تلگراف: جمهوری اسلامی عوامل مرتبط با نهادهای اطلاعاتی را مخفیانه به بریتانیا میفرستد
تلگراف خبر داد مقامهای بریتانیایی افرادی مرتبط با نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی را هنگام ورود به این کشور با قایقهای مهاجران رهگیری کردهاند. وزارت کشور بریتانیا بدون تایید جزئیات این گزارش اعلام کرد افراد ورودی با قایقهای کوچک تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
تلگراف روز جمعه دوم مرداد گزارش داد جمهوری اسلامی از شبکههای قاچاق انسان برای انتقال افراد مرتبط با حکومت ایران به اروپا و بریتانیا استفاده میکند. بر اساس این گزارش، شماری از افراد مظنون به ارتباط با وزارت اطلاعات هنگام تلاش برای عبور از کانال مانش و ورود به بریتانیا با قایقهای کوچک شناسایی شدهاند.
این روزنامه به نقل از قاچاقچیان فعال در اروپا نوشت حکومت ایران انتقال برخی مهاجران ساکن کاله فرانسه به بریتانیا را تسهیل میکند و در مقابل، از آنها میخواهد پس از استقرار در این کشور خدماتی برای تهران انجام دهند.
ادعاهای مطرحشده در این گزارش بهطور مستقل تایید نشدهاند و وزارت کشور بریتانیا نیز درباره تعداد، هویت یا وابستگی افراد رهگیریشده توضیحی ارائه نکرده است.
استفاده از فناوری برای شناسایی تهدیدها بر اساس گزارش تلگراف، وزارت کشور بریتانیا برای نظارت بر قایقهای در حال عبور از کانال مانش، از پهپادها و برجهای مراقبتی مجهز به هوش مصنوعی استفاده میکند. گفته میشود این تجهیزات به مقامها در شناسایی و رهگیری افراد مرتبط با جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
تلگراف به نقل از مقامهایی در ایران نوشت شبکههای قاچاق تحت کنترل جمهوری اسلامی، افراد مرتبط با حکومت را از مسیرهای مختلف اروپا به بریتانیا منتقل میکنند. این مقامها مدعی شدهاند کنترل برخی مسیرهای قاچاق انسان میان خاورمیانه و کانال مانش در اختیار سپاه پاسداران است.
این گزارش پس از آن منتشر شد که تهران در واکنش به تمدید مجوز استفاده آمریکا از پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد، این پایگاه را به حمله تهدید کرد. نیروهای آمریکایی میتوانند از این پایگاه بریتانیایی برای انجام عملیات هوایی استفاده کنند.
نقش یگان ۷۰۰ نیروی قدس به نوشته تلگراف، شبکههای مورد استفاده برای انتقال افراد به بریتانیا را یگان ۷۰۰ سپاه پاسداران اداره میکند. یگان ۷۰۰ شاخه لجستیکی نیروی قدس، واحد مسئول عملیات برونمرزی سپاه، شناخته میشود.
نیروی قدس به تامین مالی و ارسال سلاح برای گروههایی چون حماس، حزبالله و حوثیهای یمن متهم شده است.
یک مقام ایرانی که نام او در گزارش ذکر نشده، تاکید کرد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در برخی موارد مسیرهای قاچاق را اداره میکنند. او گفت افرادی که آنها را «انقلابی» توصیف کرد، در لندن مستقر شدهاند و منتظر دریافت دستور هستند.
این مقام همچنین تهدید کرد جمهوری اسلامی میتواند بدون استفاده از موشک، لندن را ناامن کند و افزود مسیرهای قاچاق برای تهران «مهمتر و مفیدتر از موشکها» هستند.
مشخص نیست این مقام چه جایگاهی در ساختار جمهوری اسلامی دارد و تلگراف نیز جزئیاتی درباره چگونگی راستیآزمایی اظهارات او ارائه نکرده است.
شمار ایرانیان ورودی با قایقهای کوچک افزایش یافته است بر اساس آمار «دیدهبان مهاجرت» که تلگراف منتشر کرده، از سال ۲۰۱۸ تاکنون ۳۰ هزار و ۲۶۹ ایرانی با قایقهای کوچک وارد بریتانیا شدهاند. این رقم از شمار مهاجران افغانستانی، عراقی، اریترهای، آلبانیایی و سوری بیشتر است.
پس از ایران، شهروندان افغانستان با ۲۷ هزار و ۴۲۲ نفر، عراق با ۱۹ هزار و ۱۵۷ نفر، اریتره با ۱۹ هزار و ۱۵۴ نفر، آلبانی با ۱۵ هزار و ۳۷۳ نفر و سوریه با ۱۴ هزار و ۷۴۴ نفر بیشترین ورودیها را تشکیل دادهاند.
پنجشنبه نیز یک قایق بادی بزرگ حامل ۱۶۵ مهاجر از کانال مانش عبور کرد. این تعداد، رکورد تازهای برای ورود مهاجران با یک قایق کوچک ثبت کرد.
با این حال، تلگراف نوشت شمار تهدیدهای احتمالی ورودی با قایقهای کوچک، در مقایسه با تعداد افراد وابسته به سپاه که با پروازهای قانونی از کشورهای اروپایی وارد بریتانیا میشوند، بسیار کمتر است.
