تشدید محدودیتهای اجتماعی در ایران با ازسرگیری پلمب کافهها و تعطیلی کتابفروشیها
موج دوباره پلمب کافهها در تهران و برخی کلانشهرها پس از دفن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، همزمان با افزایش تعطیلی و تغییر کاربری کتابفروشیها بهدنبال مشکلات اقتصادی، حلقه امنیتی بر فضاهای اجتماعی و فرهنگی کشور را تنگتر و وضعیت معیشتی را برای شهروندان دشوارتر کرده است.
چندین کافه و رستوران مشهور در روزهای گذشته در مرکز شهر تهران پلمب شدند.
با گسترش این پلمبها در خیابانهای ایرانشهر، سنایی و نوفللوشاتو و سرایت آن به کلانشهرهایی چون اصفهان، شیراز و رشت، این روند از سطح چند واحد صنفی فراتر رفته و به چالشی درباره تاثیر آن بر افزایش فشارهای اجتماعی، از میان رفتن بیشتر اقتصاد محلی و حیات مدنی شهرها تبدیل شده است.
پلمبهای زنجیرهای کافهها و انکار مسئولان
در حالی که گزارشها در شبکههای اجتماعی از حضور مکرر ماموران اداره اماکن عمومی و فشارهای امنیتی حکایت دارد، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد علت پلمب شدن کافهها در روزهای گذشته «صرفا به دلیل مشکلات صنفی» بوده و این اقدام هیچ ارتباطی با «مسائل امنیت اخلاقی» ندارد.
با وجود این، مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران، چهارشنبه ۳۱ تیر در حاشیه جلسه این شورا تاکید کرد برخورد با «تخلفات» ارتباطی با شرایط جنگی ندارد و در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت برخورد با زنان بدون حجاب اجباری در تجمعات شبانه حکومتی با زنان در کافهها، با لحنی کنایهآمیز گفت: «اگر از زنانی که حجاب ندارند در کافهها استقبال شود، آن وقت کافهها خیلی کافه میشوند.»
این رویکرد سلبی پیشتر با هشدار صریح علی صالحی، دادستان تهران، نیز همراه شده بود. او در نشستی در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد در صورت «بروز تخلف هنجارشکنانه»، ابتدا متصدی کافه بازداشت و بعد واحد صنفی تحت پیگرد قرار میگیرد.
این در حالی است که بحران عمیق اقتصادی در ایران، کافهها و فرهنگ کافهنشینی را به سمت فروپاشی سوق داده است.
تا چند ماه پیش، تنها در تهران حدود شش هزار کافه در اندازههای مختلف فعال بودند، اما سقوط قدرت خرید مردم، این صنعت را به شدت تحت فشار قرار داده است.
از سوی دیگر، برخوردهای سلبی در گذشته نیز به دلایل امنیتی-سیاسی سابقه داشته است.
آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای متوقف کردن اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
در شرایطی که جمهوری اسلامی جنگ را بر زندگی شهروندان تحمیل کرده، فشارهای اجتماعی بار دیگر اوج گرفتهاند و فشارهای اقتصادی نیز هر روز بیشتر میشود تا روزنههای کوچک اتصال به زندگی، یکی پس از دیگری از میان بروند.
خاموشی چراغ کتابفروشیها
انقباض در فضاهای جمعی و کافهها، تنها بازوی محدودسازی زیست شهری نیست.
در ماههای اخیر، موج تعطیلی و تغییر کاربری کتابفروشیها به دلایل فشارهای اقتصادی هم بر ناشران، هم فروشندگان و هم شهروندان، علاوه بر تهران، به شهرهایی چون اهواز، قم و کرمان نیز کشیده شده است.
ابراهیم کریمی، رییس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، در این باره گفت تعدادی از کتابفروشیها فعالیت خود را متوقف کردهاند؛ هرچند آمار دقیقی از درصد تعطیلیها در دست نیست.
ربیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران گفت: «این رکود مرگبار صرفا ناشی از شرایط جنگی نیست، بلکه بحرانهای ساختاری اقتصاد و تورم کمرشکن، قدرت خرید خانوارها را بهشدت کاهش داده و تقاضا برای کتاب را به حداقل رسانده است.»
همزمان با تشدید تنشها در منطقه، علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای دیدار با مقامهای جمهوری اسلامی راهی تهران شد. این سفر پس از دیدار هفته گذشته او با دونالد ترامپ انجام میشود و به گمانهزنیها درباره نقش احتمالی بغداد در میانجیگری میان تهران و واشینگتن دامن زده است.
زیدی پنجشنبه اول مرداد در تهران مورد استقبال مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، قرار گرفت و سپس دو طرف با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند.
پایگاه اطلاعرسانی ریاستجمهوری گزارش داد پزشکیان و زیدی در این دیدار بر «تحکیم روابط راهبردی و گشودن افقهای جدید همکاری» میان تهران و بغداد تاکید کردند.
بر اساس این گزارش، دو طرف خواستار «تسریع در اجرای کامل» توافقات مشترک شدند و اعلام کردند که «توسعه مناسبات همهجانبه، علاوه بر تقویت ثبات، امنیت و رفاه دو کشور، در راستای تامین منافع دو ملت برادر و تحکیم همبستگی و انسجام منطقهای نیز نقشآفرین خواهد بود».
نخستوزیر عراق پیش از عزیمت به تهران در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، هدف از این سفر را «بررسی همکاریهای دوجانبه و رایزنی درباره مسائل منطقهای و تلاشهای جاری برای تثبیت امنیت و ثبات در منطقه» عنوان کرد.
او افزود همکاریهای جمهوری اسلامی و عراق باید در سایه «گفتوگو، تعامل و احترام متقابل» ادامه یابد.
به گفته منابع آگاه، زیدی در حالی راهی ایران شده که بغداد تلاش دارد با بهرهگیری از روابط متوازن خود با تهران و واشینگتن، نقش میانجی را ایفا کند.
با این حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اول مرداد در پاسخ به پرسشی درباره احتمال نقشآفرینی بغداد گفت: «نیاز به میانجی با آمریکا نداریم، به اندازه کافی هستند که پیامها را تبادل کنند. مشکل ما رویکردهای آمریکا است.»
او افزود تا زمانی که واشینگتن به «زیادهخواهی» خود ادامه میدهد، «امکانی که در این زمینه حرکتی صورت بگیرد وجود نخواهد داشت و این احتیاجی به پیغام و پسغام ندارد».
از واشینگتن تا تهران
زیدی ۲۳ تیر با رییسجمهوری آمریکا در کاخ سفید دیدار کرد؛ اقدامی که همزمانی آن با ازسرگیری رویارویی نظامی واشینگتن و تهران و تشدید تنشهای منطقهای، نارضایتی مقامهای جمهوری اسلامی را برانگیخت.
زیدی در نشست خبری مشترک با ترامپ اعلام کرد نیروهای ایالات متحده تا هشتم مهر از عراق خارج خواهند شد و در مقابل، زمینه برای حضور شرکتهای آمریکایی در این کشور فراهم میشود.
به گفته او، روابط آینده بغداد و واشینگتن بر «شراکت اقتصادی» استوار خواهد بود، نه مناسبات نظامی.
او همچنین با اشاره به موضوع خلع سلاح گروههای مورد حمایت تهران در عراق گفت بر اساس برنامه دولت، سلاح باید منحصرا در اختیار حکومت باشد و این موضوع «یک اصل اساسی و تصمیمی قطعی است، نه یک گزینه».
ترامپ نیز در این دیدار زیدی را «یک قهرمان جدید و فوقالعاده» توصیف کرد و با اشاره به تضعیف حکومت ایران گفت جمهوری اسلامی دیگر «بار سنگینی بر دوش عراق نخواهد بود».
