• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ورود فاز جدید حملات آمریکا به جمهوری اسلامی و خطر قحطی در صورت ادامه تخریب پل‌ها

۲۶ تیر ۱۴۰۵، ۰۸:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

علی شیرازی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت حملات آمریکا به جمهوری اسلامی از بامداد جمعه وارد فاز جدیدی شده است و آمریکا پیش از این اخطار داده بود که اگر تفاهم‌نامه اجرا نشود، پل‌ها و نیروگاه‌ها هدف حمله قرار می‌گیرند.

او افزود در صورت ادامه انهدام پل‌ها، به‌ویژه در جنوب کشور که مبداء انتقال کالا است، خطر قحطی در ایران وجود دارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

انتقاد شدید آلن شیرر از تعویض‌های دفاعی توماس توخل در بازی انگلیس-آرژانتین
۱

انتقاد شدید آلن شیرر از تعویض‌های دفاعی توماس توخل در بازی انگلیس-آرژانتین

۲

درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

۳

تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

۴

گزارش محرمانه نهاد ریاست جمهوری؛ حکومت چگونه قصد دارد خشم بی‌سابقه مردم را مدیریت کند

۵

کریم باقری به بیرانوند: «مجسمه قلعه‌نویی را بساز و بگذار خانه‌ات، حالش را ببر!»

انتخاب سردبیر

  • ۹ پیشمرگه حزب کومله کردستان ایران در حمله موشکی جمهوری اسلامی کشته شدند

    ۹ پیشمرگه حزب کومله کردستان ایران در حمله موشکی جمهوری اسلامی کشته شدند

  • خشم شهروندان از قطع آب و برق و اختلال اینترنت، هم‌زمان با تشدید درگیری‌های نظامی
    روایت شما

    خشم شهروندان از قطع آب و برق و اختلال اینترنت، هم‌زمان با تشدید درگیری‌های نظامی

  • پلیس بریتانیا یک مرد را به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی متهم کرد

    پلیس بریتانیا یک مرد را به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی متهم کرد

  • «جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران
    تحلیل

    «جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران

  • تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

    تلاش سلمان سامانی برای فرار از دیپورت و مخفی کردن هویتش در دادگاه فدرال کانادا

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۶

•
•
•

مطالب بیشتر

تشدید حملات آمریکا؛ فشار نظامی همچنان باعث عقب‌نشینی تهران نشده است

۲۶ تیر ۱۴۰۵، ۰۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دولت آمریکا حملات هوایی به ایران را گسترش داده و از احتمال هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی و مراکز راهبردی سخن گفته است، اما برخی تحلیلگران معتقدند بعید است افزایش فشار نظامی، جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش خواسته‌های واشینگتن کند و ممکن است دامنه جنگ گسترده‌تر شود.

خبرگزاری رویترز در یادداشتی تحلیلی با اشاره به فروپاشی توافق آتش‌بس موقتی که یک ماه پیش به دست آمد، نوشت که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اکنون می‌کوشد تسلط جمهوری اسلامی را بر تنگه هرمز در هم بشکند و تهران را وادار به پذیرش مطالبات خود کند.

در این یادداشت که جمعه ۲۶ تیر منتشر شد، آمده است: «هرچند دو طرف تاکنون از بازگشت به جنگ تمام‌عیار خودداری کرده‌اند، امید به دستیابی سریع به راهی برای خروج از بحران کاهش یافته است. بحرانی که بار دیگر قیمت جهانی نفت را افزایش داده و بازارهای مالی را متلاطم کرده است.»

حملات متقابل، ۲۵ تیر وارد ششمین روز شد. همزمان، تهران نشانه‌هایی به دست داد که در صورت حمله آمریکا به زیرساخت برق ایران، ممکن است از حوثی‌های یمن بخواهد تنگه باب‌المندب، یکی دیگر از گذرگاه‌های مهم انتقال نفت در ورودی دریای سرخ، را ببندند.