مقامهای مورد استناد این روزنامه، تندرو کردن و فعالسازی برخی اعضای جامعه ایرانیان مقیم لندن و استفاده از نیروهای نیابتی محلی را تهدید بزرگتری برای امنیت ملی بریتانیا دانستهاند. به گفته آنها، انتقال افراد با قایقهای کوچک مسیری پرهزینه و غیرقابل اعتماد است.
مسیر انتقال از ایران تا بریتانیا تلگراف مسیر اصلی مورد استفاده شبکههای قاچاق را از ایران به ترکیه و سپس ایتالیا، فرانسه و بریتانیا توصیف کرده است.
بر اساس این گزارش، مهاجران ابتدا در نزدیکی گذرگاههای مرزی یا از مسیر کوهستانی اطراف ماکو وارد ترکیه میشوند. آنان پس از رسیدن به وان به قاچاقچیانی سپرده میشوند که از مسیر دیاربکر و سامسون آنها را به استانبول میرسانند.
مهاجران سپس با قایق از نزدیکی استانبول حرکت میکنند، از دریای اژه میگذرند و به رجیو کالابریا در جنوب ایتالیا میرسند. آنها از آنجا با قطار به میلان و سپس فرانسه منتقل میشوند و در مرحله آخر، با قایقهای بادی از کاله به دوور میروند.
این روزنامه از دو مسیر جایگزین نیز نام برده است. در مسیر نخست، قاچاقچیان مرتبط با ایران افراد را از استانبول و با عبور پیاده از جنگلهای اروپا به کاله میرسانند. در مسیر دوم، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کشورهای اروپای شرقی گروههایی شبیه شبکههای مافیایی تشکیل میدهند و عوامل از آنجا با پرواز قانونی به لندن میروند، عملیات مورد نظر را انجام میدهند و سپس بریتانیا را ترک میکنند.
قاچاقچیان از ارتباط برخی مسیرها با حکومت ایران گفتند دو قاچاقچی ایرانی به تلگراف گفتهاند از ارتباط برخی مسیرهای قاچاق با حکومت جمهوری اسلامی آگاهاند.
یکی از آنان گفت ابعاد این ارتباط روشن نیست، اما بخشی از درآمد حاصل از قاچاق به افراد مرتبط با حکومت میرسد. به گفته او، مسیر مورد استفاده همان مسیر معمول مهاجران است، اما حکومت ایران آن را در پشت صحنه اداره میکند.
قاچاقچی دیگری گفت کنترل یک مسیر، مزیت بزرگی برای جمهوری اسلامی ایجاد میکند و به حکومت اجازه میدهد از آن برای مقاصد مختلف استفاده کند. او افزود برخی مهاجران در پارکهای کاله یا دانکرک منتظر میمانند تا واسطهها آنان را برای انتقال به بریتانیا انتخاب کنند.
به گفته این قاچاقچی، بیشتر این افراد از فقر فرار میکنند و ممکن است در مقابل کاهش هزینه سفر، پس از ورود به بریتانیا با درخواست انجام خدماتی برای حکومت ایران موافقت کنند.
امآی۵ درباره طرحهای منتسب به حکومت ایران هشدار داده بود کن مککالوم، مدیرکل سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا، امآی۵، در ماه اکتبر اعلام کرده بود این سازمان در یک دوره ۱۲ ماهه «بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار مورد حمایت ایران» را ردیابی کرده است.
او همچنین هشدار داده بود تهران بهطور گسترده از مجرمان، از جمله قاچاقچیان مواد مخدر، بهعنوان نیروی نیابتی برای اجرای عملیات در بریتانیا استفاده میکند.
ماه گذشته میلادی نیز مردی با تابعیت دوگانه ایرانی و بریتانیایی به آتش زدن دیوار یادبود معترضان ضدحکومتی کشتهشده در ایران متهم شد. آتشسوزی ماه آوریل تحقیقات پلیس مبارزه با تروریسم بریتانیا را در پی داشت.
یک کارشناس بر استفاده از مجرمان محلی تاکید کرد کریستیان گوستافسون، معاون مرکز مطالعات اطلاعاتی و امنیتی دانشگاه برونل و مدرس پیشین دانشکده نظامی سندهرست، گفت احتمال اینکه جمهوری اسلامی برای اجرای عملیات از مجرمان و افراد جذبشده در داخل بریتانیا استفاده کند، بیشتر از انتقال مستقیم عوامل ایرانی است.
او گفت تهران ممکن است با بهرهبرداری از احساسات ضداسرائیلی و ضدصهیونیستی، جوانان محلی خشمگین از جنگ غزه و اقدامات اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه را جذب کند.
دولت بریتانیا تحت فشار قرار گرفت آلیشیا کرنز، وزیر امنیت در دولت سایه بریتانیا، سپاه پاسداران را متهم کرد که از بحران قایقهای کوچک برای انتقال عوامل خود به این کشور بهره میبرد.
او خواستار تشکیل فوری کارگروهی برای شناسایی عوامل احتمالی جمهوری اسلامی در میان مهاجران تازهوارد و افرادی شد که پیشتر به بریتانیا رسیدهاند. کرنز همچنین از دولت خواست وزارت اطلاعات را بر اساس قوانین مربوط به دولتهای متخاصم در فهرست نهادهای تعیینشده قرار دهد و برای تعطیل کردن سازمانهایی که آنها را پوششی برای سپاه پاسداران میخواند، از جمله مرکز اسلامی انگلیس، اختیارات اضطراری صادر کند.