پایگاه خبری اکسیوس ۲۵ تیر نوشت دیدار ترامپ و زیدی در کاخ سفید تنها چند روز پس از دفن علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، صورت گرفت.
بر اساس این گزارش، دولت آمریکا حضور زیدی در کاخ سفید را نشانهای از نزدیکتر شدن بغداد به واشینگتن و فاصله گرفتن آن از تهران ارزیابی میکند.
یک روز بعد، علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در یادداشتی، زیدی را «نخستوزیر جوان و کمتجربه» و سفر او به آمریکا را «تاسفبار و بیموقع» دانست و گفت این اقدام به «حیثیت» عراق لطمه زده است.
ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، اول مرداد مطلبی با عنوان «سفر به تهران؛ نخستین آزمون سیاست خارجی الزیدی» منتشر کرد و در ابتدای آن، به «واکنشهای منفی» به دیدار اخیر نخستوزیر عراق با ترامپ پرداخت.
ایرنا نوشت: «منتقدان الزیدی را بهدلیل آنچه کوتاه آمدن در برابر خواستههای آمریکا خواندند، مورد انتقاد قرار دادند و نگرانی خود را از این ابراز کردند که در دوره نخستوزیری او، عراق ممکن است از دایره دوستان و متحدان سنتی خود خارج شود و به سمت همکاری نزدیکتر با آمریکا و متحدان منطقهای آن گرایش پیدا کند.»
با این حال، باقر حکیم که ایرنا از او بهعنوان «تحلیلگر مسائل عراق» نام برده است، گفت بهدلیل «پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی» میان ایران و عراق، امکان «فاصله گرفتن ناگهانی» بغداد از تهران وجود ندارد.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا زیدی در جریان سفر به تهران، نقشی میانجیگرانه میان جمهوری اسلامی و آمریکا ایفا خواهد کرد و تلاشهای بغداد میتواند به فروکش کردن بحران در منطقه بینجامد یا خیر.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
ترامپ ۳۱ تیر در پیامی در تروث سوشال هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
کمپین حقوق بشر ایران از احتمال اجرای قریبالوقوع حکم اعدام احد شکوهیان، کارگر بازار گل تهران و از معترضان بازداشتشده در جریان خیزش دیماه، خبر داد.
این نهاد حقوق بشری پنجشنبه اول مرداد گزارش داد قوه قضاییه جمهوری اسلامی این زندانی سیاسی ۳۸ ساله را به سه بار اعدام محکوم کرده است.
بر اساس این گزارش، حکم اعدام شکوهیان از سوی ایمان افشاری، قاضی دادگاه انقلاب تهران، صادر شده است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی این شهروند را به «مشارکت در دو فقره قتل عمد»، «اقدام علیه امنیت ملی پیرو فراخوان گروههای معاند»، «اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی» و «تخریب اموال عمومی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی» متهم کرده است.
منابع آگاه به کمپین حقوق بشر ایران گفتند شکوهیان ۲۵ دی ۱۴۰۴ در پاکدشت تهران بازداشت شد و از اواخر خردادماه در زندان قزلحصار کرج به سر میبرد.
اطلاعات رسیده به این سازمان حاکی از آن است که در همین پرونده، ۱۲ نفر دیگر نیز «بدون توجه به درجات جرم، به یک یا چند بار اعدام محکوم شدهاند».
حکومت ایران در ماههای گذشته موج سرکوب شهروندان را شدت بخشیده و دهها نفر را با اتهاماتی از جمله شرکت در اعتراضات دیماه و «جاسوسی» اعدام کرده است.
پیشتر در ۳۱ تیر، خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، گزارش داد حکم اعدام مهدی خانکی، از معترضان انقلاب ملی ایرانیان، به اجرا درآمده است.