  • رویترز: تهران از حوثی‌ها خواسته در صورت حمله آمریکا به شبکه برق، ورودی دریای سرخ را ببندند

    رویترز: تهران از حوثی‌ها خواسته در صورت حمله آمریکا به شبکه برق، ورودی دریای سرخ را ببندند

ترامپ در گفت‌وگو با مشاوران خود و گاه به‌طور علنی، گزینه‌هایی مانند حمله به نیروگاه‌ها و پل‌ها، اعزام نیروی زمینی برای تصرف جزیره خارک و بمباران یک تاسیسات عمیق زیرزمینی مرتبط با برنامه هسته‌ای موسوم به «کوه کلنگ» (کلنگ‌ گزلا) را مطرح کرده است.

برخی از این گزینه‌ها اما به‌دلیل خطرهای شدید و احتمال واکنش منفی در داخل آمریکا و عرصه بین‌المللی، غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسند. ترامپ پیش‌تر نیز تهدیدهای مشابهی مطرح کرده، اما در نهایت از اجرای آن‌ها عقب‌نشینی کرده است.

بیشتر تحلیلگران معتقدند حتی تشدید گسترده حملات آمریکا - جز در قالب تهاجم زمینی «خطرناک و از نظر سیاسی غیرقابل دفاع برای سرنگونی حاکمان ایران» -، بعید است بتواند تهران را بیش از مراحل پیشین جنگ اخیر، به تغییر مسیر وادار کند.

در این مدت، حملات آمریکا و اسرائیل شماری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی را کشته و خسارت سنگینی به توانایی‌های نظامی حکومت ایران وارد کرده است.

جاناتان پانیکوف، مقام پیشین اطلاعاتی آمریکا در امور خاورمیانه و پژوهشگر کنونی شورای آتلانتیک، گفت: «هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم این دور تازه حملات یا هر اقدام دیگری که رییس‌جمهوری آمریکا در نظر دارد، ایرانی‌ها را به تغییر محاسباتشان وادار کند. حتی ممکن است موضع آن‌ها را سخت‌تر کند.»

یک مقام ارشد دولت آمریکا در پاسخ به رویترز گفت اولویت ترامپ همچنان دیپلماسی است، اما «تنها زبانی که ایران می‌فهمد، قدرت نظامی است» و واشینگتن، تهران را به دلیل آنچه او «اقدامات تروریستی» در تنگه هرمز خواند، پاسخگو خواهد کرد.

  •  نیویورک‌تایمز: سکوت پنتاگون درباره جنگ، پرسش‌هایی درباره راهبرد آمریکا ایجاد کرده است

    نیویورک‌تایمز: سکوت پنتاگون درباره جنگ، پرسش‌هایی درباره راهبرد آمریکا ایجاد کرده است

فروپاشی توافق موقت

رویترز نوشت فروپاشی توافق در حالی رخ داده است که ترامپ برای پایان دادن به جنگی زیر فشار است که «هزاران کشته، عمدتا در ایران و لبنان، بر جا گذاشته، به اقتصاد آمریکا آسیب زده و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر، به کاهش محبوبیت او منجر شده» است.

مذاکرات برای تبدیل توافق موقت به صلحی پایدار، متوقف شده؛ هرچند نشانه‌هایی محدود از تحرک دیپلماتیک دیده می‌شود. ترامپ از آنچه آزادی یک شهروند آمریکایی زندانی در ایران خواند استقبال کرد، اما قوه قضاییه جمهوری اسلامی هرگونه آزادی یا مبادله زندانی را رد کرد.

ترامپ ممکن است امیدوار باشد با افزایش بمباران، تهران را بر سر برنامه هسته‌ای به میز مذاکره بازگرداند؛ موضوعی که هدف اصلی جنگ معرفی کرده است. با این حال، ریشه درگیری‌های تازه به برداشت‌های متفاوت دو طرف از مفاد توافق موقت درباره کنترل تنگه هرمز بازمی‌گردد.

  • از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

    از برنامه هسته‌ای تا تنگه هرمز؛ چگونه تهران «بازدارندگی» را به پاشنه آشیل تبدیل می‌کند؟

جمهوری اسلامی در جریان جنگ نشان داد می‌تواند جریان انتقال یک‌پنجم نفت جهان از این گذرگاه را مختل کند. تهران برای خود نقشی در مدیریت آبراه قائل است و احتمال دریافت عوارض یا هزینه عبور را مطرح کرده، اما آمریکا و متحدان او در خلیج فارس، بر بازگشت کشتیرانی آزاد تاکید دارند.