سخنگوی وزارت کشور بریتانیا در واکنش به گزارش تلگراف گفت امنیت ملی اولویت نخست دولت است و همه افرادی که با قایقهای کوچک وارد کشور میشوند، تحت بررسیهای امنیتی سختگیرانه قرار میگیرند.
او افزود افرادی که تهدید تشخیص داده شوند، بلافاصله بازداشت خواهند شد و دولت برای اخراج سریع آنها اقدام خواهد کرد.
این سخنگو همچنین گفت دولت روند اصلاح قانون برای ممنوع کردن حمایت از سپاه پاسداران را تسریع کرده است. به گفته او، این تغییر اختیارات بیشتری به پلیس و نهادهای اطلاعاتی میدهد تا فعالیت افراد مرتبط با سپاه را مختل و زمینه پیگرد قضایی آنان را فراهم کنند.
آسوشیتدپرس گزارش داد کشورهای نفتخیز خاورمیانه، در پی ادامه اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز، اجرای طرحهای چند میلیارد دلاری برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات انرژی را سرعت بخشیدهاند. با این حال، مسیرهای جدید نیز پرهزینهاند و از خطر حملات نظامی در امان نیستند.
پیش از آغاز جنگ در ایران، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خلیج فارس از تنگه هرمز عبور میکرد. اکنون افزایش قیمت نفت و محدودیتهای اعمالشده بر این آبراه، کشورهای منطقه را بر آن داشته است تا برای انتقال نفت به بنادر دریای سرخ، دریای عمان و دریای مدیترانه، خطوط لوله بیشتری احداث کنند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، دستکم هفت پروژه بزرگ خط لوله در کشورهای منطقه در دست ساخت یا برنامهریزی است یا بهعنوان گزینهای احتمالی بررسی میشود. مقامهای دولتی، شرکتهای نفتی و تحلیلگران میگویند جنگ برای تولیدکنندگان نفت منطقه به زنگ خطری تبدیل شده و آنان را به کاهش وابستگی به تنگه هرمز، آبراهی در امتداد سواحل ایران، مصمم کرده است.
ویکتوریا گرابنووگر، تحلیلگر ارشد شرکت دادهپردازی کپلر، گفت تولیدکنندگان دریافتهاند که وابستگی گسترده به تنگه هرمز «دیگر راهبردی عاقلانه برای بلندمدت نیست».
عربستان سعودی و امارات متحده عربی از مسیرهای موجود استفاده میکنند تعطیلی عملی تنگه هرمز میتوانست ضربهای بهمراتب بزرگتر به اقتصاد جهانی وارد کند، اما عربستان سعودی و امارات متحده عربی از خطوط لولهای برخوردارند که امکان انتقال بخشی از نفت آنها به خارج از این آبراه را فراهم میکند.
عربستان سعودی در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق، به دلیل نگرانی از احتمال ایجاد اختلال در کشتیرانی به دست تهران، خط لوله شرق به غرب را احداث کرد. این خط لوله نفت را از مرکز فرآوری بقیق در شرق عربستان به شهر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
نفت پس از رسیدن به ینبع در نفتکشهایی بارگیری میشود که یا از مسیر جنوب به دریای عرب میروند یا با حرکت به سوی شمال، از کانال سوئز عبور میکنند.
امارات متحده عربی نیز انتقال نفت به بندر فجیره را افزایش داده است. این بندر در ساحل دریای عمان و حدود ۱۴۵ کیلومتری جنوب تنگه هرمز قرار دارد و کشتیها برای رسیدن به آن نیازی به عبور از این تنگه ندارند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، خطوط لوله عربستان و امارات پیش از جنگ در مجموع روزانه بین ۳.۵ میلیون تا ۵.۵ میلیون بشکه ظرفیت استفادهنشده داشتند. هر دو خط لوله اکنون با ظرفیتی نزدیک به حداکثر توان خود فعالیت میکنند.
امارات متحده عربی خط لوله سه میلیارد دلاری میسازد شرکت دولتی نفت ابوظبی اجرای پروژهای سه میلیارد دلاری برای ساخت یک خط لوله جدید به فجیره را سرعت بخشیده است. این خط لوله به طول ۳۰۰ کیلومتر، به موازات مسیر موجود ساخته میشود و قرار است ظرفیت انتقال نفت به فجیره را روزانه بیش از ۱.۲ میلیون بشکه افزایش دهد.
اجرای این پروژه پیش از جنگ آغاز شده بود و به گزارش کپلر، اکنون حدود نیمی از آن تکمیل شده است. زمان رسمی پایان پروژه اوایل سال ۲۰۲۷ اعلام شده، اما کپلر با توجه به ضرورت توسعه امکانات بندر فجیره، اواسط سال ۲۰۲۷ را موعد محتملتری میداند.
گرابنووگر گفت اجرای پروژه با چنین سرعتی تنها در شرایط ایجاد شده بر اثر محدودیت تردد در تنگه هرمز امکانپذیر شده است.
عراق به دنبال مسیرهایی به ترکیه، سوریه و اردن است عراق نیز برنامههای خود را برای ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت میدانهای جنوبی اطراف بصره سرعت بخشیده است. وابستگی این کشور به تنگه هرمز چنان گسترده است که اختلال در این مسیر، بغداد را ناچار به کاهش تولید نفت کرده است.