ابهام درباره اتهامها و روند دادرسی
کمپین حقوق بشر ایران در ادامه گزارش خود، به ابهامهایی در پرونده شکوهیان اشاره کرد و نوشت او متهم ردیف سوم پرونده به شمار میرود و طبق گزارش پزشکی قانونی، بهدلیل ابتلا به آسم شدید، توان انجام فعالیتهای بدنی سنگین را ندارد.
این موضوع به تردیدهای جدی درباره صحت اتهامهای سنگین مطرح شده علیه شکوهیان دامن زده است.
بر اساس این گزارش، شکوهیان در دوران بازداشت از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و وکیل تسخیری او نیز در جریان رسیدگی به پرونده در تهران حضور نداشته و تنها در یک جلسه دادگاه حاضر شده است.
در مرحله تجدیدنظر نیز مستندات ارائه شده از سوی وکیل انتخابی شکوهیان مورد توجه قرار نگرفته است.
کمپین حقوق بشر ایران افزود شکوهیان کارگر بازار گل «امام رضا» در تهران و تنها نانآور خانواده است و مسئولیت مراقبت از مادر ۸۰ ساله و برادر معلول ۵۵ سالهاش را بر عهده دارد.
بازداشت شکوهیان طی بیش از شش ماه گذشته، فشارهای شدید معیشتی بر خانواده او وارد آورده است.
صدور حکم اعدام برای شکوهیان علاوه بر افزایش نگرانیها درباره نقض اصول دادرسی عادلانه و حقوق اساسی او، آینده خانوادهاش را نیز با ابهام جدی روبهرو کرده است.
کنشگران بر این باورند که جمهوری اسلامی بهویژه در پی تشدید تنشهای نظامی قصد دارد با ایجاد فضای رعب و وحشت، مانع از فوران دوباره خشم عمومی علیه بحرانهای فزاینده معیشتی و سیاسی شود.
سازمان حقوق بشر ایران ۳۰ تیر گزارش داد شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز مجتبی دهبندی و کیانوش همزهای کازرونی، زندانیان سیاسی، را بهدلیل کمکرسانی به معترضان مجروح در جریان انقلاب ملی به اعدام محکوم کرده است.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، ۱۸ تیر با ابراز نگرانی از آغاز مجدد درگیریها میان تهران و واشینگتن اعلام کرد مردم ایران بار دیگر میان حملات خارجی و سرکوب جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در واکنش به تهدیدهای اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد سیاست دولت دونالد ترامپ در برابر اقدامات بیثباتکننده تهران، «سر در برابر چشم» است و حکومت ایران «بهای سنگینی» برای حملات خود خواهد پرداخت.
روبیو پنجشنبه اول مرداد در گفتوگو با خبرنگاران در حاشیه نشست آسهآن در مانیل، پایتخت فیلیپین، گفت: «ایران بهطور مستقیم و غیرمستقیم به ما التماس میکند: بیایید توافق کنیم، بیایید مذاکره کنیم.»
او افزود هر بار که تهران و واشینگتن بر سر برقراری آتشبس به توافق میرسند، «افرادی که قدرت را در ایران در دست دارند، یا آن را نقض میکنند یا میخواهند تغییرش دهند».
او هشدار داد: «آنها همچنان بهای این کار را خواهند پرداخت و هر شب بهایی که میپردازند، بیشتر و بیشتر و بیشتر خواهد شد.»
۳۱ تیر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، ایالات متحده را به «پاسخ قدرتمند و قاطع» تهدید کرد و گفت «دکترین دفاعی» حکومت ایران بر مبنای «چشم در برابر چشم» تعریف شده است.
عراقچی افزود هر فرد یا طرفی که به هر شکل در کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی مشارکت یا از آن حمایت کند، از سوی تهران «هدف مشروع» تلقی خواهد شد.
در روزهای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز به تشدید درگیریها در منطقه انجامیده است.
ترامپ ۳۱ تیر در پیامی در تروث سوشال هشدار داد پاسخ هر حمله جمهوری اسلامی به شناورها در تنگه هرمز، نابودی یک پل یا نیروگاه در ایران خواهد بود.