بیشتر کارشناسان نشانه‌ای نمی‌بینند که جمهوری اسلامی آماده دادن امتیازهای مورد نظر ترامپ باشد.

ازسرگیری حملات به کشتی‌ها در روزهای اخیر از سوی ایران که کاخ سفید آن را نقض توافق موقت خواند، واکنش تازه آمریکا، از جمله بازگرداندن محاصره بنادر جنوب ایران را در پی داشت. واشینگتن همچنین معافیتی که امکان فروش بین‌المللی نفت ایران را فراهم می‌کرد، لغو کرد و یکی از دستاوردهای تهران در توافق موقت را از میان برد.

سه مقام آمریکایی به رویترز گفتند موج حملات تازه می‌تواند بخشی از «عملیات آماده‌سازی» باشد. عملیاتی برای نابودی توانایی‌های نظامی ایران پیش از آن که ترامپ درباره اقدامات بزرگ‌تر تصمیم بگیرد.

  •  نیویورک‌تایمز: سکوت پنتاگون درباره جنگ، پرسش‌هایی درباره راهبرد آمریکا ایجاد کرده است

    نیویورک‌تایمز: سکوت پنتاگون درباره جنگ، پرسش‌هایی درباره راهبرد آمریکا ایجاد کرده است

تهدید مسیر دریای سرخ

جمهوری اسلامی در مقابل هشدار داده است در صورت تشدید حملات، تاسیسات غیرنظامی متحدان آمریکا را در خلیج فارس هدف قرار خواهد داد و تاکید کرده است همچنان ذخایر قابل توجهی از موشک و پهپاد در اختیار دارد.

تهران همچنین از حوثی‌های یمن خواسته است در صورت حمله آمریکا به زیرساخت برق ایران، برای بستن مسیر نفتی دریای سرخ آماده باشند.

این تهدید می‌تواند فشار تازه‌ای بر عرضه جهانی انرژی وارد کند؛ به‌ویژه آن که بخشی از محموله‌ها پس از اختلال در تنگه هرمز، به این مسیر منتقل شده‌اند.

مارک دوبوویتز، رییس بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در واشینگتن، معتقد است تهران از سر استیصال از «کارت هرمز» استفاده می‌کند و چنین اقداماتی، تلاش جهانی را برای ایجاد خطوط لوله و مسیرهای دریایی تازه، سرعت خواهد بخشید.

برخی تحلیلگران باور دارند ترامپ که در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود از مداخلات خارجی پرهیز کند و بر مشکلات اقتصادی آمریکایی‌ها تمرکز داشته باشد، جنگ را بدون توضیح روشن درباره دلایل آن و بدون راهبرد مشخصی برای خروج، آغاز کرد.

با این حال، مقام ارشد دولت آمریکا تاکید کرد فشار نظامی و اقتصادی واشینگتن بود که جمهوری اسلامی را به مذاکره و امضای یک تفاهم‌‌نامه وادار کرد.

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر امور ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و افسر پیشین اطلاعات نظامی این کشور، گفت فارغ از میزان فشار و تهدیدهای تازه آمریکا، بعید است رهبران جمهوری اسلامی تسلیم شوند.

او افزود: «اگر ترامپ به گسترش فهرست اهداف ادامه دهد، تهران نیز احتمالا به همان شکل پاسخ خواهد داد.»

بیژن کیان: آمریکا به دنبال محدود کردن توان آتش جمهوری اسلامی از خشکی به دریاست

۲۶ تیر ۱۴۰۵، ۰۷:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

بیژن کیان، کارشناس امنیت ملی، با اشاره به اظهارات ترامپ درباره دستیابی به دستاوردهای بزرگ در ایران گفت آمریکا در پی محدود کردن توان هدایت آتش از خاک ایران به دریاست.

او افزود فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی هنگام محاصره نظامی وظیفه دارند سربازان را مرخص کنند تا جان آن‌ها حفظ شود.