حدود ۹۰ درصد درآمد دولت عراق از فروش نفت تامین میشود. بغداد در همکاری با شرکتهای آمریکایی چند طرح خط لوله را دنبال میکند که یکی از آنها نفت را از پایانهای در بصره به بندر جیهان ترکیه در ساحل دریای مدیترانه منتقل خواهد کرد.
پیش از جنگ، روزانه بیش از سه میلیون بشکه نفت از پایانه بصره صادر میشد. در طرح جدید، شاخهای از خط لوله ترکیه تا بندر بانیاس سوریه در ساحل مدیترانه امتداد خواهد یافت. ظرفیت نهایی این شاخه ممکن است به روزانه دو میلیون بشکه برسد. وزارت خارجه آمریکا این مسیر را «دالانی حیاتی برای انرژی» توصیف کرده است.
مقامهای عراقی همچنین با اردن درباره پیشبرد طرح قدیمی ساخت خط لولهای از بصره به بندر عقبه گفتوگو کردهاند. نفت انتقالیافته به عقبه میتواند از طریق دریای سرخ یا کانال سوئز به بازارهای آسیا و دیگر نقاط جهان صادر شود.
با این حال، اجرای طرحهای عراق و ایجاد مسیرهای انتقال نفت به ترکیه، سوریه و اردن در مقایسه با پروژه امارات به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.
ظرفیت دور زدن هرمز تا سال ۲۰۲۸ افزایش مییابد تحلیلگران بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس برآورد کردهاند پروژههای جدید دور زدن تنگه هرمز میتوانند تا پایان سال آینده، روزانه ۳.۸ میلیون بشکه ظرفیت صادراتی تازه ایجاد کنند.
بر اساس این برآورد، ظرفیت اضافی این مسیرها تا پایان سال ۲۰۲۸ به روزانه ۷.۳ میلیون بشکه خواهد رسید. در صورت تکمیل پروژهها، حدود ۶۰ درصد از مجموع صادرات روزانه ۲۳ میلیون بشکهای کشورهای خلیج فارس پیش از جنگ، در مواقع ضروری میتواند بدون عبور از تنگه هرمز انجام شود.
مسیرهای جایگزین طولانیتر و پرهزینهترند دور زدن تنگه هرمز هزینهها و مدت انتقال نفت را افزایش خواهد داد. خطوط لولهای که نفت را از خلیج فارس به دریای مدیترانه منتقل میکنند، برای رساندن محمولهها به مشتریان آسیایی در جهت نامناسبی قرار دارند.
کشورهای آسیایی پیش از جنگ بخش بزرگی از نفت مورد نیاز خود را از مسیر تنگه هرمز دریافت میکردند. نفتی که از طریق ترکیه یا سوریه به مدیترانه برسد، برای انتقال به این مشتریان باید مسیری بسیار طولانیتر را با دور زدن جنوبیترین نقطه آفریقا طی کند.
انتقال نفت از عربستان سعودی به دریای سرخ نیز بدون خطر نیست. حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران در یمن اعلام کردند دو نفتکش سعودی را در این دریا هدف قرار دادهاند. این گروه پیشتر نیز توانسته بود کشتیرانی را در تنگه بابالمندب، مسیر ارتباطی دریای سرخ و خلیج عدن، مختل کند.
نفت انتقالیافته به دریای سرخ میتواند از کانال سوئز به مدیترانه برسد، اما بزرگترین نفتکشهای جهان امکان عبور از این کانال را ندارند. این کشتیها که هر یک تا دو میلیون بشکه نفت حمل میکنند، معمولا مقرونبهصرفهترین وسیله برای انتقال نفت در مسافتهای طولانی به شمار میروند.
خود خطوط لوله نیز در برابر حمله آسیبپذیرند. حمله پهپادی حوثیها در ماه مه ۲۰۱۹ فعالیت خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی را متوقف کرد.
خطوط لوله مشکل صادرات گاز قطر را حل نمیکنند توسعه خطوط لوله نفتی، راهحلی برای اختلال در صادرات گاز طبیعی مایعشده یا الانجی نیست؛ زیرا این محصول عمدتا با کشتی منتقل میشود.
پیش از جنگ، حدود یکپنجم کل گاز طبیعی مایعشده جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. بخش بزرگی از این محمولهها متعلق به قطر و مقصد آنها مشتریان آسیایی بود.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، طرحهای جدید میتوانند وابستگی تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به تنگه هرمز را به میزان قابل توجهی کاهش دهند، اما آن را کاملا از میان نخواهند برد. هزینه بالاتر انتقال، طولانیتر شدن مسیرها و احتمال حمله به بنادر، خطوط لوله و کشتیها از محدودیتهای اصلی گزینههای جایگزین هستند.
دو منبع دیپلماتیک به رویترز گفتند کشورهای عضو دیوان کیفری بینالمللی روز جمعه دوم مرداد در پی مطرح شدن اتهامهای سوءرفتار جنسی علیه کریم خان، به برکناری او از سمت دادستان این دیوان رأی دادند.
بهگفته این منابع که بهدلیل حساسیت موضوع به شرط ناشناس ماندن صحبت کردند، ۸۲ کشور از ۱۲۵ کشور عضو دیوان به برکناری دادستان رأی مثبت دادند.