روبیو: تهران آماده توافق نیست
وزیر خارجه آمریکا در ادامه اظهارات خود در مانیل اعلام کرد با توجه به رویکرد جمهوری اسلامی، نشانهای از پیشرفت در مذاکرات تهران و واشینگتن دیده نمیشود.
روبیو گفت: «در حال حاضر، [مقامهای حکومت ایران] ظاهرا هنوز سر عقل نیامدهاند و به همین دلیل، رییسجمهور [ترامپ] در این مقطع فایده چندانی در پاسخ دادن به پیشنهادهای آنها نمیبیند.»
او اضافه کرد: «صادقانه بگویم، ایران بهطرز واضحی آماده توافق نیست؛ دستکم نه توافقی که حاضر باشد به آن پایبند بماند.»
۳۱ تیر، پایگاه خبری ارمنیوز به نقل از منابع آگاه نوشت واشینگتن هرگونه آتشبس با تهران را به دستیابی به تفاهمی جدید درباره تنگه هرمز مشروط کرده است؛ چارچوبی که با کاهش توانمندیهای تهاجمی سپاه پاسداران در اطراف این آبراه راهبردی، «بیطرفسازی نظامی» آن را تضمین کند.
بر اساس این گزارش، آمریکا به پاکستان بهعنوان یکی از میانجیها اطلاع داده است تا پیش از شکلگیری چارچوبی جدید برای مذاکره با تهران، با ورود به مرحله آتشبس موافقت نخواهد کرد.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
سیانان اول مرداد گزارش داد تهدید حوثیها به گشودن جبههای جدید از درگیریها در خاورمیانه، بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار داد و قیمت هر بشکه نفت را تا نزدیکی ۹۸ دلار بالا برد.
بهای نفت خام برنت، شاخص جهانی نفت، در معاملات صبح به وقت شرق آمریکا ۳.۹ درصد رشد کرد. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت، شاخص نفت آمریکا، نیز با افزایش ۲.۹ درصدی به ۸۹ دلار در هر بشکه رسید.
هر دو شاخص، بالاترین سطح خود را از اواسط خردادماه ثبت کردند.
همزمان با افزایش گرد و غبار در جنوب شرق ایران و نیز انباشت آلایندههای صنعتی در مناطق مرکزی و جنوبی کشور، کیفیت هوا در اهواز، زابل، زاهدان و دهها شهر دیگر به وضعیت «خطرناک» و چندین شهر از جمله اصفهان، کرج و گچساران، به شرایط «ناسالم» رسید.
دادههای پایش کیفی هوا پنجشنبه اول مرداد نشان میدهد با تداوم شرایط در مناطق مستعد، آلودگی در بخشهایی از ایران همچنان ادامه دارد.
۳۱ تیر نیز شهروندان مناطقی از کشور یکی از آلودهترین روزهای سال را تجربه کردند.
گسترش سراسری بحران در شهرهای کشور
بر اساس دادههای سامانه پایش کیفی هوای کشور، کیفیت هوا در روزهای اخیر با افتی چشمگیر روبهرو شده و در این میان، شهرهای زابل، زاهدان، زهک و نیمروز در استان سیستان و بلوچستان به همراه اهواز در استان خوزستان، با استمرار طوفان گرد و غبار و ثبت شاخصهای خطرناک، در صدر آلودهترین مناطق ایران قرار گرفتند.
این وضعیت در حالی سلامت شهروندان را هدف قرار داده است که آمارهای رسمی، ابعاد مرگبار آن را آشکار میکند.
علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ نفر در کشور بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند.
او تاکید کرد که آلایندهها به یکی از مهمترین تهدیدهای سلامت عمومی تبدیل شده و مرگهای منتسب به آن، رقمی بالغ بر ۱۷.۲ میلیارد دلار زیان اقتصادی به کشور وارد کرده است؛ عوارضی که عمدتا ناشی از بیماریهای قلبی، ریوی، سرطان ریه و سکته مغزی بوده است.