ونس؛ از دفاع از مذاکره با ایران تا رقابت برای کاخ سفید

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۰:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

جی‌دی ونس گفت دیپلماسی با ایران ادامه دارد، اما کارزاری با حمایت مالی خارجی برای شکست مذاکرات با تهران شکل گرفته است. او تاکید کرد هدف واشینگتن، توافق با ایران برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای و تضمین جریان آزاد نفت و گاز است.

آرش آرامش، حقوقدان و کارشناس امنیت ملی، می‌گوید بخش مهمی از این مواضع را باید در چارچوب رقابت‌های انتخاباتی آینده ونس تحلیل کرد. به گفته او، ونس به جریان راست افراطی نزدیک است؛ جریانی که اولویت را به مسائل داخلی آمریکا می‌دهد و با پرداخت هزینه‌های سنگین در بحران‌های خارجی مخالف است.

«جنوب را به لهجه و موسیقی تقلیل ندهید»؛ جدال بر سر حمایت از مردم جنوب ایران

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%

حملات اخیر به جنوب ایران، علاوه بر نگرانی درباره جان غیرنظامیان، جدالی را درباره زبان روایت جنگ و دیده نشدن تاریخی شهرهای جنوبی به راه انداخت.

برخی می‌گویند نمی‌توان بمب و موشک را «پرتابه» نامید و رنج جنوب را با موسیقی، لهجه و تصاویر نخل خلاصه کرد؛ منطقه‌ای که آثار جنگ هشت‌ساله و بازسازی ناتمام هنوز در آن باقی است.

حملات اخیر به شهرها و تاسیسات جنوب ایران، علاوه بر ایجاد نگرانی درباره امنیت غیرنظامیان، بحث گسترده‌ای را درباره نحوه روایت جنگ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت؛ بحثی که خیلی زود از حملات جاری فراتر رفت و به حافظه جنگ ایران و عراق، شکاف میان مرکز و مناطق مرزی و سال‌ها دیده نشدن مطالبات مردم جنوب رسید.

یکی از نخستین محورهای این بحث، استفاده برخی رسانه‌های حکومتی از واژه «پرتابه» برای توصیف آنچه به مناطق جنوبی اصابت کرده، بود؛ واژه‌ای فنی و خنثی که منتقدان آن را نوعی فاصله‌گذاری زبانی با واقعیت جنگ دانستند.

در شبکه‌های اجتماعی، کاربران نوشتند برای کسی که صدای انفجار را شنیده، خانه‌اش آسیب دیده یا جان نزدیکانش در خطر قرار گرفته، تفاوتی ندارد که رسانه آنچه را فرود آمده «پرتابه»، «بمب» یا «موشک» بنامد.

  • درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

    درخواست مردم از حامیان حکومت برای رفتن به جنوب ایران هم‌زمان با حملات تازه آمریکا

به باور آنان، تغییر واژه نمی‌تواند خشونت جنگ را کاهش دهد، اما ممکن است آن را در زبان رسمی کوچک‌تر، کنترل‌شده‌تر و دورتر از تجربه واقعی مردم نشان دهد.

برخی نیز تاکید کردند واژه «پرتابه» به خودی خود نادرست نیست، اما در شرایطی که نوع سلاح و پیامد حمله روشن است، استفاده مکرر از آن می‌تواند به مبهم کردن واقعیت کمک کند؛ واقعیتی که برای ساکنان مناطق هدف، نه یک اصطلاح نظامی، بلکه صدای انفجار، اضطراب، ترک خانه و نگرانی برای جان اعضای خانواده است.

حافظه‌ای که با صدای انفجار بازگشت

حملات تازه برای بسیاری از ساکنان جنوب، تنها یک رویداد نظامی جدید نیست. خوزستان و بخش‌هایی از مناطق جنوبی و غربی ایران هنوز حافظه زنده جنگ هشت‌ساله را با خود حمل می‌کنند؛ حافظه بمباران، آوارگی، محاصره، مین، از دست رفتن خانه‌ها و شهری که پیش چشم ساکنانش ویران شد.

در همین فضا، جمله‌ای که سال‌هاست به تجربه جنگ ایران و عراق نسبت داده می‌شود، بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد: «تا جنگ به تهران نرسد، کسی نگران نمی‌شود.»