خان، ۵۶ ساله، هرگونه تخلف را رد کرده است. وکلای او نیز روندی را که به این رأیگیری منتهی شد، غیرقانونی، از نظر آیین دادرسی ناعادلانه و فاقد پشتوانه شواهد توصیف کردهاند.
برکناری خان پس از آن صورت میگیرد که ایالات متحده اعلام کرد کارزار دیپلماتیک تازهای را برای برچیدن دیوان کیفری بینالمللی آغاز خواهد کرد؛ نهادی که واشینگتن آن را تهدیدی علیه حاکمیت خود میداند.
دیپلماتهایی که نهاد نظارتی دیوان را اداره میکنند، ماه گذشته به این نتیجه رسیدند که این وکیل بریتانیایی رابطه جنسی نامناسبی با یکی از وکلای جوانتر دیوان کیفری بینالمللی داشته و باید برکنار شود. کشورهای عضو نیز در رأیگیری روز جمعه در سازمان ملل متحد در نیویورک، تا حد زیادی از همین نتیجهگیری پیروی کردند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، پنجشنبه در جریان سفر به فیلیپین گفت: «افراد دیوانه و خلوضعی در دیوان کیفری بینالمللی حضور دارند.»
او با تکرار انتقادهای پشین خود از دیوان کیفری بینالمللی تاکید کرد که هرگز مقامهای سیاسی یا نظامی آمریکا در این دادگاه محاکمه نخواهند شد و هیچ راهی برای انجام چنین کاری وجود ندارد.
ایالات متحده که عضو دیوان کیفری بینالمللی نیست، ۱۱ قاضی و دادستان این دیوان، از جمله خان، را تحریم کرده است.
واشینگتن در توجیه این اقدام به احکام بازداشت صادرشده از سوی دیوان علیه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین این کشور، و همچنین تحقیقات پیشین درباره نیروهای آمریکایی در افغانستان اشاره کرده است.
فردی که خان را متهم کرده است، هفته گذشته برای نخستین بار در مصاحبهای با سیانان بهطور علنی صحبت کرد و بار دیگر اتهام خود را مبنی بر اینکه دادستان با او رابطه جنسی بدون رضایت داشته است، مطرح کرد.
وکلای خان به رویترز گفتند که او داشتن «هرگونه رابطه جنسی از هر نوع» با این کارمند را رد میکند.
برکناری خان بلافاصله روند انتخاب دادستان جدید دیوان کیفری بینالمللی را آغاز میکند؛ با این حال انتظار نمیرود دادستان جدید پیش از سال آینده انتخاب شود.
حتی با برکناری خان، تمامی احکام بازداشت فعال دیوان همچنان به قوت خود باقی خواهند ماند، زیرا تنها قضات دیوان کیفری بینالمللی اختیار لغو احکام بازداشت را دارند.
۱۵ سال طول کشید تا دلار از هزار تومان به صد هزار تومان برسد؛ از حدود سال ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۴۰۴. اما فاصله ۱۰۰ هزار تومان تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان را در ۱۵ ماه پیمود.
اکنون نرخ بازار آزاد حوالی ۱۹۰ هزار تومان در نوسان است، حکومت برای دفاع از مرز ۲۰۰ هزار تومان سنگربندی کرده و مردم، با کولهباری از خاطرات تلخ، با ناباوری خود را برای مواجهه با آن آماده میکنند. پرسش این نیست که آیا این مرز سقوط میکند؛ پرسش، تقویم سقوط است.
همراهان چرتکه، روش محاسبه ارزش دلار در اقتصاد تورمی ایران را میشناسند: نرخ سال گذشته را برمیداریم و تورمی را که در طول این مدت بر قیمتها نشسته، به آن اضافه میکنیم.
تازهترین آمار رسمی مرکز آمار میگوید تورم نقطهبهنقطه خرداد، یعنی فاصله قیمتهای خرداد امسال از خرداد پارسال، ۸۸.۶ درصد است. دلار در روزهای جنگ خرداد پارسال حدود ۹۳ هزار تومان بود. حاصلضرب ۹۳ در ۱.۸۹ میشود حدود ۱۷۵ هزار تومان؛ یعنی ارزش دلار در پایان خرداد امسال. نرخ واقعی بازار در همان روزها حدود ۱۸۰ هزار تومان بود: بازار با اختلافی جزیی، درست روی خطی حرکت میکرد که تورم کشیده بود.
این فرمول در نوسانهای هیجانی نیز راهنمای قابل اعتمادی است. خرداد امسال، به واسطه آتشبس و اعلام تفاهمنامه، نرخ دلار تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد و ناظرانی که نرخ دلار را برآیند هیجان و شوک جنگ تلقی میکردند، سقوط دلار را نزدیک میدانستند. اما افزودن رشد تورمی سطح عمومی قیمتها همان موقع میگفت ارزش دلار از ۱۷۵ هزار تومان پایینتر نخواهد ماند؛ و نماند.
از خرداد تا امروز یک ماه تورم دیگر به این حساب اضافه شده است. آمار رسمی تیر هنوز منتشر نشده، اما اگر با روند ماههای اخیر تورمی بین ۷ تا ۹ درصد برای آن در نظر بگیریم، ارزش دلار به ۱۸۷ تا ۱۹۱ هزار تومان میرسد.