۳۱ تیر، یاسوج با شاخص ۲۴۹ و مناطق ویژه اقتصادی پارس دو و یک در استان بوشهر به ترتیب با شاخصهای ۲۳۸ و ۲۱۷ در وضعیت «بسیار ناسالم» ثبت شدند و پس از آن، ۲۲ شهر و منطقه در هشت استان کشور، شاخص بالاتر از ۱۵۰ را ثبت کرده و در محدوده «ناسالم برای همه گروههای سنی» قرار گرفتند.
شاخص کیفیت هوا پنج دسته اصلی دارد که بر اساس آن، از عدد صفر تا ۵۰، هوای پاک، از ۵۰ تا ۱۰۰، هوای سالم، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰، هوای ناسالم برای گروههای حساس، از ۱۵۱ تا ۲۰۰، هوای ناسالم (برای همه)، از ۲۰۱ تا ۳۰۰ بسیار ناسالم و از ۳۰۱ تا ۵۰۰، شرایط کیفی هوا خطرناک محسوب میشود.
تهران نیز با افزایش غلظت آلایندهها و قرار گرفتن چند منطقه به همراه قرچک در وضعیت قرمز، روزی ناسالم را برای گروههای حساس گذراند؛ در حالی که شهرهایی چون نیکشهر و ماکو به عنوان پاکترین نقاط کشور ثبت شدند.
۳۰ تیر نیز وضعیت هوا در اراک در شرایط قرمز و ناسالم برای تمام ردههای سنی قرار گرفت و بر اساس دادههای پایش کیفیت هوا، وجود ترکیبی از ذرات معلق و گاز اُزُن در آسمان این شهر به ثبت رسید.
توجیه مسئولان در سایه تداوم بحران سلامت
با وجود ابعاد سنگین تلفات انسانی و خسارتهای جبرانناپذیر آلودگی هوا، واکنش نهادهای متولی در جمهوری اسلامی به این وضعیت، با انفعال و عادیسازی همراه بوده است.
در پی تداوم این بحرانها و تعطیلیهای پیدرپی در سالهای گذشته، عباس شاهسونی، رییس گروه سلامت هوا در وزارت بهداشت، در اظهار نظری، آلودگی هوا را «موضوعی قدیمی» خواند که به گفته او فقط به ایران محدود نمیشود و «به زمان کشف آتش برمیگردد».
این در حالی است که محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، ۳۱ تیر با اشاره به نگرانی شهروندان از مازوتسوزی اعلام کرد این روزها شرایط آلودگی هوا و آثار آن بر سلامت مردم «بسیار نگرانکننده شده» است.
او گفت: «در کلانشهرهای کشور علاوه بر ریزگردها و ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون که بخشی از آن منشا داخلی دارد و بخشی نیز از کشورهای همسایه وارد میشود، با افزایش آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد و اُزن نیز مواجه هستیم که تاثیرات جدی بر سلامت شهروندان دارد.»
یک تحلیلگر حوزه انرژی، در تحلیلی برای خبرگزاری رویترز نوشت گسترش دامنه جنگ ایران به دریای سرخ، بازار نفت را با تهدیدی تازه و جدی روبهرو کرده است؛ تحولی که روند شکننده بازگشت جریان انرژی به بازارهای جهانی را مختل میکند و میتواند اقتصاد جهان را بیش از پیش تحت تاثیر قرار دهد.
شبهنظامیان حوثی مورد حمایت جمهوری اسلامی ۲۹ تیر اعلام کردند از تردد کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی که قصد عبور از تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی دریای سرخ را دارند، جلوگیری خواهند کرد.
ران بوسو پنجشنبه اول مرداد هشدار داد این اقدام میتواند جریان جهانی نفت را که پیشتر بهدنبال بسته شدن مجدد تنگه هرمز مختل شده بود، با مشکلات جدیتری روبهرو کند.