منشاء دقیق این جمله روشن نیست، اما بازنشر گسترده آن، احساس تاریخی بخشی از مردم مناطق مرزی را بازتاب می‌دهد؛ اینکه رنج شهرهای جنوبی و غربی زمانی به مساله‌ای ملی تبدیل می‌شود که دامنه جنگ به پایتخت و مناطق مرکزی نزدیک شود.

در سال‌های نخست جنگ ایران و عراق، آبادان در محاصره قرار گرفت، خرمشهر اشغال و بخش بزرگی از آن ویران شد و شهرهای متعددی در خوزستان و مناطق مرزی زیر حملات مداوم قرار گرفتند. صدها هزار نفر خانه‌های خود را ترک کردند و بسیاری، حتی پس از پایان جنگ، هرگز به محل زندگی پیشین بازنگشتند.

  •  آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

    آمریکا اهداف نظامی جمهوری اسلامی را در چند استان هدف گرفت

آبادان و خرمشهر از سال‌ها قبل از مهم‌ترین مراکز اقتصادی، صنعتی و فرهنگی جنوب ایران بودند. آبادان با پالایشگاه، بندر، سینماها، باشگاه‌ها و جمعیتی متنوع، یکی از شهرهای مدرن ایران به شمار می‌رفت. خرمشهر نیز با بندر پررونق و نقش خود در تجارت، جایگاهی مهم در اقتصاد منطقه داشت.

جنگ بخش بزرگی از این زیرساخت‌ها و نظم اجتماعی را از میان برد و این شهرها هیچ‌گاه به رونق، جمعیت، فرصت‌های اقتصادی و جایگاه پیش از جنگ بازنگشتند.

مهاجرت گسترده، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت‌ها، بیکاری و ضعف خدمات عمومی، آثار جنگ را برای دهه‌ها در منطقه حفظ کرد. برای نسلی از مردم جنوب، جنگ نه یک فصل بسته‌شده در کتاب تاریخ، بلکه نقطه آغاز دوره‌ای طولانی از عقب‌ماندگی و بازسازی ناتمام است.

به همین دلیل، شماری از کاربران در واکنش به حملات اخیر نوشتند جنوب تنها امروز هدف قرار نگرفته است؛ این منطقه هنوز هزینه جنگی را می‌دهد که بیش از سه دهه از پایان آن گذشته است.

«جنوب را لوث نکنید»

در کنار بحث درباره زبان جنگ، موجی از پیام‌های حمایتی نیز در فضای مجازی منتشر شد. بسیاری با انتشار تصاویر نخل و دریا، موسیقی‌های محلی، جمله‌هایی با لهجه جنوبی و پیام‌هایی درباره همبستگی ملی، نگرانی خود را برای مردم مناطق هدف بیان کردند.

این واکنش‌ها از سوی گروهی نشانه همدلی و توجه عمومی تلقی شد. با این حال، بخشی از شهروندان و فعالان جنوبی به شکل این حمایت‌ها اعتراض کردند و خواستند جنوب به مجموعه‌ای از نمادهای احساسی و فرهنگی تقلیل داده نشود.

منتقدان نوشتند نمی‌توان با تقلید لهجه، پخش یک قطعه موسیقی بندری یا انتشار تصویر نخل، ادعا کرد صدای مردم جنوب شنیده شده است.

از نگاه آنان، چنین واکنش‌هایی ممکن است با نیت همدلی منتشر شوند، اما در مواردی رنج واقعی مردم را به محتوایی سانتی‌مانتال و زودگذر تبدیل می‌کنند.

آنها تاکید کردند موسیقی، گویش، نخل، دریا و مهمان‌نوازی بخشی از هویت فرهنگی جنوب است، اما تمام واقعیت آن نیست. وقتی این عناصر جای فقر، آلودگی، بیکاری، تبعیض، بحران آب و مطالبات انباشته شهروندان را بگیرند، تصویری تزئینی و بی‌خطر از منطقه ساخته می‌شود.

این انتقاد الزاما رد همدلی نیست. پرسش اصلی منتقدان این است که آیا توجه به جنوب پس از پایان موج خبری نیز ادامه پیدا خواهد کرد یا مانند بحران‌های پیشین، با خاموش شدن صدای انفجار، این منطقه دوباره از دستور کار افکار عمومی کنار خواهد رفت.

  • خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

    خوزستان، کرمان و هرمزگان در صدر شاخص فلاکت در ایران

ثروتی که به توسعه نرسید

جنوب ایران بخش بزرگی از منابع نفت و گاز، صنایع پتروشیمی، بنادر و مسیرهای اصلی تجارت دریایی کشور را در خود جای داده است. با این حال، نزدیکی به این منابع عظیم اقتصادی، همواره به بهبود کیفیت زندگی ساکنان منطقه منجر نشده است.

خوزستان، با وجود نقشی تعیین‌کننده در تولید نفت و انرژی، سال‌هاست با بحران آب، گردوغبار، آلودگی صنایع، بیکاری، حاشیه‌نشینی و فرسودگی زیرساخت‌ها روبه‌رو است. اعتراض‌های مربوط به آب، معیشت و وضعیت محیط زیست نیز بارها با برخوردهای امنیتی مواجه شده‌اند.

در بوشهر و عسلویه، صنایع عظیم نفت و گاز در کنار شهرها و روستاهایی قرار گرفته‌اند که ساکنانشان از آلودگی هوا، کمبود امکانات درمانی و سهم محدود نیروهای بومی از فرصت‌های شغلی سخن می‌گویند.

هرمزگان نیز با وجود بنادر مهم، پالایشگاه‌ها، جزایر راهبردی و جایگاه تعیین‌کننده در تجارت، با شکاف اقتصادی، کمبود زیرساخت‌های درمانی و آموزشی و محرومیت در برخی مناطق روستایی مواجه است.

در جنوب‌شرق ایران نیز مشکلاتی مانند فقر، کمبود آب، ضعف راه‌ها و خدمات عمومی، بازماندن کودکان از تحصیل و ناامنی اقتصادی، سال‌هاست بخشی از زندگی روزمره شهروندان است.

به همین دلیل، برای بسیاری، حملات اخیر تنها یک بحران نظامی نیست. این حملات بر منطقه‌ای رخ داده است که پیش‌تر نیز هزینه جنگ، استخراج منابع، توسعه نامتوازن و بی‌توجهی سیاسی را پرداخته است.

  • بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

    بندر رجایی؛ از پهلوگیری کشتی‌‌های مشکوک به حمل سوخت موشک تا انفجار مرگبار

جنوب فقط هنگام بحران دیده می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های مطرح‌شده در شبکه‌های اجتماعی این بود که چرا جنوب ایران اغلب در زمان جنگ، سیل، اعتراض، آلودگی یا حادثه به مرکز توجه می‌رسد و پس از فروکش کردن بحران دوباره به حاشیه بازمی‌گردد.

منتقدان می‌پرسند کسانی که امروز از مردم جنوب حمایت می‌کنند، آیا فردا نیز درباره آب سالم در خوزستان، اشتغال نیروهای بومی در بوشهر، آلودگی عسلویه، زیرساخت‌های درمانی هرمزگان و بازسازی ناتمام آبادان و خرمشهر سخن خواهند گفت؟

آیا رسانه‌ها پس از پایان حملات نیز زندگی روزمره مردم، مشکلات شهری، مهاجرت، فرسودگی و مطالبات اقتصادی و اجتماعی این مناطق را دنبال خواهند کرد؟

موج پیام‌های حمایتی در روزهای اخیر نشان داد حمله به جنوب می‌تواند احساس همبستگی ایجاد کند. اما واکنش‌های انتقادی نیز یادآور شد همبستگی زمانی معنا پیدا می‌کند که فقط به لحظه بحران محدود نماند.

جنوب ایران نه پس‌زمینه یک موسیقی غمگین است، نه لهجه‌ای برای چند جمله احساسی و نه تصویری از نخل‌هایی که تنها هنگام جنگ دیده می‌شوند.

این منطقه جامعه‌ای متکثر با تاریخ، فرهنگ، منابع عظیم و مطالباتی انباشته است؛ منطقه‌ای که شهرهایش در جنگ ویران شدند، بخشی از جمعیتش آواره شد و برخی از مهم‌ترین مراکز شهری آن، با وجود گذشت دهه‌ها، هنوز به جایگاه پیشین خود بازنگشته‌اند.