این در حالی است که دلار در طول هفته گذشته بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان در نوسان بوده است. نتیجه روشن است: دو برابر شدن دلار در یک سال گذشته را نمیشود با ملامت دلالها، هیجان بازار، یا توطئه رسانههای مخالف حکومت توضیح داد.
نرخ دلار، آینه قیمتهایی است که در یک سال اخیر دو برابر شدهاند. دلار به دنبال تورم حرکت میکند و در نرخ کنونی حبابی وجود ندارد.
دو نکته این برآورد را محافظهکارانه مینماید. نخست اینکه در این معادله همه متغیرهای دیگر کنار گذاشته شده و تنها اثر تورمی تعقیب شده است؛ در حالی که از سرگیری درگیری، آسیب به زیرساختها و توقف صادرات، ریسک و نااطمینانی و هزینه بازسازی را بالا میبرد.
دوم اینکه ۸۸.۶ درصد رقم رسمی است و تورمی که مردم بر سر سفره لمس میکنند بالاتر از این است؛ اگر ارزش دلار را با تورم حسشده حساب کنیم، همین امروز باید از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده باشد. به این ترتیب ۱۹۰ هزار تومان کف ارزش دلار است، نه سقف قیمت آن.
آخرین سنگر
با عبور نرخ از یک کانال مهم، مثل ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات کل بازار یک پله بالا میرود، قیمتگذاریها جابهجا میشود و بازگرداندن نرخ به کانال قبلی، حتی در صورت تغییر شرایط، چند برابر سختتر و پرهزینهتر از نگه داشتن آن میشود. به همین دلیل نگه داشتن دلار زیر ۲۰۰ هزار تومان به اولویت و مساله حیثیتی حکومت تبدیل شده است.
بانک مرکزی وقتی نتواند جلوی بالا رفتن دلار را بگیرد، میکوشد باختن کانال را تا جای ممکن عقب بیندازد و در صورت امکان از این آب گلآلود ماهی بگیرد؛ و این تلاش معمولا در کانال ۹ هر مرز به اوج میرسد.
زمستان ۱۴۰۳ در کانال ۹۰ همین اتفاق افتاد و عبور از کانال ۱۰۰ هزار تومان به بعد از عید ۱۴۰۴ موکول شد. تفاوت آن دفاع با امروز این است که آن عملیات با ریختوپاش درآمدهای نفتی انجام شد.
این بار نبرد حکومت با دلار در میانه درگیری، محاصره دریایی و سقوط دوباره درآمدهای نفتی جریان دارد. مقاومت ارز میخواهد، ارز از صادرات میآید و صادرات دوباره متوقف شده است. بانک مرکزیِ بینفت تنها میتواند چند هفته زمان بخرد و هر هفتهای که با تزریق میخرد، فنر جهش بعدی را فشردهتر میکند.
در سناریو نخست، یعنی ادامه فرسایش نیمهجنگی کنونی، تورم ماهانه در محدوده ۷ تا ۸ درصد میماند و دلار در مرداد از ۲۰۰ هزار تومان عبور میکند. اما ۲۰۰، پایان راه نیست: اگر تورم ماهانه ۷ درصد بماند، دلار زمستان امسال به ۳۰۰ هزار تومان خواهد رسید؛ با ۶ درصد، حوالی نوروز؛ و حتی اگر تورم تا ماهی ۵ درصد پایین بیاید، بهار ۱۴۰۶.
به این ترتیب، ۱۵ سال تا صد هزار تومان، پانزده ماه تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان، و در صورت ادامه وضع کنونی تنها ۵ تا ۸ ماه تا ۳۰۰ هزار تومان فاصله است.
در سناریو دوم، یعنی گسترش جنگ، جنوب کشور، شاهرگ اقتصاد ایران در معرض قطع شدن قرار میگیرد: حدود ۹۰ درصد ورودی و خروجی تجارت کشور از دریا میگذرد و بندرها و پایانههای نفتی و عسلویه همه در جنوباند.
برنامه توسعه سازمان ملل برای همین وضعیت، یعنی توقف کامل صادرات نفت و فروپاشی مسیرهای تجاری، برآورد کرده که رشد اقتصادی ایران حدود ۱۰ درصد سقوط میکند و حدود چهار میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر میروند.
در این سناریو دلار تا اول مهر به ۲۵۰ هزار تومان میرسد؛ هرچند اگر گسترش جنگ به تعطیلی کامل بازارها بینجامد، نرخ ممکن است در طول تعطیلی منجمد شود. این پارادوکس را دو بار دیدهایم: در جنگ پارسال و در نیمهتعطیلی امسال. سکوت نرخ در میانه جنگ علامت کنترل اوضاع نیست؛ فنری است که جمع میشود و با بازگشایی یکجا آزاد خواهد شد.
هرچه تخریب بیشتر باشد، بازسازی گرانتر و تولید پس از جنگ کمتر خواهد بود؛ در صورت تخریب گسترده، دلار مرزهای جدید را با سرعت طی میکند و اقتصاد ایران به آستانه ابرتورم وارد میشود.
در سناریو سوم، یعنی توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، برزخ مذاکره تکرار خواهد شد. تجربه اخیر نشان داد حتی اگر روی کاغذ تحریمها برداشته شود، ورود پول واقعی و لغو کامل تحریمها به استحاله نظام گره خورده است.