پس از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و مسدود شدن بخش عمده تنگه هرمز، پایانه صادراتی ینبع در ساحل غربی عربستان سعودی به مسیر اصلی صادرات نفت خام این کشور تبدیل شد.
انتقال نفت از ینبع به آسیا، مهمترین بازار صادراتی ریاض، به عبور از تنگه بابالمندب وابسته است.
عربستان سعودی از ماه مارس تاکنون روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت از سواحل غربی خود صادر کرده که بیش از دو برابر سطح پیش از جنگ است.
بر اساس دادههای شرکت تحلیل داده «کپلر»، حدود چهارپنجم این محمولهها از تنگه بابالمندب عبور کردهاند.
اما مسیری که در ابتدا راهکاری موفق برای دور زدن بحران تنگه هرمز به نظر میرسید، اکنون خود در معرض تهدید قرار گرفته است.
تنگه بابالمندب محل عبور حدود ۱۲ درصد از تجارت جهانی است. این گذرگاه در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عربستان قرار دارد و برای کشتیهایی که از طریق دریای سرخ به سوی کانال سوئز حرکت میکنند، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
بوسو نوشت تهدید حوثیها بار دیگر مسیرهای تجارت جهانی نفت را با تغییرات گسترده مواجه کرده است.
بسیاری از نفتکشهای حامل نفت خام عربستان سعودی به مقصد آسیا اکنون از عبور از تنگه بابالمندب اجتناب میکنند و در عوض، پس از عبور از کانال سوئز و ورود به دریای مدیترانه، با دور زدن قاره آفریقا راهی مقصد میشوند.
پیچیدگیهای لجستیکی به همینجا ختم نمیشود. بزرگترین نفتکشهای حامل نفت خام بهدلیل محدودیت عمق کانال سوئز نمیتوانند با محموله کامل از این آبراه عبور کنند.
این نفتکشها ناچارند ابتدا بخشی از محموله خود را به خط لولهای در جنوب کانال انتقال دهند و سپس در نزدیکی اسکندریه، دوباره نفت خام را بارگیری کنند و مسیر خود را ادامه دهند.
در مجموع، پرهیز از عبور از بابالمندب دستکم چهار هفته به زمان معمول سفر نفتکشها اضافه میکند و مدت سفر دریایی را بیش از دو برابر افزایش میدهد.
تغییر مسیر کشتیها همچنین هزینههای حملونقل و بیمه را بهشدت بالا میبرد.
به نوشته بوسو، اختلال در تحویل نفت خام ضربه سنگینی به صنعت پالایش جهانی وارد میکند؛ بخشی که اکنون به یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر نظام انرژی جهان تبدیل شده است.
تولید پالایشگاههای آسیا در جریان بحران اخیر بهشدت کاهش یافت و تنها پس از افزایش صادرات نفت خام کشورهای خلیج فارس در پی امضای تفاهمنامه ناکام آتشبس میان تهران و واشینگتن در خردادماه، روند بهبود فعالیتهای آنها آغاز شده بود.
پالایشگاههای چین در ماه ژوئن میزان فرآورش نفت خام را نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۱۸ درصد کاهش دادند و تولید خود را به پایینترین سطح از نخستین ماههای همهگیری کرونا در مارس ۲۰۲۰ رساندند.
چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، برای حفظ ذخایر و کاهش آسیبپذیری در برابر جهش قیمت انرژی، واردات نفت خام و صادرات سوخت را بهشدت کاهش داده است.
اکنون با اختلال دوباره در عرضه و افزایش قیمت نفت به بیش از ۹۰ دلار در هر بشکه، بالاترین سطح در بیش از یک ماه گذشته، روند نوپای بهبود فعالیت پالایشگاههای چین نیز ممکن است متوقف شود.