حملات اخیر شاید بار دیگر نگاه‌ها را به جنوب برگردانده باشد، اما پرسش اصلی پس از پایان بحران باقی خواهد ماند: آیا این بار، جنوب و توجه به جنوب از صدای انفجارها بیشتر دوام خواهد آورد؟

فسادی که دیده می‌شد اما سیستمی نبود

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱۵:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
فریبرز کلانتری
100%

اگر بخواهیم گفتمان علی خامنه‌ای درباره فساد اقتصادی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این دقیق‌ترین توصیف باشد: او فساد را در همه‌جا می‌دید، جز در جایی که به ساختار قدرت می‌رسید.

این گزاره در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی سال‌هاست می‌گویند خامنه‌ای وجود فساد را انکار می‌کرد. اما بررسی سخنان او در بیش از سه دهه، پیکره‌ای از ۱۳۷ سخنرانی و بیانیه منتشرشده در پایگاه رسمی او، نشان می‌دهد ماجرا پیچیده‌تر است. خامنه‌ای نه‌تنها فساد را انکار نمی‌کرد، بلکه شاید کمتر مقام سیاسی در جمهوری اسلامی به اندازه او درباره فساد سخن گفته باشد.

او بارها از موریانه‌ای حرف زد که پایه‌های نظام را می‌خورد. از سرطانی گفت که اگر درمان نشود بدن را از پا درمی‌آورد. از اژدهای هفت‌سری نام برد که با قطع یک سر، چند سر دیگر رشد می‌کنند. از گلوگاه‌های فساد، مجاری فساد و بسترهای فساد صحبت کرد.

همه این تعابیر یک ویژگی مشترک دارند: هیچ‌کدام به چند دزد یا چند مدیر متخلف اشاره نمی‌کنند. همه از پدیده‌ای سخن می‌گویند که در ساختارها، فرایندها و نهادها ریشه دوانده است. «گلوگاه» یعنی یک مسیر تکرارشونده، نه یک فرد. «بستر فساد» یعنی شرایطی که اختلاس را ممکن می‌کند، نه یک اختلاس خاص. «موریانه» و «سرطان» یعنی پدیده‌ای که از درون رشد می‌کند و خود را بازتولید می‌کند. به عبارت دیگر، در زبان خامنه‌ای ردپای روشنی از فهم ساختاری فساد دیده می‌شود.

  • چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

    چهار پروژه‌ خامنه‌ای علیه زنان

اما درست در همین نقطه، تناقض اصلی آغاز می‌شود.

خامنه‌ای در حالی که فساد را با زبان ساختاری توصیف می‌کرد، حاضر نبود نتیجه منطقی همین توصیف را بپذیرد. او در سال ۱۳۹۷ صریحا با تعبیر «فساد سیستمی» مخالفت کرد و گفت برخی افراد از اصطلاحات فرنگی مانند فساد سیستمی استفاده می‌کنند، در حالی که واقعیت این نیست. در همان سخنرانی جمله‌ای گفت که شاید فشرده‌ترین بیان دیدگاه او باشد: «ده فاسد است، نه ده هزار فاسد.»

در واقع او میان دو سطح تمایز قائل می‌شد. می‌پذیرفت که فساد در بانک‌ها هست، در نظام ارزی هست، در گمرک، در قوه قضائیه، در واگذاری‌ها و در دستگاه‌های اجرایی هست. اما نمی‌پذیرفت که از مجموع این موارد بتوان نتیجه گرفت خود نظام سیاسی تولیدکننده فساد است. به زبان ساده، با فساد گلوگاهی موافق بود، با فساد سیستمی مخالف.

این تمایز شاید مهم‌ترین کلید فهم گفتمان ضدفساد جمهوری اسلامی در دوران خامنه‌ای باشد. در این نگاه، فساد همیشه وجود دارد، اما همیشه جایی خارج از مرکز است: گاهی در مدیران ضعیف، گاهی در شبکه‌های رانت‌خوار، گاهی در مجریان قانون. اما هرگز به خود معماری قدرت نمی‌رسد.

