تلاش خودمان.»

در پیام دیگری تاکید شد: «اعتراض‌های دی‌ماه چیزی را در من برای همیشه تغییر داد. از آن روز خشمگین‌تر، زخمی‌تر و افسرده‌تر شدم، اما شکسته نشدم.»

این شهروند در ادامه نوشت که دیگر جایی برای عقب‌نشینی نمی‌بیند و با وجود دشواری مسیر، نمی‌تواند به زندگی و نگاه گذشته بازگردد.