جنگ اوکراین نیز فشار مضاعفی بر بازار جهانی وارد کرده است. حملات پهپادی مداوم اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه در ماههای اخیر، فعالیت پالایشگاههای این کشور را بهشدت محدود کرده و مسکو را به ممنوعیت صادرات گازوئیل واداشته؛ اقدامی که یکی دیگر از منابع مهم عرضه را از بازار جهانی حذف کرده است.
محدودیت ظرفیت پالایش موجب شده فشار بر بازار سوخت بهمراتب شدیدتر از بازار نفت خام باشد.
از آغاز جنگ ایران، قیمت شاخص گازوئیل در اروپا و بنزین در آمریکا حدود ۶۵ درصد افزایش یافته است، در حالی که قیمت نفت خام برنت در همین مدت حدود ۳۰ درصد رشد کرده است.
بوسو افزود افزایش شدید قیمت سوخت بهطور فزایندهای الگوی مصرف را تحت تاثیر قرار داده است.
بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای جهانی نفت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، نزدیک به پنج درصد کاهش یافت و به ۹۹.۱ میلیون بشکه در روز رسید. این افت عمدتا در آسیا و اروپا متمرکز بود.
طبق ارزیابی این نهاد، مصرف گازوئیل در چین در ماه مه نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. تقاضای بنزین نیز پنج درصد و مصرف خوراک صنایع پتروشیمی ۱۷ درصد افت کرد.
در اروپا نیز دادههای اولیه آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد مصرف گازوئیل در ماه مه با افت ۵.۷ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل، به ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسید.
کاهش مصرف سوخت معمولا نشانهای از افت فعالیتهای اقتصادی است. اگرچه اقتصادها در بلندمدت میتوانند به منابع جایگزین انرژی روی بیاورند، واکنش فوری به جهش قیمت سوخت معمولا «تخریب تقاضا» است؛ وضعیتی که در آن قیمتهای بالا، مصرفکنندگان و کسبوکارها را به کاهش مصرف وادار میکند.
ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، در مصاحبه با رویترز گفت جنگ ایران ممکن است رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را به ۱.۳ درصد کاهش دهد؛ در حالی که این رقم سال گذشته ۲.۹ درصد بود.
در کوتاهمدت، راههایی برای کاهش بخشی از این فشار وجود دارد. برای نمونه، به نظر میرسد هند در حال افزایش میزان پالایش نفت خام روسیه است.
با این حال، هرچه مسیرهای بیشتری برای انتقال نفت مسدود شوند، محمولههای بیشتری به ناچار به تغییر مسیر روی آورند و اختلالها مدت طولانیتری ادامه یابند، پیامدهای اقتصادی نیز شدیدتر خواهد شد.
کاهش مستمر ذخایر جهانی نفت تهدید دیگری برای اقتصاد جهان به شمار میرود.
ذخایر راهبردی و تجاری در مراحل اولیه جنگ ایران به جبران افت ناگهانی عرضه نفت خاورمیانه کمک کردند، اما این ذخایر در پی ماهها اختلال بهطور پیوسته کاهش یافتهاند.
در نتیجه، جهان اکنون در مقایسه با آغاز جنگ، ظرفیت بسیار محدودتری برای مقابله با شوکهای تازه در بازار انرژی دارد.
بوسو افزود تشدید اخیر تنشها در دریای سرخ بسیار فراتر از یک اختلال دیگر در کشتیرانی است. این رویداد تنها مسیر جایگزین عملی که پس از مسدود شدن تنگه هرمز امکان ادامه انتقال نفت خاورمیانه را فراهم آورده بود، تهدید میکند و شکنندگی روند بهبود بازار را آشکارتر میسازد.
بازار نفت طی ماههای گذشته توانسته بود خود را با مجموعهای از شوکهای ژئوپولیتیکی تطبیق دهد، اما اختلال همزمان در تنگه هرمز و بابالمندب میتواند ظرفیت بازار برای سازگاری را به مرز نهایی برساند.