چرا مبارزه، اما فقط تا یک مرز؟

اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود: اگر فساد در بانک، ارز، گمرک، واگذاری‌ها، دستگاه اجرایی، دستگاه قضایی و شبکه‌های اقتصادی وجود دارد، چرا نباید آن را مساله‌ای ساختاری دانست؟

  • از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

    از عکس پاره‌شده ۷۸ تا تابوت‌گردانی ۱۴۰۵؛ ۱۸ تیر و پایان خامنه‌ای

پاسخ را باید در مساله مشروعیت جست‌وجو کرد و این پرمخاطره‌ترین بخش ماجرا برای گفتمان رسمی است.

در سخنان خامنه‌ای، فساد صرفا یک تخلف مالی نیست؛ تهدیدی علیه اعتماد عمومی و مشروعیت سیاسی است.

او بارها گفته بود مشروعیت مسئولان به مبارزه با فساد گره خورده است، و در بیانیه «گام دوم انقلاب» (بهمن ۱۳۹۷) تصریح کرد فساد می‌تواند مشروعیت نظام‌ها را از بین ببرد. اما همین پیوند میان فساد و مشروعیت، یک تیغ دولبه است. اگر فساد کوچک و فردی باشد، مبارزه با آن مشروعیت‌آفرین است: نظام سالمی که با چند مفسد برخورد می‌کند. اما اگر فساد سیستمی باشد، خودِ نظام متهم ردیف اول می‌شود.

از اینجا منطق درونی گفتمان روشن می‌شود: فساد باید آن‌قدر بزرگ تصویر شود که مبارزه با آن ضروری و حماسی به نظر برسد، اما نه آن‌قدر بزرگ که موجودیت کل نظام را زیر سوال ببرد.

به همین دلیل فساد «دشمن» معرفی می‌شود، مفسد اقتصادی «دشمن» معرفی می‌شود، قوه قضائیه مامور برخورد می‌شود و دولت موظف به بستن گلوگاه‌ها. اما همه این تلاش‌ها باید در چارچوبی بماند که اصل نظام سیاسی را از دایره اتهام بیرون نگه دارد. مبارزه با فساد، در این معماری گفتمانی، نه راه‌حل فساد بلکه ابزار مدیریت بحران مشروعیت است.

  • جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

    جنگ ۴۰ روزه و حذف معتمدان خامنه‌ای

آنچه گفته نشد

از این منظر، شاید مهم‌ترین نکته درباره گفتمان خامنه‌ای نه آن چیزی باشد که درباره فساد گفته شده، بلکه آن چیزی باشد که گفته نشده است.

در سطح نظری بارها اعلام می‌شود که «هیچ فرد و نهادی مستثنا نیست». اما در سطح مصداق، تصویر دیگری دیده می‌شود: در پیکره مورد بررسی، بانک‌ها، گمرک، نظام ارزی و دستگاه‌های اجرایی بارها به‌عنوان مصداق فساد نام برده می‌شوند، در حالی که نهادهای اقتصادی زیر نظر مستقیم رهبری — بنیادها، ستادها و مجموعه‌های نظامی-اقتصادی — تقریبا هیچ‌گاه در فهرست مصادیق نمی‌آیند.

این یک اتهام نیست؛ یک سکوت آماری است. و همین فاصله میان قاعده («هیچ‌کس مستثنا نیست») و مصداق (برخی همیشه غایب‌اند) یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های گفتمان رسمی ضدفساد است.

پس مساله اصلی در این گفتمان انکار فساد نبود. فساد دیده می‌شد، درباره‌اش هشدار داده می‌شد و با شدیدترین استعاره‌ها توصیف می‌شد. مساله این بود که این فساد تا کجا اجازه داشت پیش برود. مرز نهایی همان جایی بود که فساد می‌توانست از یک مشکل اجرایی به یک مساله ساختاری تبدیل شود؛ در آن نقطه، گفتمان رسمی متوقف می‌شد و از تعمیم نتیجه خودداری می‌کرد.

او ترک‌های استخر را می‌دید، یکی‌یکی نشانشان می‌داد و دستور تعمیرشان را صادر می‌کرد؛ اما هرگز حاضر نشد درباره معماری استخر پرسش کند. بیماری دیده می‌شد؛ اما بدن سیاسی، هرگز.