بهنوشته او این پایگاهها میراثی از تصمیمات گذشته درباره استقرار نیروها در زمانی هستند که ارتش آمریکا با دشمنانی بهمراتب کمتوانتر روبهرو بود. اکنون که جنگ این آسیبپذیری را آشکار کرده، استدلالها برای انتقال نیروهای آمریکایی به نقاطی دورتر از برد موشکی و پهپادی حکومت ایران در حال تقویت شدن است.
الیوت آبرامز در مقالهای که در سایت اندیشکده شورای روابط خارجی منتشر شده، نوشته است درگیری میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی، جنبهای از سیاست آمریکا را آشکار کرده که تا پیش از امسال توجه چندانی به آن نمیشد: الگوی استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه.
بهنوشته او، پایگاههای آمریکا در منطقه اکنون به اهداف حملات جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند؛ حملاتی که تاکنون به کشته شدن دستکم ۱۷ نظامی آمریکایی، زخمی شدن حدود ۵۰۰ نفر دیگر و وارد آمدن میلیاردها دلار خسارت به تجهیزات نظامی منجر شده است.
آبرامز در مقاله خود تاکید کرده است که این، در اصل، یک مشکل جغرافیایی است. به بیان ساده، ایالات متحده در سراسر خلیج فارس پایگاههایی دارد که بیش از حد به ایران نزدیک هستند.
بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه، پایگاه هوایی العدید در قطر است؛ جایی که پیش از آغاز جنگ کنونی حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی در آن مستقر بودند. این پایگاه همچنین مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، و محل استقرار مرکز عملیات هوایی مشترک است که تمام عملیات هوایی آمریکا در سراسر خاورمیانه را هدایت میکند.
مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و همچنین فرماندهی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه مرکزی نیز در بحرین قرار دارد.
آمریکا همچنین پایگاههای مهمی در کویت و امارات متحده عربی دارد و در عمان و عربستان سعودی نیز حضور نظامی دارد. تمام این پایگاهها بهراحتی در تیررس حملاتی قرار دارند که از خاک ایران انجام میگیرد.
آبرامز در ادامه نوشته است این الگوی استقرار نیروها زمانی منطقی بود که آمریکا در افغانستان و عراق با گروههای تروریستی میجنگید؛ دشمنانی که توانایی حمله به این پایگاهها را نداشتند.
در سال ۲۰۰۱، زمانی که آمریکا عملیات خود علیه طالبان در افغانستان را آغاز کرد، پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس بسیار کارآمد و تقریباً مصون از حمله بودند. همین وضعیت در جنگ عراق که در سال ۲۰۰۳ آغاز شد نیز برقرار بود؛ هیچیک از دشمنان آمریکا توانایی هدف قرار دادن پایگاههای این کشور با موشک را نداشتند و پهپادها نیز تازه وارد میدان شده بودند و تهدید جدی محسوب نمیشدند.
آبرامز اما تاکید میکند که امروز، در رویارویی با حکومت ایران، همین الگوی استقرار بهشدت آسیبپذیر است.
با توجه به برد موشکها و پهپادهای موجود در زرادخانه جمهوری اسلامی، حتی اگر پایگاههای آمریکا دورتر نیز باشند، همچنان در معرض خطر قرار خواهند داشت، اما دستکم نیروها زمان بیشتری برای پناه گرفتن خواهند داشت.
برای مثال، اردوگاه عریفجان در کویت، که مقر پیشروی نیروهای زمینی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکاست، تنها حدود ۱۰۰ کیلومتر با ایران فاصله دارد.
پایگاه دریایی آمریکا در بحرین حدود ۲۰۶ کیلومتر از ایران و پایگاه العدید نیز تنها حدود ۲۷۴ کیلومتر با ایران فاصله دارد. همه این پایگاهها کاملا در برد موشکهای ایران قرار دارند. برای مقایسه، فاصله ایران تا اسرائیل حدود ۱۷۷۰ کیلومتر است.
بهنوشته الیوت آبرامز، الگوی استقرار پایگاههای آمریکا در خلیج فارس بازتابدهنده چالشهای دوران گذشته است؛ از جمله ضرورت دفاع از متحدان آمریکا در خلیج فارس و سراسر خاورمیانه در برابر اتحاد جماهیر شوروی. شاید این الگو در جنگهای افغانستان و عراق عملکرد مناسبی داشت، اما اکنون به ساختاری منسوخ تبدیل شده که جان نظامیان آمریکایی را به خطر میاندازد؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا بسیاری از نیروها در حال انتقال به نقاطی دورتر از ایران هستند.
اما این نیروها به کجا منتقل شدهاند؟ دهها فروند هواپیمای آمریکایی به فرودگاه بنگوریون و پایگاه هوایی رامون در اسرائیل منتقل شدهاند.