در برزخ، سرمایهگذاری متوقف میماند، تولید لنگ میزند و کسری بودجه و چاپ پول ادامه مییابد؛ رکوردهای تورمی اردیبهشت و خرداد در دل همین برزخ ثبت شدند.
در این سناریو رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان اندکی عقب میافتد، اما پس از ماه عسل مذاکرات دوباره به صعود ادامه خواهد داد.
در روزهای اخیر نرخ بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان نوسان کرده است؛ نوسانی که بخشی از آن حاصل تلاش آگاهانه سیاستگذار برای ناامن کردن پساندازهای خرد مردم و نوسانگیری از بازار است.
اما مداخله، خط ارزش را عوض نمیکند؛ فقط بازار را موقتا از آن عقب میاندازد و خط، با اندکی تاخیر، همراه تورم جلو میآید. دفاع از یک عدد ثابت در برابر خطی که حرکت میکند خریدن زمان است و هر بار که این جهش عقب افتاده، جهش بعدی بزرگتر بوده است.
این دفاع این بار در شرایطی انجام میشود که هر دلارِ تزریقی از تهمانده ذخایری برداشته میشود که فردا برای واردات دارو و کالاهای اساسی به آن نیاز داریم.
با این اوصاف، اگر فرسایش کنونی ادامه یابد، دلار ۲۰۰ هزار تومانی در مرداد محقق خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، توقف کامل اقتصاد عبور از این مرز را عقب میاندازد و دلار میتواند تا شهریور و حتی مهر زیر ۲۰۰ هزار تومان بماند، اما پس از بازگشایی به صورت انفجاری بالا خواهد رفت.
در صورت آتشبس، این تقویم تنها چند هفته جابهجا میشود. سنگری که روزی ۱۵ سال مقاومت کرده بود، این بار ۱۵ ماه دوام آورد و در صورت ادامه روند کنونی، سنگر بعدی در نصف این مدت سقوط خواهد کرد. بازنده اصلی در هر سه مسیر کسی است که داراییاش را به ریال نگه داشته است.
در جریان انقلاب ملی دیماه در شهرستان کرج، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ، مساجد و آمبولانسها را به ابزاری برای کشتار و شلیک مستقیم به شهروندان معترض تبدیل کردند. فایل صوتی مکالمات نیروهای حکومتی در شهرستان کرج که به ایران اینترنشنال رسیده، استفاده از آمبولانس را افشا میکند.
دستکم پنج شهر در محدوده شهرستان کرج بین هشتم تا ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ صحنه یکی از گستردهترین اعتراضات مردمی و در مقابل، خشنترین الگوهای سرکوب از طریق جنگ شهری حکومت بود.
بر اساس فایلهای بیسیم ماموران و پیامهای ارسالی مردمی، نیروهای حکومتی با مسدود کردن دسترسی مردم به خدمات و مراکز درمانی، از آمبولانسها بهعنوان پوششی امنیتی برای جابهجایی نیرو و شلیک به معترضان استفاده کردند.
در یک نمونه در شامگاه ۱۹ دی در گوهردشت، نیروهای مسلح از داخل آمبولانسها به سمت مردم شلیک کردند. پیامهای شهروندان حاضر در تجمعات نشان میدهد ماموران از اعزام نیروهای امدادی جلوگیری کرده و فرماندهان در شبکه بهصراحت اعلام میکنند «اورژانس ۱۱۵» را برای تردد خود اعزام کردند.
این انحصار چهار روزه ناوگان اورژانس و بایکوت امدادی موجب شد تا مجروحانی چون ابوالفضل یغموری، نوجوان ۱۷ ساله در فردیس، پس از اصابت گلوله ماموران به قلبش، به دلیل ممانعت از رسیدگی پزشکی پس از ۴۰ دقیقه خونریزی در خیابان جان ببازد.
بر اساس گزارشهای پیشین ایران اینترنشنال و نهادهای حقوق بشری، این الگو در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز سابقه داشته است. در آن دورهها، ماموران امنیتی از آمبولانس برای جابجایی نیروهای یگان ویژه و سلاح، و همچنین بازداشت مجروحان جهت جلوگیری از مراجعه آنها به بیمارستانها استفاده میکردند.
شلیک از مساجد؛ سازماندهی سرکوب
در کنار امکانات درمانی، مساجد کرج نیز از سوی ماموران و مقامها در روزهای سرکوب اعتراضات تغییر کاربری یافت و به سنگر تکتیراندازان، محل سازماندهی نظامی و شکنجهگاه معترضان بدل شدند.
شهروندان در پیامهای خود به ایران اینترنشنال نوشتند که در فاز ۴ مهرشهر، تکتیراندازها از پشتبام «مسجد سر چهارراه»، معترضان از جمله دو دختر جوان و یک مرد میانسال را مستقیماً هدف قرار داده و با شلیک به سر (هدشات) کشتند.
در مناطقی چون گوهردشت، شاهینویلا و محمدشهر نیز شلیک با تیر جنگی از بالای مساجد جان دهها نفر از جمله کاوه افتخاری ۲۱ ساله را گرفت.
دهها معترض در شهرستان کرج از مساجد و کلانتریها هدف گلوله قرار گرفتند
مقرهای بسیجِ درون مساجد و پایگاههای این نیروی تحت مدیریت سپاه پاسداران به محل جان باختن معترضان تبدیل شدند.