آمریکا همچنین از پایگاههایی در اردن استفاده میکند؛ کشوری که هفته گذشته نیروهای آمریکایی در آن متحمل تلفات شدند و دو نظامی خود را از دست دادند.
ژنرال بازنشسته فرانک مککنزی، فرمانده پیشین سنتکام، معتقد است انتقال نیروها به نقاطی دورتر از ایران و خلیج فارس باید گستردهتر شود.
او اوایل ماه ژوئیه گفت: «هیچ فرد عاقلی هرگز مقر پیشروی فرماندهی مرکزی آمریکا را در فاصله حدود ۱۰۰ مایلی از ایران، یعنی در قطر، مستقر نمیکرد؛ اما اکنون دقیقا همین وضعیت وجود دارد.»
او الگوی کنونی استقرار نیروهای آمریکا را «باقیماندهای تاریخی» توصیف کرد و گفت راهبرد استقرار پایگاههای آمریکا «با واقعیتهای موجود در میدان مطابقت ندارد.»
مککنزی نتیجه گرفت: «ما باید به سمت غرب نگاه کنیم. باید استقرار نیروها در اسرائیل را بررسی کنیم.»
به اعتقاد او، این گزینه هم بهدلیل فاصله بیشتر از ایران و هم به این دلیل مناسبتر است که اسرائیل کمترین محدودیت را برای دسترسی، استقرار نیروها و حقوق عبور هوایی آمریکا ایجاد خواهد کرد.
الیوت آبرامز در ادامه مقاله خود افزوده است که از دیگر گزینههای دورتر از ایران میتوان به غرب عربستان سعودی و مصر اشاره کرد اما هیچیک از این دو کشور سامانههای دفاع هوایی اسرائیل را ندارند و هیچکدام نیز همان میزان آزادی عمل در زمینه دسترسی، استقرار و پرواز را برای آمریکا فراهم نمیکنند.
بهنوشته او با این حال، با توجه به اینکه آمریکا هماکنون در چندین کشور حوزه خلیج فارس پایگاه دارد، بهتر است به جای متمرکز کردن همه توان هوایی خود در یک نقطه، ایجاد پایگاههای جدید در چندین مکان مختلف را بررسی کند.
آبرامز تایید کرده که البته اجرای چنین طرحی آسانتر از مطرح کردن آن است. در حالی که اسرائیل ممکن است از ایجاد یک پایگاه آمریکایی استقبال کند، مصر، عربستان سعودی یا دیگر کشورهای منطقه ممکن است چنین پایگاهی را باری بدانند که آنها را در معرض حملات قرار میدهد یا ابزاری برای افزایش اهرم فشارشان بر آمریکا جهت گرفتن امتیازهای سیاسی، یا در مورد مصر، دریافت کمکهای بیشتر از واشینگتن.
علاوه بر این، احداث پایگاههای جدید بسیار پرهزینه است؛ آن هم در شرایطی که بودجه دفاعی آمریکا از هماکنون نیز تحت فشار زیادی قرار دارد.
قطر در سال ۱۹۹۶ برای ساخت پایگاه العدید بین یک تا دو میلیارد دلار هزینه کرد و از آن زمان تاکنون نیز بیش از شش میلیارد دلار دیگر صرف نگهداری و توسعه آن کرده است.
بیتردید، الگوی جدید استقرار پایگاههای آمریکا موضوع بحثهای گستردهای خواهد بود.
دریادار بازنشسته مارک مونتگمری، از فرماندهان پیشین نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز اظهار داشت که ارتش آمریکا هماکنون نیز بیش از گذشته به پایگاههای جایگزین، بهجای پایگاههایی که بیش از حد به ایران نزدیک هستند، تکیه میکند.
او گفت: «ما دیگر مانند قبل از جنگ به آن پایگاهها متکی نیستیم. فکر میکنم ما این نیروها را جابهجا خواهیم کرد.»
بهنوشته آبرامز اینکه نیروها به کجا منتقل خواهند شد، چه زمانی این انتقال انجام میشود و چه کسی هزینه ایجاد پایگاههای جدید را پرداخت خواهد کرد، پرسشهایی است که بدون تردید هم ارتش آمریکا و هم کنگره در حال بررسی آنها هستند.
الیوت آبرامز در پایان مقاله خود تاکید کرده که کنگره بهکندی تصمیم میگیرد اما در همین فاصله، حملات به پایگاههای فعلی آمریکا ادامه دارد و این انتظار، هزینه سنگینی خواهد داشت. هرچه نیروهای آمریکایی مدت بیشتری در تیررس موشکهای ایران باقی بمانند، هزینهای که ایالات متحده از نظر آمادگی رزمی، قدرت بازدارندگی و جان نظامیان خود خواهد پرداخت، بیشتر خواهد شد.