در یک مورد، حمید ابراهیمی پس از اصابت گلوله کلاشینکف به نخاع، به جای انتقال به بیمارستان با دستبند به مقر بسیج مسجد گوهردشت برده شد و همانجا بر اثر خونریزی جان باخت.
گستره اعتراضات شهرستان کرج
گستردگی این سرکوبهای بیسابقه، در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای تجمع روزهای ۱۸ و در دورهای رخ داد.
از سوی دیگر، کرج در آستانه آغاز این اعتراضات درگیر سقوط شدید شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود. بیکاری ۹.۶ درصدی، رکود صنعتی و حاشیهنشینی یکسوم جمعیت کرج در اثر تورم بیسابقه مسکن، در کنار ریزش تاریخی مشارکت سیاسی به زیر ۵۰ درصد، جامعه این منطقه را دچار نارضایتی شدید کرده بود.
در این اعتراضات گسترده، محلات با شاخصهای رفاهی بالاتر و متوسطنشین شهر کرج نظیر گوهردشت، عظیمیه، مهرشهر و شاهینویلا کانون اصلی اعتراضات بودند.
همزمان، شهرهای اقماری و مناطق کارگری و حاشیهنشین چون محمدشهر، ماهدشت، گلشهر، حصار و کمالشهر، نیز به فراخوان اعتراض پاسخ مثبت دادند.
کرج در دیماه به یکی از ملتهبترین کانونهای اعتراض و خشونت حکومت تبدیل شد که در آن مقامها و ماموران برای کنترل به جنایات جنگی و استفاده ابزاری از نهادهای مذهبی و امدادی در خیابانها متوسل شدند.
وزارت خارجه آلمان در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره وضعیت سفارت این کشور در تهران اعلام کرد این سفارتخانه تعطیل نشده، اما بخش کنسولی و صدور ویزا در شرایط کنونی بهصورت اضطراری و با ظرفیت محدود فعالیت میکند. برلین همچنین بار دیگر از شهروندان آلمانی خواست ایران را ترک کنند.
وزارت امور خارجه آلمان جمعه دوم مرداد تاکید کرد وضعیت امنیتی ایران را بهدقت زیر نظر دارد و بهطور مستمر با سفارت خود در تهران درباره تحولات امنیتی و شرایط کارکنان در ارتباط است.
این وزارتخانه افزود تامین امنیت کارکنان سفارت در اولویت قرار دارد و تدابیر حفاظتی بهطور مداوم بر اساس تحولات موجود بازبینی و بهروزرسانی میشود.
طبق اعلام وزارت امور خارجه آلمان، سفارت این کشور در تهران در حال حاضر تنها قادر به ارائه خدمات محدود کنسولی است.
پیشتر یک دیپلمات آلمانی در مصاحبه با شبکه فونیکس گفته بود همه کارکنان سفارت آلمان در ایران، این کشور را ترک کردهاند.
اول مرداد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، نوشت بهدنبال انتشار اخباری درباره تعطیلی سفارت بریتانیا در تهران، فرانسه نیز سفارت خود را تخلیه کرده است.
تسنیم دلیل این تصمیم را «نگرانی از تنشهای اخیر» عنوان کرد.
با این حال، ساعاتی بعد سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه این خبر را تکذیب کرد و گفت سفارت فرانسه در تهران تخلیه یا تعطیل نشده است.
تاکید دوباره بر خروج شهروندان آلمانی از ایران
وزارت امور خارجه آلمان در پاسخ خود به ایراناینترنشنال اعلام کرد توصیه برلین به شهروندان آلمانی برای خودداری از سفر به ایران و همچنین خروج از این کشور به قوت خود باقی است.
این وزارتخانه از اتباع آلمان در ایران خواست برای دریافت هشدارها و اطلاعیههای فوری سفارت در صورت وقوع تحولات امنیتی، در سامانه مدیریت بحران ثبتنام کنند.
برلین همچنین اعلام کرد بهدلیل محدودیتهای جمهوری اسلامی در صدور مجوزهای دیپلماتیک، سفارت آلمان در تهران در حال حاضر با ظرفیت کامل نیروی انسانی فعالیت نمیکند.
در روزهای اخیر، تنشهای منطقهای بهشدت افزایش یافته و گمانهزنیها درباره احتمال تبدیل دوباره رویارویی تهران و واشینگتن به جنگی تمامعیار بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، اول مرداد در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس اعلام کرد به تصمیمگیری برای آغاز یک کارزار نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی نزدیک شده است؛ کارزاری که به گفته او، بزرگتر از عملیات «خشم حماسی» خواهد بود.
وزارت دفاع آلمان دوم مرداد در بیانیهای اعلام کرد دو شناور نظامی خود را که قرار بود در ماموریتی در خلیج فارس مشارکت کنند، بهدلیل تشدید بیثباتیهای سیاسی و فروپاشی آتشبس میان تهران و واشینگتن، از منطقه خارج میکند.
بر پایه این بیانیه، شناور مینروب «فولدا» و کشتی پشتیبانی «موزل» طی روزهای آینده بندر جیبوتی را ترک خواهند کرد و به محل استقرار اولیه خود در شرق دریای مدیترانه باز خواهند گشت. حدود ۱۴۰ نظامی در این دو شناور حضور دارند.